شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ - ۱۳ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

چه زشت

علی ناظر

کاربري به نام «عليزاده» که پيش از اين در مورد نوشته ام پيرامون «همبستگي» نظرشان را در ديدگاه [1] و سايتي نزديک به شوراي ملي مقاومت منتشر کرده بود، امروز با زشت ترين واژه هاي ممکن [2]، نوشتهء اخير مرا [3] به نقد کشيدند.
ايشان از من خواسته اند که خودم را «رو» کنم و از من خواسته اند که مشخص کنم«براي چه کسي يارگيري» مي کنم؛ و با کمال تأسف خود را پشت نام شوراي ملي مقاومت پنهان کرده و مرا به رژيم خميني وابسته دانسته اند.
اين اولين بار نيست که با چنين شدت و حدت مورد مؤاخذهء برخي از «انسان» ها قرار مي گيرم؛ و حتما آخرين بار هم نخواهد بود.
ايشان به عمد (شايد به سهو) واژهء «ظاهرا» که در اول نوشته آمده، و يا جملهء «البته يک اشکال کوچک وجود دارد» که بعد از پاراگراف مورد نظرشان آمده، و يا جملهء رژيم نماينده مردم «نيست چون اين رژيم منتخب مردم نيست» که در آخر نوشته آمده است را ناديده گرفته اند، تا بتوانند چشم عقل را ببندند و دهان را تا آنجا که امکان دارد باز کنند و هرآنچه که بلد هستند و يا به ايشان آموزش داده اند، را به قلم بياورند.
تأسف من بخاطر جملات زشتي که ايشان استفاده کرده اند نيست، تأسف من بخاطر استفادهء نابخردانه از نام شوراي ملي مقاومت است.
مي خواهم از اين فرصت استفاده کرده و چند نکته را بازگو و روشن کنم:
1- همانطور که يکبار در يک مکالمهء تلفني يه يک نفر گفتم: «شما کوچکتر از اين هستيد که بتوانيد مرا به ضديت با مجاهدين بيندازيد». پيشنهاد من به آن مخاطب تلفني اين است که برود و توضيحات لازم را به «عليزاده» بدهد. بيش از اين گفتن اسراف وقت است.
2- وقتي برچسب تروريستي به مجاهدين زده شد، من در چند مقاله نوشتم که بايد در يک دادگاه بين المللي اين موضوع مورد بررسي قرار بگيرد تا قانونا و حقوقي مشخص شود که چه کسي تروريست است. در آن زمان «عليزاده» ها صف کشيدند تا مرا با ناسزاهاي خود سنگسار کنند. اما امروز مي بينيم که تنها راه برون رفت از تلهء رژيم، دادگاه عالي اروپا است. اينکار سخت بود اما بازدهي استراتژيک داشت. نوشتن آن جملات در آن زمان براي خود کينه خريدن بود، اما راه درستي بود که به نظرم رسيد، و بايد مي نوشتم.
3- ديروز، در زماني که مطلبم را مي نوشتم، کليه رسانه هاي خبري از جمله بي بي سي، ايرنا، و همبستگي ملي [4] ساختمان مورد نظر در اربيل را «کنسولگري رژيم» گزارش داده بودند، مضاف بر اينکه بارزاني و ... هم بر اين امر تأييد داشتند. در آن زمان، هنوز هشيار زيباري [5] مشخص نکرده بود که اين ساختمان از استاتوس ديپلماتيک برخوردار نيست. در لحظه اي که متن مقالهء من نوشته مي شد، کليهء انگشت ها به سوي «کنسولگري» نشانه رفته بود.
4- اگر به کنوانسيون هاي مختلف، از جمله وين، مراجعه کنيم، متوجه مي شويم که «نمايندگي ها» از مصونيت ديپلماتيک برخوردارند، و حملهء نظامي به آنها خلاف قانون بين الملل است، حتي اگر جاسوسخانه باشد.
5- بر اين مبنا، و با توجه به اينکه هنوز استاتوس آن ساختمان «ديپلماتيک» بود، حمله نظامي نقض يک کنوانسيون بود (اين نظر من نيست، يک قانون است). با توجه به اين نکته، اگر امروز آمريکا به خود اجازه دهد که کنوانسيوني را ناديده بگيرد، چه ضمانتي وجود دارد که فردا کنوانسيون ژنو، که حافظ رفقاي ساکن اشرف است، را ناديده نگيرد؟ اگر امروز ما براي نقض يک کنوانسيون هورا بکشيم، فردا نمي توانيم از حقوق بين الملل که ضامن حقوق ماست، بهره بجوييم. لطفا کسي سعي نکند به من يادآوري کند که يکي مقر تروريستهاي رژيم است و دومي مقر آزادي ستانان، چون خاضعانه عرض مي کنم که بيشتر از اين حرفها بلد هستم و در اين سطح محتاج آموزش نيستم.
6- اگر بخواهيم با احساسات و شور و فتور حرف بزنيم، حتما مي گوييم و حق هم با ما خواهد بود که بگوييم هيچکدام از نمايندگي هاي رژيم، مردم ايران را نمايندگي نمي کنند. اما اين بحث و اين گفته هرچند که «حق» است، اما وجاهت قانوني و حقوقي ندارد. اگر آمريکا و ديگر کشورهاي عضو ملل متحد مي پذيرند (به هر دليلي) که رژيم جمهوري اسلامي، مردم ايران را در ملل متحد نمايندگي مي کند (که نمي کند)، پس غير مستقيم پذيرفته اند که آن «کنسولگري» کذايي هم نمايندگي ديپلماتيک رژيم است، و زير پوشش کنوانسيون هاي شناخته شده است. حمله به آن ساختمان يعني نقض حقوق بين الملل. يادمان بيايد وقتي که آمريکا جنگ عليه افغانستان و عراق را «غير قانوني» شروع کرد.
7- بي شک، اولين و ارحج ترين گام بايد اخراج نمايندهء رژيم از ملل متحد، و خالي نگاهداشتن کرسي براي نمايندهء واقعي مردم باشد. با اخراج نمايندهء رژيم، نمايندگي هاي ديپلماتيک رژيم در کشورهاي مختلف بي معنا خواهند شد. در غير اين صورت و تا زماني که آمريکا و بقيهء اعضاي شوراي امنيت به اخراج رژيم رأي نداده اند، برخورد با «کنسولگري» کاري کوچک و بي اهميت بوده و حتما اهداف «غير قانوني» ديگري را دنبال مي کند.
8- با توجه به اين امر که آمريکا بر گُردهء عراق (مردم و دولت) سوار است، به راحتي مي تواند قلدري کرده و از عراق بخواهد درب سفارتخانهء رژيم را تخته کند. با اين روش مساله ريشه اي حل مي شود. اما منظور آمريکا حل معضل نيست، بلکه دامن زدن به آن است. مي خواهد به بهانهء عراق منطقه را به آتش بکشد، و چه ياري بهتر از رژيم جمهوري اسلامي.

9- بعنوان يک اصل، اگر من (نوعي) در روز اعدام هويدا و رحيمي و پارسا به «حکم اعدام» اعتراض مي کردم، فردايش براي اعدام ها در کردستان اشک نمي ريختم. اگر از تسخير لانهء جاسوسي آمريکا دفاع نمي کردم، شاهد خودسوزي «ندا» براي نجات مريم رجوي از زندان فرانسه نمي شدم، اگر حملهء آمريکا به افغانستان را محکوم مي کردم، شاهدبمب باران قرارگاه اشرف نمي بودم. تفاوت من (نوعي) با رژيم بايد در همين باشد که من به قانون احترام مي گذارم، و رژيم نمي گذارد. من (علي ناظر) نمي خواهم آمريکا به ايران حملهء نظامي کند، رژيم مي خواهد. اگر بايد به سفارتخانه اي حمله بشود، اين عمل را بايد مردم ايراني مقيم خارج انجام دهند، و نه «ناجيان آمريکايي»؛ و اين نکته را با سر دادن شعار هاي توخالي ضد امپرياليستي نبايد يکي دانست. اين جا من خواست خودم بعنوان يک ايراني را بيان مي کنم. اين حق من است که دشمن خودم را خودم از کشور خودم بيرون کنم، و هيچ ربطي هم به امپرياليسم،و... ندارد.
10 – آمريکا اگر في الواقع مي خواهد ريشهء تروريسم در عراق را بسوزاند، اول سلاح هاي افسران ارتش آزاديبخش را به آنها باز پس دهد. آمريکا به نظر من، نه مي خواهد رژيم از عراق بيرون برود، و نه مي خواهد شر تروريسم از منطقه کم شود، و نه مي خواهد مردم ايران حق دفاع از خود را داشته باشند – اين است استراتژي آمريکا.
بدون اينکه بخواهم به «عليزاده» بي احترامي کرده باشم، بايد خاطر نشان کنم که گاهي اوقات بايد فراتر از نوک بيني خود را ببينيم. کاري که «عليزاده» در نوشتهء خود نکرده است. متاسفانه، ايشان حرف زشت زدن را با دفاع از آرمانهاي خلقي را يکي دانسته است، و اين بر مي گردد به فقر فرهنگي خيلي از ما آدمها.
بقيه را مي سپارم به عقل و شعور سياسي خواننده.
علي ناظر – 22 دي 1385

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 13 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: سارا كسروي]  [ sara.kasravi@yahoo.co.uk ]  
من خواهشي از دوستان محترم دارم كه قضاوت در رابطه با هويت آقاي عليزاده خارج از آنچه خود ايشان ابراز كرده اند نكنيد, كه اين از نظر من از انصاف و عدالت به دور است. آنچه كه من از نوشته ايشان متوجه شدم ايشان هوادار يا دوستار يا علاقمند به سازمان مجاهدين هستند, كه خود ايشان هم به خطاي خود اعتراف كرده و عذرخواهي هم نموده اند.خطا از نظر من بزرگ بوده, در اين كره خاكي هم كسي را من نمي توانم پيدا كنم كه روزمره دچار خطا نباشد. شناخت خطا و تلاش صادقانه براي تصحيح آن خود در انسان شناسي جايگاه ارزشمندي دارد.من قصد برسي رونشناسانه موضوع را ندارم اما در يك جمله بايستي بگويم كه كار اوليه ايشان بسيار خطا و كار بعديشان بسيار ارزشمند و آموزنده بوده است. اگر خود را از اعضاي خانواده ديدگاه مي دانيم پس سايسته اين است كه اجازه ندهيم تحت هيچ شرايطي اعتماد از ميانمان سلب شود. هر كس از نظر من حق دارد كه متناسب با فرهنك و باورهاي خودش در اين رابطه هم موضع خودش را بگيرد. كسي كه مخالف مواضع مجاهدين است از اين فرصت استفاده خواهد كرد تا از مواضع خودش دفاع كند و اين حق طبيعي اوست, اگر من جاي مجاهدين بودم از مخالفين سياسيم درخواست مي كردم كه حتما با من بطور جدي و پيگر مخالفت كنند چون بهره اش را من مي برم اگر مدعي هستم كه حقانيتي دارم و پايبند به اين حقانيت هستم در اين كشاكش بطور قانونمند حقانيت من و ماهيت طرف مقابلم آشكار خواهد شد. وقتي مدرسه مي رفتم زمان ديكته نوشتن هميشه خطا داشتم پدرم مي گفت كسي كه ديكته نمي نويسه خطا نمي كنه.   

[تاریخ ارسال: 12 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: مراد گودرزي پيوند]  [  ]  
جناب ناظر,
درد امروز ما ,در واقع درد سرزمين اهورائي ما نه بدست تفنگداران آمريكاي امپرياليست و نه بدست روباه حيله گر و مكار دولت فخيمه و شركت توتال فرانسه قابل علاج است و نه در كادر شعارهاي پر طمطراق ضد امپرياليستي و داد و فريادهاي چپ راديكاليستي,بلكه تنها و تنها در گرو وحدت و همبستگي ملي و مبارزاتي خلقهاي قهرمان ايران زمين و پيوند ملائ اجتمائي آن با مبارزان تعيين تكليف كرده كه مرز سرخ خلق و ضد خلق را ترسيم كرده اند.
اينكه افرادي خواه آاهانه خواه از موضع ترشح كينه هاي شخصي ,شمارا به باد توهين و نا سزا مي گيرند , تنها يك پاسخ محتاجند,آن اينكه تاريخ در لابلاي گستره سينه قضاوتش ,سر بزنگاه با آن رفتار متناسب با گذشته اش خواهد كرد.
من دشمن ملتم نه در آمريكا و... مي بينم, بلكه در قيافه معمم آنانيكه دختر خردسال بي دفاع را, بخاطر دفاع از ناموس و شرف انسانيش ,به جوخه اعدام مي سپارند و دوست ملتم را در چشمان خواب آلود,پا برهنه,بي سرپرست, فراري از ظلم و تهي دستي, و جوانان اين ميهن كهن,با كردش,فارسش,لرش,بلوچش,آذريش و..... مي بينم.
آري نقض كنوانسيونهاي شناخته شده جهاني توسط هر دولتي خواه امپرياليستي خواه ارتجاع قهارش محكوم است و ما برونمرزيان با توجه به همين قوانين قادر به ادامه حيات بعد از گريز نا خواسته از دست عاصبان حاكمييت مردم,هستيم.
چرا شعارهايي مي دهيم كه يك ذره به آن پايبند نيستيم?
دشمن ملت ايران در مرحله فعلي امپرياليست نيست و اگر فرد يا گروهي حق تقدم مبارزه با قدرتهاي غير ايراني را بر رژيم ملايان ارجح مي داند,يا مشغول خود فريبي است يا اينكه قصد انحراف ديگران از مسير واقعي مبارزه ملت عليه آناني را دارد كه همين روزها انگشتان دست تعدادي مظلوم را دارند قطع مي كنند.
پيروز باشيد
  

[تاریخ ارسال: 12 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: نیوشا شایان]  [  ]  
باید از علیرضا تشکر کرد که این شهامت را داشته که عذر خواهی کند. اما در مورد مجاهدین امروز و ارتش آزادیبخش، مجاهدین امروز، مجاهدین سی سال پیش نیستند و نباید در این توهم زندگی کرد. مجاهدین قدرت سیاسی ندارند که بتوانند اروپا و آمریکا را مجبور به کاری کنند، اگر آنها چنین قدرت سیاسی ای داشتند، رژیم را سرنگون کرده بودند. برای همین روابط آنها با اروپا و آمریکا که سابقه جنایت علیه بشریت دارند، از زاویه طرح دوستی ریختن است، نه رابطه دیپلماتیک، آنها به این استعمارگران می گویند که حرف ما را گوش کنید، ما ایران را می شناسیم، و روش شما درست نیست و به ما بعنوان جایگزین رژیم نگاه کنید. من تعجب می کنم که یک هوادار مجاهدین از یک طرف علیه استعمار باشد و از طرف دیگر مجاهدین فعلی را هواداری کند. من این مشکل را با هواداران استالین و ترتسکی هم داشتم. بسیاری از آنها کارگر کشی و کمونیست کشی های استالین را اشتباه میدانستند نه دلیل ارتجاعی و ضد-کارگر بودن او، بسیاری جامعه شوروی را سوسیالیستی میدانستند اما بوروکراتیک، آنها متوجه نبودند که چه دیوی انقلاب کمونیستها را بلعیده و به سرمایه داری دولتی تبدیل کرده. مسئله مجاهدین هم تقریبا شبیه آن است و دیر یا زود هواداران مجاههدین متوجه خواهند شد. اما همه اینها به این مفهوم نیست که سربازان کمپ اشرف را باید آنجا نگه داشت. خیر، باید فشار آورد تا آنها را از عراق بیرون آورد و به اروپا برد تا با بقیه نیروهای مردمی رابطه و دیالوگ داشته باشند تا بهتر در مورد زندگی خود تصمیم بگیرند. فعلا آنها اسیر اراده سیاستمدارانند. نیروهای آنها هیچ ضرری برای رژیم ندارد و نیروهای نظامی آمریکا صد برابر آن ها کارائی دارند. آنها را آنجا نگه داشته اند که فردا از آنها رژه آزادی بسازند و یا سوء استفاده های دیگر کنند. این حرفهای منو قبول نمی کنید، اما خواهید دید.   

[تاریخ ارسال: 12 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: ناصر آبادانی]  [  ]  

اقای ناظر عزیز خیلی دلم می خواهد به جای همه هوادران مقاومت از شما عذر خواهی کنم . که دامان مقاومت مردم ایران از چنین افرادی پاک است . این افراد از دیگاه من هیچ سنخیتی با مقاومت مردم ایران ندارند . این افراد تحت پوش مقاومت دست به این الفاظ نا شایست میزنند . اینان دو نبشه بازی می کنند . داستان علي --- [ديدگاه اين اسم را حذف کرده است] یادتان است که با دو نام مقاله می نوشت . بایک نام هواداری از مقاومت میکرد . با یک نام دشنام میداد تا اینکه افشا شد . میدانم که شما هوشیار تر از اینها هستید که فریب این ترفند های رذیلانه را بخورید . همین نوشته نشانه درایت شماست . به سهم خودم عذر میخواهم . هر چندیقین دارم اینان از قماش همان... بگذریم موفق باشید .

  

[تاریخ ارسال: 12 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: احمد]  [  ]  

من هم همون فحش نامه را خواندم. من شرط میبندم که ایشون هوادار مجاهدین نیستند بلکه ایشان از لباس هوادار مجاهدینی به تن کرده تا از هوادارن مجاهدین چهره بدی نشان بدهد. مجاهدید برای آزادی از هم کس و از همه چیر خود گذشته اند مگر هوادار مجاهد میتواند اینقدر فحاش باشد. منکه در زندگی واقعی ندیدم. معذرت خواهی ایشان هم باید در زرنگی ایشان جستجو کرد
__
علي ناظر: اگر يکنفري گفت ببخشيد، وظيفه ماست که پوزش او را بپذيريم. انسانها را نبايستي بخاطر اشتباه، از خود راند
  

[تاریخ ارسال: 12 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  

آقای ناظر عزيز ، انتظار اين بود که همانطور که گفته بوديد هيچ مطلبی را که حاوی تهمت و توهين باشد را درج نکنيد ،اما شايد به خاطر تواضع و چونکه نوشته اين فرد مجهول الهويه بر عليه خودتان بوده است اين کار را کرده ايد ، که البته به نظر من صحيح نبوده است. من و همه دوستان وهوادارانی را که ميشناسم برای شما و تلاشهای صادقانه اتان احترامی عميق قائل ميباشيم.من نظرم را راجع به اين فرد به شما گفته ام ،ولی اينجا باز ميگويم اين آقای عليزاده (فرض بر صحت نامش ميگذارم) و يا هر فرد و جريانی که بخواهد با اين فرهنگ پاسدارـ لمپنی به شما توهين بکند از نظر من و بقيه دوستان صد در صد محکوم است. برايتان در کار و تلاشتان آرزوی موفقيت ميکنم. (گر بدی گفت حسودی و رفيقی رنجيد ـ گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنيم).

___
علي ناظر: با سپاس از لطف شما. «عليزاده» لطف کرده و در يادداشتي کوتاه از لحن خود پوزش خواسته است. بيش از اين نبايد انتظار داشت
  

[تاریخ ارسال: 12 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: بهرام]  [  ]  
با درود وخسته نباشید
فقر فرهنگی سخن درستی است . متاسفانه ما ایرانیها به خود بعضی مواقع بسیار باخود تعارف داریم .بنظر من حرف شما درست است که باید در مقابل نقض حقوق بین المللی ایستاد و این دلیل بر این نیست که کسی از رژیم حمایت میکند. ویا اگر کسی سخن از عدم جنگ میکند دلیل بر این نیست که از صدام ویا رژیم جمهوری اسلامی بخواهد دفاع کند. متاسفانه این سیاه وسفید دیدنها یک امر بسیار سختی در بین ما میباشد. ولی یک چیزی را که من نفهمیدم . این جمله شماست که میفرمائید:آمريکا اگر في الواقع مي خواهد ريشهء تروريسم در عراق را بسوزاند، اول سلاح هاي افسران ارتش آزاديبخش را به آنها باز پس دهد. آمريکا به نظر من، نه مي خواهد رژيم از عراق بيرون برود، و نه مي خواهد شر تروريسم از منطقه کم شود، و نه مي خواهد مردم ايران حق دفاع از خود را داشته باشند – اين است استراتژي آمريکا
در اینکه آمریکا نه میخواهد تروریسم از منطقه شرش راکم کند درست واینکه نمیخواهد مردم ایران به حق خود برسند را هم میفهمم ولی رابطه بین پس دادن سلاح به مجاهدین برگرداندن با این موضوع است . مگر مجاهدین قبلا هم سلاحهایشان را نداشتند مگر پشتیبانی حکومت صدام رانداشتند وحتی بخشا نیز مانند امروز پشتیبانی کشورهای غربی را بطور مستقیم وغیر مستقیم . چه توانستند بکنند که امروز در اوضاع پیچیده عراق انجام دهند. مگر چندین بار هم آزمایش نکردند و درجا بقول آقای رجوی "آماده نبودند وخداوند یقه شان را گرفت وبرگرداند"آقای ناظر شما مثل اینکه چشمهیتان را بر بخشی از واقعیت ها هم میگذارید ونمیخواهید که واقعیت را ببینید که باصطلاح ارتش مجاهدین در اوج اقتدارش چه کرد که امروز بکند. فرض را بر این بگذاریم که آمریکا به مجاهدین سلاحش را هم برگرداند وگفت بفرمائید آزادید واقعا در عالم واقعیت فکر میکنید که با این ارتش این افراد چه میتوانند بکنند؟ بنظر من در این نقطه به سوی مرگ عمدی آنها را میفرستند. وبنظر من دراین اوضاع عراق چنین شعاری را دادند کم اندیشی اگر نباشد ونشانی برای به کشته دادن انسانها نباشد که البته در مورد شما نیست یک ساده اندیشی بیش نیست . به نظر من این گفتار شما تنها تکرار شعاری است که مجاهدین خودمیدهند ولی راجع به این شعار شاید هرگز فکر نمیکنند.
بعلاوه بارها نشان داده شده است که بدون قدرت مردم نمیتوان کاری انجام داد وبا بازی با معادلات وتعادل قوای منطقه ای نمیتوان به آزادی وعدالت رسید. بهرحال این یک ادعای شما برای من که سعی میکنم آنرا درک کنم یک معادله ای است که با واقعیت تظابق ندارد .
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.