شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷ - ۲۰ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

گام اول براي حملهء نظامي به ايران

علی ناظر

ظاهرا يک نيروي اشغالگر گردن کلفت به نام آمريکا به دفتر نمايندگي يک کشور که عضو ملل متحد هم است، حملهء نظامي کرده، چند ديپلمات را به گروگان گرفته، تمام وسائل را شکسته، کامپيوتر ها و اسناد و مدارک را با خود به سرقت برده، و خلاصه تمام قوانين بين المللي و ديپلماتيک را زير پا گذاشته است.
من بعنوان يک ايراني بايد خونم بجوش بيايد وقتي که مي بينيم آمريکاي جهانخوار گستاخي را تا به اين حد پيش برده که به نمايندگي کشور من اين چنين کرده است؛ و فکر هم نکنم هيچ ايراني وطن پرست و ضد امپرياليستي پيدا شود که حمله به نمايندگي کشورش را شديدا محکوم نکند و در يک تومار به ملل متحد خواستار محکوم کردن آمريکا نشود.
البته يک اشکال کوچک وجود دارد. رطب خورده کي منع رطب مي کند؟
وقتي به سفارت آمريکا (لانهء جاسوسي) در تهران حمله شد، وقتي جلوي لانهء جاسوسي پرچم آتش زدند، وقتي سينه خيز و شعار گويان خيابان ها را جاروب مي کردند، وقتي منافع آمريکاي جهانخوار و اسرائيل صهيونيست در آرژانتين، عربستان، اردن، و ... مورد حملهء تروريستي قرار گرفت، وقتي هر چند روز يکبار و به بهانهء کاريکانور محمد، کتاب سلمان رشدي،... جلوي سفارتخانه و کنسولگري سوئيس و انگلستان و دانمارک و... در تهران تظاهرات خشونت آميز برنامه ريزي مي کنند، وقتي اعضاي اپوزيسيون از فريدون فرخزاد تا کاظم رجوي و قاسملو را ديپلمات هاي کشور من به قتل مي رسانند، و وقتي گله گله سپاه پاسداري به نام زائر کربلا و نجف به عراق گسيل مي شوند تا شورشيان شيعي در عراق را مسلح و آموزش دهند، و وقتي رئيس جمهور عراق جلال طالباني، از تروريستهاي صادراتي رژيم بعنوان ميهمان ياد مي کند، آيا براي آمريکاي جهانخوار راه ديگري مي ماند، بجز دفاع از خود و منافع خود؟
حمله به نمايندگي هاي ديپلماتيک متعلق به هر کشوري محکوم است، به شرطي که هميشه محکوم باشد.
اگر ديروز حمله به سفارتخانه آمريکا، و امروز حمله به اين کنسولگري رژيم را محکوم نکرديم، فردا که اين رژيم سرنگون شد، نبايد متعجب شويم اگر آمريکا به سفارتخانه آن دولت مردمي حمله ور نشود، و نگويد که اگر بد بود چرا در آن دو مورد اعتراض نشد. مي توانيم آنقدر فرياد بکشيم تا گلويمان پاره شود که آن اتفاقات در زمان رژيمي تروريست انجام شد، ما مردمي هستيم. سوال بي جواب اين است که مگر دولت ملي مصدق تروريست بود وقتي آمريکا و انگليس در لباس کودتاچيان دولتش را ساقط کردند؟ به همين خاطر، اين عمل آمريکا را، تا زماني که قبول دارد نمايندهء رژيم در ملل متحد نمايندهء مردم ايران است - که نيست جون اين رژيم منتخب مردم نيست، نبايد به عنوان عملي پيشگيرانه عليه عمليات تروريستي رژيم ارزيابي کرد.  در شروع اين يادداشت نوشتم «ظاهرا»، چرا که حملهء آمريکا  به دفتر نمايندگي رژيم در اربيل را مي توان مضاف بر «عملي پيشگيرانه» به عنوان شروع فازي که به حملهء نظامي به ايران منجر شود، ارزيابي کرد.
اتفاق امروز در اربيل، ادامهء کشمکشي است که رژيم اسلامي پس از تسخير سفارتخانهء آمريکا شروع کرد، و تا به زمين خوردن يکي از اين دو، به پايان نخواهد رسيد. استراتژي جديد آمريکا راهبرد مسالمت آميز براي زمين زدن رژيم را به زير سوال برده است.
شايد اپوزيسيون بتواند از اين آب گل آلود ماهي خودش را صيد کند.
علي ناظر – 21 دي 1385

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 18 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: ن/ میهنی]  [  ]  
آنچنانکه در 28 سال گذشته ثابت شده است، حاکمان رژیم جمهوری اسلامی با افکار ارتجائی خود نه تنها دشمن مردم ایران بلکه تهدید کل جوامع بشری نیز هستند.از قدیم گفته اند که، نا برده رنج گنج میسر نمی شود- مزد آن گرفت که جان برادر کار کرد/ داشتن آزادی هم بها میخواد، در سرنگونی یک رژیم دیکتاتور نقل ونبات پخش نمی کنند. در کجای دنیا دیکتاتورها خود بخود سرنگون شده اند؟ رژیم جمهودی اسلامی خود اولین و بزرگترین اشغالگر و دشمن مردم ایران است. به لحاظ مدنیت مردم و حاکمیت آمریکا 200 سال از جمهودی اسلامی و حاکمان آن جلوتر و پیشرفته تر است. در کجا ی آمریکا یک انسان به خاطر یک نظر و عقیدهً مخالف تفتیش و شکنجه و اعدام شده است؟ آقا نشسته در اروپا و آرزوی سرنگونی رژیم را دارد؟ کی و کجا ؟ خدا داند!
و اگر کسی هم جدی پای جریان رفته و بخواد رژیم را سرنگون کرده و مردم را آزاد سازد، یه مرتبه احساساتشان گل می کند، آی داد بیداد، امپریالیستها آمدند ! خوردند ! بردند ! گرگ آمد گرگ آمد.! آقای محترم مگر مردم ایران با این حاکمیت آرامشی دارند؟ مگر آخوندهای گرگ صفت چیزی از آن مملکت باقی گذاشته اند؟ حتی بنزین و برنج و چائ خشک و گندم... مردم ایران از خارج وارد میشود، در مقابل ولی فقیه نظام همچنان دنبال علم اتمی است! چه تحفه هائی!؟
  

[تاریخ ارسال: 15 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: نیوشا شایان]  [  ]  
برخی از نظر دهندگان به طرز آشکاری می گویند که باید با “جامعه جهانی" همکاری کرد تا رژیم خمینی را سرنگون کرد. از این مطلب هم ناراحت می شوند که گفته شود با حمله آنها به مراکز دولتی رژیم باید مخالفت کرد. مثلا اگر فردا “جامعه جهانی” به ایران حمله کرد و ایران را بمباران کرد، نباید این حرکت را محکوم کرد، چون رژیم ایران ارتجاعی است. ادامه منطقی این نظر این است که اگر رژیم آمریکا رژیم ایران را هم عوض کرد، نباید آنرا محکوم کرد، چون رژیم ایران ارتجاعی است. باز هم در ادامه این منطق، اگر رژیم آمریکا در ایران کودتا هم کرد، نباید با آن مخالفت کرد، چون رژیم ایران ارتجاعی است. احتمالا این نظریه پردازان می گویند که بگذارید که “جامعه جهانی” رژیم را سرنگون کند و آن گروهی که ما در نظر داریم به روی کار آید، چون رژیم ارتجاعی است. و قاعدتا این گروهی که “جامعه جهانی” آورده انقلابی است، چون رژیم ایران ارتجاعی است. حال اگر یک عده بیایند بگویند که شما با “جامعه جهانی” همکاری می کنید که مملکت را بفروشید، به آنها می گویند شما ارتجاعی هستید چون وحدت برای سرنگونی را بهم می زنید و مانع سرنگونی می شوید - یعنی کسانی که در اپوزیسیون با “جامعه جهانی” امروز همکاری نمی کنند، بی عمل، و اگر علیه آن اقدام کنند، ضد-انقلاب اند. حال اگر کسی به شما بگوید که این موضع شما، نه شما را بلکه “جامعه جهانی” را تقویت می کند و در نتیجه علیه مردم زحتمکش ایران است، شما چه جوابی می دهید؟ می گوئید: اگر آن گروه را “جامعه جهانی” بروی کار آورد، آنها با اصلاحات دموکراتیک نشان خواهند داد که بنفع مردم خواهد بود. راستش، چرا اصلا این حماقت را کردیم که شاه را سرنگون کردیم، فقط باید لازم بود که با “جامعه جهانی” همکاری می کردیم که گروه مورد نظر این نظریه پردازان را بروی کار آورد، چرا با صدام و “جامعه جهانی” در جنگ همکاری نکردیم، چرا از “جامعه جهانی” کمک مالی دریافت نکنیم، چرا بجای شرکت در تظاهرات ضد-جنگ وارد ارتش “جامعه جهانی” نشویم که از شر وابستگان رژیم در عراق و بعدا از شر جمهوری اسلامی خلاص شویم؟ چه بد شد چاوز سرنگون نشد، چه بد که “جامعه جهانی” به دیکتاتورهای دیگر حمله نظامی نمی کند، اصلا این حرفها چیه، جهان از طریق این “جامعه جهانی” به طرف جامعه ایده ال انسانی در حال حرکت است: زنده باد “جامعه جهانی” که حامی صلح و صفا و دموکراسی است.   

[تاریخ ارسال: 14 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: آسو نهرو]  [  ]  

آقای علی ناظر دوست عزیز: من نه دشمنی شخصی و نه قصد متهم کردن شما را دارم، نظرات و پیشنهادات رک و پوست کندهً کاربران، ما را ضمن رسیدن به آزادی و عدالت، در مقابل دشمن مشترک خلقمان متحد و از انحرافات نظری، نیروئی مصون خواهد داشت. با تشکر فراوان از زحمات شما. زنده باد آزادی> آسو نهرو

___
علي ناظر: من در اين گفتهء شما اصلا شک ندارم، چون دليلي براي دشمني وجود ندارد 
  

[تاریخ ارسال: 14 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: سهند صادق]  [  ]  
به نظر من:
تا زمانی که تقابل جامعهً جهانی با رژیم ملایان علنی و رسمی نشده است، سلاحهای سازمان مجاهدین خلق ایران پس داده نخواهد شد. وانگهی اگر امروز جامعهً جهانی کمر به سرنگونی دشمن مشترک ملل جهان و مردم ایران را بسته است، چرا ما نباید با آن متحد و یا حداقل در سرنگونی رژیم ملایان همسو شویم؟ فرض میکنیم که اصلاً و ابداً سلاحهای سازمان مجاهدین خلق ایران پس داده نشد، لااقل حق فعالیت سیاسی آنان در ایران فردا مانند کشور عراق نیز محفوظ است و درست به همین دلیل آنان(مجاهدین)قصد انتقام از اشتباهات گذشتهً نیروی اعتلاف را نداشته و حتی سعی میکنند سیاستهای خود را با سیاستهای جامعهً جهانی در مورد تعین تکلیف رژیم ولی فقیه در جهت رهائی ملت ایران، منطبق سازند.
با تشکر از دقت و توجه شما:
  

[تاریخ ارسال: 14 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: آسو نهرو]  [  ]  

، من رژیم جمهوری اسلامی را ضد مردمی نا مشروع و تهدید جهانی میدانم، اگر غیر از این است پس دود دم های سرنگونی برای چیست؟. نمی توان خواهان سرنگونی رژِمی شد و در عین حال از طرفی اشگ تمساح برای سفارت آن ریخت. به عبارتی دیگر اگر شما رژیم را مشروع میدانید پس چرا میخواهید آنرا سرنگون کنید؟ و اگر سرنگونی می خواهید؟ یعنی اگر رژِم ملایان دشمن شماست پس چرا از کم شدن یک سفارت آن اینقدر به هم ریخته و نگرانید؟ آیا این بدان معنی نیست که شما سرنگونی را جدی نگرفته و فقط توهم پراکنی کرده و اذهان منحرف میکنید؟ آیا این بدان معنی نیست که خود بخود منافع ولی فقیه(حفظ نظام) در این میان تاً مین میشود؟ جامعهً جهانی امروز تصمیم گرفته است که حاکمیت کشور ایران را به مثابه تهدید جهانی تنبیه وسرنگون کند. راستی معیار و ملاک تشخیص دوست و دشمن ایرانیان در یک حرکت آزادیخواهانه و انقلابی چیست؟ نکند این اختلافات صوری به عنوان هیزم آتش تفرقه، آلت دست هیزم کشان تفرقه بیا نداز ارتجاع و استعمار گردیده و حکیم و ملا صدر و حزب تودهً و مالکی دیگری در فردای ایران تولید کند ؟ بدانیم و آگاه باشیم


___
علي ناظر: انصاف براي هرکس خصيصهء خوبي است:
من در مقالهء (چه زشت) توضيح داده ام: «7- بي شک، اولين و ارحج ترين گام بايد اخراج نمايندهء رژيم از ملل متحد، و خالي نگاهداشتن کرسي براي نمايندهء واقعي مردم باشد. با اخراج نمايندهء رژيم، نمايندگي هاي ديپلماتيک رژيم در کشورهاي مختلف بي معنا خواهند شد. در غير اين صورت و تا زماني که آمريکا و بقيهء اعضاي شوراي امنيت به اخراج رژيم رأي نداده اند، برخورد با «کنسولگري» کاري کوچک و بي اهميت بوده و حتما اهداف «غير قانوني» ديگري را دنبال مي کند»
و بازهم تأکيد کرده ام: «9- ...من (علي ناظر) نمي خواهم آمريکا به ايران حملهء نظامي کند، رژيم مي خواهد. اگر بايد به سفارتخانه اي حمله بشود، اين عمل را بايد مردم ايراني مقيم خارج انجام دهند، و نه «ناجيان آمريکايي»؛ و اين نکته را با سر دادن شعار هاي توخالي ضد امپرياليستي نبايد يکي دانست. اين جا من خواست خودم بعنوان يک ايراني را بيان مي کنم. اين حق من است که دشمن خودم را خودم از کشور خودم بيرون کنم، و هيچ ربطي هم به امپرياليسم،و... ندارد.»
و بازهم تأکيد کرده ام: «10 – آمريکا اگر في الواقع مي خواهد ريشهء تروريسم در عراق را بسوزاند، اول سلاح هاي افسران ارتش آزاديبخش را به آنها باز پس دهد....»
حال منظور شما چيست که آدرس عوضي داده و مي پرسيد «
چرا از کم شدن یک سفارت آن اینقدر به هم ریخته و نگرانید؟»، و يا «آیا این بدان معنی نیست که خود بخود منافع ولی فقیه(حفظ نظام) در این میان تاًمین میشود؟ » حتما «خدايگان» آگاه است.

  

[تاریخ ارسال: 13 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: شاهین]  [ shahin_be2002@yahoo.com ]  
آقای ناظر خسته نباشی
صمیمانه به شما پیشنهاد می کنم مدتی دست به قلم نشوید. امیدوارم این نصیت را حمل بر ناروا نکنید قصدم خیر شماست. هم از چشم کاربران می افتی و هم موجب دلخوری زخم خوردگان رژیم می گردی بحث اساس حقوقی حمله به دفتر ارتباطی رژیم در اربیل نیست که هنوز تشریفات منصونیت دپلماتیک آن طی نشده بلکه استفاده جنابعالی از واژه هایی است که کاربران را حتی خود ما را به اشتباه می اندازد نکند آقای ناظر زبانی دیگر از رژیم هستند؟ البته گاها زبان دیگر هم نه بلکه هم زبان با رژیم می شوید و خواسته و ناخواسته حاصل کار شما تامین ککنده منافع رژیم آخوندی است. استفاده از واژههای چون امپریالیسم و یا جهانخوار و غیر مرا بیشتر به یاد شعارهای آخوندهای حکومتی می اندازد تا حتی به اصطلاح چپ نماهای پروده شوری سابق؛ آلان حتی رژیم نیز به غلظ شما از این واژهها سود نمی برد و برای مردم ایران برد ندارد و کهنه شده ولی از قرار جنابعالی در دهه پنجاه فریز شده اید. کمی در نگاه خود تجدید نظر کنید. این سکه شما از رونق افتاده است و ذایج بازار نسل امروز و نسل من نیست. ما دنبال ذوستی با همه دنیا هستیم اسراییل برای شما و رژیم آخوندی صهیونیست است نه برای ما اسراییل برای نسل من یک واقعیت تاریخی است که امروز متجلی شده است اسراییل برای نسل من از داود و سلیمان یهود و موسی و سورههای قران عینیت یافته و همانگونه که برخی کشورها در منطقه بعد از جنگ جهانی اول و دوم ظهور یافتن و تازه حقیقت تاریخی هم نداشته اند ولی مورد قبول همه هستند به همان دلیل و بلکه اقواتر از آن اسراییل وجود مسلم است و مورد دفاع ؛ برای نسل من آمریکا نه تنها دشمن و جهانخوار نیست بلکه دوستی است به مثل دیگر کشورها و نسل من دنبال این دوستی است تا منافع ملی و میهنی ایران تامین گردد. اگر برای ایران دشمنی هست همان رژیم آخوندی است و هم اندیشان آن رژیم و امروز متاسفانه امثال شما با ادعای مخالفت با رژیم در عمل همان کاری را انجام می دهید که رژیم انجام می دهد . براستی فرق رژیم با شما در چیست؟ اگر بناست شما با این عقاید ملت ایران و کشور ایران را به سمت مقابله با دیگر کشورها و تنش و تضاد با دیگران بکشانید خب همین کار را رژیم هم انجام می دهد و چه بسا خوب انجام نمی دهد و شما منقد شده اید؟ موضع شما در همراهی با حزب الله مزدوران رژیم بر علیه اسراییل بسیار وقیحانه بود با معذرت این آن واژه ولی توجه کنید که در کنار چه جریانی قرار گرفته بودید؟ در ساده ترین باور فقط می توان چنین برداشت کرد که از بغض علی به دامان معاویه فتادید!؟ از قرار دشمنی بیمار گون شما با اسراییل و آمریکا به سادگی شما را به صف رژیم می کشد که اگر در شکل ساده چنین باشد باز باید به حال شما تاسف خورد. امیدوارم به توصیه و نصیحتم منصفانه نظر کنید.
شاهین
  

[تاریخ ارسال: 12 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: نیوشا شایان]  [  ]  
آقای سهند صادق می گوید صلاح این است که اصل استقلال را فعلا معیار قرار ندهیم و فقط حول آزادی و دموکراسی متحد شویم تا اتحادی حاصل شود تا ما سریعتر از شر رژیم خمینی خلاص شویم. حال فرص کنیم که ما اینکار را کردیم و رژیم ارتجاعی را سرنگون کردیم . اگر فردا بچه هایمان گفتند که شما ما را اسیر استعمار آمریکا کردید چه جوابی بدهیم؟ بگوئیم حال باید اصل وحدت باشد استقلال و بی خیال آزادی - یعنی همان اشتباهی که در انقلاب قبل دچار شدیم؟ البته این حرف به این مفهوم نیست که رژیم خمینی ما را از لحاظ سیاسی وابسته به استعمار نخواهد کرد. این امکان از راه های متعددی وجود دارد. بعلاوه معیار اتحاد برای مبارزه انقلابی بهتر است حول محتوای آزادی و استقلال و حاکمیت اکثر مردم یعنی منافع کارگران و زحمتکشان باشد. از 70 ملیون جمعیت ایران نود درصد آن از خانواده های کارگر و زحمتکش و بیکار و خرده مالک و دهقان می باشند – و اکثر ما جزء آنان هستیم. اگر 90 درصد جمعیت ایران را ثروتمندان و سرمایه داران مرفه تشکیل میداند، میشد گفت مسئله ما سیاسی است. اما چنین نیست و سرمایه داران و مالکان بزرگ (نه الزاما فئودال) بخش کوچکی از جامعه ایران می باشند. به اعتقاد بسیاری از سوسیالیستها، چون حرف شما با چپ بود، دیکتاتوری رژیم جمهوری اسلامی وسیله چاپیدن مردم است نه چون یک عده روحانی دوست دارند دیکتاتوری کنند. نیروهای چپ و سوسیالیست نمی توانند قبول کنند که علت دیکتاتوری و استبداد صرفا نوع مذهب اسلام خمینی است، آنها پیدایش خمینسم را از زاویه حفظ موقعیت اقتصادی تسلط سرمایه و مالکیت بر نیروی کار می بینند و معتقدند که سرنگونی رژیم به خودی خود دیکتاتوری را از بین نخواهد برد چون با رفتن این ارتجاع، ایدئولوژی دیگری بوجود می آید که دیکتاتوری سرمایه را توجیه می کند تا کارگران را بدوشد. برای همین سوسیالیستها نسبت به ایده ای که قرار است اپوزیسیون را متحد کند، حساسند. بشکل خیلی زیادی کلی تا مفید، اما حداقل، وحدت اپوزیسیون باید حول آزادی و استقلال برای کارگران و زحمتکشان باشد، نه آزادی و دموکراسی صرف و نه حتی آزادی و استقلال صرف.   

[تاریخ ارسال: 12 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: سهند صادق]  [  ]  
28 سال است که جمهودی اسلامی یعنی از زمان جنگ 8 سالهً ضد میهنی و صدور انقلاب در عراق و حتی در اقصی نقاط جهان دخالت وجنایت میکند و دشمنی خود با صلح و آرامش را به اثبات رسانده است. اگر مقصد دفاع از حقوق مردم عراق است حالا چرا آقایان از جنایتهای بیکران مزدوران تروریستی ملایان صحبت نکرده و یا آن را نادیده میگیرند . عملیات آمریکا جواب و عکس ا لعمل به دخالتهای مخرب ملایان حاکم ایران در عراق است و البته به نظر من تا حال آمریکا سند و دلیل کافی برای جلب حمایت مردم عراق و جامعهً جهانی را نداشت و لیکن امروز بر همگان ثابت شده که بدون سرنگونی جمهوری اسلامی هیچ گونه صلح وثباتی در عراق و منطتقه نخواهد بود.در این میان عامل اصلی دوام رژیم خمینی و حاکمیت دیکتاتوری ملایان در و حلهً اول به خود ایرانیان مربوط بوده و عامل آن جدائی و از هم پاشیدگی نیروهای انقلابی با تفکرات و مواضع مختلف استکباری انحرافی در داخل بوده است . من آزادی و حقوق سیاسی(فعالیت سیاسی آزاد) را پیش شرط رسیدن به یک جامعهً مستقل و متکی به اقتصاد خود میدانم ولی بعضی از جریانات سیاسی چپ، حصول حقوق اقتصادی را به تحمیل حاکمیت کارگری به جامعه و شکستن ترکیب وساختار اقتصادی در جوامع آزاد را میدانند و به همین دلیل این گسستگی نیروهای انقلابی ایران در گذشته و حال به عمر ننگین جمهوری اسلامی کمک نموده است که حتی هنوز هم بعضی از نیروهای چپ تاوان آنرا از آزادی و دمکراسی خواهان ایران و غرب طلب میکنند. وگرنه در یک اتحاد پایدار حول محور آزادی و دمکراسی خواهی بایستی جمهودی اسلامی خیلی وقت پیش بدست مردم خود سرنگون میشد و از شرایط فعلی عبور می کرد.   

[تاریخ ارسال: 12 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
بادرود به علی ناظر عزیز بلی درست است این حمله آغازی برای حملات نظامی امریکا به ایران است واقعیت این است که در حملهء نظامی به ایران اپوزوسیون وپوزیسیون جمهوری اسلامی سه موضع متضاد هم با توجه به موضع طبقاتی شان می گیرند گروه اول سلطنت طلب ها وجمهوری خواهان ایران هستند اینها معتقدند که امریکا برای دموکراسی به خاور میانه هجوم آورده است ودر نتیجه چنین تحلیل دروغینی معتقد به تغییر نظام ایران از بالای سرمردم وبه دست امریکاهستند اینها حتی پا را فرا تر میگذارند واز حملهء نظامی امریکا به ایران دفاع میکنند واز تحریم ایران هم استقبال می کنند تحریمی که به خاطر بورو کرا تیزه بودن صد در صد نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی باعث میشود تمام عواقب تحریم به گردهء توده ها بیافتد دستهء دوم اکثریتی ها وتوده ایها وناسیونالیستهای افراطی هستند که در پیوند با رژیم عمل میکنند وطرفدار رژیم هستند واز این زاویه در خدمت جمهوری اسلامی عمل میکنند واز جنگ امریکا استقبال نمی کنند دستهء سوم بر خورد مارکسیستی به این جنگ است ومعتقدند جنگ ادامهء سیاست است در رابطه با جنگ دو موضع اول ودوم را ارتجاعی ودر خدمت سرمایه می دانند ومعتقدند جنگ دونوع است جنگ امپریالیستی وجنگ عا دلانه وجنگ ایران وامریکا را جنگ امپریالیستی ارزیابی دارند ومخالف آن هستند اصولاٍ هر نوع دخالت امریکا در ایران ودر منطقه را محکوم می کنند ومتعاقباٌ پاسیو نیستند وکار زار ضد جنگ راه می اندازند در برخورد با این مقوله مارکسیستها نه تنها با جنگ امپریالیسم آمریکا مخالفت می کنند بلکه جمهوری اسلامی راهم افشاه می کنند برعکس گروه دوم به ناسیونالیسم در نمی غلطند مبارزه بارژیم ومخالفت باجنگ امپریالیستی وایجاد کار زار علیه جنگ سیاست درست ومارکسیستی می تواند باشد وگرنه ما را منحرف به گروه اول ودوم میکند باید هم علیه رژیم موضع گرفت وهم علیه آمریکا ؛ایجاد جنگهای امپریالیستی در عصر کنونی کاملاٌ به نفع سرمایه است هر طرف که پیروز شود به نفع سرمایه است وگروه اول ودوم در این حمایت وپشتیبانی امپریالیستی شریکند باید تغییر ودگرگونی را از پائین جستجو کرد باید از جنبشهای مردمی جنبش زنان جنبش کارگران وجنبش ملییتها وجنبش دانشجوئی دفاع کرد تنها راه انقلابی همین سیاست است که به آزادی منتهی میشود راه های اول ودوم رژیم سرمایه امپریالیستی را در ایران مستقر خواهد کرد راه انقلاب ایران راه حل سوم است علیه جنگ وعلیه نظام باید با هم صورت گیرد جمهوری اسلامی پارتنر بسیار مناسبی برای امپریالیسم بوده است اگر رژیم سیاسی ایران دست اصلاح طلبان بیافتد امپریالیسم هیچ تضادی با آن ندارد اما اکنون بختک ولایت فقیه وجناح راست ملاها حاکم است امپریالیسم با آن در تضاد است بخصوص همکاریهائی که جمهوری اسلامی با امریکا در جنگ عراق وافغانستان با هم داشتند این همکاری برادرانه را صحه می گذارد امروز دولت عراق تماماٌدست نشاندهء ایران است احمد چلبی از اسال 1995 در تهران در شمال تهران در یک ویلائی زندگی می کرده است با خدمه های عراقی اش وامریکا خرجش را می داده است وجمهوری اسلامی امنیت اورا تاءمین می کرده است عبد العزیز حکیم سالها در ایران بوده است ونوکر دوجانبهء امریکا وایران است مالکی هم نوکر ایرانست وحزب الدعوهء اسلامی تماماٌ در خدمت ملاهای ایرانست جمهوری اسلامی بزرگترین قدرت را در منطقه ودر عراق دارد بالطبع این قدر ت عظیم در منطقه امریکا واسرائیل را به وحشت انداخته است مضافاٌ به این که سیاست جمهوری اسلامی فقط در ایران به شکست کشیده شده است مردم ایران وجنبشهای مردمی در ایران شعار سیاسی شان سکولار است وسوسیالیستیست و شعار جدائی دین از دولت را می دهند جمهوری اسلامی در ایران از نظر سیاسی شکست خورده است جنبش مردم در ایران دارد پا می گیرد واین نگرانی امپریالیسم را دو چندان میکند که مبادا در ایران انقلاب شود وچپ وملی قد رت بگیرند به خاطر همین قبل از وقوع این انقلاب می خواهد رژیم را ازبالا عوض کند امریکا در فکر ویتنامیزه کردن منطقه است جمهوری اسلامی در ست است سیاستهایش در ایران شکست خورده است ولی جمهوری اسلامی به خاطردفاع از مذهب اسلام در منطقه مشروعیت دارد بسیاری ازمردم کشور های عرب منطقه به جمهوری اسلامی متوهمند درنتیجه ایجاد پایگاه برای رژیم میکند امروز عربستان سعودی ومصر از جمهوری اسلامی وحشت دارند ومدام امریکا را تحت فشار مگذارند که کار جمهوری اسلامی را یک سره کند هم جمهوری اسلامی وهم جنبش مردمی ایران دو وضعییت استثنائی در دوطرف این معامله دارند جنگ اجتناب ناپذیر است باید کارزار علیه جنگ را در خارج از کشور تدارک دید برای پیوستن به کارزار علیه جنگ میتوان از طریق سایت www.hopoi.org آشنا شدسیاست درست سیاست ضد جنگ وسیاست ضد رژیم است جمهوری اسلام مکمل سرمایهء امپریالیستیست با هر دوتا باید در آن واحد جنگید راه های دیگر دفاع از سرمایه منتهی میشود وارتجاعی اند...   

[تاریخ ارسال: 12 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
آقای ناظر و همکاران "ديدگاه"!
خسته نباشيد.
هر کلکی که شما می زنيد تا سايت را دور از ناسزاگويی نگه داريد، باز هم نمی شود.
به اين آقای عليزاده سفارش می کنم دستور بفرمايند لپکی مپکی می زده باشند، تا چوب و فلک برسد:)))))))))
  

[تاریخ ارسال: 12 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: سارا كسروي]  [ sara.kasravi@yahoo.co.uk ]  
از آقاي ناظر بايد تشكر كنم كه باب صحبت روي مسئله مهمي را باز كردند. از نظر من حمله نظامي امريكا محكوم است, اين حق مسلم ما ايرانيان است كه سرنوشت آينده كشورمان را تعيين كنيم و رژيم خميني سرانجامي جز سرنگوني ندارد كه بدست مردم ايران محقق خواهد شد. بهاي سرنگوني را مردم ايران تا كنون پرداخته و تا پايان كار هم اين مردم به وظيفه ميهني اش پاسخ خواهد داد. من به مردم ميهنم اعتماد دارم حتي به آنهائي كه هم عقيده ام نباشند. من در دوران سرنگوني شاه هنوز بدنيا نيامده بودم اما آن دوران را مطالعه كردم تاريخ مبارزات مردم ايران را خوانده ام. من وقتي مي بينم در اينجا همه نظرات خودشان را مي دهند و جقدر اين نظرات ناهمگون هستند خوشحال مي شوم چون يقين دارم همه سرنگوني رژيم را مي خواهند مثل زمان شاه وقتي شرايطش فراهم شد حتما همه همراه خواهند شد. قصدم ساده سازي و مقايسه اين دو شرايط نيست. من يقين دارم بعد اين همه سال كسي كه به رژيم آلوده نشده باشد قابل اعتماد است.من باز هم بايد تشكر كردم كه فرصتي شد تا از اين طريق با ايرانيان هم ميهنم ارتباط برقرار كنم و از آقاي ناظر بخاطر زحماتي كه مي كشند تشكر و آرزوي موفقيت برايشان دارم.   

[تاریخ ارسال: 11 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: آريا مهربان]  [  ]  

آقاي ناظر، شما حمله با هلي كوپترهاي آمريكا به دفتر يا كنسولگري رژيم در اربيل را با اشغال سفارت آمريكا در اوائل انقلاب مقايسه كرده ايد كه به نظر من اين مقايسه مناسبي نيست، به اين دليل كه اگر چه همه مي دانيم آن اقدام آنطور كه رژيم هنوز هم تلاش مي كند وانمود كند كه اقدامي خودش بود و توسط عده يي دانشجو صورت گرفت، اقدامي خود جوش نبود، اما به هر حال ظاهر قضيه آن گونه بود كه عده يي به اسم دانشجو و غيرمسلح از ديوار سفارت بالا رفتند و آنجا را اشغال كردند آن هم در حالي كه هنوز دو سال از وقوغ انقلاب نگذشته بود و كشور متشنج بود. اما در اينجا هلي كوپترهاي آمريكايي بر بام دفتر نمايندگي رژيم فرود آمده اند و دولت و ارتش آمريكا را در اين اقدام مسئوليت مستقيم دارند. اقدام اشغال سفارت آمريكا كه توسط ياران خميني سازمان داده شد، اقدامي بود براي تحت شعاع قرار دادن اعتراضات نسبت به يك مساله مهم آن زمان يعني تدوين قانون اساسي رژيم كه ولايت فقيه هم در آن گنجانده شده بود و به كار تدوين آن به پايان خود نزديك شده بود. اين قانون مورد اعتراض نه تنها اكثر سازمانها و گروههاي سياسي خارج از رژيم بود، بلكه مورد انتقاد نخست وزير دولت موقت يعني مهندس بازرگان هم بود. تقريبا يك ماه بعد از گروگانگيري در هياهوي تظاهرات ضد آمريكايي و در خواست استرداد شاه به ايران، قانون اساسي رژيم به رفراندم گذاشته شد و به تصويب امت هميشه در صحنه رسيد. استفاده ديگر خميني از اين ماجرا يكي اين بود كه آمريكا را شيطان بزرگ ناميد و گفت هرچه فرياد داريد سرآمريكا بكشيد و هر انتقادي برچسب همسويي با آمريكا مي خورد. ديگر اين كه من موافق نيستم كه نمايندگيهاي سياسي و سفارتخانه هاي رژيم را«نمايندگي كشور من» بناميم ، همين نمايندگيها، بازوهاي وزارت اطلاعات رژيم در سازمان دادن ترور مخالفان رژيم در خارج كشور بوده اند، اما ياد آوري اين كه اقدام آمريكا اقدامي خلاف قانون و عرف بين المللي و قلدرمنشانه بوده و هيچ كمكي هم به حل مساله عراق نمي كند و فكر هرگونه اقدام نظامي از سوي آمريكا را بايد محكوم كرد، و
نبايد براي آن هورا كشيد موافقم.
____
علي ناظر: جملات در پاراگراف دوم در يک شکل «کلي» بيان شده اند. اگر به اين جمله که در پايان يادداشت آمده دقت شود نمايندگي رژيم رد شده است
«به همين خاطر، اين عمل آمريکا را، تا زماني که قبول دارد نمايندهء رژيم در ملل متحد نمايندهء مردم ايران است - که نيست جون اين رژيم منتخب مردم نيست، »


  

[تاریخ ارسال: 11 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: نیوشا شایان]  [  ]  
آمریکای باهوش:
همه علیه طالبان، بعد از طالبان، همه علیه صدام و سنی ها، بعد از صدام، همه علیه شیعه ها، بعد از شیعه ها، همه علیه جمهوری اسلامی، بعد از جمهوری اسلامی، همه علیه گروهها و عناصر مخالف آمریکا در ایران، بعد از آن ها، همه علیه کرد ها، بعد از کردها، همه علیه کره شمالی، بعد از کره شمالی همه علیه چین، بعد از چین، همه علیه روسیه، بعد از روسیه همه علیه ونزوئلا و امریکای لاتین تا کشورهای اروپائی (فعلا آفریقا را کنار بگذاریم تا طولانی نشه). حال احمق چه کسانی هستند؟ آنها که فکر میکنند که چند ملیون دلار امروز سر آنها را فردا بالای دار نمی برد.
  

[تاریخ ارسال: 11 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: مراد گودرزي پيوند]  [ payvand_antonio@yahoo.com ]  
جناب ناظر,
من به عنوان يك كورد ايراني حتي يك ميليمتر به صداقت آخوندها كه گويا اين باصطلاح كنسولگري براي تسهيل تردد بازرگانان كوردستان شرقي و غربي ,ايجاد شده است باور ندارم,زيرا چنين مراكزي در گذشته كارچاق كن و مركز تسهيل عملياتهاي تروريستي رژيم در كوردستان بودند كه با حمايت ضمني رئيس جمهور فعلي عراق ,مراكز حزب دمكرات و سازمان كومه له ,دو حزبي كوردستان ايران مورد تهاجم قرار گرفته و تعداد 300و اندي ازاعضاي احزاب اپوزيسيون ايراني از طريق اين كنسولگريهاي قتل, ربوده شده و يا به ايران منتقل شدند كه متعاقبا به جوخه هاي اعدام سپرده شدند. پس در اينجا بايد نتيجه گرفت كه اين كنسولگري حافظ منافع مردم ايران نبوده و نياز به همدردي با آن هم نبايد كرد. مراد گودرزي پيوند
  

[تاریخ ارسال: 11 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [  ]  
شاخ و شانه کشیدن های جهانخواران امریکایی و آخوندهای ضد بشر هر لحظه اوج تازه ای می یابد. زورآزمایی ها هم در قالب درگیری های محدود و مقطعی، به قصد ارزیابی واکنش های ممکن طرف مقابل، درجریان است. این ها همه مایه نگرانی است. سران جنایت کار جمهوری اسلامی عزم جزم کرده اند، که میهن اسیر را تا زمانی که بالاجبار و ویران به اسارت جهانخواران امریکایی در نیاورده اند، در اسارت سیاه خویش نگهدارند. آری آقای ناظر آب بسیار گل آلود است. اما چگونه می توان خوشبین بود که، اپوزیسیونی چنین پراکنده و سر در کلاف گم کرده بتواند از آبی که به قول خودتان "یک نیروی اشغالگر گردن کلفت" گل آلود کرده، ماهی بگیرد؟ تازه اگر به فرض محال این اشغالگر گردن کلفت و سگ های شکاری بومی اش در آن آب گل آلود ماهی باقی گذاشته باشند، کو آن "تور ماهیگیری کارآمد" اپوزیسیون؟ با این وجود باید نگران بود و باید در فکر چاره بود. به نظر من، به دلیل عدم امکان واکنش سریع و مشترک اپوزیسیون، تمامی نیروهای پراکنده، که خود را متعهد به سرنوشت ایران و ایرانی می دانند موظف هستند که مخالفت خود را با صراحت تمام با هر گونه هجوم نظامی نیروهای بیگانه به ایران اعلام کنند. ما ایران را آزاد و آباد می خواهیم. آزادی در ویرانه ای تکه پاره شده به نام ایران، به درد عمه جرج بوش می خورد.
  

[تاریخ ارسال: 11 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: ستار]  [  ]  
سلام جناب ناظر خسته نباشید
ما ایرانی ها یک اشکال که داریم این است که فراموش میکنیم که آنهائی امروز مثل شاید شما سفارت گیری رزیم را به رخش میکشند همانند مجاهدین و توده ها واکثریتی ها وبعضی دیگراز نیروهای چپ در مقابل سفارت آمریکا موقع اشغالش رژه میلیشیا میرفتند. ویا زمانی که شروع کردند به اعدام عوامل رژیم شاه برایشان هورا کشیدیم وهم نیروهای چپ وهم مجاهدین خواستار قاطعیت بودیم .بعد از آنهم شما هم میدانید که یک تفاوت است بین اشغال سفارت آمریکا آنزمان که امثال مجاهدین وتوده ای ها وشاید شما مشوقش از آن حمایت میکردند و خواستار جبهه ضد امپریالیستی بدور امام بودند که البته رژیم بیشتر برای سرکوب وحقه بازی این کار را کرد ونه با صطلاح مبارزه ضد امپریالیستی وامروز که آمریکا یک کشور را اشغال کرده است . اشتباه نکنید که سفارت گیری ریشه در ظلم وستم آمریکا بر مردم ما بود که خمینی از آن استفاده کرد وبه اصطلاح درمبارزه ضد "استکباری"خودش سر جوانان مبارز را برید . ولی زمینه آن باز جنایات شاه با پشتیبانی آمریکا در ایران بود که رژیم را به سو استفاده از آن نمود وامروز هم باز مساله به همین سبک است یعنی آمریکا کشوری را متجاوزانه اشغال میکند وزمینه را برای استفاده رژیم آماده میکند .این است که لطف کنید ومساله را بدون احساسات دریابید وامروز هم جنگی میخواهند بپا کنند که باز آتش بیارش از یک طرف بوش واحمدی نژاد ورژیم است واز یک طرف هم اپوزیسیون آنچنانی که خواستار تحریم و قاطعیت است که روی سکه دیگر جنگ است ! با چنین رژیمی وبا چنین اپوزیسیونی وبا چنان دمکرات مانند بوش باید بگوئیم وای به حال مردم ایران !
  

[تاریخ ارسال: 11 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
دوست گرامی، آقای جلاير!
اگر همهء ما عقلهايمان را روی هم بگذاريم، راهی پيدا خواهيم کرد که کشورمان مانند عراق نشود. و اتفاقا مساله اين است، که هر بلايی بيايد بر سر مردم بيچاره خواهد آمد و من از همين می ترسم.
برای من سالم ماندن کشورم و آب و خاکم در درجهء نخست و برتر از هر چيزی است. اصولا بايد آب و خاکی داشته باشيم، تا بتوانيم در آن حکومتی دلخواه پياده کنيم. بنا بر اين، من نقطهء آغاز همبستگی ملی را روی حفظ کشور و دمکراتيزه کردن کشور می گذارم.
فرض کنيد خانه آتش گرفته است. يک نفر بايد برود سطل آب را بياورد، ديگری کپسول گاز را به حياط ببرد، ديگری شلنگ آب را وصل کند و ... اينجا ديگر من و تو نداريم و نمی توانيم توی سر و کول هم بکوبيم. خانه دارد آتش می گيرد. به عراق نگاه کنيم و هوشيار باشيم.
  

[تاریخ ارسال: 11 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
دولت جمهوري اسلامي اين دفتر رسمي را با درخواست و هماهنگي دولت منطقه كردستان خودمختار عراق و به منظور تسهيل تردد اتباع دو كشور راه اندازي كرده‌است.

گفتني است كه دولت ايران در حال اخذ موافقتهاي قانوني براي ارتقاي جايگاه اين دفتر به سطح كنسولگري در منطقه كردستان بوده است. »يعنی اينکه اسم کنسولگری را روی خانه امن خود گذاشته اند.http://www.irna.ir/fa/news/view/line-7/8510213129224230.htm
  

[تاریخ ارسال: 11 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: جلایر اردبیلی]  [  ]  
آقای فرزین جنابعالی به بنده بی عقل بفرمائید که چطوری باید دستمان را به هم بدهیم والاه بنده حاضرم بفرما این هم دست بنده ولی کسی موتاسفانه آن را نمی گیرد پس چه بکنم. در مورد اینکه چرا اون حمله اش را می کند و ما حمله اش را نمی کنیم.البته دلیلش هم روشن می باشد اون زورش را دارد وحمله اش را می کند ولی ما زورش را نداریم و حمله اش را هم موتاسفانه نمی توانیم بکنیم که البته اگر داشتیم ما هم می کردیم که گاهی از اوقات قانون جنگلها حکم می کند و بشریت حتی از شیر و پلنگ هم بیشتر وحشی می شود. اما در هر حال باید به این امید داشته باشیم که اگر هم حمله ممله ای شد به ملای پدر سگ حمله بشود و مردم مملکت ما چشم زخمی نبینند که واقعن دیگر بس است و تحمل انسان هم حدی دارد.در هر حال امید به خداوند که چی ناجوری نشود.   

[تاریخ ارسال: 11 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
به نظر من کنسولگريها و سفارتهای رژيم هيچ ربطی به ايران و ايرانی ندارند.لانه های ديپلمات تروريستهای جلا دان حاکم بر ايران ميباشند که کارشان طرح و سازماندهی ترور و کشت و کشتار ميباشد، همينطور که تا بحال بوده است و تنها و تنها حافظ منافع آدمخواران و جنايتکاران ضد بشر حاکم بر ميهنمان هستند.
  

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.