شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۴ فوریه ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

در باره رای دادگاه عدالت و تحریم نمایش انتخابات
یادداشت سیاسی نبرد خلق

مهدي سامع

یادداشت سیاسی

 mehdi_samee@yahoo.com

 

رای دادگاه عدالت اروپا که در روز سه شنبه 21 آذر ۱۳۸۵(12 دسامبر ۲۰۰۶) در 184 پاراگراف صادر شد و در آن گفته شده:«از نظر دادگاه تصميم به فرمان بلوكه كردن داراييهاي سازمان مجاهدين خلق فاقد دلائل لازم بوده و طي پروسه اي اتخاذ شده كه در آن حق دفاع سازمان مذكور ناديده گرفته شده و دادگاه نيز قادر به تاييد قانوني بودن آن نيست. در نتيجه، اين تصميم بايد ملغي گردد»، بار دیگر نشان داد که «تصمیم مشترک» شورای وزیران اتحادیه اروپا یک تصمیم سیاسی و برای استمالت از رژیم ایران بوده است. در آخرین جلسه دادگاه که حدود 10 ماه پیش برگزار شد، وکلای اتحادیه اروپا نتوانستند در مقابل درخواست قضات دادگاه هیچ سند و  مدارکی ارایه دهند. در همان جلسه قضات دادگاه در مورد «بیانبه پاریس» که در آن سه کشور اروپا به نمایندگی از اتحادیه اروپا به رژیم اعلام کردند که در مقابل تعلیق غنی سازی اورانیوم سازمان مجاهدین خلق را همچنان در لیست سازمانهای تروریستی نگهمیدارند، از وکلای اتحادیه اروپا سوال کردند که چه رابطه ای بین تعلیق غنی سازی و تروریست بودن مجاهدین وجود دارد، که در این مورد هم وکلای اتحادیه اروپا هیچ حرفی نداشتند. اکنون که دادگاه عدالت اروپا حکم به لغو «تصمیم مشترک» داده و اگر شورای وزیران اتحادیه اروپا طی دو ماه درخواست تجدید نظر نکنند، به ناچار باید در سند وزرای خارجه اتحادیه اروپا تحت عنوان «موضع مشترک» که یک سند کاملا سیاسی است، تجدید نظر کنند. اگر اتحادیه اروپا از حکم دادگاه عدالت درخواست تجدید نظر کند، بدون شک دادگاه تجدید نظر نیز حکم دادگاه عدالت را تائید کرده و شورای وزیران اتحادیه اروپا با سرافکندگی فقط توانسته اند برای ساخت و پاختهای ننگین خود با رژیم ایران زمان بخرند.

در مورد ارزش و اهمیت حکم دادگاه عدالت اروپا موارد زیادی وجود دارد که به دو نکته آن می پردازم.

نکته اول ثبت این حکم به عنوان یک رویه قضایی است. از آن جا که حکم دادگاه عدالت اروپا به عنوان یک رویه قضایی که در آن برجسته ترین قضات و وکلا مداخله داشته اند ثبت می شود، ارزش و اهمیت آن فقط نصیب مردم و مقاومت ایران نمی شود. این حکم برای هر فرد و جریانی که توسط اتحادیه اروپا با مارک تروریستی مورد بی عدالتی قرار گرفته و یا در آینده قرارگیرد، یک سند معتبر و قابل استناد است.     

نکته دوم به خصوص برای کسانی که خود را با جنبش مقاومت ایران به طور عام تعریف می کنند اهمیت دارد. حکم دادگاه و اسناد مندرج در این پرونده نشان دهنده آن است که گنجاندن نام مجاهدین خلق ایران در لیست سازمانهای تروریستی اروپا یک اقدام سیاسی در جهت زد و بند با استبداد مذهبی حاکم بر ایران بوده است. پس از انتشار خبر حکم دادگاه بخش «گفتمان سازی» وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با طرح سیاسی بودن حکم دادگاه تلاشی بی وقفه برای مخدوش کردن اهمیت و ارزش این حکم آغاز کرد. از آنجایی که گفتمان سیاسی بودن حکم دادگاه بر این تصور استوار است که گویا سیاستهای اتحادیه اروپا در قبال حکومت ایران تغیر کرده، به ویژه در آستانه تصویب قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل در مورد پروژه اتمی رژیم، می تواند برای نیروهای مقاومت به میزانی جاذبه داشته باشد. هدف رژیم از آفریدن و دامن زدن به این گفتمان که البته به طور غیر مستقیم به آن بال و پر می دهد، این است که اولا خصلت مستقل جنبش مقاومت را وارونه جلوه دهد و مهمتر از آن واقعیتی که منجر به صدور این شد را  لاپوشانی کند. راست این است که اگر اتحادیه اروپا می توانست دلیل، سند و مدرکی دال بر تروریست بودن مجاهدین ارایه دهد و اگر وکلا و حقوقدانانی که از جانب سازمان مجاهدین معرفی شده بودند نمی توانستند به نحو شایسته از حقوق این سازمان دفاع کنند و اگر نیروهای سازمان مجاهدین در پیگیری مستمر موارد مربوط به این پرونده سستی نشان می دادند، و بالاخره اگر این پرونده توسط مریم رجوی به خوبی مدیریت نمی شد، قضات دادگاه چنین حکمی صادر نمی کردند. دیپلماتهای ولایت خامنه ای از یک طرف به طور مداوم در مذاکرات خود با کشورهای اروپایی خواهان فشار کامل بر سازمان مجاهدین خلق ایران و جنبش مقاومت می شوند و از طرف دیگر بخش گفتمان سازی وزارت اطلاعات با وسایل گوناگون به این امر دامن می زند که گویا جنبش مقاومت ایران در حال ساخت و پاخت با قدرتهای بزرگ است. البته مواضع روشن و شفاف مقاومت ایران ترفندهای رذیلانه این دستگاهها را خنثی کرده است.

 

بازنده نمایش انتخاباتی کیست؟

یک سوال مهم که پس از هر نمایش انتخاباتی که جمهوری اسلامی با هیاهو برگزار می کند مطرح می شود این است که آیا باید آمار و ارقامی که مجریان انتخابات اعلام می کنند را باور کرد و یا این آمار هم مثل بسیاری از ادعاهای رژیم  دروغ و ساختگی است. بسیاری بر اساس باور به آمار رژیم  تحلیلهایی ارایه می دهند که نه فقط منعکس کننده واقعیت نیست، بلکه بنایی است که با هر تند باد سیاسی ویران می شود.

در مورد 3 انتخاباتی که در روز جمعه 24 آذر امسال برگزار شد از این گونه تحلیلها و تفسیرها به وفور منتشر شد با این تفاوت که مفسران و تحلیگران در این مورد حتی به آمار خود رژیم توجه دقیق نکرده اند. بر اساس آمار وزارت کشور که مسلما بسیار بیشتر از آمار واقعی است، در استان تهران برای مجلس خبرگان حدود 20 در صد از صاحبان خق رای شرکت کرده اند و برای شوراها در تهران حدود 1.5 ملیون نفر شرکت کرده اند، یعنی کمتر از 20 درصد. از آن جا که همه تحلیلها و تفسیرها مبتنی بر رقابتها در تهران بوده، بنابرین هر تحلیلی ابتدا باید به این امر  که اکثریت قاطع مردم این نمایش انتخاباتی را تحریم کرده اند، تاکید کند.

نکته دیگری که بعضی از  رسانه های خارجی بر آن تاکید می کنند این است که در این انتخابات، مردم احمدی نژاد و طرفداران او را طرد کرده اند.    

روزنامه فايننشال تايمز (چاپ انگلستان) در شماره روز سه شنبه 28 آذر در تفسيری در اين مورد نوشته است که:«ضربه ای که در انتخابات اخير به دولت آقای احمدی نژاد وارد شد نشان می دهد که تحولات سياسی در ايران وارد مرحله تازه و پر التهابی شده که طی آن رای دهندگان حکم نهايی را درباره رهبران صادر و اجرا می کنند.»

در همان روز روزنامه اينديپندنت (چاپ انگلستان ) در گزارشی تحت عنوان «نسيم دگرکونی از جانب تهران وزيدن گرفته است»، نتايج اوليه انتخابات را «شکستی برای متحدان نزديک احمدی نژاد» توصيف کرده است.

نکته مهمی که در تفسیر این دو روزنامه به آن توجه نشده، موقعیت خاص احمدی نژاد در ولایت خامنه ای است. احمدی نژاد یک کوتوله سیاسی در ولایت خامنه ایست که با دستور مستقیم خامنه ای و با مداخله سپاه و بسیج به قدرت رسید. احمدی نژاد به خودی خود هیچ موجودیت مستقل از خامنه ای و سپاه پاسداران نداشته و ندارد. بنابراین در انتخابات اخیر  هم به دلیل تحریم مردم و هم به دلیل تشدید تضادها در درون حکومت، برای ولایت خامنه ای شکستی فاحش بود. آن چه روزنامه فايننشال تايمز تحت عنوان «حکم نهایی در باره رهبران» می گوید در مرحله اول شامل ولی فقیه نظام می شود و البته به تبع آن تمامی باندها و جناحهای حکومتی را شامل می شود. وقتی ولی فقیه نمی تواند نزدیکترین سرسپردگانش را متحد کند و هنگامی که رسانه های وابسته به «رايحه خوش خدمت» که توسط باندهای وابسته به سپاه و بسیج در آستانه انتخابات سرهمبندی شد، حزب موتلفه و وابستگان به آن را «خوارج نهروان» می نامد و در شرایطی که بنا بر آمار ساخته و پرداخته شده وزارت کشور در تهران حدود 20 درصد در انتخابات شرکت کرده اند، می توان نتیجه گرفت که نظام ولایت فقیه در این رویداد با شکست سختی مواجه شده و مردم ایران با عدم شرکت در این انتخابات ضد دمکراتیک و فرمایشی یک بار دیگر تنفر و انزجار خود را به استبداد مذهبی حاکم نشان دادند.

منبع: نبرد خلق شماره 258، جمعه 1دی ۱۳۸۵ (22 دسامبر ۲۰۰۶)




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مهدي سامع:



[تاریخ ارسال: 26 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: مشیری]  [  ]  
آقای وحید قربانی چنانچه لازم دیدید یک عذرخواهی از مسئولان دیدگاه بکنید تا نشان دهید دچار اغراض آلوده سیاسی نبوده اید و تحت تأثیر القائات دیگران اتهامات ناروایی را متوجه دیدگاه کرده اید. به نظرم توضیحات آقای مصداقی به اندازه کافی گویا است.
-------

ديدگاه: کاربران محترم، اگر مايل به ثبت نظر خود هستيد،به موازين ديدگاه که در ستون دست راست همين صفحه آمده است، توجه کنيد.
  

[تاریخ ارسال: 26 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: ایرج مصداقی]  [ irajmesdaghi@yahoo.com ]  
در بخش حقوق بشر دیدگاه قسمت پناهندگان اخبار متعددی در مورد افراد ساکن تییف و همچنین پناهجویان کرد ایرانی در مرز عراق و اردن آمده است. این اخبار هم اکنون نیز در این بخش قابل رویت است و سابقاً در صفحه‌ی اول دیدگاه درج شدند. ظاهراً آقای قربانی عنایت لازم را نداشته و اتهامات بی اساسی را متوجه دیدگاه و مسئولان آن کرده‌اند. نمی‌دانم ایشان چرا در نوشته خود و در دفاع از ایرانیان ساکن عراق یادی از کردهای ایرانی که تعدادشان بیش از ساکنان تییف است و نزدیک به دو دهه است که در شرایط اسف باری همراه با زن و بچه در عراق زندگی می‌کنند نکرده‌اند. آن‌ها هم ربطی به مجاهدین و ساکنان اشرف ندارند. بایستی توضیح دهم تا آن‌جا که به دیدگاه و به مسئولیت من در بخش حقوق بشر این سایت تا ۵ نوامبر بر می‌گشت، بخش حقوق بشر دیدگاه به عنوان یک سایت خبری از حقوق کلیه پناهندگان فارغ از دیدگاه های سیاسی ، ایدئولوژیک و تشکیلاتی‌شان دفاع می‌کرد. در این راه تلاش می‌کرد در این راه بلندگویی برای سوء استفاده گروه‌ ها و تشکیلات‌های سیاسی مدعی هواداری از پناهجویان و یا پناهندگان نشود. خبری در ارتباط با ساکنان اردوگاه تییف و یا اطلاعیه‌های آن‌ها و دیگر پناهجویان نبوده که به دیدگاه رسیده باشد و از درج آن خودداری شده باشد. البته سوءاستفاده گروه‌های سیاسی از رنج و مصیبت این افراد منظور نظر نیست.
این اخبار را با عناوین زیر در بخش پناهندگان قسمت حقوق بشر دیدگاه می‌توانید ملاحظه کنید. داوری به عهده خودتان که آیا یک کلمه راجع به آن‌ها آمده است یا نه؟!

۱- فراخوان تحصن کنندگان در تییف عراق در ۲۵ روز تحصن اطلاعیه های ۱ و ۲
۲- اطلاعیه تحصن کنندگان اردگاه تییف- شماره ۴
۳- بحران در کمپ تییف عراق
۴- تحصن گروهی از پناهجویان کرد ایرانی در مرز عراق و اردن
۵- شماری از پناهجویان کرد ایرانی پای پیاده به سوی خاک اردن راه افتادند
۶- ابراز نگرانی سازمان ملل از شرایط ۲۰۰ کرد ایرانی در مرز عراق با اردن

اطلاعیه‌های شماره ۱ و ۲ تحصن کنندگان اردوگاه تییف عراق تحت عنوان «فراخوان تحصن کنندگان در تییف عراق در ۲۵ روز تحصن به تاریخ ۳ و ۹ سپتامبر ۲۰۰۶ صادر شده و همان موقع در دیدگاه آمده است.
در اطلاعیه شماره‌ی ۲ چنین آمده است:
«روز گذشته براى دومين بار تعدادى از عناصر وابسته به جمهورى اسلامي در اروپا ضمن پخش يك برنامه تلويزيونى در مورد تحصن تيپف با تكرار تبليغات رژيم تحصن كنندگان را تشويق كردند به مقاومت خود خاتمه داده و تسليم ديكتاتوري حاكم بر ايران شوند. ما صراحتا اعلام ميكنيم: عناصر وابسته به ديكتاتورى جمهوري اسلامي تحت هر اسم و ادعايي كه باشند، هيچ ربطي به ما ندارند، و اجازه نميدهيم تحصن و ساير اقدامات ما براي احقاق حقوق پناهندگي و ترك عراق بسوي يك كشور دمكراتيك و امن مورد سوء استفاده آنها قرار گيرد.»

افرادی مورد خطاب ساکنان اردوگاه تییف کسانی هستند که تحت عنوان جدا شده از مجاهدین به رژیم جمهوری اسلامی سرویس می‌دهند.

در اطلاعیه شماره ۴ تحصن کنندگان اردوگاه تییف که به تاریخ ۴ اکتبر ۲۰۰۶ صادر شده و همان موقع در دیدگاه درج شده چنین آمده است:
«- 1- ما تحصن کنندگان بنا به دلایل مشخص در پروسه سه سال و نیم گذشته بطور قاطعانه از مجاهدین جدا شده و موازین و عملکرد های آنها هیچ ربطی به ما ندارد و اجازه ندارند در امور ما دخالت کنند. 2 -عناصر وابسته و در خدمت دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران هیچ ربطی به ما نداشته و اجازه ندارند وضعیت ما را مورد سو استفاده قرار دهند. 3 - شرکت کنندگان در تحصن پناهندگان و پناهجویان سیاسی هستند که در حال حاضر به هیچ حزب و گروهی وابسته نبوده و بطور مستقل عمل میکنند.»
چنانچه ملاحظه می‌شود اطلاعیه آن‌ها مبنی بر جدایی کامل از مجاهدین و... در دیدگاه درج شده است.
در یادداشت هفته ۹ دسامبر من در ارتباط با لیست تروریستی و وضعیت ایرانیان که اخیراً در دیدگاه درج شد، به وضعیت آن‌ها و عدم پذیرش‌شان از سوی کشورهای اروپایی از جمله سوئد اشاره شده است. این خبر برای اولین بار در دیدگاه درج شد.
  

[تاریخ ارسال: 26 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: جليل نامور / مکزيک]  [  ]  
از / آقای احمد باران / هموطن محترمی که در همين ستون نوشته اند مجاهدين رای دادگاه عدالت اروپا را ترجمه درست نکرده اند خواهش ميکنم متن اصلی رای دادگاه عدالت اروپا را در مورد مجاهدين که به زبان فرانسه است، همراه با ترجمه درست آن به زبان فارسی به آدرس سايت ديدگاه بفرستيد و اميدوارم آقای ناظردر ديدگاه منتشر کنند.   

[تاریخ ارسال: 25 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: وحید قربانی]  [  ]  
هیامو وپیروزهای "بزرگ " مجاهدین !
این اولین بار نیست که مجاهدین با تحریف حقایق میخواهند که همه چیز راوارونه جلوه دهند ازیک طرف سخن از پیروزی بزرگ میکنند که اسم انها از لیست تروریستی اتحادیه اروپا دیگر حذف میشود وباید بشود واز طرف دیگر درخواستها پی درخواستها که چرا اتحادیه اروپا اسم انها را ازلیست خارج نمیکند.
ولی جدای از آنکه این هیاهو واقعا پایه واقعی داشته باشد یا نداشته باشد باید دید که تا چه حد برای مبارزات مردم ایران برای آزادی وعدالت اجتماعی کمک کننده است؟ از قدیم هم گفته اند که گذشته چراغ راه آینده است . یعنی اینکه از ما گذشته نه چندان دور که سازمان در قیمیت حاکمیت صدام حسین وضعیت بهتر ی از اکنون داشت و دولتهای غربی هم بعضا بطور مستقیم وغیر مستقیم از مجاهدین حمایت میکردند و مجاهدین هم دارای توپ وتانک به قول خودشان هلی کوپتر هم شده بودند ومانورهای قورباغه ای در آبهای نمیدانم کدام چشمه در عراق انجام میدادند هیچ تاثیر خاصی بر جنبش مردمی برای آزادی خواهی نداشتند چه رسد به امروز ! که آن وضعیت عراق است وآن وضعیت آنها در عراق است.با این گذشته میتوان فهمید که مجاهدین در واقع در پی مطلب دیگر هستند بقول مسعود رجوی سلاح خود را میخواهند ولی برای چی ؟ مگر آقای رجوی نمیداند که صدام سقوط کرده است ودیگر امکانات قبلی حتی اگر سلاح هم به آنها بازگردانند که در شرایط عادی امری است نا ممکن ، برای انها وجود ندارد؟ مگر اقای رجوی در دنیای واقعی امروزی که در عراق و منطقه میگذرد زندگی نمیکند؟ که بدان تحت چه شرایطی میخواهد سلاحش را به او باز گرداند وقبل از آن باید به مردم توضیح دهد که طی آن سالیان که باصطلاح سلاح داشتند چه کلی به مبارزات مردم برعلیه دیو جمهوری اسلامی زده شد تا که امروز این گل زده شود؟ به نظر من تمامی هیاهوی مجاهدین خلق آوازی است در تاریکی که از بحرانی که سازمان در اثر سیاستهاری رهبری با آن برخورد کرده است را بپوشاند ودل خوشی نشان ندهد.
بعد هم یک سوال از مسئولان سایت دیدگاه ! شما که دلتان برای همه پناهندگان ونه فقط پناهندگی مجاهدین در اشرف میسوزد لطف کنید با اینکه چند باری است که کسانی که از مجاهدین جدا شده وهم نه به جمهوری اسلامی میگویند وهم نه به سیاستهای رهبری مجاهدین را کشورهایی که بایستی به آنها پناهندگی بدهند از این کار سرباز زده اند چرا که میگویند اینها عضو یک سازمان تروریستی بوده اند واکنون حتی در شرایط سرکوب امریکاییها بسر میبرند یک کلمه راجع به آنها وحتی اطلاعیه فدراسیون پناهندگی را در این سایت نشر نمیدهید که نشان دهید واقعا طرفدار حقوق تمامی انسانهایی هستید که برای نه به جمهوری اسلامی تلاش میکنند وتنها دلتان به حال اشرفیان "سربلند " که به گفته مجاهدین به دلخواه خود در آنجا میباشند نمیسوزد.

___

در يکي از پاراگرافهاي فراخواني که ديدگاه پيشنهاد کرد تحت عنوان «عليه حملهء نظامي به ايران و در حمايت از مراعات دقيق حقوق ايرانيان پناهنده در عراق»
چنين آمده است:
«ما توجه مقامات ائتلاف نظامي اشغال عراق را به مراعات دقيق حقوق همهء ايرانيان مقيم عراق و به مسئوليت بين المللي آنها در برابر ايرانيان مقيم شهر اشرف جلب مي نماييم»
اينجا صحبت از «همهء ايرانيان مقيم عراق» شده است. يعني آنها که مقيم اشرف، يا تيف هستند، و يا آنها که اصلا هيچ گونه سنخيت ايدئولوژيک يا ارگانيک با مجاهدين نداشته اند.
براي مطالعه متن فراخوان روي لينک فراخوان در صفحه اول ديدگاه کيلک کنيد.
  

[تاریخ ارسال: 25 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: احمد باران]  [ abaaraan@yahoo.fr ]  
آقای سامع!
نمیدانم که شما خودتان حکم دادگاه مورد نظر را خوانده‌اید یا دوستان مجاهد آن را برایتان ترجمه کرده‌اند. دلیل ازین سئوال من هم برای مزاح نیست بلکه میخواهم به نکته‌ای اشاره کنم که شما یا از آن بی‌خبرید یا خودتان را به کوچه‌علی چپ می‌زنید. این نکته هم این است:
بر خلاف ادعاهای دوستان مجاهد و متعلقاتشان، دادگاه مورد نظر رای به ابطال تصمیم شورای وزیران اتحادیه اروپا نداده است. به عکس، در بند اول تصمیم دادگاه قید شده که تقاضای مورد نظر مجاهدین مبنی بر ملغی کردن تصمیم شماره ۹۳۱ اتحادیه اروپا رد شده است. تصمیم شماره ۹۳۱ همانی است که‌از مجاهین خلق و سایر تشکلهای وابسته به آن به عنوان "تروریست" نام برده است. اصل این رای به زبان فرانسه موجود است- از شما تلفن یا ایمیلی موجود نیست تا برایتان بفرستم. حالا اگر شما اصرار دارید که در تبلیغاتتان این مقوله را طور دیگری ِنوان کنید، این برای من قابل فهم است. مجاهدین شدیداَ به این نیاز دارند.

چنانچه حافظه شما یاری کند، بد نیست به شما یادآوری کنم که زمانی که دادگاه استیناف ویرجینیا در امریکا هر دو مورد درخواست مجاهدین را رد کرد، مجاهدین از آن بعنوان پیروزی یاد کردند!!!
این دو درخواست مجاهدین عبارت بودند از ۱- خط خوردن اسم مجاهدین از لیست تروریست وزارت خارجه امریکا و ۲- اینکه مجاهدین و شورا دو تشکیلات مجزا هستند و نباید یکی گرفته شوند. دادگاه، پس از شنیدن شهود و رویت اسناد، هر دو درخواست مجاهدین را رد کرد. چنانجه ایمیلی از شما موجود باشد اصل رای صادره از دادگاه ویرجینا را هم برایتان میفرستم. این همان دادگاهیست که رمزی کلارک دفاع از مجاهدین را به عهده داشت.
به من و امثال من حق بدهید که‌ گول تبلیغات مجاهدین و دوستانشان را نخوریم دیگه. هر چیزی یه حدی داره!
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.