شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷ - ۱۲ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

مذاکرات مخفی رژیم با اسرائیل و لوبی یهودی در آمریکا برای چیست ؟

کورش عرفاني

روز گذشته یک خبر مهم چندان توجه رسانه های خبری فارسی زبان را به خود جلب نکرد. خبرگزاری آسوشیتدپرس از ژنو گزارش داد که مقامات رژیم خبر منتشر شده در رزنامه ی اسرائیلی هاآرتص را در مورد مذاکرات مخفی میان اسرائیل و جمهوری اسلامی تکذیب کرده اند. این روزنامه به نقل از پاره ای منابع اسرائیلی وسویسی ذکر کرده بود که اسرائیل بابت نفت های خرید شده از ایران در سالهای قبل از انقلاب باید صدها میلیون دلار به ایران بازگرداند و مذاکراتی مخفی در ژنو در جریان است تا راه پرداخت این پول ها را بیابد.[1]

نماینده ی رژیم در مقر اروپایی سازمان ملل متحد در ژنو این گزارش را بی پایه خوانده است.

این خبر اما شاید آنقدرها که رژیم می خواهد بباوراند بی پایه نبوده است. بنظر می رسد که جمهوری اسلامی که می رود تا با استقرار تحریم ها در رابطه با پرونده ی اتمی اش از یکسو و اوج گیری بحران های اقتصادی و اجتماعی داخلی از سوی دیگربا خطرناک ترین و دشوارترین دوره ی حیات خویش روبرو شود، با تلاش های کاذبی از این دست تلاش دارد تا به طور پیشگیرانه با فشارهایی که در راهست برخورد کند. رژیم از قدرت لوبی یهود در سراسر جهان آگاهست و می داند که تا باج کلانی به صهیونیسم جهانی نپردازد جان سالم از این مهلکه به در نخواهد بود. باجی که نمی تواند کمتر از قربانی کردن فلسطین و لبنان به پای اسرائیل باشد. آیا رژیم حاضر است برای حفظ خود دست از حمایت از حزب الله و حماس دست بردارد ؟ پاسخ بی شک مثبت است زیرا بافت سران جمهوری اسلامی چنان است که هیچ چیز و تکرار می کنم هیچ چیزجز ماندن در قدرت برایشان مهمتر نخواهد بود. نه فدا کردن گروه های رادیکال خاورمیانه، نه به جنگ داخلی کشیدن عراق و نه حتی نابودی ایران. اگر رژیم طالبان فدای وفاداری خویش به القاعده شد و اگر صدام بر برخی از ارزش های ایدئولوژیک خویش تا روز آخر پا فشرد، ترکیب آخوندی-بازاری-سپاهی رژیم حاضر به پذیرش هر خفتی است، به شرط آنکه بقای درازمدتش تامین شود، همان کاری که قرار ست، به زعم آخوندها و پاسداران، قدرت هسته ای برای رژیم انجام دهد.  

تلاش برای بازکردن باب مذاکره با اسرائیل، به بهانه ی پس گرفتن پول نفت قبل از انقلاب، نمونه ای است از دست و پا زدن های رژیم تا بتواند راهی برای جلب نظر کشوری که احمدی نژاد خبر از نابودی آن می دهد پیدا کند. یک ضرب المثل عرب می گوید : « آدم در حال غرق شدن به هر خس و خاشاکی چنگ می زند» تا جان بدربرد. چگونه است که رژیم پس از 28 سال تازه به یاد آورده است که این پول نفت را در بدترین شرایطی که در انتظارش است طلب کند ؟

اهمیت این گزارش و احتمال صحت آن را زمانی در می یابیم که در همین روزها رژیم تنها نماینده ی یهودی مجلس شورای اسلامی، موریس معتمد، را به ایالات متحده فرستاده تا در آنجا با لوبی یهودی مقیم آمریکا دیدن کند. وی در روزهای اخیر جلسات متعددی با یهودیان آمریکا و نیز یهودیان ایرانی مقیم آمریکا بخصوص در کالیفرنیا داشته است تا در راستای نرم تر کردن موضع گیری های لوبی یهودیان در ایالات متحده عمل کند. [2]

رژیم به دنبال چیست ؟ آیا جز اینکه خطر را برای خویش کاهش دهد. فراموش نکنیم که قطع همکاری بانک های مهم با ایران نخستین فشارها را بر اقتصاد شکننده ی ایران وارد ساخته است[3] و رژیم را وادارکرد که اشتباه صدام را مرتکب شود و واحد پول مبادلاتی خود را از دلار به یورو تغییر دهد.[4] این امر ضرورت برخورد قاطع ایالات متحده با رژیم را برای حفظ پویایی اقتصاد آمریکا که بر پایه ی نقش دلار در مبادلات جهانی می چرخد قویتر می سازد.

تظاهرات کم سابقه دانشجویان درتهران روز 15 آذر و پیوند دیدنی آن با طبقه ی کارگر زنگ خطر دیگری است برای رژیم پوسیده ی جمهوری اسلامی. بنظر می رسد که این خطرات روز افزون بیرونی و درونی است که رژیم، یا حدلقل بخش های مسول حفظ بقای آنرا، وادار کرده از یکسو به دریوزگی افتاده و لطف و محبت صهیونیسم جهانی را جستجو کند و از سوی دیگر با جنگ افروزی هر چه بیشتر در عراق آمریکا را وادار سازد که با او از درسازش درآید. امری که بر اساس موضع گیری های بوش حتی بعد از انتشار گزارش هیت مطالعاتی بیکر-هامیلون چندان ممکن بنظر نمی رسد.[5]

بن بست رژیم هر روز سخت تر و تنگ تر می شود. در چنین شرایطی است که مخالفان رژیم در داخل و خارج از کشور باید وضعیت فلاکت بار حکومت آخوندی-بازاری-سپاهی را فرصتی مناسب برای وارد ساختن ضربه های کاری به بدنه ی رژیم بدانند. اعتراضات جمعی، تحصن،  اعتصابات، تظاهرات، کارزارو هر گونه عملیات در چارچوب مبارزه ی قهر آمیز می تواند گامی در این راه باشد. منطق ابتدایی جنگ به ما می آموزد که بهترین موقعیت برای حمله به دشمن زمانی است که او در بدترین موقعیت است، و مگر نه اینکه هرایرانی آزادیخواهی با این رژیم آزادی کش در جنگ است؟



[1] http://fr.news.yahoo.com/06122006/5/l-iran-dement-mener-des-negociations-secretes-avec-isra-l.html

[2] نگاه کنید به روزنامه ی صبح ایران- چاپ لس آنجلس- به تاریخ روز دوشنبه 13 آذر 1384  درباره ی شرکت داوید شوفتط در جلسه ای با حضور موریس معتمد.

[3] http://www.peiknet.com/1385/04azar/13/page/36bank.htm

[4] http://www.bbc.co.uk/persian/business/story/2006/12/061204_mf_euro.shtml

[5] «بوش: فعلا با ايران و سوريه مذاکره نمی کنيم» : http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2006/12/061207_la-fb-bush-blair.shtml 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.