شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پیروزی دمکرات ها : جنگ با ایران می تواند آغاز شود ؟

کورش عرفاني

korosherfani@yahoo.com

پیروزی دمکراتها بر جمهوریخواهان در انتخابات میان دوره ای 7 نوامبر، در ایالات متحده ی آمریکا، سوالات زیادی را در باره ی تغییرات احتمالی سیاست های این کشور در قبال ایران به طور عام و پرونده ی اتمی ایران به طور خاص مطرح کرده است. برخی بر این باورند که شکست آمریکا در عراق می تواند بهانه ای باشد برای اینکه دمکراتها مانع از آن شوند که دولت بوش جنگ دیگری را بر علیه ایران براه بیاندازد. به همین دلیل نیز امیدوارند که به یک طریقی مذاکرات میان ایران و آمریکا آغاز شده و سناریو حمله ی نظامی برای پایان دادن به فعالیت های اتمی خاتمه یابد.

بعضی دیگر این بازگشت دمکراتها را دلیل بر هیچ تغییری نمی دانند و براین باور هستند که دولت بوش بر سیاست تحریم ها بر علیه ایران و همکاری با اروپا در این باره ادامه خواهد داد. [1] به منظور پاسخ دهی به پرسش بالا ما در این نوشته به ارائه ی یک فرضیه ی دیگر می پردازیم :« برای آغاز حمله ی نظامی به ایران توسط آمریکا این ضروری بود که دمکراتها در انتخابات پیروز شوند. بنابراین اینک شرایط از هر موقع دیگر آماده تر استبرای آزمایش این فرضیه به چندسری از داده ها می پردازیم.

نقش اسرائیل در حمله ی نظامی به ایران

اسرائیل که در یک بحران وجودی تاریخی قرار گرفته، آماده است تا با ایجاد یک جنگ تمام عیار در خاورمیانه هم بهانه ی بقای خود را پیدا کند و هم زمینه را برای تزریق دوباره ی رویای اسرائیل بزرگ به جامعه فرسوده، از هم پاشیده و رو به تلاشی اسرائیل فراهم سازد. باید دانست که دولت صهیونیستی به تدریج منطق وجودی خویش را تحول بخشیده است. درطول پنجاه سال اسرائیل می کشت تا باقی بماند، اما از این پس می خواهد بماند تا بکشد. در این راستا هیچ چیز ضروری تر از درگیر ساختن اسرائیل در یک جنگ تمام عیار نیست. جنگی که شکاف و پوچی حاکم شده بر کشور اسرائیل را که تو دهنی محکمی در لبنان دریافت کرد و عطش مسلمان کشی خود را هر روز در فلسطین سیراب می کند بار دیگر زنده کند و او را به حرکت درآورد تا مبادا این آرمان ضد انسانی اسرائیل بزرگ را به گور تاریخ بسپارد. جنگی که اجازه دهد اسرائیل از فن آوری تسلیحات غیر معمول بهره برده و تصویر ارتش شکست خورده در لبنان را جبران کند.

جنگ و برخورد نظامی با ایران خواست اصلی اسرائیل است. منافع مردم آمریکا در آن نیست، منافع اسرائیل و صهیونیسم بین الملل ایجاب می کند که به ایران حمله شود. اما آمریکا ابزار نظامی خواستهای صهیونیسم در منطقه ی خاورمیانه است. لذا بدیهی است که این اسرائیل است که جنگ را آغاز می کند و آمریکا را وارد آن می سازد. امروز کم نیستند کسانی که باور آورده اند 11 سپتامبر 2001 تنها بهانه ای بود برای متعهد ساختن ایالات متحده ی آمریکا در خاورمیانه. سرویس های اطلاعاتی اسرائیل درهماهنگی با بخشی از پنتاگون توانستند شرایط لازم را برای موفقیت این عملیات توسط القاعده فراهم سازند. بدین ترتیب اسرائیل آمریکا را وادار ساخت که به طور عملی، نظامی و درازمدت در خاورمیانه حضور پیدا کند. این موضوع هرروز علنی تر می شود : معاون وزير دفاع اسرائيل گفته است که «از حمله نظامی به تاسيسات اتمی ايران دفاع نمی کند، اما آن را به عنوان آخرين راه حل ممکن دانسته و افزوده بود گاهی آخرين راه حل تنها راه حل است».[2]

لشگر کشی به عراق اجازه داد که یکی از دشمنان اصلی اسرائیل، یعنی حکومت صدام، سرنگون شود، عراق به طور درازمدت تخریب شده و یک کشور عربی، که می توانست برای اسرائیل در دراز مدت خطر آفرین باشد، از بین رفته است. تیر خلاص برای عراق تجزیه این کشوراست که با توجه به نفوذ چشمگیریهودیان و سرویس های مخفی اسرائیل در کردستان عراق، پایگاه جدیدی را در آنجا از آن خود کرده وبه دنبال ضمیمه کردن کردستان های ایران، ترکیه و سوریه خواهد بود. منابع نفتی و آبی این مناطق در راستای طرح اسرائیل بزرگ لازم است.

اینک نیز در مورد ایران طرح اسرائیل اهداف کمابیش مشابه ای را دنبال می کند : 1- سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی که در درون خود یک گرایش ضد اسرائیلی دارد. 2- تخریب دراز مدت ایران 3- تجزیه ایران برای تبدیل یک کشور بزرگ و به طور بالقوه قدرتمند به چند کشور کوچک و ضعیف. 4- استقرار مستقیم و غیر مستقیم در بخش های از خاک ایران برای کشیدن آمریکا به سوی اهداف استراتژیک دیگر به سوی آسیای شرقی.

نقش سپاه پاسداران در این میان

گرایش ضد اسرائیلی که در بالا به آن اشاره شد در رژیم ریشه دارد. این گرایش که از ابتدای دوران بعد از انقلاب در سپاه پاسداران ریشه کرده بود همیشه مورد نفرت وخصومت اسرائیل و آمریکا بود ه است. فراموش نکنیم در طول بیست و پنج سال گذشته یکی از دلایل مهم عدم به نتیجه رسیدن مذاکرات متعدد پشت پرده ی آمریکا این بوده است که یکی از خواست های آمریکا – بشنوید اسرائیل – انحلال سپاه پاسداران بوده است. با روی کار آمدن سپاهیان، که احمدی نژاد تنها مهره ای از آن است، در نهایت، عامل خصومت ورزی میان ایران و اسرائیل از پشت به روی صحنه آمده است و بنابراین قرارهای رسمی و غیر رسمی میان دو کشور، که مبتنی بود بر نمایش های عوام فریبانه ی ضد اسرائیلی رژیم ضمن حفظ وحدت استراتژیک، تا حد زیادی به هم ریخته است. کسانی که ضامن حفظ ظاهر ضد اسرائیلی و باطن همدستی با اسرائیل در داخل نظام بودند با فرسودگی و شکست مواجه شدند و به نوعی کنار زده شده اند. نخست میانه روها به ریاست رفسنجانی، بعد اصلاح طلبان به ریاست خاتمی و در نهایت حتی باند بازاری ها ی دست راستی که در میان آنان چندین مهره خود دارای ریشه ی یهودی هستند. تمامی کسانی که در داخل نظام تا بحال مانع از رویارویی نظامیان سپاه و رژیم سراپا نظامی صهیونیستی می شدند کنار زده شده اند.سپاهی ها که قرار بود همیشه پشت صحنه و تحت سیطره ی روحانیت باشند با یک شبه کودتای انتخاباتی به صحنه ی سیاسی آمدند وقدرت را قبضه کردند. دیگر روحانیت نیست که سپاه را هدایت می کند این سپاه است که روحانیت را زیر مدیریت نظامی گر خویش قرار داده است و می رود تا بدست گرفتن ثروت های اقتصادی تمامی مافیاهای قدرت و اقشار قدرتمند جامعه را به خدمت بگیرد.

نمود بارز دست و پا زدن جناح های غیر سپاهی را برای پرهیز از رویارویی می توانیم در مقاله ای در روزنامه بازاریان حاکمیت یعنی روزنامه ی رسالت ببینیم که در آن به طور غیر مستقیم خواهان اتخاذ سیاستی است که به جای برخورد نظامی پرونده ی اتمی ایران به سوی یک سرنوشت سیاسی می رود : « با افزايش زمان تعامل ايران و طرف مقابل اروپايى و آمريکا و امتياز خواهى جديد احتمالى چين و روسيه از آمريکا، ايران از زمان و فرصت بيشترى براى تعامل در موضوع پرونده هسته‌اى برخوردار خواهد بود. ايران نيز از هم اکنون، مى‌تواند خود را براى يک دوره جنگ سرد منطقه‌اى و کمابيش متوازن آماده سازد».[3]

این به هم ریختن معادله ی قدرت در ساختار سیاسی و اقتصادی ایران سبب شده است که امید به یافتن نیرویی که در درون نظام بتواند با مهار سپاهیان به تعامل با غرب و اسرائیل بپردازد از بین رفته است. نمود بارز این موقعیت جدید پرونده ی اتمی ایران است. باید دانست که با وجود آنکه رژیم ایران بارها اعلام کرده است که برنامه ی اتمی اش صلح آمیز و صنعتی است، اما از همان ابتدا مدیریت این برنامه در اختیار یک نهاد نظامی، یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بوده است. چیزی که اهمیت استراتژیک این فعالیت را برای سپاه بیان می کند.

ترکیب این دو پدیده : خصلت ضد اسرائیلی لایه هایی از سپاه پاسداران و خطرآفرینی بالقوه فن آوری هسته ای برای اسرائیل سبب شده است که برای رژیم یهودی کمترین شکی برای ضرورت برخورد با جمهوری اسلامی باقی نماند. سپاه از این نکته آگاهست و به همین دلیل نیز هم زمان با پیشرفت برنامه ی اتمی و رسیدن به مراحل حساس آن، که دستیابی به سلاح اتمی را ممکن می سازد، ضروری دید که از برخی پاسداران بخواهد لباس های سپاه را مدتی کنار بگذارند و با کت و شلوار بروند و مقام های رئیس جمهوری، وزارتخانه ها، مجلس و مدیریت نهادهای دولتی و ریاست دانشگاه ها وغیره را بر عهده گیرند تا کشور تحت یک مدیریت نظامی کامل وارد دوره ی رویارویی با غرب و به طور احتمال جنگ شود.

اینک تمامیت اهرم های اصلی قدرت در اختیار نظامیان است و خامنه ای برای حفظ جایگاه خویش که به نتیجه ی انتخابات خبرگان در هفته های آینده نیز بستگی دارد چاره ای جز تبعیت کامل از سپاه ندارد. پس قابل تعجب نیست وقتی بی بی سی گزارش می دهد :« آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، در آخرين اظهاراتش به دفاعی کم سابقه از دولت محمود احمدی نژاد پرداخته و برخی مطبوعات ايران را به 'بی انصافی در قبال دولت' متهم کرده است».[4]

روحانیت که بواسطه تلاش های سپاه بر قدرت نشست و ماند اینک باید حساب پس دهد و به نوعی، قدرت را پس دهد. از این پس روحانیت در اسارت سپاه است و اگر نتواند به سرعت به این معادله ی جدید خاتمه دهد پشتیبان اصلی خویش، بریتانیا، را از دست خواهد وانگلستان نیز به صف اتحاد نظامی بر علیه رژیم خواهد پیوست. بازداشت دیپلماتهای رژیم و صدور حک دستگیری برای سران نظام مانند رفسنجانی، فلاحیان و ولایتی پیامی است که جامعه ی جهانی برای روحانیت حاکم در ایران می فرستد که اگر موفق نشود سپاهیان در حکومت را کنار بگذارد هیچ شانسی برای بقا ندارد. با وخیم تر شدن اوضاع جای شکی نیست که قید و بندهای بیشتری به روحانیت غیر جنگ طلب و بازاری ها و رانت خواران غیر سپاهی اعمال خواهد شد و تصفیه حساب های سیاسی، اقتصادی، محاکمه، فرار از کشور ویا بازداشت و حبس و حذف در انتظار شماری از آنان است. دولت احمدی نژاد با دلارهای نفتی دست به بزرگترین واردات تاریح اقتصادی سی سال گذشته کرده است و تلاش دارد با نزدیک به 60 میلیارد دلار واردات در سال، به قول خود، برای روزهای سختی که در پیش دارد از حالا کالاهای اساسی کشور را ذخیره سازی کند تا از شورش های مردمی ناشی از قحطی و گرسنگی خودداری کند.

بازیگر جدید پرونده ی ایران : دمکراتها در آمریکا

اهود المرت که امروز یکشنبه 12 نوامبر به آمریکا رسیده است آمده تا با ترکیب مناسبی که اینک دستگاه حکومتی ایالات متحده آمریکا – جمهوریخواهان و دمکراتها- پیدا کرده است آنچه را قرارست اسرائیل صورت دهد با مقامات آمریکا هماهنگ سازد. بی بی سی در این باره می نویسد: « نخست وزیر اسرائیل پیش از سفر خاطر نشان کرده بود که اینک، بهترین زمان برای تبادل نظر میان مقامات دو کشور برای دو سال آینده است. »[5] « بهترین» شاید به این دلیل که ترکیب جدید قدرت سیاسی در آمریکا موقع را مناسب کرده است که اینک با حضور هر دو حزب در قدرت، هر گونه تعهد آمریکا برای دفاع از اسرائیل در مقابل ایران به عنوان یک خواست عمومی جامعه ی آمریکا مطرح شده و به همین دلیل نیز دولت بوش بتواند با خیال راحت و حتی با حمایت وسیع مردم آمریکا دست به یک تهاجم بزرگ بر علیه ی دشمن اسرائیل، ایران، بزند. باید دانست نفوذ لوبی یهودیان در میان دمکراتها بسیار بیشتر و قویتر از جمهوریخواهان است. «سهم لابی اسرائیل در جمع آوری منابع مالی برای حزب دموکرات 60 و برای حزب جمهوری خواه 35 درصد است»[6] سه شرکت غول آسای تحت مدیریت یهودیان در انتخابات اخیر به سفارش مستقیم لوبی یهود در آمریکا بر روی پیروزی دمکراتها سرمایه گذاری کردند : بوئینگ، سازنده ی بمب افکن های سنگین و صاحب صنایع نظامی سنگین، وال مارت که غول سرمایه گذاری در صنایع مصرفی، تجارت و توزیع در آمریکاست و نیاز به بازارهای جدید و تداوم وافزایش قدرت مصرف گرایی آمریکایی ها دارد و جنرال الکتریک.[7] این سرمایه گذاری کلان زیر نظر لوبی یهودیان به خوبی ضرورت موفقیت دمکراتها برای تبدیل آمریکا به کشوری متحد در یک جنگ جدید را توضیح می دهد. امری که با پیروزی جمهوریخواهان و بیلان منفی آنها در جنگ عراق غیر ممکن می بود.

نانسی پلوسی لیدر دمکراتها در انتخابات اخیر، که قرار است به عنوان سومین مقام مهم حکومت آمریکا ریاست مجلس نمایندگان را دراختیار بگیرد، خود یهودی بوده [8] و بیست و پنج سال با «کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل» [9] که از قدرتمندترین سازمان های یهودی آمریکاست همکاری می کرده است.[10]

در ماه مه 2006 و در زمان حمله ی ددمنشانه رژیم پلید صهیونیستی به مردم بی دفاع لبنان اونامه ای به اهود المرت نوشت تا حمایت خود و حزب دمکرات را از اسرائیل در قتل عام مردم بی گناه لبنان اعلام دارد.در بخشی از این نامه پس از یاد کردن از شارون جنایت پیشه و «گرامیداشت یاد او»آمده است : « با برسمیت شناختن بلافاصله ی دولت اسرائیل [در زمان تاسیس آن] پرزیدنت ترومن نه فقط کشور ما را با کشورشما همانند دانست بلکه مشعلی فروزان را به مملکت بزرگ ما آورد. این نوعی تعهد بر ارزش هاست، اشتراکی در صلح و دمکراسی. شما یک دوست در منطقه هستید، دوستی برای جهان».[11]

در سال 2003 هنگامی که، جیمز موران یک نماینده ی سابق جمهوریخواه که به حزب دمکرات پیوسته بود، اظهار داشت بدون دخالت یهودیان، آمریکا درگیر جنگ عراق نمی شد بسیاری در کنگره به او حمله کردند و از جمله نانسی پلوسی که همراه با شش نماینده ی یهودی دیگر حزب دمکرات گفته های وی را مورد تقبیح قرار دادند و اعلام داشتند از کاندیداتوری وی برای انتخاب مجدد حمایت نخواهند کرد. [12]

او درست در آستانه ی انتخابات اخیر اطمینان بخشیده است که پیروز دمکراتها به هیچ عنوان بر اسرائیل تاثیری نخواهد داشت و «تعهدهای آمریکا در قبال اسرائیل بدون در نظر گرفتن اینکه چه حزبی در قدرت باشد تامین خواهد شد.» [13]

ایران : راه برون رفت آمریکا از عراق

از سوی دیگر ایالات متحده که به طور قابل پیش بینی در باتلاق عراق گرفتار شده است بدنبال دری برای خروج است. کنار گذاشتن دونالد رامسفلد و قرار دادن روبرت گیتس به سمت وزارت دفاع آمریکا حکایت از انتخاب مشخص تیم بوش برای نامیدن کسی بوده است که پرونده ی ایران را می شناسد. وی در مذاکرات با ملاها برای آزاد سازی گروگان های آمریکایی در ایران حضورو در پرونده ی ایران-کنترا نقش داشته است. وی که مدیر سابق سازمان سیا است می تواند به عنوان متخصصی در امور ایران در آینده نقش مهمی ایفاء کند. ضمن آنکه او دشمنی مشخص با ایران هم دارد و متهم است که در زمان جنگ ایران و عراق اطلاعات سری در اختیار عراق می گذاشته است. [14]

شاید به خاطر بازگشت وی به این پست است که در روزهای اخیر مقامات جمهوری اسلامی به طور علنی و آشکار برای مذاکره با آمریکا بر سر عراق اعلام آمادگی کرده اند تا نجات این کشور از جهنم عراق را وجه المصالحه ی نجات خود سازند ؛ لیکن کمترین شانسی برای این موضوع وجود ندارد، زیرا لوبی یهود در پشت قدرت حاکمه ی آمریکا هرگز اجازه ی چنین مذاکره و معامله ای را نخواهد داد. اما از سوی دیگر، دولت بوش نیز امیدوار است تا شاید با هجوم نظامی به ایران بتواند جریان ضد آمریکایی رادیکال را در کل منطقه تضعیف ساخته و از مهلکه ی عراق جان سالم بدربرد. رژیم که سرمایه گذاری زیادی کرده بود تا بتواند آمریکا را به جای هجوم به ایران به حمله ی به عراق تشویق کند و پای ارتش آمریکا را در آن کشور بند کند اینک می بیند که این همه تلاش و هزینه تنها سبب خریدن زمان شده است و قابلیت معامله گری خود را از دست داده است ؛ به همین دلیل رژیم سخت آشفته است و احساس می کند باید به سرعت به اقدامی مهم مثل یک آزمایش اتمی دست زند تا بتواند از تدارکات وسیعی که برای هجوم به ایران در دست است جلوگیری کند. افزایش تعداد آبشارهای سانتریفوژ و نیز سرعت بخشیدن به غنی سازی اورانیوم در یک ماه اخیر در این راستا می تواند باشد. اما به گونه ای متناقض، افزایش این تلاش ها به آماده سازی حمله ی نظامی به ایران شدت و شتاب بخشیده است. به نظر می رسد که حتی آزمایش موشک جدید قاره پیمای فرانسه و شرکت این کشور در مانوورهای اخیر در خلیج فارس حکایت از تهاجمی وسیع و همه جانبه از جانب غرب و اسرائیل برعلیه کشورمان داشته باشد. تهاجمی که باید ایران را به «عصر حجر» بازگرداند و زمینه های تجزیه ی آنرا فراهم سازد تا خیال اسرائیل به طور درازمدت از جانب «غولی » به اسم ایران راحت باشد.

در روزهای اخیر تهدیدهای دو جانبه ی رژیم صهیونیستی و رژیم جمهوری اسلامی بر علیه یکدیگر اوج تازه ای گرفته است. اهود اولمرت با سفر خود به آمریکا تلاش خواهد کرد آخرین مخالفت ها با هجوم سراسری اسرائیل و ایالات متحده را برداشته و اتحاد جمهوریخواهان و دمکراتها را برای یک حمایت بی قید و شرط مردم آمریکا از دخالت نظامی در ایران فراهم آورد. بنظر می رسد که این کار بدون دشواری خاصی صورت پذیرد. زیرا منافع استراتژیک آمریکا ایجاب می کند که هماهنگ با اسرائیل عمل کند.

بدیهی است در این چند روز ایران مجموعه ی آنچه را که می تواند به عنوان ابزار دفاعی یا تهاجمی، اعم از نظامی، سیاسی یا اقتصادی، به خدمت گیرد به نمایش گذاشت تا جهان را متوجه بهای سنگینی که باید بابت هجوم به ایران بپردازد :

· مانوور نظامی و آزمایش موشک های دور برد جدید

· تهدید به استفاده از نفت برای فشار به اقتصاد غرب

· مذاکرات جدید با روسیه برای جلب حمایت سیاسی و حتی نظامی این کشور در ازای باج ها کلان اقتصادی

· تهدید به خروج از ان تی پی به عنوان واکنش به تحریم ها

· اقدامات قانونی مانند شکایت علیه اسرائیل در سازمان ملل متحد[15]

· تهدید به پایان دادن به همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی

· تلاش برای تجهیز لبنان و به طور مشخص بکارگیری توان حزب الله به عنوان یک ابزار تهاجمی

· تهدید به پاسخ «برق آسا» و «تخریبگر» به هرگونه حمله ی نظامی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران [16]

به عنوان نتیجه گیری :

برگزاری سمینار جهانی یهودیان روز یکشنبه 12 نوامبر بعد از 47 سال در پاریس « در پشت درهای بسته» با موضوع محوری «خطر ایران برای اسرائیل» در این روزها نشان دهنده ی آماده سازی و هماهنگی تمامی گروههای فشار یهودی برای مقابله ی جهانی با خطرات ناشی از درگیر شدن اسرائیل در یک جنگ تمام عیار با ایران می باشد.[17] اسرائیل که از طریق لوبی یهود با سرمایه گذاری و تبلیغات منفی مقطعی روی سرنوشت سیاه نیروهای آمریکایی در عراق موجبات پیروزی دمکرات ها را فراهم آورد اینک با ایجاد این احساس در مردم آمریکا که به نمایندگان خود – دمکراتها- رای دادند آنها را با خیال آسوده و بدون نگرانی درباره ی اعتراضات احتمالی در آمریکا به سوی جنگی سراسری و تخریب گر با ایران پیش خواهد برد.

نگارنده برای پرهیز از تطویل کلام به وضعیت داخلی ایران اشاره نمی کند. اما همگی خوب می دانیم که جامعه از یک خشم عظیم انفعالی برخوردارست. خشمی که باید بواسطه ی جنبش های اعتراضی رادیکال فعالش کرد و از حالت انفعالی خود خارج ساخت. این تنها شانس ما برای آغاز حرکتی است که می تواند معادله ی اسرائیل و آمریکا را برای تهیه سرنوشتی شوم و نابودگر برای ایران زیر سوال برد. پتانسیل لازم برای این منظور در جامعه ی ایران هست. اما آیا از آن استفاده خواهیم کرد یا خیر ؟ آنچه را در زمان حاضر می کنیم تعیین کننده ی آینده است، بر اساس آنچه در حال حاضر به طور عملی برای دخالت در سرنوشت کشورمان مشغول آن هستیم از حالا می توانیم به آسانی بدانیم که آینده ی ایران چه خواهد بود.

 * *

www.korosherfani.com

12/11/2006



[1] برای چند نمونه از این نقطه نظرات نگاه کنید به : http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news1/print/10896

و نیز برای مشاهده ی چند نمونه از اظهار نظرهای ارائه شده ی مردم روی سایت فارسی بی بی سی نگاه کنید به : http://newsforums.bbc.co.uk/ws/thread.jspa?threadID=4372

[2] http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/11/061112_mv-hosseini-israel.shtml

[3]http://www.resalat-news.com/Detail.aspx?cid=52910

[4]http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/11/061112_mv-khamenei.shtml

[5]http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2006/11/061112_an-olmert-usa.shtml

[6] http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20061030022213.html

[7] Serge Halimi, Rituel démocratique et société de castes, Le Monde diplomatique, Novembre 2006, p.21

[8] http://www.stgeorgebroadcasting.com/index.php?/archives/1409-Nancy-Pelosi-a-good-Jewish-Grandmother.html

[10] http://www.jewishsf.com/content/2-0-/module/displaystory/story_id/30823/format/html/displaystory.html

[11] http://www.njdc.org/issues/detail.php?id=505

[12] http://www.counterpunch.org/cockburn03152003.html

[13] http://www.ynetnews.com/articles/0,7340,L-3320428,00.html

[14] http://en.wikipedia.org/wiki/Robert_Gates

[15] http://www.radiofarda.com/iran_article/2006/11/dd4133c7-42ea-449d-9366-d55d4fc53979.html

[16] محمدعلی حسينی، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران، روز يکشنبه (12 نوامبر) در واکنش به اظهارات مقام اسرائيلی گفته است: "وضعيت داخلی و نظامی اسرائيل بسيار شکننده است، اما اگر مرتکب جسارت و حماقتی شود، پاسخ سپاهيان جمهوری اسلامی ايران سريع، قاطع و کوبنده خواهد بود و به ثانيه نخواهد کشيد." منبع : بی بی سی

 

[17] http://www.desinfos.com/article.php?id_article=5991

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.