شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

ميز متقلب ها
نگاه علي ناظر

علی ناظر

امروز در خبر ها آمده که احمدي نژاد مثل نامه نويس هاي جلوي درب دادگاه ها، دوباره دست به قلم برده و اينبار نامه اي به رييس جمهور ايتاليا ارسال کرده است و آمادگي خود را براي همکاري در چپاول خاورميانه اعلام داشته است [1]. اين نامه نگاري پس از مصاحبهء سفير رژيم در ايتاليا [2] نوشته شده است که در آن مصاحبه اعلام شده «ما آمادگي داريم تا در نابود كردن زرادخانه‌هاي هسته‌اي قدرت‌هاي بزرگ كه قادر هستند هفت بار كره زمين را نابود كنند ، مشاركت داشته باشيم».
بنا به گزارش بي بي سي رييس جمهور ايتاليا گفته است که «
خواست ايران را برای شناخته شدن به عنوان قدرتی منطقه ای به رسميت می شناسند».[3]
اينطور که از جوانب امر بر مي آيد، و با توجه به مضمون صحبت رفسنجاني که «
 : آمريكايي‌ها خيال نكنند كه ما مشتاق مذاكره هستيم و با پيشنهاد مذاكره به تهران در  خصوص عراق، به ما امتياز مي‌دهند . » [4] نقش آفرينان در خاورميانه به اين نتيجه رسيده که بايد تا حدودي به رژيم وقت داد، کم حوصلگي نکرد و نکته نظرات رژيم را تمام و کمال به چالش نگرفت. پرودي در طرح پيشنهادي خاورميانه اش پذيرفته که «محمود عباس رئيس تشکيلات خودگردان فلسطينی از گروه حماس که دولت و مجلس قانونگذاری فلسطينی را در دست دارد بخواهد که دولت وحدت ملی تشکيل دهد، بی آنکه نيازی به آن باشد که حماس موجوديت اسرائيل را به رسميت بشناسد.» [3]
شايان توجه اينکه در کنار اين بده بستانهاي ديپلماتيک پارلمان اروپا طي قطعنامه اي نقض حقوق بشر در ايران را محکوم کرده است. [5].
سوالي که پيش مي آيد اين است که تا کي بايد به اين دو دوزه بازي هاي غرب پاسخ نداد؟ سکوت براي چي؟ واقعا اگر آنها که دست در آتش دارند زير ميز اين بازي زده و بگويند تکليف خودتان با «ما»، مردم ايران و رژيم جاني اسلامي را معين کنيد، چه اتفاقي مي افتد؟ به راستي چه چيزي براي مردم ايران و مبارزان خلق بدتر از اينکه هست پيش خواهد آمد؟ سر اين ميز يک مشت کارت باز که از هر آستين يک کارت بيرون مي کشند نشسته اند، ميز «متقلب ها» است. سر اين ميز نشستن، نه تنها جواب ندارد، بلکه همين چند ژتوني هم که باقي مانده است باخته خواهد شد. [6]
علي ناظر – 26 آبان 1385

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 20 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: طاهره ویشگاهی]  [ tila.raha2006@yahoo.de ]  
با درود به شما آقای ناظر،
گرچه برای من روشن نیست که مقصود شما از نگاشتن این مقاله چیست؟ اگر منظور این است که سایر ایرانیان یا کابران بدانند که دول اروپایی ارتباط تنگاتنگ اقتصادی با رژیم ایران دارند که چیز جدیدی نیست! و اگر دول اروپایی را زیر سؤال میبرید که چرا این ارتباط اقتصادی را که در مسیر چپاول مردم ایران هست با رژیم ضد بشری ایران دارند ؟ کمی خنده دار بنظر میرسد ! برای اینکه هیچ دولتی منافع خود را نادیده نمیگیرد و به منافع دیگران بپردازد. آن هم منافع مردمی که همیشه در توهم بهترین بودن هستند و باید بهتر بگویم که هیچ 1+1 در ایران 2 نمیشود و هرکس ساز خودش را میزند. مردمی که خیال میکنند بهترین ، باسوادترین، صبورترین ، آگاهترین، ریشه دارترین، تحصیلکرده ترین، باصفاترین و مهربانترین مردم دنیا هستند. اما اینچنین مردمی نمیدانم که چرا همیشه در گرداب محنت و بلا هستند!!! حالا نقطه نظرات کاربران شما که استعمار را تجزیه و تحلیل میکنند و فریاد میزنند استعمار چنان است و چنین. به قول سعیدی سیرجانی ما مردمی مظهرالعجایب هستیم که دونفرش یک حزب تشکیل میدهند و سه نفر شدند انشعاب میشودند. در هر صورت تا زمانی که هنوز منتظریم دیگر کشورها به دادمان برسند ، وضع به همین روال باقی خواهد ماند و بررسی استعمار هم دردی را دوا نمیکند.
  

[تاریخ ارسال: 19 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: داور]  [  ]  
اِستعمار واژه‌ایست عربی و به معنای آبادی خواستن است.ولی امروزه استعمار معنای نفوذ و دخالت کشورهای مکار در کشورهای ناتوان به بهانه آبادی و سازندگی است.ولی معمولاً استعمار در جستجوی به تاراج بردن دارایی کشورهای دیگر بوده است مانند روسیه و انگلیس...و در ایران .
امپـریالیسم طرفداری از حکومت امپراتوری است. سیاستی که مرام وی بسط نفوذ و قدرت کشور خویش بر کشورهای دیگر است. رژیمی که بر اثر از میان رفتن خرده‌سرمایه‌داری داخلی و پدید آمدن تراست‌ها و کارتل‌ها دچار تورم تولید و کمبود مواد خام شود و برای بدست آوردن بازار به دیگران تجاوز کند.اما اگر بخواهیم مسائل را ریشه ائی بررسی کنیم تمامی مشکلات جامعه فقط از دیکتاتوری و عقب ماندگی سیاسی ناشی میگردد.
به نظر من عدالت و سوسیالیسم هم از دل سیاستهای آزاد و دمکراسی زاده میشود ، شیوه ائی که در آن تمام احاد جامعه آزادانه وآگاهانه در تعیین سرنوشت سیاسی کشورش دخیل باشند و راه رشد را باز و اهداف استعمار را سد کنند. که پیشرط آن آزادی بیان ،قلم و اندیشه ... و رعایت قوانین حقوق بشر جهان، و باز بودن اصلاحات و همان رفرم در کشور است.که نظام ولی فقیه و دیکتاتورها مانع آن بوده و از پذیرش آن یعنی آزادی ودمکراسی وحشت دارند.
  

[تاریخ ارسال: 19 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: امیر]  [  ]  
با دورد
باید مفاهیم را تعریف کرد . استعمار چیست ؟ امپریالیسم چیست ؟ تفاوت این دوچیست ؟آزادی وعدالت وحق حاکمیت مردم وملت چیستند؟ من احساس میکنم که این مفاهیم عمدا درهم برهم گفته میشود که حقیقت پنهان شود. ایا اکنون عصر امپریالیسم است یا استعمار ؟به نظر من امروز امپریالیسم است که غارت میکند. حال میشود گفت که رژیم جمهوری اسلامی نیز را این را میگوید ولی مرتبا گفت استعمار ولی مشخص نکرد که این چه مفهومی دارد و این استعمار نامریی که وابستگان به مجاهدین بکار میبرند کیست ؟ وچرا قبلا در مجاهد تبلیغ مرگ بر امپریالیسم بدور "امام خمینی " راتبلیغ میکردند واکنون حتی از اوردن اسمش ترس ووحشت دارند وبه بهانه اینکه جمهوری اسلامی نیز چنین ادعائی دارد حقیقت را لوث میکنند. ولی به نظرمن مبارزه ضد امپریالیستی جنگ وجدل راه انداختن مفهوم ندارد فحش وفضیحت دادن نیست و پرچم آتش زدن هم نیست . بلکه مبارزه ضد امپریالیستی یعنی ساختارهای دمکراتیک وحاکمیت شورائی زحمتکشان را گسترش دادن وحقوق و حکومت را به مردم زحمتکش دادن است . بنظر من آزادی بیان وعقیده و مبارزه برای عدالت اجتماعی به مفهوم ضد سرمایه داری آن ودر راه سوسیالیسم با یکدیگر گرده خورده است وخلاصه این به معنی مبارزه ضد امپریالیستی است. برای من حق حاکمیت ملت یعنی نفی حاکمیت سرمایه داران وامپریالیستها و گسترش تقسیم ثروت و قدرت سیاسی در بین مردم وشوراها. حال با این توصیفات مجاهدین یا خمینی وملاها تنها برای قدرت خود با یکدیگر جنگیده اند وربطی به این مردم زحمتکش ایران ندارد چرا که انها یکی برای حفظ ولایت فقیه میجنگد ودیگری میخواهد مریم را به تهران ببرد و رهبر ایدئولژِیک خود را به عنوان رهبر مقتدر و" رهبر انقلاب نوین" باشعار رجوی ایران ، ایران رجو ی به قدرت برساند واز همین زمان نیز به نیروهای امپریالیستی اروپائی وآمریکائی خوش آمد میگوید تا در بازی قدرت شریک شود . پس بین خواسته های مردم زحمتکش ایران و رهبری مجاهدین و رژیم اسلامی حامی سرمایه داری تفاوت بسیار است . مردم زحمتکش ایران خواستار قدرت یافتن شوراها به عنوان اعمال قدرت وتقسیم قدرت وثروت میاندیشند و رژیم اسلامی ومجاهدین در جهت گسترش قدرت رهبر خود میباشند
  

[تاریخ ارسال: 18 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: سهند صادق]  [  ]  
با عرض سلام و معذرت دوباره:
در انقلاب ضد سلطنتی 57 ، اکثر نیروهای انقلابی آزادی خواه در زندان شاه دیکتاتور بودند. مردم ایران می دونستند در انقلاب چه چیزی (دیکتاتوری) را نمی خواهند ولی دقیقاً نمی دانستند چه چیزی میخواهند ! زیرا مردم در استبداد شاهنشاهی در خفقان بوده و چشم و گوش بسته نگه داشته شده بودند. به عبارتی ساده نیروهای انقلابی در زمان شاه حق فعالیت سیاسی آزاد را نداشتند تا مردم را آگاه ساخته و دشمن مرتجع و جاهل و جنایتکاری مانند خمینی را به مردم بشناسانند، همان کاری که الانه آنرا جمهوری اسلامی تکرار میکند! پس دیکتاتورها از آزادی و آگاهی ملتها وحشت دارند و سد راه رشد و ثبات هستند ، زیرا مردم آزاد و آگاه حق خود را طالبند و می خواهند در تعیین سرنوشت خود و کشورشان آزادانه دخیل گشته و نتیجتاً زیر بار دیکتاتورها نمی روند. درست به همین دلیل دیکتاتورها با دست خود و با ایجاد اختناق خلاء سیاسی بوجود آورده و زمینه های عقب ماند گی سیاسی و بدنبال آن فقر و فلاکت یعنی عقب ماندگی اقتصادی را موجب و توسعه و ترویج می دهند.درست اینجاست که می گویم چپاولگران استعماری یا دزدها در روشنائی یعنی درآزادی و آگاهی و حاکمیت مردم شانسی برای نفوذ و رشد ندارند و این ربطی به شعارهای انحرافی ضد امپریالیستی ندارد. چرا که اتفاقا و از قضا ولی فقیه هم همیشه یه یاری حزب تودهً همیشه خائن تمامی جهل و جنایت و چپاول خویش را به خارج ربط داده(شیطان بزرگ، آمریکا و استکبار...) و افکار و اذهان ونیروها را منحرف و تلف و یا مشغول و پاسیو کرده. آنوقت ما هم صبح تا عصر 27 سال تمام ، مانند ولی فقیه بگویم که این اپوزیسیون و منافقین به خارج وابسته اند و دنبال حمله هستند و حامی امپریالیست هستند.!! چرا که ولی فقیه خود بهتر از همه میداند چالش بزرگ دیکتاتوری او، آزادی و دمکراسی خواهیست تا مبادا ملت ایران برای سرنگونیش جبههً آزادی و دمکراسی خواهی را متحد و منسجم و تداوم بخشند. به همین دلیل جنگ و تضاد اصلی نیروهای انقلابی و مردم ما بین و برسر آزادی و دیکتاتوری است . اولی خواهان و طالب حق حاکمیت ملت و صلح آزادی وعدالت وثبات پایدار است، ولی دومی یعنی غاصبان حق حاکمیت مردم، چون نمی تواند حقوق سیاسی ملت را بخودش واگذار کرده و به رسمیت شناسد، لذا به جهل و جنایت و توسعهً بنیاد گرائی روی میآورد. و با بوق کرنا به شعارهای ضد امپریالستی دم میدهد و جهان را دشمن خود و کفر می نامد. به چه دلیل خمینی در اول انقلاب خطاب به مجاهدین گفت دشمن نه آمریکا و نه در شوروی و بلکه در داخل ایران و همین مجاهدین است. زیرا مجاهدین به خمینی می گفتتد ببین حاج آقا، آزادی و فعالیت سیاسی حق مسلم مردم ایران است و ناگهان چون نظام ولی فقیه نمی توانست حق آزادی و دمکراسی را به رسمیت شناسد، تمامی آزادیخواهان و نیروهای انقلابی را قتل عام و حذف فیزیکی کرده و مردم ایران را اینگونه به خاک سیاه نشاند به عبارتی دیگر: دیکتاتورها ماهیتاً ضد آزادی و دمکراسی هستند و حالا داد میزنند و می گویند که نه خیر انرژی هسته ائی ..هی! حق مسلم مردم است.! مثلاً تولید گندم و برنج و چای خشک و بنزین و ابتدائی ترین کالاها و نیازهای مردم در داخل ایران امکان پذیر نیست. با وجود اینکه ایران سابقهً 100 سال صنعت نفت دارد! اما یک دفعه انرژی هسته ائی کشف گردیده و حق مسلم برای سر سفرهً مردم ایران می گردد! حال می بینید که چگونه استعمار پیر شمال و ملکه خانم با دست خود دیکتاتورها را علم و نگه داشته و مملکت ما را ویران کرده و به آن ادامه می دهند. پس بنا براین افکار عقب ماندهً ارتجاعی (چپ یا راست) مانند ولی فقیه با ( پاسدار بسیجیهای استشهادی و حزب توده و اکثریتی ... خود) در داخل با به مسلخ بردن آزادی و آزادی خواهان زمینه های فقر و فلاکت وعقب ماندگی را پرورش میدهد و به استعمار میدان داده و عاقبت به منابع و منافع ملی سوار گشته و می تازاند . بدین جهت امروز معیار و ملاک تشخص دوست و دشمن، اعتقاد و التزام به آزادی وحاکمیت مردم(دمکراسی) است و هر کس در این جبهه باشد خودبخود حافظ منافع ملی بوده و مخالف و ضد چپاولگران و تامین کنندگان منافع بیگانگان( دیکتاتوری ولی فقیه، شاه و تک حزبیها) بوده و همسو با خواست دیرینهً مردم ایران است. باز هم مکرراً توجه شما را به این اصل جلب میکنم که: هر گاه یک حکومت یا یک جریان فکری و سیاسی، نتواند خود را با آزادی و دمکراسی منطبق ساخته و ملی سازد، خود بخود تبدیل به مزدوری بیمزد گشته و منافع بیگانگان استعماری را تامین میکند. زنده باد آزادی.
پیروز باد ملت ایران
  

[تاریخ ارسال: 18 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: امیر]  [  ]  
با درود
این درست است که نیروهای استعماری در گذشته وامپریالیستی در حال حاضر از وجود دیکتاتورها در کشورهای متفاوت از جمله ایران استفاده کرده ونظام سرمایه داری را بر گرده مردم ستمدیده حاکم میکنند. ولی باید گفت که در حال حاضر بخشی از سرمایه داری جهانی این رژیم رامطابق میل خود نمیبیند ودر رقابت های امپریالیستی بین اروپا وآمریکا در جهت تقسیم بازار ومنافع درجهت آوردن یک نیروی مورد نظر خود میباشند وبرای همین البته که باید بر نیروی مردم تکیه کرد ولی باید مواظب بود که دوباره جنبش آزادی بخش مردم ایران را امپریالیستها بوسیله مرتجعین درون اپوزیسیون دوباره به بیراهه نکشانند همانطور که سال پنجاه وهفت انجام داده اند.برای همین این درست است که باید روی رژیم متمرکز بود ولی باید مواظب بود که دوباره یک کلاه دیگر برسرجنبش مردم زحمتکش ایران نرود وبرای همین هر مبارزه برای آزادی در جهان امروز نمیتواند تنها بر روی یک رژیم تنها متمرکز باشد بلکه باید مواظب باشد که دوباره دزدی را که از در بیرون میکند از پنجره وارد نشود واین دزد کسی جز حامیان نظام سرمایه داری در هر لباسی نیستند یک روز در لباس شاه وروزی درلباس آخوند وممکن است فردا باکراوات دوباره بیاید ودستکشهای سفید ؟
  

[تاریخ ارسال: 18 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: سهند صادق]  [  ]  
به اعتقاد من: در درجهً اول منبع و سرچشمهً تاًمین کنندگان منافع آقایان یعنی نظام ولی فقیه را باید قطع و کوتاه کرد. با شعار دادن و بریدن شاخ و برگ ریشه خشک نمی شود. از آنجا که خیلی از آقایان توان تشخیص راه و مبارزه با علل و دشمن اصلی را نداشتند، در 27 سال گذشته افکار منحرف کرده و با شعارهای کاذب، دشمنان مردم را همانند ولی فقیه به خارج معطوف داشته و سمت مبارزهً خود و نیروهای آزادیخواه را منحرف و مشغول نمودند. دشمن اول و آخر در داخل ایران و آن فاشیسم مذهبی است، تا سواری دهنده هست، سوار شونده هم هست. بنابر این هیچ نیروی مسئولی دشمن خود را در خارج جستجو نمی کند. زیرا چپاولگران استعماری همیشه بر جهل و نادانی سوارند و البته دیکتاتورهای شاه وشیخ... آنرا با دست خود مهیا کرده و راه را برای استعمار آماده کرده اند. بنابراین برای نهادن سنگ بنای محکم سیاسی و ایجاد شرایطی که جامعه را آگاه و مستقل و به ثبات رسانده و آن را از نفوذ استعمارمصون کند، در درجهً اول برداشتن سد راه رشد و آگاهی مردم یعنی سرنگونی نظام ولی فقیه و رسیدن به آزادی و حاکمیت مردم است.این کار با بلبشور در خارج امکان پذیر نیست.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.