شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ - ۱۳ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

دفاع از مدافعين آزادي
نگاه علي ناظر

علی ناظر

پس از نوشتار کوتاه ديروز [1]، برخي از کاربران از طريق اي ميل و يا در ستون نظرات کاربران، به محتواي نوشته ايراد گرفته و خاطر نشان کرده اند که در آن نوشتار اميدي واهي ديده مي شود. برخي هم ايراد به مجاهدين بخاطر مواضع و رفت و آمدهايشان با سناتورهاي آمريکايي گرفته اند.
موضع نسبت به مجاهدين به نظر من هميشه بايد بر مبناي چند پارامتر باشد:
+ آنها مبارز خلق براي سرنگوني نظامي ديکتاتور هستند – از مبارز (مجاهد) خلق بايد حمايت کرد؛
+ بخشي از آنها، در بلبشوترين منطقه جهان، زير شديدترين فشارهاي ممکن، قرار دارند؛
+ رژيم براي ضربه زدن به آنها از هيچ بند و بستي با «نگاهبانان» آنها کوتاهي نمي کند؛
+«نگاهبانان» آنها بار ها ثابت کرده اند که قابل اعتماد نيستند – هم سنخ رژيم هستند؛
+ به مجاهدين خلق، به ناحق، برچسب «تروريست»، براي خوشنود کردن رژيم، زده شده است؛
+ اين «برچسب» دست و پاي يک نيروي فعال سياسي را مي بندد؛
+ حذف اين «برچسب» فعاليت سرنگوني طلبانه آنها را  شدت مي بخشد؛
+ وقتي که اين برچسب حذف شود، غرب ديگر نمي تواند «عقب گرد» کرده و چند وقت ديگر آنها را دوباره تروريست خطاب کند – اين غائله براي هميشه پايان مي يابد؛
+ حذف اين برچسب، به اين معني است که غرب، «استراتژيک»، به اين نتيجه گيري رسيده که نبايد مبارزان سرنگوني طلب را «تروريست» خواند – دست و بال همهء نيروهاي سرنگوني طلب براي ارتقاء فعاليت باز مي شود.
با توجه به موارد فوق، و بدون اينکه با مجاهدين و سياست هاي آنها موافق باشيم و يا در نقش «هوادار» از آنها حمايت کنيم، بايد – به معني يک بايست و شرط سرنگوني طلبانه و «دفاع از مدافع آزادي»، از مجاهدين در راستاي حذف اين برچسب حمايت کنيم و هر گامي که آنها را به آن نقطه نزديک مي کند مثبت و همسو با اهداف تمام سرنگوني طلبان ارزيابي کنيم. حذف مجاهدين از صحنه مبارزه، به نفع خلق نيست.
علي ناظر – 17 ابان 1385

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 11 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: farhad javadzadeh]  [ shirinlove@yahoo.com ]  
بيدار جان متاسفانه خيلی دير يعنی ۲۷ سال دير راليست شده ايد ! انزمانی که شعارهای ايده اليستی ميدادی چطور شد ؟ يادت مياد دائما رژيم شاه را به جرم راليست بودن زير تيغ حملات قرار ميدادی !!؟ يادت مياد چقدر شعار ايده اليستی مرگ بر امپرياليسم امريکا را به همراه سازمان محبوبت سر دادی ؟!!! اری بيدار جان خيلی دير بيدار شدی هر چند که فکر نکنم که اصلا بيدار شده باشی . امروز که شعارهای ديروزت در مورد امپرياليسم را ايده اليستی خطاب ميکنی فکر کنم در اينده به همراه سازمان محبوبت شعار امروزت يعنی ازادی را ايده اليستی بدانی !!! که البته خيلی وقت است که غزل خداحافظی ازادی را خوانده اند و شما هنوز بيدار نشده ايد !!!

فرهاد
  

[تاریخ ارسال: 10 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: رامین راد]  [ رامینراد@هاتمیل.کام ]  
آقای ناظر گرامی،
ادعاهای خود را که چگونه اثبات می کنید، و اصولاً این ادعاها را از کدام کتاب حقوق (بین المللی) کسب کرده اید؟ منظورم دقیقاً این ادعاهای شماست:
"+ اين «برچسب» دست و پاي يک نيروي فعال سياسي را مي بندد؛
+ حذف اين «برچسب» فعاليت سرنگوني طلبانه آنها را شدت مي بخشد؛
+ وقتي که اين برچسب حذف شود، غرب ديگر نمي تواند «عقب گرد» کرده و چند وقت ديگر آنها را دوباره تروريست خطاب کند – اين غائله براي هميشه پايان مي يابد؛
+ حذف اين برچسب، به اين معني است که غرب، «استراتژيک»، به اين نتيجه گيري رسيده که نبايد مبارزان سرنگوني طلب را «تروريست» خواند – دست و بال همهء نيروهاي سرنگوني طلب براي ارتقاء فعاليت باز مي شود."
دوست گرامی، اصولاً ادعا کردن خیلی راحت است، مثلاً من میتوانم ادعا کنم که ریاضی دان برجسته ای هستم و یا هر کسی میتواند ادعا کند که چه هست و یا چه نیست. اما اثبات قضیه است که کار را "کمی" دشوار می کند. اینطور فکر نمی کنید؟ ببینید دوست گرامی، و دیگر دوستان مبارز، آقای رجوی خیلی وقت است که متأسفانه استراتژی ایشان با بن بست مواجه شده است. و نتیجه این شده است بخش وسیعی از مبارزین شایسته ایران برای مدتهای مدید در یک بخش بحرانی از این جهان، قفل شده اند. اینرا باید افرادی که همه یک سازمانی را با ندانم کاریشان به اینجا رسانده اند، قبول مسئولیت کنند. با مقصر قلمداد کردن دیگران و این که چون دیگران به ما "برچسب" تروریست زده اند، پس، "اين «برچسب» دست و پاي يک نيروي فعال سياسي را مي بندد"، انداختن تقصیر به گردن دیگران است. چه اینکه شهدای انقلابی انقلاب خونبار ایران مانند حنیف نژادها و سعید محسن ها از همان ابتدا می دانستند که همه امپریالیستها و نوکرانشان آنها را "تروریست" و "خرابکار" خواهند خواند و سازمانهای انقلابی را در لیست "سیاه" خود قرار خواهند داد.اما همانطور که شاهد بودیم " دست و پاي" آنها بسته نشد. آقای ناظر گرامی، از شما انتظار نمی رود که دنبال پرتقال فروش بگردید. "پرتقال فروش" قبول مسئولیت نمی فرمایند!
  

[تاریخ ارسال: 10 Nov 2006]  [ارسال‌کننده:  بیدار]  [  ]  
آقای رامین، قبول زحمت نموده تنها رژیم وحشی ولی فقیه را مهار کنید، در هم شکستن سرمایه داری جهان پیشکش، و البته نمونه های درهم شکستن سرمایه داری جهانی را در کوبا و کرهً شمالی و آلمانشرقی یوگسلاوی ... سابق دید یم . حرف اول و آخر من این است که نان و مسکن... یعنی عدالت وتعدیل ثروت ... از آزادی وحقوق سیاسی مردم و رعایت حقوق بشر با حاکمیت خود مردم (دمکراسی) میگذرد نه با دیکتاتوری و تحمیل حاکمیت کارگری بر کل جامعه. در ثانی قدم رنجه فرموده یک سر به شوروی سابق و کره و کوبا بزنید، متوجه خواهید شد که کجاها محیط زیست بیشتر رعایت شده و به انسانها ارزش داده میشه؟ مثلاً در چرنوبل و کارخانه های اسقاطی و یا نفت خام ول شده در جنگلهای سیبری ... و پالایشگاهای مخروبه قبلی آن بهشت برین ضد سرمایه داری شما . واقعیتها خود گویای حقایق است احتیاجی به خیالبافی نیست. به نظر من یک خورده باید رآلیست بود نه ایده آلیست. ما در کرهً خاکی خود بنام زمین زندگی میکنیم. با کارمزد یک ساعت کار یک کارگر ساده در اروپا میتوان یک کیلو گوشت گوسفند تازه خرید ! بفرمائید در کوبا و در دنیای خیالی شما، با چند ساعت و یا چند روز کار میتواند یک کارگر حتی یک کیلو گوشت بخرد؟ و هزازان نمونهً دیگر. ببخشید که مثل خودتان رک صحبت کردم منظور بدی نداشتم.   

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: رامین]  [  ]  
بیدار جان ! باید یک مقدار بیدارتر شوید ! شوخی
ولی بطور جدی ما باید زمان را دینامیک ببینیم وبدانیم که در گذشته وحال این دیکتاتورها از چه چیزی حمایت میکرده اند. جمهوری اسلامی فقط نظام ولایت فقیه نیست .این نظام ولایت فقیه روکش سیاسی اوست ولی از یک چیز مادی در جامعه دفاع میکند از طبقه خاصی دفاع میکند وبرای حفظ آن نیز سرکوب مینماید. ما باید مبارزات گذشته مردممان بر علیه دیکتاتورها را بدانیم چرا به شکست کشیده شده است . به نظر من دقیقا عدم وجود یک نیروی مترقی از درون مردم علتش بوده است که مردم زحمتکش خود شوراهای مردمی خود را از پایین تا بالاترین مراکز سیاسی قدرت تشکیل بدهند و نظام حامی بورژوازی را درهم بکوبند. به نظر من دیکتاتوری پرولتاریا این نیست که چقدر آدم کشته است بنام مزدور بورژوازی بلکه دیکتاتوری پرولتاریا یعنی تشکیل حکومت شوراها ی دمکراسی وساختن بر روی مخروبه های سرمایه داری درهم کوبیده شده . چرا نظامهای متفاوتی که بر ایران حاکم شده اند مستبد گردیده اند ودرنهایت از چه چیزی دفاع میکرده اند.مردم ما برخلاف آنچه که خمینی میگفت دقیقا برای پرتقال ارزان بپا خاستند. شما نمیتوانید هر نظام دیکتاتوری را از منافع طبقاتی که از ان دفاع میکند جدا نمائید. شما اگر در نظام سرمایه داری پیشرفته امروزی درکشورهای غرب نیز نگاه کنید نمیتوانند حتی به شعارهای پدر بورژوازی پای بند بمانند. چرا که این نظام سرمایه داری است که در نقطه کانون خود نه انسان بلکه سرمایه وسود قرار داردوبرای همین هم روبروز وحشی ترمیشود وجنگ های خانمانسوز براه میاندازد و مردم ومحیط زیست برایش مهم نیست بلکه سود وسود ... وشما هرکس را که بر سرقدرت بیاورید تا زمانی که نظام وماشین بورژوازی وساختارهای آنرا درهم نکوبد و ساختارهای دمکراتیک وشورائی ومردمی را جای آن قرار ندهد فقط پالان عوض میشود وگرنه نظام با حمایت نظام سرمایه داری جهانی به بخوربخور خود به هزینه مردم زحمتکش ادامه میدهد. به نظر من دقیقا ضعف جنبش مردم ما این بوده است که اقا بالا سر همیشه پیدا کرده است . ما باید به زحمتکشان که نوددرصد ندار جامعه ایرانی را تشکیل میدهند تنها کمک کنیم که خود قدرت را با شوراها بدست گیرند و احتیاج به رهبران آن چنانی که یک خط مقدس دوربر آنهاست نداشته باشند. پس درد تنها آخوند وشاه نیست تا زمانی که نظام سرمایه درهم کوبیده نشود هرکس که بیاید همین آش است وهمین کاسه است !
  

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
مجاهدین سه دهه است که ازآرمان خود جامعه بی طبقهءتوحیدی دیگر دفاع نمیکنند وسیاستهایشان مواءید این حقیقت است دیگر قریت سه دهه است ادبیاتی مثل ادبیات سعید محسن آن مجاهد بزرگ واشرف رجوی در نشریات مجاهدین دیده نمیشود خود مسعود رجوی در یکی از سخنرانیهایش گفت جامعه بی طبقه توحیدی شاید 500سال دیگر برسددفاع مجاهدین از سرمایه داری مجاهدین را جزء اپوزوسیون راست جمهوری اسلامی قرار میدهد اینکه مجاهدین در لیست تروریستهای امپریالیسم امریکاست ذره ای ازفعالیتهای انقلابی مجاهدین را مانع نیست مجاهدین می خواهند فعالیت های دیپلماتیک امپریالیستی خودشان را پیش ببرند به مانع برمیخورند وگرنه فعالیتهای انقلابی درایران نیاز به صدور جواز از مجامع امپریالیستی نیست چرا که حزب کارگران ترکیه وساندنیستها ومبارین انقلابی پرو وکومونیستهای نپال ومکزیک همه در لیست تروریست امپریالیسم قرار دارند ولی فعالیت های انقلابی خودشان را دارند در فستیوال پ.ک.ک. که هرسال در کلن برگزار میشود حدود 500.000 کرد جشن میگیرند وامپریالیسم آلمان نمیتواند جلوی فعالیت سیاسی آنهارا به گیرد چرا برای اینکه یک مبارزهء انقلابی پشت آن خوابیده است امریکا از طالبان وبارزانی نوکران خود در عراق خواسته تا پ.ک.ک. را نابود کنند ولی آنها در جواب به امریکا گفتند که پ. ک. ک. نابود شدنی نیست چرا که در ذره ذره مردم کردستان حظور دارد اینست نتیجه ء مبارزهء انقلابی دوست عزیز آقای علی آقا مجاهدین سالهاست ازمبارزه انقلابی دور شدند ودنبال خر دجال در پارلمانهای اروپا وامریکا می گردندبا دیپلماسی امپریالیستی آدم نمیتواند وظائف انقلابی را پیش ببرد اینکه میگوئی باید از مجاهدین دفاع شود به چه معنی است از کدام سیاست مجاهد دفاع شود؟مجاهدین هم در ایدئولوژی وهم در استرتژیک انقلابی تغییر موضع دادند من مجاهدین گذشته را جزء دموکراتهای انقلابی میدانم ومجاهدین کنونی را همیشه نقد کردم ولی مجاهدین به نقد هیچ کسی اهمییت نمی دهند اصلاٌ ارادهء عمومی برای مسئول سازمان مجاهد پشیزی ارزش ندارد مجاهدین کسب قدرت سیاسی را از بالا می جویند چگونه وچرا یک انقلابی که متعلق به سوسیالیسم است باید ازمجاهدین دفاع کند ؟با کدام اصول مبارزاتی دفاع من ازمجاهدین دفاع از حقوق بشر است من نگرا ن مجاهدین در عراق هستم زیر رهبری ژنرال میلر قاتل کومونیستهای آمریکای لاتین مجاهدین دست قصاب افتادند واگر مردم ایلی عراق ووجدان بین المللی نبود مجاهدین را این قصابان گردن می زدند چرا که درفرهنگ امپریالیسم مجاهد وریشهء مبارزاتی مجاهد بر میگردد به انقلاب مشروطیت وامپریالیسم ازآن آگاه است ومجاهد را انقلابی مشروطیت می داند ولی مجاهد فرسنگها از مجاهد مشروطیت عقب نشینی کرده است جنبش انقلابی جنگل به رهبری میرزا کوچک خان توسط هواپیماهای انگلیس در لاهیجان بمب باران شد دکتر حشمت را سفارت اطریش با کمک سفارت انگلیس در رشت اعدام کردند اینها نمونه هائیست از پروندهء امپریالیستها در مورد قتل عام مجاهدین مشروطیت دوست مجاهد کومونیستها بودند که یار ستار خان بودند وتروتسکی دومین رهبر انقلاب بلشویکی پس از لنین بهترین پیامهای تاریخی را برای میرزا کوچک خان داده است در تاریخ ثبت است مجاهدین باید برگردند پیش دوستان استراتژیکشان یعنی کومونیستها با سیاستهای سازشکارانه وامپریالیستی افرادی چون جعفرزاده ویا محدثین کار انقلابی نمیشود کرد ...   

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: بیدار]  [  ]  
رامین جان در ایران ما از زمان شاه دیکتاتور همواره دو جناح روبروی هم بوده هنوز هم هستند. یکی دیکتاتور که راه رشد وآگاهی توده ها را سد کرده بود که مبادا حاکمیت غاصب خود را ازادست بدهد، که در نتیجه و دست آخر هم آلت دست بیگانه و به دامن استعمار(روس وانگلیس...) می افتادند و دیگری جناح و جبههً آزادی خواهانی که طالب حقوق پایه ائی خود یعنی حق فعالیت سیاسی آزاد واعتراض ... بوده و حاکمیت را از آن مردم میدا نستند. پس این دیکتاتورها و مستبدین هستندد که با بستن دهانها وبا شکستن قلمها .... و با سانسور و شکنجه واعدام مخالفین سیاسی خود، تضادهای طبقاتی راخلق و رشد می دهند، یعنی مستبدین شاه و شیخ تعادل ما بین عدا لت و سرمایه را به هم زده و تضادهای طبقاتی را رشد میدهند. آخوندها هم مانند بعضی از آقایان که فقط چهارتا جمله از یک جائی ازبر کرده اند، یعنی هیچ تجربهً عملی نداشته و ندارند و اتفاقاً آزادی را ولنگاری معنی میکنند و درست با آزادی رابطهً جن و بسم الله را دارند. پس جنگ طبقاتی که شما راه انداخته اید شاید تعادل سرمایه و کارگر و فقیر را برای مدتی مانند آلمان شرقی و کوبا .... به هم بزند ولی از آنجا که پایهً فکری و اعتقادی محکمی ندارد پایدار نیست زیرا بر ابزار زور و سرکوب ودیکتاتوری پرولتری استوار است نه به آزادی و حاکمیت مردم. درست به همین دلیل بدون آزادی و دمکراسی هیچ حاکمیتی پایدار و پویا نیست. واینجاست که دولت ملی دکتر محمد مصدق کبیر نیز در پایه گذاری آزادی و دولت ملی اهمیت و ارزش خاصی داشت و نه چیز دیگر. ولی افسوس که کودتای لات ولمپنهائی ما نند شعبان بی مخ ها با حمایت بیگانه و شاه خائن و دیکتاتور و با خالی کردن زیر پای مصدق توسط حزب تودهً همیشه خائن ، 30 سال دیگر به دیکتاتوری تاجداران و 30 سال نیز به دیکتاتوری عمامه داران اضفه نموده و به درد و رنج مردم ایران افزود. پس بکوشیم آزادی را بدست آوریم و از آن پاس داریم و گرنه استعمار ملت ما را مانند توپ فوتبال از شرق به غرب و از شمال به جنوب پاس خواهد داد تا زمانی که نفت وگاز ایران تمام شود. زنده باد آزادی. برقرار باد اتحاد تمامی آزادیخواهان ایران برای سرنگونی رژیم ولی فقیه.   

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: رامین]  [  ]  
باید سوال کرد آزادی چیست ؟ وچه کسی مدافع آن است ومیتواند باشد؟
به نظر من آزادی را باید در صورت رادیکال آن معنی کرد ونه به صورتی که بورژوازی جهانی آن را معنی میکند: یعنی آزادی بازار آزاد.
از قضا دقیقا خانم مریم رجوی در سخنرانی های متعدد خود در مقابل بازاز آزاد سرتعظیم فرود آورده و آنرا برای سرمایه داران جهانی تضمین میکند. پس جریاناتی که صرفا مساله آزادی را در چهارچوب آزادی های سرمایه داری یعنی تنها در آزادی عقیده و بازار آزاد تعریف میکنند حامی آزادی سرمایه هستند وخانم رجوی وسازمان مجاهدین وعلی ناظر نیز حامی چنین آزادی میباشند.برای کسی که امروز دختر وفرزند خود رامیفروشد چه فرقی میکند که رجوی یا آخوند بر سر کار باشد تا زمانی که شکم گرسنه دارد. برای ایران راه حل سرمایه داری وجود ندارد. برای رسیدن به آزادی واقعی باید دو مولفه آزادی بیان مطلق و مبارزه برای سوسیالیسم را در کنار هم نهاد واین دو از هم نا گسستنی میباشند . چرا که شعار قدیمی هنوز معتبر است :نان وآزادی ومسکن ! واین با شعارهای آزادی خواهان سرمایه داری جهانی که خانم رجوی تضمین دهنده آن از هم اکنون است امکان پذیر نیست وبی جهت نیست که خانم رجوی ومجاهدین نیز به سمت وسوی پارلمانها و حاکمین جنگ طلب پنتاگون دست دراز میکند واز آنان خواسته دارد که البته ناشی از ضعف پشتیبانی مردمی نیز میباشد وچنین نیروهائی مجبور به لابی در دستگاههای بورزوازی میباشند. مجاهدین خلق ورهبری آن سیاستهایش در جهت آزادی خواهی مردمی نیست.
ما کلمه گرد خلق را دیگر کنار گذاشته ایم بلکه در یک جامعه طبقات است ومبارزه طبقاتی وکلماتی مانند خلق دقیقا برای دور زدن حقیقت مبارزه طبقاتی است که حامیان طبقه بورژوازی آنرا در زرورقهای متفاوت از جمله کلمه "خلق" قرار میدهند.
  

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: علی]  [ davachia@yahoo.com ]  
حمید جان این چپ که از مجاهدین دفاع کرده حتما اسم و رسم داره. لطفا بگو کدام چپ؟ آیا منظورت همون چپی هست که از حزب الله لبنان دفاع کرد یا همان چپی(اقلیت) که از دولت هلند پول گرفت و التزام داد که از خط کمونسیم و مجاهد دوری بجوید؟ یا همان چپی که کارش فقط انشعاب بود و کاری به رژیم نداشت و در تمام مدت دنبال تحلیل انشعاب و جدائی بود.من به کومنیست منفرد اعتقاد ندارم، آدم نمیتونه شعار بده کارگران جهان متحد شوید ولی خودش سالیان سال هست که منفرد باشد و توان آن را نداشته باشد که خودش یک تشکیلات بدون عیب و نقص ایجاد کند که هم خودش و هم این هم منفردین را دور خود و برنامه اش جمع کند.متاسفانه چپ متلاشی شد و مردم را تنها گذاشت(البته نه در میدان مبارزه بلکه در میدان انشعاب) از عمل کرد خود عبرت بگیرید و جدا به این فکر کنید که چرا به این روز افتادید، خط و خطوط به دیگران دادن پیشکشتان.......   

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: منصف]  [  ]  
بعضی از هموطنان مانند حمید آقا هنوز هم به این اعتقاد و باور نرسیده اند که مشگلات مردم ایران از زمانی شروع شد که خمینی با اعمال واعتقادات فاشیستی مذهبی خود، توان تحمل مخالفین سیاسی رژیم و حاکمان خود را نداشت و به این دلیل دشمن بزرگ آزادی(بیان، قلم، اندیشه...) گشت و در نتیجه راه رشد و ترقی و صلح و ثبات را در ایران سد کرد. و حالا نیز حمید آقا درست از همان اخلاق و ایده ها پی روی میکنند!. ما باید به این اعتقاد و مرام برسیم و قبول داشته باشیم که آزادی حد و مرز ندارد و حق مسلم هر گروه و سازمان و یا شخص منفرد سیاسی وغیر سیاسیت. به همین دلیل این خواست و نیاز مرز مشترک وعامل اتحاد نیروها و تمامی مبارزین راه آزاد یست ، و از این منظر مجاهدین بیش از همه برای کسب آزادی مبارزه و خون داده اند. آیا کسانی که حتی توان خرابکاریهای گذشتهً خود را نمی توانند ترمیم کنند، چگونه مینوانند آیندهً بهتر را نوید دهند؟   

[تاریخ ارسال: 08 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: حميد]  [ hamid34@gmail.com ]  
ايا كسى بياد دارد كه مجاهدين حتى يكبار از بخش هاى ديگر اپوزسيون حمايت كرده باشد؟ در حالى كه همين چپ بارها به حمايت اين جريان شتافت.
دوستان تلاش نكنيد مرزها را در هم بريزد. جنبش آزاديخواهى ايران راهش از كاخ سفيد و پارلمانهاى اروپايى نمىگذرد و به همين دليل مجاهدين نه تنها هيچ ارتباى با جنبش ايران ندارند بلكه باراها نشان دادند كه براى حفظ مافع قدرتهاى بزرگ امپرياليستى پا بر همه چيز خواهند گذاشت. مهم نيست على ناظر چه مىگويد چرا كه از به وظيفه هميشگى خود كه همان دفاع از تفكر مجاهدين است عمل مىكند.اين رسالت سايت ديدگاه از اول تا امروز بوده و هست. به هر حال اگر على ناظر توان اينگونه تحريف ها را دارد نه بواسطه درك انقلابى خود ، بلكه بخاطر حضوور قلم زنانى از طيف چپ انقلابى در ديدگاه است كه براى انتشار مطالب خود به هر قيمتى كه شده اما جريانات ارتجاعى را مطرح مىكنند. كمااينكه فريبرز سنجرى ها و عباس سماكارها و م رازى ها بهتر از هر كسى به ماهيت مجاهدين واقف هستند اما عطش انتشار مطالبشان سبب مىشود كه با خودسانسورى مخض در مورد ديدگاه هايشان در مورد مجاهدين تن به هر كارى بدهند. كمااينكه اين دوستان جرات نكردند حتى يكبار هم كه شده نظرشان را كه همه ما مىدانيم چيست در مورد مجاهدين در همين تريبون اعلام كنند. اپوتونيسم نه شاخ دارد و نه دم
___

علي ناظر:

کاربر محترم با سلام. آيا وقتي نوشتار «دزد» در دفاع از حق چريکهاي فدايي را نوشتم، باز هم دفاع از مجاهدين بود؟ چرا نمي پذيريم که بايد از برخي از حقوق پايه افراد و نهادهاي سياسي، بدون در نظر گرفتن سياستهاي آنها، دفاع کنيم؟ چرا بايد بگذاريم دشمنان ما براي ما تعيين تکليف کنند، به ما بگويند که مبارز خلق «تروريست» است و ما حرفي نزنيم، چون با خط و مشي و سياست آن مبارز خلق موافق نيستيم؟



براي مطالعهء مقاله دزد اينجا را کليک کنيد



  

[تاریخ ارسال: 08 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: فرامرز]  [  ]  
دوست ورفيق گرامي آقاي علي ناظر

در اين زمانه عسرت!حتي بيان حقايق -تاچه رسد به پايبندي عملي به آنها- قيمت ميخواهد وكمترين قيمت آن همين است كه شمادر اين چند سطري كه نوشتيد پرداخته ايد.
آري دفاع از مجاهدين امروز نه دفاع از يك ايدئولوژي و حتي مشي مشخص بلكه قبل از هرچيز دفاع از آزادي است. رژيم حاكم هم قبل از هرچيز مي خواهد همين روحيه را در داخل ايران وخارج از بين ببرد چراكه بطور عيني ومادي اين آزاديخواهي است كه مي تواند محور اتحاد همه نيروهاي خلق در اين مرحله از مبارزه براي انقلاب دمكراتيك نوين باشد. آقاي ناظر موفق باشيد.
  

[تاریخ ارسال: 08 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: فرزاد]  [  ]  
از مجاهدین باید حمایت کرد چون انقلابی ترین و مترقی ترین نیروی مذهبی در ایران هستند برای مبارزه با رژیم مذهبی ایران که دارای پایگاه اجتماعی میباشد نیرو های مترقی و مبارز مذهبی تنها شانس برای سرنگونی هستند.مبارزه اصلی در ایران بین ارتجاع و ازادی خواهان که اکثرا دارای پایگاه طبقاطی بورژوازی و خرده بورژوازی هستند در جریان است نه در بین کارگران و حاشیه نشین های شهر ها که دارای افکار به شدت ارتجاعی هستند وهمراه بورژوازی سنتی پایگاه اصلی رژیم برای از بین بردن نیروهای انقلابیند.   

[تاریخ ارسال: 08 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: sara]  [ krep123@hotmail.com ]  
با سلام
به عنوان یک ایرانی هر کس که بطور واقعی علیه رزیم باشد و خواهان سرنگونی رزیم باشد نه با مجاهدین بلکه با هر نیرویی که با رزیم مبارزه میکند خواهان سرنگونی این رزیم هستند فارغ از گرایشات سیاسی و یا مذهبی میتوان در یک سمت قرار بگیرد و این مرز سرخ و شرافت برای هر ایرانی است مرز سرنگونی رزیم.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.