شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۳۰ ژوئیه ۲۰۱۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

زن ايرانی

زري عرفاني

اين مطلب پس از ويرايش باز چاپ مي شود

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
زري عرفاني:



[تاریخ ارسال: 09 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: پروین اشنا]  [  ]  
با اینکه چندین سال از سالهای دهه 60 را در زندانهای سیاسی مختلف تهران (اوین – گوهردشت – قزلحصار) بودم تقریبآ هیچکدام از مطالب مطرح شده در این مقاله را نمیتوانم تصدیق کنم و واقعآ حتی یک مورد درست و دقیق به نظر من نمیاید. تنها اسم اشنا در این باصطلاح مقاله افشاگر نام زنده یاد مریم گلزاده بود که تازه انهم موردی تحریف شده است چونکه مریم سال 61 دستگیر و سال 67 اعدام شد و اصلآ 12 سال در زندان نبود. تازه غیر از همه این جعلیات، اصلآ فضایی که این مقاله از زندان زنان سیاسی به مردم و مخاطبانش میدهد خیلی غیرواقعی و توهین امیز و تحقیر کننده است و همه اش صحبت از بطری و باطون و تجاوز و عقب و جلو ... میباشد. من فکر میکنم فردی که مدعی است این خاطرات زندانش میباشد اگر واقعآ راست بگوید و زندانی بوده باشد حتمآ در بند زندانیان عادی بوده و بقیه اش داستان سرایی میباشد. فرهنگ حاکم بر بیشتر واژه ها و اصطلاحات بکار برده شده هم همین را میرساند. از مسئولین سایت دیدگاه خواهش میکنم به حرمت زنان زندانی سیاسی ایران (شهید و یا زنده) با جلب رضایت خانم زری عرفانی این مقاله ناجور و نامستند را که اصلآ در سطح و طراز دیگر مقالات دیدگاه نمیباشد از روی سایت بردارید.   

[تاریخ ارسال: 08 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: بابک]  [ - ]  
خانم زری عرفانی سلام! من پیش‌تر، در همین سایت دیدگاه، از شما نوشته‌ها و گزارش‌هایی خوانده بودم و به همین دلیل هیچ انتظار نداشتم که مطلبی را با این‌همه سهل‌انگاری و بی‌توجهی منتشر کنید؛ آن‌هم در مورد مسئله‌هایی که برای جنبش دفاع از حقوق‌بشر بسیار مهم و حیاتی است. منظورم ضرورت مستند بودن گزارش‌هایی است که در پیوند با نقض حقوق بشر در ایران، از سوی نیروهای مدافع حقوق‌بشر و دموکراسی منتشر می‌شود. بدبختانه گزارش‌های ارایه شده در مطلب «زن ایرانی» غیرواقعی بوده و از همین روی، پر از تناقض‌‌های آشکاری است که تنها می‌تواند به رژیم جمهوری اسلامی یاری رساند. انگیزه، خواست انسانی و تلاش شما در راستای مبارزه با رژیم انسان‌ستیز جمهوری اسلامی قابل ارج است. اما خود به‌تر می‌دانید که انگیزه و خواسته‌های انسانی در این راه، شرط لازم است و اما کافی نیست. واقع‌گرایی، خردورزی،حقیقت‌جویی بر بستر آگاهی و توانایی در تحلیل پدیده‌ها و رخ‌داد‌ها، عدالت‌خواهی و... آن‌چیزهایی است که پوینده‌گان راه آزادی و دفاع از حقوق‌بشر بایستی به آن مسلح باشند. از همین روی، بسیار بسیار مهم و ضروری است که پیش از انتشار هرگونه خبر و گزارشی، از درست یا نادرست بودن آن مطمئن شویم. با آرزوی به نتیجه رسیدن تلاش تمامی پویش‌گران راه آزادی و دفاع از حقوق بشر.   

[تاریخ ارسال: 06 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: حمید دوستی]  [  ]  
متاسفانه نکات مطرح شده در رابطه با زندان زنان، در این مقاله بقدری مخدوش، غیرواقعی و غیرموثق است که براحتی میتواند مورد استناد جنایتکاران رژیم برای تخطئه و تکذیب جنایاتشان در زندانها قرار بگیرد و آنرا بعنوان مجموعه ای سراسر متناقض و غیرقابل اثبات به رخ اپوزیسیون و مخالفین خود بکشند. تقریبا در تمام موارد مشخص ذکر شده در این مقاله بعنوان جنایات رژیم، کمتر نام و یا تاریخ و جرم و یا زمان حبس و زندان و ... را میتوان یافت که با خاطرات و نوشته های مستند و ثبت شده دیگر زندانیان مطابقت و تناسب داشته باشد. از نویسنده این مقاله خانم زری عرفانی که خودشان مسئولیت یک سایت مترقی زنان را دارند انتظار نمیرفت که تا این حد در این مقاله بیدقتی بخرج بدهند. در ابتدای مقاله گفته شده که این مطالب خلاصه و سرتیتر خاطرات زندانی سابقی بنام "ث-دال" میباشد که 9 سال پیش گفته و هنوز جایی درج نشده است! اگر چنین فردی واقعا وجود حقیقی و حقوقی داشته باشد، با عرض معذرت باید بگویم از اعتماد و کم اطلاعی خانم عرفانی از مسائل زندان سواستفاده کرده است. در ضمن از اقای ناظر هم انتظار میرود با توجه به اینکه در کادر همکاران و کاروزان سایت، زندانیان باسابقه و معتبر و موثقی در دسترس دارند پیش از ثبت اینگونه مطالب بشدت تحریف شده و مخدوش، درجه صحت و سقم انرا بازبینی کنند.   

[تاریخ ارسال: 05 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: خواننده عاقل]  [  ]  
فتّانه 22 ساله هنگام اعدام 24 ساله بود و 22 سال حکم داشت...

بالاخره طرف چند ساله بود. خودتان می فهمید چی انتشار میدهید؟

هما 28 ساله بود، بچه اليگودرذ و سال سوم دانشگاه بود. با چريک های فدائی بود. 3 ماه انفرادی بود و بعدبه اوين منتقل شد.

نيّره، مجاهد و 8 سال اوين بود 5-6 ماه بود که به بند ما منتقل شده بود.در بمب گذاری دستگير شده بود. زمان دستگيری 18 ساله بود و اکنون 26 سال داشت. حکم اعدامش را امضا کرده بود. روی بدنش آثار شکنجه های فراوان به چشم می خورد و بعد اعدام شد...
یعنی آدمی که بمب گذاری کرده بود را هشت سال در زندان نگاه داشته بودند؟ در چه سالی این اتفاق افتاده بود؟

صديقه 12 ساله بود که به زندان آورده شد. مادرش مجاهد بوده و در خانه تيمی در درگيری کشته شده بود.از کانون بجه های بی سرپرست آورده شده بود و اکنون 18 سال بود که آنجا بود. حالا 30 ساله بود...
یعنی آدم ۳۰ ساله در کانون بچه‌های بی سرپرست بود؟‌

این همه چریک فدایی خلق ۹ سال پیش در کدام زندان بودند؟ خوانندگان را اینقدر احمق حساب نکنید.

پريوش و پريسا دو خواهر فعاّل سياسی جريان آمل سربداران بودند. برادرشان مرتضی فرار کرده بود. از سال 60 بدون حکم در زندان بودند. بدست پاسداران در آمل شکنجه شده بودند و به آنها تجاوزشده بود. بسيار شکنجه شده بودند بدن پريوش را با سيگار سوزانده بودند.بعد از 16 سال آثار سيگار هنوز بر بدنش بود...

یعنی این افراد ۱۶ سال بدون حکم زندان بودند؟

و ... بابا گلی به جمالتان با این نوشته ها . دیگر اینجورش را ما ندیده بودیم. داستان ها یکی از یکی احمقانه ترند.
  

[تاریخ ارسال: 05 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
در اینکه رژیم ضد بشری خمینی در جنایات و اعمال غیر انسانی در زندانها و بیرون از زندانها سابقه زیادی دارد شکی نیست و همانگونه که مرحوم شهید خانم زیبا (زهرا) کاظمی را زیر شکنجه به قتل رسانند و به او تجاوز کردند مطمنا با دیگر زندانیان زن وحشیانه رفتار کرده اند اما مواردی در این نوشته مشکوک به نظر می رسد مثلا این مورد که: "مهری سال 70 دستگير شده بود از رده های بالای چريک های فدائی خلق بود. مهری متاّهل بود. 1 ماه انفرادی بود و بسيار شکنجه شده بود دراثر شکنجه چشم راستش کور شده بود. شوهرش اکبر محمدّی پسر عمويش بود. شوهرش پاسدار بود ودر اداره ساواک سابق برای سپاه کار می کرده. او دو تا بجه داشت و 20 سال حکم..." آخر چطور می توانسته یک عضو بالای چریک ها با یک پاسدار که در ساواک سابق کار می کرده ازدواج کرده باشد و پسر عمویش هم بوده باشد؟! این باور کردنی نیست! مسلما این گونه داستانهای غیر قابل باور شک و تردید در مردم در جنایتهای واقعی رژیم سنگسار بوجود می آورد و کمکی در افشای جنایت های این رژیم جنایت پیشه نخواهد کرد. به نظر می رسد این جور داستانها را خود رژیم تولید و پخش می کند تا حقایق جنایتهای واقعی خود را مخدوش کند.   

  


[www.didgah.net] [email: info@didgah.net] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.