شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸ - ۱۵ دسامبر ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

علنی شدن یک نامه و یک جلسه [يادداشت سياسي نبرد خلق]

مهدي سامع

mehdi_samee@yahoo.com

انتشار نامه خميني و تشکیل جلسه کمیسیون امنیت ملی مجلس ارتجاع که با حضور وزیر اطلاعات و برخي معاوان وزارت اطلاعات به منظور بررسی تحرکات سازمان مجاهدین خلق ایران دو رویدادی بود که باید آن را در رابطه با هم مورد توجه قرار داد.

انتشار جنجال برانگیز نامه ای که آیت الله خمینی آن را روز شنبه 25 تیر 1367 به گردانندگان ولایتش با امضای «روح‌الله الموسوي الخميني» نگاشته، افشاگر بعضی از رازهائیست که طی 18 سال گذشته از مردم پنهان نگهداشته شده بود. خمینی در این نامه که به زبان فارسی نگاشته شده، اما امضای آن به زبان عربیست، دلایلی که وی مجبور به «نوشیدن جام زهر آتش بس» کرد را تشریح می کند و چند روز پس از این نامه طی اطلاعیه ای به قطعنامه 598 شورای امنیت ملل متحد تن داد.

نامه را روز پنج شنبه 6 مهر امسال رفسنجانی برای رسانه های خبری ارسال کرد و متن بدون سانسور آن را خبرگزاری دولتی کار برای مدتی محدود در سایت آن روز خود قرار داد و بعد با سانسور یک جمله آن انتشار عمومی پیدا کرد.

آیت الله خمینی در نامه خود می نویسد:«حال كه مسئولان نظامي ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ مي‌باشند، صريحاً اعتراف مي‌كنند كه ارتش اسلام به اين زوديها هيچ پيروزي به دست نخواهند آورد......و جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نمي‌دانند.......و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران.......اينجانب با آتش بس موافقت مي‌نمايم.»

خمینی در نامه خود به نامه «تکان دهنده» 2 تیر 1367 محسن رضایی که در آن موقع فرمانده کل سپاه پاسداران بود استناد می کند و بدون آن که اسم این فرمانده را بیاورد می نویسد:«فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسائلي كه در طول پنج سال به دست مي‌آوريم قدرت عمليات انهدامي و يا مقابله به مثل را داشته‌ باشيم و بعد از پايان سال 71 اگر ما داراي 350 تيپ پياده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300هواپيماي جنگي و 300 هليكوپتر و قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای ليزر و اتم كه از ضرورتهاي جنگ در آن موقع است، داشته باشيم مي‌توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندي داشته باشيم. »

قسمتی که در نامه خمینی سانسور شده است «قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای ليزر و اتم» می باشد و همین جمله سانسور شده که در حقیقت بیان یک سیاست استراتژیک در نظام ولایت فقیه است اهمیت جلسه امنیتی کمیسیون امنیت ملی مجلس ارتجاع که با حضور وزیر اطلاعات که در روز سه شنبه 11 مهر امسال برگزار شده است را نشان می دهد. معمولا اخبار جلسات مداوم مقامات سیاسی، نظامی و امنیتی در مورد فعالیتهای مجاهدین خلق منتشر نمی شود. اما انتشار غیر معمول خبر این جلسه آن هم چند روز پس از انتشار نامه 18 سال پیش خمینی یک هشدار جدی به جناحها و باندهای حکومتی است که پس از انتشار نامه خمینی به جان هم افتاده اند.  

به گزارش سایت آفتاب کاظم جلالی مخبر کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع در باره این جلسه می گوید:«مسايل مربوط به منافقين، نوع حركات و تحركات آنها، سياستهاي جمهوري اسلامي ايران نسبت به نوع حركت اين گروهك تروريستي و تمهيداتي كه ايران براي ارتقاي ضريب امنيتي كشور نسبت به جريان نفاق و جريانات ضد انقلاب دارد، بحث و تبادل نظر شد.»

در حقیقت هنگامی که به علت تشدید تضاد بین مردم و حکومت، تضاد در بالا تشدید و نمود بیرونی می یابد، حکومت از یک طرف مردم را سرکوب می کند و از طرف دیگر برای مهار و یا نابودی اپوزیسیون جدی اش برنامه ریزی می کند.

پس از انتشار نامه خمینی ایادی ولی فقیه انتشار این نامه را ابهام پراكني و تشنج آفريني در افكار عمومي در شرايط حساس كنوني دانستند و رفسنجانی را به خاطر انتشار این نامه سرزنش کردند.

محمود احمدي نژاد روز سه شنبه 11 مهر در حمله به رفسنجانی گفت:«بعضيها در داخل كشور با خودشيريني براي دشمنان و تلخ كردن كام مردم، مسائلي را مطرح مي‌كنند كه ارتباط به امروز ندارد.» احمد توكلي در مقاله اي در كيهان با عنوان «يكي بر سرشاخ بن مي بريد» می نویسد:«ماجراي انتشار نامه بسيار تلخ و تعجب آور است... معلوم مي شود اگر ميل به حفظ خويش شديد شد و حس منزلت خواهي بالا بود و در عالم سياست بازي كيش و مات در گرفت، آدمهاي با سابقه و بزرگ نيز چشمشان كم سو مي شود. براي همه ما سياستمداران عبرت انگيز است».

در مقابل محسن آرمين، نماينده سابق مجلس و سخنگوي باند مجاهدين انقلاب اسلامي می گوید:«برخي به اين دليل با انتشار نامه مخالفند كه گمان مي كنند اعتبار و آبرويي كه به پشتوانه جنگ براي خود دست و پا كرده اند و بر اساس آن موقعيتهايي به دست آورده اند، آسيب مي بيند، برخي ديگر به اين دليل مخالفت مي كنند كه گمان مي كنند مباحثي كه اين نامه مطرح كرده بي پايگي و زيان برخي سياستهاي ماجراجويانه و استقبال از تمايل فكري به جنگ را كه طي سالهاي اخير از سوي برخي به شدت ترويج مي شود، برملا مي كند......انتشار نامه امام تذكري است تا فردا به دليل تصميمات خطاي امروز، ناگزير از نوشيدن جام زهر نشويم».

بدیهی است که افرادی مثل رفسنجانی، احمدی نژاد، توکلی و آرمین دلسوز نظام هستند و جملگی سرسپرده ولی فقیه. نکته مورد اختلاف که به تشدید تضاد بین آنها منجر می شود، مساله مدیریت بحران، اتخاذ سیاستهای کلان به منظور تضمین امنیت نظام و مقابله با جنبش مقاومت مردم است. وقتی محسن آرمین می گوید کاری نکنید که «ناگزير از نوشيدن جام زهر نشويم» به ظن خود منافع کل نظام ولایت فقیه را در نظر دارد. به همین ترتیب وقتی احمدی نژاد از «خود شیرینی» رفسنجانی شکوه می کند و یا توکلی از این که رفسنجانی «بر سرشاخ بن مي برد» اظهار تعجب می کند، منافع جمهوری اسلامی را در نظر می گیرد. اما مساله به جدالهای درون حکومت محدود نمی شود و در حقیقت صورت مساله اصلی نه جدالهای درون نظام، که تضاد مردم با کل نظام است. از این منظر است که دستگاه امنیتی مجبور می شود با انتشار خبر جلسه بررسی حرکات سازمان مجاهدین به همه ی جناحها و باندهای درون نظام هشدار دهد. اگر شرایط برای رژیم بر وفق مراد بود و اگر بحران کنونی از جنس بحران سرنگونی نبود، نه رفسنجانی نیازی به علنی کردن نامه «روح‌الله الموسوي الخميني» بود و نه وزارت اطلاعات مجبور می شد خبر جلسه کمیسیون امنیت ملی مجلس ارتجاع با حضور وزیر اطلاعات و برخي معاوان وزارت اطلاعات را علنی کند. این اقدامات ناگزیر نمودی از شرایط بحرانی است

که کل نظام ولایت فقیه با آن درگیر است.

 

منبع: 1 آبان 1385 - نبرد خلق شماره 256




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مهدي سامع:



[تاریخ ارسال: 04 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: كار بر ديدگاه]  [  ]  
رژيم كه از اول پيدايشش با بحران درگير بوده است، بحران در آغاز كار با گروههاو سازمانهاي سياسي زمان شاه كه گنبد و كردستان و شهرهاي بزرگ تهديدي براي آينده رژيم بودند، بحران سر مساله گروگانگيري بحران سر مساله عزل بني صدر و بعد آن انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي و نخست وزيري بجران در جنگ با عراق پي آمد پذيرش آتش بس، بحران مرگ خميني و پيامدهاي آن بحران دوره بعد از رفسنجاني بحران قتلهاي زنجيره يي و... از اين بحرانها چه گير چيز گير جرياني كه سازمان جناب سامع هم جريي از آن است آمد و چه برد سياسي و تغيير تعادل قواي استراتژيك يا چشمگير نصيب اين چريان شد؟ آيا امروز وضع اين جريان بحراني تر است يا وضع رژيم؟ اگر در انتخاب آمريكا در همين هفته كه پيش روست دموكراتها برنده اكثريت در مجلس نمايندگان و سنا شدند و همانطور هيلاري كلينتون و برخي ديگر از گردانندگان حزب دموكرات خواهان آن هستند، دولت آمريكا را ناگزير به مذاكره با رژيم ايران كردند و ضع كدام طرف بحراني خواهد شد؟   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.