شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷ - ۲۰ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«ترورريستي» که تروريست نيست، ترورريستي که تروريست هست، و آنکه ترور مي کند
نگاه علي ناظر

علی ناظر

ديروز در اخبار آمد[1] مريم رجوي که اروپا او و ديگر يارانش در سازمان مجاهدين خلق را تروريست خوانده اند، در سناي بلژيک حضور يافته و مورد احترام و استقبال رييس سنا قرار گرفته است. اين سفر در زماني صورت مي گيرد که جهان تمام سوراخ سنبه ها را مي گردد تا يک تروريست پيدا کند و نگذارد از مرزي به کشوري وارد شود. مريم رجوي نه تنها مورد بازرسي قرار نمي گيرد - با توجه به اينکه اسمش در ليست تروريست ها هست، عکسش در تمام پاسگاه هاي پليس موجود است، و همين چند روز پيش وزير خارجه انگلستان بر موضع اروپا تأکيد کرد - بلکه حضور و استقبال از او در تمام رسانه ها آنتني هم مي شود. رژيم در مقابل اين سفرکاري نمي تواند بکند به جز کشيدن جيغ بنفش. البته موضعگيري رژيم قابل پيش بيني است، جالب توجه عدم موضع گيري ديگران است. هيچکدام از وزراي خارجهء اروپا، به اين سفر اعتراض نمي کنند. هيچکدام از خط مشي دهندگان سياسي در سطح اروپا واکنش جدي نشان نمي دهند. آيا سکوت به اين خاطر است که «برچسب زنان» عاقبت به اين نتيجه رسيده اند که اين تروريست واقعا تروريست نيست؟
از سوي ديگر در همان زمان در اخبار آمد که «
... [رژيم] ايران رسماً در ارتباط با انفجار آرژانتين متهم شد و حکم دستگیری هاشمی رفسنجانی رییس جمهور وقت ایران، صادر شده است! ... در روز 18 ژوئيه سال 1994، انفجار اتومبيلی در محل انجمن يهوديان در بوئنوس آيرس موسوم به آميا منجر به مرگ ٨٥ نفر و زخمی شدن بيش از ٢٠٠ نفر شد. آن يکی از دو حمله به جامعه يهوديان آرژانتين در اوايل دهه ١٩٩٠ بود.
پس از آن حمله، دادستان های آرژانتينی خواستار بازداشت شماری از مقام های ارشد جمهوری اسلامی از جمله هاشمی رفسنجانی، رئيس جمهور وقت ايران، شدند.
این در حالی است که ايران همواره اتهام دخالت در آن بمبگذاری را رد کرده و اين پرونده باعث تيرگی روابط دو کشور شده است.
[2]».  اين دفعهء اول نيست که رژيم ايران و در رأس آن رفسنجاني و خامنه اي متهم به ايفاي نقش در برنامه ريزي عمليات تروريستي در دنيا شده اند. پيش از اين دادگاه ميکونوس انگشت اتهام را به طرف تروريستي نشانه گرفت که واقعا تروريست است.
اما آنکه ترور مي کند، ولي هيچ دادگاهي در سطح بين الملل هنوز انگشت اتهام را به سويش نشانه نگرفته و حتي پروندهء محکمه پسندي عليه او تشکيل نداده است، آقاي دنيا – آمريکا است.
آمار و ارقامي که مستمرا منتشر مي شوند، اعترافات خود جرج بوش که عراق به ويتنام دوم تبديل شده است، موضعگيري اخير بوش و دعوت او از رژيم ايران در تعليل دادن کشتار در لبنان و عراق [3]، و قتل و غارتي که سربازان نيروهاي اشغالگر در عراق انجام داده اند، اگر ترور يک ملت نيست چه مي تواند باشد؟
بيهوده نيست که غرب و رژيم اسلامي مي توانند با هم قهر و آشتي کنند، هر دو از يک ماهيت مشترک برخوردارند.
 علي ناظر – 4 آبان 1385

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 27 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
نکند شما خيال می کنيد آمريکا برای انتقام ايرانی ها از اعراب و نيز صدور دمکراسی به عراق لشگر کشيده است؟
در همان روزها که بحران کويت پيش آمده بود، مجلهء تايم ( و يا نيوزويک) بود که مقاله ای افشاگرانه نوشت. من خودم آن مقاله را خواندم. موضوع از اين قرار بود، که شرکتهای نفتی آمريکا سالها بود که از خاک کويت چاه های اريب به داخل خاک عراق زده و از نفت عراق استفاده می کردند. و بعد هم خود آمريکايی ها اين شايعه را در عراق پراکندند و صدام هم دستور اشغال کويت را صادر نمود. به همين سادگی زمينهء اشغال رسمی عراق را فراهم آوردند. و جالب اينجاست که داد شيخ کويت درآمده بود که چرا آمريکا پولهای کويت را بلوکه کرده، در حاليکه اين عراق است که به کويت حمله کرده؟! در نتيجه، سلاح های دست دوم و سوم را به کشورهای منطقه فروختند، مانوری بزرگ از نيروهای ناتو را انجام دادند، که هزينه اش را از پولهای کويت و عربستان برداشت کردند، همهء سلاح های تازهء خود را در عراق آزمايش کردند و برای آزمايش سلاح های تکميل شده، يورش اخير را آغاز کردند و اکنون هم نفت و .. را رايگان دارند می برند.
حالا اگر اين تحليل چپ است، بگذار باشد. چه عيبی دارد؟ اگر پرده ها را کنار می زند، خب بگذار اينگونه باشد!
  

[تاریخ ارسال: 27 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: alireza]  [ torabimm@yahoo.com ]  
شما باید به یک خط مش که از چپگرفته شده احظار نظرنیکنیدهمین عراق بودکه یک میلیون جوان پاک ایرانی که از ملت وسرزمین ایران دفاع کنند به خاک وخون کشید وفرصت به این ادمخواران اجازه دادکه به پاکسازیدست زند و ان کشتار وحشیانه را انجام داد.   

[تاریخ ارسال: 27 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
نخست بگذاريد نگر خودم را روشن کنم> همانگونه که می دانيم، دمکراسی يعنی حکومت مردم بر مردم و بدست مردم. خب، اگر چنين تعريفی را می پذيريد، آمريکا و کشورهای امپرياليستی بايد ديوانه شده باشند، که بخواهند ايران دمکراسی داشته باشد. زيرا در آنصورت، مردم نمايندگان واقعی خود را به پارلمان و دولت خواهند فذستاد و آن نماژندگان هم، هرگز قراردادهای اسارتبار و خان و مان بربادده را با کشورهای ديگر امضاء نخواهند کرد و ... در کوتاه سخن، سر کشورهای غربی و روسيه و ... کلاه خواهد رفت. مگر آنها مرض دارند که گاو شيرده خود(جمهوری اسلامی ) را که خود بر مردم ايران تحميل کرده اند، از سر کار بردارند و به مردم ايران کمک کنند تا سرور جهان شوند؟ آطران ثروتمندترين کشور جهان است_ از نگر تنوع مواد معدنی و ... هيچ کشوری نيست که همهء منابع ايران را با هم داشته باشد. آمريکا و ... می خواهند ايران بدست ملاها و يا هر پدرسوختهء بی سروپای ديگری باشد ولی دمکراتيک و مردمی نباشد و مردمش گدا و معتاد و روسپی و خيابانگرد و... باشند.   

[تاریخ ارسال: 27 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: سهند صادق]  [  ]  
دمکراسی شکل و نوعی از حکومت است که با رای آزاد و دخالت مردم درامور سیاسی، تعیین سرنوشت را به خود مردم واگذار کرده است. دمو یعنی مردم و کراسی یعنی حاکمیت که بنیان گزاران آن از کشور یونان می باشد.
اما فرصت طلبیهای بعضی از حاکمان کشورهای دمکراتیک در مماشات با حاکمان ایران، رای تمام احاد مردم نیست وحتی در مواردی بسیار، بدور و خلاف مواضع و سیاستهای حقوق شناخته شده مردم درچهار چوب قانون اساسی آنان و حقوق بشر است که حتی بعضی از این خلافکارها بطور مخفی و غیر قانونی و در پوش اختیارات شرکتهای تجارتی و یا وزارت خارجی کار میکنند و به همین دلیل ربطی به دمکراسی ندارد، هر چند که دولت و قوانین آن، باز هم بطریق مدیای آزاد، اعتراض و انتقاد به هر عملی را باز گذاشته است. مثلاً در کشورهای دمکراتیک غرب، با اعتراض مردم و نهادهای سیاسی حقوقی، حتی نماینده گانی در داخل و خود دولت، مستمراً حاکمان با رای مردم عوض میشوند. نمونهً آن استرا و فشگا فیشر... است، لذا راه رفرم و اصلاحات باز گذاشته شده است ولی در دیکتاتورهای تک حزبی و یا شاهی و شیخی، مردم در تعیین سرنوشت امور سیاسی خود، انتخابی آزاد و آگاهانه نداشته و در نهایت مردم برای احقاق حقوق سیاسی خود به قیام و انقلاب روی میآورند. درست به این دلیل دمکراسی در نقطهٌ مقابل دیکتاتوری ولی فقیه و یا تک حزبیها قرار گرفته و مرزبندی های سیاسی را تعیین تکلیف می کند و بدان جهت آزادی ودمکراسی تهدید و چالش بزرگ غاصبان حق حاکمیت مردم، یعنی دیکتاتوری ولی فقیه در ایران است. چنانکه هر کسی حق دارد مخالف سیاسی آن(دمکراسی) بوده و به آن رای ندهد ولی هر کس برضد آزادی و دمکراسی موضع بگیرد در جرگه(دیکتاتور) و حفظ نظام فاشیستی مذهبی قرار گرفته و خود بخود منافع آنان و چپاولگران را تاًمین میکند. به نظر من در حالت کنونی آمریکا تنها کشوری است که بیش از دیگران برای حقوق پایه ائی سیاسی ملتها یعنی ترویج آزادی و دمکراسی فعالیت و با بنیادگرائی و تروریست مبارزه میکند. پس امروز هرشخص و یا هر جریان سیاسی و کشوری که در این میان برای برقراری آزادی و دمکراسی در ایران و یا در عراق ... در نقطه مقابل دیکتاتوری ولی فقیه فعالیت میکند همسو با ماست یعنی دشمن ما نیست. اما فراموش نکنیم که رژیم خمینی با سیاستهای ضد بشری خود در گذشته و حال، تمامی راهای اصلاحات و رفرم را با شکنجه و اعدام آزادی خواهان سد کرده است و به همین دلیل تنها بقای خود را در صدور ترور و جنایت و بنیادگرائی می بیند. پس ناهنجاریهای اجتماعی در ایران معلول دیکتاتوری ولی فقیه است. به هوش باشیم به جای حذف علت(رژیم خمینی)، دنبال انتقام از معلولها نباشیم.
پیروز باشید.
  

[تاریخ ارسال: 27 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
جناب سهند صادق!
ممکن است توضيح بدهيد، چگونه مبارزه با جمهوری اسلامی و تلاش برای دمکراسی را می توان از يکديگر جدا کرد؟
شما نوشته ايد:"مماشات با رژیم جنایتکار و وطن بر باد ده با مقولهً دمکراسی فرق داشته و بایستی جدا از هم مورد بحث و نقد قرار بگیرد." يعنی "مماشات" (مبارزه نکردن) و به معنای کلی "مبارزه کردن و يا نکردن" با رژيم، در مقولهء تلاش برای بدست آوردن دمکراسی و حقوق بشر نمی گنجد!!!!! جل الخالق! پس برای چه از رژيم انتقاد کنيم؟ برای بوگندو بودن آخوندها؟ برای چپول بودن وزيران کابينهء احمدی نژاد؟ برای کراوات نزدن ملاها؟ برای جه بايد از رژيم انتقاد کرد، اگر نبايد از دمکراسی و حقوق بشر سخنی راند؟ و همينگونه بر عکس: چگونه ميشود از دمکراسی سخن گفت و به رژيم جهل و جنايت نپرداخت؟
  

[تاریخ ارسال: 27 Oct 2006]  [ارسال‌کننده:  آزاديخواه]  [ azadazadikhah@hotmail.com ]  
آقای سماواتی شما هر از گاهی غيب تان ميزند و هر گاه مطلبی در مورد مجاهدين نوشته ميشود با برف زمستانی سر و کله تان پيدا ميشود تا نيش زهرآلود تان در بدن مجاهدين خالی کنيد! آخرين باری هم کاربر ديگری از شما خواسته است که در مورد اظهار نظراتان مدرک ارائه کنيد، به روی مبارکتان هم نيآورديد، رفتيد که رفتيد پشت سر خودتان هم نگاه نکرديد. حالا هم در مورد اين مطلب اين بار نه که کيلوئی بلکه خرواری اظهار نظر ميکنيد ، آيا حقيتا از روی دلسوزی اين طور نظر ميدهيد يا کينه و عدوات ؟ آزاديخواه   

[تاریخ ارسال: 27 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: سهند صادق]  [  ]  
مماشات با رژیم جنایتکار و وطن بر باد ده با مقولهً دمکراسی فرق داشته و بایستی جدا از هم مورد بحث و نقد قرار بگیرد. اعمال چپاولگرانهً بعضی ازشرکتها و نمایندگان فرصطلب کشورهای غرب و یا شرق دلیل بر رای تمام مردم آنان و دمکراسی نیست، همچنانکه رژیم جمهوری اسلامی توسط همین دول، 52 بار به نقض حقوق بشرمحکوم شده است. مشگل در داخل ایران و خود رژیم است. منتها مواضع ، تحلیلها ، و شعارهای انحرافی بعضی از به اصطلاح ضد امپریالیستهای ایران، تفرقه و انشعاب و ازهم پاشی و تضعیف نیروهای آزادیخواه و سرنگونی طلب را موجب گشته و فرصت را به بقا و دوام جمهوری اسلامی داده و تاخت و تاز و به حراج گذاشتن در آمدها و منابع ایران را توسط حاکمان دیکتاتور را صاف نموده است. به نظر من امروزه مرزبندی تعیین کننده ما بین آزادی ودمکراسی در یک طرف و بنیادگرائی و دیکتاتوری طرف دیگر است. به همین دلیل مواضع و تحلیل آقای ناظر هم ، خود بخود در طرف و جبههً ملا عمر طالبان و ولی فقیه قرار میگیرد.خیلی متاسفم.   

[تاریخ ارسال: 27 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: Bidar]  [  ]  
الحق والنصاف این آقای دنیا آمریکا حق و لیاقت داره این دنیا را کنترل کنه و گرنه همین حاکمان دیکتاتور و تروریستهای بنیادگرا با همین ضد سرمایه دارها و ضد مذهبیها و انارشیستها، 7 بار که نه یقیناً 70 بارموجودات زندهً این کرهً خاکی را نابود میکردند. نمونه اش مگر آمریکا، این آقای واقعی دنیا، اروپا و کل دنیا را از فاشیست هیتلر نجات نداد؟ مردم افغانستان را از دست طالبان چطور؟ مردم یوگسلاوی را از دست دیکتاتور میلاسویچ چطور؟ چر آقایان ضد امپریالیست و شاه الهی ها جسارت نمی کنند اعتراف کنند که جمهوری اسلامی ایران(ولی فقیه) عراق را به مرکز فتنه و جهل و جنایت تبدیل کرده است؟ احسن به این شهامت شما !!! اقای ناظر معلوم هست جنابعالی دنبال چه چیزی هستید؟ آقای ناظر: سربازان آمریکا دنبال قتل وغارت نیستند، این دخالتها و فتنه گریهای ایران و ایجاد جنگهای حیدری و نعمتی است که مردم عراق را به خاک وخون کشیده است. چرا احزاب ومقامات عراق خودشان به آن اعتراف دارند ولی شما هر گز وابداً !!!!   

[تاریخ ارسال: 26 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: شاهین سماواتی]  [ shahin_khan110@yahoo.de ]  
با سلام
به این موضع گیریها نباید دلخوش کرد . اتحادیه اروپا و آمریکا هروقت میخواهند جمهوری اسلامی را تحت فشار بگذارند و راضی به انجام معامله کنند از برگ مجاهدین & اقایت های قومی & تروریسم و مسئله حقوق بشر استفاده می کنند و درادعا های خود صادق نیستند و بعد از انجام معامله اینها برگ های سوخته ای تلقی میشوند که قربانی زدوبند های پنهانی می شوند .
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.