شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۳ تير ۱۳۹۷ - ۲۴ ژوئن ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

آنجا که باید تصمیم گرفت

يادداشت هفتهء کورش عرفاني

کورش عرفاني

[ديدگاه: از آنجايي که تعداد عکسها زياد بود، متن با فورمت PDF در اختيار قرار گرفته است. براي متن کامل يادداشت هفتهء کورش عرفاني، لطفا روي لينک PDF کليک کنيد. متاسفانه متن سنگين است. (4mb)]
______

....
.... 

نتیجه گیری :

برای جمع بندی می توانیم بگوییم :

آینده ی ایران یا با عقب نشینی رژیم در پرونده ی اتمی به سوی ثبات میان مدت رژیم خواهد رفت و یا با یک جنگ ویرانگر به سوی نابودی و تجزیه و تلاشی شتاب زده ی کشور. در این میان، نه مردم در داخل قدرت سازماندهی یک قیام برانداز را دارند و نه اپوزیسیون تشکیلاتی می تواند یک جایگزین مناسب ارائه دهد. بنابراین یگانه نیرویی که می تواند وارد صحنه شود نیروی فرد فرد ایرانیان در داخل و خارج از کشور است که با تکیه بر دردمندی انسانی خویش و یا درک طبقاتی شان انفعال و ترس و بی باوری را کنار بگذارند و وارد صحنه ی عملی تغییر گری شوند. به دور از مباحثات کهنه ی ایدئولوژیک وسیاسی واقعیت های انسانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خرد و کلان بسیاری وجود دارند که می توانند ما را به حرکت وادارند. آنچه به زبان تصویرونوشتار آمد این هدف را دنبال می کرد که هر یک از ما را به عنوان یک ایرانی با گوشه ای ازآنچه در کشورمان می گذشت آشنا کند و فرصتی باشد برای هریک از ما تا تصمیمی مهم برای دادن معنا به حیات خویش بگیریم. حیاتی توام با انفعال و شرمندگی و تاسف خوری در قبال آیندگان و یا حیاتی توام با مبارزه، عصیانگری، آزادی طلبی، نوعدوستی و تکامل طلبی.

رژیم جمهوری اسلامی امروز با آفریدن شرایطی که به صورت اشاره وار دراین مقاله آمده است شرایط بازتولید مبارزه جویان واقعی را از میان برده است. جامعه ی غرق در ستم و فساد و مسخ و خرافه ایران دیگر نمی تواند نسلی همانند نسل جوان از جان گذشته ی سال 57 را تربیت کند. در آن نسل صدها هزار نفر بودند که حاضر بودند برای ایده هایشان – غلط یا درست – جان بدهند. امروز اما روابط انسانی، خانوادگی و اجتماعی و دستگا های ارزشی و اخلاقی چنان فروپاشیده است که دیگر نمی توان به همان گونه که در گذشته شاهد شکل گیری خصلت هایی مانند از خودگذشتگی و فداکاری میان جوانان بود. امروز وابستگی به بقا به هر قیمتی ارزشی یافته  است، دوام آوردن حتی به بهای دم نزدن و در بدترین حالت، به فکر خروج از کشور بودن. محاسبه گری و محافظه کاری ؛ محافظه کاری و ترس تا حد از ترس مرگ خود را کشتن. دیگر، به جز بخشی محدود از جوانان، باقی ترجیح می دهند که تنگ عافیت را برگزیده و به مصاف نبردی سهمگین برای بازپس گیری آزادی وکرامت خویش نروند. این واقعیتی است که آثار آنرا در گفتار و نوشتار وبلاگ های جوانان ایرانی می بینیم. 

اما، با این وجود، آیا باید این شرایط نامناسب برای مبارزه گری را به گونه ای مطلق ارزیابی کرد ؟

تاریخ بشری و علوم اجتماعی به ما می آموزند که در حوزه های انسانی، اجتماعی و سیاسی هیچ شرایطی را نباید مطلق پنداشت و تسلیم بدبینی ها شد. تحول همیشه ممکن است و بخصوص آنجا که اراده ی انسان ها به میدان می آید. این همیشه وهمیشه مقاومت ورزی ها بوده است که جهان و سیر تاریخ آنرا تغییر داده است. نظام های بردگی وامپراطوری های استبدادی که رویای ابدیت داشتند همه به واسطه ی این مطلق نگاه نکردن ها بود که در هم شکست و انسان سرانجام طعم آزاد زیستن را چشید. طعم برده نبودن را.

و امروز نیز در شرایطی مشابه بسر می بریم. برده داری اسلامی رژیمی که با مثلث سرمایه دار-آخوند-پاسدار بیش از بیست وهفت سال دوام آورده، چالش بزرگی است که در مقابل هر ایرانی آزاده ای قرار دارد. یا باید تسلیم شد و برده زیست و مرد و یا باید برای شرافت انسانی خویش احترام قائل شد و برای آزاد زیستن و پایان دادن به برده سالاری رژیم کنونی تلاش و فداکاری و جانفشانی کرد.

انتخاب با ماست. انتخابی بر اساس صرف منافع و موقعیت فردی و یا انتخابی بر مبنای درک انسانی و مسولیت پذیری آگاهانه نسبت به آنچه بر هموطنان و کشورمان می گذرد. نگارنده بر این باورست که رشد چشمگیر وسایل ارتباطی به ما اجازه می دهد که حداقل در مورد ایرانیان خارج از کشور بگوییم « حرف ها زده شده است.» از این پس بیان دردها و مشکلات، چنانچه در هنگام نگارش این مطلب احساس می کردم، بیشتر به تکرار مکررات شبیه است تا چیز دیگر. پس اگر حرف ها زده شده امروز گاه تصمیم گرفتن برای عمل است. تصمیمی که جز از دل شعور و احساس مسولیت فردی ما نمی تواند برآید.

جان کلام اینکه :

یک ملت را می توان بر خلاف خواسته اش به بردگی کشید، اما  هیچ ملتی را نمی توان برخلاف خواسته اش در بردگی نگه داشت. 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 25 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: امید صفائی]  [ omidsafae@yahoo.com ]  
با سلام به هموطن مبارز آقای نریمانی وبا تشکر از توضیح کافی وساده شان، نه دوست عریز نیاز به قران سر گذاشتن نیست ولی اگر فرصتی دست داد آنرا مطالعه کنید تا تضادهای درون آنرا در بیاورید من اینکار را با تمام ناتوانیهایم دارم انجام میدهم و درد مردم دین زده را بهتر درک میکنم ، شما که پیر مبارزات چند دهه هستید حتما درک ملموس تری خواهید داشت وشاید هم اینکار را در اشکال دیگر کرده اید و من فقط جسارتا نظر خودم را بیان کردم ،سلامت و خروشان باشید.   

[تاریخ ارسال: 24 Oct 2006]  [ارسال‌کننده:  پرویز نریمانی]  [ Parviznarimani@yahoo.com ]  
آقای امید صفائی عزیز، بحث در جذابیت نوشته نیست در این مورد کاملاً با شما موافقم. امیدوارم برداشت کورش از چند خطی که نوشتم با شما متفاوت باشد. بله من از کوروش عرفانی خواستم ومیخواهم که بجای پرداختن به مقالات تهیج کننده که البته منکر نیستم که گاهی لازم است وقتش را با توانی که در اوست صرف مقالات تعیین کننده نماید. ضمناً برای من مارکسیسم یکی از "ایسم"ها نیست وروی سخنم به یک مارکسیست لنینیست است وبحثی است که نهایتاً مارکسیسم در ایران باید با آن برخورد کند.
از کوتاهی خودم دررساندن مقصود شرمسارم. ولی اگر عرفانی هم چنین برداشتی کرده است برایم چاره ئی جز قران بر سر گذاشتن نیست. پرویز نریمانی
  

[تاریخ ارسال: 24 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: امید صفائی]  [  ]  
هموطن مبارز، اقای نریمانی، تا آنجائی که من از مقالات اقای عرفانی دستگیرم شده است ، ایشان طرفدار وخط دهنده هیچ دیکتاتوری و استبدادی نیستند ،نه دیکتاتوری پرولتاریا ونه دیکتاتوری هیچ ایسم دیگر.شاید من متوجه منظور شما نشدم واین برداشت را از مطلب شما کردم، ودراین مقاله بسیار تاثیر گذار ودیدنی وخواندنی باز هم روی سخن به تک تک ما ایرانی های به جان آمده از این رزیم تبهکار وحرامیان ضد بشری غاصب است که با تمام نابسامانی های درون و بیرون ، باز هم با شجاعت و وجدانهای بیدار ، در مقابل این رزیم محروم کش ، سر تسلیم و نا امیدی پائین نیاوریم و خود را بیشتر باور کنیم وخشم وکینه طبقاتی خود را همچنان روشن نگه داریم تا روزی که به قول حافظ " گر چرخ به کام ما نگردد ، کاری بکنیم که آن نگردد" .با تشکر از اقای عرفانی.   

[تاریخ ارسال: 23 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی)]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
با درود به رفیق عرفانی عزیز مقاله ات گویای گوشه ای از جنایات جمهوری سرمایه داری اسلامیست تاریخ غم انگیز ایران وقتی مطالعه میشود در ک میگردد که ملت ایران شایسته ء چنین حکومتی هستند به نظرم جامعه ء ایران نخبه کش است انقلابی کش است قهرمان کش است وقتی 20 میلیون بیسواد وکم سواد وشدیداٌ مذهبی وبخصوص غرب زده نه غرب گرا باشند ؛ در این جامعه جز فسادو تباهی خرافه چیز دیگر نمیروید در خارج ازکشور من در دانشگاه چهره هائی از ایرانی دیدم که در پیشرفته ترین دانشگاها تحصیل کرده اند ولی موسیقی شان مرثیهء مساجد محله شان است ویا آهنگهای سوزان روشن واشغالهای لس آنجلسی را گوش میدهند اینها وقتی به ایران برمیگردند رهبر ملتند دیگر بردیا در ایران ظهور نمیکند دیگر دوران بابک سر رسیده است تازه هم اگر یک بابک ظهور کند هزاران افشین خائن در جامعه سر بر میآورند ما تاریخ بسیار خیانت آمیزی داریم در ایران لیبرال نیست لیبرالهای ایران یا مذهبی اند مثل بازرگان که سرش زیر عبای خمینی بود یا سلطنت طلبند مثل مصدق که بیزار ازجمهوری وبیزار از حق حاکمیت مردم ودموکراسی وبیزار از حق راء ی زنان بود ما بدجائی داریم خزینهء شالیزار مان را میسازیم نگاهی به شعر شاعران در صد سال اخیر موید این موضوع است که جامعهء ایران جذامیست پاره پاره است بی فرهنگ است غرب زده است تحولات انقلابی را مثل اژدها میخورد وازش جذام پس میدهد من هیچ امیدی به رهائی ملت ایران ندارم وشعر زمستان مهدی اخوان ثالث را همیشه زمزمه میکنم زمستانست .زمستانست همیشه هم زمستانست ...کورش عزیز هیج جامعه ای از بیرون متحول نمیشود تشکیلات درست کردن در خارخ ازکشور با یکمشت فرهنگ جذامی تیر انداختن در تاریکیست مردم آواز های انقلابی ما را نمیفهمند به سوزان روشن وشهرام شب پره گوش میدهندچپهای ما هم چیز جدا بافته از این فرهنگ جذامی نیستند هنوز توی منجلاب کنگره ءهفت غرق اپوزوسیون واقعی ایران نه چپ مارکسیست است نه مجاهد بلکه اپوزوسیون واقعی تاریخی ما در ویشی گری است تنها اپوزوسیونی که میتواند در کنار این فرهنگ جذامی زیست کند موسیقی اش هم شجریان است همین ...   

[تاریخ ارسال: 23 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: پروبز نریمانی]  [ Parviznarimani@yahoo.com ]  
چه بد! رفیق عزیز،
بارها گفته ام وباز هم تکرار میکنم که اگر به نوشته شما پاسخ میگویم به خاطر اهمیتی است که برایم دارید.
پیر مردی هستم که مبارزه را از 16 سالگی با پخش اعلامیه های جبهه ملی در رابطه با اعتصاب تاکسی رانی شروع کردم وبرای اولین بار در زندگیم افتخار خوردن اولین باطوم شاهنشاهی را داشتم. در سال 48 با گرایش به گروه پر افتخار فدائی خلق ایران به تشکیل گروه پرداخته، بزندان رفتم، شکنجه شدم، گروههای خیابانی قیام بهمن را هدایت کردم و در کنار رزمندگان بزرگی که بجز اندکی زنده نیستند افتخار مبارزه داشتم. همه اینها را بعنوان کسی از نسل گذشته ها که از آن صحبت کردید ذکر کردم. آنروزها ما براهمان ایمان داشتیم و دشمنانمان،حتی شکنجه گرانمان، از ایمانمان در وحشت بودند. و بما بدیده تحسین مینگریستند. ترسی بود آمیخته با احترام.
رفیق کوروش، باور کنید پر شور تر ومبارز تر از جوانان امروز ما در هیچ گوشه دنیا یافت نمیکنید. اما شور جوانان ما به همت تلاش بسیاری از معلمین جنبش خلق که اتفاقاً خود شما هم یکی از آنها هستید وهمچنین تقارن با زمان مبارکی که این عصر ارتباطات واطلاعات است به شعوری در خور ستایش بدل شده است. جوانان ما آمیزه ئی از شور وشعورند. امروزاما کمونیستهای نسل دیروز ما باید بپذیرند که اولاً- کمونیسم با شکست روبرو شده است .ثانیاً- شیوه های مبارزه در هر زمانی متفاوت است ونمی توان بر طبل تکرار نواخت. آنها که با درک بسیار غلط از نوشته رفیق احمد زاده هنوزهم گاهی میگویند فلان چیز هم استراتژی است وهم تاکیک و استراتژی وتاکتیک را یکی میانگارند نه این را درک کرده اند و نه آن را ونه احمد زاده را . وثالثاً- زمانیکه ما جذب مبارزه میشدیم، هرچند که ما اصلاٌ شوروی وچین را مثالهای موفق کمونیسم نمی دانستیم ولی حد اقل بغلط چنین میانگاشتیم که این نمونه ناموفق ما از مدل موفق سرمایه داری بهترست. تا چه رسد به نمونه موفق ما!!. رفقا ! قبای کهنه وسنگین ایرانیان را نمی شود به میخهائی نظیرچاوز، سونگ، کاسترو آویخت. امثال قذافی وصدام را نمی توان مبارزین ضد امپریالیست دانست . خود را نفریبیم . برای بر انگیختن جوانان مدلی واقعی برایشان ترسیم کنیم به تناقضات بسیار فکری خود سامان دهیم. از جمله اینکه چگونه دیکتاتوری پرولتاریا شما با اعتراضات غیر پرولتاریائی در حکومت دموکراتیک مورد نظر تان بر خورد خواهد کرد وحد تحمل آن تا کجاست؟ تا بر اندازی؟ اگر بتوانیم طرح قابل دفاعی از حکومت دلخواهمان ارائه کنیم، جوانان مبارز ما شکنجه وزندان واعدام را برای بیست آوردن آن بجان میخرند ومردم مبارز وشجاع ما برای آن به خیابانها میریزند. فکر جوانان ما را مسلح کنیم و خواهیم دید مثلث نکبتی که شما ترسیم کردید توان مقاومت نخواهد داشت. برایتان پیروزی و بردباری آرزو میکنم .دوستدارتان پرویز نریمانی

  

[تاریخ ارسال: 23 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: aziz]  [  ]  
کورش نازنین من
توهم از آنجا شروع شده است که ما من و تو تصور می‌کردیم رژیم‌ها از نظر ارزش شاعرانه با هم فرق می‌کنند پس بحران ِ من و تو بحران اکثریت جامعه‌ی مخالف‌خوان نیست که به شندرغاز ِ پول پناهندگی با دمش گردو بشکند! به همین دلیل باید روشن کنیم که برای چه کاری و بنا بر کدام ضرورت سفر پیشه کرده‌ایم. آیا وظیفه‌ی ما تنها گرم کردن اجاق خانواده‌ی سه نفری بوده است و برده‌گی برای اربابان حقیقی زادو بوم؟ خب این برده‌گی را در مملکت هم می‌توانستیم بردوش بکشیم. من اپوزیسیونی از این پوچ‌تر و فرصت‌طب تر به عمرم ندیده‌ام. کسی که نان روزانه‌اش را از دست دلالان خارجی ِ مارکتینگ رفسنجانی‌ها کسب کند اسمش پوزیسیون است نه اپوزیسیون!
  

[تاریخ ارسال: 23 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: سخن چین]  [  ]  
یکی عاجزی ریگ در کفش داشت- چو درمانده شد دست بر سر گذاشت.   

[تاریخ ارسال: 22 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
مقاله بسيار جالب و تکان دهنده ای بود. براستی که چه جهنمی که اين جنايتکاران پليد ج.ا جلو چشم ما از ايران ساخته اند و متاسفانه بايد بگويم که بسياری از ما به وضع موجود عادت کرده ايم و به نظر می آيد که خيلی از اين فجايع برايمان عادی شده است. ايکاش همانطور که شاملو گفته بود به خاطر يک «باريکه راه »و به «خاطر فرزند دشمنمان» هم که قرار است امروز در جائی در ايران چشم به جهان گشايد و بخاطر نسلی که قرار است بيايد هم که شده نيروهای انقلابی و راديکال و سرنگونی طلب با هم متحد شوند و بر عليه اين جانيان ضد بشر بجنگند. البته من همانند آقای عرفانی به هيچ وجه از اپوزيسيون انقلابی و برانداز قطع اميد نکرده ام و فکر ميکنم ضعيف و نا کارامد خواندن اپوزيسيون دقيقا خواست ج.ا هم است ،چرا که اينجور ميتواند القاء کند که هيچ چيز تغيير نخواهد کرد و بايد به حکومت اين جانيان تن داد.
با تشکر از مقاله روشنگرانه اتان.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.