شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۰ اوت ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

رادیو مستقل !زمانه هزار رحمت به رادیو فردا ودیگر رادیو های دولتی مستقل!
نگاه بصير نصيبي

بصير نصيبي

یکی دو هفته قبل پنتاگون اعلام داشت که رفتار ها وگفتار ها وخط مشی رادیو تلویزیون های فارسی زبان وابسته به امریکا (رادیو فردا، صدای امریکا،voc america   ( در جهت حفظ حکومت اسلامی حرکت وبرنامه ریزی می شده است . البته کسی منتظر افشاگری مقامات پنتاگون نبود تا نقش وسایل ارتباط جمعی دولت امریکا که از بودجه سازمان سیا تغذیه می شوند را در بقای ج.ا در یابد . تردیدی نیست تمام برنامه هایی که از جانب دولت ها ی اروپایی وامریکا وکشور های دیگر سرمایه گذاری می شود با سیاست دولت های متبوعشان هما هنگ حرکت می کنند. نحوه برنامه ریزی اینان بستگی دارد به سهمی که از طریق قرار دادها به چنگ می آورند .امریکا  در جهان یک قطبی کنونی نقش مهمی  در تقویت ویا تضغیف حتا سقوط حکومت های سرکوبگر(اگر سرکشی کنند) دارد .البته اینگونه دولت هاتا زمانی که تمرد نکنند نتنها بر ای حذفشان برنامه ریزی نمی شود بلکه جهت بقایشان سرمایه گذاری هم میکند . برای نمونه می شود به کمک امریکا به تقویت ورشد طالبان در افغانستان،اشاره داشت. بعد همین امریکا به پاکستان جایزه (باج) داد تا فعالیت طالبان را محارکند ،بعد یک جمهوری اسلامی نزدیک به رژیم تهران بیاری دست نشانده اش کرزای در افغانستان ایجاد کرد والان هم دوباره قدرت نمایی طالبان در خاک افغانستان ا فزایش یافته وسرانجام میرسیم به حذف صدام سرکش وایجاد جمهوری اسلامی دیگر در عراق که رژیم تهران هم  در آن نفوذ داردواضافه شدن مصیبت جنگ خانگی به مصائب بیشمار مردم  عراق.

 اماآنچه برای امریکااهمیت دارد حفظ وگسترش منافعش در خاور میانه است که این نیت خودش را دربسته بندی خوش آهنگ دفاع از دمکراسی عرضه می کند. مشکل امریکا واروپا با جمهوری اسلامی ماهیت ارتجاعی این حکومت واستقرار یک حکومت جنایت کار در ایران نیست -اینان نمی دانند در جمهوری اسلامی با چه کسی زد وبند کنند تا بتوانند با خیال راحت در چاپیدن مردم ما سهم داشته باشند؟ 8 سال خودشان را به عمامه خاتمی چسباندند -حضور احمدی نژاداز باند جنتی.مصباح. چمران در صحنه، همه رشته هایشان را پنبه کرد وبار دیگر دارند برای مهره های سوخته( خاتمی ، رفسنجانی،کروبی) موقعیت می سازند. منافع امریکا در جمهوری اسلامی بیش از شرکای اروپایی اش در معرض خطر است. هرچندهمه این سالها از طریق دلالها  ،معاملات پنهانی و تقویت صادرات فرهنگی ارتباطش را با ج. اسلامی حفظ کرده است. اما نمی تواند با خیال راحت وبافراغ بال سهمش را ببردواروپا در بستن قراردادهای اسارت بار با ج. ا از دولت های امریکاپیشی گرفته است.این چنین بودکه امریکا برای جبران گذشته ها در پروژه مردم فریب دوم خرداد بااروپا هم دل وهم زبان شد و  رادیو آزادی را در پراک راه اندازی کرد و در خدمت منافع جمهوری اسلامی قرار داد. ایرج گرگین یکی از مقامات تلویزیون حکومت پیشین ومدیر تولید برنامه دوم  تلویزیون ملی  از برگزیدگانی بود که مفتخر به دیدار خاتمی در نخستین سفر  رهبر تمدنها  به امریکا شد وهمین دیدارثمره اش نمره قبولی ای بود که از امریکا دریافت کرد ومدیریت این رادیو را به وی اهدا نمودند .نقش این رادیو وهمکاران گرگین در تثبیت  جمهوری اسلامی در دوران خاتمی امری است بدیهی که فکر نکنم خودشان هم منکرش شوند. اما وقتی سیاست چماق و هویج جای فقط هویچ را گرفت (حالاجمهوری اسلامی گاه محور تجارت شده وگاه محور شرارت) بهر حال دیگر صلاح نبود رادیوی آزادی که در بست در خدمت بود با همان روش کارش ادامه یابد در چنان جوی نامش را با حفط همان همکاران تغیر دادند ورادیو فردا ،برای نسل فردا !متولد شد.(چه نسلی بار بیاید اگر مربی اش رادیو فردا باشد! )

 اما در اروپا کشورهای آلمان،فرانسه،سوئد،انگلستان که هر کدام سهمی در چاپیدن دارند با برنامه های رادیویی خود، حاتم بخشی آخوندها را جواب می گویند- اینها در ایران دفتر نمایندگی دارند- آخوندها خودامکان کسب ومخابره خبرشان را فراهم می کنند وگزارشهایشان تماما از فیلتر های امنیتی می گذردو مقامات جمهوری اسلامی بدون هیچ عارضه ای با اینگونه رادیو ها مصاحبه می کنند.

رادیو صدای آلمان برای چاپلوسی به بارگاه خامنه ای تاآن حد پیش می رفت که حتا استحاله چیان خارج نشین هم بدان بهایی نمی دادند وکمترین حد شنونده را جلب می کرد اما همین رادیو می شود میزبان گنجی کسی که می گوید رهبر باید برود- بی آنکه کوچکترین لطمه ای به ارتباط حسنه اش با جمهوری اسلامی وارد آید.

نمونه قابل ذکر دیگر از این گونه رادیوها برنامه فارسی بنگاه سخن پراکنی انگلستان است که آقای مخمل قلم فرصت طلب ترین ،سیاسی بنویس درحکومت پیشین ودر جمهوری اسلامی، مرتبا پشت میکروفون آن سخن پراکنی می کرد. بعد از خروج از ایران هم همین جا ودر شرایط تبعید!! همان راه وروش را با موفقیت وبا خوشنامی! ادامه می دهد.

 اما اخیرآ وبطور ناگهانی در مطلبی رپرتاژ گونه در سایت گویا خبر از ایجاد یک رادیو دیگر می شود، با نام رادیو زمانه ، اما دولت کشور کوچک هلند بعد از اینکه کشتی اصلاحات به گل نشسته ،با چه نیتی وارد گود می شود؟ بهتر است ابتدا به سوابقی که از دل آن رادیو  زمانه سر برمی آورد اشاره ای گذرا داشته باشیم.

معادل15 ملیون یورو را پارلمان هلند با یاری فرح کریمی، عضو حزب سبزهاو واسطه باند دوم خرداد تصویب کردتا برای شبه اصلاح طلبان ج. اسلامی  با ایجاد یک شبکه تلویزیونی منبع تبلیغ فراهم کند. حسین باستانی نامی هم از تهران صادر شد تا کار ها را راست وریست کند . براساس گزارش سایت من وپالتالک رضا علامه زاده هم در جریان این طرح بود که بعدا صلاح دید پس بکشد. اما انجام خود طرح هم به بن بست رسید.کسانی که بوی کباب شنیده ودوروبر کبابی هیوفوس ( موسسه ایکه به ظاهر تامین کننده بودجه بوده است) می پلکیدند- البته بهره مندان همان دارودسته خاتمی بودند که حالا صورتک تبعیدی به چهره داشتند. البته مسعود خان همه فن حریف در همه این ماجرا  حضور فعال داشت وقتی این طرح نا انجام شد. مدتی سروصدایش را درنیاوردند اما روزی نامه روز اون لاین را همین جمع علم کردند، نوشابه امیری، هوشنگ اسدی؛ شیرین عبادی، ابراهیم نبوی، ، فرح کریمی حسین باستانی و.. در همان جهت خواست بخش شبه اصلاح طلبان همکاران روز شدند، ا لبته 15 ملیون یورو را نمی شد برای این طرح( روزی نامه روز )بلعید با این بودجه  چند کار دیگر هم کردند که شاید جایزه چماقدار سروش به عنوان بهترین طنز نویس معاصر هم ازهمین مجرا تامین شد. حالا می بینیم، موسسه ای البته مستقل! با نام پرس ناو می شود تامین کننده بودجه این رادیوویک گزارشگر مستقل! که هم عکاس برنامه خانم نوبلی است. هم برنامه دکان شبه مشروطه طلبان کلن را گزارش می کند هم جلسه خصوصی رهبرگنجی در کلن را میچرخاند هم بچه ها را برای تشویق فوتبالیست های احمدی نژاد به  فر انکفورت می برد هم مبلغ فیلمهای ارسالی جمهوری اسلامی است-رپرتاژ آگهی گونه افتتاح رادیو زمانه را  هم تهیه می کند.

 آقای مدیر رادیو وسایت زمانه مهدی جامی- که در مصاحبه با سایت گویا دایم با تحسین وستایس گزارشگر مواجه شده. شرح می دهد چگونه به مدیریت این رادیو انتخاب شده است .آقای جامی میفرماید:( نقل به معنا) که بطور ناگهانی! چشمش به یک اطلاعیه در سایت گویا می افتد که دولت هلند در جستجوی یک مدیر برای یک پروگرام رادیویی است. جناب جامی خیلی بی ریا در صف متقاضیان می ایستد، بعد هم به خاطر نبوغ ذاتی اش !با نمره 20 قبول می شود. البته برای اینکه خواننده خیلی جا نخوردونسبت به این انتخاب دچار تردید نشود اضافه میکند که سالها با رادیو بی بی سی کار میکرده است با این سخن ایشان راز اعتماد مقامات موسسه مستقل هلندی به آ قای جامی گشوده می شود- این حضرت که چند سال در بی ، بی، سی دوره دیده ، احتیاج به پارتی دیگری ندارد- اعتماد به او وخط  فکریش تضمین شده است؛ پس آقای جامی بهمین سادگی می شود مدیر رادیوی مستقل زمانه، البته استقلالش هم از نوع استقلال بی ،بی، سی ، رادیو فردا ودوچه وله ورادیو بین المللی فرانسه، رادیو سوئد و... است .اما اگر تاملی درمطالب سایت زمانه بکنید وبرای کنجگاوی چند ساعتی هم وقتتان را صرف گوش دادن به رادیو مذکو ربفرماِئید با من هم صدا خواهید شد که از دیگر رادیو های دولتی مشابه محافظه کار تر وبی خاصیت تر است، انگار نه انگار که این رادیو دارد در خارج از ایران برنامه پخش می کند - دریغ ازیک  نگاه گذرا به کارها، برنامه ها وفعالیت های فرهنگی، سیاسی واجتماعی تبعیدیان وایرانیان غیر وابسته به باند ها وجریان های حکومتی . هنورچند روز از گفتگوی خبرنگار مستقل !با مدیر رادیو مستقل! درسایت گویامنعکس شده نگذشه که گزارش دوم را همان خبرنگار مستقل از مراسم افتتاح تقدیم می کند ،آنهم چه مراسم پر شور وهیجانی، بچه ها همه صمیمی ،محيط صمیمی، گزارشگر صمیمی، رادیو وسایتش هم صمیمی- یک میهمان عالیقدر هم اسمش در مراسم افتتاح مثل گوهر درخشان می درخشد- استاد فیلسوف داریوش آشوری از شیفتگان دوم خرداد که بعد از نزول خاتمی از مسافران همیشگی دارالخافه بوده است  یکی از آثار ارزشمندش تحلیل کتاب اندیشمندانه آقای خاتمی( بیم موج) است (داریوش آشوری خاتمی را "روحانی اهل اندیشه که در پی پرسشهای ژرف و بنیادی و حیاتی در قلمرو فلسفه، سیاست، حکمت و کشورداری ست" میخواند و از او به عنوان کسی که "نجات جهانی را سخت در خطر می بیند" نام می برد. جدا شده از مقاله مهم ومستدل خانم پروانه سپهر سایت اخبار روز) وبعد سخنرانی فرح کریمی ونماینده ای ار اتحادیه اروپا  در همان مراسم جای شکی باقی نمیگذارد که این صدای جدید هم همان صدای انقلاب دوم خرداد است که دیگر گوش ناشنوایان را هم آزار می دهد این رادیو به مانند رادیو های همزادش از حمایت ضمنی آقای احمدی نژاد هم غافل نیست -برای نمونه به گزارش ارکستر سنفونیک جمهوری اسلامی که برای اولین بار از جانب دولت مهر ورز احمدی نژاد صادر می شود -می توان توجه داشت که سفیر محترم همین دولت ( مهدی آخوند زاده ) به قول سران اروپا فاشیست - قبل از آغاز برنامه کنسرت برای حضار سخنرانی می کند . البته آقای مشایخی سرپرست مستقل ! ارکستر سنفونیک مستقل! هم ادعا داردکه این کنسرت میخواهد جنایت اسرائیل را در لبنان برملا کند ومقامات فرهنگی آلمانی هم ا دعا کردند که برگذاری این کنسرت فرصت مناسبی بود برای تفاهم با دنیای اسلام  به زبان بهتر فرصت طلایی ای بود برای بسط وگسترش تروریسم اسلامی.

بعید نیست که به تدریج دیگر لابی ها ،کارچاق کن ها وفرصت طلبان هم از راه برسند .به خصوص باید خیلی سریع دکتر علیرضا نوری زاده کاشف پنچه های شیرین رهبر تار نواز  به جمع همکاران صمیمی این رادیو به پیوندد.ازداخل جمهوری اسلامی هم همان اسامی همیشگی دوم خرداد از راه خواهند رسید . آعاز کار این رادیوی مستقل را به همه حامیان باند ورشکسته دوم خرداد وزائده های برون مرزی مستقلش صمیمانه تهنیت می گو ئیم.

 

بصیر نصیبی12 اکتبر 2006. زاربروکن / آلمان

www.cinemayeazad.blogspot.com                                                                                        cinema-ye-azad@t-online.de

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بصير نصيبي:



[تاریخ ارسال: 19 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: Sahand]  [ snassimi@yahoo.com ]  
آقای بصير نصيبی: جرات و شهامت شما را جدا می ستايم. از دست بعضی از بچه های ريشو که جربزه ديدن حقيقت را ندارندآزرده نشويد. نوشته شما برای آنهايی است که از زير سلطه والدين شان بيرون امده و به بلوغ فکری رسيده اند و برای خودشان تصميم می گيرند. اين ناقص الخلقه ها حتی مثل يک کودک نيز نيستند که گفت.؛ امپراطور لباس ندارد.؛ اين راديوزمانه معلول و معيوب به دنيا امده و ناقص هم از دنيا خواهد رفت. بارها گفته ام که اين اکبر گنجی ؛مرغ طوفان؛ رفسنجانی است که الان جوجه هم داده. از آش شلم شوربای اين دارودسته همين بس که آفای مهدی جامی که تا ديروز از دست بريدن حضرت علی و از شفقت اش که مرحم روش می گذاشته و در ۶ نوشته که از قتل فيلم ساز هلندی ون گوگ دفاع می کرد در سر سفره آقای عبدی کلانتری نشسته که ۲۴ ساعت در روز ۷ روز در هفته و ۳۶۵ روز در سال از اسلام انتقاد می کند. بد بخت ملتی که قهرمانان روشنفکرانشان آقايانی مثل اشوری و نيکفر باشند که بعد از صد سال از بسط و تشریح ضمیر ناخوداگاه توسط فروید که گفت ؛ من و یا همان ego, I در خانه خودش اقا نیست ؛ در فلسفه دکارتی ؛ من فکر می کنم پس هستم.؛دارد دست و پا می زند.
: اول گرد و خاک بلند می کنيم و بعدا ادعا می کنیم که نه می توانيم ببينيم. ؛... برکلی...
  

[تاریخ ارسال: 18 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: زهره طاهری بن آلمان]  [  zohre.t@t-online.net ]  
آقایی به اسم احمد زاده که انگاربد جوری. از نیش قلم بصیر نصیبی سوخته نوشتار مهم وارزشمند نصیبی که نه ناسزا دارد نه فحاشی وتهمت زنی را به حساب خود نواخته است. امامعلوم نیست ایشان کجای نوشتارراتهمت زنی میداند؛ چماق داری نبوی؟ فرصت طلبی بهنود؟یا رابطه فرح کریمی با شبه اصلاح طلبان ویا ستایش داریوش آشوری از کتاب محمل خاتمی شارلاتان و قاتل و... اقا حان آنچه بوی عفونتش فضا راآلوده همان باند دوم خرداد شما وا مثال شماست نه فاش گویی های بصیرنصیبی
  

[تاریخ ارسال: 18 Oct 2006]  [ارسال‌کننده:  فریده برلین]  [  f.farideh @t-online.de ]  
بله بصیر نصیبی پارانوئید دارد اگر سالم بود،چمدانش را می بست منتظر میماند تاامرکا با بمب هایی که برسر مردم میریزد مثل عراق و افغانستان دمکراسی را به ایران بیاورد ، بله اگر عقل سالمی داشت به جای فاش گویی علیه دلال ها وکارچاق کنها، با آنها طرح دوستی میریخت واز خوش قلمی مسعود بهنود ستایش میکرد،واز خواندن طنز های چماق دارسروش لذت می برد. بله اگر پارانوئید نداشت -راهی برای همکاری با رادیوی زمانه مییافت واین رادیو را یک رادیو مستقل معرفی می کرد . اگر عقل سالمی داشت به منبع تامین بودچه ای که خرج رادیو های امریکا شده کاری نداشت، بلکه سعی می کرد سهمی هم برای خودش دست وپا کند.اگرنصیبی پارانوئید نداشت مثل نبوی وبهنود میرفت سفارت جمهوری اسلامی به ر فسنجانی رای میداد تا هم محبوبیت داشته باشد هم پول چایی اش برسد اگر بیماری روانی علاج ناپذیر نداشت پخش فیلمهای جمهوری اسلامی را بعهده میگرفت هم از سفارت کارمزد می گرفت هم موسسات فرهنکی کشورهای اروپایی را تیغ میزد وهم از جمله خادمین هنرمندان راستین می دانستندش و بله اونوقت دلالها وکارچاق کنها وحامیان ج.ا که در نقش کاربر در سایت ها میچرخند اوراعقل کل می دانستند، وچوب وچماق وچاقو در انتظار مخالفانش بود بله نصیبی پارانوئید دارد.   

[تاریخ ارسال: 18 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: Farhad]  [  ]  
نویسنده دچار پارانویا است.   

[تاریخ ارسال: 17 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: farhad javadzadeh]  [ shirinlove@yahoo.com ]  
اقای نصيبی با خواندن مقالات شما هميشه فکر ميکنم اگر همه مردم ايران و هنرمندان و نويسندگان و ....... مزدور رژيم هستند ديگر چه جائی برای مبارزه ميماند؟؟!!!! حتما اشکال از شما و امثال شماست که بعد از ۲۶ سال مبارزه نتوانسته ايد اين ۷۰ ميليون مزدور رژيم را به صفوف خودتان بياوريد!!!!!

گر ائينه نقش تو بنمود راست خود شکن ائينه شکستن خطاست

فرهاد جوادزاده
  

[تاریخ ارسال: 17 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: بیلو]  [ hadi@yahoo.com ]  
رایو زمانه و شهرزاد نیوز خواهرهای دوقلو هستند که از پدر امریکایی و از مادر هلندی اند و در عین حال ادعای استقلال، صداقت و حرفه ای دارند. اما به قول شاعر:

دخترک کین جلوه در محراب و منبر میکند
چون به خلوت می رود آن کار دیگر میکند

با پوزش از حافظ شیرازی که قدری شعرش امروزی شده است.
  

[تاریخ ارسال: 17 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: n.rahimi]  [  ]  
با درود بسيار به نويسنده و هنرمند مردمی اقای بصير نصيبی: نه تنها اگر اقای هوشنگ کاووسی زنده بود به شما که تما م زندگانی تان را صرف مبارزه با خونخوار ترين رژيم تاريخ و مزدوران ريز و درشت ان کرده ايد افتخار ميکرد بلکه تما م ايرانيان اگاه و مبارز ومترقی در خارج به شما افتخار ميکنند. ای کاش ما ايرانيان هزاران نفر مثل شما هنرمند متعهد و مردمی داشتيم که در صحنه مبارزه با اين رژيم ضد انسانی و هواداران شبه انسان ان هر روز انها را سياه تر از روز پيش ميکرد. شاد و سر فراز باشی   

[تاریخ ارسال: 17 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: ramin]  [  ]  
هم اکنون در اروپا و امريکا علاوه بر کانون ها و خانه ها و انجمن ها ی فرهنگی وابسته به رژيم جنايتکار جمهوری اسلامی که از پيش وجود داشته شبکه های تلويز يونی و راديوئی و مطبو عاتی وابسته به رژيم هم بصورت گسترده استقرار يافته و روز به روز در حال گستريش بيشتری است. اخيرا راديو زمانه وابسته به رژيم ضد خلقی جمهوری اسلامی در هلند شروع به کار کرد. دولت های غربی که در برابر تروريسم دولتی رژيم فاشيستی جمهوری اسلامی به تبعيت از منافع اقتصادی خودشان به اصطلاح شيوه گفتگوی انتقادی در پيش گرفته اند جز در مورد استثنائی و انهم به خاطر گرفتن امتيازات بيشتر نه تنها از اين تهاجم فرهنکی رژيم مما نعتی بعمل نمياورند بلکه بصورت مستقيم و غير مستقيم به ان کمک هم ميکنند. روشن است که اينگونه فعاليت های فرهنگی رژيم جزئی از سياست عمومی رژيم است تا فرهنگ ارتجاعی و مذهبی و قرون وسطائی خودرا در ميان ايرانيان خارج ار کشور گسترش دهد. ما تبعيديان اواره با دشمنی مجهز به تمام امکانات روبرو هستيم که ما را تا دورترين نقاط دنيا هم ارام نميگذارد و تا نابودی قطعی ما ارام نمی نشيند و دامنه تهاجم خو درا در تما م زمينه ها چه راديوها وتلويزيون های و رسانه های مبتذل و چه فيلم ها و موسيقی و اوازخوانان ارتجاعی هر روز بيشتر از بيش گشترش ميدهد. در زمينه های فرهنگی و هنری هر چه از طرف رژيم ضد انسانی و فرهنگ کش جمهوری اسلامی برسد و به اين رژيم تروريستی مربوط باشد برای ما پيغام اور مرگ خواهد بود و بايد شديدا و بيرحمانه با ان مقابله کرد. ما نبايد کوچکترين امکان فعاليت فرهنگی و هنری به رژيم و مزدوران او در خارج بدهيم حال در هر لباس و بدست هر کس که باشد .   

[تاریخ ارسال: 17 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: سعید حسین پور]  [ saidpar@yahoo.com ]  
خب این طور که شما میگویید همه خاین هستند!
ولی تا حالا به خودتان نگاهی انداخته اید؟
  

[تاریخ ارسال: 16 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
آقای نصيبی با سلام و درود . افشای مزدوران و کاسه ليسان جو و واجور ج.ا و دار و دسته اشان توسط شما مثل هميشه بعضی ها را سخت گزيده است. به نظر می آيد باز هم درست به خال زده ايد .هميشه عده ای هستند که با اتکا ء به ساعت شماته دارشان اصرار دارند که سياه دانه است !!.اميدوارم محکم و استوار کارتان را ادامه دهيد .موفق و پيروز باشيد.
جمال فراهانی
  

[تاریخ ارسال: 16 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: محمود انور زاده]  [  ]  
آقای نصیبی عزیز،

با مطالعه مطلب سراپا ناسزا و تهمت شما به تمام دست اندکاران رادیوهای فارسی زبان، دریافتم چرا جمهوری اسلامی به لحاظ اخلاق سیاسی سالهای نوری از به اصلاح اپوزیسیون پیشی گرفته است. شما شاید سبک و سیاق رادیوهای مستقلی ؟ مثل رادیو مجاهد، رادیو صدای ایران، و البته رادیو اسرائیل را می پسندید. اولی که به خاطر سفوط دولت بعث یتیم شده ولی دومی و سومی هم که عملا یک رادیو هستند و از یک آبشخور تغذیه می شوند.
از بنده به شما نصیحت، اگر می خواهید کمترین وزنی برای اپوزیسیون باقی بماند، جهاد اکبر کنید و قلم نزنید. عفونت آن فضا را حتی بیشتر مسموم می کند.
  

[تاریخ ارسال: 16 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: بهروز]  [ behruzn@yahoo.com ]  
نصير جان مثل اينکه در شهر کوچکی که اقامت داری از جهان واقعی دوری. هوشنگ کاووسی اگر ميدانست قوم و خويشش به اينجا ميرسد حتی اسمش را هم نمی آورد چه رسد به اينکه حمايتش هم بکند. در اين دوران آزادی اطلاعات و دست يافتن به اسناد و مدارک اينکه بودجه چه سازمان و تشکيلاتی را چه کسی و چه سازمانی ميدهد ديگر مشکل نيست. جز آنکه ندانی چطور بايد جستجو کنی. دوره اينگونه حرفها تمام شده است برادر از اتهام بستن به اين و آن دست بکش و راه حلی ارائه کن . ضمناً نصير جان مهار را هم اينطوری
(محار) نمينويسند. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. يا هو .
  

[تاریخ ارسال: 16 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: باقر]  [ jafoo57@yahoo.com ]  
با سلام
البته همین دوستانی که در رادیو زمانه و سایت روز جمع شده اند منجمله نیک آهنگ کوثر ونبوی و بهنود و بقیه همواره کمک آمریکا به اپوزسیون را با شدت محکوم می کنند، یعنی آمریکا بد است اما اگر هلند رادیو و سایت تاسیس کرد بسیار خوب است.
یک نکته را خدمت آقای نصیبی عرض کنم که استفاده از تریبونی مثل برنامه صدای آمریکا برای رساندن صدای خود برای مردم داخل ایران فکر بسیار خوبی است .و همین امروز هادی خرسندی برنامه بسیار جالبی در صدای آمریکا داشت و یا همان کاری که طنز مویس مقیم کانادا اسد مذنبی دوهفته فبل در برنامه میزگردی با شما،انجام داد و ضمن آنکه مشت بهنود را دردفاع از خمینی باز کرد با صراحت جمهوری اسلامی را به ریشخند و استهزاء و باد انتقاد گرفت.
  

[تاریخ ارسال: 16 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: زهره طاهری بن آلمان]  [  zohre.t@t-online.net ]  
این نوشتار بصیرنصیبی بمانند دیگر مقالاتش همراه با ذکر دلیل وسند است، آن کاربر محترمی که اطهار می دارد، که نصیبی حرفهایش را با دلیل ومدرک ارایه نمی دهد یا معنای مدرک وسند را نمیداند یا مطلب را خوب نخوانده است،خوب وقتی اتحادیه اروپا وفرح کریمی سخنران هستند. وقتی داریوش آشوری میهمان علیقدر مراسم است وسابقه گزارشگر هم برمی گرددبه تهیه گزارش های باند های دوم خردادی، این علایم خودش به نوعی مدرک است دیگر.   

[تاریخ ارسال: 15 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: امید]  [  ]  
در مورد نقش خانم فرح کریمی در رادیو زمانه، خوب است به نکاتی در مورد این خانم اشاره کنم. البته من از این که یک بانوی هموطن از طرف حزب سبزهای هلند، به نمایندگی پارلمان رسیده افتخار می کنم. ولی متاسفانه ایشان نیز مانند برخی دیگر از ایرانیان که تا صندلی یا بلندگوی مناسبی در خارج گیر می آورند آن را در جهت های خاصی استفاده می کنند، همین کار را می کنند. ایشان کتاب خاطرات خود را که اساسا هدف اش تخطیه مجاهدین است در هلند انتشار داده اند. قبل از اهمیت چاپ یک چنین کتابی، نحوه تبلیغ آن حیرت انگیز است. ایشان اخیرا به ایران رفتند. بگذریم که این خود سواستفاده از مصونیت پارلمانی برای رفتن به ایران و گفتگوهای آن چنانی در تهران بود، موقع بازگشت هو و جنجال راه انداخت که در فرودگاه مهرآباد وسایل او را گشته اند. (همان موقع در سایت دیدگاه مطالبی در این رابطه درج شد) . این که چرا- به رغم مصونیت ایشان و ملاقات هایی که بابرخی چهره ها در ایران داشت- این کار در فرودگاه صورت گرفت را به جز اجرا کنندگان آن کسی نمی داند، اما هوشیاری سیاسی اقلا حق تحلیل قضایا را به ما می دهد و البته قضاوت با خواننده محترم این ستون است. ماجرا از این قرار است که ایشان با جنجالی که بر سر گشتن وسایل او در فرودگاه راه انداخت، در عرض چند ساعت رفت روی وایر خبرگزاری ها و به خصوص مدیای هلند. تنها فقط چند روز پس از این قضیهِ، سرو کله ایشان در کانال یک تلویزیون هلند (تلویزیون دولتی غیر تجاری که بسیار پر بیننده است)و به بهانه قضیه فرودگاه، به معرفی کتاب خود پرداخت و در همان جلسه چیزهای زیادی بار مجاهدین کرد. عقل سلیم می گفت، که این داستان فرودگاه برنامه حساب شده ای بوده برای تبلیغ یک کتاب علیه مجاهدین و نیز سفید سازی ایران رفتن ایشان! این مطلب البته هیچ ربط مستقیمی به رادیو زمانه ندارد، باید برنامه هایش را شنید و بعد قضاوت کرد. دوستانی که قضاوت آقای نصیبی در مورد رادیو زمانه را عجولانه می دانند، انصاف دهند که سخنانش در باره رادیوهای دیگر کاملا درست است.   

[تاریخ ارسال: 15 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: نيما روشن]  [  ]  
با سلام به اقای بصير نصيبی. متاسفانه بايد بگويم که تعداد اين نوع رسانه های نا مردمی مانند: راديو و تلويزيون. نشريات و سايت ها که در خدمت ارتجاع و امپرياليست هستند در خارج بسيار زياد است. يکی از اين نشريات که از شروع انتشار ان در خدمت رژيم و عوامل مزدور ان بوده نشريه توده ای ـاکثريتی شهروند کانادا ميباشد که در چند سال گذشته زنجيره ای هم شده و شعباتی هم در امريکا برای خدمت بيشتر به رژيم ضد خلقی جمهوری اسلامی بوجود اورده. نشريه شهروند مرتب از پاسداران هنری و فرهنگی رژيم برای بر گذاری برنامه در کانادا دعوت به عمل مياورد. اخرين پاسدار هنری رژيم که هفته قبل به دعوت اين نشريه برای اجرای چند برنامه به کانادا اورده شد چماقدار ديروز رژيم و خاتميچی و دلقک امروز که هنوز رابطه خود را با رژيم حفظ کرده ابراهيم نبوی بود. بنا به گفته اين نشريه استقبال کم نظيری ايرانيان تورنيو از نبوی کردند!. خوب اين يک نمونه از عملکرد های ايرانيان خارج نشين است که بخاطر نا اگاهی ويا فراموشی حافظه ويا بی تفاوت بودن از انچه که در ايران تحت سلطه رژيم فاشيستسی جمهوری اسلامی ميگذرد نه تنها همکاران ديروز فاشيست وپاسداران هنری امروز او را رسوا و افشا نميکنند بلکه استقبال کم نظيری هم از انها ميکنند! . بسياری از کاربران محترم از اقای نصيبی سئوال کرده اند که در اين رابطه راه چاره چيست؟. بايد گفت دوستان عزيز راه چاره خيلی ساده است ما بايد مرز بندی انقلابی کنيم با تما م اين پاسداران هنری و فرهنگی رژيم که در خارج هستند و يا از ايران ميايند و معرفی و تحريم جدی ارگانهای وابسته به رژيم ويا محافلی که با ان همکاری ميکند. رسانه ويا سايت ويا کانونی که امروز خود را غير سياسی معرفی ميکند حتما ريگی در کفش دارد وبه رژيم وصل ميشود زيرا وقتی ازادی وجود ندارد همه چيز سياسی است. سياسی بودن يعنی کامل بودن. برای مثال وقتی ما انسان اگاه ميبينيم اقای کيا رستمی فيلساز رژيم نامه دوستت دارم به يک جانی تيرخلاص زدن می نويسد و بعد در نماش انتخاباتی رژيم شرکت ميکند و به يک جانی ديگر رای ميدهد اخر نبايد فکر کنيم که اين فيلم ساز ويا ان يکی ديگر مثل تهمينه ميلانی زن فيلم سازی که به دستبوسی رهبر ادمکشان رفت ويا ان دو تا اواز خوانان رژيم مثل شجريان وناظری که با رهبر ادمکشان بيعت کردند و يا رسانه های نا مردمی امثال شهروند و گويا. راديوهای زمانه و فردا که در خدمت ارتجاع هستند و يا.. چقدر اين افراد و کارکنان اين رسانه ها بايد نا اگاه و عقب افتاده و فر صت طلب و بی وجدان باشند که در سياهترين دوران تاريخ ايران چنين عمل ميکنند و سر در اخور ارتجاع دارند. انجاست که ما بايد وجدا نمان را قاضی کنيم و ارزش اخلاقی و انسانيمان را حفظ کنيم و ضمن مرزبندی انقلابی با اين پاسداران هنر ی و فرهنگی رژيم ديگر ايرانيانی هم که هنوزبهر دليل دل در گرو استحا له چی های رژيم دارند انها را از ماهيت ضد مردمی اين افراد اگاه سازيم که در بر نامه ها رژيم ساخته انها شرکت نکنند. نيما ر   

[تاریخ ارسال: 15 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: کوشا]  [ koosha70@gmail.com ]  
چنین بودجه ای بعد از بحث فراوان در پارلمان و علیرغم مخالفت دولت و با ادعای اطلاع رسانی و ایجاد رسانه مستقل تصویب شده. سپس به جای تلوزیون در پروژه های کوچکتر خورد شده از جمله رادیو زمانه، خبرگزاری زنان شهرزادنیوز و سایت گذار. این رسانه الزاما مثل هم نیستند همچنین الزاما در هلند نیستند. پس میتوانست جمع فعال دیگری نیز حداقل مدعی محق بودن بکارگیری بخشی از این بودجه بشود و شاید هنوز هم چنین بابی باز باشد.الان سئوال اینست آیا تا بحال هیچ ترکیبی از اپوزیسیون چه بصورت یک انجمن یا سازمان یا اشخاص یا حتی شخص واحدی حتی فقط یک نفر از شخصیتهای مخالف رژیم بطور جدی در سطح همین پارلمان و نه دولت آستین بالازده، طرحی برده، ادعائی کرده؟؟؟ یا اینها گناه کبیره هست؟ به جای ایرادگیری کسی راه حلی ارائه کرده ولو جواب منفی بگیرد؟ حداقل منفعتش این بود که در صورت مخالفت دستشان رو میشدو خیال همه هم از عدم استقلال اینها راحت میشد.مگر در همه زمینه ها کار دیپلوماتیک نمیشود و مشروع نیست اینجا چرا نه؟ مشکل دیگران و یا هر سیاست ولو غلط و غیر مستقل نیست. مشکل عدم تشکل و بی عملی آنهاست که باید.مگر همواره یک پای اصلی موفقیت و یا عدم موفقیت یک چنین پروژه هائی مسئله مالی نبوده و نیست.   

[تاریخ ارسال: 15 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: مهدی سعادتی]  [ nef_fous@yahoo.com ]  
آنهایی که در اروپا نشسته اند و همه این جریانات برایشان تفننی برای وقت گذرانی است فکر نکنند ما ایرانیهای داخل منتظر چراغ سبز و سرخ رادیو های بیرون مانده ایم . آنها همچون شبکه اطلاع رسانی حکومتی اوضاع را درست و بی اعوجاچ نشان نمی دهند و در ایران مخاطب چندانی پیدا نمی کنند. پس شما هم زیاد جوش نزن و به جایش ببین ایراد اینکه با این جو متشنج داخل آرام است چیست ؟ غیر از اینکه هر صدایی سرکوب میشود.   

[تاریخ ارسال: 15 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: Mirza]  [  ]  
اگرچه آقای نصیبی قدری شخصی موضوع را پی گیری کرده اند، اما احساس اشان در مورد دستهای پش پرده برای هدایت رادیو زمانه به سمت و سوی دلخواه حکومت درست است. کاش کسانی که منتقد اینگونه ولخرجی های محافظه کارانه ی غربی ها در خصوص ایران هستند، دست بدست هم می دادند و مسیر بهتری را به ولتهای غربی پیشنهاد یا تحمیل می کردند. من به اقای نصیبی پیشنهاد می کنم پلاتفرمی را با حضور افراد کاردان و وارد تشکیل بدهد تا دست این سازمانهای به ظاهر فرهنگی را که دانسته و ندانسته در خدمت سرمایه داری غربی و سرکوب داخلی هستند برملا کنند و تیمهای رسانه ای وابسته را نقد یا افشا سازند. رادیو زمانه اوج وابستگی را در این مدت کوتاه به ظهر رسانده است و اخبار سرکوب را مطلقا حذف می کند.
  

[تاریخ ارسال: 15 Oct 2006]  [ارسال‌کننده:  اـ گوگانی]  [  ]  
با تشکر از آقای بصیر نصیبی با این مقالهً افشاگرانه. ولی با اجازه می خواستم بپرسم که چرا آقای نصیبی از دردها خوب صحبت میکند، ولی از راه چاره صحبت نمی کنند ؟! چه دلایل وعواملی باعث میشود که آقای نصیبی، از حتی یک اشارهً مقاومت 27 سالهً مردم ایران در برابر رژیم ملایان بپرهیزند؟ آیا از نظر آقای بصیر نصیبی، مقاومتی وجایگزینی در برابر رژیم وحشی ولی فقیه وجود دارد؟ راه چاره و راه نجات ملت ایران از این رژیم ارتجاعی مستبدان چیست؟ مگر غیر از این است که چپاولگران و دول استعمار سر سفرهً چرب و نرم باز شده توسط عوامل داخلی آخوندهای مرتجع حاکم جمعند؟ بقول مثل قدیمی : (این دغل دوستان که می بینی ـ مگسانند دور شیرینی).به نظ من کاملاً درست است که آگاهی دادن به ملت، انگیزهای عدالت طلبی و قیام را فعال میکند ولی آیا از نظر جنابعالی، تا حال حرکتی و قیامی در راستای احقاق حقوق سیاسی اجتماعی ... مردم ایران بوده است؟ از نظر جنابعالی خواست و نقاط مشترک برای یک اتحاد همگانی برعلیه دیکتاتوری ملایان چیست؟ مگر ناهنجاریهای اجتماعی اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی ... معلول و ناشی از علت بزرگی به نام فاشیسم مذهبی ودیکتاتوری ولی فقیه نیست؟ حالا چه باید کرد؟
  

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.