شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ - ۱۲ نوامبر ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تحریم و چالشهای آن برای رژیم و مردم

مهدي سامع

mehdi_samee@yahoo.com از روز دوشنبه 9 مرداد که شورای امنیت سازمان ملل متحد سرانجام قطعنامه ۱۶۹۶ در مورد برنامه اتمی رژیم ایران را با 14 رای مثبت در مقابل رای منفی قطر تصویب و به جمهوری اسلامی یک ماه برای تعلیق تمام فعالیتهای مربوط به غنی سازی فرصت داد تا امروز که بیش از بیست روز از مهلت تعین شده می گذرد، موضوع تحریم رژیم ایران از یک سو به یک چالش همه جانبه در روابط بین قدرتهای بزرگ و از سوی دیگر به یک معضل در مناسبات بین رژیم و طرفهای خارجی تبدیل شده است. کارگزاران دستگاه دیپلماتیک رژیم با ترفندهای مختلف و مانورهای فریبکارانه می کوشند تا به هر شکل ممکن از طرف شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ای مبنی بر بعضی تحریمها به تصویب نرسد. با وجود این که پس از صدور قطعنامه 1696 و توافق کشورهای 5+1 مبنی بر عدم تحریم تسلیحاتی و نفتی و استفاده از بند 41* فصل هفتم** منشور ملل متحد که خواستار اعمال تحریمهایی «بدون استفاده از زور» است، به نظر می رسید بین اروپا، آمریکا، روسیه و چین توافق نهایی صورت گرفته، اما پاسخ مبهم و قابل تفسیر رژیم ایران به بسته پیشنهادی کشورهای 5+1 به اضافه محاسبه هزینه های تحریم یک بار دیگر سبب آن شد که جدال بین کشورهای بزرگ بر سر این مساله ادامه یابد. همه ی طرفهای درگیر در حال محاسبه سود و زیان تحریم و چانه زنی برای گرفتن امتیاز از یک دیگر هستند و در این میان دستگاه ولایت فقیه که موفق به باز کردن مجدد شکاف بین کشورهای بزرگ شده، به دنبال تبدیل تهدید ها به فرصتهای جدید است. کف خواسته های رژیم خروج پرونده از شورای امنیت و در نتیجه منتفی شدن تحریم و سقف آن قبول جمهوری اسلامی در باشگاه اتمی و به رسمیت شناختن نقش هژمونیک آن در خاورمیانه که پایدارترین تضمین برای بقای استبداد مذهبی است، می باشد. گرچه مساله تحریم برای کشورهای بزرگ و نیز مردم ایران در بر دارنده سود و زیان است، اما برای رژیم ولایت فقیه که تجربه قطعنامه 598 شورای امنیت در مورد جنگ 8 ساله و ناگزیری خمینی در نوشیدن جام زهر را با تمام وجود لمس کرده، چیزی بیش از زیان در بر ندارد. به طور مثال بالا رفتن قیمت نفت طی دوسال گذشته منافع زیادی برای رژیم ایران داشته و در مقابل نه فقط هیچ بهبودی در زندگی مردم ایران ایجاد نکرد، بلکه سطح زندگی و معیشت مردم طی همین دوسال چندین بار سقوط کرده است. اگر حتی چند در صد از اضافه در آمد نفتی صرف بهبود زندگی مردم می شد، در آن صورت می توانستیم نتیجه بگیریم که مردم بیش از رژیم از تحریمها آسیب می بینند. طبق آمار دولتی که بدون تردید همه واقعیت را منعکس نمی کند در حالی خط فقر بر طبق ارزیابی رژیم روزانه 10 دلار تعین شده، در ایران پنج ميليون فقير با روزي دو دلار و 5/1 ميليون نفر هم با فقر شديد زير يك دلار زندگي مي‌كنند. و 80 درصد ثروت جامعه در اختيار 20 درصد است و اختلاف درآمد دهك پايين و بالاي جامعه 16 برابر است در حالي كه اين رقم در ژاپن 5/4 است.12ميليون نفر در حاشيه شهرها زير خط فقر زندگي مي‌كنند. در سال جاری فقط در تهران روزانه 27 نفر جان خود را به علت آلودگی هوا از دست می دهند و در سال گذشته حدود 10 هزار شهروند فقط در تهران جان خود را به دليل آلودگی هوا از دست داده اند. به گفته بسطامی، مسئول روابط عمومی شرکت کنترل کيفيت هوا «حتی يک ريال هم از بودجه كاهش آلودگی هوای تهران در سال 1385 تخصيص نيافته است.» در کشور ما پرت بنزين در فرآيند و مخازن حدود 34 ميليون ليتر در سال، ضايعات گندم 4/47 درصد، ضايعات نان حدود 30 درصد و هزينه های سالانه آن را حدود 400 ميليون دلار و ضايعات برنج نزديک به 33 درصد است. سالانه ۱۸۰ هزار تحصيلکرده ايرانی به خاطر شرايط اقتصادی مهاجرت می کنند و از نظر شاخص آموزش ایران در میان 162 کشور جهان در رتبه 103 قرار دارد. طی دو سال گذشته که درآمد رژیم از بالا رفتن قیمت نفت افزایش یافته، حتی یک درصد این افزایش در آمد صرف بهبود نسبی مواردی که در بالا آمد نشده است. گرچه چشم اندازی برای تحریم نفتی رژیم فعلا وجود ندارد، اما رژیم با دغلکاری در یک بازی زیرکانه از یک طرف با نشر گفتمان «زیانهای تحریم برای مردم» و از طرف دیگر با ارایه مواضع بعضی از نیروها و شخصیتهای سیاسی به طرفهای خارجی این ایده را گسترش می دهد که در ایران همه با تحریم جمهوری اسلامی مخالفند. اگر تحریم برای رژیم یک ضربه در جهت حفظ بقا و برای مردم یک عامل کمکی در پیشرفت مبارزه نبود، کارگزاران نظام ولایت فقیه این همه تلاش برای جلوگیری از تحریم نمی کردند. نکته اصلی و اتفاقا محوری برای رژیم تحریم نفتی نیست. زیرا رژیم به خوبی می داند که در شرایط کنونی چنین تحریمی در عمل مقدور نیست. اما رژیم با ایجاد گفتمان سازی «شکاف در بین مخالفانش» تلاش می کند مانع تحریمهای سیاسی، دیپلماتیک و تحریم نظامی همراه با تکنولوژیهای دارای کاربرد چند گانه شود و متاسفانه مواضع بعضی از مخالفان، بدون روشن کردن حد و مرز مواضع خود و بدون این که روشن کنند که مدافع چه اشکال فشار خارجی بر رژیم هستند، تا کنون در جهت منافع استبداد مذهبی حاکم بر ایران عمل کرده است. برای روشن شدن موضوع چند سوال می شود. آیا هیچ ایرانی مدافع آزادی و عدالت از این که جمهوری اسلامی مورد تحریم سیاسی و دیپلماتیک قرار گیرد زیان می بیند؟ آیا توقف تماسهای سران رژیم با مسئولان کشورهای خارجی و ممنوعیت صدور روادید و ممنوعیت مسافرت برخی مقامات درجه اول رژیم به خارج و مسدود شدن داراییهای افراد یا سازمانهای مرتبط یا نزدیک به مقامات درجه اول رژیم، به زیان مردم ایران است؟ آیا اگر رژیم ایران مورد تحریم تسلیحاتی قرار گیرد، مردم ایران زیان خواهند دید؟ آیا اگر رژیم نتواند به تکنولوژیهای دارای کاربرد چند گانه بیش از این دسترسی داشته باشد، مردم ایران زیان خواهند دید؟ آیا با تحریم صادرات کالاها و فنآوریهای مربوط به برنامه های هسته ای و موشکی و مسدود شدن داراییها و ممنوعیت داد و ستد مالی سازمانها یا افراد دخیل در این برنامه ها و ممنوعیت سفر و صدور روادید برای افراد مرتبط با این برنامه ها و ممنوعیت سرمایه گذاری علیه شرکتهایی که با این صنایع در ارتباط هستند و ممنوعیت تحصیل عوامل رژیم در رشته های مربوط به توسعه موشکی و هسته ای در خارج از کشور، مردم ایران زیان می بینند؟ آیا اگر حسابهای مالی جمهوری اسلامی و سران آن که صرف خرید تسلیات و صدور ترور می شود بلوکه شود، مردم ایران زیان می بینند؟ آیا اگر روابط اقتصادی رژیم با کشورهای دیگر مشروط به رعایت حقوق بشر در ایران شود، مردم ایران زیان می بینند؟ مسلما هر ایرانی آزادیخواه که دل به رژیم و جناحهای خاصی از آن نبسته باشد به این سوالها جواب آری نمی دهد. اما در مورد تحریم احتمالی نفتی باید موارد مربوط به خرید دارو، غذا و مایحتاج عمومی مردم مستثنی شود. در چنین حالتی مردم نیز متحمل فشارهایی می شوند که بنا بر تجربه جلوگیری از صدور نفت در چند ماه قبل از انقلاب بهمن 57 آن را به درستی هزینه برای آزادی حساب خواهند کرد. اگر تحریمهایی که در بالا گفته شد صورت پذیرد، پیام آن برای مردم ایران که سالها از جانبداری همه کشورهای بزرگ از رژیم ایران رنج برده اند این خواهد بود که رژیم از پشتیبانی خارجی به طور نسبی محروم شده و تاثیر بلافصل این امر منجر به ضعف رژیم خواهد شد. در ادبیات کسانی که مخالف هر گونه تحریم هستند معمولا تجربه عراق مطرح می شود و این تجربه به صورت کلی بسط داده می شود. در حالی که تجربیات مهم دیگری از تحریم وجود دارد که چه در گذشته و چه در حال حاضر نتیجه مثبت داشته است. تجربه آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید یک نمونه مهم است. در آن زمان کنگره ملی آفریقا به نمایندگی از طرف اکثریت مردم آن کشور و اکثر نیروهای مترقی جهان خواستار تحریم کامل رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی بودند و بالاخره وجود بعضی از تحریمها و فشارهای خارجی به عنوان یک عامل کمکی سبب پیشرفت مبارزه مردم آن کشور و عقب نشینی رژیم آپارتاید شد. در آن شرایط مردم آفریقای جنوبی به خوبی آگاه بودند که تحریمها به هر حال در زندگی روزمره آنان تاثیر منفی دارد. اما آنان به درستی این را به حساب هزینه آزادی می گذاشتند. هم اکنون بسیاری از جنبشهای مدافع کودکان و زنان به درستی خواستار تحریم شرکتهای بزرگی هستند که کودکان را به کار می گیرند. چنین تحریمی مسلما زیانهایی برای کارکنان و کارگران این شرکتها دارد اما این را باید به حساب هزینه وادار کردن این شرکتها برای رعایت حقوق کودکان گذاشت. بسیاری از نیروهای مترقی و سازمانهای اجتماعی بسیاری از کشورها و به خصوص کشورهای عربی به درستی از دولتها می خواهند که تا وقتی اسرائیل به سیاست اشغالگری ادامه می دهد، دولت اسرائیل را مورد تحریم اقتصادی قرار دهند. مسلما چنین تحریمی زیانهایی به کارگران اسرائیل وارد می کند، اما این را هم باید هزینه مبارزه دانست. مبارزه با نظامهای دیکتاتوری و کسب آزادی مستلزم پرداخت هزینه های سنگینی است. مبارزه مردم ایران با نظام استبدادی و مذهبی ولایت فقیه به مراتب دشوارتر از مبارزه تحت رژیم آپاتاید آفریقای جنوبی و یا فاشیسم هیتلری است. کسانی که این حقیقت را به مردم نگویند اگر نادان نباشند، عوام فریبند. مقاومت مردم ایران (هم در شکل سازمانیافته آن و هم در جنبشها و قیامهای خودانگیخته) تا کنون در این مبارزه به تنهایی هزینه های سنگینی پرداخت کرده اند. این که مردم ایران خود باید سرنوشت خود را تعین کنند بدین معنی نیست که عوامل خارجی نمی تواند تاثیر مثبت یا منفی در مبارزه آنان داشته باشد. مردم ایران حداقل خواستار بی طرفی کشورهای خارجی در مبارزه شان با نظام حاکم بر ایران بوده اند. اولین گام برای بیطرف بودن کشورهای خارجی پایان دادن به همه ی کمکها و امدادهائیست که کشورهای بزرگ به جمهوری اسلامی داده اند. قطع مناسباتی که به مبارزه مردم ایران برای آزادی، دمکراسی و حاکمیت مردمی ضربه زده است، اولین خواست مردم ایران است که می تواند هزینه مبارزه برای آزادی را کاهش دهد. این خواست در همه ی جنبشهای آزادیبخش که از قضا از پشتیبانیهای مشخصی برخوردار بوده اند مطرح بوده و مدافعان صلح و آزادی در سراسر جهان از آن پشتیبانی کرده اند. ---- *بند 41 چنین است:«شوراي امنيت ممكن است تصميم بگيرد كه چه معيارهايي بدون توسل به نيروي نظامي، براي اثرگذاري بر تصميماتش به كار گرفته مي‌شود و ممكن است از اعضاي سازمان ملل بخواهد چنين معيارهايي را به كار گيرند. اينها ممكن است وقفه‌ي كامل يا نسبي روابط اقتصادي و ارتباطات راه‌آهن، دريايي، هوايي، پستي، تلگرافي، راديويي و ديگر ابزارهاي ارتباطاتي و قطع روابط ديپلماتيك را شامل شود.» ** فصل هفتم منشور سازمان ملل چنین است:«اقدام در رابطه با تهديدات صلح، نقضهاي صلح و اقدامات تجاوزكارانه» منبع:نبرد خلق شماره 255 شنبه ۱ مهر ۱۳۸۵ - ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۶

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مهدي سامع:



[تاریخ ارسال: 27 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: s]  [ yahoo.com@payeenshahri ]  
لطفا به شباهت نظريات آقاى يحي پور با ت.مشاور توجه کنيد! ظاهرا هر دو از يک منبع فاکت آوردهاند، چرا که اعداد و ارقام هر دو بدون ذکر منبع يکى است. آقاى يحي پور که هر جا نام "سازمان مورد نظرشان" ميآيد نظرات مارکس و لنين را طوطى وار بار ها رديف ميکنند، معلوم نيست که چرا ما را از گفته هاى مارکس و لنين و ديگر علماى مارکسيست در مورد سخنان اعليحضرت رضا شاه دوم محروم نمودند و هيچ نظر ندادند!؟   

[تاریخ ارسال: 27 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: ليدا]  [  ]  
اگر آخوندها تحريم اقتصادی شوند، مزدوران اين رژيم چطور جيره و مواجبشان را بگيرند؟ بی خود نيست که وحشت بدجوری آنها را برداشته است. پول مفت و طيب و طاهر اين ها که قطع شود، مجبورند از مفت خوری و تنبلی، آن هم از کيسه ملت ايران و به قيمت خون کودکان، نو جوانان و دخترکانی که در اين کشور و آن کشور به
فروش ميروند، دستشان کوتاه شود و به کار کردن رو بياورند. هر کس که با تحريم رژيم به هر عنوان مخالفت کند، دقيقا نگران کيسه گشاد چپاول خودش است. وگرنه از درامد نفتی ايران، فقط کيسه بدون انتهای رژيم و مزدوران و طرفهای اقتصادی و دزدشان پر ميشود. سهم مردم جز فقر، چپاول، گسترش سرکوب، گرسنگی، خود فروشی، اعتياد و هزاران درد بی درمان ديگر چيست؟ حتی يک درد مردم ايران نيست که اين رژيم توانسته باشد حل
کند. پس چيزی به مردم نمی رسد که حالا هم قطع شود.

  

[تاریخ ارسال: 26 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: رامین . م]  [ ra_moghadam@yahoo.com ]  
من روی سخنم بااقای \" مشاور \"است میگویندیکی ازتاریخ فقط سرگذشت نادرشاه رامیدانست وهرسوالی که میکردندچه باربط وچه بی ربط میگفت وامانادر واقعااین چه منطق سخیفی است که بجای نقدعلمی ویاحتی عوامانه سخنان اقای سامع انرابه مجاهدین ویاشورای مقاومت ربط دهید مگراینکه خودتان ریگی درکفش داشته باشید   

[تاریخ ارسال: 26 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
با درود به آقای سامع به خاطر مقاله روشنگرانه اشان . به نظر من اتخاذ چنين مواضع انقلابی تنها از عهده نيروهای جدی و مسئوليت پذير اپوزيسيون سرنگونی طلب برمی آيد. همانها که دل در گرو آزادی خلق و ميهنشان از زير سلطه جنايتکاران حاکم بر ميهنمان را دارند.مثال تحريم های موفق بر عليه رژيم نژاد پرست آفريقای جنوبی مثال بسيار جالب و بجائی ميباشد و جالب است کسانی که مخالف تحريم رژيم ضد بشری ج.ا ميباشند از غولهای بزرگ سرمايه داری مانند شرکت توتال فرانسوی تا بخشی از چپهای وطنی به هيچ وجه ميل ندارند از چنين مثال های موفقی صحبت شود .
  

[تاریخ ارسال: 26 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: فضولباشی]  [  ]  
آقای مشاور لطفا در صورت امکان بفرمایید درخواست شما از کشورهای غربی و امپریالیستی چیست؟
آیاشما خواهان ادامه و گسترش روابط اقتصادی و تجاری هستید؟
ایا خواهان کم کردن نمره انظباط مقامات رژیم از طرف امپریالیست هاهستید؟
بسیاری از سازمان های حقوق بشری هم با تحریم های هشیار موافقند. آیا آن ها هم با بحران های تشکیلاتی دست به گریبان هستند؟
با بهتان و اتهام و... که نمی توان حرف خود رابه کرسی نشاند.
دلایل قوی باید و معنوی
نه رگهای گردن به حجت قوی (سعدی)
  

[تاریخ ارسال: 26 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
خشت اول گر نهد معمار کج .تا ثریا میرود دیوار کج از روز اول مجاهدین وطرفدارانش استرا تژیک خود را در مصاف با جمهوری اسلامی این گذاشتند که با لیبرالیسم امپریالیستی بیامیزند در زمانیکه کردستان وترکمن صحرا در آتش دود وخمپاره جمهوری اسلامی میسوخت مجاهدین به بنی صدر این لیبرال امپریالیسم فرانسه آویخته شدند امروز دفاع ازسیاست تحریم امپریالیسم دقیقاٌ ادامهء همان سیاست آویخته شدن به لیبرالیسم امپریالیستیست میگویند خورده بورژوازی انقلابی نیست حکایتش این جاست نه آقای مهدی سامع دفاع ازسیاست تحریم دفاع ازهژمونی امپریالیسم آمریکا در انقلاب ایران است ویک سیاست ضد ملی وضد انقلابیست مقایسه کردن ایران باا فریقای جنوبی یک مغلطهء اپور تونیستیست .سوءال از شما چرا ایران را باعراق مقایسه نمیکنید؟؟ اینکه جلوی چشمان ماست!!12 سال تحریم امریکا در عراق 500000 کودک را قتل عام کرد تازه در عراق یک سوسیالیسم جیره بندی هم بود در ایران آنهم نیست بورژوازی وخلفای سرمایه دار ایران بشدت دولت بورو کراتیک در ایران ساخته اند هر گونه سیاست تحریم را بر گردهء مردم محروم ایران تحمیل میکنند وشما از آن دفاع میکنید اصولاٌ دفاع ازسیاست تحریم دفاع از جنگ امپریالیستی در ایران است وپذ یرش دخالت آمریکا در ایران چون سیاست تحریم مقدمهء دخالت نظامی امریکا در ایران است سیاست شما با سیاست فاشیستترین لابی صهیونیستهای آمریکا یکیست آنوقت با این سیاست شماها دم از آزادی ورهائی ملی میزنید؟؟!!استفاده از تضادهای امپریالیستی موقعی صحیح است که به عنوان تاکتیک باشد نه استراتژیک دوم این اینکه توده هارا از زیر هژمونی ملاهاهی ایران آزادتر کند سیاست تحریم توده ها را وابسته تر به رژیم میکند وهژمونی خلفای سرمایه دار را در ایران بیشتر میکند ودست آنهار بیشتر باز میکند تا بر گردهء مردم بیشتر سوار بشوند ورژیم هارتر میشود وسرکوب کننده تراصولاٌ امپریالیسم آمریکا برای این میترسد که ملاهای ایران در سرکوب مردم ناتوان شوند به خاطر همین برای اینکه رشد مبارزات مردم را منحرف کند واز بالای سر توده ها رژیم را عوض کند وبیشتر به سیاستهای چپاول گرانه ء خود بپردازد چنین دخالت گری نظامی را هدف قرار میدهد هر نیروئی مادامیکه در دون طبقهء کارگر ایران پایگاه نداشته باشد وخود را به یک جنبش اجتماعی تبدیل نکرده باشد به خواهد از تضاد های امپریالیستی استفاده کند به زائدهء امپریالیسم تبدیل میشود لنین وقتی از تضاد امپریالیسم آلمان علیه تزار استفاده کرد که جنبش طبقهء کارگر در روسیه به رهبری بلشویکها غوغا میکرد آیا نامی از مجاهد در درون طبقهء کارگر ایران برده میشود؟؟!! دفاع ازسیاست تحریم دشمنی با مردم ایران ودوستی با ملاهای ایرانست چون در سیر حرکت طبقات در جامعهء سرمایه داری انحصاری مالی بوش ورفسنجانی وخامنه ای یکیست واز یک آخور میخورند مجاهدین به دلایل شرایط بحرانی که ناشی از سیاستهای راستشان است که در دام امپریالیسم افتادند باید دست از سیاستهای راست بر دارند وتکیه بر مردم ایران بکنند وتا زمانیکه به یک جنبش اجتماعی تبدیل نشدند استفاده از تضادهای امپریالیستی آنها را گرفتار تر میکند وآنها را زائده تر ووابسته تر میکند . نیروئی که خود هنوز خود را از بند امپریالیسم وسرمایه آزاد نکرده است چگونه میتواند با خلفای سرمایه دار که سرمایشان با لابی های اسرائیل وامریکا گره خورده است به جنگند تاریخ بیرحم است کسیکه پشت به تئوریهای انقلابی که بقول لنین جوهر وفشردهء تجربه است بکند محو میشود ...   

[تاریخ ارسال: 26 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: ت.مشاور]  [  ]  
البته از آقای سامع به عنوان سخنگوی غیر رسمی شورای ملی مقاومت انتظار حرف دیگری نبود. این شورا و به طور مشخص مجاهدین که در یک بن بست تشکیلاتی بی سابقه هستند به هرخس و خاشاکی چنگ می زنند که شاید از این ستون تاآن ستون فرجی شود. تایید تحریم که قرارست به ضرر فقرا تمام شود توسط فردی که مارک چپ راباخود یدک می کشد خجالت آورست. مقایسهء من درآوردی تحریم ایران با آپارتاید آفریقای جنوبی دست کم گرفتن هوش و عقل خواننده است. ماستمالی کردن مرگ بیش از 500 هزار کودک درعراق و دور کردن چنین خطری برای ایران فقط از عدم صداقت آقای سامع می آید. بهتر است که ایشان و شورای ملی مقاومت و مجاهدین به دنبال راههای انسانیتر برای خروج از بن بست باشند و اینگونه با جان میلیونها ایرانی بدبختی که قرارست قربانی نجات تشکیلاتی این آقایان شوند بازی نکنند.   

[تاریخ ارسال: 26 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: علي سالاري]  [  ]  
با درود به آقاي سامع، بدرستي رژيم ولايت فقيه هست و نيست مردم و مملکت را هزينهً بقايش مي کند، از خرج برنامهً اتمي، خريد و توليد سلاح گرفته تا صدور بحران و تروريسم. اصلاً نفس وجود اين رژيم بالاترين ضرر و زيانها را متوجه مردم و مملکت ايران ساخته و مي سازد. تمامي ساختار رژيم کوک "حفظ" و اهداف توسعه طلبانهً نظامند و حاکميت ولايت فقيه هيچ برنامهً توسعهً اقتصادي، اجتماعي و سياسي براي مردم ايران ندارد و بر نمي تابند. اصلا مادون درک ضرورت بکارگيري تئوري و طرح توسعه عملي هستند. شخصاً با تحريم همه جانبهً رژيم نيز مشکلي ندارم ولي بکاربردن اين عبارت را برخودم جايز نميدانم چرا که در فضاي داخلي و بين المللي کنوني کسي آنرا از من نخواهد پذيرفت. درست است که بدون تحريم اقتصادي، مردم ايران به فلاکت و بدبختي دچارند ولي همانطور که واقفيد اينگونه نيست که شوراي امنيت نيز بلافاصله تحريم تمام عيار عليه رژيم را به اجرا بگذارد. تصميم سازان اين شورا با رويکرد سياسي رژيم بويژه در منطقه (درمخالفتش با صلح خاورميانه و حمايت از گروه هاي افراطي اسلام گرا)، و نيز با برنامهً سلاح اتمي آن مشکل دارند. اقتصاد متکي بر واردات رژيم بسيار مطلوب آنهاست و بهمين دليل بسادگي دل از اين بازاري بي صاحب نمي کنند. بنابراين، اولاً اگر مقاومت ايران تحريم تمام عيار را هم بخواهد کشورهاي صنعتي آنرا به اجرا نمي گذارند و افکار عمومي هم پذيراي آن نيستند. فکر مي کنم بهتر است تا اپوزيسيون همپاي تحولات و آماده سازي افکار عمومي پيش رفته، از تحريم مرحله به مرحله حمايت کند (که اول لابد تحريم مالي و نظامي و سياسي، بعد تحريم برخي کالاهاي تجاري و نهايتاً تحريم نفتي و اقتصادي را در بر گيرد) بنابراين خواست تحريم همه جانبه، در اين مرحله، نه عملي است و نه شرايط چنين چيزي را ايجاب ميکند. شعار تحريم همه جانبه بهاي سياسي گزافي بر دوش اپوزيسيون مي گذارد تا نزد طرف هاي خارجي و نيز افکار عمومي به بي منطقي و کله شقي متهم شوند. برخي دوست دارند در چپ روي هميشه اول باشند و شعارهاي فردا را امروز بدهند. اين نيروها بهاي مواضع فردا را امروز مي پردازند و بهرهً فردا را هم به پراگماتيست ها مي بازند. بهمين دليل هميشه مرغ عزا و عروسي مي شوند. فکر مي کنم اپوزيسيون رژيم به آن حد از بلوغ فکري و تخصصي رسيده که بتواند همپاي شرايط مواضع راهگشاي علمي و عملي و نه صرفاً ايدئولوژيک، اتخاذ کند. موفق، سلامت و سرفراز باشيد   

[تاریخ ارسال: 25 Sep 2006]  [ارسال‌کننده:  پرویزنریمانی]  [ Parviznarimani@yahoo.com ]  
با درود وسلام به شما
رفیق مهدی عزیز، با نظر شما در رابطه با تحریم موافقم. وخوشحالم که شما بر نظر خود در رابطه با ولایت فقیه بعنوان " نشانه ئی" جهت نوک تیزپیکان حمله اپوزیسیون استوارید.ازشخصی چون شما که میشناسم انتظاری جز این نداشتم. باور کنید اینکه نظر شما درست باشد یا نه کمتر زیانبارست ازاینکه آسمان وریسمان را به هم ببافیم برای اثبات نظری که بطور ماهانه تغییر میکند. در راهتان پیروز باشید. پرویز نریمانی
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.