شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۱۲ شهريور ۱۳۸۹ -  ۳ سپتامبر ۲۰۱۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

افتخار ناتمام
نگاه بصير نصيبي

بصير نصيبي

آقای گنجی نستوه وقهرمان ( رهبر جنبش ) به سرزمین قبلا جهانخوار رسیدوایشان به فيض دیدار بازیگران طاغوتی هولیود در قصر آقای ماک موادی هم نایل آمدند وقرارشد سرمایه داران سینمای امریکا دمکراسی و آزادی را برای سرزمین ما به ارمغان بیاورند- ادامه سفربه رهبرمان اینقدر خوش گدشته که دیگر دل نمی کند سرزمین شيطان بزرگ را ترک کند. بایدروزی هزار بار شکر کند که آن زمان که همراه با دیگر دانشجویان خط امام- امریکایی های سفارت را به گروگان گرفت وخوراک هرروزاووبرادران وخواهران انقلابی اش آزار واذیت اسرا بود وفریاد مرگ بر امریکای او ودیگر فدائیان امام واسلام گوش فلک را کر می کرد- خداوند متعال خواست وی ودیگر انقلابیون اسلامی را اجابت نکرد وامریکای جهانخوار را ازنقشه جغرافیای جهان محو نفرمود وگرنه آقای گنحی، آقای سازگارا، فاطمه حقیقت جو ،علی افشاری ، اکبر عطری و... کجا اتراق میفرمودند که اینقدر به آنها خوش بگذرد. اما انگار ما از افتخاراتی که به چنگ می آوریم خیلی زود دل زده می شویم ودل تنوع طلبمان افتخار دیگری را طلب می کندبه خصوص با نزول ج. اسلامی ما اشتیاقمان به کسب افتخار صد چندان شده است. اما ما تبعیدیان که جمعیتی چند ملیونی هستیم وظیفه کسب افتخار برای جمعمان را بعهده جمهوری اسلامی گذاشته بودیم وجمهوری مهربان اسلامی هرچند خودمان را از زادگاهمان رانده اما خودش برایمان افتخار صادر میکند. حتا در بسیاری موارد افتخار را فقط برای دشمنان سرنگونی طلبش میخواهد. برای نمونه جمهوری اسلامی ادعا می کند بیش از 1000 جایزه سینمایی از دهها جشنواره ریزو درشت کسب کرده وما میدانیم اینان برای ساختن فیلمهای سینمای گلخانه ای و به چنگ آوردن جوایز مبالغ هنگفتی از پول مردم را هزینه کرده ویابه جیب مدیران جشنواره ها ،دلالهاو کارچاق کن ها ریخته اند- امااکثریت مردم ما نه این فیلمها را دیده اند نه از جشنواره ها خبری دارند پس در افتخار هم سهمی نداشته اند. این ما بودیم که آرایشگر فیلمها ی جمهوری اسلامی شده ایم وفیلمسازان حکومتی را ارج نهاده ایم والبته از افتخارهای صادراتی بهره برده ایم. موسسات ريز ودرشت حقوق بشری، موسسات فرهنگی،کانونها ی اجتماعی، بنیاد های فرهنگی هم امتیاز ها ،قلم طلایی ها، جوایز نقدی یشان را به صادرات فرهنگی/سیاسی ج.اسلامی اهدا می کنند. حتا جایزه شیرین عبادی هم بیشترین سهم افتخارش به ما رسید وگرنه مردم عادی داخل که نه این خانم را رویت کردند نه سخنرانی های نجات بخشش !را استماع نموده اند .

بله این ما بودیم که از افتخار نوبل بهره بردیم وخانم نوبلی رابه یاری لابی های جمهوری اسلامی دور دنیا چرخاندیم- تا وقتی که رهبر افتخار آمیز دیگری یافتیم ودکان خانم نوبلی کم مشتری شد. اما افتخاربه رهبر جدید هم چندان دوامی نیافت. بعد از شکست روزه سیاسی جهانی گنجی نستوه کم کم افتخاراتی که طریق او نصیبمان شده بود داشت بی اثر می شد - مانده بودیم که چه بکنیم؟ ما بدون افتخار که اموراتمان نمیگذرد، دیگر روی زمین هیچ افتخاری نمانده بود که کسب نکرده باشیم . یکباره سیاره های دیگر به یاریمان شتافتند.خانم انوشه انصاری نخستین زن میخواهد به فضا برود. این دیگر یک افتخار دشمن کش است. البته اینبار ما خودمان واز میان خودمان امکان افتخارمان را فراهم می کنیم. این خانم نه چماق دار انقلاب فرهنگی سروش بوده که بعدا به ظنز نویس برجسته تبدیلش کنم ودولت فخیمه هلند جایزه 25 هزار دلاری تقدیمش کند ونه خانمی از دارودسته خاتمی بود که نوبل سازان به خاطر زن بودن؛ مسلمان بودن و برای ایجاد تحرک درباند دوم خرداد ورشکسته یک ملیون نیم دلار وشهرت جهاتی برایش بتراشند. او دیگر از خودمان است- یک زن ایرانی که در 16 سالگی باخانواده اش از ایران رانده شده، البته به روی خودمان هم نمی آوریم که این بانوی محترم امریکایی شده است واین افتخار لااقل 50% ش سهم ما نیست. اما ما که معتاد کسب افتخار متوالی هستیم و بیش از یک ماه است سر بی افتخار بر بستر گذاشته ایم دیگر نباید به این بهانه های بی ارزش! این موقعیت استثنایی را از دست بدهیم واین خلاء را تحمل کنیم. پس رادیو وتلویزیون های فارسی زبان شروع کردند به گشودن مباحثی پیرامون این زن شجاع تا دامنه افتخار را گسترش دهند.

بله یک زن ایرانی به فضا می رود و همین برای کسب افتخار ما کافیست به خصوص که شایع می شود که این زن شجاع به یکی از بازو هایش پرچم سه رنگ شیر خورشید نشان نصب کرده است وهنوز ما مستی وطن پرستی این قهرمان جدید از سرمان نپریده است که گفته می شود پرچم بازوی انوشه خانم بدون آرم شیر خورشید است، یکی دو روز بعد اعلام می شوداصلا پرچم ، منقوش به آرم جمهوری اسلامی است که این خبر  میزان افتخار مارا دچار اختلال میکند و بین مشتاقان ومحتاجان افتخار شکاف می اندازد ،یکی می گوید که پرچمی که به بازو وصل شده شکلی دارد که از دور بیننده را دچارخطای باصره می کند وگرنه پرچم فاقد آرم جمهوری اسلامی است. اما دیگری ادعا می کند که خیر ،خودش عکس خانم را با تصویر درشت دیده وپرچم همراه انوشه خانم آرم جمهوری اسلامی را با خود دارد وخلاصه این اتفاقات نمی گذارد که ما اینبار با خیال راحت در شور وشعف افتخار جدید فرو رویم. اما کار به اینجا ختم نمی شود یکباره جمهوری اسلامی هم که هیچ رویدادی در زمین نمانده که با توسل با آن زمینه افتخار برای ما فراهم کند درسیارات دیگر میخواهد برای مخالفان خود این امکان را خلق کند وارد میدان می شودوسازمان فضائیش این اعلامیه را صادر می کند:

«...سازمان فضایی ایران(ج.اسلامی) به عنوان متولی بخش فضا در کشور، ضمن حمایت از فعالیتها و خدمات ارزنده خانم انصاری در ترویج و توسعه فناوری فضایی آرزوی موفقیت و سلامت برای ایشان در سفر فضایی به ایستگاه بین‌المللی را دارد و امیدوار است سفر این بانوی ایرانی به ایستگاه فضایی بین‌المللی پیام آور صلح و شادی برای!!! جامعه بشری باشد»

اما جمع افتخارکنندگان به این سادگی حاضر نیستند از این امکان دل بکنند، بخشی از مشتاقان هم غصه میخورند چرا ضعف اپوزیسیون باعث شده است که ج.ا این لقمه چرب را از مخالقان نظام بقاپد .خانم انوشه که سفر هیجان انگیزش را با ماموریت بیزنسش آمیخته است  اول بازوی چپش را ازحضور پرچم درد سر سازرها می کند به این بهانه که سفر سیاسی نیست. اما توضیح نمی دهد ایا گفتگو های متوالی با صدا وسیمای ج.ا هم با مسایل سیاسی بی ارتباط است؟ وبعد هم که به فضا می رودمرتبا با ج.اسلامی در تماس است . خوب این  انوشه خانم از خود نمی پرسدرژیمی که به زنان داخل ایران بدون اجازه شوهر اجازه سفرتا شابدوالاعظیم راهم نمی دهد چطور مدافع من شده که خود و خانواده ام را متواری کرده است ؟ اصلا شکل شمایل این خانم خود شایسته صد ضربه شلاق است وهم سفری اش با مردان نامحرم در فضایی بسته سزاوار سنگسار  (به عکس ضمیمه توجه شود)اتفاقا در همین زمان ج. اسلامی یک زن را از مسابقات اتومبیل رانی بدلیل زن بودن حذف کرد.

لاله صدیق  قهرمان رالی می گوید:

«... «دوست دارم از فدراسيون بپرسم چرا من نمي‌توانم شركت كنم؟ اين مساله بايد  براي يك دفعه حل شود، يا مي‌توانيم شركت كنيم يا نمي‌توانيم. اگر نمي‌توانيم ديگر  بي‌خود پول ندهيم، تمرين نكنيم. بسياري از زنان اتومبيل‌ران در شرايط فعلي بلاتكليف  هستند»

 اما انوشه انصاری تاجر است، تاجری که سالیانه ملیون ها دلار در آمد دارد اینقدر به عقلش می رسد که نفعش در روی خوش نشان دادن به ج.ا اسلامی است. این 20 ملیون دلار خرج سفر راهم می شود از کیسه پر فتوت آخوندها به صندوق شرکت برگرداند وبرای ایرانیان دلخو ش به اینگونه افتخارات هم چه تفاوتی می کند مگر افتخارات تاکنون را از طریق جمهوری اسلامی کسب نمی کرده اند؟ حوب این یکی را هم قبول بفرمایند. بی جهت نیست برای انوشه خانم مثل شیرین عبادی شناسنامه مسلمانی تراشیده اند .

از این ماجرا که سهم دندان گیری برای افتخار نصیبمان نشد تا دیر نشده باید فکر امکانی دیگر برای کسب افتخار جدید بود.

24 سپتامبر 2006. زاربروکن / آلمان

  www.cinemayeazad.blogspot.com
         cinema-ye-azad@t-online.de

 

 

 

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بصير نصيبي:



[تاریخ ارسال: 26 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: ر.اشرف]  [  ]  
خانم انوشه انصاری مانند همه تجّارها و سرمایه دارها، هم از آخور می خورند هم از توبره، ایشان که می گویند عمل سفر به فضا او سیاسی نمی باشد و حتّی بیش از توریست بازی یک سفر علمی و تحقیقاتی می باشد،1_ می توانند بگویند از کِی دانشمندی برای پیش برد علم از "جیب خود" میلیونها خرج می کند؟ تا آنجائیکه ما می دانیم معمولاً شرکتهای خصوصی یا دولتی خرج تحقیقات محققان را فراهم می کنند.2_ اگر سفر ایشان طبلیقات سیاسی دو طرفه، هم برای امریکا وهم برای ایران نمی باشد این پرچم بازیهاو مطرح کردن ایرانی بودن خانم چه چیزی به ارزش سفر این خانم اضافه می کند.
برای من سفر خانم انصاری دو پیام سیاسی روشن داشت از طرف آمریکا 1 به تمام ایرانیان و بخصوص زنان سرکوب شده ایرانی :" اگر بگذارید امریکابرای آینده شما تصمیم بگیرد تا کهکشانها هم خواهیم بردتان وگرنه سرنوشتتان عراق و افقانستان می باشد."2 ارطباتات خانم انصاری با جمهوری اسلامی: "ما با قدرت داشتن ایران مخالفتی نداریم تا وقتیکه درجهت منافع مشترک دولت ایران ودولت آمریکا باشد".


  

[تاریخ ارسال: 26 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: ا_ گوگانی]  [  ]  
با درود فراوان به هنرمندان دلسوز و مردمی ایران و آقای بصیر نصیبی،
مگر ما کمونیستها و ضد سرمایه دارها وضد امپریالیستها نبوده و نیستیم که می خواستیم با تکیه به کارگران ایران رژیم را سرنگون کنیم،( البته حق حزب توده و اکثریتیهای ضد امپریالیستی با مرجع و مقلد امام راحل جداست) مگر مردم ایران در فقر و فلاکت کافی زنده گی نمی کنند؟ پس چه دلایلی و ضعفی با عث شده که هنوز هم موفق نشده ایم ؟ تنها به یک علت ! زیرا ما بر خلاف جریان تکاملی و حاکمیتهای جوامع بشری اعلان موجودیت کرده و حرکت می کنیم. با شعارهای ضد سرمایه داری و یا ضد ها لیودی... نمی توان جلب اعتماد توده های مردم ایران و جهان را بدست آورد. مرحلهً گذار از سرمایه اندوزی و بهره کشی به عدالت وسوسیالیسم، با خشم و کینه برعلیه دوران و مراحل طبیعی جوامع بشری امکان پذیر نیست. شرط اول و اصلی آن برداشتن موانع آزادی(سرنگونی دیکتا تورها) و کسب آزادی و حرکت همگانی توده های آگاه با حاکمیت خود مردم و همگام با دیگر جوامع بشریست، و گرنه مانند رژیم ایران و شوروی سابق خود را منزوی و طرد خواهیم کرد. با حسادت و حقد کینه بر علیه هنرمندان هالیوودی نمی شود رژیم را سرنگون کرد. ولی میتوان و این امکان هست که با شعارهای آزادی و دمکراسی خواهی، خود را با جوامع پیشرفته بشری منطبق کرده و هم رژیم قرون وسطائی ولایت فقیه را دور زده و کناری گذاشت.این ضعف خیلی بزرگ بخشی از نیروهای رادیکال چپ دوران خمینی و حال بوده و هنوز هم متاًسفانه ادامه دارد و به همین دلیل فقط با شعارهای ضد سرمایه داری و ضد امپریالیستی خود را بیگانه و منزوی ساخته اند.
  

[تاریخ ارسال: 26 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: فريبا رازی]  [  ]  
با درود به اقای بصير نصيبی : به نظر من بايد از اين به بعد اسم خانم انوشه انصاری را هم به ليست زنان هوادار رژيم زن ستيز و مرد سالار رژيم فاسد جمهوری اسلامی که برای بقای طول عمر اين رژيم ضد انسانی فعاليت ميکنند اضافه کرد . زنانی که فبلا به چنين افتخارضد مردمی نائل امده بودند که با اخوند های ضد زن سر در يک اخور داشته باشند عبارتند از: شيرين عبادی. مهرانگيز کار . تهمينه ميلانی. منيژه حکمت .فرح کريمی . فاطمه حقيقت جو. رخشان بنی اعتماد.گوگوش...   

[تاریخ ارسال: 25 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: azar.radifar]  [  ]  
با۲۰ميليون دلار که ميشد بسياری را در ايران از مرگ نجات داد. با ۲۰ ميليون دلار که ميشد هرازان فراری و تبعيدی ( مثل خود تو انوشه خانم که در۲۴سال پيش از دست اين رژيم ضد انسانی و ضد زن به خارج فرار کردی ) قربانی اين رژيم را که در کشورهای مجاور ايران با مرگ دست وپنجه نرم ميکنند را از دست اين رژيم نجات داد و به انها سرو سامانی داد. با۲۰ ميليون دلار که ميشد برای هزاران کارگر بيکار و زير خط فقرايران که از دست اين رژيم جانشان به لب رسيده سر پناهی ساخت و به خانواده اين زحمتکشان کمک کرد. با ۲۰ ميليون دلار ميشد اگر واقعا يک زن ازاده و اگاه بودی که نيستی چه کمکی به جنبش سرنگونی کرد. نه! اين خانم نه تنها مايه ی افتخار کسی نيست بلکه باعث ننگ است برای مردم ايران.   

[تاریخ ارسال: 25 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: Mohamad Ali]  [ sa_soo_1332@yahoo.dk ]  
آقاي نصيبي سلام
ولله از شما چه پنهان من يك دوست خانوادگي داشتم كه تنها دوستي بود كه در غم و شادي فرديم اول با او تماس ميگرفتم ولي اين رابطه صرفا انساني ما هم قرباني همين گونه افتخارات شد چون سركار خانم زياده از حد برايش افتخار آميز بود. دمت گرم.
  

[تاریخ ارسال: 25 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: n.rahimi]  [  ]  
مرگ بر نظام برده داری سرمايه داری که سرمايه داری را مانند نوشه انصاری و خانواده در مدت چند سال با دزدی واستثمار کارگران و زحمتکشان چنان ثروتی بهم ميزنند که برای يک سفر توريستی ۲۰ ميليون دلار خرج ميکنند و از طرف ديگر در جامعه ای مانند ايران که تحت سلطه يک رژيم سرمايه داری سرکوبگرو قرون وسطائی است زنانی امثال کبری رحمانپور بخاطر فقر و تنگدستی بايد تن به بردگی و کنيزی برای يک لقمه نان به يک خانواده سرمايه دار ديگر دهد و در اخر هم اعدام شود. زنان زحمتکش و دردمند ايران هرگز سرمايه داران زالو صفتی امثال انوشه انصاری همدست سرمايه داران جنايتکار رژيم جمهوری اسلامی را نخواهند بخشيد و عملکرد های ضد انسانی انها رافراموش نخواهند کرد.   

  


[www.didgah.net] [email: info@didgah.net] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.