شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶ - ۱۶ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

رواج مظلوم کشی در اپوزیسیون ایرانی

کورش عرفاني

korosherfani@yahoo.com

آخرین نوشته ی من با عنوان «پایان نبرد لبنان، آغاز جنگ با ایران»[1] واکنش های متفاوتی را میان خوانندگان بر انگیخت. در اینجا قصد وارد شدن به خود موضوع را ندارم، در فرصتی دیگر بدان خواهم پرداخت. آنچه مرا به نگارش این نوشتار کوتاه واداشت، بررسی چند نکته ی فکری و اخلاقی بود که در برخی واکنش ها دیدم. این نمونه ی کوچک ما را متوجه مسله ی بزرگتری می کند که می رود در ورای جناح راست و طرفدار امپریالیسم وصهیونیسم اپوزیسیون [2]سایر جناح های آنرا نیز در بر گیرد.

*

نخستین نکته که در خود مقاله نیز به آن اشاره شده است تحلیل برچسبی است. یعنی برای هر پدیده ای یک اتیکت حاضر و آماده داریم تا روی مقوله بچسبانیم تا بتوانیم آنرا در دستگاه ذهنی اتیکیت گرای خود جای دهیم. اینکه نگارنده به بررسی بافت طبقاتی حزب الله پرداخته چه سودی دارد، زحمت خود زیاد کرده است، ما اتیکت در مورد حزب الله را از بیست سال پیش داریم و تا 20 سال دیگر هم تغییرش نخواهیم داد.

نکته ی دوم اینکه می توان به نوشتن راجع به هر موضوعی پرداخت اما گویی نباید وارد حریم مقدسات برخی شویم. زیرا سیاست هم مثل همه ی چیزهای دیگر برای خیلی از ما در برگیرنده ی تقدس است. اگر کسی بخواهد این مقدسات نامقدس را از دور یا از نزدیک زیر سوال ببرد برسرش چماق مشروعیت ناشی از تقدسمان را خواهیم کوبید که دیگر نتواند جرات کند دگر گونه بیاندیشد.

نکته ی سوم اینکه اگر ما «خوب» هستیم هر که با ما نیست «بد» است. چه اهمیت دارد این «بد» زیر بمب های خوشه ای ارسالی ایالات متحده که ما دوست خود می دانیمش تکه پاره شود. مهم این است که با ما نیست پس بگذار که زنان و کودکانش را در بمب فسفری بسوزانند. در خط کش انسانیت آنها هر متری 100 سانت نیست. بلکه اگر اسمش «حزب الله لبنان» است باید به دست جلادان صهیونیست سپردش تا هر آنچه می خواهند با آن و مردم حامی آن بکنند.

و بعد هم انتظار داریم که یک دستگاه فکری تا این حد ضد انسانی از پس رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی برآید و آنگاه برایمان آزادی و دمکراسی و عدالت اجتماعی را با هم بیاورد. زهی خیال باطل. درتاریخ هیچ گاه دو دشمن که تضاد ماهوی با هم نداشته باشند به نابودی یکدیگر موفق نخواهند شد، همانگونه که صهیونیسم از پس ارتجاع حزب الله لبنان بر نمی آید و به همان ترتیب که اپوزیسیون مستبد و غیر دمکراتیک ایران از پس رژیم استبدادی جمهوری اسلامی بر نیامده است.

در برخی از نظرات مرز نبود شرم کنار گذاشته می شد. گویی درجنگ لبنان نه ظالمی بوده است نه مظلومی و اینجاست که می فهمیم حب اینها برای علی از بغض یزید است و بس. گویی همه ی تحولات اجتماعی جوامع خاورمیانه و همه ی مقاومت ها و مبارزات جهان باید تعطیل شود تا مبادا از راه دور نسیم یک حرکت خواسته یا ناخواسته ی همسو با رژیم ایران، برای نهال نزاراپوزیسیون ایرانی تبدیل به طوفانی شود. شرم نمی کنیم و از خود نمی پرسیم چه کار کرده ایم تا به روزی بیافتیم که دشمن ما، حکومت جمهوری اسلامی، نه فقط کل سرنوشت ملت ستمدیده ی ایران را تباه کرده بلکه همچنین در عراق و فلسطین و لبنان برای خود نیرو دست و پا کند و درآینده ی این کشورها نیز دخالت کند. گویی همه این ترکتازی های رژیم ناشی از بی عرضگی و بی لیاقتی ما در شکل دادن به یک اپوزیسیون توانا و قادر به سرنگونی جمهوری اسلامی، به عنوان همدست صهیونیسم منشاء فساد در منطقه، نبوده است.

چون نمی خواهیم با آینه ی واقعیت های تلخ ضعف ها، کم کاری ها، اشتباهات و بی عرضگی های خود برخورد کنیم مجبوریم دائم ضعیف تر از خود پیدا کرده وبا فرافکنی بر سر او بکوبیم. آن هم همسو با بی رحم ترین و دژخیم ترین حکومت های جهان یعنی حکومت های آمریکا و اسراییل. و بی منطقی را به آنجا می رسانیم که این بر سر دیگران زدن را ناشی از «انقلابی» بودن و«خط درست» داشتن خود می دانیم. سیاست را با ریاضیات مقایسه می کنیم تا مبادا حساب های غلط اپوزیسیون ذهنی گرا و حرف پیشه بیرون بزند.

براستی تا چه حد باید حقیر بود که شیعیان فقیر لبنان و ستمدیدگان فلسطینی را که به خاطر نداشتن هیچ پشتیبانی در جهان ستم سالارکنونی مجبورند رو به ظالمان مظلوم نمای رژیم آخوندی بیاورند« فاشیست» و «مزدور» و ... دانست ؟

آیا این است نمود درک انقلابی ؟ آیا این است فهم مردم گرا از پدیده های سیاسی ؟ آیا این است حس همنوعی و انسان دوستی ما که عربده ی انقلابی گری ضد آخوندیمان گوش دنیای حقیرمان را پر کرده است ؟

آیا نباید در باره ی لبنان، سوریه، عراق و افغانسان یک بار هم که شده در ورای مزخرفات رسانه های امپریالیستی و صهیونیستی از خود بپرسیم « کی ظالمه ؟ کی مظلوم ؟ »

آیا ارزش حفظ تابوهای ایدئولوژیک و تشکیلاتی مان به حدی است که باید چشم بر انسانیت هم ببندیم ؟ آیا نباید خبر تکه پاره شدن مادرلبنانی با سه فرزندش در زیر بمبهای آمریکایی هواپیماهای اسرائیلی قلبمان را به درد آورد و در ورای جنگ های سیاسی گرگ ها ی صهیونیسم و ارتجاع به عمق این جنایت بیاندیشیم ؟ به چه حقی باید به شنیدن روزانه ی خبر کشته شدن چند فلسطینی در تجاوزگری های اسرائیل عادت کرده باشیم ؟ تا کی باید مادران داغدیده ساکنان نوار غزه را دید که جلوی دوربین فریاد جگرسوز حق خواهی می کشند ؟ گوش هایمان به این فریادها خو گرفته است ؟ چرا باید براحتی از کنار خبر کشته شدن روزانه چند ده «ستیزه جوی » عراقی و یا چندین «طالبان» افغانی رد شویم ؟ آیا همه ی ما به شرکای ساکت جنایت سالاری سرمایه داری جهانی تبدیل نشده ایم ؟ آیا فراموش کرده ایم که همه ی این صفات تبلیغاتی در مورد مشتی انسان های محروم و فقیر است که یا از سر فقر مادی به عصیان روی می آورند و یا از سر فقر معنوی به دام ایدئولوژی ها و تشکل های ارتجاعی می افتند ؟ و در هر دو صورت مگر وظیفه ی ما به عنوان نیروی مردمی و آزادیخواه نیست که پیوسته در کنار محرومان باشیم ؟ این وظیفه ی ما نیروهای دمکراتیک انقلابی است که در جنوب تهران، در جنوب لبنان و یا در شرق افغانستان با کار فکری، فرهنگی و دمکراتیک و نیز با همیاری مادی و تعاون مالی به نیازهای این محرومان پاسخ می دادیم تا آنها طعمه جهل سالاری آخوندها و دلارهای بیت رهبری نشوند. آیا می توان این همه ضعف و غفلت را نایده گرفت، تنبلی ها و کج فهمی های خود را زیر سبیلی رد کرد و هنگامی که این اشکالات بینادین ما شرایطی فاجعه باری را آفرید وارد صحنه شد و ادای نیروی انقلابی و چپ و اصول گرا را درآورد ؟ این فاجعه امروز به بهای جان هزاران و هزار بیگناه تمام می شود.

 آیا اینقدر مصالح فردی و تشکیلاتی و ایدئولوژیکمان مهم است که باید در مقابل این همه جنایت روزانه خفه شویم، که هیچ، به بلندگوی تبلیغاتی این جنایتکاران تبدیل شویم ؟ آیا نه اینکه به تدریج ما نیز داریم درهمان دستگاه اندیشه ی جنایت پیشه درمورد انسان ها فکر می کنیم ؟ آیا همینکه چند جرثومه ی آدمکشی مثل بوش ورایس یا بلر عده ای را تروریست معرفی می کنند کافی است تا ما نیز حرف های آنها را در سایت و روزنامه و رادیو و تلویزیون مان دهها بار در روز تکرار وبازتولید کنیم، تا شاید از این طریق، ایالات متحده ی جنایتکار به همگرایی ما نظر لطفی بیاندازد و ما را ازغضب خویش دور بدارد ویا فلان لابی یهودی غارتگر به حمایت از ما اقدام کند ؟ کجای این عمل و اندیشه انقلابی است ؟ از کجای آن بوی انسانیت می آید ؟ مگر «جنگنجوی حزب الله» «ستیزه جوی فلسطینی» « شورشی عراقی» و «طالبان افغانی» انسان نیستند که بخواهیم با این اتیکت های ساخته و پرداخته ی واشنگتن و تل آویو و لندن سلب جان و هستی شان را از آنها تایید کنیم و یا نسبت به ستم و قتل و غارتی که برملت هایی تا این حد مظلوم می رود بی تفاوت باشیم ؟ در کجای مکتب انقلابی ها این گزینه ی ضد انسانی سابقه داشته است که « به عنوان یک ایرانی باید فقط بر روی مسائلی که مستقیما به ایران مربوط می شود متمرکز بشویم»[3] ؟ آیا این استدلال پوچ و ضد مردمی برای لاپوشانی تصمیم های غلط و گذشته ی پرخطایمان نمی باشد ؟ آیا مرز جداسازی ما باید اتیکت های ساخته ی رسانه های صهیونیستی باشد و یا همان مرزی که محمد حنیف نژاد بدرستی با دیدی ضد طبقاتی در بدو تاسیس سازمان انقلابی اش ترسیم کرد : مرز میان استثمار شونده و استثمار کننده ؟

آیا شورشی عراقی که ثروت هایش را اسرائیل به بهانه ی جنگ اول خلیج فارس در قالب جبران هزینه از طریق سازمان ملل مورد استثمار قرار داده است و امروز شرکت های نفتی آمریکایی او را چپاول می کنند حق ندارد، به خاطر نداشتن آب و برق و امنیت و شغل، اسلحه بدست گیرد ؟ حتی اگر این اسلحه را عوامل رژیم به دست او می رسانند ؟ آیا این سرباز استثمارگر آمریکا نیست که او و خانواده ی فقیرش را می کشد ؟ آیا تشخیص مرزبندی پیشنهادی حنیف نژاد در این موقعیت تا این حد دشوارست ؟ طرف چه کسی را باید گرفت ؟ کجاست درک طبقاتی مان از وقایع ؟

به نظر نگارنده موضع گیری های راست و گرایش های ضد محرومین که در میان ایرانیان رایج شده است حکایت از انحطاط ارزشی و قهقرای اخلاقی اپوزیسیون دارد. فروپاشی دستگاه ارزشی اپوزیسیون ایرانی تحت سمبه ی پرزور امپریالیسم حاضر در منطقه سبب شده است که وحشت از شنا کردن برخلاف موج «مبارزه ی ضد تروریسم» دامن اکثر سازمان ها و گروه های باصطلاح انقلابی ایرانی را گرفته است و از ببرهای خروشنده ی سابق بره های دست آموز صهیونیسم، امپریالیسم و دمکراسی لیبرال ساخته است.

امید است که این ویروس واشنگتن پسندی که به پیکر اغلب سازمان های «انقلابی» ایرانی سرایت کرده است هر چه زودتر با بازگشت اپوزیسیون به ارزش های انسانی از یکسو و روی آوردن، تنها و تنها، به دریای لایزال خلق از سوی دیگر از میان برود. خلقی که می تواند به همت نیروهای انقلابیش به دو عنصر آگاهی و شجاعت مجهز شود تا در مسیر «خودرهاسازی» خویش بپا خیزد. این براستی شایسته ی دهها سال جانفشانی پاکترین و بهترین فرزندان ایران زمین نبود که سازمان های انقلابی آنها در تلاش باشند بی آزار بودن و همصدا بودن با ظالمان را به برگ ضمانت بقای خویش تبدیل کنند. هیچ مبارزه ی انقلابی بدون ارزش قائل بودن عمیق، راستین و عملی برای جان و شرافت انسان به جایی نمی رسد. هیچ تشکل انقلابی جز با پایندی به دفاع از مظلوم انقلاب باقی نخواهند ماند. خود را با واژه ها و تاریخ پر افتخار گذشته و استدلال های توجیه گر به اصطلاح سیاسی دلخوش نکنیم، قانومندی ذاتی انقلابی گری در این است که همیشه، در هر کجا و به هر بهایی در کنار ستمدیدگان باشیم : در ایران، در لبنان، در فلسطین، در افغانستان و ... بقای یک نیروی انقلابی در کیفیت عمل آنست در نه در کمیت عمر آن. فراموش نکنیم و برای تشخیص درست هربار از خود بپرسیم : « کی ظالمه ؟ کی مظلوم ؟»

*

این نوشتار را با بخشی از شعر عقاب از پرویز خانلری [4]، یکی از شاهکارهای ادبیات پارسی معاصر، به پایان می برم. آنجا که عقاب اهل دورپروازی پیشنهاد زاغ اهل گندخواری را رد کرده و مرگ پاک را بر حیات آلوده ترجیح می دهد :

...

يادش آمد كه بر آن اوج سپهر هست پيروزي و زيبايي و مهر

فر و آزادي و فتح و ظفرست نفس خرم باد سحرست

ديده بگشود به هر سو نگريست ديد گردش اثری زين ها نيست

آن چه بود از همه سو خواری بود وحشت و نفرت و بيزاری بود

بال بر هم زد و بر جست ا زجا گفت : كه ‹‹ ای يار ببخشاي مرا

سال ها باش و بدين عيش بناز تو و مردار تو و عمر دراز

من نيم در خور اين مهماني گند و مردار تو را ارزاني

گر در اوج فلكم بايد مرد عمر در گند به سر نتوان برد ››

...

* *

www.korosherfani.com

19/08/2006



[1] http://www.korosherfani.com/neveshteha/nabardlobnan.htm

[2] برای مشاهده نمونه ای از گرایشهای راست اپوزیسیون نسبت به موضوعات مطرح شده در این مقاله به سایت پروآمریکایی و پروصهیونیستی «ایران پرس نیوز» نگاه کنید : www.iranpressnews.com

[3] http://www.didgah.net/nazarsanji_4/ipadd.php

[4] http://didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=11086

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 26 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: باید]  [ باید ]  
آقای عرفانی شما انقدر ساده اید که فکر می کنید علت ندیدن استعمار از "اشتباه" می باشد نه از نوکری؟ هنوز هم کسانی هستند که می گویند استالین اشتباه می کرد و یک مرتجع بتمام معنی نبود. امروز هم در مورد آن بعضی ها که ایدئولوژیک هستند نباید اشتباه کرد، آنها با سکوت در مورد ارتجاع استعمار در واقع خود استعمار هستند نه دارای سیاست غلط. آنها مدیران و کارگزاران فردای استعمار در ایران اند.   

[تاریخ ارسال: 25 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: سینا شاهین]  [ sina596@yahoo.com ]  
با سلام . جناب عرفانی ابتدا پوزش بنده را بخاطر تند روی در کامنت مقاله شما را بپذیرید. امیدوارم که انتقاد من باعث ناامیدی وکم شدن تلاش شما از وظیفه سنگینی که بعهده گرفتید نشود. شگفتا !!! رژیم اسلامی چنان بذر کینه و نفاقی ریخته که حتی فریاد انسان دوستانه یاران را هم از بغل گوششان را نمی توان شنید .احساسات شما در قبال انچه که بر سر مردمان و مظلومان لبنان و فلسطین و عراق می اید ستودنی است .هیچ انسان شرافتمندی قادر به تحمل این همه درد و رنج برای محرومان بخت برگشته مقیم خاور میانه نیست .تحلیل اتفاقات 3 دهه از دید اومانیستی و انسان دوستانه باتوجه به این که شکل و برخورد تحلیلی ما و یا من بصورت برخوردطبقاتی و دیالکتیکی میباشد(البته سعی می کنم )شایذ ما رابه اشتباه اندازد . اینکه حزب الله لبنان پرچم مبارزاتی را در دست گرفته و ادعای مبارزه با اسرائیل و تجاوز امریکا می کند. همان مبارزه ضد امپریالیستی رژیم میباشد که در سالهای اول انفلاب حزب توده بخورد نیروهای انقلابی میداد. هر اندازه که رژیم خمینی ضد امپریالیستی و ضد سرمایه داری بوده این نطفه های رژیم پرور هم هستند .مشکل موضع گیری های من و شما و ما نبودن یک تشکیلات یکدست و همخوان است که این ابهامات را از بین ببرد . شکل موضع گیری و تحلیل شما و همچنین شکل و موضع گیری من و سایرین همه میشود بدو بلوک متخاصم نسبت داد . درحالیکه جوهره و ذات فکری من اقرار میکنم که شبیه شماست .اینکه تحلیل من بقول شما مثل راست گرایان امریکائی میشود . بدین خاطراست که ترس و خوف ازاین رژیم تبهکار این تجربه رابه من داده که هر پدیده ایکه این رژیم از ان دفاع می کند من مخالفش هستم .استدلال غلطی است ولی دشمنی و کینه ای که رژیم بین مردم کاشته چنان شرایط رذیلانه ای فراهم گشته که رحم به بنی بشر هم نمی کنی .محرومان لبنان فقط قربانیان جدید رژیم تهران هستند که بدست جوجه اخوندکی چاپلوس ( درسفراخیرش چنان دست خامنه ای را ماچ میکرد.که انگار...) گردانیده و استفاده تبلیغاتی بنمایند و این توده محروم ونااگاه سپر بلای انان شده و اجازه میدهدکه در منزل و کاشانه اش موشک و کاتیوشا پرتاب شود. ازاینکه اسرائیل جنایت کرده ومی کند بحثی نیست ولی مبارزه انقلابی با اسرائیل از وظیفه الفتح وگروههای وابسته به جرج حبش میباشدکه در متن قرار دارندنه یکمشت مزذوروطن فروش. شایدخبر دستگیری پاسداران در هواپیمائی درخاک ترکیه که بطرف لبنان میرفته شنیده باشید.دراین مورد چه نظری دارید؟هرجنگی اثاری ازبدبختی و جنایت دارد بخصوص جنگهائی که بین نیروهای ارتجاعی در میگیرد.جنگهای ارتجاعی که مابین روس والمان قبل ازانقلاب اکتبردرگرفته ع
بود هم ازاین قبیل بودند.لنین تحلیلی داردکه شمارابخواندن ان دعوت میکنم .ختم کلام من ازاین رژیم بیزارم حتی سفیدترین سفیدها وشفاف ترین شفاف ها حتی تمام ابی اقییانوس ها بگویند که ذره ای باور به نور کن .نمی توانم . اینان سیاهی محص وذات جنایت هستند .مخالفم حتی به قیمت درهم ریختن چهار چوب اعتقادیم . چنان که قبلا گفتم من ساکن ایران هستم اگرمایل هستیدجناب ناظر باایمیل من تماس بگیریدتا شماره تلفن خودم رابدهم شایداقای بینا تیزبین در تفکراتشان تجدیدنظر بفرمای یدو قضاوتی درست برای کسانی که نمی شناسند انجام دهد.پیروز باشید.
  

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [ golku81@yahoo.com ]  
در اینجا به نظر من دو نکته مهم است: 1- لطفا تعریف کنید اپوزیسیون کیست؟ این طرز کلی گویی و کلی نویسی بسیار گمراه کننده است. منظور از تنبلی اپوزیسیون چیست؟ چه کارهایی باید میکردند که نکرده اند؟ ما به عنوان انسانهای مستقل و غیر اپوزیسیون چه وظایفی داریم و به کدام آنها عمل کرده ایم؟
اگر منظور آقای عرفانی مجاهدین هستند توجهشان را به اعلامیه شورای ملی مقاومت بر علیه بمباران های اسراییل در همان روزهای اول جنگ جلب میکنم که در سایت همبستگی ملی موجود است.

2- این جنگ بین دو نیروی فالانژ است. حزب الله و اسراییل. این که اسراییل به کودکان لبنانی رحم نمی کند نباید مایه دفاع از جنگ طلبی و حملات بی رحمانه حزب الله شود. حزب الله لبنان در سال 1982 توسط ایران تاسیس شد و تا بحال هم هر سال از ایران کمک های مالی و تسلیحاتی میگیرد. دولت ایران که به کارگران خودش دو سال حقوق نمی دهد سالی میلیونها دلار کمک مالی برای حزب الله میفرستد. این همان موج سواری اول انقلاب است. نفس انقلاب بهمن و سرنگونی شاه بد نبود اما درنبود نیروهای انقلابی آخوندها حکومت را به دست گرفتند.هر چقدر هم دولت ایران آب را گل آلود کند دلیل نمی شود که از حزب الله لبنان دفاع کنیم. مردم بیگناه لبنان و اسراییل قربانی سیاست های جنگ طلبانه هر دو طرف هستند و هر دو طرف باید محکوم شوند.این نکته را هم فراموش نکنیم که درست در روزی که قطعنامه شورای امنیت بر علیه ایران صادر شد گروگانگیری توسط حزب الله انجام شد و الآن هم ایران و ایتالیا در باره آزاد سازی گروگانها مذاکره میکنند. یعنی همه راهها به ایران ختم میشوند.راهی هم که به آخوند ختم شود راه پربرکتی نیست حتی اگر چهره اش بزک وطن دوستانه داشته باشد.
  

[تاریخ ارسال: 20 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: همایون پاکزاد]  [ homayonpakzad@yahoo.com ]  
والله من ملاحظاتی پیرامون جواب آقای ناظر به خانم سیما داشتم. بهنظر من سرنگونی طلبان یک خانواده نیستم. امروز زضا پهلوی هم سرنگونی طلب است و حتی جناحی از حزب توده و اکثریت اما من اینها را جزو خانواده خودمان به حساب نمیارم. هیچکدام اینها منافع طبقات زحمت کش را نمایندگی نمی کنند.
نتکه بعدی اینکه بنا به تذکر بالا هر سرنگونی طلبی نه الزاما آزادی خواه و نه حتی مترقی است. الان مردم می خواهند بدانند که به جای این رژیم جهل و جنایت کی می آید. یک آیت الله دیگر( اما این بار با کت و شلوار) و یا یک حاکمیت مردم سالار؟
بد نیست که مسائل بغرنج جنبش آزادی خواهی را به سطح سرنگونی طلبی تقلیل ندهیم و الا به بلای 57 و یک دیکتاتوری جدید گرفتار خواهیم شد. امروز باید شفاف به مردم گفت که بعد از سرنگونی رژیم چه می خواهیم. این هم با تهدید و شانتاژ و برچسب زدن حل نمی شود( کاری که بخش بزرگی از "سرنگونی طلبان" می کنند).
  

[تاریخ ارسال: 20 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: مهدی رهنما]  [  ]  
هر نوع نقدی میتواند بر مقاله آقای کورش عرفانی وارد باشد جز این که یک روشنگر چپ مستقل را مدافع حزب الله لبنان بدانیم. راستی چه خبر است رفقای منتقد!من شک دارم که بعضی ها اساسا از چند و چون وضع حزب الله در لبنان بدانند و همینطور انتقاد می گیرند.حزب الله لبنان البته می تواند با آخوندهای خون خوار ارتباط داشته باشد و می توانیم بگوئیم حتی حزباللهی های ایرانی متمدن تر از انواع لبنانی و عراقی هستند ولی با توجه به جنایات اسرائیل ایا می فهمیم این نیروی ماهیتا ارتجاعی در جایگاه یک نیروی ملی در جنوب لبنان قرار گرفته و همین نیروی ارتجاعی و پسمانده اسلامس که اگر به حاکمیت برسد بوی بدش عالم را می گیرد در شرایط سیاسی حاضر از چنان محبوبیتی بر خوردار است که مثلا با محبوبیت سازمان مجاهدین در ایران قابل مقایسه نیست. آیا تلویزیونها را میبینید که چقدر و در چه طیفهائی حمایت دارند؟موضع خیلی از انها که به اقای عرفانی انتقاد دارند بیشر از این که از معلومات و نظر سیاسی شان بیرون بیاید از اینجاست که تحلیل اقای عرفانی در مقابل تحلیل مجاهدین قرار دارد یعنی آن یکی حزب الله را می زند و این یکی اسرائیل را. بهتر نیست بجای دفاع از این گروه و ان گروه یا حملات به اقای عرفانی سعی کنیم اساسا کمی ماجرا را بفهمیم و بعد وارد گود بشویم.حقیقت هم از مجاهدین بالاتر است و هم از آقای عرفانی.   

[تاریخ ارسال: 20 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: تیوا بهاری]  [ tivabahary@yahoo.fr ]  
با تشکر از آقای عرفانی ، در جواب به خانم پیمان تحلیل کاملا مستدل است و به قول ضرب المثل معروف فارسی شما چشمتان آبکی میبیند و در ضمن ایشان به عنوان یک روشنگر تحلیل خود را داده اند و باز شما مغرضانه از قیم دیگران شدن دم زده اید.   

[تاریخ ارسال: 20 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: لاله پیمان]  [  ]  
بطور خلاصه رزیم ملایان به دو دلیل کافی در عرصهً داخلی و بین المللی محکوم است.1_ دخالت مستقیم در امور سیاسی و اجتماعی کشورهای دیگر مانند لبنان وعراق... برای ایجاد امپراطوری اسلامی(ارتجاعی) ...2 _سلب آزادی و نقض ابدائی ترین قوانین حقوق بشر با حاکمیت غاصبانهً خود در داخل ایران. آیا زمانیکه یک حاکمیت نا مشروع در خانهً خودمان با دریایی از خونهای به نا حق ریخته شده، ثبات و امنیت و جان و مال مردم ایران را به باد داده است، میتوان قاضی و قیم دیگران شد؟ رژیم ولی فقیه در کلیت خود آلت دست استعمار جهت ویرانی و غارت بوده است. چرا قبل از اینکه سر مار را در ایران بگیریم و نابود کنیم، با تحلیلهای آبکی از روی غرض و کمبود های باقی مانده از گذشته، با دم او در لبنان و عراق ... بازی کنیم. کمر مردم ایران در زیر حاکمیت جور و جنایت خم شده است. و از قدیم گفته اند. چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. کاملاً واضح است رژیم ملایان از 28 سال پیش همیشه با صرف هزینه های فراوان از جیب مردم ایران تلاش در منحرف کردن اذهان وافکار از عواقب جنایتهای خود و سرنگونی است. و گرنه به اصطلاح تحلیلگران مجازی که توان جولان دادن نبودند. قبل از اینکه طبیب و قیم دیگران شویم بهتر است عملاً به چارهً درد وطن و مردم خود بیاندیشیم.   

[تاریخ ارسال: 20 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: علي سالاري]  [  ]  
دوست عزيز آقاي عرفاني، نخست اينکه افرادي که روي مقالات شما نظر گذاشته اند افرادي مستقل هستند مثل خود شما، درست يا غلط نظرشان را مي دهند، بهتر بود اگر اين افراد شما را مظلوم گير آورده اند، به همانها بتازيد. دوم، براي مخاطبينمان احترام قائل شويم و اگر نقد مي کنند آنرا از بغض و کين ندانيم، سوم، ميتوانيم با مواضع درست بر مواضع اپوزيسيون تأثير بگذاريم ولي اينکه توقع داشته باشيم که آنان بدنبال من و شما بيافتند توقع بي جايي است. چهارم، شما و همگي مي دانيم که امت حزب الله و بسيجي رژيم نيز توده هاي محروم روستايي هستند که بوعدهً يک کوپن مرغ، آسفالت جاده و برق و مدرسه، مورد سوء استفاده رژيم، از روز اول انقلاب قرار گرفتند، و بر سر انقلابيون چماق و تير خلاص کوبيدند. چرا که محروميت آنان، متأسفانه با جهل و تعصب همراه است. اين از ابتلائات دوران ماست که رژيم عنصر انقلابي و آگاه را مي کشد تا رهبري محرومان و مستضعفان را در دست داشته باشد، حالا باعث شود بعضي انقلابيون در فرضيات از پيش ساخته دچار مشکل شوند. پنجم، شرايط خاورميانه، لبنان و ايران بسيار پيچيده اند و پيچيده تر مي شوند و نمي شود به سياه و سفيد و صف حق و باطل بسنده کرد، هرکس به درصدي اشتباه و درست فکر و عمل مي کند، تمام نيروهاي چپ جهاني که صرفاً انترناسيوناليست و ضد امپرياليست و ضهيونيست هستند، لاجرم پشت سر حزب الله و احمدي نژاد قرار مي گيرند. حال آنکه بايد هم سياست هاي توسعه طلبانه وارتجاعي ولايت فقيه و هم تجاوزات و خونريزي هاي اسرائيل را محکوم کرد. يعني لازم نيست حتما در جبههً يکي از آنها قرار گيريم و به پيشينهً خود و ساير انقلابيون ميهن لگد بزنيم. اگر در مواضع صرفاً ضد امپرياليستي و دفاع از محرومان ثابت قدم بمانيد، يار قاري بهتر از احمدي نژاد نخواهيد يافت. دشمن اصلي صلح و آزادي و دموکراسي، کما اينکه طبقهً کارگر در ايران رژيم حاکم است که از فقر و محروميت و دين و ايمان مردم محروم ايران و لبنان و عراق سوء استفاده مي کند.   

[تاریخ ارسال: 20 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: مهدی غفاری]  [  ]  
والله بالله بهتر از همه این است که همه مثل جناب آقای دکتر کریم قصیم مقصر اصلی را حزب الله لبنان معرفی کنیم و غائله را کوتاه کنیم. لابد یه حکمتی توی این کار هست. بی خودی که یک اپوزیسیون قوی شوکت نمیره پشت اون.   

[تاریخ ارسال: 20 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: ardeshir]  [ ardeshir_99@yahoo.se ]  
بعضی ها معتقدند که اولين قربانی هر جنگی « حقيقت »ميباشد . در جنگ خونين ارتجاع اسلامی و غرب نه تنها حقيقت بلکه دمکراسی هم مورد تهاجم قرار گرفته است. امپرياليست ها حتی در خواب هم نميتوانستند تصور کنند که به اين راحتی بتوانند قوانين خطرناک و غير دمکراتيک را به بهانه مبارزه با فعاليتهای تروريستی تصويب کنند !! مرتجعين هم سر هر مخالفی با چاقو می برند. پس بيخود نيست که هر دو طرف خود را برنده ميپندارند.
مبارزه حزب الله لبنان برای کسب دمکراسی نيست بلکه هدف آنان نابودی اسرائيل و مردم آن ميباشد. نقض حقوق بشر را هرگز نميتوان از طريق نقض مجدد آن محکوم کرد. بمباران مردم بيگناه لبنان و فلسطين به بهانه مبارزه با تروريسم را نميتوان از طريق حمله موشکی به مناطق مسکونی اسرائيل توجيه کرد. اگه شعار مجهز کردن پاسداران به سلاح سنگين در جنگ حزب الله ايران با ديکتاتور بعثی اشتباه بود ، اکنون هم شعار مجهز کردن حزب الله لبنان به سلاح سنگين محکوم است. روشنفکر آگاه در هيچ شرايطی نبايد از يک نيروی مرتجع حمايت و در توده ها توهم بوجود بياورد. پاسيفيسم بخش عظيمی از اپوزيسيون نسبت به امپرياليسم غرب و سکوت چندش آور ايشان به جنايات اين دول ناشی از رويای کسب قدرت در ايران از تصدق عنايت غرب ميباشد، اين درماندهگی سياسی اپوزيسيون نبايد توجيهی باشد که مخالفين اين سياست خود را در جبهه ارتجاع قرار داده و ماهيت کثيف بنيادگرايان را کمرنگ کنند. با سپاس اردشير غريب
  

[تاریخ ارسال: 19 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
دیگر متاسفانه کار این آقای تحلیل گر به مغلطه و تحریف کشیده شده و با این متن پایین خود به مظلوم نمایی و برخورد فوق العاده اپورتونیستی با این موضوع رسیده اند. ببیند چه گونه و با چه منطقی می خواهد حزب چماق داران الله لبنان را توجیه کند. ایشان می نویسد که:
"براستی تا چه حد باید حقیر بود که شیعیان فقیر لبنان و ستمدیدگان فلسطینی را که به خاطر نداشتن هیچ پشتیبانی در جهان ستم سالارکنونی مجبورند رو به ظالمان مظلوم نمای رژیم آخوندی بیاورند« فاشیست» و «مزدور» و ... دانست ؟"
عجبا! پس اگر توده های فقیر به دنبال یک جریان تبه کار و فاشیست افتادند پس ما باید با آن موافق باشیم و آنها را حلوا حلوا کنیم؟ پس بعد از انقلاب بهمن وقتی توده های ناگاه به دنبال پاسداران تاریکی و از عدم آگاهی افتادند و به نیروهای مترقی حمله می کردند پس گناهی نداشتند و با این منطق سرکوب کردستان و ترکمن صحرا نیز قابل توجیه می باشد! شاید فراموش کردید که بردار ایرانی این جماعت حزب اللهی جلاد اوین لاجوردی با مخالفان حزب الله چه می کرد؟! فکر می کنم جنابعالی مشگل اصلی تان این است که زیادی احساساتی شده اید و یا نمی دانید و یا فراموش کردید که این اراذل و اوباش چماق دار حزب الله قادر به انجام چه جنایتهای هستند البته هنگامی که تعداد بیشتری مانند جنابعالی را به صف حامیان خود وارد کردند. حداقل از تجربه جماعت توده ای - اکثریتی یک چیزی یاد بگیرید و این سراب را به خوبی بشناسید! اما حقیقت به شکل روشن این است که جنابعالی مدت زیادی از این برادران و روش های امر به معروف و نهی از منکرشان دور بوده اید که این چنین کوته فکرانه به حمایت از این جماعت چماق داران لبنانی و برادران لبنانی آخوند علی خامنه ای شیاد افتاده اید! واقعا که گل کاشتید!!!
  

[تاریخ ارسال: 19 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: بهرام مردانی]  [  ]  
با سلام. سخنان آقای زنگی زنگ که از کلیمی های فارسی زبان است زیاد مستدل نیست. وی نیز می گوید چشم بر آدمکشی های اسرائیل ببندیم و دلمان را به مبارزهء دلخوشکنک با رژیم خوش کنیم. این ها رد گم کردن هایی است از جانب ایشان و همکیشان وی. من بیشتر با آقای عرفانی موافقم که مبارزهء چند جانبه را پیشنهاد می دهد.

----


ديدگاه: کاربر محترم شما بنا به چه داده هايي متوجه شده ايد که «زنگي زنگ» از کلیمی های فارسی زبان است؟ آيا فکر نمي کنيد که اينگونه نظردادن ها باعث مي شود که کسي روي بقيه نوشتهء شما دقت نکند و از آن سر سري بگذرد؟ اگر براي ديگران و امکانات ديدگاه احترام قائل نيستيد، حداقل براي خودتان باشيد.
  

[تاریخ ارسال: 19 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: آريا مهربان]  [ mehrabaneto@yahoo.fr ]  
آقاي عرفاني در قسمتي از مطلب خود نوشته اند كه«آيا مرز جداسازی ما بايد اتيکت های ساخته ی رسانه های صهيونيستی باشد و ياهمان مرزی که محمد حنيف نژاد بدرستی با ديدی ضد طبقاتی در بدو تاسيس سازمان انقلابی اش ترسيم کرد : مرز ميان استثمار شونده و استثمار کننده ؟»، خواستم توجه ايشان را به اين نكته جلب كنم كه آن گفته محمد حنيف نژاد به عنوان قطب نما و جهت نماي مبارزه انقلابي، بعد از انقلاب ايدئو لوژيك كنار گذاشته شد، و مساله اصلي شد مساله رهبري و شناخت و بيعت با امام زمان.زمان به معني وقت. چون گفته شد كه از معيار تعيين شده از سوي محمد حنيف نژاد «شهرام- بهرام بيروم مي آيد» و مساله رهبري هم شد تلاش براي رسيدن حق به حق دار يعني باز پس گرفتن رهبري غصب شده توسط خميني و رساندن آن امام وقت و شعار مربوطه هم كه معرف حضورتان هست، شد بيان به اصطلاح سياسي و تبليغاتي عمومي آن، براي شناساندن اين رهبري در مجامع خارج كشور كه حالا كاري به اثرات ضدانگيزه يي آن در بين ايرانيان ندارم. امايك نكته هم براي جلب توجه كار بر محترمي كه باز هم حزب الله را شروع كننده اين ماجرا دانسته ياد آوري مي كنم كه درمطلبي كه سيمور هرش (خبرنگار سرشناسي كه ماجراي جنايت در زندان ابوغريت را افشا كرد)اخير در نيويوركر نوشته اين نكته را تاييد كرده است كه طرح حمله به حزب الله از قبل از ماجراي حمله حزب الله به يك واحد ارتش اسرائيل و اسير گرفتن از آن وجود داشته و اين طرح مشترك اسرائيل و آمريكا بوده است كه هدف آن هم انهدام توانايي نظامي حزب الله بوده است و هم با ويرانگري شديد لبنان هدف اين بوده كه سبب شوند كه مسيحيان با مقصر شناخنتن حزب الله به جان حزب الله بيفتند و اين تستي بوده است براي اقدامي مشابه در ايران كه البته تيرشان به سنگ خورد و حزب الله محبوبيت بيشتري در لبنان يافت. در ضمن در اخبار امروز شنيه 19 اوت از لبنان گفته شد كه اسرائيل ديشب با نقض آتش بس دست به يك عمليات كماندويي شبانه در خاك لبنان زده است. اين حمله را اسرائيل جلوگيري از انتقال اسلحله از سوريه به حزب الله اعلام كرد، اما هدفش ربودن نفر سوم حزب الله بوده است كه البته با دادن يك كشته(افسر) و چند زخمي با پوشش آتش هواپيماهاي اف16 موفق به فرار شده است.   

[تاریخ ارسال: 19 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [  ]  
به نطر من، تحلیل آقای عرفانی از جنگ لبنان بسیار کلیشه ای و مانند تمامی تحلیل های کلیشه ای، بسیار نادرست است؛ و این تحلیل نادرست ریشه در نفرت نهفته در بسیاری از نوشته های آقای عرفانی بر علیه یهودیان دارد. بند بازی های ایشان با کلمات "یهودیان" و "صهیونیست ها" در نوشته هایشان، در کنار "تئوری توطئه ای" که ریشه همه بدبختی های بشریت را در دین یهود و یهودیان می بیند، خطرناک، ناشیانه و غیر مسئولانه است. طبق نوشته های ایشان، بسیاری از سران رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی، تنها به این خاطر جنایتکارند، که یهودیانی هستند که ماهیت یهودی خود را با اتکا بر اصل تقیه شیعیان پنهان کرده اند! من نمی دانم کجای این کشف تکراری نشان از روشنفکری و تیز هوشی دارد؟
با بسیاری از انتقادات ایشان در مورد نیروهای اپوزیسیون ایرانی اما، موافقم. شاخص "نیروی اپوزیسیون ایرانی" در دوران فعلی چیست؟ ضدیت با ستم در تمامی دوران ها و در همه شکل های آن شاخص همه نیروهای ترقی خواه است و تنها با فریاد کشیدن بر علیه ستم در همه زمان ها و همه مکان ها نمی توان نام "نیروی اپوزیسیون ایرانی" و یا حتی "روشنفکر ایرانی" بر خود نهاد. یک نیروی اپوزیسیون ایرانی با آگاهی کامل از شرایط تاریخی و سیاسی دنیای معاصر، باید در درجه اول پاسخی مشخص برای مسائل و مشکلات ایران و بویژه طرحی واقعی و عملی برای سرنگونی رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی، قبل از ویرانی ایران در آتش جنگ تجاوزکارانه استعماگران نوین، ارائه دهد و با تلاش خود برای عملی کردن آن، به عنوان پیشتاز بر آن صحه گذارد. اپوزیسیون همه چیز بودن، شعارهای آتشین فریاد کردن و در عین حال به همه چیز تن دادن و روزگار گذراندن، هنر نیست، اما متأسفانه نان شب بسیاری از گروه ها و افرادی شده است، که نام خود را در این آشفته بازار جهانی، به غلط "نیروی اپوزیسیون ایرانی" میگذارند. آیا این شرم آور نیست که موضع بسیاری از این باصطلاح نیروهای اپوزیسیون ایرانی در مورد جنگ لبنان یا کپی برداری از موضع امریکا و اسرائیل است و یا رونوشتی برابر اصل از موضع رژیم آخوندی؟ صدای واقعی مردم ایران در کدام زمان، در کدام مکان و بر کدام زبان جاری خواهد شد؟
  

[تاریخ ارسال: 19 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: رضا احمدی]  [ ahmadi_reza2001@yahoo.com ]  
آقای عرفانی مشکل شما با همه اینهایی که برخلاف شما اینجا نظرداده اند این است که شما یک چپ انترناسیونالیست هستید و مشکل اصلی تان آمریکا است ولی این نظردهندگان انترناسیونالیست نیستندو میگویند که مشکل یکشان ایران و دشمن یک شان بنیادگرایی اسلامی است . شما به جای اینکه به این مساله از دید تحلیلی نگاه کنید اولا همه نظرات را به عمد وارونه جلوه داده اید . درحالیکه درهیچ نظری این نبوده است که جنایات اسرائیل را محکوم نکرده باشند ( صریحا یا تلویحی ) ولی شما نوشته اید که این جنایات تائید شده اند. بحث برسرجنایات اسرائیل نبود بلکه برسر جریانی به نام حزب الله بود که شما آنرا به عنوان یک جنبش انقلابی و پیشرو و قابل مقایسه با مجاهدین خلق نشان داده بودید که این تحلیل کاملا غلط است . همه نوشته بودند که حزب الله زاده جمهوری اسلامی است . و بازوی رژیم ایران. اما شما به جای رد کردن این قضیه به مظلومیت مردم لبنان پرداخته اید . شما فراموش کرده اید که فلسطین قیل از روی کارآمدن حماس داشت روی صلح کار میکرد و اسرائیل از بخش هایی از نوارغزه عقب نشینی کرد. فراموش کرده اید که درست همزمان با مطرح شدن پرونده هسته ای رژیم درشورای امنیت ربودن سربازان اسرائیلی اتفا ق افتاد . انگشت همه نظردهندگان مخالف شما روی این قضیه بودکه شروع جنگ و فتنه گری به دست حزب الله و به فرمان حکومت ایران بود . و اینهمه کشتار و خرابی را اسرائیل کرد ولی شروع کنند ه چه کسی بود؟ برای مردم ایران مساله یک ایران است و مشکلات ایرانیان و نه لبنان . این چیزی است که شما به عنوان یک روشنفکر انترناسیونالیست با ان موافق نیستند و اعتنایی به آن ندارید . نماینده حزب الله ( شاخه جوانان درایران درتلویزیون رژیم مجاهدین را ضد الله و ضد حکومت الهی و منافق خواند و خواستار دستگیری آنها درعراق شد) اگر شیعیان لبنان گرسنه و فقیرند و حرب الله با کمک ایران به آنها کمک میکند . ایرانیان هم فقیرند به این عکس ها نگاه کنیدhttp://web.peykeiran.com/new/iran/iran_news_body.aspx?ID=32989
تا متوجه شوید که مردم چه میگویند. متاسفانه درنظر شما و دیگر چپ های انترناسیونالیست ، بن لادن هم حق داشت که به آمریکا حمله کند وطالبان هم حق داشت که بن لادن را نگاه دارد و افعانستان را ویران کند چون همه اینها ضد امپریالیست اند. شما به عنوان یک روشنفکر به جای اینکه جلوی مردم و توده ها حرکت کنید پشت سر آنها هستند. مشکل شما این است . دوست دیگر شما عبود ( درهمین جا نظر میدهد که بله ایران باید بهای خرابی لبنان را به حز ب الله بدهد) این همه سخاوتمندی از کیسه مردم ایرا ن!! و تازه خودتان را هم ایرانی میخوانید !! خیلی عجیب است . مقاله شما فقط آه و ناله ازدست اپوزیسیون ایران است که به نظرشما طرفدار امریکا و اسرائیل است و این نکته را نمی فهمید یا می فهمید و هوشیارانه از آن میگذرید که مساله یک ایران و حتی خاورمیانه رژیم بنیادگرایی است که درهمه جا ایجاد بحران میکند و اگر این رژیم با یک حکومت دموکراتیک و سکولار تعویض شود بسیاری از مسایل خاورمیانه به شکل بهتری حل و فصل میشوند. متاسفم که شما این نکته را هنوز درنیافته اید و نمی خواهید درک کنید و درعوض به جای اینکه ریشه مشکلات خاورمیانه را نشان دهید میگوئید که اپوزیسیون ایران طرفدار ظلم شده است!!! سخنی که از یک روشنفکر چپ و تحلیل گر بسیار بعید است
  

[تاریخ ارسال: 19 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
رفیق کوروش عرفانی عزیز: داری موضع اشتباه وضد دیالکتیکی وضدطبقاتی خود را توجیه میکنی عزیز واز کاربران رنجیده ای ونوک حمله خود را به تحلیلهای اشتباه مجاهدین گذاشتی در حالیکه تحلیلت از بن غیرواقعیست وبا واقعییت جهان معاصر نمیخواند تمام اشتباهات خودت را میتوانی در مقالهءبسیار با ارزش رفیق بهرام رحمانی پیدا کنی که تحت نام "مروری بر جنگ اسرائیل علیه مردم فلسطین ولبنان " در این سایت ودر همین روز آمده است . واقعیت خاورمیانه پیچیده است دکتر محیط هم اشتباه شما را میکند ونیروی ارتجاعی حزب الله لبنان وعراق را نیروی مقاومت ملی خطاب میکند این تئوری مال دیمیتریف تئوریسین بلغاری استالین بود که اولین طرح دفاع از دومرحله ای بودن انقلاب سوسیالیستی را پیش کشید برخلاف نظر لنین وتروتسکی ؛ ودر مرحلهء اول از انقلاب دموکراتیک به رهبری بورژوازی ضد امپریالیست دفاع کرد یعنی از رضاخان در ایران واز چان کای چک در چین دفاع کرد وآنهارا ضد امپریالیست خطاب کرد وقتل عام کمونیستهای چین وایران را سبب شد وانقلاب اسپانیا 1936وآلمان 1923 وچین 1926و27 را به شکست کشانید وهزاران نفر کومونیست وآزادیخواه را قتل عام کرد بر اساس همین تئوری حزب توده واکثریت فدائیان استالینیستهای خائن ایران با خمینی باصطلاح ضد امپریالیست همکاری کردند وکومونیستها ومجاهدین را قتل عام کردند هیج نیروئی به جز طبقهءکارکر در جهان نمیتواند نه آزادی ونه دموکراسی بیاورد فقط طبقه کارگر است که میتواندمدافع منافع ملی ومدافع دموکراسی وحاکمیت مردم باشد بقیه همه مرتجعند حزب الله لبنان یک نیروی بورژوائی ومذهبیست وارتجاعیست وجنگ هم در لبنان یک جنگ امپریالیستی وضد ملیست از هر دوطرف باید دوری کرد واگر این جنگ در ایران تکرار شود طبقهء کارگر ونیروهای آزادیخواه باید جبهءسومی باز کند نه زیر علم جمهوری اسلامی سینه زنند ؛ اینست راه وسیاست ملی وآزادیخواهانه وگرنه تزار هم یک نیروی ملیست چون با امپریالیستها میجنگید وهمیطور هیتلر وخمینی موفق باشی...   

[تاریخ ارسال: 19 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: مهدی رهنما]  [  ]  
اقای عرفانی . سلامت و مقاوم باشید. مشکل فقط مظلوم کشی نیست مشکل این هست که اساسا نمی خواهیم فکر بکنیم و فقط می خواهیم یکی حرف بزند و بقیه تائید کنیم و تکبر و خودخواهی و استبداد رای خیلی از اپوزیسیون هم که مثلا مرز شاهی و شیخی دارند از خود شاه و شیخ بیشتر است و این است که تا یک روشنفکر می خواهد نفسی بکشد می ریزند بر سر و کله اش که یا مشکوک است و یا بی عمل است و یا طرفدار حزب الله لبنان. شاعر بزرگ اسماعیل خوئی بیست سال قبل در یک رباعی خودش در مورد اپوزیسیون مستبدنوشت که: مجموع خمینی و ستالینی و شاه. در هر حال کار شما ارزش زیاد دارد و امید به این که اپوزیسیون خارج از کشور قبول داشته باشد که رژیم کثیف جمهوری اسلامی خون آشام مورد نفرت تمام روشنفکران ومبارزان به قول آنها مشککوک!! و بی عمل!! و پر حرف!! هم هست. موفق باشید   

[تاریخ ارسال: 19 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: سيما]  [ simaafkari@yahoo.com ]  
با درود به آقای عرفانی. من به عنوان یک زندانی سابق رژیم که زیر شکنجه دچار نارسائی فوری کلیه شدم( این را می گویم که چماقداران جریان معلوم الحال مرا عامل ساواک آخوندی نکنند) از شما تشکر می کنم. به نظر من این روزها فرصتی برای تحول در یکایک ما و از جمله شما فراهم شده است. باید به جای تشویق یا دلبستن به نیروهای منجمد اپوزیسیون فقط روی مردم حساب کرد. این روزها انتقاد به آمریکا و اسرائیل از اهانت به مقدسات بعضی نیروها سنگین تر است.
مبارزه آزادی خواهی و در هم شکستن ماشین سرکوب این رژیم جنایتکار صرفا در توان خود مردم ایران است و این ورشسکتگان سیاسی هیچ جائی در میان توده های مردم ندارند. ولی به شما بگویم جریانی که شاعر مبارز کمال رفعت صفائی را که در بستر بیماری سرطان بود جاسوس وزارت اطلاعات آخوندی خطاب می کرد چرا باید به شما رحم کند.
و باید برای آقای ناظر هم آرزوی صبر کرد که بیش از هرکسی در معرض زورگوئی های اینهاست. اما هر قدر شما و سایت دیدگاه خط استقلال و آزادی را حفظ و از گماشتگان اسپتعمار فاصله بگیرد به همان اندازه به مردم نزدیکتر شده است.
بسیار سپاسگزارم
_____


علي ناظر: با تشکر که براي من آرزوي صبر کرده ايد، ولي تا آنجا که من مي دانم ديدگاه مورد انتقاد و برخوردهاي شديد برخي از کاربران بوده، اما تنها کسي که جريان وار «چماقدار» داشته و سعي مي کرده افرادي چون کورش عرفاني را مرعوب کند، چماقداران رژيمي است که در تابستان 67 هزاران نفر را به قتل رساند.

مي خواهم بگويم که انتقاد و برخورد و ابراز نظر چه در اين ستون و چه در ستون مقالات، در سايت ديدگاه بيشتر به مثابهء گفتگو و بحث و جدل بين افراد يک خانواده است - خانوادهء سرنگوني طلبان؛ و از اين جدل ها آشي براي رژيم گرم نمي شود. باز هم از لطف شما تشکر مي کنم.
  

[تاریخ ارسال: 19 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: مهتاب ماکویی]  [  ]  
سلام اقای عرفانی .من قبلا هم برای بعضی دیگر از مقالات شما نظری گذاشته ام و گاهی با نظرات متعصبانه شما در مورد ادغام مردم یهود وصهیونیزم مخالف بوده ام.اما در مورد این مقاله و مقاله قبلی شما باید بگویم با شما موافقم.اقای عرفانی من به دلیل اینکه در کشوری(اردن) زندگی می کنم که فلسطینیان اواره در ان زیادند همیشه اخبار و مسائل جنگ اسرائیل و اعراب را دنبال می کنم وباید بگویم با اینکه حزب الله یک نیروی ارتجاعی است و از حکومت ایران و سوریه هم کمک دریافت می کند اما باید به او بخاطر ایستادگی اش در مقابل اسرائیل در جنگ اخیر دست مریزاد گفت چیزی که خود امریکا و اسرائیل نیز انتظار ان را نداشتند واین باعث شد تا شیعیانی که قبلاهیچگاه به حسابشان نمی اوردند به عنوان نیرویی جسور به حساب بیایند.نکته دیگر اینکه به نظر من سبب بسیاری از مخالفت ها با مقاله قبلی شما مقایسه شما بین حزب الله و سازمان مجاهدین بود که پر بی راه نبودوباید گفت تعصبات بی خودی افراد نمی تواند توجیه گر اشتباهات سازمان مطبوعشان در سالهای قبل باشد.اشتباهاتی که به قیمت بی اعتباری اپوزیسیون در چشم مردم ایران شد.   

[تاریخ ارسال: 19 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
آقای ناظر با سلام و تشکر از تذکرتان. بايد بگويم قصد من به هيچ وجه توهين و يا بر خورد با شخص آقای عرفانی نبوده است، چرا که من برای شخص ايشان احترام قائلم.هدف من برخورد به نظرات بعضا متناقض ايشان می باشد .بخصوص آنجا که بخشی از اپوزيسيون را تلويحا متهم به طرفداری از کشتار زنان و کودکان در لبنان ميکنند.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.