شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۴ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پایان نبرد لبنان، آغاز جنگ با ایران

کورش عرفاني

korosherfani@yahoo.com

بحران لبنان که روز 12 ژوئیه 2006 با تجاوز دولت صهیونیستی اسرائیل به خاک این کشور آغاز شده بود سرانجام از روز دوشنبه 14 اوت 2006 با اجرای قطعنامه ی 1701 شورای امنیت سازمان ملل متحد پایان یافت. شاید به طور موقت. این نبرد خونین باعث کشته شدن حداقل 1200 غیر نظامی لبنانی و مجروح شدن 3800 [1]نفر از مردم بی دفاع لبنان شد. خسارات مالی وارده شده بر کشور کوچک و در حال بازسازی لبنان به خاطر حملات تجاوزگرانه ی صهیونیست ها دست کم بالغ بر 4.5 میلیارد دلارمی شود. اما این نبرد یک ماهه درسها و نتایج فراوانی را در بر داشت که باید به دقت آنها را مورد بررسی قرار داد، بخصوص اگر بخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم : آیا جنگ لبنان سرآغاز جنگ با ایران بود ؟[2]

جهان صهیونیسم را شناخت

نخستین درس این جنگ یک ماهه این بود که جهان با وحشت متوجه شد پدیده ای به نام اسرائیل با برخورداری از حمایت ایالات متحده آمریکا تا چه حد می تواند صلح و آینده ی بشریت را در جهان را تهدید کند. همه دیدند که در پشت این همه مظلوم نمایی های این کشورچه هیولای انسان کشی نهفته است. رژیمی که دهها هزار فلسطینی و لبنانی را که در بین آنها کودکان زیر 10 سال هم وجود دارد[3] در طول سال ها و حتی دهه ها بدون کمترین محاکمه و حقوقی در زندان های خود با بدترین نوع شکنجه های روحی و جسمی نگه داشته و حتی اجساد آنها را که در زندان می میرند به خانواده هایشان تحویل نمی دهد. بی اعتنایی کامل رژیم صهیونیستی به تمامی قطعنامه های سازمان ملل متحد و بندهای کنوانسیون ژنو[4] بسیاری را که چندان این هیولای ایدئولوژیک-نظامی را نمی شناختند مبهوت کرد : بمباران بی محابای پل ها، جاده ها، ساختمان های غیر نظامی، خانه های مسکونی، ادارات دولتی، مراکز حکومتی، حمله خودروهای حامل آوارگان لبنانی، نیروها و خودروهای امدادی، حمله به مقر نیروهای ناظر سازمان ملل ، از میان بردن نیروگاه های برق، بیمارستان ها، با خاک یکسان کردن روستاها و قتل عام مردم بی دفاع مانند آنچه در قنا روی داد و ...

به بهانه ی دو سرباز اسیر شده اسرائیل یک کشور را با خاک یکسان کرد، یک سوم جمعیت آنرا آواره کرد، 5 هزار نفر از مردم آنرا کشت و مجروح ساخت، 630 کیلومتر جاده را ازمیان برد، 29 بندر، فرودگاه و نیروگاه تولید برق را نابود ساخت، 900 کارخانه، 73 پل و 7 هزار خانه و آپارتمان را ویران ساخت.[5] چنین جنونی هم برای این بود که جهان بفهمد جان یک یهودی چقدر بها دارد، هم اینکه زهر چشمی از کشورهای همسایه بگیرد و در عین حال لبنان این شانس بزرگ اقتصادی خاورمیانه را دهها سال در مسیر توسعه ی اقتصادی اش به عقب بیاندازد. با چنین کارنامه ای خوب می فهمیم چرا در دو سال پیش در یک نظر خواهی در میان کشورهای اتحادیه ی اروپا مردم کشورهای اروپا اسرائیل را به عنوان نخستین خطر برای صلح جهانی معرفی کردند. با حادثه لبنان جهان فهمید که باید به طور جدی در باره اسرائیل به عنوان نخستین تهدید بشریت بیاندیشد.

نخست وزیر اسرائیل در اولین سخنرانی خود پس از آتش بس، وقاحت و بی شرمی را بدانجا رساند که از حمله به آمبولانس های امداد در لبنان به عنوان نماد دفاع از حاکمیت اسرائیل نام برد.[6] وی همچنین در اوج بی شرمی هر گونه معذرت خواهی برای جنایات ارتش صهیونیستی را رد کرد. اسرائیل در شب آخر قبل از آتش بس جنایت گری ارتش خود را به نمایش گذاشت و برای جبران شکست فجیع خود، جنوب لبنان و بخصوص حومه ی شیعه نشین بیروت را بیش از 20 بار بمباران کرد. یک روزنامه ی اسرائیلی از آتش باری سنگین ارتش صهیونیستی حتی 2 ساعت قبل از آغاز آتش بس خبر می دهد. [7]

اسرائیل زنان و مردان و کودکان بی دفاع را در اوج بی رحمی و جنون حیوانی مسلمان کشی قتل عام کرد که تصاویر آن در سراسر جهان پخش شد و تخم نفرتی ابدی از صهیونیست ها در دل بسیاری از مردم دنیا کاشت. ارتش اسرائیل در این مدت بیش از 400 کودک زیر 12 سال لبنانی را قتل عام، 950 هزار نفر را بی خانمان و دهها هزار نفر را وادار به فرار از لبنان کرد. آمار دقیقی از زخمی ها در دست نیست اما می توان منتظر آماری بالای 5 هزار نفر تخمین زد.[8]

جهان به چشم خود جنون صهیونیستی را روی اکران تلویزیون ها دید و درست زمانی که این جنایت گری به طور زنده برای مردم دنیا پخش می شد ایالات متحده، پایگاه پشتیبانی یهود سالاری اسرائیل، به طور مستقیم از قتل عام مردم لبنان و تخریب این کشور حتی با استفاده از بمب های شیمیایی و فسفری دفاع می کرد و اجازه ی هیچ اقدامی را در سازمان ملل بر علیه اسرائیل نمی داد. آمریکا از طریق قطر و ترکیه آخرین و مدرنترین سلاح ها از جمله بمب های 2.5 تنی، 5 هزار بمب  لیزری GBU28و بمب های خوشه ای خویش را ارسال کرد تا توسط هواپیماهای ارتش آدمکش اسرائیل بر علیه مردم بی دفاع لبنان به کار آید. در روزهای اول آمریکا چنان سر مست از پیروزی قریب الوقوع بود که کندولیزا رایس وزیر امور خارجه ی ایالات متحده برای توجیه قتل عام لبنانی ها شروع به سخن گفتن از «درد زایمان برای تولد خاورمیانه ای دیگر» کرد. اما «درد زایمان» کندولیزا رایس با مقاومت شجاعانه ی مبارزین لبنان تبدیل به کابوسی شد که برای نجات اسرائیل از آن آمریکا مجبور شد با قطعنامه ی 1701 ارتش اسرائیل را از طریق نوعی سقط جنین سیاسی از قتل گاه جنوب لبنان به در برد. در این باره به هم زمانی هیاهوی تبلیغاتی پوچ انگلیسی ها مکار در مورد خطر حمله ی تروریستی به هواپیماهای انگلیسی-آمریکایی با جلب توجه جهان به شکست مفتضحانه ی اسرائیل باید توجه داشت. تلاش کاذب آنها برای جلب نظرها به یک مسله نمایشی برای عدم پرداختن به توسری خوری ارتش اسرائیل در لبنان رقت برانگیز بود. تلویزیون فاکس نیوز با اختصاص تمام وقت برنامه هایش به عروسک موساد، بن لادن، خبرهای لبنان را که بخصوص حکایت از هلاکت دهها سرباز صهیونیست و بمباران های وحشیانه ی شهرهای لبنان داشت تبدیل به اخبار فرعی خود کرد. بااین وجود اسطوره ی غول ضربه ناپذیر اسرائیل فرو پاشید.

شکست پذیری ابرقدرت ها

بدین ترتیب درس دوم این واقعه آن بود که هیچ قدرت شکست ناپذیری در جهان وجود ندارد. مبارزان حزب الله با ایمان به درستی کار خویش که دفاع از میهن و شرافتشان بود نشان دادند که مجهز ترین ارتش دنیا نیز می تواند به سان یک ببر کاغذی سخت ترین شکست ها را از گروهی که علاوه بر سلاح های سبک مجهز به ایمان هستند دریافت کند. در مقابل سربازان ارتش تجاوز گر اسرائیل، که هیچ انگیزه ای جز جنون مسلمان کشی برای جنگیدن نداشتند، مبارزین لبنانی برای دفاع از شرف و سرزمین خویش انگیزه ی لازم برای تار ومار کردن پنجمین ارتش جهان را دارا بودند و کمک های نظامی و مالی و سیاسی مستقیم آمریکا، این ابر قدرت قرن، نیز نتوانست معادله ی فوق را بر هم زند. همیشه اینگونه بوده است که در تاریخ هیچ قدرتی بر انسان هایی که مصمم اند آزاد زندگی کنند برتری نخواهد داشت و این بار نیز چنین بود. [9]

افسانه ی دروغین «ارتش شکست ناپذیر اسرائیل» فرو ریخت و سربازان اسرائیلی به گزارش خبرنگار روزنامه ی اسپانیایی «ال موندو» از ترس نبرد با مبارزین لبنانی خود را کثیف می کردند. این وحشت همان وحشت ارتش پیرمرد و بچه کش اسرائیل بود که برای نخستین بار در مقابل نیرویی قرار می گرفت که با اعتقاد می جنگید و این بار علاوه بر سنگ و تیرکمان، از مسلسل و موشک انداز نیز برخوردار بود.  اسرائیل در هر دو هدف رسمی اعلام شده اش یعنی آزادسازی دو سرباز اسیر شده و خلع سلاح حزب الله با ناکامی کامل روبرو شد. یک مورخ معروف اسرائیلی، تام سگو، در این باره می گوید :« شايد اين جنگ شعله‌ور ميان اسرائيل و حزب‌الله از دو جهت اساسي عجيب بنمايد: يكي از آن جهت كه تشكيلاتي نظامي و مردمي با تكيه بر جنگ چريكي با ارتش پرتوان اسرائيل مي‌جنگد و روزنامه‌ها اعتراف مي‌كنند نظامي‌هاي اسرائيل در جبهه‌ها از رويارويي مستقيم با مبارزان حزب‌الله مي‌گريزند. نكته دوم كه مهمتر است اينكه اجماعي كه گمان آن مي‌رفت به سرعت محو شد و حال انتقادات روزنامه‌نگاران و تحليلگران برجسته روزنامه‌ها، تاريخ‌نويسان و بخش‌هاي روبه افزايش مردمي از دولت از هر طرف آغاز مي‌شود و تظاهرات روزانه (با شمار شركت‌كنندگان اندك) افزايش مي‌يابد، اما فضايي عمومي عليه جنگ خلق مي‌كند.»[10]

نبرد لبنان میخ محکمی بود بر تابوت «اسرائیل بزرگ». رویای ضد انسانی وصهیونیستی «اسرائیل بزرگ» که همانند مدافع سرسخت آن، آریل شارون جنایتکار، در اغما فرو رفته است می رود که به همراه این پلید روزگار به مرگ سپرده شود. بحران عظیمی در انتظار اسرائیل است. بحران ایدئولوژیک دولت یهود به بحران سیاسی تبدیل خواهد شد و بی شک همراه با بحران های عمیق اقتصادی و اجتماعی، که جامعه ی مصنوعی و سرهم بندی شده ی اسرائیل بدان مبتلاست، دیر یا زود تبدیل به یک بحران وجودی خواهد شد. فروپاشی رویای اسرائیل بزرگ می رود که رویای بقای اسرائیل را نیز تهدید کند و این برخلاف آنچه تصور می شد نه با فشارو تهدید بیرونی، بلکه با نوعی فروپاشی فکری، سیاسی و اقتصادی از درون خود اسرائیل. رژیم سیاسی در اسرائیل با شکست لبنان امکان و گریزگاه خود را برای فرار از برخورد با بحران های داخلی از دست داد.

باید دانست که اسرائیل برای این تهاجم 33 روزه حدود 6 میلیارد دلارهزینه صرف کرده است. خسارات اقتصادی وارده به دولت صهیونیستی بالغ بر 11.5 میلیارد دلار برآورد می شود. احتمال می رود رشد اقتصادی سالانه اسرائیل که 5.5 درصد پیش بینی شده بود به مرز 4 درصد سقوط کند. فرار توریست ها، کاهش تولید داخلی در مناطق شمالی، فرار سرمایه ها و سقوط نسبی بورس از جمله زیان های فاحش اقتصاد شکننده ی اسرائیل بود. بدیهی است در نبود سیل پول های غارت شده توسط شبکه یهودیان در سراسر جهان و نیز کمک های بلا عوض ایالات متحده، اقتصاد اسرائیل می توانست تحت فشار ناشی از این جنگ و حملات موشکی حزب الله بر بندر حیفا که شاهرگ اقتصادی این کشور است فروبپاشد.

مذاکراتی که از همین امروز دوشنبه 14 اوت در مجلس دولت صهیونیستی آغاز شد به خوبی از تفرقه و تشتت حاکمان اسرائیل خبر می دهد. اهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی مجبور شد قبول کند که «اشکالاتی» در کار موجود بوده و باید به اندیشیدن در این باره پرداخت. یک جنایتکار دیگر از حزب لیکود، که به عنوان قصاب اعراب معروف است-یعنی بنیامین نتانیاهو-، در سخنرانی خود دولت اولمرت را به باد انتقاد گرفت و او را به خاطر دست نیافتن به «اهداف اعلام شده» سرزنش کرد. [11]این تنها آغاز یک اختلاف جدی میان جناح های سیاسی اسرائیل برای یافتن راه نابودی اعراب و مسلمانان است. اختلافاتی که می تواند تا مرز برخوردهای داخلی میان هواداران آنها پیش رود. بحران در کمین این کشور شرور، که به زور و بر روی خون بیگناهان ساخته شده، نشسته است.

زمان صحت یا عدم صحت این فرضیه را نشان خواهد داد اما این مسلم است که از این پس یا اسرائیل باید با واقعیت های سخت درونی روبرو شده و علاوه بر احقاق حقوق فلسطینی ها به یک دولت متعارف و سر به زیر تبدیل شود- امری که با ماهیت تاریخی و ایدئولوژیک رژیم صهیونیستی در تضاد است- ویا با دیوانه گری های دیگری مانند آنچه در لبنان کرد مسیر نابود سازی خویش را شتاب بخشد. تلاش مذبوحانه و کاذب مقامات اسرائیلی برای پیروزی جلوه دادن قطعنامه ی 1701 براستی رقت انگیز بود. روز یکشنبه 13 اوت و دقایقی پس از پذیرش اجباری قطعنامه، آوی پازنرسخنگوی کابینه اسرائیل در مصاحبه ای روی کانال جهانی پنج فرانسه چندین بار تکرار کرد که این قطعنامه «یک پیروزی» برای اسرائیل بوده و در این مورد آنقدر اصرار کرد که تمسخر و ترحم روزنامه نگار فرانسوی را برانگیخت. زمانی که این روزنامه نگار در باره ی «پیروزی نظامی» دولت یهود با آمار و تلفات سنگین ارتش اسرائیل در دو روز آخر نبرد از وی سوال می کرد او گفت : « گاهی پیروزی را درمیدان نظامی بدست نمی آوریم بلکه در عرصه ی سیاست به آن نائل می شویم.» و این حرف را کسی می زد که در روزهای اول تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان با اطمینان و قلدری می گفت که «ما برای خاتمه دادن به کار حزب الله به آنجا وارد شده ایم». یک ماه پس از این رویاپردازی به نظر می رسد که این حزب الله بود که به کار ارتش زن و بچه کش اسرائیلی خاتمه داد. به قول روبرت فیسک به جای آنکه ارتش اسرائیل به پاکسازی جنوب لبنان از حزب الله بپردازد حزب الله در حال پاکسازی منطقه از ارتش اسرائیل است. [12]

این شکست بی سابقه ی متجاوزترین، جنایتکارترین و بی شرم ترین ارتش حکومت تاریخ بشریت، یعنی حکومت آدمکش و قلدر اسرائیل، پیروزیی بزرگ برای همه ی آزادیخواهان جهان، همه ی ملت های تحت ستم و به خصوص همه خلق های خاورمیانه بوده است. بی شک مردم فلسطین اینک با مشاهده ی شکست پذیری قاتلان و غاصبان اسرائیلی خود روحیه و آموخته های بهتری برای گرفتن حق خویش از متجاوزان صهیونیستی خواهند داشت.

حزب الله در این میان

حزب الله نیرویی است متشکل از شیعیان لبنان که با تکیه بر کمک های مالی، نظامی و سیاسی ایران و سوریه شکل گرفته و دوام آورده است. هیچ کس در وابستگی ایدئولوژیک این نیرو به دستگاه مذهبی رژیم ایران شکی ندارد. اما بد نیست قدری از کلیشه ها و تبلیغات وسایل ارتباط جمعی تحت اختیار صهیونیسم و یا دستگاه های تبلیغاتی رژیم آخوندی فاصله بگیریم تا دیدی واقعی تر از روابط حزب الله لبنان و رژیم ایران بدست آوریم.

این تشکیلات دراواسط دهه ی هشتاد میلادی در لبنان تولد یافت.[13] تشکیل دهندگان آن متشکل بودند ازنیروهای فعال سیاسی شیعه در لبنان و بخش قابل توجهی از فلسطینی هایی که در لبنان پناهنده بودند. بافت اجتماعی وطبقاتی نیروهای حزب الله را فقیرترین بخش جامعه لبنان تشکیل می داد. در1976 هنگامی که جنگ داخلی دربیروت آغاز شد بخش مهمی از طبقه ی بالا و متوسط جامعه ی لبنان راه خروج از کشوررا پیش گرفتند. دراین میان خانواده های فقیری که نمی توانستند به خارج از لبنان بروند برای فراراز جنگ داخلی به سوی جنوب این کشور رفتند. نبرد میان نیروهای سازمان آزادیبخش و مسیحیان آنها را به سوی جنوب بیروت و منطقه «داهیه» که امروز یک حاشیه نشین بزرگ شیعیان است سوق می دهد. در این منطقه آنها دستخوش کشتارهای فراوان نیروهای ارتش اسرائیل و شبه نظامیان وابسته به اسرائیل هستند از جمله کشتار معروف صبرا و شتیلا، قرنطینه و شنبه ی سیاه (6 دسامبر1976 )[14] . این شیعیان در طول یک دهه به حال خود واگذاشته شده و دستخوش حمله و قتل عام های مکرر هستند. در 1982 اسرائیل لبنان را به اشغال خود در می آورد و نیروهای سازمان آزادیبخش فلسطین به رهبری یاسرعرفات را از بیروت بیرون می راند. در این موقع جریان تندروی «امل» کنترل این مناطق را به دست گرفته و با بدرفتاری با توده های بی دفاع شیعه بی عدالتی و رشوه خواری را در آنجا رواج می دهد.

در ماه مه 1983 حکومت لبنان تصمیم می گیرد این مناطق فقیر نشین را که حلبی آبادهای شیعه نشین محسوب می شدند تخریب کند. اما ساکنان این منطقه که جایی برای رفتن نداشتند مقاومت سرسختانه ای را در مقابل بولدورزهای دولت از خود نشان می دهند و کار به دخالت ارتش لبنان می کشد. رویارویی از 17 مه 1983 تا 6 فوریه 1984 به طول می انجامد و با پیروزی شیعیان حلبی آبادهای حومه بیروت برارتش لبنان به پایان می رسد. این مبارزه سبب تولد نخستین تشکیلات مردمی در میان محرومان شیعه ی لبنان می شود و تقویت این روحیه ی تشکیلاتی سبب می شود سرانجام در سال 1985 « شیخ ابراهیم الامین» تولد تشکیلاتی به نام «حزب الله» را اعلام کند. در این نام گذاری شیعیان منطقه ی بعلبک که تحت نفوذ جمهوری اسلامی هستند نقش داشتند. در این میان نقش مهم امام موسی صدر را نباید از یاد برد. ناپدید شدن او، که در مقایسه با آخوندهای افراطی ایران یک روحانی شیعه مترقی و غیر ارتجاعی بود، توسط موساد راه را برای تحت سیطره گرفتن حزب الله توسط همدست اسرائیل یعنی رژیم آخوندی باز کرد.

حزب الله به سرعت به نیرویی مهم در میان شیعیان تبدیل می شود. زیرا به نیازهای مادی آنها پاسخ می دهد.[15] یک شبکه از نهادهای اجتماعی و کمک رسانی تاسیس می شود. به همت پول هایی که ایران و سوریه می دهند و نیز به واسطه ی پایان یافتن جنگ و رونق اقتصادی کشور عملکرد حزب الله به حوزه های آموزش، مسکن، بهداشت، تغذیه، حرفه آموزی و ... گسترش می یابد. شیخ حسن نصرالله که آخوندی در میان مردم این منطقه است به سرعت خود را به عنوان یک چهره ی کاریزماتیک و مدیر جا می اندازد. تلاش اسرائیل برای ترور وی مشروعیت و نفوذ او را گسترش می دهد. حزب الله نیروی شبه نظامی خود را در کنار ارایه ی خدمات اجتماعی تقویت می کند و دست به یک تصفیه ی کامل از جاسوسان در مناطق تحت اختیار خود می زند. پاره ای منابع ذکر می کنند که در سازماندهی بخش نظامی حزب الله اعضای سپاه پاسداران رژیم شرکت داشته اند.[16] یک شبکه ضد جاسوسی وسیع و قوی مراقبت از محله ها و مناطق تخت نفوذ حزب الله سبب می شود که مخفی کاری در این تشکیلات جایگاه مهمی داشته باشد. نفرات نظامی حزب الله در واقع امر و در اکثریت خود شهروندانی هستند که پس از آموزش به زندگی عادی می پردازند و تنها در صورت عملیات به کار نظامی روی می آورند. به همین دلیل برآورد تعداد آنها و شناسایی این نیروها برای اسرائیل بسیار دشوار بوده است. این ارتش که به دلیل حضور یهودیان در مناطق مختلف از یک شبکه ی وسیع اطلاعات و جاسوسی برخوردار است در مورد حزب الله چیز زیادی نمی داند و در این باره بیشتر بر حدس و گمانه زنی تکیه دارد. این امر سبب شده است که اطلاعات مستند در باره ی قدرت و عملکرد حزب الله بسیار اندک و شایعه و احتمالات بسیار فراوان باشد.

موفقیت واقعی حزب الله در لبنان در سال 2000 بود. مقاومت سرسختانه ی آنها در مقابل ارتش اشغالگر صهیونیستی سبب شد که این ارتش از مناطق مرزی در جنوب خاک لبنان فرار کند. این بازپس گیری زمین های اشغالی، به جز مزارع شعبا که اسرائیل همچنان در اشغال خود دارد، سبب شد که حزب الله مشروعیت و محبوبیت فراوانی را در صحنه ی سیاسی بدست آورد. این حزب نیز به تدریج شعار انقلاب اسلامی را که از سوی رژیم ایران صادر شده بود کنار گذاشت و با شرکت در انتخابات مجلس لبنان و فرستادن دوازده نماینده به آن به یکی از واقعیت های صحنه ی سیاسی لبنان تبدیل شد. استیون کوک، مشاور در امور روابط بین المللی از واشنگتن در مصاحبه ای با بی بی سی بر استقلال قابل توجه حزب الله تاکید می کند.[17]

هر چند حزب الله به دلیل بافت ایدئولوژیک خود برخی از ژست های سختگیرانه ی مذهبی را در مورد مسایل فرهنگی و اخلاقی مانند موزیک و حجاب ارائه داد ه است، اما نباید فراموش کرد که حزب الله لبنان با حزب الله ایران متفاوت است. حزب الله د رایران ابزاری بود برای سرکوب اجتماعی و داخلی، این نیرو مشروعیت حکومتی و جایگاه خود را به دلیل سرکوب خلق بدست آورد حال آنکه در لبنان، حزب الله ابزاری است برای نبرد در مقابل خطر خارجی و مشروعیت خویش را از خدمت به خلق بدست آورده است. تفاوت دیگر اینکه در ایران حزب الله در خدمت حاکمیت است و در لبنان نیرویی است در کنار یا حتی گاهی در مقابل حاکمیت. حزب الله ایران در صحنه ای تصفیه شده از نیروهای سیاسی مستقل دیگر عمل می کند حال آنکه حزب الله لبنان در مقابل یا در کنار خود جمعی از نیروهای سیاسی مستقل چپ، ملی گرا و مسیحی را دارد. حزب الله ایران یکه تاز و در ورای قانون بود، به کسی حساب پس نمی داد، حال آنکه حزب الله لبنان مجبور است به تعامل با سایر نیروهای سیاسی و اجتماعی بپردازد و امکان تک تازی نداشته است.

به همین دلیل باید گفت که حزب الله لبنان قبل از آنکه یک نیروی ایرانی باشد یک نیروی لبنانی است. اما این بدیهی است که نیازهای این نیرو در زمینه های سیاسی، مالی، تدارکاتی و تبلیغاتی زمینه های همکاری آنها با رژیم های ایران و سوریه را فراهم و تقویت می کند. لیکن این همسویی و همیاری را نباید به معنای وابستگی دانست. آلن گرش در مقاله ای در ماهنامه ی لوموند دیپلماتیک ماه مه 2006 می نویسد : آنتوني اچ کوردسمن يکي از پژوهشگران بانفوذ مرکزمطالعات استراتژيکي و بين المللي واشينگتن که نميتوان به او نسبت نزديکي به اسلام گرا ها داد، اشاره ميکرد «تحليل گران و روزنامه نگاران بايد محتاط بوده و در مورد صحبت از نقش ايران در بحران کنوني واقعيت ها را در نظر گيرند. منابع متعددي از جمله افسران و مقامات رسمي اسرائيلي درصدند که از بحران لبنان براي يافتن دلايل جديدي جهت حمله به ايران استفاده کنند (...). نتيجه اين است که سوء ظن ها و حقايق محدود به صورت نظريه هاي توطئه چيني ظاهر ميشود. سرويس هاي اطلاعاتي آمريکا هيچ مدرکي دال بر سلطه ايران بر حزب اله يا نظارت ايران بر اين نيرو ندارند و فقط مدارکي دارند که نشان ميدهد که ايران منبع اساسي مالي و تسليحاتي اين حزب است .» (٦[18]

بدین ترتیب باید گفت که حزب الله نخست به دنبال منافع ملی و داخلی لبنان است و احتمال اینکه این نیرو به طور کامل و قبل از پرداختن به منافع لبنان در خدمت رژیم ایران یا حکومت سوریه باشد نوعی کلیشه پردازی است. در تحلیل یک پدیده نباید به کلیشه ها و قالب های از قبل شکل گرفته قناعت کرد. ما می دانیم هر کجا که نیروهای مردمی به مبارزه ی مسلحانه مشغول می شوند دیر یا زود مجبورند برای پاسخگویی به نیازهای خویش به یک یا چند دولت خارجی روی آورند. در این موارد حق انتخاب چندان مطرح نیست. انتخاب ها اجباری است. همچنانکه مجاهدین خلق پذیرفتند برای مبارزه با رژیم ضد ایرانی جمهوری اسلامی با حکومت صدام، که در زمینه ی حقوق بشر بهترین کارنامه ها را نداشت، اتحاد کنند. این نیازها و اتحادها را باید با دیدی واقع بینانه و عینی گرایانه بررسی کرد. تحلیل گری براساس برچسب ها ما را به حقیقت نزدیک نمی کند. حزب الله لبنان بی شک از نظر ما ایرانیان مخالف رژیم، به دلیل وابستگی هایش به حکومتی که ما با آن می جنگیم، قابل انتقاد است؛ اما این انتقاد باید منصفانه و عینیت گرا باشد. درغیر این صورت از همان نوع انتقادهایی می شود که بسیاری در باره همکاری مجاهدین و حکومت صدام و ...می آورند. فراموش نکنیم که برچسب تروریستی هم به حزب الله زده شد و هم به ارتش آزادیبخش مجاهدین. اگر این برچسب لایق نیرویی که برای رهایی مردم ایران از چنگ ارتجاع آدمکش رژیم می جنگد نیست بدیهی است که مناسب نیرویی که برای آزادی کشورش از چنگال صهیونیسم آدمکش می جنگد نیز نخواهد بود ؟ ما نیروهای آزادیخواه و انساندوست نمی توانیم پایه فهم و مبنای تحلیلی خود را نسبت به پدیده های سیاسی بر اساس چیز دیگری جز انسانیت بگذاریم. محاسبه گری های بر اسای اتیکت های معمول در جهان سرمایه داری ما را از مسیر مبارزه انسان گرا دور می کند. باید پرسید یک نیروی شیعه مقاوم در مقابل صهیونیسم جنایتکار به چه نیروی دیگری در میان دولت های سنی و سازشکار می تواند روی آورد. محدودیت انتخاب حزب الله را درک کنیم که مجبور است به رژیمی دیکتاتور اما شیعه و به ظاهر ضد اسرائیلی روی آورد. رژیمی که همدستی های 27 ساله اش با رژیم صهیونیستی در ورای شعارها و اداهایش برای ما ایرانیان اپوزیسیون آشکارست.[19] فراموش نکنیم مجاهدین و حزب الله هر دو قربانی یک سیستم جهانی ضد بشری اند که صهیونیسم، ارتجاع و امپریالیسم اجزای آنند.

نگارنده بر این باورست که این رژیم ضد خلقی ایران است که از حزب الله سوء استفاده می کند و این نیروی ملی را به دلیل نیازهای مادی یا باورهای مذهبی اش قربانی منافع و مطامع خود کند. تا حدی که از اعضای آن حتی در ترور مخالفان خود در خارج از کشور بهره برده است. این در حالی است که نبرد حزب الله در مقابل جنایت پیشه ترین حکومت تاریخ بشری، یعنی حکومت صهیونیستی اسرائیل، نبردی است مشروع، قابل احترام وارزشمند. زیرا این ها نخستین اعرابی هستند که پس از سه دهه تسلیم پذیری حاک بر جهان عرب نشان دادند مانند بسیاری از حکومت های فاسد عرب حاضر نیستند به خاطر ترس از مرگ، دهه ها در خفت و خواری اشغال و ستم زیست کنند. این پایبندی رزمندگان حزب الله به ارزش بنیادین حیات انسانی، یعنی زیستن در سرزمینی رها از اشغالگران ظالم، امری است تحسین برانگیز و بسیاری از ما ایرانیان برای نبرد سرنوشت ساز با رژیم آدمکش جمهوری اسلامی باید از آن الهام بگیریم. بدیهی است که با ساقط شدن رژیم آخوندی و استقرار دمکراسی در ایران حزب الله لبنان نیز می تواند با رهایی از یوغ ایدئولوژیک وسیاسی رژیم به تحول خودجوش خویش در جامعه ی پویای لبنان بپردازد.

اما تا آن موقع توجهی به نتایج سیاسی واقعه ی لبنان می تواند به خوبی نشان دهد که چگونه حزب الله لبنان سرنوشتی متفاوت از رژیم جمهوری اسلامی خواهد داشت.

نتایج سیاسی بحران اخیر لبنان

این نبرد برای حزب الله موفقیتی نظامی و سیاسی بود. حسن نصرالله با آگاهی از این واقعیت بود که امروز در اولین نطق خود پس از آتش بس حرف از «پیروزی تاریخی و استراتژیک» می زد.[20] زیرا سبب می شود این نیرو در صحنه ی سیاسی کشور با مشروعیتی به مراتب قویتر از گذشته ادغام شود و حتی در صورت خلع سلاح با آوردن نیروهای خویش در بدنه ی ارتش ملی لبنان توان نظامی اش را به طور غیر مستقیم حفظ کند. از سوی دیگر، از این پس حزب الله احترام تمامی جناح های سیاسی لبنان را خواهد داشت و شانس شرکت در فرایند دمکراتیک سازی کشور را. فداکاری نیروهای حزب الله در پایان بخشیدن به تجاوزگری وحشیانه ی صهیونیست ها و بیرون راندن آنها می تواند برای لبنان امنیتی دراز مدت فراهم کند. مگر آنکه باز جنون رژیم رو به زوال صهیونیستی بالا بزند و با زیر پا گذاشتن آتش بس بخواهد از فشار راستی ها ی افراطی اسرائیل بگریزد.

اما به طور استرا تژیک حکومت اسرائیل که با تودهنی تاریخی مواجه شده است اینک باید این شکست مفتضحانه را جبران کند و برای این منظور مجبور است خود را درگیر نبردی مهم تر کند تا با پیروزی در آن، شکست قبلی را جبران نماید. برای این امر نیز تنها حمله به ایران است که می تواند جبران گر باشد. اما با نتایجی که هیچ کس درباره ی آن جرات اظهار نظر قطعی را ندارد.[21] در این باره باید به چند نکته توجه داشت که در مجموع بروز سناریوی دیوانه وار فوق را تقویت می کند :

1- اسرائیل به یک پیروزی بزرگ احتیاج حیاتی دارد. انتخاب بین مرگ و زندگی برای صهیونیسم اسرائیل مطرح است.

2- اسرائیل امکان رشد اقتصادی و تبدیل شدن به ابرقدرت منطقه ای را به هیچ کشوری در خاورمیانه نخواهد داد. به همین دلیل تحمل یک ایران اتمی را نخواهد داشت.

3- اسرائیل برای تهاجم به مراکز اتمی ایران روی حمایت آمریکا حساب می کند.

4- اسرائیل از این پس از بابت تهاجم از جانب حزب الله لبنان به عنوان یاری دهنده ی ایران تحت حمله  آسوده خاطر است.

این نکته آخر شاید کلید حل معمای تجاوز برنامه ریزی شده ی اسرائیل به لبنان به بهانه ی اسارت دو سرباز باشد. دولت صهیونیستی می دانست که در صورت تهاجم به ایران، در زمانی که حزب الله دست نخورده باقی مانده است، می تواند با خطری جدی روبرو باشد. قدرت آتش حزب الله با باریدن حدود 4 هراز موشک برروی شهرهای شمال اسرائیل نشان داد که این محاسبه خطا نبوده است. هر چند که ارتش صهیونیستی در نابودسازی حزب الله ناموفق ماند، اما قطعنامه ی کنونی حضور دهها هزار نیروی ارتش لبنان و نیروهای سازمان ملل را در مرز لبنان و اسرائیل پیش بینی می کند. این امر بدان معناست که حزب الله در صورت تهاجم اسرائیل به ایران به سختی می تواند همان نقشی را در حمایت از ایران بازی کند که قبل از اجرای این قطعنامه. پس، رژیم یکی از شانس های مهم خود را در این بازی از دست داد [22]. به همین خاطر باید مقامات رژیم ایران از قطعنامه ناراضی بوده و باید انتظار داشت که در استقرار صلح در لبنان کارشکنی کنند، حتی به قیمت هل دادن حزب الله در یک جنگ داخلی. آینده نشان خواهد داد تا چه حد حزب الله تابع این خواست ایران خواهد بود. آنچه ایران را بیش از پیش نگران می کند سکوت سوریه و اتخاذ یک سیاست احتیاط گرا در جریان این جنگ بود. بر این نگرانی گرایش سرد کشورهای عرب را نیز باید افزود.

از سوی دیگر اگر به تهاجم وحشیانه ی اسرائیل به نیروهای حماس در نوار غزه که بی سرو صدا در طول جنگ لبنان صورت گرفت بنگریم و نیز نگاهی به آماده سازی 12 هزار نیروی آمریکایی[23] در در روزهای اخیر برای حمله به ارتش المهدی و نیروهای مقتدی صدر در مناطق شیعه نشین عراق و بخصوص در بغداد داشته باشیم در می یابیم که آمریکا و اسرائیل طبق یک برنامه ی پیشگیرانه در صدد از میان بردن بازوها ی نظامی و امکان های سیاسی حکومت آخوندی برای تلافی جویی درمنطقه هستند تا زمینه ی رویارویی نظامی خویش را با رژیم ایران، بدون نگرانی از قدرت تخریب گر بیرونی جمهوری اسلامی در منطقه آماده سازند. این سناریو در عین حال توضیح دهنده نقش محوری آمریکا در حمایت از اسرائیل در این جنگ 33 روزه می باشد.

پس در جنگ لبنان بازنده ی واقعی رژیم جمهوری اسلامی بود که یکی از ابزارهای اصلی تهدیدگری خود را از دست داد. اگر این امر در مورد حماس در فلسطین، ارتش المهدی در عراق و نیروهای حکمتیار در افغانستان نیز صورت پذیرد می توان گفت که شرایط در آینده ای ه چندان دور برای آغاز نبرد میان رژیم جمهوری اسلامی از یکسو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر آماده است، اما این بار بدون خطر تهدید متحدان شبه نظامی-سیاسی رژیم در منطقه.

به عنوان نتیجه گیری

نگارنده بار دیگر تاکید می کند که همچنان که انفعال بین المللی در مقابل تهاجم وحشیانه ی اسرائیل به لبنان مورد آزمایش عملی قرار گرفت هجوم احتمالی به ایران نیز می تواند در سکوت آشکار یا تزیین شده ی جهانی صورت پذیرد. نباید تصور کرد که از میان بردن زیر ساخت های کشور و قتل عام مردم ایران برای اسرائیل و آمریکا کار دشواری خواهد بود. بخصوص اگر حمایت بریتانیا نیز از رژیم برداشته شود. در این صورت همانگونه که لبنانی ها شاهد ویرانی و کشتار در کشورشان بود این امر با ابعادی به مراتب وسعیتر، خشن تر و مخرب تر می تواند در کشور ما به اجرا درآید. چنین سناریویی می تواند دهه ها و بلکه سده ها کشور ما را به عقب بیاندازد. بازسازی ایران ویران شده به طور عملی ناممکن خواهد بود زیرا یگانه منبع درآمد اصلی کشور در آن زمان نفت خواهد بود که تمامی آن در بهترین حالت تنها می تواند هزینه های جاری کشور را تامین کند. این به معنای آنست که اگر آنچه بر لبنان رفت بر ایران رود کشور ما به طور تاریخی وارد یک سیر قهقرایی دراز مدت می شود. به ویژه اگر به آثار رادیواکتیویته ی ناشی از بمباران پایگاه های اتمی در جای جای سرزمین مان فکر کنیم. مقاله ی اخیر سیمور هرش نشان داد که چگونه در میان نئو محافظه کاران به رهبری دیک چنی گرایش به سوی بمباران اتمی ایران در حال تقویت است. [24]

این نابودی و ویرانی ایران مطلوب مثلث جهنمی امپریالیسم-صهیونیسم و ارتجاع می باشد. زیرا هر یک منافع خویش را در آن می بینند. بازنده ی واقعی این سناریوی سیاه کسی نیست جز مردم ایران. [25]

اگر فرصتی برای جلوگیری از این فاجعه ی تاریخی محتمل باشد امروز است، اگر دیر نباشد. از ایرانیان خارج از کشور کار کمی بر می آید. راه نجات میهن در سرنگون سازی و کنارزدن رژیم ضد ایرانی کنونی در داخل و توسط مردم است. نگارنده، برای چندمین بارو یک بار دیگر- وبا توجه به ویژگی های موقعیت کنونی شاید برای آخرین بار-، همه ی نیروهای متعهد و مسئول مستقل و تشکیلاتی، از جمله نیروی متشکل مجاهدین، را فرا می خواند تا با ابتکاراتی دمکراتیک ومردمی شرایط یک اتحاد فرا تشکیلاتی را فراهم آورند و یک جایگزین فراگیر را ارائه دهند. سرنوشت ایران یا به دست نیروهای مردمی می افتد و یا به سوی تباهی پیش می رود. انتخاب با ماست.

* *

www.korosherfani.com

14/08/2006



[1] این آمار مربوط به روز 14 اوت است و به احتمال بسیار زیاد در روزهای آینده افزایش خواهد یافت.

[2] این نوشته بر اساس داده های موجود و وضعیت در اولین روز آتش بس 14 اوت 2006 تنظیم شده است.

[3] اسرائیل یک کودک فلسطینی را به حبس ابد محکوم ساخته است. www.turntoislam.com

[4] مانند بندهای چند گانه ی ماده ی 51 کنوانسیون ژنو در مورد حفاظت مناطق مسکونی در زمان جنگ

[5] آمار فوق توسط شبکه ی خبری یورونیوز ارائه شده است. ( 14 ژوئیه 2006)

[6] http://www.haaretz.com/hasen/spages/750416.html

[7] http://www.haaretz.com/hasen/spages/750061.html

[8] برخی رسانه ها از بیش از 3800 مجروح صخبت می کنند که آمار رسمی است. اما دربرگیرنده انبوهی از اجساد مدفون زیر آوار ساختمان ها نیست.

[9] از حیث نظامی این تجربه نشان می دهد که در مقابل ارتش های منظم ضد خلقی بهترین شیوه مقابله و مبارزه ی مسلحانه شیوه جنگ نامنظم است. به شرطی که خوب آماده شده و از امکانات مادی کافی برخوردار باشد. قدرت این روش مبارزاتی در این جنگ چنان بود که در میان انبوه تصاویر این جنگ حتی یک تصویر از نیروهای حزب الله در حال نبرد موجود نبود. این نکته بیانگر پنهانکاری، دقت و تحرک بالای این نیروها بوده است. تحلیل جنبه های نظامی این جنگ به عهده کسانی است که شناخت و تخصص لازم را در این باره دارا هستند.

[10] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8505230287 به نقل از سایت اینترنتی الشرق الاوسط و روزنامه ی حدیث الناس

[11] http://www.haaretz.com/hasen/spages/750416.html

[12] As the 6am ceasefire takes effect... the real war begins by Robert Fisk (http://respectuk.blogspot.com/)

[13] بخش عمده ی داده های تاریخی این قسمت از منبع زیر است : Jean-paul Mari – Les deux visages du Hezbollah – Le Nouvel Observateur – n°2177 – du 27 juillet au 2 août 2006 – pp.28-32 نگارنده تصمیم نداشته است در اینجا به بررسی مفصل تاریخ حزب الله لبنان بپردازد و به این مختصر بسنده می کند تا برخی از عناصر مهم را نام برده باشد.

[14] http://www.cartage.org.lb/fr/themes/Geohis/Histoire/chroniques/pardate/Chr/750413a.htm

[15] همین امروز حسن نصرالله باردیگر اعلام نمود بخش مهمی از هزینه های سکونت دهی دوباره ی شیعیان جنوب لبنان را به عهده می گیرد. این ابتکار نشان دهنده اهمیت پرداختن به امور اجتماعی شیعیان فقیر لبنان توسط حزب الله می باشد.

[16] http://en.wikipedia.org/wiki/Hezbollah

[17] مصاحبه در روز 14 اوت 2006 با شبکه جهانی بی بی سی

[18]  ٦ – www.csis.org/media/csis/pubs/ ٠٦٠٧١٥_hezbollah.pdf

[19] درباره ی دشمنی های دوستانه ی رژیم جمهوری اسلامی نسبت به اسرائیل به نوشته های زیراز نگارنده توجه کنید : «ایران و اسرائیل : همدستی برای جنگ افروزی » و «وقتی ریس جمهور ایران به یاری اسرائیل می شتابد» و « پيوندهاي سرنوشت رژيم هاي ايران و اسرائيل» و نیز بهکم حرفی ناگهانی و کنجکاوی برانگیز احمدی نژاد در این 33 روز جنگ نیز بی توجه نباشیم.

[20] http://fr.news.yahoo.com/14082006/290/le-hezbollah-parle-de-victoire-strategique-sur-isra-euml-l.html

[21] برخی این پرسش را مطرح می کنند که اگر اسرائیل در تهاجم به یکی از بازوهای کوچک نظامی رژیم اینگونه مفتضحانه توسری خورد آیا می تواند با ماشین نظامی جمهوری اسلامی در افتد و پیروز بیرون آید ؟ اینجاست که خطر و احتمال استفاده از سلاح های اتمی مطرح می شود.

[22] سخنگوی وزارت امور حارجه ی آمریکا نیز امروز دوشنبه 14 اوت به این نکته اشاره کرد. (نقل از رادیو فردا)

[23] http://fr.news.yahoo.com/14082006/5/bush-se-penche-sur-les-sujets-eclipses-par-le-proche.html

[24] http://www.peiknet.com/1385/08mordad/22/page/31hersh.htm

[25] نگاه کنید به : « چه کسی ایران را نجات خواهد داد : ایرانیان یا دشمنانشان» (http://www.korosherfani.com/neveshteha/chekessi.htm)

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 21 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: بينا تيزبين]  [ tizbin@myway.com ]  
اين استدلال كه حرفهاي آقاي عرفاني حرفهاي است كه در بولتنهاي سپاه و وزارت اطلاعات يا روزنامه كيهان و جمهوري اسلامي درج مي شود، دقيقا از تفكر وزارت اطلاعاتي و منبعث است وهيچ مفهومي ندارد جز پرونده سازي و از ميدان بدر كردن هر منتقدي با برچسب زني. تفكر منحوسي كه در پيروان دستگاه ايدئولوژيك خمنيستي و استالينستي منشاء براه افتادن كشتارهايي به مراتب وحشتناك تري از دستگاه شاهنشاهي و آريامهري شده و نوع تازه بدوران رسيده وهنوز به قدرت نرسيده، نسق گير و سركوبگر و پرونده ساز و هتاك نسبت به منتقدانش را كه البته از اسلام ناب محمدي هم الهام مي گرفت در خارج كشور همه مي شناسند. اين سيستم البته در روند تاريخ چيزي جز اختصاص جايگاهي در كنار ملعونهاي تاريخ براي معماران و عمله هايش،نداشته و نمي تواند داشته باشد. اين كه يكي مدعي است كه از داخل كشور مطلبي فرستاده چيزي را عوض نمي كند. در داخل كشور، حتما گروهي شيفته شاه و شهبانو و نظام شاهنشاهي هم مي توان يافت. هم چنانكه خميني باهمه كشتارش هنوز مريداني دارد. اين منطق مبتذل اين هماني كردن، فقط ميتواند مصرف درون تشكيلاتي داشته باشد. مصرف درون تشكيلاتي در تشكلهايي كه اصلا فكر كردن و ارزيابي مستقل از جهان بيرون و رويدادهاي آن داشتن، چيزي مثل فرديت مذموم و ناپسند است و مريدان بايد چشمان به دهان رهبران باشد. جمع كنيد اين بساط دجال گري و اختناق گستري را و تمرين بريدن نفس اهل انديشه و قلم و قرباني كردن را آن درپاي ايدئولوژي بر محور رهبري مقدس مبشر و واضع آن. رهبري كه جز به خدا به هيچ كس پاسخگو نيست و اگر كسي گفت بالاي چشمت ابروست، سزاي زبان درازيش، بالگد مال شدن حرمت انسانيش پاسخ داده مي شود.   

[تاریخ ارسال: 21 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: سینا]  [ sina596@yahoo.com ]  
بنده هم نظر اقای میرزائی دارم .ایشان اقای کوروش عرفانی با کمی تغیر براحتی مقاله شان را میتواننددر کیهان و یاجمهوری اسلامی چاپ نمایند.مثل این که خسته شده اندودلشان هوای باز گشت به وطن کرده است.اقای عرفانی من ازداخل خاک ایران با شماصحبت می کنم .متاسفانه تحلیل شمایک تحلیل بر گرفته ازبولتن های داخلی سپاه و وزارت اطلاعات است .که نادانسته و نخواسته با انان شبیه و یکسان است . موقعیت و نظر مردم ایران نسبت به حزب الله وشیخ نصرالله صد در صد با نظرشمامخالف است .به روغن سوزی افتاده اید.بیش ازاین با نوشتن این قبیل مقالا ت سابقه درخشان خودرا خراب ننمائید.شباهت عجیبی هم با مقاله های مهدی راد دارد ...ای داد بیداد.

___


ديدگاه: کاربران محترم خواهش مي کنم در بارهء خود مطلب نظر بدهند. مطلب را به نقد بکشند، آلترناتيو را با منطق بيان بکنند.
نقد و نظر را طوري فورموله کنيد که مفيد حال قرار بگيرد.
  

[تاریخ ارسال: 18 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: رامین افروز]  [  ]  
فرد یا جریانی که می خواهد حزب الله لبنان را به دلیل گرایشش به رژیم آخوندی محکوم کند ، می بایست بیش تر و پیش تر دولت تروریستی حاکم بر مردم خوب اسرائیل را به دلیل وابستگی اش به امثال بوش و دیک چینی محکوم کرده باشد. نه با ایماء و اشاره ، بلکه با صریح ترین و تیز ترین کلام/ و ابدا این بهانه را مردم ایران نمی پذیرند که حالا جبهه ما تنها رژیم آخوندی است و بس (اگر چنین است پس قضاوت شتابزده و کلیشه ای در مورد حزب الله لبنان نیز ضروری نیست و نیز هم سخن شدن خانم رجوی با کاندولیزارایس و از گسترش دموکراسی از تهران تا دمشق دم زدن)/ تنها کسانی حق دارند رگه های ارتجاعی برخی رهبران حزب الله را برجسته کنند که پیش تر و بیش تر جنگ تجاورکارانه امپریالیستی را که با هداین نئومحافظه کاران به اسم دموکراسی جهانی را به آشوب کشیده و نیز جنایت امثال شارون و نتان یاهو را افشا کرده و با آن مرزبندی داشته باشند. ستمگرانی که از قضا با لیست تروریستی آخوند پسند بیشترین ضربه ها را به خود مجاهدین زده اند و آنها را با دست پیش می کشند تا با پا پس بزنند...   

[تاریخ ارسال: 18 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: عبود]  [ zedejang5@yahoo.com ]  
اقاي عرفاني شما با تمام هوشياريتان كه اخيرا در بروسه تحقيق و تفحص از جريانهاي درون لبنان به نتيجه مثبت رسيديد نسبت به موضع و تحليل كذشته تان باز دجار نارسايهاييست كه كاربران شايد كوشه هايي از آن بيان كردند و حق دارند بجز بخشي كه اساسا طرفدار آ مريكا و اسرائيلند و خواستار حمله به ايران توسط اين جنايتكارن هستند مانند هواداران مجاهدين كه ماشا الله همانند سازمانشان كه عملا با آ مريكائي ها و اسرائيل براي آ زادي ايران بتفاهم رسيدند در حالي كه حزب الله در لبنان عليه امريكا و اسرائيل اسلحه كشيد و بخشي از اهداف امبرياليزم آ مريكا و اسرائيل در منطقه بشكست كشاند سازمان مجاهدين دارد با ااين جنايتكاران عليه مردم ايران در حقيقت بتفاهم ميرسند. نتيجه اينكه بر خلاف نظر شما اين جريان سابقا انقلابي و اكنون كاملا ارتجاعي كه بمراتب از حزب الله لبنان ارتجاعي تر است خواسته ايد دست بكار شده نيات امبرياليسم و اسرائيل را عقيم بكزارند عجيب است كه شما اينقدراز مجاهدين غافل شديد .اما در مورد حزب الله لبنان همه آن جيزي كه در موردحزب الله نوشتيد با بررسي كه خودم از جريانات لبنان و نقش حزب الله در لبنان داشتم تائيد ميكنم . اما شما به يك مسئله نينديشيده ايد و آن راز وراي مقاومت حزب الله و حماس است .در اين كه حماس و حزب الله فداكاري و از خود كذشتكي در مقاومت عليه جنايتكاران در كنار مردم داشته اند شكي نيست . ولي از انجائيكه سر مايه داري جهاني هزار با دارد و براي اينده اش دسيسه ها عليه زحمتكشان دارد نبايد غفلت كرد. جريان القاعده اكر جه در رسانه هاى سرمايه داري بيرنك يا كمرنك شده نبايد فراموش كنيم در بين تحليل كران جدي كه القاعده را جه در افغانستان و جه بعد از نابوديش اختراع امريكاست يعني اينكه جرياني بنام القاعده اساسا خارج از دايره سازمانهاي امنيتي نميشود بنداشت متحد القول هستند و معرفي اين جريان بعنوان دشمن آمريكا تاكنون بعهده تلويزيون الجزيره بوده . نمونه اين جريان ولي مستقل از سرويسهاي امنيتي سرمايه داري جهاني جريانات از نوع حزب الله و حماس است كه توسط همين تلوزيون يعني الجزيره بشكل كاملا كنترل شده شديدا تبليغ ميشود . بطوري كه حتي سخنان خبرنكارانش و حتي سخنان حسن نصرالله بشكل خيلي ظريف سانسور ميكند من بار ها متوجه اين مسئله شدم. يكبار اميل لحود در مصاحبه با خبرنكاران كفت من اطمينان دارم ترور رفيق حريري توسط اسرائيل صورت كرفته اين تلويزيون كه تمام جنايتهاي اسرائيل مو بمو بخش ميكند ازبخش اين اظهار نظر اميل لحود در اين موقعيت بحراني امتناع ميكند .يا عمليات مقاومت كروه هاي جب فلسطين عليه اسرائيليها بكلي سانسور ميكند اكر جه شايد بيشتر از كروه جهاد اسلامي و يا كرو ها ي وابسته به حماس عمليات داشته باشند . اعتقادم بر اينست كه جناحي از سرمايه داري خط حمايت از جريانات مذ هبي در برابر جريانات جب دنبال ميكند كه تا كنون موفق هم عمل كرده انها ممكنست با اين نوع جريانات راحت نباشند ولي خطر جريانت جب را از خود كنار ميزنند.اين جريانات ممكن است كوشت آنان را بخورند اما استخوان آ نها را دور نميريزند .   

[تاریخ ارسال: 17 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: عبود]  [ zedejang5@yahoo.com ]  
دولت ضد مردمي ايران با استفاده از ثروت باد آ ورده نفت ايران !بجاي هزينه كردن براي سركوب كاركران و زخمتكشان وخلقهاي ايران و ريختن بجيب 8 ميليون مفتخور حتمابايد تحمل ساختن خرابيهاي جنوب لبنان كند حزب الله بايد ايران راتحت فشار بكذارد كه اين مهم را انجام دهد .   

[تاریخ ارسال: 17 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: شاهین دمکرات]  [  ]  
امروزصبح تلویزیون ان-24 آلمان گزارشی از ویرانیهای لبنان را نشان داده و در رپورتاژی اعلان کرد که حسن نصرالله قول داده مجدداً تمامی خرابیها را در لبنان از نو ساخته و تحویل مردم خواهد داد و معلوم است از جیب و شکم مردم ایران !!!. ودرست به همین دلیل شرکتهای راهسازی و ساختمانی اروپا در رسیدن به لبنان وشرکت در مناقصه ها از هم سبقت میگیرند. چشم ولی فقیه وضد امپریالیستها وحزب الله روشن !!!   

[تاریخ ارسال: 17 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: رضا احمدی]  [ ahmadi_reza2001@yahoo.com ]  
"احمدی نژاد :همه 6 ميليارد بشر امروز مديون مقاومت حزب‌الله لبنان است."
تازه آقای عرفانی خیلی هم کم گفته اند !!.
متاسفانه زمان شاه هم همه روشنفکران ( راست وچپ و مذهبی و ...) درمورد خمینی و اعوان و انصارش به همین شدت خوشبین بودند . آخوندها هم زمان شاه خوب ضد شاه مبارزه میکردند. بعضی ها زیر شکنجه هم رفتند مثل آیه الله سعیدی . و لی اینها وقتی قدرت بدست بگیرند آنوقت تازه معلوم میشود که چه ماهیتی دارند . حزب الله یک تفکر است . یک تفکر ارتجاعی . درهرنقطه دنیا هم باشد همان است که درایران هست . البته این با مردم لبنان است که بخواهند مثل ایرانیها بشوند یا نه . مساله این است که مشکل ما ایرانی ها چیست ؟ و نیرویمان را سر چه جنگی خرج کنیم ؟ درجبهه آزادی خواهان باشیم و یا درجبهه فناتیسم اسلامی که بدبختانه بدلیل عدم توان نیروهای مترقی فعلا سردمدار مبارزه ضد اسرائیلی درخاورمیانه شده است .
  

[تاریخ ارسال: 17 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: همایون پاکزاد]  [ homayonpakzad@yahoo.com ]  
من احترام زیادی برای آقای عرفانی قائل هستم. اما خوشحالم که چماقداران وابسته به مجاهدین کتکش می زنند. جناب عرفانی در انتهای هر مقاله یک نمک و فلفل به نوشته شان می زنند و آن هم رو کردن به مجاهدین و نصیحت کردن جریانی است که طبیعتا به ایشان گوش نخواهد داد.
اشکال آقای عرفانی در این است که خط ثابتی در موضع گیری های خود ندارند.
اما به نظر من آقای عرفانی یکی از دلسوزترین روشنفکران خارج کشور است. اینکه در صدد شکستن بت ها هستند بر وجهه ایشان خواهد افزود.
به نیروهای مجاهدین هم باید گفت حمایت از پلید ترین نیروی تاریخ بشر یعنی اسرائیل با هیچ پرنسیب سیاسی و اخلاقی سازگاری ندارد. طرفداری از اسرائیل صد بار بدتر از همکاری با جمهوری اسلامی است.
  

[تاریخ ارسال: 17 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
متاسفانه این صغرا و کبرا چیدن های نویسنده این مقاله در وصف "حزب الله" هیچ تغیری در این مسله نمی دهد که "حزب الله " یک تشکیلات فاشیستی و ارتجاعی است و آینده مردم شیعه لبنان با اینان بهتر نخواهد بود همانگونه که سرنوشت مردم ایران با برادران حزب اللهی این جماعت در ایران بهتر نبوده و یا مردم شیعه عراق با فاشیست های جیش المهدی! البته رژیم نژادپرست صهیونیست ها عامل اصلی بوجود آمدن این دار و دسته ارتجاعی بوده و هست و همانگونه که دعوای دار ودسته قرون وسطی طالبان با امپریالیسم آنها را تحفه ای برای آینده افغانستان نکرده ونخواهد کرد این دسته لبنانی چماق دار نیز فقط سرابی برای مردم شیعه لبنان هستند و اگر چه همانند پاسداران تاریکی در ایران در مقابل دشمن خود مبارزه دراز مدت کرده اند و البته خانه خرابی آن نصیب مردم شده اما اینها خواهان همان نظام برده داری و حتی عقب مانده تر از آن برای مردم لبنان و بخصوص زنان می باشند. این نویسنده شاید فراموش کرده که حزب چماق داران الله قادر به چه اعمال جنایتکارانه ای می باشد؟!   

[تاریخ ارسال: 17 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
اینطور که معلوم است اغلب نظرات از جانب یک خط فکری می آید. ایکاش این افراد قدری متفاوت از هم می گفتند و زیاد ازروی هم کپی نمی کردند. به هر روی معلوم است که اهل بحث و فحص نیستند و بیشتر به کارهای شعاری علاقمندند. لطفا فهم خوانندگان را دست کم نگیرید.   

[تاریخ ارسال: 17 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: nima.roshan]  [  ]  
اقای عرفانی عزيززياد نسبت به اين جريان قرون وسطلئی حزب الله خوشبين نباشيد . باور کنيد که اگر اين حريان واپسگرا قدرت را روزی در لبنان بدست بگيرد همان جنايات ضد انسانی از قبيل : سنگسار . اعدام . زندان. شکنجه .قطع دست وپا . تجاوز به زندانيان زن. شلاق و..مرتکب ميشود که رژيم ادمکش جمهوری اسلامی ۲۸ سال و رژيم جنايتکار طالبان در افغانستان مرتکب شدند. حزب الله .حماس . طالبان .جمهوری اسلامی ايران . جمهوری اسلامی عراق .جمهوری اسلامی افغانستان همه دست پروده امپرياليستها و صهيونيست هستند وهمه حامی نظام سرمايه داری هستند. ضعف وترس و شکست ارتش جنايتکارو تروريستی و زن وبچه کش اسرائيل در اين جنگ امپرياليستی را به حساب شجاعت و مبارز بودن حزب الله ننويسيد. بايد ديد که اين جريان ضدانسانی بخاطر منافع کدام طبقه از مردم دست به اسلحه برده و مبارزه ميکند.   

[تاریخ ارسال: 17 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: عبود]  [ zedejang5@yahoo.com ]  
رفيق آذر عزيز حق با شماست كوروش عرفاني در تحليلهاي كذشته اش و حال تناقض فاحش و محتي متضادي وجود دارد و اين مختص بايشان نيست خود بنده و بسياري از رفقا ى ايراني سابقا از جريانات لبنان اطلاع كافي نداشتيم ولي زماني كه در لبنان حادثه ترور حريري سرمايهدار نئوليبرال طرفدار آ مريكا و تحولات بس از آن در كرفت يعني نيرو هاي 14 مارس كه طرف انقلاب قهوه اي ايستاده متشكل شده بودند در طرف ديكر نيرو هايي بودند كه برداشت من از آ نها نيروهاي بيشرو و مستقل بودند و در اين جبهه حزبالله قويترين آ ن بود اين باعث شد ديد من از حزب حزب الله ديدكاه سابق نباشد بعد به عينه ديدم تظاهرات 10 مي اعتراض مردم بد خصوصي سازيهاي بود كه دولت در بي آن بو د توسط حزب اله بركزار شد . كورش عرفاني خلال اين يكماه جنك بخود آ مده حزب الله شناخته شما هم اكر وقتتان رو ي اين جريان بكذاريد حتما رايتان نسبت بحزب الله تغير خواهد كرد شاد باشيد   

[تاریخ ارسال: 16 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: آذر محمدی]  [  ]  
آقای عرفانی میتوانید لطفا در مورد تناقض این مقاله با مقاله ی قبلی تان به نام - وقتی رئیس جمهور ایران به یاری اسرئیل می شتابد " بتاریخ 31 اکتبر 2005 کمی توضیح دهید؟ در آن مقاله شما به صراحت حزب الله لبنان را ساخته و پرداخته ی رژیم جمهوری اسلامی میدانید. چطور میشود که با گذشت حدود 9 ماه ناگهان حزب الله لبنان مستقل میشود؟ در مقاله ی دیگری بنام -ایران و اسرائیل همدستی برای جنگ افروزی- در همین حدود یکماه پیش نیز باز تحلیلی ارائه میدهید به این شکل : ًدو رخداد به موازات هم و در ظاهر بدون ارتباط در حال گسترش است : وخامت پرونده ی اتمی ایران از یکسو و تجاوزگری اسرائیل به فلسطین و لبنان از سوی دیگر. اما کیست که نداند این رخدادها به طور مستقیم به یکدیگر ارتباط دارند. هر چه پرونده ی اتمی ایران به سوی مجازات های بین المللی نزدیک تر شود نبرد میان حماس، حزب الله و حتی سوریه با اسرائیل شدیدتر خواهد شد. رژیم جمهوری اسلامی نیازمند بر گهای تازه ای برای بازی بعد از تصمیم شورای امنیت درباره ی پرونده ی اتمی اش می باشد.ً- بالاخره آقای عرفانی ما نفهمیدیم کدام تحلیل شما را حداقل خودتان قبول دارید؟ و بر چه پایه ای تحلیل هایتان را ارائه میدهید که به این زودی آنها را عوض می کنید؟   

[تاریخ ارسال: 16 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: سهند صادق]  [  ]  
خوب: مردم مظلوم لبنان کشته و آواره وشهرها و دهات نابود شدند، فقط شعارهای حسن نصرالله و ولی فقیه و حزب الله و ضد امپریالیستها پیروز شد!. حالا چه کسی باید خرابیهای لبنان را بسازد؟.معلوم است کسانی که دنبال ایجاد امپراطوری اسلامی(ارتجاعی) هستند مثل هزینه های خرید سلاح و جنگ، همچنان مخارج باز ساخت لبنان را نیز تقبل خواهند کرد. کشوری که هنوز بعد از 3 سال زلزله در بم، مردمش در زیر چادر زندگی کرده و حتی آب آشامیدنی درست و بهداشتی هم ندارند. رهبرانش میلیارد میلیارد از جیب خالی مردم و والبته از شکم گرسنهً کارگران ایران به حسن نصرالله و حزب الله و اعوان وانصارش خواهد بخشید. درست؟ آیا این اسناد و کشتار و ویرانیها در داخل و خارج ایران، دلایل کافی به این نیست که دشمن اول و آخر مردم ایران و جهان در داخل ایران و آن نظام دیکتاتوری ولی فقیه میباشد؟. در اینصورت آیا به انحراف کشیدن اذهان وافکار و نیروها و پتانسیل انقلابی مردم در جبهه های من درآوردهً آمپریالیست و صهیونیست ...، خیانت به جنبش و مقاومت آزادی ودمکراسی خواه و سرنگونی ظلب نمی باشد؟ متشکرم
  

[تاریخ ارسال: 16 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: ardeshir]  [ ardeshir_99@yahoo.se ]  
ايدئولوژی سياسی جريان حزب الله لبنان ارتجاعی است و در صورت کسب قدرت همان بلايی را سر مردم و بانوان و جريانات سياسی لبنان ميآورد که حزب الله ايران بر سر ما آورد. اما واقعيت اين است که اين جريان محبوبيت در ميان فقرا ،کارگران و زحمتکشان جنوب لبنان دارد. و بسياری از مبارزان اين جريان مزدوران ارتجاع نيستند بلکه مردم معمولی هستند که بعنوان شبه چريک غير حرفه ای ضد فاشيسم اسرائيل ميباشند. نبود آلترناتيو انقلابی و مترقی جوانان مبارز را ناچار ميکند که بدور اين جريان پيوند بخورند. من مطمئن هستم که حتی فلان روشنفکر چپ که زن و بچه اش زير بمباران اسرائيل هستند چه بسا سلاح خويش را به ناچار از صفوف همين جريان تهيه بکند. و اگه بطور مطلق گرايانه هر کسيرا که در صفوف اين جريان مبارزه ميکند مرتجع بناميم و هر مردم طرفدار را هم مرتجع در نظر بگيريم پس از جنايات ارتش صهيونيستی نسبت به « مرتجعين » نبايد زياد هم تاسف خورد . در نهايت دردناک است که بعد از گذشت چند دهه از جنايات اسرائيل هيچ جريان آبرومند و مترقی نتوانسته مردم را متشکل و از رشد جنبش های خطرناک جلوگيری کند.-   

[تاریخ ارسال: 16 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: علي سالاري]  [  ]  
متن حكم خميني خطاب به سيدحسن نصرالله، به اين شرح است: (سايت بازتاب)

اجازه‌نامه
زمان: 1360 ه‍ ش. /1401 ه‍. ق.
مكان: تهران، جماران
موضوع: اجازه در امور حسبيه و شرعيه
مخاطب: سيدحسن نصرالله ـ لبنان

بسم‌الله الرحمن الرحيم
الحمدالله رب‌العالمين، والصلوة والسلام علي محمد و آله الطاهرين، ولعنة الله علي اعدائهم اجمعين.
و بعد، جناب حجت‌الاسلام آقاي حاج سيدحسن نصرالله ـ دامت افاضاته ـ از طرف اينجانب مجازند در تصدي امور حسبيه و اخذ وجوه شرعيه و مصرف مظالم عباد و ذكوات و كفّارات را در مصارف مقررة شرعيه؛ و در مورد سهمين مباركين نيز مجازند در اخذ و صرف آن در مخارج خودشان به نحو اقتصاد؛ و در مورد مازاد بر مخارج نيز مجازند نصف آن را در مخارج سادات عظام ـ كثرالله امثالهم ـ و ترويج شريعت مقدسه صرف نموده و نصف ديگر را ارسال دارند.

روح‌الله الموسوي الخميني
  

[تاریخ ارسال: 15 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: دکتر فرامرز شکیبی]  [ shakibi_faramarz@yahoo.com ]  
آقای ناظر فرهنگ تهمت زنی یا بد است یا خوب؟ از دو حالت خارج نیست. یا شما اجازه میدهید هر کس هر چه می گوید در قسمت نظرات درج شود که در این صورت دیگر نباید وسط معرکه وارد شده و از کسی دفاع کنید و یا نکاتی را یادآوری شوید. در اینصورت بهتر این است که اصلا نظراتی که توهین آمیز است و به بحث ربطی ندارد را چاپ نکنید. مثلا آقایی با اسم جعلی ایرانی فقط در باصطلاح نظرش توهین کرده است و شما نیز بدون هیچ مشکلی آنرا منتشر میکنید بدون اینکه ربطی به بحث اصلی داشته باشد. بعد پای چند نظر دیگر که به آقای عرفانی با لحن حتی بد انتقاد کرده اند و یا توهین کرده اند شما خود را ملزم دانسته اید وارد معرکه شوید. من به این شیوه ی کار به عنوان یک کاربر اعتراض دارم. قبلا شما موازینی گذاشته بودید که هر کس باید به اسم و رسم مشخص و ایمیل وارد بحث ها شود ولی در حال حاضر هیج موازینی در کار نیست و جای تاسف است.   

[تاریخ ارسال: 15 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: ح.آبیدی]  [  ]  
من با نظر آقای ناظر کاملا موافقم. هنگامی که یک نویسنده اینگونه مورد حمله غیر منصفانه قرار می گیرد باید سایت مربوطه به آن بپردازد. فکر می کنم مقاله ی آقای عرفانی خیلی بدیع است. یعنی در باره ی حزب الله لبنان دیدگاهی را می گوید که زیاد در اپوزیسیون آشنا نیست. اپوزیسیون ما عادت کرده است یک جور به مسائل نگاه کند و وقتی یک نفر مثل کورش عرفانی چیز دیگری می گوید اپوزیسیون گیج می شود. امیدوارم این تهمت ها ایشان را از عادت شکنی اپوزیسیون باز ندارد. برای سایت دیدگاه هم موفقیت آرزو می کنم.   

[تاریخ ارسال: 15 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: دکتر فرامرز شکیبی]  [  ]  
آقای ناظر درود بر شما! جواب شما را اصلا قبول ندارم در پاسخ دوستمان آقای فراهانی میگوئید : یک سازمان سیاسی میتواند از خود دفاع کند و یک فرد نمیتواند پس شما وکیل مدافعش می شوید! اولا که آقای عرفانی نشان داده اند که خیلی بیشتر از آنچه شما فکر میکنید میتوانند از خود دفاع کنند و علیرغم همه ی اشکا لاتی که همه تا بحال به مقالات و تحلیل هایشان گرفته اند. انگار آب از آب تکان نمی خورد و ایشان همچنان به تحلیلی های خود که معلوم نیست مبنایش چی است ادامه میدهند. دوما در کدام قانون مطبوعات آمده است که توهین کردن به سازمان و گروه های سیاسی آزاد است و فقط توهین به افراد ممنوع است. شما یا موازین مشخصی در این رابطه دارید یا ندارید. اگر دارید لطفا آنرا در جایی بنویسید که همه بدانند بر چه موازینی مطالب و اظهار نظرها در سایت شما درج میشود. آقای عرفانی چگونه میتواند سازمان مجاهدین را به این راحتی در سایت شما با یک مطلب با حزب الله لبنان شبیه کند و شما نیز آنرا درج کنید. حداقل به این سئوال ها پاسخ دهید.   

[تاریخ ارسال: 15 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
با درود به رفیق عرفانی اینکه مجاهدین را با ملاهای تهرا ن مقایسه کردید قیاس مع الفارق است وتوهین به عنصر سوسیالیست است این دوتا غیرقابل قیاسند مجاهدین پروتستانیسم اسلامی هستند با ملای مرتجع وضد کومونیست چه کار ؟منشاء پیدایش حزب الله لبنان وفلسفهء پیدایش آن برای سرکوب دموکراسی وانحراف وسرکوب جنبش چپ در لبنان است. حزب الله لبنان یک جنبش بازدارنده وارتجاعیست اینکه در روند مناسبات امپریالیستی وجنگهای امپریالیستی حزب الله را در صف جنگ با اسرائیل قرار میدهد چیزی از ارتجاع قرون وسطی ائی بودن آن نمی کاهد واینکه نیروهای مترقی لبنان در صف مبارزه با اسرائیل با حزب الله فصل مشترک پیدا کردند دلیل بر مترقی بودن حزب الله نیست وشما با این تحلیل خاک در چشم طبقهء کارگر ایران میریزید دو نیروی مرتجع دارند بر سر اهداف ارتجاعیشان با هم دعوا میکنند وحاصلی جز کشتار برای مردم لبنان واسرائیل نداشت جنگ امپریالیستی را جنگ عادلانه توضیح دادن یک مغلطه است صف نیروهای کومونیست ومترقی ضدیت باطرفین جنگ ودفاع از مردم لبنان واسرائیل هست حزب الله کجا؟نیروی ملی کجا ؟ چرا واژه ها را تهی از با رسیاسی میکنید ؟حزب الله را نیروی ملی خطاب کردن یک مغلطه است انگار جمهوری اسلامی در مصاف با آمریکا نیروی ملی معرفی شود وطبقهء کارگر ایران رهنمود داده شود برای دفاع از میهن با پاسداران وزیر رهبری آنها با آمریکا بجنگد!!!الیت اسرائیل والیت آمریکا درجنگ وبحران تشکیل خاورمیانه بزرگ با مانعی بنام جمهوری اسلامی بر خورد کردند واین جنگ یک جنگ امپریالیستیست آمریکا برای از بین بردن جمهوری اسلامی بایست حزب الله را از صحنه بر می داشت واتمیزه میکرد وبه اهدافش رسید حزب الله کاملاٌ در کنترل نیروهای بین اللمللی قرار داد واسرائیل وامریکا با خیال راحت از این ببعد به ایران حمله خواهند کرد همانطوریکه درست پیش بینی کردید یعنی برخلاف نظر شما اسرائیل پیروز شد وبه اهدافش رسید   

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.