شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶ - ۱۶ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

آزادی اسانلو، آغازی برای پویاسازی مبارزات مردمی

کورش عرفاني

 korosherfani@yahoo.com

آزادی منصور اسانلو از زندان مخوف اوین پیروزی مهمی برای مبارزات اجتماعی در ایران است. مبارزاتی که به دور از هیاهوهای سیاسی با هدفی صنفی و طبقاتی به سختی اما به صورت متداوم به سوی موفقیت پیش می رود. مجموعه ی فشارهایی که در داخل و خارج از کشور منجر به این موفقیت شد بیانگر این است که در ورای شکل های نازای مبارزه ی سیاسی، نوع دیگری از کنشگری موجود است که حتی دستگاه سرکوب رژیم نیز در مقابل آن عاجز است.

بدیهی است که جمهوری اسلامی همچنان به سرکوبگری نهادینه و خشن خویش ادامه می دهد. کشتن اکبر محمدی و احتمال از بین بردن احمد باطبی همراه با اعدام های اخیر در میان مبارزان بلوچستان و خوزستان به خوبی نشان می دهد که رژیم آخوندی – بازاری همچنان از حذف فیزیکی به عنوان ابزار برنده ی خود سود می برد. اما این تنها در مقابل یک نوع از مبارزه است که سرکوب حکومتی محدودیت های خویش را نشان داده و رژیم عجز خود را در مقابل آن به نمایش گذاشته است : مبارزه ی اجتماعی. یعنی مبارزه ای که برخاسته از نارضایتی های عمیق توده های محروم و قشرهای جان به لب آمده ی جامعه است. در اینجا دیگر سرکوب نه جا دارد نه معنا. هرچند استفاده ی از آن همچنان سیاست اصلی رژیم است اما کیست که نداند بخش های مهمی از مردم ایران وحشتی از سرکوب ندارند و به ضعف های ذاتی آن پی برده اند. علت این امر نیز این است که فقر اقتصادی دیگر حق انتخابی نگذاشته است که سرکوب بخواهد مردم را به سوی آن بکشاند. دیگر بحث حق طلبی از یکسو و نابودی ناشی از فقر از سوی دیگر است. مردمی که جز مرگ ناخواسته انتخابی نداشته باشند ازمرگ خواسته هراسی نخواهند داشت. اینجاست که سرکوب به خط قرمزهای خود می رسد و رنگ می بازد. 

در چنین شرایطی مبارزات کارگری و صنفی مسیر تازه ای در مقابل همه ی تغییرطلبان جامعه ی ایران قرار می دهند. طبقه ی کارگر در معنای وسیع خود، که در برگیرنده کلیه ی مزدبگیران زحمتکش و استثمار شده  ی ایران  می باشد، نیرویی است که قادر است با توان مبارزاتی خویش پایه های ماشین اقتصاد بیمار رژیم را از کار انداخته و ضربه ی نهایی را به آن وارد سازد. تجمعات اعتراضی، تحصن، اعتصاب، تظاهرات و در نهایت، مقابله ی فعال برای اشغال دفاتر مسولان و مراکز و واحدهای تولیدی شکل های مختلف مبارزه ای هستند که به دلیل حجم و گستره ی خویش می توانند به سرعت حکومت را فلج کرده و جامعه را به سوی شرایط تغییرساز پیش برند. اما این راه بدون اراده ی انسان های آگاه و فعال ناممکن خواهد بود. چنین سناریویی به طور خودکار و مکانیکی تحقق نمی یابد. بروز یک جنبش اعتراضی سراسری نیازمند دخالت عناصر تغییر طلب جامعه می باشد. نیاز به عنصر آگاهی، شجاعت در سطح فردی و سازماندهی در سطح جمعی دارد.

اگر در شرایط کنونی نیروهای فعال داخل و خارج از کشور بر روی خواست های کارگران شرکت واحد تکیه کرده و به حمایت وسیع مالی، تبلیغاتی و عملی از آن دست زنند این امکان برای اسانلو و دوستان و همرزمانش بوجود می آید که سرانجام وجود اتحادیه ی کارگران شرکت واحد را به رسمیت شناسانند و دولت ضد کارگری احمدی نژاد را وادار سازند که به خواست های آنان برای افزایش دستمزد، بهبود شرایط کار و طبقه بندی مشاغل عمل کند. این پیروزی نخست برای اولین اتحادیه مستقل کارگری در دوران حیات رژیم زمینه را برای ظهور سندیکاهای مستقل دیگر فراهم خواهد ساخت و این آغاز بزرگترین عقب نشینی رژیم ضد مردمی خواهد بود.

پس امروز حمایت از حرکت اسانلو و یارانش یک کنش گذرا و محدود نیست، بیانگر درک اهمیت گسترش مبارزات اجتماعی برای زمینه سازی مبارزات سیاسی مهم است. به همین خاطر بر همه ی فعالان و کنشگران سیاسی در مسیر مردم است که از فرصت آزادی اسانلو برای شدت بخشیدن به فعالیت های حمایتی خود در راستای توان واقعی کارگران شرکت واحد و بعدها کارگران سایر بخش ها اقدام کنند. همه ی مبارزان چپ ایران امروز یک مثال مشخص برای بارگشت موثر به صحنه دارند. به رسمیت شناساندن سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه نقطه ی آغازی است برای دامن زدن به مبارزات صنفی و اجتماعی هدفمند و موثر. مبارزه ای که در زمان بن بست کامل مبارزات سیاسی اپوزیسیون ایستاگرا یک شانس تاریخی بی نظیر برای همه ی ایرانیان دگرگونی طلب است.

نگارنده بر این باورست که این تنها با سازماندهی توده های مردم در صف مبارزات اجتماعی است که می توان از انفعال سیاسی عظیم کنونی خارج شد و آنچنان پویایی را در جامعه دامن زد که به سرعت رژیم را در زمینه ی مطالبات اقتصادی واجتماعی و بعد در زمینه ی خواست های سیاسی وادار به عقب نشینی های تاکتیکی و سرانجام استراتژیک خواهد کرد. میدان مبارزات اجتماعی باز است. نیروهای مردمی اینک امکان کار هوشمند سیاسی را دارند. رژیم ضعیف است، جامعه خصلت تهاجمی یافته و موقعیت برای آگاه سازی و خود سازماندهی توده ها آماده است.

* *

www.korosherfani.com

11/08/2007

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 13 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: معدنچی]  [  ]  
من گفته بودم که برخورد آقای زنگی زنگ کلیشه ای است. نگاه نمی کند که شاید یک حرکت در مورد اسانلو نتیجه بدهد ولی برای یک زندانی سیاسی دیگر نه. این را که نباید به حساب خود رژیم گذاشت. اگر بتوانیم همین میزان فشار را که برای اسانلو انجام شد برای دیگران به خرج دهیم نتیجه می دهد. نیاز به هماهنگی و کوشش زیاد دارد. فراموش نکنید که جمع وسیعی از ایرانیان در درون و بیرون کشور برای این آزادی زحمت کشیدند. برای هر مورد از زندانیان سیاسی باید اعتراضاتی وسیع بپا کرد. هم در ایران هم در خارج از کشور.   

[تاریخ ارسال: 12 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [  ]  
چقدر خوب می شد، اگر آقای معدنچی در نوشته شان آدرس ادعاهای خود را در مورد من می داد. ایشان معلوم نیست در کجا خوانده اند، که نباید با رژیم مبارزه کرد، زیرا یک روزی رژیم خودش خود به خودی سرنگون می شود! و آنرا به من نسبت می دهند! در یادداشت من هیچ حرفی از توطئه رژیم زده نشده است. در ضمن اگر می نوشتید که آن فشارهای بی شمار برای آزادی آقای اسانلو چرا برای آزادی دیگر زندانیان که سالهاست در سیاه چال های آخوندی اسیر هستند، کاربرد ندارند؟   

[تاریخ ارسال: 12 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: خسرو معدنچی]  [  ]  
سلام
نظر آقای زنگی زنگ بسیار کلیشه ای است. این همان دیدگاهی است که می گوید هیچ کاری نکنید تا شاید یک روز رژیم سرنگون شود. آیا 27 سال برای زیر سوال بردن این دیدگاه کلیشه ای کافی نیست. به نظر من کورش عرفانی حق دارد که ایرانیان را به گسترش مبارزات اجتماعی دعوت می کند. چون در نهایت سرنگونی هم از طریق همین مبارزات ممکن است.
آقای زنگی زنگ چشم خود را بر این همه تلاش برای مجبور کردن رژیم به آزادی اسانلو را نادیده گرفته و آنرا توطئه رژیم می داند. درست همان نظری که رژیم می خواهد تا کسی فکر نکند که دیگران هم می توانند او را به عقب نشینی مجبور سازند. پس این همه کوشش فعالان کارگری و ایستادگی خود کارگران چه می شود ؟
بهتر است این ایده های کلیشه ای را کنار بگذاریم.
  

[تاریخ ارسال: 11 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [  ]  
به نظر می رسد که ارزیابی آقای عرفانی از آزادی آقای اسانلو بسیار غیر واقعی و عجولانه است. ارزیابی وقایع روز، از جمله آزادی آقای اسانلو، بدون توجه به ماهیت ضد بشری رژیم جمهوری اسلامی، باعث ارائه تصویری مخدوش از وضع موجود می گردد. در سال های اخیر شاهد بوده ایم، که رژیم آخوندی در اکثر موارد نقش کنش گر را ایفا کرده است و بدین ترتیب نیروهای مخالف را به واکنش واداشته است. هم دستگیری و هم آزادی آقای اسانلو به خواست رژیم بوده است و اگر واقعگرایانه ارزیابی کنیم، در می یابیم که متاسفانه رژیم برای آزادی آقای اسانلو تحت فشار نبوده است ( البته اگر نمایشات روحوضی جناب گنجی روی منبرهای رادیوهای استعماری را خودفریبانه فشار ننامیم). یک سندیکای مستقل کارگری تنها پس از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی قابل تصور است و نه قبل از آن.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.