شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

اگر...

علی ناظر

اگر به جاي انفجار لوله هاي آبرساني به قرارگاه اشرف، ليوان آب اصلاح طلبان شکسته بود: * بي بي سي خبر را آنچنان آنتني مي کرد که گويي اسرائيل در لبنان کودکان را لت و پار نمي کند، و دستان رژيم جمهوري اسلامي از آستين حزب الله بيرون نزده است؛ * راديو فردا با اکبر گنجي و 72 تن يارانش بي وقفه مصاحبه مي کرد؛ * صداي آمريکا و تلويزيون هاي موجود، 24 ساعته شکل و ماهيت آب و ليوان و نحوهء شکستن ليوان را تحليل سياسي-اقتصادي و ايدئولوژيکي مي کردند؛ * سايت هاي خبري، گزارش شکستن ليوان را در صدر اخبار خود قرار مي دادند؛ * راديو ها با تمام ميراب ها گفتگو مي کردند؛ * بوش و بلر و نهاد هاي حقوق بشر، «وا حسين» گويان به حرم امام حسين دخيل مي بستند؛ * کوفي عنان در شوراي امنيت، اعتصاب غذا مي کرد؛ * جوايز نوبل و قلم هاي طلائي و نقره اي و برنز و چُدن به صاحب ليوان اعطا مي شد؛ ولي، حالا که آب به روي 3500 رزمندهء خلق، که تا بُن استخوان خواهان سرنگوني رژيم هستند، بسته شده، به ناگاه تمام قلم ها شکسته، صدا ها بريده، حس انساندوستي فراموش شده، و هيچکس رژيم را محکوم نمي کند. به راستي چرا؟ چرا کسي ابراز انزجار نمي کند؟ بياييم براي يک لحظه هم که شده قبول کنيم که از مجاهدين به لحاظ سياسي بدتر وجود ندارد. آيا آنچه بر آنها مي رود، انساني است؟ آيا کساني که خود را مدافع حقوق بشر مي دانند، به شرايط پيش آمده معترض نيستند؟ انفجار اتوبوس حامل کارگران عراقي شاغل در قرارگاه اشرف را بخاطر بياوريم. آن اول کار بود، اين گام بعدي است. کمي صبر کنيم، خبر ترور تک تک رزمنده ها منتشر خواهد شد. بايد اعتراض کرد، پيش از اينکه دير شود. بايد به تمام وزيران، وکلاي مجلس، مدافعان حقوق بشر نامه نوشت. بايد گفت، که نگويند نمي دانستيم. موضوع فراتر از مخالفت يا موافقت سياسي با مجاهدين است، موضوع نفوذ روز افزون رژيم است؛ در تمام جبهه ها - عراق، افغانستان، لبنان، اروپا. علي ناظر – 31 تير 1385

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 30 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: علي ناقد]  [ naghed123@yahho.com ]  
آقاي محترم، خودتان را به نفهمي نزنيد. زماني كه مجاهدين خود را تنها آلترناتيو مي‌دانستند و همه را يك ريز به فحش مي‌بستند، مي‌بايست فكر اين روزها را مي‌كردند.   

[تاریخ ارسال: 30 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: ali -fallah]  [ alighasr2005@yahoo.de ]  
متاسفانه بعضی ها تا برای خودشان مشگل پیش نیاید احساس دیگران را نمی توانند درک کنند. با وصفیکه رژیم جلاد آخوندی خانه را بر سر همه ما خراب کرده است ولی بعضی ها نمی خواهند اینرا قبول کنند .رزیم از دست اپوزیسیون سرنگونی طلب بشدت گزیده شده ومنافع خود را خصوصا در عراق در حال از دست دادن می داند.در این حال بیکار نمی نشیند واز تمامی اهرم های فشار خود بر علیه ساکنان شهر اشرف استفاده می کند .چرا دیگرانی که بیکار نشسته اند فقط منتظرند تا برعلیه کسانی که با جان ودل سرنگونی رژیم ضد بشری را هدف گرفته اند فریاد وامصیبتا سردهند؟ جز اینکه ناآگاهانه ویا به عمد جای قربانی وجانی را عوض کنند؟!چرا تا کسی از این نیروهایی که سالها مترصد سرنگونی رژیم ضد بشری ملایان هستند واز رفاه وآسایش حداقلی هم برخوردارنیستند دقاع می کند شاخکهای غیرت این حضرات حساس می شود؟
ایکاش حداقل اینها علاوه بر اینکه با مجاهدین مخالفت می کردند ، کارهای غیر انسانی رژیم را هم محکوم می کردند.حداقل 60 تا به رژیم می زدند و40 تا به مجاهدین!!!!
  

[تاریخ ارسال: 30 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: farshid]  [ farshid2525@yahoo.de ]  
علی ناظر و انفجار در لوله هاي آب براي مجاهدین وکمک های تبلیغاتی به رهبری مجاهدین ؟

فرشید

مساله علی ناظر تنها بعد انسانی و اخلاقی نیست همانگونه که در جمع آوری امضا برای زندانی سیاسی مجاهد در چندی پیش نبود بلکه علی ناظر هر بار که رهبري مجاهدین در هچل میافتند میخواهد در نزد مجاهدین دلی بدست آورد و برای انها با مظلوم نمائی در نزد مردم ایران و نیروهای سیاسی دیگر مقبلویت بخرد و او بخوبی میداند که مجاهدین ورهبری آن سیاستهای ضد مردمی سالهاست وبویژه در حال حاضر اتخاذ کرده اند وبهمین جهت هیچ جایگاهی در بین مردم ایران ندارند.

سران مجاهدین همیشه مدعی حمایت های مالی میلیونی در خارج کشور و دهها میلیونی در داخل کشور شده اند ولی چرا در این زمانها از این میلیونها ودهها میلیون برای حمایت خبری نیست یک سوالی است که مجاهد باید به آن پاسخگوباشد. رهبری مجاهدین خلق با سیاست های خود کاری کرده است که حتی دیگر حمایتهای نیم بندی که د رزمان دستگیری مجاهدین در سال دوهزار وسه از طرف دیگر نیروها غلی رغم اختلافشان با مجاهدین وجود داشت دیگر رغبتی به این کار نیست چرا که رهبری مجاهدین با دخیل بستن به سیاستهای بوش در خاورمیانه وخواستار تحریم شدن برای فقر و دامن زدن وآتش بیاری هماهنگ باسیاستهای جنگی بوش در خا ورمیانه عملا نفرت بیشتر مردم را برای خود خریده است واین سیاستها در عدم حمایت از مجاهدین خود را نشان میدهد.هرچند این حرف درست است که نیروهای سیاسی بایستی تلاش کنند از نظر انسانی که این افراد مستقر در کمپ اشرف نه قربانی سیاستهای رجوی ونه آمریکا و نه رژیم جمهوری اسلامی گردند وبرای اینکه رجوی ها از این تلاشها سو استفاده نکنند نیر بهترین سیاست است چون رجوی ها واقعا این را کالا یی برای فروش در نزد اربابان خواهند کرد. آقای ناظر دلش بدرستی شاید برای سه هزار نفر بسوزد که قربانی هستند ولی مساله را بخوبی باز نمیکند وریشه ها را بررسی نمیکند وتنها هربار پرچمی علم میکند تایاری به سیاستهای رهبری مجاهدین برساند چرا که امروز تحت فشار است و نخست وزیر عراق گفته است که مجاهدین باید تعیین تکلیف واحتمالا اخراج شود ودرضمنن نیز هرگز به خود این اجازه رانمیدهد که بپرسد چرا باید از نیرویی دفاع وحمایت کرد که خود خواستار گرسنگی ، فقر بیشتر در لوای تحریم همه جانبه است و خواستار آن است که مردم ایران برسرشان همان رود که برسر مردم عراق رفته است؟ . ایا کدام سیاست خطرناک تر است . مطمئننا مساله آّبی مجاهدین حل خواهد شد و این تنها جار وجنجالی است که مجاهدین برای وضعیتشان در عراق راه انداخته اند که میخواهند مساله ای را که گرفتارش آمده اند را دور بزنند ومن مطمئن هستم که مانند اما م حسین که به آن دخیل میبندد از تشنگی جان نخواهند داد ولی مجاهد میخواهد از این مسله برای خودش کالایی درست کند که فشار ی که در آن گرفتار است و در وضعیت نامطلوبی که در آن قرار دارد که نتیجه گره زدن سرنوشت خود با یک دیکتاتور و امروز با امپریالیزم است را تحت الشعاع قرار دهد وناظر هم عاملی درسایت دیدگاه برای جلا دادن تبلیغاتی به این سیاست میباشد . ولی بایستی نیروهای سیاسی مانند فدراسیون همبستگی تلاش کنند که این قربانیان رجوی ،صدام ،امریکا و رژیم ایران را کمک کنند که از قربانگاه خود اگر میخواهند خلاص شوند واگر مانده اند نیز بایستی بدانند که رهبری مجاهدین برای جان آنها ذره ای ارزش قائل نیست وتنها از آنها سو استفاده میکند و در آخر نیز قربانی سیاستهای سه محور خواهند شد رژیم ، آمریکا و رهبری مجاهدین که هرکدام به نحوی از آنها استفاده خواهد کرد و آمریکا بر سر آنان معامله . به همان شکل که دیدیم که تاکنون صدها نفر از آنان نیز از دست مجاهدین به رژیم روی آورده اند

در ضمن آقاي ناظر نبايد فراموش كند كه مجاهدين را سران تبليغاتي وسياسي جنگ طلب در آمريكا بخوبي حمايت ميكنند وبي جهت نيست كه شاهزاده سياهي مانند ريچارد پرل از آنها حمایت میکند و حمایت باصطلاح سیاستمداران اتحادیه اروپا را نیز در ید دارند و در آنجا که نیز مجاهدین بخوبی برای جریانهای صهیونیستی میرقصد روی خط تبلیغاتی هم آنها را میاورند پس اینگونه نیست که کسی در محافل امپریالیستی برای مجاهد کاری نمیکند برعکس ولی این محافل هم بسته به منافعشان از مجاهد به عنوان یک اهرم استفاده میکنند

  

[تاریخ ارسال: 30 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: یک ایرانی سرنگونی طلب]  [  ]  
آقای ناظر من فکر میکنم اگر رادیو های بی بی سی فارسی،رادیو فردا و اصلاح طلبان از انفجار لوله های آب آشامیدنی حدود 20هزار نفر عراقی(روستاهای اطراف شهر اشرف) و رزمندگان راه آزادی ایران ککشان گزیده میشد،انوقت باید در درستی راه تابحال رفته مان شک میکردیم،چرا که آنها سودایی دیگر در سر دارند، مجاهدین و اشرفیان جوابگوی خواسته های اربابان آنها نمیباشد.پس باید یک علامت ضربدر کت و کلفت روی آنها کشید.در پشت تمامی هیاهوهای برپا شده اطراف گنجی، توده_اکثریت و همانطور که خودتان اشاره کردید اصلاح طلبان از رژیم رانده شده هستند.
ودر جواب به دار و دسته ضد امپریالیستهای وطنی مستقر در خارج کشور باید گفت که کچل خان تو اگر طبیب بودی سر خود پر مو میکردی و به این جانبان که بیشتر شبیه محفل های دو،سه نفره هستند تا حزب و جریان سیاسی باید فقط گفت که مرا بتو امیدی نیست برو شر مرسان.
در پایان هر اقدامی باید انجام شود خودمان باید یا علی بگویم .نه از این رادیوها و محفلهای استعماری کار برمیاید و نه از محفل های چند نفره ظاهرا چپ.
  

[تاریخ ارسال: 30 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: naseem]  [ naseem40@yahoo.com ]  
روزگار غریبی است نازنین...اقای ناظر عزیز دراین روزگار غریب که همه ما در فرنگستان بی دغدغه سرکوب و دشنه پاسداران شب مشغول گذران روزهای غربت در دیار فرنگیم و... باز هم دست مریزاد به شما که لااقل با تمرین دموکراسی ما رو در جریان جنایات بی شائبه ملایان خونخوارقرار می دهید... می دونین اشکال ما ایرانیان در این است که مرغ همسایه برایمان غاز است و مرگ را می پسندیم البته فقط برای همسایه...و دست آخر هم نان را به نرخ روز می خوریم...و بی هیچ مطالعه و تحقیقی در همه موارد صاحب نظریم ولی زره ای زحمت برای کشف حقیقت نمی کشیم... تاریخ ایران هم نشان داده که ما با کتمان حقیقت می خواهیم وجدان خودمان را آسوده کنیم و ... مجاهدین هر چه هستند و هر که هستند مقاومین پایداری هستند که اگر ذره ای وجدان و شرف در ما باقی مانده باشد باید به این مسئله اعتراف کنیم که تنها کسانی هستند که از شرافت ایران و ایرانی دفاع کرده اند و نان را به نرخ روز نخوردند و منافع خلق را بر منافع فردیشان ترجیح دادند... دیگر باقی بی انصافی است یا نا آگاهی یا غرض و مرض... پیروز باشید و پایدار و در پیشگاه خلق سرفراز برای بیان حقایق و امیدوارم به کارهای شرافتمندانه و آگای بخشتان ادامه دهید هر چند که کاری است سخت و پر مخاطره...   

[تاریخ ارسال: 30 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: م_ راوی]  [  ]  
جالب اینجاست که رژیم با بوق و کرنا انجمن به اصطلاح نجات درست کرده بود که ای داد وبی داد ! مجاهدین را باید از شهر اشرف و از عراق .... و از تشنگی و کرسنگی نجات داد!، اما ناگهان همان دایه های مهربانتر از مادر و مزدوران رژیم با تروریستهای ارسالی و اجیر شدهً ولی فقیه، لوله های آب را هم منفجر میکنند !!! این را بهش میگند نجات از نوع استبداد مذهبی ولی فقیه خامنه ایی جنایتکار وطن فروش. پس باز هم معلوم شد دوست کجاست و دشمن آزادی و مردم ایران کجاست.   

[تاریخ ارسال: 30 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: مژگان کاظمی]  [  ]  
سلام آقای ناظر
مرسی از زحماتی که می کشید. آقای ناظر ای کاش خودتان هم در ادامه مطلبتان به این سوال پاسخ می دادید که چرا 3 سال پیش تمامی سازمان های سیاسی بمباران قرارگاه های مجاهدین را محکوم کردند و امروز کاری با انفجار لوله های آب اشرف ندارند. به نظر شما در عرض این 3 سال این دیگر سازمانهای سیاسی هستند که عوض شده اند یا مجاهدین؟ در کدام راستا تغییر یافته اند و آیا این تغییرات به جنبش مردم لطمه خواهد زد یا نه؟
بی شک پاسخ واقع بینانه و نه از سر احساس و عاطفه به این سوال اما و اگرهای شما را تبدیل به یقین خواهد کرد.
شاد و سبز باشید
مژگان
  

[تاریخ ارسال: 30 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: رستم بيگدلی]  [  ]  
ميگويند با انهائی که بحث سياسی نمی فهمند بايد بحث انسانی کرد.بعضی از کاربران که هميشه در رابطه با مقالات سياسی که بوسيله نويسندگان مترقی ديدگاه به منظور افشاگری در مورد عوامل رژيم از نويسند ه تا هنرمند و فيلم ساز و ورزشکارش تا پاسدار گنجی اش نوشته ميشود نظر مخالف دارند وسعی ميکنندکه به طريقی ان مقالات را بی محتوا و بی ارزش بنامند و نويسنده ان مقاله را هم ادم بيسوادی معرفی کنند!. حالا هم که اقای ناظر در رابطه با مجاهدين يک موضوع انسانی را مطرح ميکنند باز صدای اين افراد بلند شده که مجاهدين همه خائن اند!. و نبايد نسبت به انها ترحم کرد!. البته مجاهدين اشتبا هات بزرگی مرتکب شده اند از جمله تلاش انها در ۲۰ سال گذشه برای گرفتن حمايت از کشورهای امپرياليستی از جمله امريکا .يعنی مجاهدين دانسته و يا ندانسته بدنبال گرفتن حمايت از دولت هائی بودند و هستند که ان دولت ها در واقع رژيم جنايتکار جمهوری اسلامی را به قدرت نشاندند. همه ميدانند که يکی از شروط اصلی امپرياليستها به رژيم در بقدرت نشاندن ان همين سرکوب نيروهای چپ و ازاديخواه مثل مجاهدين بوسيله رژيم بود. مجاهدين بايد ميدانستند که امپرياليست هر گز دست از حمايت از رژيم گوش بفرمان خود تا زمانيکه از سرنگونی ان بدست توده ها کاملا مطمئن نباشد بر نميدارد بنابراين مجاهدين ميبايست با مرز بندی قاطع با امپرياليست و صيهونيست به اتحاد با نيروهای انقلابی و مترقی و مردمی فکر ميکردند نه به گرفتن حمايت نامه از دولت های امپرياليستی. بهر حال شکی نيست که با تمام ا نچه را که در مورد مجاهدين گفته شد تروريست خواندن مجاهدين و جلوگيری از فعاليت انها در کشورهای غربی به جنبش سرنگونی طلب خارج از کشور ضربه زيادی زد. و باز با تمام اشتباهاتی که مجا هدين مرتکب شدند فکر ميکنم که انها همچنان درکمپ خلق ميباشند و ارزش اخلاقی و انسانی وميارزاتی انها خيلی خيلی بالا تر از ان عوامل رژيمی چه از نوع هنرمندو فيلم سازش و چه از نوع ورزشکارش و حقوق بشرش تا اين پادو اخری رژيم پاسدارگنجی که قرار است نقش گاندی را برای جماعت توده ای .اکثريتی بازی کند! ميباشد که بعضی از کاربران نا اگا هانه از اين عوامل فاشيست دفاع ميکنند. دفاع وحمايت کردن از هريک ازاين سر سپرده گان رژيم به معنای دفاع از کل رژيم ميباشد. مجاهدين هر اشتباهی کرده باشند ولی ديگر مثل اکبر گنجی ويا مخملباف ويا بهروز افخمی و..بازجو و شکنجه گر نبوده اند که شما از انها حمايت ميکنيد ولی مجاهدين را می کوبيد!.لااقل انفدر انصاف داشته باشيد که اگر مجاهدين را بخاطر اشتبا هشان محکوم ميکنيد اين افراد هم که پرونده سياهی در همکاری با ادمکشان حاکم دارند را هم محکوم کنيد!. بايد از مجاهدين دفاع کرد انها به حمايت ما احتياج دارند.   

[تاریخ ارسال: 23 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [ golku81@yahoo.com ]  
مسلما انفجار اتوبوس حامل کارگران شهر اشرف و حالا هم انفجار لوله آب یک عمل غیر انسانی است که به جز وحوشی که ایران را تصرف کرده اند و اعوان و انصارشان از هیچ کسی بر نمی آید. اما آن روی سکه استیصال حکومت آخوندی از پایداری مجاهدین در اشرف است. قرار بود که مجاهدین با بمباران نابود شوند که نشدند. قرار بود بیرون انداخته شوند که نرفتند و در عوض در همان اشرف بدون سلاح چنان دمار از روزگار آخوندها در آوردند و افشاگری کردند که رژیم مجبور شده است دست به چنین اعمال تروریستی بزند آنهم در این شرایط. اتفاقا مجاهدین سرنوشتشان را به امریکا پیوند نزده اند بلکه به پیروزی مردم ایرام پیوند زده اند. اگر مجاهدین همان اول کار از عراق رفته بودند و پی کار و زندگی خودشان بودند مطمئن باشید رژیم ایران خیالش خیلی راحت تر بود. تعصب را کنار بگذارید و به آزادی مردم بیندیشید. به همه این آزادگان درود.   

[تاریخ ارسال: 23 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: رضا روح افزا]  [ reza2004@yahoo.com ]  
خدا رفته گان آقای ناظر را بيامرزد. اگر ايشان هر چند وقت يکبار سعی در بيدار کردن وجدان های در خواب نبود، ديگر تکليف مبارزات ضد امپرياليستی عده ايی که فقط و فقط در حد همين چند خط آن هم در سايت ديدگاه است، چه ميشد؟؟ حيف بود که جهان از اين همه آتش بی دود بی نصيب شود. ياد 2-3 نفر دوست ماورای چپ افتادم که به فرم لباسمان هم گير ميداند که خرده بورژوايی و اين و آن است. خلاصه از بس به لنين، مارکس و چه گوارا ايراد می گرفتند، آدم به خودش ميگفت که اين طفلکی ها حقشان خيلی ضايع شده است. تا اينکه به گوش از ما بهتران های وليتشان رسيد و آمدند درب خانه. ميخواستند که پول سرويس دولتی و بيکاری امپرياليستی و اقامت در کشور را بگيرند که يک شبه اين آقايان، چنان تغير جهت دادند که گويی يک چيزی به مغزشان خورده بود و فراموش کرده بودند که چه ادعاهای کرده اند. لابد يکی دوتايی از آنها هم معرف خوانندگان قديمی ديدگاه هست که با آن همه کبکبه دبدبه و عمامه های قطور، تبديل به مترجمان پليس و همين کارمندان دولت های امپرياليستی استعماری شدند. خلاصه هر کس بيشتر بداند، متين تر و انسان تر است. درود بر شرف و انسانيت آقای ناظر که آنقدر وجدان دارند که خفت سکوت را به نيش مارهای زهرآگين ترجيح دهند و به وظيفه انسانيشان که همان آگاه کردن وجدانهای ديگر است، ادامه می دهند.
  

[تاریخ ارسال: 22 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
معلوم نيست چرا حرفهای آقای ناظر به بعضی ها برخورده است.نه حاج آقا اشتباه نشود منظور آقای ناظر هرگز محکوم کردن اين عمليات جنايتکارانه و تروريستی از طرف شمايان نبوده است .اين يک موضوع انسانی است ، دقت کنيد ايشان از چه کسانی درخواست کمک و اعتراض کرده است:«آيا کساني که خود را مدافع حقوق بشر مي دانند، به شرايط پيش آمده معترض نيستند؟».
  

[تاریخ ارسال: 22 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: farhad javadzadeh]  [ shirinlove@yahoo.com ]  
اقای ناظر از قديم به درستی گفته اند خود کرده را تدبير نيست. اولا اين ۳۵۰۰ نفری که قبلا ۱۰۰۰۰نفر بودند (طبق ادعاهای خود مجاهدين در تبليغاتشان) و به نام بی مسمای ارتش ازاديبخش در انجا گرد امده اند ارتش خصوصی اقای رجوی و دار و دسته اشان هستند و ماموريتشان هم طبق ادعای خودشان رساندن مريم مهر تابان به تهران وقدرت بوده است و بس در نتيجه مسئوليت انها شخصا به اقای رجوی و اطرافيانشان بر ميگردد نه هيچکس ديگر.

در ثانی ايا تا به امروز و بعد از گذشت ۲۰ سال از تاسيس اين ارتش توجهی به انتقادات و هشدارها که توسط فعالان سياسی و دگر انديشان اگاه و دلسوز و صادق از ماندن در عراق و عواقب اينچنينی که مشخص بود در معادلات سياسی قدرتها گريبان اين ارتش را خواهد گرفت از سوی سران مجاهدين و شخص اقای رجوی اعتنائی صورت گرفت؟! که امروز شما طلبکارانه همه را به حمايتی که ذره ای هم تاثير ندارد فرا ميخوانيد!
ثالثا از کجا معلوم سازمانی که هيچ حد و مرزی را برای فروختن کالای قلابی خود به سوداگران جنايت و سرمايه نميشناسد با سو استفاده از اين حمايتها کالای خود را مقبولتر نشان ندهد؟؟!! از ديد اينجانب بهتر است شماو سازمان مجاهدين خلق از ان ۵ ميليون عراقی که جديدا از حضور سازمان مجاهدين يا ارتش به اصطلاح ازاديبخش در عراق حمايت کرده اند کمک بخواهيد که هم تعدادشان بيشتر از ايرانيان خارج از کشور است هم تاثيرشان بواسطه عراقی بودن بيشتر!!!!
موفق باشيد

  

[تاریخ ارسال: 22 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: محسن ايزد پناه]  [ mohsen3@yahoo.com ]  
من نمىفهمم چرا هر وقت يك مجاهد اسير مىشود و يا يك لوله اب يك مجاهد مىتركد آقاى ناظر از همه دناي مدد مىخواهد؟!
آيا ارتش مجاهدي ارتش خلق است؟! چرا جملات را همينطور بزبان مىاوريد؟ آيا اين مشكل مردم ايران است كه گروهى سرنوشتشان را به آمريكا پيوند زده اند؟ آيا اين مشكل جنبش ايران است كه بيايد از جريانى كه حتى توان محكوم كردن جنايات آمريكا و اسراييل را ندارد حمايت كند؟
در عين اينكه مطئنم اين مطلب در سايت وزين ديدگاه درج نخواهد شد اما براى خود آقاى ناظر مىنويسم.
آقاى ناظر باور كنيد وقتى جريان سياسى كه مشروعيتش را به عنوان يك جريان خلقى از دست داده باشد طبيعتا قادر نخواهد بود روى حمايت هاى ديگران حساب كند. كمااينكه مجاهدين هرگز و هرگز از هيچ نيروى سياسى چپ دفاع نكردند.
خوش باشيد
  

[تاریخ ارسال: 22 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: آزاده اصفهانی پور]  [ isfahanipour@yahoo.com ]  
مطلب قوی و طنز زیبایی است ولی چرا نوشته اید 1500 رزمنده .درحالیکه درآنجا 3500 نفر هستند. بهترین راه اعتراض همگانی هم شرکت در کارزارهایی است که مجاهدین درکشورهای مختلف الان براه انداخته اند . اگر دربرابر اصلاح طلبان بخواهیم بایستیم راه حلش نشان دادن قدرت ازطریق تعداد نفرات شرکت کننده در اعتراضات است . دراین گرد هم آیی ها باید خبرنگاران رسانه ها را خبرکرد . مثلا خبرنگار رادیو فردا و بی بی سی وصدای آمریکا را . و اگر نیامدند دسته جمعی به آنها اعتراض کرد. یعنی درصحنه عمل و درخیابان باید فعال تر شد. نامه نوشتن و طومار امضاء کردن خوبست ولی تظاهرات درخیابان موثرتر است . درضمن نقطه ایست که باید همه سرنگونی طلبان به نحوی متحد شوند. و این اتحاد را عملا نشان دهند. چه مجاهدین و چه بقیه باید از پوسته ولاک خودشان بیرون بیایند و دست همدیگر رابفشارند . این تنها راه حل است . رژیم البته درعراق دست بالا را هنوز دارد و وقتی اینهمه برآتش جنگ مذهبی میدمد و از کشته شدن آنهمه کارگر و زن و بچه فقیر و بیگناه ابایی ندارد مسلم است که برای نابودی مجاهدین حاضراست تمام مردم استان دیالی را هم منفجر کند. خوش خیالی است که فکر کنیم با محکوم کردن ایران که روز به روز بی پرده تر و آشکارتر دارد منطقه را به آتش میکشد، و همه هم دارند محکومش میکنند ، کاری پیش می رود .ایران گوشش به هیج قطعنامه ای بدهکار نیست . دقیقا همان رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی شده است .و هرچه به آخر کار نزدیک ترمیشود سبعانه تر عمل میکند. تنها راه حل هم اتحاد اپوریسیون داخل و خارج ایران است دریک جبهه گسترده و کشاندن جمهوری اسلامی به همان نقطه آفریقای جنوبی ( یعنی بایکوت کامل ازطرف جامعه بین المللی ) . موفق باشید

_________

با تشکر 1500 به 3500 تصحيح شد. علي ناظر

  

[تاریخ ارسال: 22 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: عباس مومنی]  [ abbas_momeni2@yahoo.com ]  
آقای ناظر نکنه خدای ناکرده شما هم پیرو مایکل لدین هستیدید و ما نمی دونستیم ؟ به آخرین مطلب مایکل لدین در سایت انترپرایز نیم نگاهی بیاندازید . مطلب شما خلاصه شده مقاله مایکل لدین است ! شاد باش و شاد زی !   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.