شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۷ - ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

رفراندم يا قيام مسلحانه ؟

کورش عرفاني

فراخوان برگزاري رفراندم از چندي پيش توجه و پي گيري بخش مهمي از اپوزيسيون ايراني را برانگيخته است. موافقان و مخالفان اين طرح، هر يك به نسبت باور به درستي يا نادرستي آن، به گويش و نگارش مشغولند. هدف اين نوشتار ارايه استدلال هايي ديگر افزون بر آنچه در رد اين طرح ارائه شده نيست، بلكه به دنبال آن است تا از نگاهي ديگر به آن نگريسته و نشان دهد كه چگونه چنين طرح هايي به دور از موارد ظاهري معمول خود تلاش دارند برخي از خصلت هاي نوين اخلاق سياسي را در ايرانيان جا مي اندازد. * نكته ي نخست، منشاء اين طرح است كه از جانب افرادي مي آيد كه از داخل و در مورد برخي از آنان متعلق به ساختار حاكميت مي آيد. محمد حسن سازگارا چهره ي شاخص اين جريان است. حضور او به عنوان يكي از بنيان گذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از يكسو و به عنوان يكي از پيشنهاد دهندگان اين طرح پرمعنا به نظر مي رسد. اين بدين معني است كه كسي كه در پيدايش يكي از نهادهاي اصلي شكل گيري رژيم جمهوري اسلامي نقش داشته است در شكل دادن به آلترناتيو مطلوب به آن نظام هم نقش ايفاء مي كند. به عبارت ديگر سير تحولات آينده ي ايران هنوز قرار است در دست كساني باشد كه سير تحولات يك ربع قرن گذشته ي كشورمان را شكل داده اند. پيام روشن اين مطلب آنست كه همان كساني كه ايران سال 1357 را به ايران ويران سال 1383 تبديل نمودند اينك مي خواهند سرنوشت ايران سال 1400 را نيز تعيين كنند. نوعي تداوم تاريخي برنامه ريزي شده كه همه متفكران و مغزهاي داخلي و خارجي حامي رژيم جمهوري اسلامي در شكل گيري آن نقش داشته اند. طرح رفراندم به طور اعلي اين خصوصيت را در خود دارد كه ابتكار عمل را براي چگونگي برخورد با رژيم كنوني تعيين مي كند. رژيمي كه 26 سال است از هيچ گونه غارت و جنايتي كوتاهي نكرده و هر روز كه مي گذرد در ادامه و تشديد اين روند از خود مايه مي گذارد. اما بايد لحظه اي انديشيد كه وقاحت سالاري در عرصه ي سياسي ايران به چه حد رسيده است كه چنين رژيمي به خود اجازه مي دهد براي آينده ي خويش نيز خود تصميم بگيرد و سناريو لازم را از طريق مهره هاي نزديكش به باصطلاح اپوزيسيون خود سفارش مي دهد. طرح رفراندم مطرح شده در واقع به اين معناست كه رژيم اپوزيسيون را مامور بقاي خود مي سازد. در مقابل چنين طرحي مي بينيم كه بخشي از « اپوزيسيون» واكنش مطلوب رژيم را از خود نشان داده و با اعلام پشتيباني از آن، تبديل به عمله و نكره ي برون ساختاري نظام جمهوري اسلامي مي شود. رضا پهلوي بدين ترتيب بار ديگر و پس از ايفاي اين نقش درباره ي خاتمي به عنوان سركرده ي پياده نظام لشگر سياسي حافظ رژيم وارد صحنه مي شود. اين استراتژي اما از يكسو هوشمندي و زيركي رژيم را نشان مي دهد و از سوي ديگر خامي و جهل عميق بخشي از مخالفان او را. نبود يك خط فكري پويا و كمبود توليد محتوايي اپوزيسيون فضاي عمومي را براي امثال هخا و سازگارا مناسب مي سازد. در اين جريان رفراندم هم چنين جنبه هاي ديگري نيز نهفته است كه مخالفان واقعي رژيم نبايد آن را از نظر دور دارند. اين بار نيز رژيم با اين جريان درون نظامي موفق شد مانع از آن شود كه اكثريت مردم و اپوزيسيون در مورد يك امر مهم با هم به يك توافق عملي برسند : باور به اينكه نوع و ماهيت رژيم طوري است كه جز با برخورد قهر آميز نمي توان از شر آن رها شد. هر بار كه مجموعه ي نيروهاي اجتماعي و سياسي مخالف رژيم رفته اند تا به سوي اين قطعيت نزديك شوند و از اين طريق به يك استراتژي واحد دست يابند شاهد بوده ايم كه يك جريان انحرافي تخم شك و ترديد و تفرقه را ميان اپوزيسيون كاشته است و مانع از آن شده كه امكان اتخاذ يك استراتژي مشترك و واحد در رابطه با رژيم متبلور شود. جريان خاتمي نشان داد كه اين تاكتيك به راحتي در ميان نيروهاي متشتت و فاقد يك فرهنگ سياسي كنش گرا در اپوزيسيون موثر است. اين بار نيز نيروهاي به ظاهر از دور وابسته به نظام، با پيشنهاد طرح رفراندم موفق شدند ترديد درمورد غير قابل تغيير بودن شرايط جز از طريق مبارزه ي قهر آميز را زير سئوال ببرند و به اين توهم دامن زنند كه هنوز امكان اين هست كه رژيم از طريق يك روش مسالمت آميز، به طور مثال رفراندم، كنار زده شود. آنها پيكر مرده اصلاح طلبي خاتمي وار را به گونه اي ديگر نبش قبر كرده اند. بدين گونه طرح رفراندم بدين ترتيب يك بار ديگر شانس يك وحدت استراتژيك اجباري بر عليه رژيم را از بين برد. نكته ي قابل تامل ديگر مشاهده اين نكته است كه چگونه در وراي اختلافات ظاهري سياسي در هر دو جبهه ي رژيم و به ظاهر ضد رژيم، خط واحدي وجود دارد كه مي تواند با يك ابتكار ساده، وحدت زير بنايي خود را بازيابد : خط دفاع از منافع طبقاتي. بدين گونه از طريق اين طرح، نيروهاي سياسي متعلق به طبقه ي برتر گذشته (جناح سلطنت طلب)، طبقه ي برتر فعلي (نيروهاي داخلي موافق طرح) و طبقه ي برتر آينده ( تركيب هر دو)، حول اين محور با هم به توافق رسيده اند كه بايد به هر شكل كه شده مانع از آن شد كه تغيير اجباري حاكميت سياسي در ايران از طريق يك جنبش قهر آميز مردمي انجام شود. آنچه آنها به عنوان ضرورت احساس مي كنند پرداختن به آماده سازي يك جايگزين است كه بايد به موقع وارد عمل شده و مسئوليت جابجايي قدرت از بالا را به عهده گيرد. يعني «تعويض رژيم براي حفظ نظام» . نظام در اين جا به معناي «سيستم» است كه از جمله شامل ساختار طبقاتي و روابط دروني آن مي باشد. طرح رفراندم ابزار سياسي اتحاد طبقاتي اين جناح ها مي باشد. چنين نوع از حركتي به طور طبيعي و منطقي همان نوع از تغيير است كه مطلوب سرمايه داري غرب (آمريكا و اروپا و اسرائيل) مي باشد. آنها نيز از اين وحشت دارند كه ادامه ي وضعيت نابسامان اقتصادي ، اجتماعي و تنش هاي سياسي حاكم بر ايران منجر به آن شود كه يك انفجار مردمي زمينه ي به قدرت رسيدن يك نيروي راديكال و يا مدافع منافع ملت ايران را فراهم كند. چنين سناريويي در عصر جهاني شدن سرمايه و نيز آماده سازي بستر اجراي طرح آمريكايي خاورميانه بزرگ يك كابوس و اشكال جدي محسوب خواهد شد. هم از اين روي لازم است كه آلترناتيو غير راديكال براي شرايطي كه ضرورت تغيير رژيم مطرح خواهد شد از حالا پيش بيني شود. فراخوان رفراندم گام نخست آماده سازي يك جايگزين مطلوب سرمايه داري غرب و صهيونيسم در ايران است؛ يك جايگزين ذخيره كه داراي دو كاركرد است : تا زماني كه حضور آن باعث باج دهي هر چه بيشتر رژيم فعلي مي شود كشورهاي غربي اجازه ي تحرك عملي و جدي شدن طرح رفراندم را نخواهند داد. و اما در صورتي كه غرب احساس كند جنهوري اسلامي كارآيي خود را به عنوان رژيم غارتگر حافظ منافع سرمايه داري در ايران و منطقه از دست داده يا صهيونيسم احساس كند كه رژيم ديگر، به عنوان دشمن قلابي، در خدمت گسترش و تقويت او كاركردي ندارد آنها اين آلترناتيو را به طور مستقيم مورد حمايت قرار داده و زمينه تعويض قدرت از بالا براي ادامه ي چپاول سرمايه هاي مادي و انساني ايران را فراهم خواهند آورد. طرح رفراندم، در صورت اجرا، سبب روي كار آمدن يك حكومت خواهد شد كه از حيث بافت طبقاتي با رژيم فعلي مشابه است و كار ادغام اقتصاد ايران در سرمايه داري جهاني را تسريع خواهد كرد. اين طرح هم چنين نخستين آزمايش در ابعاد واقعي در زمينه ي محو حافظه جمعي است. رضا پهلوي روز سه شنبه 11 ژانويه در يك كنفرانس مطبوعاتي در پاسخ به سئوال يك خبرنگار كه از وي خواسته بود تا چگونگي نزديكي خود با محمد سازگارا، بنيان گذار سپاه پاسداران، را توضيح دهد گفت كه براي وي آنچه مهم است اين است كه آيا كسي در جبهه ي استبداد قرار دارد يا آزادي ؛ و ااينكه هر كه از آن طرف به جبهه آزادي پيوست قدمش گرامي باد و « من كاري به گذشته ي او ندارم». اين سخن نمودي است از آنچه براي همه ملت هاي زير ديكتاتوري تدارك مي بينند : محو تاريخ مندي خاطرات. از ميان بردن هر آنچه يك خلق به عنوان شاخص يادآوري وقايع و قضاوت ارزشي در مورد افراد مي تواند داشته باشد. با اين منطق ضد حافظه، كه حضور خود سازگارا شاخص اصلي آن است، هر كس مي تواند هر مدت كه لازم است به جنايت پيشگي و تجاور و پايمال ساختن حقوق ديگران پرداخته و بهترين خدمات را چون سگي وفادار در خدمت سيستم ارائه دهد و به هنگام نزديك شدن زمان پاسخ پس دادن به اعمال ننگين خود با يك مانوور «آزادي خواهانه» پرونده ي سياه خود را باز نشده ببندد. طرح رفراندم هجومي زيربنايي به حافظه ي جمعي به حق انتقام جوي ملت ايران است. * * اين چند ويژگي طرح رفراندم، كه تنها موارد آن هم نيستند، نشان مي دهند كه به دور از اينكه سرنوشت كوتاه مدت يا ميان مدت آن چه باشد، چگونه در خود پديد ه هاي منفي بسياري را براي جنبش آزديخواهي ايرانيان در بردارد. برخورد منفعل با اين طرح و عوارض منفي آن خدمتي است شايان به همه آنها كه مي خواهند بيست و پنج سال مقاومت و فداكاري هاي فراواني را كه در آن مندرج است با يك شارلاتان بازي سياسي جارو كنند و به جاي آن يك اقدام نمايشي سطحي و در خدمت منافع سرمايه داري غرب، صهيونيسم و طبقه برتر در ايران را به ملت قالب كنند. نمايشي كه قرار است در آن نقش موقتي هم به مردم داده شود تا مشروعيت خود را از طريق آن بدست آورد. برخورد قاطع و فعال با اين طرح شامل افشاء گري و بيان حقايق از يكسو و تاكيد بر خط راديكال مبارزه از سوي ديگر است. در مقابل همه ي نرمش و سازشكاري «مسالمت آميزي» كه در اين طرح ضد مردمي نهفته است بايد مخالفان واقعي رژيم بر چند نكته تاكيد داشته باشند : - رژيم جمهوري اسلامي بايد در تماميت خود سرنگون شود. - يگانه طريق ممكن براي سرنگوني مبارزه قهر آميز است. - مبارزه قهر آميز، يا همان قيام مسلحانه ي مردمي، جز با اتحاد تاكتيكي نيروهاي برانداز ممكن نيست. در شرايط كنوني بايد نيروهاي مبارز راديكال با مشاهده اتحاد طبقاتي نيروهاي داخلي و خارجي در حمايت از رفراندم در صدد تشكيل يك اتحاد ضد طبقاتي طرفدار قيام قهر آميز توسط محرومان و تود ه هاي ستمديده ي جامعه باشند. اين قيام هر چند كه به ظاهر دور از دست به نظر مي رسد اما نبايد فراموش كرد كه مناسب ترين پاسخ به توان مبارزاتي پنهان جامعه و پتانسيل انفجاري انباشته شده در ميان طبقات محروم است. پتانسيلي كه بايد توسط اپوزيسيون برانداز مورد توجه قرار گيرد. اين انباشت نارضايتي است كه منجر به اين شده تا حافظان ساختار طبقاتي جامعه ( يعني امضاء كنندگان نخست فراخوان رفراندم) به تقلا و دست و پا بيافتند تا بلكه به زعم خود راه حل نرم تري را براي تغيير خشونت بار غير قابل پرهيزي كه در انتظار رژيم است بيابند. نبايد در اين شرايط از بيان روشن آنچه ضرورت مبارزه ي زيربنايي و در خدمت طبقات محروم است وحشتي داشت. نبايد تحت تاثير جو تبليغاتي سرمايه داري ساخته و پرداخته قرار گرفت و از بيان نظرات خويش پيرامون مسائلي مانند «ضرورت جنگ مسلحانه»، «مبارزه ي قهر آميز»، «قيام توده اي برانداز» و «يورش به پايگاه هاي قدرت و مراكز ثروت» باكي داشت. بايد با صداي بلند گفت كه نيروهاي مبارز مدافع محرومان به دنبال قيامي هستند كه در آن جنايتكاران به اين خلق ستمديده بايد يا تسليم نيروهاي خلق شوند و يا در آتش خشم آنها بسوزند، قيامي كه در آن به حساب همه سرمايه داران و غارتگران ثروت هاي آنها رسيدگي خواهد شد. =نه حتي يك قطره خون آزادگان بيگناه اين كشور، = نه كمترين حق كشي و بي حرمتي به ايرانيان ستمديده = و نه حتي يك ريال غارت شده از ثروت هاي اين مردم مظلوم نبايد بي حسابرسي بماند. نيروهاي واقعي مدافع مردم بايد در اين شرايط كه همه زوزه ي كريه سازش و تسليم و فراموشي گذشته ي سياه رژيم و رژيمي ها را سر داده اند با شفافيت كامل بر اين نكته تاكيد كنند كه به دنبال احقاق حقوق اين ملت محروم خواهند بود حتي اگر بهاي آن نبردي خونين باشد. پنجاه سال بعد هنوز ملت ايران با احترام از مصدق نام مي برد، زيرا آن زمان كه سرنيزه ها زبانها را بيرون مي كشيد وي از بيان آنچه براي دفاع از حق ملت غارت شده ي ايران لازم ديد كوتاهي نكرد. به همين ترتيب از ياد نبريم كه : فردا ملت ايران آنچه را كه امروز مي گوييم و مي كنيم بياد خواهد آورد. contact@korosherfani.com * * www.korosherfani.com 13/01/2005

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.