شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۷ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

ایران و اسرائیل : همدستی برای جنگ افروزی

کورش عرفاني

korosherfani@yahoo.com دو رخداد به موازات هم و در ظاهر بدون ارتباط در حال گسترش است : وخامت پرونده ی اتمی ایران از یکسو و تجاوزگری اسرائیل به فلسطین و لبنان از سوی دیگر. اما کیست که نداند این رخدادها به طور مستقیم به یکدیگر ارتباط دارند. هر چه پرونده ی اتمی ایران به سوی مجازات های بین المللی نزدیک تر شود نبرد میان حماس، حزب الله و حتی سوریه با اسرائیل شدیدتر خواهد شد. رژیم جمهوری اسلامی نیازمند بر گهای تازه ای برای بازی بعد از تصمیم شورای امنیت درباره ی پرونده ی اتمی اش می باشد و رژیم صهیونیستی اسرائیل نیز نیازمند بهانه های جدید برای تجاوزگری و خروج از بن بست در حل مناقشه ی تجاوزگری 60 ساله خود نسبت به سرزمین فلسطینی ها. جمهوری اسلامی نیک می داند که باید جبهه ی جنگ آینده ی خود را از حالا به وسیع ترین شکل ممکن آرایش دهد : عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان. احتمال دارد این میدان سازی رژیم تا ترکیه، اردن و عربستان سعودی نیز پیش رود. بدون آنکه بخواهیم از سایر مناطق دوردست نام ببریم. از آنسوی، رژیم جنایت پیشه ی اسرائیل نیز که در اجرای طرح اسرائیل بزرگ با شکست عملی-ایدئولوژیک برخورد کرده است نمی تواند جز با قتل و جنایت هر چه بیشتر طرفداران اسرائیل بزرگ را که به رهبری نتانیاهو در انتظار فرصت برای بازگشت به قدرتند آرام سازد. همچنان که در پاره ای دیگر از نوشته ها آورده بودیم [1] این بار نیز دو نظام ضد مردمی و جنایتکار به کنش های متقابل یکدیگر نیازمندند تا به زعم خود از بحران بیرون آیند. دولت جدید اسرائیل برای قبولاندن طرح تعیین یکجانبه ی مرزها که برخلاف همه ی معاهدات بین المللی بر سر تشکیل دو کشور مستقل است نیاز به آشوب دارد تا با ایجاد قتل عام های سراسری و منظم فلسطینی ها به یهودیان صهیونیست بباوراند که مانند دولت های سابق اسرائیل به دنبال حذف سیستماتیک فلسیطینیان می باشد. جمهوری اسلامی نیز مایل است به غرب این پیام را دهد که برقراری دوباره ی «آرامش» در منطقه منوط به باج دهی به او بر سر پرونده ی اتمی اش می باشد. بدین ترتیب همان بده بستانی که میان جمهوری اسلامی و صهیونیسم اسرائیل از بدو انقلاب شکل گرفته بود به کار خود ادامه می دهد[2] . با این تفاوت که این بار کنترل و مدیریت سناریو دشوارتر است. از یکسو به دلیل شکنندگی موقعیت رژیم ایران در صحنه ی داخلی بخصوص در عرصه ی اقتصادی و اجتماعی و از طرف دیگر به دلیل عدم موفقیت رژیم صهیونیستی در ایجاد جنگ داخلی و برادر کشی میان فلسطینیان. رژیم ایران می داند که در صورت مواجه با یک تحریم اقتصادی جدی، حتی در میان مدت، با مشکل انفجار اجتماعی مواجه خواهد شد. به همین دلیل نیز یا نباید کار به برقراری تحریم های اقتصادی بکشاند و یا باید اوضاع را به سرعت به سوی یک نزاع وحشت برانگیز در کل خاورمیانه سوق دهد. یعنی یک جنگ تمام عیار در عراق در فلسطین و در لبنان و حتی در سایر کشورهای منطقه، همراه با تهدید و حرکت های نمایشی در خلیج فارس. رژیم صهیونیستی نیز می داند که با رها گذاشتن فلسطینی ها به حال خود رشد جمعیت فلسطینی ها و سازماندهی دوباره ی آنها در طول حکومت حماس می تواند خطری جدی برای بقای اسرائیل فراهم سازد. پس، هر دو رژیم نیاز به جنگ دارند. جمهوری اسلامی امیدوار است که پرونده ی اتمی خود را در میان پرونده ی پرهیاهوی تنش های نظامی خاورمیانه گم کند و از طریق پیشنهاد یاری خود به حل و فصل این نزاع های نظامی، که غرب را وحشت زده خواهد کرد، باج آخر را بر سر پرونده ی اتمی از غرب بگیرد و بدون توقف غنی سازی اورانیوم از پاکت فعلی مشوق های گروه 5+1 بهره ببرد. اسرائیل نیز امیدوار است با حملات نظامی به زیرساخت های فلسطین و لبنان سیر و روند شکل گیری تمامیت های قدرتمند (فلسطین و لبنان) رادر آینده تضعیف یا ناممکن سازد. بر اساس این دو استراتژی می توان پیش بینی کرد که در روزها و هفته های آینده تنش ها و رویارویی ها نظامی در لبنان، فلسطین، عراق و برخی دیگر از کشورهای منطقه شدت گیرد و هم زمان ایران به سماجت خود در باره ی پرونده ی اتمی ادامه دهد. نقش آمریکا در این میان، به دلیل نفوذ یهودیان در ایالات متحده، بیشتر نقش یک قربانی سیاست های این دو برادر دشمن ( جمهوری اسلامی و رژیم صهیونیستی) خواهد بود تا یک بازیگر تصمیم گیرنده. ارتجاع رژیم و صهیونیسم اسرائیل تلاش دارند تا مثل یک ربع قرن گذشته آمریکا و اروپا را دربازی های خویش به این سوی و آن سوی بکشانند. چنانچه در بالا آمد، یگانه راه برون رفت از این دور تسلسل باطل ارتجاع-صهیونیسم-سرمایه داری ظهور موثر یک عامل مردمی است. و این نمی تواند باشد مگر در بروز یک جنبش اجتماعی رادیکال در ایران که قدرت پایان دادن به حیات رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی را داشته باشد. مرگ رژیم آغاز عزای صهیونیسم اسرائیل است. یک ایران دمکراتیک بی شک می تواند نقش موثرتری در احقاق حقوق مسلم فلسطینی ها داشته باشد تا ایرانی با یک رژیم به ظاهر ضد اسرائیلی اما در عمق شریک جرم و همدست جنایات صهیونیسم. دمکراسی مردمی در ایران سرنوشت عراق و افغانستان و سپس سایر کشورهای منطقه را به سوی دمکراسی و آزادی خواهد کشاند. به همین دلیل نیز از بیست و هشت سال پیش رژیم جمهوری اسلامی، که بخشی از بلند پایه ترین رهبران آن یهودیان به ظاهر اسلام آورده هستند، مورد جدی ترین حمایت های مستقیم و غیر مستقیم لوبی یهودیان صهیونیست در منطقه، اروپا و آمریکا بوده است. چنانچه می بینیم مبارزه ی ما مخالفان رژیم فقط برای رهایی ایران نیست رهایی منطقه از چنگال اسلام گرایی ارتجاعی، یهودسالاری صهیونیستی و سرمایه داری امپریالیستی در گرو پیروزی آزادیخواهان در ایران است. این وجه فراایرانی مبارزه ی خود را هرگز از یاد نبریم. * * www.korosherfani.com 12/07/2006 _________ 1 http://www.korosherfani.com/neveshteha/vaghti.htm 2 http://www.korosherfani.com/neveshteha/RegimsIR-IS.pdf

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 16 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: کیانوش رشیدی]  [ rashidi_kianoosh@hotmail.com ]  
در يک جمله!


يورش وحشيانه ارتش رژيم نژادپرست اسراييل به سرزمين های فلسطينی و لبنان، و کشتار مردمان اين دو سرزمين و سکوت سران سياستهای جهانی، تنها يک چيز را ثابت می کند و آن اين است که بر جهان امروز ما يک ملت ـطبقه حکومت می کند و آن هم ملت ـ طبقه يهود و دولت فرمانروا بر جهان ، دولت و حکومت جهانی يهود است که رژيم نژادپرست اسراييل يکی از نمايندگان اين دولت و حکومت جهانی می باشد.

  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.