شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸ - ۱۵ دسامبر ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تجاوز اسرائيل ‌ محك قدرت نظامی ايران ؟

م. راد

m.rad@gmx.net

 

چهارروزاست كه نيروهای نظامی اسرائيل از هوا وزمين و دريا نوار غزه را ببهانه اسير شدن يك سرباز  19 ساله يهودی  فرانسوی كه داوطلبانه خود را برای جنگيدن با فلسطينيها به ارتش اسرائيل معرفی كرده بود مورد حمله قرار داده اند اين بار آنها جرات نكردند از تاكتيكی كه هيتلر آنرا جنگ برق آسا ناميده بود به سرزمين فلسطينيها يورش ببرند چه نيروهای مبارز فلسطين طی انتفاضه نشان داده بودند كه قادرند در برابر نيروی تا بدندان مسلح رژيم اسرايئل مقاومت كنند اين چندمين بار است كه مبارزان فلسطينی ‌به قلب دشمن حمله كرده و نشان ميدهند كه برخلاف ادعای‌ كشورهای غربی‌ ارتش اسرائيل مثل همه ارتشهای متجاوز ‌پوشالی‌ است.

اسرائيل برای‌ حمله به فلسطين باز هم از پشتيبانی وسيع نظامی از جمله سيستم نظامی ساتليتی آمريكا و غرب بر خوردار شده است افشاء هويت سرباز فرانسوی دستگير شده توسط نيروهای ‌مقاومت در نوار غزه نشان ميدهد كه حمله اسرائيل تحت اين بهانه پوششی بيش نبوده است .

چرا اسرائيل در اين مقطع به كشورهای‌عرب تجاوز ميكند؟

 

اسرائيل همزمان باتدارك برای اشغال مجدد نوار غزه به حريم هوايی سوريه و لبنان هم تجاوز كرده است كه اين اقدام نميتوانسته است بدون حمايت آمريكا و كشورهای‌عضو ناتو صورت گرفته باشد از طرف ديگر كنفرانس وزرای ‌خارجه گروه هشت در مسكو در جريان است كه قرار است راجع به بسياری از مسائل جهانی از جمله مسئله اسرائيل و فلسطين به تبادل نظر بپردازد از گزارشات چنين بر می آيد كه فشار بر آمريكا برای مهار اسرائيل حتی ‌از طرف بعضی از كشورهای‌اروپايی عضو ناتواز جمله ايتاليا و اسپانيا و يونان بشدت بالا گرفته است اين كنفرانس قرار است قطعنامه سران گروه هشت را تدوين كند كه شامل بسياری از مشكلات و معضلات حل نشده منطقه خاورميانه و جهان از جمله مسئله امنيت جهانی است.

بيش از سه ماه است كه با فشار كشورهای‌غربی پرونده هسته ای ايران به سازمان ملل ارجاع داده شد ولی ‌بزودی ‌مشخص شد كه منافع كشورهای ‌مختلف در ايران و خاورميانه امكان بهره برداری‌از اين مسئله را بيك طرف نخواهد داد در نتيجه با مشورتهای ‌فراوان دوباره آنرا به سازمان انرژی اتمی مستردكردند و همزمان قرار شد تا اعضاء دائمی ‌سازمان ملل كه حق وتو دارند باتفاق آلمان طرحی را جهت حل مسئله ای هسته ای نه تنها در رابطه با ايران واسرائيل بلكه برای ديگر كشورهايی كه در آينده احتمالا اين راه را طی خواهند كرد ارائه دهند و بدين ترتيب بجای‌استفاده از جنگ برای يكبار هم كه شده راه مذاكره و همكاری را تجربه كنند.

طی سالهای گذشته آمريكا و اسرائيل كوشش فراوانی بكار برده بودند تا ايران را از طريق سازمان ملل ابتدا محاصره اقتصادی ‌و سپس از طريق جنگ هوايی ‌متلاشی كنند آمريكا كه نتوانسته بود طی پنج سال گذشته به اوضاع عراق و افغانستان سروسامان بدهد مجبور شد حد اقل برای مدتی‌عقب نشينی كرده تا زمينه لازم را برای ‌تهاجم بعدی ‌فراهم سازد كه اين موضوغ به مذاق اسرائيل خوش نيامده است در نتيجه اسرائيل در تلاش است بكمك آمريكا كه در وضعيت بسيار نامناسبی گرفتار آمده است زمينه تخريب اين كنفرانس را فراهم آورد تا سران آن نتوانند بر طبق توافقی كه با ديگر كشورها از جمله روسيه بعمل آورده اند بر سر بعضی ازمسائل جهانی‌از جمله مسئله فلسطين و ايران و خاورميانه خالی‌از سلاح اتمی  بتوافقی دست پيدا كنند.

اين اولين بار نيست كه اسرائيل كوشش ميكند توافقات بين المللی ‌را تخريب كند اين كشور تمامی توافق های ‌جهانی در مورد خاورميانه از جمله اسلو ، مادريد و مصر را عملا  زير پا گذاشته است تا بحران منطقه لاينحل باقی ‌بماند و بتواند همچنان بر اشغال سرزمينهای‌عربی‌ادامه دهدو از تضاد موجود برای ‌بقاء خود نهايت استفاده را ببرد.

تاپيش از توافق  برسر مسئله هسته ای ايران فعل و انفعالات فراونی در منطقه صورت گرفته بود از جمله آن مذاكرات مستقيم بارزانی‌ با دولت اسرائيل وتركيه كه نتيجه آن انتقال بيش از  250 هزار نيروی نظامی تركيه بمرز عراق و سوريه و ايران بود بارزانی‌عملا از اين دوكشور خواسته بود در صورتی كه نيروهای مقاومت دست بالا را در عراق داشته باشندو آمريكا راه فرار را در پيش گيرد مناطق تحت كنترل كردها را به اشغال خود در آوردند جلال طالبانی هم كه عملا با همكاری ‌با ايران و نيروهای ‌شيعه طرفدار ايران حيثيت خود را بر باد داده است دست كمك بسوی ايران دراز كرده بود و ايران هم به اين در خواست پاسخ مثبت داده و نيروی ‌نظامی فراوانی‌ در مرز عراق با ايران مستقر كرده است  تادر صورت لزوم هم از طالبانی‌ و هم از طرفداران خود در عراق حمايت كند ودر ضمن صحنه را تنها به تركها وگزار نكند.

كوشش سفير آمريكا در عراق كه بارها در خواست ملاقات با مسئولان ايران را داده بود در واقع هم آهنگ كردن مواضع ايران با تركيه برای سركوب نيروهای ‌مقاومت عراق و كردها و در نهايت حمايت از كشورهای ‌شيخ نشين عرب بود كه بشدت از پيشرفت اوضاع منطقه وحشت زده شده اند.

اسرائيل با توجه به اوضاع منطقه و درهم شكسته شدن تجاوز آمريكا در منطقه قصد دارد بهر قيمت آمريكا را در منطقه ميخكوب كند چه بخوبی آگاه است كه شكست آمريكا در خاورميانه يعنی پايان كار اسرائيل و پايان كمك مالی ‌شيخ نشينها به اين كشوراز طريق آمريكا علاوه بر آن اسرائيل بخوبی ميداند كه هر اقدام اين كشور برعليه كشورهای‌ خاورميانه بنام آمريكا تمام شده و مردم خاورميانه آمريكا را مسئول جنايات اسرائيل خواهند شناخت بنابراين اسرائيل با حمله به نوار غزه آمريكا را عملا در بد منگنه ای گرفتار كرده است .

كشورهای‌اروپايی از جمله آلمان و انگلستان و فرانسه از اين اقدام اسرائيل چندان ناراضی نيستند در اين سه كشور بشدت بر عليه مسلمانان تبليغات ميشود بهمان شدتی كه پيش از جنگ جهانی ‌دوم بر عليه يهوديها و كمونيستها  صورت ميگرفت ضعيف شدن جنبشها و كشورهای ‌مستقل‌ منطقه خاورميانه از طريق اسرائيل كه پنجاه سال است ادامه دارد با استراتژی‌اين كشورها همخوانی دارد چه از يك طرف امكان رشد و اتحاد كشورهای ‌منطقه را صد ميكند و از طرف ديگر كنترل منابع عظيم نفت منطقه را آسانتر ميكند بنابراين اسرائيل بهمراه تركيه دوفاكتور مهم برای امنيت كشورهای‌اروپايی بحساب می آيند.

تنها سه جنگ در طی ده سال اخير در يوگسلاوی و افغانستان و عراق بيش از دوهزار ميليارد دلار قرارداد نظامی‌ نصيب كشورهای‌اروپايی ، ژاپن ، كانادا و استراليا كرده است بر طبق آمار سازمان مطالعات سلاحهای ‌متعارفی ‌در لندن طی‌اين مدت بيش از سه و نيم مليون نفر توانستند شغل خود را حفظ كنند برلسكونی ‌پيش ازآغاز جنگ يوگسلاوی‌  معتقد بود كه فقط با جنگ ميشود اقتصاد بيمار ايتاليا را نجات داد اسرائيل بهمراه كانادا و سوئد هم در تمامی‌اين جنگها به بزرگترين صادر كنندگاه قطعات نظامی‌ تبديل شدند.

انستيتوی تحقيقاتی برای‌ صلح جهانی  استكهلم (  SIRPI )(International Peace Research Institute  Stockholm ) در ژوئن  2006  طی يك كنفرانسی در استكهلم ضمن معرفی‌ گزارش ساليانه خود در مورد بودجه سرسام آور نظامی‌ جهانی و افزايش بی سابقه آن در تاريخ اعلام كرد كه كشورهای جهان در سال گذشته بيش از  1120  ميليارد دلارصرف سلاح نظامی كرده اند كه  50 % آن فقط متعلق به آمريكا بوده است در اين گزارش آمده است كه آمريكا بيش از  1000 ميليارد دلار علاوه بر بودجه نظامی سال گذشته خود‌صرف تحقيقات نظامی ‌كرده است بدين ترتيب تنها آمريكا معادل چهار پنجم بودجه نظامی ‌جهانی را بخود اختصاص داده است.

در همين مدت شيخ نشين های خليج فارس كشورهای‌همسايه ايران طی سالهای ‌گذشته بشدت خود را مسلح كرده اند  تنها عربستان سعودی طی چهارده سال گذشته  268  ميليارد دلار اسلحه خريداری كرده است با توجه به جمعيت اين كشور كه در حدود  21  مليون نفر است عربستان طی‌اين مدت معادل  12 مليون دلار برای‌هر تبعه خوداسلحه خريداری كرده است .

در همين مدت امارات متحده عربی‌ با جمعيت  2,6 مليون نفر  39  ميليارد دلار و كويت شيخ نشين كوچك عربی ‌با جمعيت  1,1  مليون نفر بيش از  73  ميليارددلار اسلحه خريداری كرده اند شيخها و ژنرالهای‌ كويت در همان ساعت اول در سال  1990 پس از قيام مردم كويت فرار را بر قرار ترجيح داده نه تنها مقاومت نكردند حتی يك گلوله هم شليك نكردند و به عربستان وبه غرب گريختند .

در مجموع اين سه كشور 380  ميليارد دلار تنها ظرف چهارده سال از آمريكا و انگلستان اسلحه خريدار كردند كه بخشی از قطعات آن توليد اسرائيل بوده است جالب است كه طبق آمار رويتردر  8  ماه مه  2006  ايران با جمعيت  70 مليونی  در اين مدت تنها  49 ميليارد دلار هزينه نظامی داشته است.

عربستان سعودی‌ و اسرائيل قرار است از آمريكا بمبهای‌ 13600  كيلويی بنام بيگ بلو (BIG – BLU  ) بخرند كه قادر است تا عمق  60 متری سيلو های ‌بتونی‌ نظامی را منهدم كند اين اسلحه به  MOP  (Massive Ordnance Penetrator)  توپ نفوذی ‌توپر معروف است بنابراين خاورميانه به انبار باروت تبديل شده است كه هر آن امكان انفجار آن با توجه به رژيمهای فاسد ووابسيه ميرود.

اين معامله پر منفعت با ذخاير نفتی ‌موجود در خاورميانه كه آمريكا و انگلستان در تلاشند تا انحصار آنرا بخود اختصاص دهند نميتواند رقبای ديگر را به تكاپو نياندازد تا سهمی از آن را نسيب خود نكنند  روسيه ، اوكراين ، سوئد ، كانادا و.... حتی هلند فعالانه در تلاشند تا توليدات نظامی خود رابه شيخ نشينها غالب كنند.

كشورهای‌آمريكا و انگلستان و حتی‌اسرائيل كه بزرگترين شركتهای ‌نفتی‌ را در كنترل دارند تنها در سال  2005  بيش از  40  ميليارد دلار از افزايش قيمت نفت بهره برده اند ضمن آنكه پول صادرت نفتی ‌كشورهای ‌شيخ نشين رادر كشورهای ‌خود نگه داشته اند تنها كشورهای ‌شيخ نشين بيش از  2100 ميليارد دلار ارز در آمريكا پس انداز كرده اند و جرات ندارند آنرا بيرون بكشند آمريكا پيش و پس از تجاوز به افغانستان و عراق نسق خود را از اين شيخ نشينها گرفته بود و آنها را تهديد به سرنگونی ‌كرده بود اخيرا در روزنامه های غربی  بر ملا شده است كه همين شيخ نشينها به آمريكا و غرب فشار آورده بودند تا هم رژيم افغانستان و هم رژيم عراق را سرنگون كنند چون هردو كشور را برای بقاء خود بسيار خطرناك ارزيابی كرده بودند.

عربستان سعودی اولين كشوری ‌بود كه حكومت طالبان در افغانستان را بتشويق آمريكا برسميت شناخته بود ولی ‌با فعاليت گسترده مخالفان حكومت سعودی ‌در خاك افغانستان ترجيح داد اين كشور مورد حمله قرار گيرد عربستان هزينه جنگ را هم متقبل شد.

پسوند سعودی‌ در عربستان مربوط ميشود به يك خانواده  با همين نام كه پسوند عربستان شده است عربستانی ‌كه متعلق به خانواده سعودی‌است آل سعود اصل و نسب خود را از خانواده محمد پيغمبر مسلمانان ميداند  سعوديها حتی  مذهب ويژه خود يعنی مذهب وهابی‌ را ابداع كرده و بقيه را بعنوان مسلمان واقعی برسميت نمی شناسند بدين ترتيب عربستان و اموال آن تنها به اين خانواده همانند ساير شيخ نشينها تعلق دارد.

حمله اسرائيل به نوار غزه دليل ديگری‌هم دارد و آنهم محك سلاحهای ‌موجود دردست مبارزان فلسطينی است و از طرف ديگر آمريكا و اسرائيل ميخواهند عكس العمل ايران و سوريه را در اين مورد ببينند اخيرا بين ايران و سوريه پيمان دفاعی مشترك  بامضاء رسيده است فعاليت گسترده فرانسه و ساير كشورهای‌غربی در لبنان جلوگيری از پيوستن اين كشور به اين پيمان بوده است تجاوز هوايی اسرائيل به خاك سوريه و لبنان طی چندروز گذشته و دفاع هوايی سوريه كه اخيرا با سلاحهای ‌ضد هوايی روسيه مجهز شده است و عكس العمل ايران در اين رابطه ميتواند توازن نيروها را در منطقه بنمايش بگزارد ايران بعنوان ابر قدرت منطقه در اين معادلات نقش تعيين كننده ای ‌بازی ميكند و از آنجا كه در جبهه غرب قرار ندارد بايد انتظار داشت وضعيت نيروها در منطقه تا حدودی ‌بطرف ايران بچرخد قماری‌ كه كشورهای غربی ‌با همكاری‌اسرائيل براه انداخته اند با توجه به جنبش های ‌توده ای در منطقه ميتواند توازن نيروها را بالكل بهم بزند بنظر ميرسد كه آمريكا اميد وار است با گسترش جنگ منطقه ای از فرصت استفاده كند و از منطقه فرار كند تاكتيكی كه نه اسرائيل خواهان آن است و نه كشورهای ‌شيخ نشين ونه مصر و اردن كه بشدت به غرب وابسته هستند و نه كشورهای‌اروپايی كه سرنوشتشان به آمريكا وابسته است .

غرب از ايران چه ميخواهد؟

كشورهای‌غربی ‌با توپ پر و با قلدری‌ تمام از هر امكانی‌استفاده كردند تا ايران را تسليم كنند همه اين ترفندها موقعی‌اتفاق افتاد كه سياست نظامی گری غرب در خاورميانه موفق عمل نكرد و نتوانست امنيت و انتقال انرژی ‌به غرب را تضمين كند اين دومسئله استراتژيك آنقدر برای ‌كشورهای غربی ‌حياتی بود كه بخاطر آن پای سه جنگ بزرگ رفتند جنگ يوگسلاوی برای‌ عقب راندن روسيه ، جنگ افغانستان برای ‌حفظ حكومتهای ‌شيخ نشين و تامين امنيت منابع انرژی دريای خزر در واقع آسيای ميانه برای‌ مهار چين و روسيه و جنگ عراق برای كنترل منابع انرژی ‌خاورميانه

بررسی همه اين سياستها از نظر تاريخی نشان ميدهد كه دقيقا همين مناطق پيش از جنگ جهانی ‌دوم اهداف فاشيستهای غربی‌ در منطقه بوده است هيتلر در عراق در سال 1939 كودتا ميكند و دست فرانسه و انگلستان را از منطقه كوتاه ميكند و راه آهن شمال جنوب ايران را ميسازد تا آسيای ميانه و دريای خزر و قفقاز را كنترل كرده و تمامی‌ كشورهای‌غربی‌ را تسليم خود كند و سپس سراغ شوروی‌ برود كه طبعا با مقاومت گسترده ای ‌روبرو ميشود و سر انجام درهم ميشكند.

با تجربه ای تاريخی موجود ميشود گفت كه سياست آمريكا  ادامه سياست نيروهای‌ فاشيستی جنگ جهانی ‌دوم است كه اين بار از همان ابتدا با مقاومت جهانی ‌مواجه شده است اگر هيتلر و ديگر فاشيستها توانستند در سالهای‌اوليه جنگ به پيروزيهايی ‌دست پيدا كنند و تمامی‌اروپای غربی‌ منهای‌انگلستان را بتصرف در آورند آمريكا نه در يوگسلاوی و نه در افغانستان و نه در عراق بعدازده سال هنوز در آغاز كار است هزينه جنگ تنها در عراق بيش از هشتصد و پنجاه ميليارد دلارشده است كه سيصدو پنجاه ميليارد دلار بيشتر از جنگ ويتنام ، كامبوج و لائوس در جنوب شرقی آسيا در سالهای‌ 1960  تا  1975شده است.

اين عدم موفقيت سئوالات فراوانی را پيش روی بسياری از كشورها قرار داده است اگر آمريكا با اين توان نظامی و اقتصادی قادر نشده است از پس دوكشور كوچك عراق و افغانستان بر آيد وعملا امنيت جهانی راهم از بين برده است چه راهی را بايد جستجو كرد تا اين معضل جهانی به ثبات نسبی برسد؟ و آيا  كشورها با همكاری هم قادرند راه حلی ‌برای آن پيدا كنند؟.

آنچه مسلم است آن است كه جهان يكپارچه سر اين مسئله متحد شده است كه آمريكا امنيت جهانی را بخطر انداخته است  بنابراين برای كاهش تنش های ‌بوجود آمده از طرف آمريكا  جهان به امنيت جمعی ‌نوينی نياز دارد كه بشود اين كشور را مهاركرد برای رسيدن به اين هدف همه كشورها بايد در آن سهيم شوند بنابراين برای رسيدن به آن همكاری‌ و همياری همه كشورها چه كوچك و چه بزرگ لازم و ضروريست جهان امروز را نميتوان تنها با يك كشور اداره كرد و امنيت آنرا تضمين كرد تازه نه قدرتهای ديگر و نه كشورهای كوچك حاضر نيستند زير بار آن بروند از طرف ديگر قدرتهای ‌بزرگ عليرغم امكانات و توانی  كه دارند اگر حمايت اكثريت كشورهای ‌جهان را بدست نياورند قادر نخواهند بود امنيت جهانی را تضمين كنند.

پذيرش اين اصل كه امنيت جمعی جهانی‌ لازم و ضروريست تا جهان متمدن وارد توحش دوباره همانند آنچه در سه جنگ ده سال اخيرو جنگ جهانی دوم و جنگهايی كه كشورهای غربی پس از جنگ جهانی دوم راه انداخته اند نشود  بايد منافع و مصالح مشترك تمامی كشورها را بعنوان يك اصل جهان شمول پذيرفت و آنرا برسميت شناخت آيا آمريكا حاضر است ضرروزيان آنرا تحمل كند و آيا پای اين ضرورت خواهد رفت ؟ آيا آمريكا ودر مجموع غرب امنيت جهانی مشترك را خواهند پذيرفت ؟ و آيا آمريكا حاضر است بهای‌ بسيار سنگين آنرا بپردازد كه مفهومی ‌بجز خزيدن به لانه خود ندارد؟

آيا آمريكا تحمل ريزش  كشورهای‌ زير سلطه خود را خواهد داشت؟ آيا آمريكا خواهد پذيرفت كه ديگر قادر نيست منابع انرژی جهانی را به تنهايی ‌كنترل كند و مجبور است خاورميانه را هم رها كند؟ آيا آمريكا پای چنين ذلتی‌ خواهد رفت و حاضر است دست ازسياست هژمونيستی بر دارد كه بيش از شصت سال با اين سياست به تخريب بخش بزرگی از جهان پرداخته است؟ آيا آمريكا با توجه به تجربه اين ده دوازده سال گذشته باندازه دريافته است كه بايد داوطلبانه عقب نشينی كند؟ آيا آمريكا ضرورت زمانه را دريافته است كه ديگر قدرت مطلق جهان نيست؟ اگر جواب سئوالات مثبت است پس حمله اخير اسرائيل چه مفهومی دارد ؟

كشورهای‌غربی در پيام ارسالی خود كه از پشتيبانی روسيه و چين و ساير كشورهای ‌ذينفع بر خوردار است از ايران خواسته اند تا به امنيت جمعی ‌جهانی ‌بپيوندد كوششی كه اتحاد شوروی ‌پيش از جنگ جهانی دوم بارها تلاش كرده بود ولی ‌نتيجه ای ‌نگرفته بود اين پيشنهاد در شرايطی مطرح شده است كه بزرگترين قدرت نظامی تاريخ بشريت در ضعيفترين نقطه خود ايستاده است كه دو راه بيشتر پيش روی خود ندارد يا همانند هيتلر به جنگ تمام عيار بر عليه بشريت برود  تا به عمر خود پايان دهد و يا با همكاری‌همه كشورها بتدريج بعقب نشينی وادار شود.

در عرصه بين المللی‌ برای جلوگيری‌از گسترش  سلاحهای اتمی كه ميتواند از كنترل خارج شود كه در آنصورت هيچ كشوری برنده نخواهد بود از تجارب بدست آمده ايده های تازه ای مطرح شده است كه از جمله آن توليد جمعی جهانی اورانيوم و مصرف نظارت شده بين المللی تحت نظارت سازمان ملل متحد كه همكاری‌همه كشورها را ضرورتا بدنبال دارد و در عين حال زمينه كاهش تدريجی سلاحهای‌اتمی را در پی خواهد داشت.

ايران نبايد در اين مورد بی ‌گدار به آب بزند اگر تضمين اشاره شده در بالا عملا ايجاد شود بنفع همه كشورهای ‌جهان خواهد بود كه با كنترل متقابل پای يك قرار داد بين المللی بروند كه آرزوی بيش از شصت سال نيروهای ‌مترقی ‌و متمدن جهانی ‌بوده است.

طبيعی است كه امضای قرارداد بمعنی‌ باجرا در آمدن فوری‌آن نيست  بهمين دليل بايد بسيار با احتياط و در عين حال با گام های عملی  شرايط اجرايی آنرا فراهم كرد اگربه ايران تضمين امنيتی عدم تجاوز از طرف كشورهای عضو دائمی سازمان ملل داده شود و همكاری‌همه جانبه تكنولوژی و تجاری بر طبق ضوابط بين المللی تضمين شود ايران بايد بطرح اشاره شده در بالا بپيوندد و از آن استقبال كند.

بنابراين علت حمله جنايت كارانه اسرائيل به فلسطين اشغالی يكی از آخرين تير تركشهای آمريكا برای ‌ترساندن كشورهای ‌ديگر و ايجاد اخلال برای توافق برسر امنيت جمعی جهانی است كه همه كشورها به آن نياز دارند وپذيرش آن از طرف آمريكا بمعنی اخته شدن اين كشور در عرصه بين المللی است و گام بسيار بزرگی‌است به جلو اين توافق خاورميانه را عاری از سلاحهای ‌كشتار جمعی خواهد كرد كه شامل اسرائيل هم ميشود بهمين دليل اسرائيل بتكاپوافتاده است تا روند آنرا بهم بزند و از توافق دراين مورد جلوگيری كند.

آمريكا از همه طرف بخصوص از طرف كشورهای اروپايی تحت فشار قرار گرفته است تا قبل از آن كه دير شود و ومناسبات جهانی ‌بهم بريزد  و طغيان جهانی ‌شروع شود منطقی ترين راه را كه همان امنيت جمعی جهانی است بپذيرد كه مفهومی ‌بجز  جلوگيری از تجاوز به كشورهای ‌ديگر ندارد اگر آمريكا خطاهايی كه بخصوص طی شانزده سال‌ اخير كرده است ادامه دهد بمعنی آن خواهد بود كه بايد تنها روی‌اسرائيل حساب كند وبه جنگ تمام عيارهمانند جنگ فاشيستهای آلمانی و ژاپنی در جنگ جهانی دوم دست بزند و در نهايت متلاشی ‌شود  چه اين روزها خبر از آن است كه كشورهای ‌هم پيمان آمريكا در دوجنگ افغانستان و عراق همانند ايتاليا و ژاپن ، رومانی  و ديگر كشورها بسرعت دارند صحنه را ترك ميكنند تجربه تاريخی ‌نشان داده است نيروهای‌ارتجاعی‌ و امپرياليستی‌ تنها با مقاومت و مبارزه به پايان راه ميرسنداين مبارزه در بحبوحه جنگ جهانی اول شروع شد و با توده ای شدن آن در سراسر جهان ميرود كه تومار تجاوزگران را برای‌هميشه ببندد انتخاب با آمريكاست بايد ديد كه آمريكا كدام راه را انتخاب خواهد كرد؟.

 

( 02.07.2006 )

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
م. راد:



[تاریخ ارسال: 17 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: Vakili]  [ antoni.jakubowski@web.de ]  
ین جناب م. راد با تمام مرکب تیرۀ وجودش در خدمت نطام پوسیده آخوندی قلم میزند. به نظر من انتشار مطالب ایشان در بخش جداگانه ای تحت عنوان " شیفتگان ولایت" بسیار مناسب می نماید.   

[تاریخ ارسال: 06 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: علي سالاري]  [ G_alisalari@hotmail.com ]  
انگليسي ها به اين دليل مرتجعين مذهبي را در خاورميانه پروردند که آنها را دشمنان احمق، عامل تفرقه و تلاشي در درون ملتهاي نفت خيز مسلمان، و اسبات استعمار نوين، يعني فراهم آورندهً تسلط فرهنگي، اقتصادي و نظامي تمدن غرب مي دانستند. مرتجعين مذهبي مزدوران بي جيره و مواجبند، که البته با مزدوران با جيره و مواجب سرويسهاي اطلاعاتي ساخته و پرداخته مي شوند. چرا که اين مدعيان هموار کننده راه تسلط غربند، آدرس عوضي مي دهند و بجاي علت ها به معلول ها مي چسبند، از آنجا که از فهم علمي و عقلاني مسائل عاجزند، به ظواهر سازي و راه حلهاي سطحي مي پردازند. آنها در ظاهر دشمنان و در باطن بهترين دوستان استعمار، استبداد و استثمار بوده و خواهند بود. در اين مقاله، هر چند که به منبع آن آمار و ارقام اشاره نرفته، ولي با اصل مسئله که کشورهاي صنعتي بعد از جنگ سرد نيز بدنبال بازار پر رونق فروش تسليحات نظامي بوده و تا جايي که بتوانند خواهند بود، بحثي نيست. راستي علت چيست و چه کسي محمل و بهانهً نظامي شدن منطقه را بيشتر از مرتجعين مذهبي فراهم کرده است؟ بعد از جنگ سرد براي آمريکا و متحدينش پيدا کردن بهانهً ديگري که بتواند جانشين رقيب پيشين شود، قطعا از مدتها پيش مطرح بوده است. اين لولو خرخره خود ساخته و خود پرداخته چيزي نبوده است جز افراطيون مذهبي، القاعده، و تندروهاي اسلامي که جاي رقيب پيشين يعني بهانهً تهديد کمونيست را پر کنند. براستي اگر امثال بن لادن و خامنه اي در منطقه نباشند، غرب و آمريکا چه بهانه اي براي خالي کردن حساب ذخيره بانکهاي کشورهاي عربي و فروش سلاح به آنها مي يابند. در گذشته خارجي ها لباس آخوند مي پوشيدند و از هند و پاکستان گرفته تا ايران و آفريقا،مدرسه مذهبي راه مي انداختند تا سمت و سوي افکار مذهبي و در نتيجه تحولات آيندهً جوامع مسلمان را از آن خود سازند. امروز که آخوندها بي آبرو شده اند، اينگونه قلم بدستها لابد در سپاه پاسداران و جرايد حکومتي و يا ميان اپوزيسيون رخنه کنند و با به تمسخر گرفتن شعور ايرانيان، پز روشنفکري و نويسندگي گرفته و آدرس عوضي مي دهند. اشکال نويسندگاني مثل حسين شريعتمداري و مهدي راد در مخالفتشان با آمريکا و اسرائيل نيست، بلکه در انتقال بازي به ميداني است که آمريکا و اسرائيل در آن، بدليل بر تري در تعادل قوا، پيروزند. دوستي که بازاري موفقي است مي گفت اينها که در حکومت اسلامي شعار مرگ بر امريکا مي دهند تا خرخره به آمريکا وابسته اند. ضد آمريکايي واقعي ژاپني و آلماني است که با آمريکا مراوده و معامله مي کند و سرش کلاه نمي رود که هيچ، خود آمريکايي ها در خانه و سر سفره شان جنس ژاپني و آلماني را بر آمريکايي ترجيح مي دهند. پس اگر با آمريکايي مراوده و معامله کردي و سرت کلاه نرفت آنوقت ضد آمريکايي هستي.   

[تاریخ ارسال: 06 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: علي سالاري]  [ G_alisalari@hotmail.com ]  
انگليسي ها به اين دليل مرتجعين مذهبي را در خاورميانه پروردند که آنها را دشمنان احمق، عامل تفرقه و تلاشي در درون ملتهاي نفت خيز مسلمان، و اسبات استعمار نوين، يعني فراهم آورندهً تسلط فرهنگي، اقتصادي و نظامي تمدن غرب مي دانستند. مرتجعين مذهبي مزدوران بي جيره و مواجبند، که البته با مزدوران با جيره و مواجب سرويسهاي اطلاعاتي ساخته و پرداخته مي شوند. چرا که اين مدعيان هموار کننده راه تسلط غربند، آدرس عوضي مي دهند و بجاي علت ها به معلول ها مي چسبند، از آنجا که از فهم علمي و عقلاني مسائل عاجزند، به ظواهر سازي و راه حلهاي سطحي مي پردازند. آنها در ظاهر دشمنان و در باطن بهترين دوستان استعمار، استبداد و استثمار بوده و خواهند بود. در اين مقاله، هر چند که به منبع آن آمار و ارقام اشاره نرفته، ولي با اصل مسئله که کشورهاي صنعتي بعد از جنگ سرد نيز بدنبال بازار پر رونق فروش تسليحات نظامي بوده و تا جايي که بتوانند خواهند بود، بحثي نيست. راستي علت چيست و چه کسي محمل و بهانهً نظامي شدن منطقه را بيشتر از مرتجعين مذهبي فراهم کرده است؟ بعد از جنگ سرد براي آمريکا و متحدينش پيدا کردن بهانهً ديگري که بتواند جانشين رقيب پيشين شود، قطعا از مدتها پيش مطرح بوده است. اين لولو خرخره خود ساخته و خود پرداخته چيزي نبوده است جز افراطيون مذهبي، القاعده، و تندروهاي اسلامي که جاي رقيب پيشين يعني بهانهً تهديد کمونيست را پر کنند. براستي اگر امثال بن لادن و خامنه اي در منطقه نباشند، غرب و آمريکا چه بهانه اي براي خالي کردن حساب ذخيره بانکهاي کشورهاي عربي و فروش سلاح به آنها مي يابند. در گذشته خارجي ها لباس آخوند مي پوشيدند و از هند و پاکستان گرفته تا ايران و آفريقا،مدرسه مذهبي راه مي انداختند تا سمت و سوي افکار مذهبي و در نتيجه تحولات آيندهً جوامع مسلمان را از آن خود سازند. امروز که آخوندها بي آبرو شده اند، اينگونه قلم بدستها لابد در سپاه پاسداران و جرايد حکومتي و يا ميان اپوزيسيون رخنه کنند و با به تمسخر گرفتن شعور ايرانيان، پز روشنفکري و نويسندگي گرفته و آدرس عوضي مي دهند. اشکال نويسندگاني مثل حسين شريعتمداري و مهدي راد در مخالفتشان با آمريکا و اسرائيل نيست، بلکه در انتقال بازي به ميداني است که آمريکا و اسرائيل در آن، بدليل بر تري در تعادل قوا، پيروزند. دوستي که بازاري موفقي است مي گفت اينها که در حکومت اسلامي شعار مرگ بر امريکا مي دهند تا خرخره به آمريکا وابسته اند. ضد آمريکايي واقعي ژاپني و آلماني است که با آمريکا مراوده و معامله مي کند و سرش کلاه نمي رود که هيچ، خود آمريکايي ها در خانه و سر سفره شان جنس ژاپني و آلماني را بر آمريکايي ترجيح مي دهند. پس اگر با آمريکايي مراوده و معامله کردي و سرت کلاه نرفت آنوقت ضد آمريکايي هستي.   

[تاریخ ارسال: 05 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: سینا]  [ sina596@yahoo.com ]  
از مسئول محترم سایت دیدگاه خواهش میکنم مقاله فوق رابرای کیهتن شریعتمداری بفرستید.ببینیم چاپ میشود یاخیر.برای هزارنیم بارتحلیلهای اقای مهدی راد تحلیل مستقیم وزارت اطلاعات رزیم ازمسائل فوق است.همخوانی و یک سانی ان شگفت انگیز است. خود دانید .   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.