شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷ - ۲۴ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تا نزنیم می زنند، تا نکشیم می کشند

کورش عرفاني

منابع خبری مختلف گزارش دادند : « حمله خشونت بار نيروهای امنيتی و گارد ويژه به تظاهرات مسالمت آميز زنان»   (1)

 

و به گفته یکی از شاهدان (شیوا نظرآهاری): نیروی انتظامی با وارد کردن زنان پلیس درواقع یک روند جدیدی را به شکل سرکوب خودش بخشید و زنان پلیس با وارد شدن میان زنان و ضرب و شتم شدیدشان به طریقه ای که اصلا نمی شود گفت چطور ممکن است این زنان به چنین وجهی همجنسان خودشان را مورد ضرب و شتم قرار دهند. با اسپری فلفل، باتوم به جان خانم هایی که در تجمع حاضر بودند افتاده بودند، آنها را به طرز بسیار بدی مورد بازداشت و ضرب و شتم قرار می دادند. چند تا از این خانم ها را من دیدم که با مو روی زمین می کشیدند و می بردند می انداختنشان داخل ماشین ها. یا یک دختری را دیدم که در حال فرار بود. پایشان را انداختند جلوی پایش و دختر با صورت به زمین خورد. من نمی دانم نیروی انتظامی واقعا چه قصدی دارد از برخورد زنانی که هیچ خواسته سیاسی را دنبال نمی کردند. یک سری مطالبات صنفی داشتند. حقوقشان و هیچ شعار سیاسی هم داده نشد. »(2)

سرکوب وحشیانه و وقیحانه ی زنان در روز 22 خرداد در میدان هفت تیر تهران که در اخباری مانند مورد بالا منعکس است و تصاویر آن در سایت های مختلف یافت می شود تکرار مکرر همان وحشیگری و بی رحمی 27 سال گذشته است که بی هیچ کم و کاستی بازتولید می شود. و این روند نیز می تواند با شدتی کم یا بیش 27 سال دیگر ادامه یابد.

تا زمانی که منطق روابط میان تظاهر کنندگان و سرکوب کنندگان بر اساس «ما نمی زنیم شما بزنید» باشد این شرایط همچنان ادامه خواهد یافت. امید به تغییر از زمانی زاده می شود که این منطق تغییر کند و به « اگر بزنی می زنم» تبدیل شود.

تا زمانی که سرکوب مجانی و کم هزینه باشد، چرا رژیم باید از آن استفاده و سوء استفاده نکند ؟ چه چیزی مانعش می شود ؟ چه کسی، چه نهادی، داخلی یا بین المللی، مزاحم او می شود ؟ کدام دولت غربی تا به حال به دلیل سرکوب مردم روابط خود را با رژیم قطع کرده است ؟

پس، دل خوش کردن به اینکه چیزی با گذر زمان و تکرار کمی این رفتار رژیم تغییر کند بیهوده است. هیچ چیز تغییر نخواهد کرد مگر آنکه حرکتی از جانب خود قربانیان سرکوب صورت گیرد یعنی  از جانب مردم. در این مسیر نیز همه ی راه های مسالمت آمیز و مدنی مورد استفاده قرار گرفته و به عنوان نتیجه، هر بار، چماق و گلوله ی بیشتری نصیب تظاهر کنندگان شده است.

بنابراین باید با دیدی واقعی نگریست و به این شک و تردید بی پایه و اساس در بکارگیری روش مقابله ی به مثل پایان داد.

تنها روش موثر در مقابل سرکوب مقاومت عملی است، مقابله به مثل است، مبارزه ی قهر آمیز است.

سرکوب تنها زمانی تضعیف شده و به پایان می رسد که بهای انجام آن بالا رود. در حال حاضر سرکوب و اعمال خشونت بر مردم کمترین هزینه ای برای رژیم و نیروهایش دربر ندارد. ارزانترین و آسانترین روش حفظ قدرت است، پس این قطعی و حتمی است که رژیم بدان ادامه خواهد داد. بدون کمترین شکی.

اما مقامات جمهوری اسلامی از زمانی شروع به شک و تردید در استفاده ی از سرکوب می کنند که ببینند بابت هر ضربه ی باتوم، هر ضرب و شتم فیزیکی و هر گلوله باید هزینه ای به تناسب عملشان بپردازند. اگر نیروهای سرکوبگر بدانند که در میان تظاهر کنندگان به ازای هر ضربه، هر مشت، هر گاز اشک آور، هر گلوله، پاسخی درخور در انتظارست آنگاه دستشان خواهد لرزید. تا زمانی که آنها به تردید و شک و ترس دچار نشوند این رابطه ی نابرابر و سرکوبگرانه ادامه خواهد یافت.

بنابراین این با مردم است که برای هر تظاهراتی خود را از قبل آماده سازند و در پی مقابله به مثل برآیند. اگر قرارست همیشه  کتک بخوریم چرا نزنیم ؟ اگر قراراست همچنان زخمی شویم چرا زخمی نکنیم ؟ اگر قراراست پیوسته بازداشت شویم چرا از دشمن گروگان نگیریم ؟ و اگر قرار است بازهم کشته شویم چرا نکشیم ؟

با این منطق عمل گراست که باید به سراغ دشمن رفت. باید در پاسخ به تهاجماتش وی را مورد حمله قرار داد و به شدت از او تلفات گرفت. هر مامور سرکوبگری که به چنگ مردم می افتد باید آنچنان مورد تنبیه قرار گیرد که دیگر توان جسمی یا روحی بازگشت به صف سرکوبگران را نداشته باشد.

مقابله ی به مثل سبب وحشت ماموران سرکوبگر می شود و آنها را محتاط تر کرده و وحشی گری آنها را کاهش می دهد ؛ وقاحت و جسارت نیروهای سرکوبگر به دلیل ترس و مظلومیت مردم است. علت تحرک نیروهای سرکوبگر عدم تحرک از جانب مردم است. علت فعالیت آنها انفعال مردم است.

به همین دلیل وقت آنست که تمامی ایرانیان مخالف و معترض رژیم یکبار برای همیشه این موضوع را برای خود روشن سازند که آیا می خواهند با ترس خویش، قربانیان دائمی و همیشگی دستگاه سرکوب رژیم باشند و یا آنکه می خواهند با شجاعت، وارد مرحله ی اقدام عملی شده و معادله ی نابرابر 27 ساله را به نفع مردم بر هم زنند.

با بهره وری از عنصر شجاعت باید کمر سرکوب را شکست. جبهه ی ترس باید عوض شود، وحشت باید در نیروهای رژیم باشد نه در نیروهای ضد رژیم.  پیروزی در جنبش آزادیخواهی با پیروزی بر ترس ما آغاز می شود.

* *

www.korosherfani.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 20 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
آقای کوروش عرفانی نوشته اند که: "تنها روش موثر در مقابل سرکوب مقاومت عملی است، مقابله به مثل است، مبارزه ی قهر آمیز است."!
معلوم نیست که با چه تحلیل و شناخت واقعی از جامعه ایران و مرحله مبارزه این جناب به چنین رهنمود مسخره ای برای مبارزه مردم رسیده اند و باز از کنار گود فرمان لنگش کن را می دهند! اگر این نسخه مبارزه ی قهر آمیز در این مرحله تاریخی صحیح است پس چرا خود ایشان یک قدم در این راه بر نمی دارند و سپس از خلق انتظار داشته باشند که به این ماجراجویهای ناشیانه اقدام کنند! این گونه رهنمود ها در این مرحله فقط بهانه خوبی به رژیم می دهد که دمار از روزگار مردم در این مرحله مبارزه در بیاورد و مبارزات مردمی را در بطن رشد به زیر ضربه ببرد. حالا جای سوال است که چرا این آقا اینقدر اصرار دارند که مبارزه مردم سر از قصاب خانه های رژیم در بیاورد و هنگامی که هنوز مردم در مرحله قیام مسلحانه نیستند چرا باید به مقابله رژیم وحشی و فاشیست و تا به دندان مسلح بروند؟! واقعیت این است که این پیشنهاد در بهترین شکل یک واکنش هیستریک است و در بدترین شکل یک تور شکاری توسط رژیم برای به دام انداختن و نابودی مبارزات مردم ایران. مبارزه ی قهر آمیز مردمی ممکن است در آینده به مردم ایران توسط رژیم بر خلاف خواسته مردم ایران به آنها تحمیل شود ولی تا آن روز یا روزها راه زیادی در پیش است و این گونه میانبر زدن ها فقط به تضعیف جنبش مردمی خواهد انجامید و بقول رژیم پلید خمینی همچون یک امداد غیبی برای حفظ این سیستم ارتجاعی آنها خواهد بود!!!
  

[تاریخ ارسال: 20 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: نیما روشن]  [ nimaroshan@hotmail.com ]  
اقای عرفانی نوشته های شما هميشه نو و قابل تامل است ومن به کوشش شما در راه ازادی و دمکراسی برای مردم ايران ارج مينهم. اما از انجا که رژيم جنايتکار جمهوری اسلامی با کشتار مردم چنان جو ترس و خفقانی در داخل کشور بوجود اورده که اثارش را در خارج هم ميتوان ديد. بنابراين من فکرنميکنم که متاسفانه کسی در داخل ايران بتواند ويا بخواهد که بهائی برای اين ازادی با ازدست دادن جا نش بپردازد. و همچنين از انجا که در ايران هيچ جنش ازايخواهی ويا تشکيلات مستقل کارگری بواسطه وحشت وتروری که رژيم ايجاد کرده تا کنون نتوانسته پا بگيرد بنابراين تنها راه نجات يک جنبش سرنگونی طلب عظيم در خارج است که اين جنبش بايد بوسيله تما م نيروهای چپ و کمونيست. دمکرات و بورژوا دمکرات و حتی لبيرال بوجود ايد وتوافق اين نيروها جدا از تمام اختلافاتی که دارند فقط بايد دور يک محور باشد وانهم سرنگونی رژيم ضد مردمی جمهوری اسلامی با تمام جناح ها و دنبالچه هايش. اين جنبش سرنگونی بايد دراولين قدم مرزبندی انقلابی داشته باشد با تما م گروه ها ودستجاتی که به نحوی هنوز دل در گروه جمهوری ادمکشان دارند و برای اين رژيم ادمکش در خارج خوش رقصی ميکنند.جنبش سرنگونی بايد با فراهم کردن وسائل ارتباط جمعی از قبيل تلويزيون. سايت های مختلف. نشريه ها و..ايرانيانی که واقعا خواهان ازادی و دمکراسی و عدالت اجتماعی هستند را در سر تاسر جهان بسيج کند و با تظاهرات چند ده هزارنفره هفتگی در جلو شعبه های سازمان ملل در دنيا ويا در جلو جاسوس خانه های رژيم در کشور های مختلف مردم داخل ايران را به حرکت برای حقوق انسانی خود وا دارد. مطمئنا وقتی مردم داخل ايران تظاهرات هفتگی هزاران ايرانی خارج را بشنوند و ببيند انها هم به حرکت خواهند افتادو با تظاهرات و اعتصا بات و نا فرمانی مدنی رژيم را فلج خواهند کرد. و در اخر اين وظيفه بزرگ جنبش سرنگونی است که با فرستادن نيروهايش به داخل دريک مبارزه مسلحانه توده ای کار اين رژيم ضد مردمی را يک سره کند واين رژيم جنايتکار که ننگی است برای مردم ايران را به ذباله دان تاريج بفرسد. اين تنها راه نجات است . نيما روشن   

[تاریخ ارسال: 19 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: اسفنديار ماهيار]  [ esfadnyar@netscape.net ]  
جناب عرفاني كه با رويدادهاي بعد از روي
كار آمدن خميني بيگانه نيستند، گمانم قبول بفرمايند كه از اين گونه خط دادنها كه پشتوانه و يا نمونه عملي هم در داخل داشت و شرايط هم مناسب تر براي پذيرش آن به نظر مي رسيد، نزديك ربع قرن پش مسعود رجوي هم بعد از 30 خرداد سل 60 داد( قظع سرانگشتان رژيم) اين رهنمود مال وقتي بود كه سر رژيم هم تصور مي شد كه در انفچار دفتر حزب جمهوري اسلامي زده شده و رژيم « بي آينده» شده، حمايت تبليغاتي مجاهدين از اوباش فوتبال در خرد كردن اتوبوسها، و برخي رويدادهايي خشونت آميز كه اصلا ناشي از گرايش مثبت و ترقيخواهانه يي نبوده، سبب پيشبرد اين خط تا امروز نشد، چرا كه به لحاظ روانشنانختي رويا رويي مردم با يك رژيم سرگوبگر خودي با واكنش آنان نسبت به نيروي اشغاللگر يكي نيست و در هيچ جاي دنيا نبوده در ايران زمان انقلاب هم نبود، اگر بود كه شعار برادر ارتشي چرا برادر كشي نمي دادند. دررهنمود داده شده اين مساله گم شده علاوه بر اين كه به اين مساله توجه نشده كه
وقتي كشتن هاي از نوع در ميان باشد، به
چاي ترس شايد حس انتقام جويي جاي آن را بگيرد. آن چه رژيم را مي تواند از پا در بياورد گشترش اعتصابات و تظاهرات بدون خشونت تا زمان سراسر شدن و يكپارچه شدن تظاهرات با خواستهاي سياسي مشخص و قيام عمومي براي تخقق آن است.
  

[تاریخ ارسال: 18 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: مهتاب ماکویی]  [  ]  
اقای عرفانی بله حق با شماست ولی اول خودتان تشریف ببرید و بعد دیگران را تشویق کنید   

[تاریخ ارسال: 17 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: شهریار حیدری]  [  ]  
آقای عرفانی حق با شماست . من هم با شما موافقم. امیدوارم همه به خود بیاییم. با تشکر از مقاله تان   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.