شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۵ فوریه ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

یادی از «حاجی بیگف» و اپرای کوراوغلو
ایگیت اولان هئچ آیریلماز ائلیندن...

همنشين بهار

منی بینادان بسله دی

داغلارقو ینونداقو ینوندا

تولک تر لانلار سسله دی

داغلار قوینوندا قوینوندا

***

دولاندا ایگیت یاشیما

یاغی چیخدی ساواشیما

دلیلر گلدی با شیما

داغلار قوینوندا قوینوندا

***

قول دئیه رلر، قولون بوینون بورارلار

قوللار قاباغیندا گئدن تیرم من

 

من از آغاز در آغوش کوهستان پرورده شدم و شاهین ها نامم را بر زبان آوردند. چون قدم به دوران جوانی گذاشتم، دشمن به مقابله ی من برخاست. پهلوانان در آغوش کوهستان گرداگرد مرا فرا گرفتند. (ما هرگز تسلیم ستمگران نخواهیم شد)

آنکه بردگی پیشه کند چاره ای جز تسلیم ندارد و باید گردنش را خم کند اما من آن نیم که پیشاپیش بردگان در حرکت است...(چنلی بل که من و یارانم در آن سنگر گرفته ایم تسلیم ستمگران نخواهد شد. پیشه ما جوانمردی است.) و ــ

ایگیت اولان هئچ آیریلماز ائلیندن... جوانمرد هرگز از ملت خویش جدا نمی‌شود...

***

در سالهای دور، روزی به دانشگاه صنعتی آریامهر (شریف) رفته بودم تا دوست عزیزم «حسینجان زینلی» را ببینم. او به من یک پلی کپی داد که رویش نوشته بود: کوراوغلو.

 

با اشتیاق خواندم و بعد با خودم بردم و مثل مُهر نماز، در سفر و حَضَر، همدم و همنشینم بود.

بعدها شنیدم ترجمه زیبای اشعار اپرای کوراوغلو از آقای شیوا فرهمند راد است...

 

خالق اپرای کوراوغلو ، که چهره‌اش مرا بیاد ژان پُل سارتر می‌اندازد، اوزیر (عزیر) حاجی بیگوف،(به ترکی آذربایجانی: ئوزیر حاجی‌بَیُف, Üzeyir Hacıbəyov) یکی از نوابغ موسیقی جهان، هنرمند و نویسنده شهیر آذربایجان است.

 

اولین اپرای آذربایجان و یا به عبارتی اولین اپرای کشورهای اسلامی را او نوشت. آهنگساز بزرگی که موسیقی عظیم و غنی آذربایجانی را برای اولین بار در قالب موسیقی علمی و مترقی اروپا ارائه کرد.

حاجی بیگوف کمدی موزیکال نیز می‌نوشت و در تکوین و گسترش بسیاری از مباحث موسیقی آذربایجان، نقش مؤثری داشت.

 اپرای کوراوغلو در اوج دوران پختگی این هنرمند در سال ۱۹۳۷ در پی سالها جست وجو و تحقیق و با استفاده از موسیقی فولکلوریک نوشته شده ‌است.

اپرای لیلی و مجنون که در سال ۱۹۰۸ نوشته شده، و نیز اپراهای شیخ صنعان (۱۹۰۹)، رستم و سهراب (۱۹۱۰)، شاه عباس و خورشید بانو (۱۹۱۲)، اصلی و کرم (۱۹۱۲) و هارون و لیلا (۱۹۱۵) از دیگر آثار این هنرمند آذربایجانی است. حاجی بیکف در ۱۸۸۵ در آذربایجان به دنیا آمد و در سال ۱۹۴۸ در گذشت.

***

خالق اپرای کوراوغلو از همان اوان کودکی سخت نحت تاثیر موسیقی مردمی آذربایجان قرار گرفت و همین باعث شد که بعدها با عشق و علاقه ای فراوان نواختن تار را فرا گیرد، تا حدی که گوشه ها و دستگاه های بسیار مشکل را می‌نواخت. 

او همزمان با آموزگاری، نویسندگی نیز می‌کرد و حتی چندین کتاب از آثار شاعران روسی از جمله پوشکین، گوگول، لرمانتوف و چخوف را از روسی به ترکی ترجمه و منتشر نمود و در اثر تماس نزدیکی که با افراد مترقی زمان خویش داشت، با نوشتن مقالات و بیانیه های فراوان عملاً وارد صف مبارزان شد و برای رسیدن به هدف های روشن و دموکراتیک به پیکار پرداخت.

حاجی بیگوف می‌دانست که فرهنگ فولکلور آدربایجان تا چه حد غنی و پربار است. می‌دید این فرهنگ وسیع در حال از بین رفتن و فراموش شدن است، به همین جهت موسیقی را به عنوان حرفه اصلی اش برگزید و به تلاش خستگی ناپذیر پرداخت.

خالق اپرای کوراوغلو در این کار با مشکلات عظیمی دست به گریبان بود.

 

با آنکه موسیقی و عشق به عاشیقلار در خون آذربایجانی ها است، بودند کسانی که موسیقی راحرام می‌پنداشتند، در حالی که او تصمیم داشت موسیقی علمی و مترقی اروپا را به مردم بقبولاند و مکتبی نوین در موسیقی آذربایحان بنا نهد. 

حاجی بیگوف در کمدی موزیکال <او اولماسون بو اولسون> (آن یکی نشد پس این یکی) که از قدرت افشاگرانه ی اجتماعی فوق العاده ای برخوردار است ــ‌ جهالت ناشی از روابط اجتماعی را تحلیل می‌کند...

اما قلّه ی خلاقیت حاجی بیگوف اپرای کوراوغلو است.

 

او در سال ۱۹۳۷ نتیحه ی سالها جستجو و تحقیق در موسیقی فولکلوریک و مطالعه ی فرم اپرای معاصر و ارتباط این دو با هم را در قالب اپرای کوراوغلو بارور ساخت.

مضمون عالی اندیشه های انسانی، مشخص و درخشان بودن نقش ها، موسیقی دراماتیک و برّا و استفاده از زمینه های مختلف در این موسیقی، کوراوغلو را در ردیف یکی از بهترین آثار اپرانویسی جهان قرار داده‌است.

 

حماسه کوراوغلو بیانگر‏ ایستادگی‌‏، جوانمردی و‏  مقاومت جمعی ‌‏از مردم‌‏  زیر‏ ستم‌‏  ‌است‌‏ و‏ کوراوغلو که پدرش‌‏ در‏ اثر بیرحمی ستمگران نابینا‏ شده، علیه‌‏ خان ظالم‌‏ قیام‌‏ کرده و‏  در‏ این‌‏ راه با‏ حمایت مردمی حکومت سنگدلان را‏ متلاشی می‌کند.

 

 ***

امیدوارم در فرصتی دیگر از چنلی بل سنگر یاران کوراوغلو ، از برخورد کالائی با زن توسط امثال حسن خان که برای مقابله با آزادیخواهان همه ارزش ها را زیر پا می‌گذاشتند، از مهر و عشق کوراوغلو به نگار، از خیانت افراد زبون که همیشه حاضرند خود را و دیگران را برای منافع این دنیای دون بفروشند ــ یاد کنم.

 

امیدوارم ناهمواری های زندگی بگذارد و بتوانم از این اثر پرشور که مرا بی اختیار بیاد قصه های صمد بهرنگی و نیز، زندان وکیل آباد در رژیم پیشین می‌اندازد، بیشتر بنویسم.

در زندان مشهد روزهای جمعه، با شهیدان و زنده دلانی چون شکرالله پاکنژاد، نادر افشار، مرتضی باباخانی، آقا رضا شلتوکی، محمود قزی، علی خراشاد، صمد، اویس، محمد شهسواری، یحیی مصباح...، و نیز خائنینی چون بازجو و شکنجه گر بعدی حمید مهدی شیرازی ــ نوار اپرای کوراوغلو را (که در زندان آورده بودیم) گوش می‌کردیم و هیچکدام ما نمی‌دانست که به زودی با دهها و صدها حسن خان ظالم روبرو شده و بازهم و بازهم پدران و مادران مان به داغ خواهند نشست...

 

سال ۱۳۵۱ در دومین سفر نیکسون به تهران (May 1972 )، دانشجویان اعتراض کردند و حسینجان زینلی به سوی وی گوچه فرنگی پرتاب کرد و شعار یانکی برو گمشو سرداد.

او ۱۸ بهمن سال ۱۳۵۴ به دانشگاه صنعتی (شریف) آمد و با اینکه گریم کرده بود، در تور ساواک قرار گرفت. بیرون دانشگاه نیروهای ساواک به او هجوم بردند اما وی با مضروب نمودن افسر اطلاعاتی گریخت. افسر مذکور به سوی وی تیراندازی کرد و وی به علت اصابت گلوله به شدت زخمی شد و دستگیر گردید. حسینجان زینلی با همان حالت مجروحیت شدید علیه رژیم مرتباً شعار می‌داد تا این که درون اتومبیل نیروهای اطلاعاتی جان سپرد. وی به گروه مهدویون تعلق داشت. همایون کاویانی دهکردی (کاوه) از افسران چترباز ارتش که با درجه سرگردی به ساواک منتقل شد و شکنجه‌گر قهاری بود، در درگیری مزبور شرکت داشته و او است که حسینجان زینلی را کشته است.

 ***

قسمتی از اوپرای کوراوغلو(۱)

  کوراوغلو(۲)

سمفونی آراز باری

سمفونی آشیق هاواسی

 آرشین مال آلان(۱)

 
 

***

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
همنشين بهار:



[تاریخ ارسال: 04 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: ازاده یاری]  [  ]  
میشه این بار من از این اقای همیشه بهار(همنشین بهار)سوالی بپرسم؟چرامقالات جدید ایشان همه حالت سوالی دارد و ایشان نظرشان را صریح اعلام نمی کنند؟البته من مقالات قبلی ایشان را هم خوانده ام و خیلی از انها بسیار جالب و خواندنی است ایشان نویسند ه ای بسیار توانا و با فکر هستند و به جرات می گویم که از بهترین نویسندگان دیدگاه هستند .اما من این رویه محافظه کاری ایشان را نمی پسندم و این را یک ضعف می دانم .   

[تاریخ ارسال: 01 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: ستار خلیلی]  [  ]  
کوراوغلو براي فقرا يک قهرمان و براي اشراف بلايي آسماني است. داستهانهاي کوراوغلي را صدها سال است که اوزان(عاشيق-آشيق)ها در آذربايجان با قوپوز(نوعي ساز آذربايجاني) سينه به سينه نقل ميکنند. براي همين است که سخنان کوراوغلي هنوز هم خواسته و ناخواسته از زبان آذربايجانيها شنيده ميشود. شهريار هم در يکي از بندهاي(بند 74 از قسمت اول منظومه) خود در منظومه ترکي آذربايجاني < حيدر بابا يه سلام > به شوق و اشتياقش براي شنيدن داستانهاي کوراوغلي اشاره ميکند.


حيدر بابا گئجه دورنا گئچنده
کوراوغلينون گؤزي قارا سئچنده
قير آتيني مينوب ‌، کسوب بيچنده
منده بوردان تئز مطلبه چاتمارام
ايوز گلوب چاتميونجان ياتمارام



ترجمه فارسي:

حيدر بابا‌، شب که دورنا ميگذرد

و چشم کورائغلي سياهي ميرود

هنگامي که سوار قيرآت شده و بريده و ميچيند

من هم از اين زودتر به آرزويم نميرسم

تا زماني که ايوز(ايواز) نيامده و نرسيده نميخوابم


خیلی مقاله خوبی بود. چوخ تشکر ستار خلیلی
  

[تاریخ ارسال: 01 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: پوری برازنده]  [  ]  
من ویولونیست هستم و از این نوشته بسیار لذت بردم. با تشکر فراوان از سایت خوب دیدگاه و نویسنده با احساس این مقاله که در همه نوشته هایش هنر جایگاه ویژه دارد در مورد جاجی بیگوف که اپرای کوراغلو را خلق کرده می خواستم توضیح بدهم.


حاجی بیگوف طی سالهای جنگ دوم جهانی؛ به طور خصوصی ولی پیگیر به کار خود ادامه داد و به موازات حرفه آموزگاری در مضمون قهرمانیها و میهن پرستیها، آثار دیگری آفرید که از آن میان کانتانت <<وطن و جبهه>> و ترانه های <<چاغیریش(احضار)>> ؛ <<شفقت باجی سی(پرستار)>> و <<آنانین اوغلونا نصیحتی(نصیحت مادر به پسر خود)>> را میتوان نام برد. در سال 1945حاجی بیگوف به مناسبت پایان جنگ اثر سنفونیک-آوازی خود به نام <<غلبه هیمنی(قصیده ی پیروزی)>> را نوشت و در همان سال گنجینه ی باارزش و محصول 25 سال کوشش و تحقیق او یعنی کتاب <<اساس موسیقی مردم آذربایجان>> منتشر شد. او قصد داشت که بر اساس اشعار نظامی گنجوی رمانس-غزل بسازد ولی از این سلسله فقط توانست رمانس-غزلهای <<سن سیز(بی تو)>> و <<سئوگیلی جانان(محبوب جانان)>> را به پایان برساند. در سالهای آخر عمرش طرح اپرایی به نام <<فیروزه>> را می ریخت ولی این طرح جامه ی عمل به خود نپوشید و از دار دنیا رفت.


دوباره از نگارش این مقاله فاخر تشکر می کنم. پوری برازنده
  

[تاریخ ارسال: 01 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: آريا مهربان]  [ mehrabaneto.yahoo.fr ]  
من نمي دانم شما با استناد به كدام تحقيق و يا واقعيت اين به اين نتيجه يا فاكت دست پيدا كرده ايد كه:
«مردم عادی موسیقی راحرام می پنداشتند...» در حاليكه موسيقي آذربايجاني قبل از جاجي بكف هم وجود داشت و مثلا موسيقي عاشقيلار آذربايجان ايران موسيقي تركمنها موسيقي بندري موسيقي لري موسيقي كردي موسيقي مازندراني و گيلگي و... توليدات كنسرواتورهاي دولتي يا وزارت فرهنگ هنر در ايران نبوده و به فرهنگ مردم و فولككور مربوط است. در آذر بايحان تسخير شده توسط روسيه تزاري هم همين بوده است. مثلادر كار موسيقدانان و آهنگ سازد ديگر آذربايحان شوروي مثل اميرف از از موسيقي فولكور آذز بايحان الهام گرفته شده و استفاده شده كه در «شور» اميروف به خوبي مي توان آنها را باز شناخت.
  

[تاریخ ارسال: 01 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: یونس قره باغی]  [ yunes_gharebaghi@yahoo.ca ]  
دوست عزیز- کسی که زبان ترکی نداند که حرفهای کوراوغلو را نمیفهمد. قیام مردم تبریز هم که به بهانه مطلب ایران اساسا در طلب رسمیت و آزادی زبان ترکی است ، شما هم که با این سوالات آنهارا زیر سوال بردید.بالاخره لپ مطلب شما چیست؟
در ضمن از یاد نبرده ایم که در کنار همه مسائل مربوط به زندان های رژیم جنایتکار اسلامی که در مطالب شما است روح ستایش از گذشته تاریخی پارس ها موج میزند که خود یک نوع قوم گرائی در یک کشور کثیر المله است . لطفا به فرمائید بالاخره ترک هائی که شاهکار هائی مثل کور اوغلو به زبان ترکی میسازند آیا حق تحصیل و استفاده از زبان خود دارند یا نه؟ اینکه هم صدا با رژیم جمهوری اسلامی خیزش توده ای مردم آذربایجان را به آمریکا نسبت دهیم آیا کمکی به همبستگی مردم به جان آمده ایران و سقوط این رژیم آدم خوار میکند؟
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.