شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۸ - ۲۰ ژانویه ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتاد

همنشين بهار

زندانیان زمان شاه (۳۱ نفر)

 

عباس آگاه اسماعیل زاده ـ  ابوالقاسم آیتی ـ  ابوالفضل امشاسپند ـ   منصور بازرگان ـ  محمد باقر بیگدلی ـ  غلامرضا پورآگل ـ  حمید رضا رابونیک ـ  مرتضی کوهی کردستانی ـ  معصومه جمالی ـ  سید رحیم حاج سیدجوادی ـ  سید رضا درودی (صفر) ـ  خسرو روزی طلب ـ  منصور زاهدی ـ  علی زرکش یزدی ـ  اصغر زمان وزیری ـ  محمد سلیمانی راد ـ  محمد حسین شیرخدا ـ  محمد صادق صبور جهرمی ـ  سید محمد مهدی صدر حسنی ـ  حسن عامل جامه دان ـ  مسعود عدل ـ  حمید علی اکبر خوئی ـ  فریدون فتح پور پاکزاد ـ  سهراب فرمانی ـ  فتح الله فریور ـ  مهدی کتیرایی ـ  غلامعلی کرمانی حسکویی ـ  عبدالرضا کریم زاده الباقچی ـ  محمود (مهدی) کلهر ـ  محمد معصومی (مسلم) ـ  ابوذر ورداسبی

نویسنده «جزمیت فلسفه حزبی» ،  «علل کندی و ناپیوستگی تکامل جامعه فئودالی ایران» و...

 

 

زندانیان بعد ار انقلاب (۲۷۰ نفر)

 

ابراهیم آبسالان ـ  اردشیر آرزوی کهرویی ـ  یدالله ابراهیم زاده ـ  ناصر ابراهیمی راد ـ  معصومه ابراهیمی زرندی ـ  محمد رضا ابریشمی ـ  شهناز احسانیان ـ  سعید احمری نژاد ـ  محمد اخوان رودشتی ـ  فاطمه صغری اژدرافشار ـ  سید محمد استاد ـ  منصور اسفندیاری ـ  محمد اسکندر فیلابی ـ  محمد رضا اسلامیان ـ  مختار اصغر عبدالرحیمی ـ  محمد اعتصامی ـ  مرضیه اعتمادی ـ  کبری افشار جوانمردی ـ  اسماعیل اقبالی نژاد ـ  عبدالطیف اکبرپور ـ  جعفر اکبر شاهی کهن ـ  علی اصغر بخشی ـ  طاهره امیدواری ـ  حجت امین دلال ـ  کامفر اوصیاء ـ  صدیقه بابانیانوری ـ  روح افزا بابایی ـ  ابوالفضل برزگر فتحی ـ  سید احمد بصارتی متقی ـ  عبدالمجید بلبل امیری ـ  ابوالقاسم بنی هاشمی ـ  ربابه بوداغی ـ  احمد بهارنیای هرمزی ـ  علی بهارنیای هرمزی ـ  سید علی بهشتی ـ  عباس بهمنی جلالی ـ  قاسم علی بیات سرمدی ـ  مهدی پارت ـ  محمد جعفر پارسا ـ  حسن پاسی ـ  میر حسن پوررمضان ـ  راضیه پورهاشم ـ  وحید پیروی ـ  علی اصغر تابع ـ  غلامرضا تاجبخش ـ  محمود تراب خانی ـ  حمید تربتی ـ  علی تقی پور ـ  ناصر توکلی ـ  ناصر تاجداری فتحی ـ  محمد رضا جعفری ـ  محمد رضا جعفری سعادتلو ـ  سید رضا جلالیان ـ  قنبر علی جمالزاده ـ  ولی الله جمشیدی ـ  صادق جوادی ـ  بتول جهانبخش ـ  محمد علی جهانی بهنمیری ـ  حسن چکبر مفرد ـ  محمد حاتمی ـ  محسن حاج هاشم خانی ـ  محمد حاجی اندواری ـ  علی جاجی حسنی ـ  فریده حافظی ـ  عبدالرضا حسن پور ـ  محمد حسین زاده ـ  اقدس حسین زاده تقوایی ـ  عسگر حسینی زیرمانلو ـ  جلال حشمتی ـ  احمد حضوری ـ  حسین حمزه لوئیان ـ  علیرضا حیدرنیا  فتح آباد ـ  نادر حیدریه کهن ـ  سیمین خان محمدی همدانی ـ  احمد خدابنده لویی ـ  مسعود خداخواه ـ  غلامرضا خدری ـ  بهمن خسروی ـ  صادق خسروی فر ـ  مهرداد خلیل زاده ـ  ابراهیم خلیل عربی ـ  سعید خورده چی ـ  زهرا دادستان ـ  علیرضا دارایی ـ  محمد مهدی داروغه کاظم ـ  فاطمه دانایی ـ  سیروس داوطلب ـ  ماشاالله درویش ـ  مصطفی درویش کاظم ـ  نعمت الله دستان ـ  احمد دولت آبادی ـ  محمد رضا دولت نژاد ـ  کیهان دهقان ـ  محمد رضا ذبیحی ـ  حمید رضا ذرات پرست حقانی ـ  سعید ذوالفقاریان ـ  علی اکبر رازقندی ـ  عبدالرحیم راشدی ـ  قدرت الله ربیعی ـ  مسعود ربیعی ـ  فرخنده رحمان ـ  انوشیروان رحیم زاده ـ  سعید رحیمی ـ  معصومه رحیمی برغانی ـ  محمد رحیمی پور ـ  سید عبدالله رزاز ـ  احمد رسولی ـ  محمد رضایی خوزانی ـ  منصور رضایی مجاوری ـ  سهیل وفایی ـ  حمزه رفیعی بندری ـ  عنایت رنجبر ـ  رحمت الله رنجبر مقدم ـ  سعید ریاحی دهکردی ـ  محمد زارع ـ  توران زارعی ـ  عبدالرضا زارعی کلشتری ـ  لطف الله زمردی منش ـ  خانعلی سبزی قاسم خیلی ـ  فاطمه سپهری ـ  محمود سرایی ـ  محمدزمان سرشار ـ  فتحعلی سعادت نژاد ـ  احمد سعیدی ـ  پرویز سعیدی ـ  محمد جمال سلطانی گردفرامرزی ـ  منیژه سلمانی نیا ـ  علی اکبر سلمانپور پائین افراکنی ـ  احمد رضا سلیمان جود ـ  محمد سلیمانی ـ  سودابه سلیمیان ـ  سید شرف الدین سیدابراهیمی ـ  سید صدرالدین سیدسدیدی ـ  حمید سیف الله زاده ـ  نعمت الله شادکام ـ  داود شاه گلدی ـ  حسن شجاعی ـ  کاووس شجاعی ـ  کیوان شجاعی ـ  محمد شکری سنجابی ـ  غلامرضا شکری کنگربانی ـ  کاوه شمس ـ  نجف شهرایی ـ  حسین شیرزادیان ـ  طوبی شیعه زاده ـ  حمید صادقپور روشنی ـ  محمد رضا صادقی ـ  حمید صالحی ـ  عبدالرضا صباغیان ـ  اسماعیل صبوری ـ  کبری صحبت علی آقا ـ  کلثوم صحرایی ـ  جعفر صحیح بازارباش ـ  عبدالحمید صدوقی ـ  محمد سعید صفایی ـ  حسین صفری ـ  کرم طارمی ـ  مجید طالبی ـ  حسن طاهر اسبق ـ  محمد قاسم ظاهری عبده وند ـ  سکینه عابدی دیوشلی ـ  حسن عامری ـ  نوروز عباس ظهیری ـ  رجبعلی عبدالعلی زاده ـ  موسی عبداللهی ـ  بیژن عدنانی ـ  علی عزیزی ـ  محمد رضا عزیزی شرق ـ  محمد رضا عضدی ـ  مهری عفتی ارکان ـ  علیرضا عقیقی دزفولیان ـ  علی اکبر علائینی ـ  سهیلا علوی ـ  حمید علیزاده ـ  رحمت الله علیزاده ـ  شهناز علیقلی ـ  رضا علی نیا شلمانی ـ  رمضان علی  علی نیا شلمانی ـ  رسول علی یاری قیداری ـ  عبدالله غضنفریون ـ  علی غفاری ـ  محرم غفاری صومعه ـ  هیبت الله غلامی ـ  محمد رضا فارسی ـ  محمد رضا فاطمی نیا ـ  زهرا فتحیان ـ  علیرضا فرزانه سا ـ  صدرالله فرسیابی ـ  سعید فرشید ـ  زهره فروتن مقدم ـ  جمشید فرهادی ـ  اکرم فولادوند ـ  خسرو فولادوند ـ  علی قدیمی ـ  بهمن قربان رمکی ـ  منصور قلاوندی ـ  عذرا قلی خانی ـ  ابراهیم قنبری ـ  مهدی قویدل ـ  رمضانعلی کابلی ـ  مجتبی کاظمی ـ  عادل کتبی ـ  قربانعلی کرامتی زاده ـ  سعدالله کردستانی ـ  جبار کردی ـ  ذبیح الله کرم پور پارگامی ـ  حسین کریمی ایواز ـ  کلوخ رضا کلوخی ـ  بهرام کلهر ـ  احمد کوهی زاده ـ  محمد عیسی کیانی ـ  حسینعلی متولی طاهر ـ  خسرو مجاهدنیا ـ  محمد علی مجتهدزاده ـ  نبی الله مجرلو ـ  یعقوب مجریان ـ  حسین محمد پور ـ  حمیده محمد پور ـ  محمد محمدعلیزاده نیکو ـ  سعید محمدی ـ  غلامحسین محمودزاده بارفروش ـ  محمود محمودی فراهانی ـ  زهره مدنی دهخوارقانی ـ  هادی مرادی ـ  محمد مرشدزاده ـ  فاطمه مریانچیان ـ  کریم مسچی ـ  امید مسنن بیرنگی ـ  محمد علی معتمد ـ  علی داد معتمدی ـ  ابوالفضل معروف ـ  مرتضی معظمی گودرزی ـ  ولی معین الدین ـ  پروین معینی چاغروند ـ  اکبر مقدم سلیمی ـ  منیره مقدم نیا ـ  علی مقیمی قادی اسکی ـ  سقا مقیمیان ـ  احمد منظم ـ  فرهاد موسی پور لفمجانی ـ  اسدالله مولایی ـ  رضا مولیانی ـ  قدرت الله مهاجر لیوانی ـ  علی اصغر مهدیان جویباری ـ  غلامرضا میرفندرسکی ـ  فخرالسادات میرفندرسکی ـ  عبدالله میزبان ـ  سید محمود ناصری علی آبادی ـ  فرهاد ناصری مهکی ـ  حسن ناظری فینی ـ  مجید ناظمی ـ  عصمت نامدار ـ  عفت نامدار ـ  عیدی محمد نانوایی ـ  قاسم نصراللهی ـ  صبا نصیر مقدم ـ  محسن نقشی نیا ـ  نصرالله نکویی ـ  بهرام نوروزی ـ  زری نیک شناس ـ  بهزاد وزیری ـ  نسرین وفایی ـ  محمد هادی بیگی ـ  فاطمه هاشمی ـ  سید مهراب هاشمی باجگیرانی ـ  پروانه یزدان پناه ـ  امیر یزدی فرشاد ـ  سیده عذرا یعقوبیان ـ  اعظم یوسفی شاتوری ـ  مهین یزدان دوست

***

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
همنشين بهار:



[تاریخ ارسال: 01 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: مهتاب ماکویی]  [  ]  
با سلام .خواندن نظرات بعضی ازکاربران در مورد بعضی سوالات مطرح شده بسیار کلیدی است و شاید بتواند مارا در ریشه یابی اپوزیسیونی که در این سالها کمترین نقش سازنده را در براندازی این حکومت داشته یاری کند.خواندن بعضی نظرات من را به یاد موضع گیری های پاسداران و اینکه انها هم برای کارهای خود وجنایاتشان عذری شرعی می تراشیدند و خود را برحق می دانستند و توان تحمل حرف های مخالف را نداشتند می اندازد.حال از تمام کسانی که با یک پرسش ساده اینچنین براشفته شده اند می پرسم ایا در یک سیستم دمکراتیک که خیلی از سازمان ها داعیه ان را دارند گناه است پرسیدن وشک کردن وایا ما باید همیشه بدون فکر پشت سر دیگران سینه بزنیم .این که می شود همان جمهوری اسلامی پس چرا با انها مخالفت می کنیم .بیاید کمی در مورد مسائل فکر کنیم و با هرکس که با نظرات ما مخالف بود انگ نزنیم این را بدانید تا طرفیت خود را در مقابل حرف مخالف بالا نبریم به موفقیت نخواهیم رسید.   

[تاریخ ارسال: 30 May 2006]  [ارسال‌کننده: راضیه صداقت]  [  ]  
این نوشته و این پرسش، رژیم پسند و خجالت آور است. آقا به شما چه مربوط . اگر گفته اند شهید، لابد دلیلی داشته که گفتند. چه معنی داره اینگونه سئوالات که فقط وزارت اطلاعات را خوشحال می کنه؟ کور که نیستید برید اطلاعیه خانم رجوی را در همین موزد بخوانید. اصلا چرا شما یک کلمه علیه این قاتلان عمامه به سر نمی نویسید؟   

[تاریخ ارسال: 30 May 2006]  [ارسال‌کننده: رضا احمدی]  [ ahmadi_reza2001@yahoo.com ]  
سلام . فقط خواستم از آقای همنشین بهار بپرسم اگر این کارگران درشرایط کاملا مشابهی درایران توسط جمهوری اسلامی کشته میشدند بازهم شهید نبودند؟ فکر کنید که جنبش مسلحانه درایران پایگاه داشت ویا استانی را از آن خود کرده بود و کارگرانی ایرانی درآن استان و برای جنبش مسلحانه کارگری میکردند ( صرفا برای مزد) و جمهوری اسلامی هم آنها را نه به اشتباه بلکه دقیقا چون کارگر بودند و در پایگاه های جنبش اپوزیسیون مسلحانه کار میکردند می کشتند . شما آنها را چه گونه نامگذاری میکردید؟ نمی گفتید شهید؟ کلمه شهید یک کلمه عام است و اصطلاحی است که درایرا ن بخصوص درمورد همه آنهاییکه توسط حکومت زور بیگناه کشته میشوند صدق میکند. مطمئنم که شما خانم زهرا کاظمی را هم که سیاسی نبود و صرفا به خاطرعکسبرداری از زندان اوین زیر شکنجه شهید شد را " شهید " نمیدانید! درصورتیکه او درعرف معمول شهیداست . مشکل این است که شما یک دید طبقاتی دارید و صرفا یک طبقه نخبه انتلکتوآل را می بینید و لایق توجه میدانید . به بقیه مردم عادی کاری ندارید. متشکرم از وقت شما   

[تاریخ ارسال: 30 May 2006]  [ارسال‌کننده: فریبا زاهد]  [ nocontactplease ]  
من فکر می کنم خبر واقعه اتوبوس بیجا در این سایت منعکس شد. سازمان مجاهدین را بزرگ نکنید. آنها بهتر است طرد شوند تا تشویق. باید طرد شوند تا روزی که اعلام کنند که شخصیت پرست، رهبری طلب و انتقام جو و نظامی در نظر و عمل نیستند. "پایگاه اشرف" یعنی چه؟ این کاسه کوزه های مسخره را جمع کنید. جامعه ایرانی احتیاج به یک مشت قهرمان ندارد و ما نیازمندیم که راه حلهای خشونت آمیز را در روابط انسانی تقبیح کنیم نه تشویق. نه تنها مجاهدین بلکه تمام اپوزیسیون و تمام دولت ایران نشان داده اند صلاحیت اخلاقی ندارند چون جامعه ایران را به نفاق و نفرت از هم تشویق می کنند. اگر قرار است انقلاب شود، انقلاب در عین حال که براندازی سیستم زور است، نیاز دارد که علیه روحیه اطاعت و دنباله روی باشد. سازمانهائی چون مجاهدین، اگر می خواهند انقلاب کنند، اول خودشان را سرنگون کنند چون در کنه تفکر آنها روحیه خشونت، انتقام، سلسله مراتب و نخبه گرائی بیداد می کند. بحث شهید و غیره هم امتداد همان بیداد است. بازی های سیاسی برای سرگردان کردن مردم، انقلاب نیست. تاریخ ایران پر از "رهبرانی" است که هر یک برای پادشاهی یک عده را جمع کردند تا شاهی دیگر را سرنگون کنند. آزادی ملت ایران آزادی آنها از قید این جوجه پادشاهاست که رویای رهبری و پادشاهی دارند و ریسک آن را می کنند. گول این را نخوریم که چون آنا ریسک می کنند پس بالحق اند و انسانگرایند. خیر یک کماندو ورزیده استعمار و استبداد هم ریسک می کند و کسی جز مستبدین آنها را بالحق نمی دانند. آدمهای شرور و قهرمان را از دور و ور خودمان دور کنیم - این یعنی حرکت برای آزادی.   

[تاریخ ارسال: 30 May 2006]  [ارسال‌کننده: ر.شاکر]  [ rshaaker@yahoo.com ]  
همنشین بهار عزیز، واقعیت این است که حکم این امر نه به حرف تو است و نه به حرف من و دیگران. حال پروردگار چگونه حکم کند را باید صبر کرد و در آخرت دید. موفق باشید.   

[تاریخ ارسال: 30 May 2006]  [ارسال‌کننده: دکتر ماشاالله رستگار]  [ mashallah_5@yahoo.ca ]  
یادمان هست که در مورد خمینی مجاهدین می گفتند (و به حق هم می گفتند) که او به ناموس کلمات تجاوز کرده است. [چیزی شبیه به این) /// به نظر من پرسش یسیار بجایی همنشین بهار طرح نموده اند. من فکر میکنم معنای غائی نهفته در کلمه شهید با قربانی victim یا سوژه که بار ارزشی ندارد، اصلا یکی نیست. ضمناً این کلمه صرفا به معنی گواهی دهنده (گواه و شاهد = شهادت دهنده)هم نیست. اگر بخواهیم خودمان را اینجور قانع کنیم که بله این کارگران، شهید (شهادت دهنده) جنایت رژیم هستند، آنوقت در بازی با کلمات می توان گفت برج های دوقولوی ۱۱ سپتامبر هم شهید عملیات بن لادن هستند، پل های ویران شده عراق شهید جنگ خانمانسوز آمریکایی در عراق اند /// کلمات همیشه معنی ظاهری را ندارند. هر آنکس که با اختیار و با آگاهی قدم در راهی می گذارد که هر لحظه اش می تواند آخرین دم حیات او باشد چنانچه به آرمانی عدالت جویانه و انسانی تکیه کند، هرگاه در این راه جانش را بگیرند ـ او شهید است و ربطی هم به ایدئولوژی خاصی ندارد. شهید به معنی «حی» و زنده است یعنی با کلمه «مارتیر» martyr هم یکی نیست که از ریشه «مور» mort می آید و به معنای مرگ و مردن و میرندگی است. البته می دانیم که در تبلیغات حکومتی به ناصرالدین شاه هم شاه شهید گفته می شد و به عکس امثال میرزا رضا کرمانی و همه آزادیخواهان در دستگاه ارزشی دشمنان آزادی، تروریست یا مزدور و مرتد و ضد انقلاب خوانده میشوند. با قدردانی از همنشین بهار و طرح این پرسش پر معنا، دکتر ماشاالله رستگار   

[تاریخ ارسال: 30 May 2006]  [ارسال‌کننده: م_ راوی]  [ M.rawi@yahoo.com ]  
در اندرون من خسته دل ندانم چیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست/ به نظر شخصی من و جدا از تعریفهای ایدولوژیکی و سازمانی ،
شهید با خون خود به عنوان شاهد راه عدالت و صلح و آزادی است و به هیچ گروه و شخصی تعلق خاص ندارد.با عرض پوزش و اگر اشتباه نکنم دوست عزیز آقای همنشین بهار در بحران فکری عمیقی بسر می برند و لذا در انطباق معانی و راه(عمل) مشگل دارند. جانیان این قرانیان با انفجار اتوبوس کارگران، پیام جهل وجنایت ملایان حاکم را داشته و رساندند و در مقابل کارگران عراقی نیز در شهر و اردوگاه آزادیخواهان (مجاهدین) همهً مخاطرات را قبول کرده وآگاهانه کار را پذیرفته بودند. ازاین دید و بینش هر کس در راه صلح آزادی قربانی می شود خود شاهد (شهید) راه صلح و عدالت خواهان است. و لیکن
حتی کشتهً سربازان آمریکایی در راه صلح و دمکراسی، توسط تروریستها نیز از نظر من شهید راه آزادی و دمکراسی میباشند. به نظر من هنوز هم آقای همنشین بهار و بعضی ازهمفکران ایشان در سایت دیدگاه نمیتوانند به یقین برسند که چه میخواهند و بدان جهت معیار و ملاک مشخصی نداشته و در تشخیص معانی و شاید هم در تشخیص دوست و دشمن مشگل دارند. و البته با نکته گیری و بازی با کلمات و تنگ نظری مشگلی حل نخواهد شد. با آرزوی موفقیت به همنشین بهار. م_ راوی
  

[تاریخ ارسال: 30 May 2006]  [ارسال‌کننده: زهره کرامت]  [  ]  
اینکه به جای کلمه شهدا، از جانباختگان استفاده کنیم ممکنست افرادی را که به این کلمه از دید مذهبی نگاه می کنند راضی کند اما مسئله تمام نمیشود. شهادت تنها یک مسئله فکری، علمی، و فلسفی نیست که باید با منطق و استدلال محض موشکافی شود، بلکه داستان شهادت و گذشت آگاهانه و عاشقانه از خویش، به احساس آدمی و روح سرکش او نیز مربوط است. نویسنده محترم به نکته بسیار دقیقی اشاره کرده است اما کو پاسخگوئی ؟ پاسخگوئی دون شأن است! اصلاً مگر کسی این حق را هم دارد که بالای حرف ما حرفی بزند؟ غلط میکند...   

[تاریخ ارسال: 30 May 2006]  [ارسال‌کننده: ازاده یاری]  [  ]  
وقتی بخاطر تبلیغات و تحریک احساسات امار چهار هزار و خرده ای بشود سی هزار و بعضی طرفداران محترم هم ان را قبول کنند پس کارگران عراقی که بخاطر مزد و نه بخاطر عقیده اشان فدا می شوند هم شهید خوانده می شوند.چه اشکالی دارد کسانی هستند که این حرف ها را قبول کنند!   

[تاریخ ارسال: 30 May 2006]  [ارسال‌کننده: آزاده اصفهانی پور]  [ isfahanipour@yahoo.co.uk ]  
سلام آقای همنشین بهار . کلمه شهید به معنای شهادت دهنده است و چه کسی بیش از کارگر فقیری که درجنگی نابرابر وو حشیانه ( چه ازطرف آمریکا و چه ازطرف رژیم جمهوری اسلامی به خاک و خون کشیده میشود) این کارگر به نظر من شهید تراز همه آن رهبرانی هستند که خود آگاهانه دست به مبارزه می زنند و شاید هم با رهبریهای بعضا غلطشان کلی آدم بیگناه را هم با خود به کشتن میدهند. مظلومیت خلق محروم عراق را این کارگران به واقع شهید (بیشتر شهاد ت میدهند تا هرگروه مبارز دیگری) دربسیاری از جنبش ها ی مردمی کشته شدن یک انسان حتی غیر سیاسی باعث شعله ورشدن آتش انقلاب شده است . آیا همه آنانی که درابتدای انقلاب 22 بهمن درتظاهرات کشته میشدند و یا درگوشه و کنار بدون اینکه یک رهبر سیاسی باشند شهید نبودند؟ . آنکس که به وطنش تهاجم شده است و دراثر این تهاجم جانش را از دست میدهد و قاتلی که به وطنش حمله کرده است اورا میکشد شهید است . این کارگران فقیر بیگناه تصادف ماشین که نکرده اند ! و یا بدست باند های گانگستری که کشته نشده اند. ریشه مرگشان حمله به کشورشان بوده است . باید این رافهم کرد . شاید اگر یک رهبر مبارزات چریکی کشته شده بود اینقدر دردناک و غم انگیز نبود. موفق باشید   

[تاریخ ارسال: 30 May 2006]  [ارسال‌کننده: هدایت اشتری لرکی]  [ hedayat@noos.fr ]  
دوست محترمی لفظ جان باخته رامقدم برشهید توجیه فرموده است. جان باخته یا مال باخته هردو ازباختن میاید. مال باخته یا در معامله باخته است یا در قمار اما شهید نظر میکند به وجه الله.گرچه این کلام ازخمینی است اما این کلام ازاسلام است ومیدانید که همیشه ازاسلام بهره برداری های ضد اسلامی هم میشود. شهید یا شاهد شهادت همه ازیک سنخیت برخوردارند واین صفت اگر همراه اسمی باشد حامل برخورداری موسوم ازیک ارزش است. جانداده یا جان باخته نمیتواند محمل انتقال ارزش باشند اما شهید معنای پذیرفته شده درجامعه ایران است.لفظ شهید در ادبیات جهان هم جایگاه خاص خودرا دارد.امیدوارم دوستان دیگر لغزشهای استنباطی مرا اصلاح فرمایند. ممنون ازیار همیشه بهارمان همنشین بهار.یا علی   

[تاریخ ارسال: 30 May 2006]  [ارسال‌کننده: فاطمه رضوان]  [  ]  
همنشین عزیز، پرسش شما دقیقا بجا و اصولی است اما مجاهدین باید از آنان با صفت شهید یاد کنند چرا که در عراق شنونده دارند و اخبارشان را عراقی ها هم گوش می کنند و صلاح در همین شیوه است. بخصوص که در میان مردم عراق هستند کسانی که به آنها سمپاتی پیدا کرده اند. منظورم این است که استفاده بیرونی به نفع مقاومت دارد.   

[تاریخ ارسال: 30 May 2006]  [ارسال‌کننده: جواد صفار]  [  ]  
امیدوارم مسئول محترم ستون نظرات این نوشته را درج کنند. سال ۱۳۷۰ یا ۷۱ بود که تعدادی از کسانیکه مجاهدین به آنان مزدور و کوفی میگفتند، از رمادیه یا ...، از عراق گریختند و تک و توکی اشتباها به مرزهای اسرائیل نزدیک شدند که یکی از آنها هم که اصفهانی بود و از زندانیان شکنجه شده زندان اصفهان، توسط سربازان اسرائیلی تیر خورد و جان داد. آیا او که هم زندانی شکنجه شده بود و هم توسط صهیونیستها تیرخورده ، شهید است یا همچنان مزدور و کوفی؟ خواهش می کنم این نظر را که ابدا با هدف سوء نوشته نشده، و کاملا هم به این بحث مربوط است، حذف نکنید.   

[تاریخ ارسال: 29 May 2006]  [ارسال‌کننده: هاله صمدیان]  [  ]  
دوست عزیز، گذشت روزگاری که شهادت، سرود شهادت یا کتاب امام حسین احمد رضایی و خلاصه ، کلمات معنا داشت. سلام بر همنشین بهار و جسارت و صداقتش در طرح سئوالی که پرسش بسیاری از ما است. همین جا اضافه کنم که من هیچ مطلبی از این نویسنده ارجمند ندیده ام که انگشت بر ریشه اصلی تباهی ها که حکومت آخوندی است نگذارد و موشکافی نکند. افسوس که خیلی کم می نویسد.سلام بر دیدگاه، هاله صمدیان   

[تاریخ ارسال: 29 May 2006]  [ارسال‌کننده: تقی کی منش]  [ keymanesht@yahoo.com ]  
دوست گرامی همنشین بهار، لغت "شهید" اساسا برازتده نیروهای مترقی نیست چرا که این وازه و یا صفت اطلاق به عملی است که آگاهانه در راه یک نیروی ناموجود و یا نامشخص ( خدا ) در مذاهب رایج شده است و همین صفت بدون هیچ نقدی وارد لغتنامه نیرو های سیاسی و اجتماعی دیگر شده است . بحث اینچنانی اساسا غلط است و گمراه کننده . راستش را بخواهید اصلا روشن نیست منظور مجاهدین از این جانباختگان ترور جمهوری اسلامی و یا هر کس دیگر چیست و اصلا وارد این بحث نمیشوم . ولی من فکر میکنم لغت جانباخته صفتی برازنده است که حتی مردمان عادی را بر اثر تروریسم دولتی و یا سازمانی مورد هدف قرار میدهد نیز در بر میگیرد . جای بسی تاسف است که بسیاری از مارکسیست ها لغت "شهید" را بدون در نضر گرفتن وزن این لغت در مناسبت های مختلف بکار می گیرند . جانباختگان لغت خوب و فراگیری است !   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.