شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹ -  ۱ اکتبر ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

صلح طلبی فعال مستلزم مبارزه قاطع علیه رژیم ایران است [يادداشت سياسي نبرد خلق]

مهدي سامع

بحران اتمی و چگونگی برخورد رژیم ایران از یک طرف و کشورهای بزرگ غربی ازطرف دیگر با این مساله به مرحله حساس و حادی رسیده است. دو طرف جدال ضمن چانه زنیهای متداول و تکراری و ارایه گزینه های مختلف می کوشند تا در این مسیر با استفاده از ضعفها و چالشهای طرف مقابل به اهداف خود دست یابند. امروز کمتر کسی به ادعاهای استبداد مذهبی حاکم بر ایران مبنی بر صلح آمیز بودن پروژه اتمی باور داشته و بسیاری به این باور رسیده اند که صعود احمدی نژاد و اعلام مواضع ماجراجویانه اش یک اعلام جنگ علنی با مردم ایران و جامعه جهانی است. با این وجود نباید از نظر دور داشت که در تمامی دوران حیات جمهوری اسلامی آمیزه ای از تاکتیکها برای عبور از بحران به کار برده شده که هریک از این تاکتیکها در موقعیت مشخص و بر محور حفظ امنیت نظام ولایت فقیه نتایج مشخصی داشته است. در ماجرای ایران کنترا و داستان «کیک و کلت» علیرغم همه فضاحتی که برای حکومتهای ایران و آمریکا به وجود آمد، اما طرفین بنا به اهدافی که در آن رویداد دنبال می کردند هر یک به میزانی به اهداف خود دست یافتند و البته هزینه مماشات طلبی ایالات متحده و توطئه گری استبداد حاکم بر ایران با گوشت و پوست و خون مردم ایران پرداخته شد. در جریان دو جنگی که منجر به سقوط طالبان در افغانستان و صدام حسین در عراق شد، مناسبات پنهانی، موردی و توطئه گرانه آمریکا و رژیم ایران برای هریک از طرفین منافع مشخصی داشته تا جایی که علی اکبر ولایتی در مقام مشاور ولی فقیه در امور بین المللی مدعی می شود که قدرت چانه زنی رژیم افزایش پیدا کرده و بنابرین توصیه می کند که سیاست چانه زنی با جدیت بیشتری دنبال شود. نامه وقیحانه و مزورانه احمدی نژاد به جرج بوش هم باید در چارچوب همین تاکتیکهای موردی، بررسی نمود. با این تفاوت که این نامه به لحاظ اهدافی که دنبال می شود نه یک اقدام مخفیانه و توطئه گرانه، بلکه عملی پر هیاهو و علنی و از جمله «خبرهای خوش» تدارکچی ولایت خامنه ای می باشد. بنا به خبر روز 18 اردیبهشت خبرگزاریهای دولتی، سخنگوی دولت در نشست هفتگی خود با خبرنگاران گفت:«خبر مهمی که قرار بود رييس جمهوری اعلام کند، آغاز نگارش نامه به سران کشورها بود که نخستين آن خطاب به رييس جمهوری آمريکا نوشته شد و اگر خبر مهم ديگری باشد، خود ايشان خواهد گفت.» این نامه را آیت الله جنتی دبير شوراي نگهبان از الهامات خداوند می داند و می گوید:«هيچ كس در دنيا جرات نمي كند كه چنين نامه اي را به رئيس جمهور آمريكا بنويسد. نامه احمدي نژاد به بوش فوق العاده است و از الهامات خداوند است. صدا و سيما اين نامه عجيب و غريب را مكرر بخواند.» حماقت آقای جنتی در اشکالی که شیخ مهدی کروبی در مورد کاربرد واژه «الهام خداوند» از او گرفته نیست. حماقت جنتی در این است که فکر می کند مردم نمی دانند که هر روز در ایالات متحده و در سراسر جهان هزاران نفر جرج بوش را مورد تمسخر و یا او را مورد شدیدترین سرزنشها قرار می دهند. روز پنج شنبه 21 ارديبهشت کیهان شریعتمداری عنوان «نامه احمدی نژاد غرب را غافلگير کرد» را به کار برد و روز بعد یالثارات ارگان انصار حزب الله در سرمقاله خود نامه احمدی نژاد را «با نامه های پیامبر اسلام به امپراتوریهای بزرگ مقایسه کرد.» و یک هفته بعد همین نشریه نوشت:«این نامه امنیت روانی و آرامش سیاسی کاخ سفید را برهم زده است.» تعاریفی از قبیل «اقدامی بی سابقه و مبتکرانه» که «جهانیان را حیرت زده کرده است» (روزنامه ایران جمعه 22 ارديبهشت) و «از نشانه های ظهور امام زمان» (جمهوری اسلامی دوشنبه ۲۵ ارديبهشت) و اراجیفی از این قماش به وفور در مورد این نامه نوشته و گفته شده است. اما در میان این تعریف و تمجیدهای مشمئزکننده نظرات دیگری مبنی بر این که این نامه آغازی برای «مذاکره مستقیم» و «گشایشی در بحران اتمی» می باشد نیز بیان شده است. هفته نامه صدا در شماره روز جمعه 29 اردیبهشت در مقاله اصلی خود تحت عنوان «پیامدهای سیاسی نامه احمدی نژاد به جرج بوش» ابراز امیدواری کرد که این نامه «آغازگر گفتگوی مستقیم دو کشور باشد.» در ادامه مقاله نوشته شده «اما از آنجا که جز انبوهی نصیحت و تذکر، حاوی مطلب دیگری در باره بحرانهای سیاست خارجی کشورمان نیست نمی تواند تاثیر زیادی داشته باشد.» همین نشریه از قول اسماعیل گرامی مقدم نماینده بجنورد در مجلس نوشت:«متن نامه کمکی به حل مساله اتمی نمی کند و حتی تحریک کننده افکار عمومی جهان می شود.» همین هفته نامه در شماره روز جمعه 22 اردیبهشت در یادداشتی با عنوان «آیا ایران و آمریکا دست به یقه می شوند» ضمن ابراز نگرانی از احتمال تحریمهای اقتصادی، اخبار منتشر شده در باره احتمال حمله نظامی را نیز بررسی کرد و نوشت:«این اخبار بیش از یک جنگ روانی ساده است و حتی نگرانی مقامات کشور را نیز بر انگیخته است.» اما روزنامه کارگزاران در شماره روز شنبه 30 ارديبهشت از قول يکی از نمايندگان مجلس ارتجاع و از مدافعان احمدی نژاد نوشت:«نبايد فضا را از اين که هست جنگی تر کرد، چون که آمريکا اگر می توانست تا به حال ايران را گرفته بود اما خود می داند که قادر به چنين کاری نيست.» در خود آمریکا نیز این نامه با واکنشهای مختلف روبرو شد. مقامات دولت بوش اين نامه را يك سند پرت و پلا گويي 18 صفحه اي توصيف كردند. وزیر امور خارجه آمریکا در مورد آن گفت:« در اين نامه نمی توان گشايشي براي گفتگو در مورد برنامه اتمي يا هيچ چيز مشابهي يافت. اين نامه به مسايل مطروحه به صورت مشخص برخورد نمي كند......هيچ چيز در اين نامه وجود ندارد كه نشان دهد ما در مسير متفاوتي با آن چه با آن روبرو بوده ايم مي باشيم.» (آسوشيتد پرس 19 اردیبهشت 1385) اما رقبا و مخالفان دولت بوش از این نامه استقبال کردند. مادلین آلبرایت، وزیر خارجه اسبق آمریکا، چاک هیگل، عضو مجلس سنا و سندی برگر، مشاور امنیت ملی رییس جمهور سابق آمریکا، با توجه به این نامه خواستار تغییر در موضع کاخ سفید و پذیرش گفتگو با رژیم ایران شدند. با توجه به واکنشهای مختلف پیرامون این نامه می توان نتیجه گرفت که گرچه نامه به آدرس کاخ سفید ارسال شده، اما گیرندگان اصلی آن رقبای دولت بوش، به طور عمده از حزب دمکرات و محافل نفتی بوده اند. در حقیقت هدف اصلی این نامه همان هدفی است که خمینی در ماجرای آزادی گروگانها دنبال کرد. در آن زمان خمینی به سود ریگان و جمهوری خواهان، گروگانهای آمریکایی را تا شکست کارتر آزاد نکرد و پس از آن که ریگان بر رقیب خود پیروز شد گروگانها آزاد شدند و در این جا نیز هدف کمک به رقبای بوش است. گرچه هنوز رقابتهای انتخاباتی در آمریکا آغاز نشده، اما از آن جا که سیاست زمان خریدن برای خامنه ای یک امر حیاتی است، محاسبه روی تضادهای درونی در آمریکا و مهار رادیکالها در دولت بوش اهمیت پیدا می کند. در حقیقت ایجاد فضای رسانه ای برای جنگ طلب نشان دادن دولت آمریکا و صلح طلب بودن جمهوری اسلامی سیاست تبلیغاتی رژیم ایران در عرصه جهانی است. در کنار این سیاست و همزمان با آن ولایت خامنه ای به همه گونه مداخله گری و اخلالگری در عراق و در رابطه با مناسبات بین فلسطین و اسرائیل مبادرت می ورزد. از اینرو این رژیم ایران است که مسئول اول هر فاجعه جنگی که برای کشور ما پیش آید می باشد. ما بارها اعلام کرده ایم که هم مخالف جنگ خارجی و هم مخالف نظام حاکم بر ایران هستیم. ما سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در اجلاس شورای عالی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران اعلام نمودیم که:«ما تاكيد مي كنيم كه با هرگونه دخالت نظامي خارجي و هرگونه جانشين سازي كه اراده آزاد مردم ايران براي تحقق حاكميت ملي را نفي كند، مخالفيم.» (گزارش سیاسی، مصوب شورای عالی سازمان، 28 شهريور 1382) در همین سند در مورد وظایف ما در خارج از کشور را چنین اعلام کرده است:«فعاليت گسترده در خارج از ايران و استفاده از همه ي امكانات جهاني(مراجع بين المللي- دولتها- سازمانهاي اجتماعي- نهادهاي مدافع حقوق بشر- و...) بر اساس حفظ استقلال و رعايت موازين و اسلوبهاي شناخته شده بين المللي در جهت هرچه منفرد كردن استبداد مذهبي حاكم بر ايران و گسترش مبارزه مردم براي سرنگوني رژيم.» شوراي ملي مقاومت ايران در بيانية 30تيرسال 1383 اعلام کرده که:«بر اساس خط مشي اصولي خود مبني بر مخالفت با هرگونه مداخلة نظامي خارجي در اوضاع ايران و مخالفت با هرگونه آلترناتيو سازي از جانب قدرتهاي بزرگ، برضرورت قطع همة حمايتها و امداد رسانيها در قبال ديكتاتوري مذهبي و تروريستي حاكم برايران، تأكيد مي‌كند». شوراي ملي مقاومت ايران در بيانية بيست و چهارمين سالگرد تأسيس خود که در تاریخ 15 مرداد 1384 انتشار یافت اعلام نمود که:«مقاومت ايران واقعي ترين و ضروري ترين راه حل را ارائه داده است. راه حل سوم : نه اشغال و مداخلة نظامي خارجي و نه ادامة سياست مماشات. تنها راه، تغيير دموكراتيك از طريق مردم و مقاومت ايران است. بنابراين تكرار مي كنيم كه راه حل اساسي، همان راه حل سوم،تغيير دمكراتيك ازطريق مردم و مقاومت ايران است.» سیاست صلح طلبی فعال و موثر که ما مدافع پیگیر آن هستیم جهت گیری اصلی مبارزه را علیه استبداد مذهبی حاکم بر ایران می داند و تحت هیچ شرایطی قرار گرفتن در جبهه رژیم ایران را مجاز نمی داند. از این رو برای خنثی سازی ماجراجویی جمهوری اسلامی، ما ایرانیان باید خواستار توقف کامل فعالیت اتمی، به شمول غنی سازی باشیم تا در آینده و در یک شرایط دمکراتیک و با توجه به نظرات کارشناسان در مورد این که آیا استفاده از انرژی اتمی به سود مردم ایران و توسعه پایدار است تصمیم گیری شود. واقعیت این است که در جدال مردم با استبداد مذهبی حاکم بر ایران، تا کنون کشورهای بزرگ نه فقط بیطرف نبوده اند، بلکه به طور فعال از جمهوری اسلامی حمایت کرده اند. ما که معتقدیم مردم ایران باید سرنوشت خود را خودشان تعین کنند باید خواستار قطع همه ی کمکها و امدادها به رژیم ایران باشیم. قطع هرگونه کمک به رژیم ایران و یا به بیان دیگر تحریم این رژیم تنها گام جدی برای اتخاذ یک سیاست بیطرفانه در قبال مبارزه مردم با رژیم ایران است. تحریم سیاسی و دیپلماتیک، تحریم تسلیحاتی و تکنولوژیهایی که از آن استفاده چند گانه می شود، مسدود کردن تمامی حسابهای رژیم و سران آن در بانکهای خارجی، تحریم نفتی رژیم به استثنای مواردی که به تهیه غذا، دارو و مایحتاج عمومی مردم بر می گردد و مشروط کردن همه ی قراردادهای اقتصادی به رعایت حقوق بشر و آزادیهای سیاسی، مواردیست که برای اتخاذ یک سیاست بیطرفانه ضروریست.

منبع: نبرد خلق شماره 251




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مهدي سامع:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.