شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۸ - ۱۲ دسامبر ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

دشنه‌ِ واپس‌گرائی با هيستری ضد مذهبی غلاف نمی ‌شود. ايان هيرسی علی و ادعاهایش)

همنشين بهار

با روی کار آمدن حکومت آخوندی که دین و آئین مردم را نیز به صلّابه کشید و حرمت کلمات را شکست، برخی از روشنفکران ما که از همدلی و هم آوازی شاه و شیخ در طول تاریخ، دل خونی دارند و بعضاً تصور می‌کنند دین تریاک توده ها است، اینجا و آنجا در انداختند که فاتحه اسلام را باید خواند. همه بدبختی ها زیر سر مذهب است. هرچه می‌کشیم از اسلام سیاسی است و خلاصه دست دین از سر مردم کوتاه...

· تضاد انکارناپذیر فقه سنتی با حقوق بشر،

· رسوم عصر شترچرانی که به اسم اسلام قالب می‌شود،

· احکام به اصطلاح لایتغیر اسلامی آن هم در عصری که رنسانس و دوران روشنگری را پشت سر گذاشته و بیش از هر چیز به نوگرایی نیاز داریم،

· مرتجعینی که جنایات خویش را به خدا و پیامبر نسبت داده و می‌دهند،

· پوسیدگی جریاناتی که از قضا در آغاز، خود امپریالیست ها آنها را پر و بال دادند،

· ماجرای سلمان رشدی و تسلیمه نسرین و آن فتوای ارتجاعی،

· وحشیگری های گروه های مشکوکی که با مثله کردن و سربریدن قربانیان خویش در برابر دوربین، به آتش اشغالگران در عراق فوت می‌کنند 

· خرافات گرایی و اشعری بازی های مبتذلی که در میهن ما خود را به مشیت الهی یا قرآن و اسلام متصل می‌کند

· اینکه به نام خدا و پیغمبر، پاکترین جوانان ایران شکنجه شده و به دار کشیده شدند...همه و همه...هیستری ضدمذهبی را در میان برخی هموطنان ما دامن زده که وقت و بی وقت دم از اسلام سیاسی بزنند و بی توجه به نقشه ها و تبلیغات گروه های فاشیستی و دست راستی و هم آواز با امثال رامزفلد و دیک چینی، تروریسم به اصطلاح اسلامی را با آئین مردمی که از دسیسه های پنهان بی خبرند، عوضی بگیرند.

در این دیدگاه، عملکرد حزب الله لبنان و جماعه الاسلامیه اندونزی و نظایر مصباح یزدی عین اسلام است و اصلاً محمد و علی هم قاتل بوده‌اند و ترور دگراندیشان و قتل عام سال ۶۷ و هر جنایت حکومتی نیز، همانند زن ستیزی، ریشه در اسلام و ترورهای پیامبر دارد.

 آیا براستی رفتار زشت و غیر انسانی مرتجعین حاکم بر میهن ما، تنها به آئینی که آنان به بازی گرفته اند، مربوط است؟ مارکسیست های فرهیخته میهن مان به کنار، داستان هزاران زن و مرد آزادیخواه و مسلمانی که رودرروی این جبارّیت پوسیده ایستادند، مرگ روی پاها را بر زندگی روی زانوها ترجیح دادند و استبداد زیر پرده دین را رسوا نمودند ــ هیچ نکته قابل تأملی ندارد ؟

***

پس از واقعه تروریستی ۱۱ سپتامبر که البته هنوز همانند قتل جان اف کندی و... همه زیر و بم آن افشا نشده و مشخص نیست که چرا ریل انجام این جنایت، روغن کاری شده بود ــ بد و بیراه گفتن به اسلام و مسلمانان مد روز شده و برخی چون خانم آیان هیرسی علی Ayaan Hirsi Ali  که بعد از جاخوش کردن در حزب کارگر هلند، راهش را به سمت حزب دست راستی مثلاً لیبرال کج کرد و آخر کار به عنوان نماینده این حزب به پارلمان هلند راه یافت ــ فضا را مساعد دیدند دّق دل خود را از ختنه شدن زنان در نظام قبیلگی سومالی، سر اسلام و قرآن خالی کنند.

جدا از مطالعه نوشته های سیمون دوبوآر و نوال السعداوی و...که به آداب و رسوم جاهلی در مورد زنان، اشاره کرده‌اند، در بخشی از فیلم مولاده محصول کشور ‏سنگال، که داستانش در روستایی دور افتاده در آفریقای غربی می‌گذرد و درباره ختنه کردن ‏دختران کم سّن و سال در این روستا است، دیدم وقتی شخصیت اصلی فیلم از سوی بزرگان ‏روستا متهم می‌شود که اصول اسلام را زیر سئوال برده، او در پاسخ می‌گوید:

هر ‏سال هزاران نفر زن مسلمان به مکه می‌روند و بیشرشان ختنه نشده‌اند آیا آنها ‏مسلمان نیستند؟ 

همچنین در کتاب «گل صحرا»، خاطرات واریس دیری که او نیز از صحراهای سومالی آمده در مورد ختنه خود او خوانده بودم. سنت جاهلی و قبیلگی که به جنوب شرقی ایران هم سرایت کرده‌است. کمی دورتر از بندر آزاد کیش و نه چندان دورتر از اسکله‌های بندرعباس سابق هرمزگان، آنجا که به خشکی و خشونت طبیعت بلوچستان نزدیک می‌شویم، در روستاها و شهرهای کوچک همین مناطق، زنان به حکم سنت های قبیلگی ختنه می‌شوند. در بندر کنگ هم چه بسا باشد.

این را هم می‌دانستم که پیش از انقلاب در کردستان خودمان (در آلوت و سیاهومه، روستاهای مرزی شهر بانه، و...) ختنه زنان مرسوم بود، رسم پوسیده ای که هیچ ربطی هم به اسلام نداشت و روشنفکران و علمای کرد از آن بیزار بودند...

این آن چیزی بود که من در مورد ختنه زنان (که خانم هیرسی علی خیلی روی آن مانور داده بود) می‌دانستم. 

با این سابقه ذهنی از ۹ سومالیایی تحصیلکرده که سه نفرشان هم از اسلام بری بودند پرسیدم آیا واقعیت دارد که هموطنان شما دختربچه ها را ازکشورهای غربی به سومالی می‌برند تا ختنه کنند؟ بیشترشان خندیدند و فقط یکی گفت روحانیون برجسته در سومالی اعلام کردند که مثله جنسی زنان عملی ضد اسلامی و سزاوار مجازات است.

در میان ما که ابدا چنین چیزی مرسوم نیست اما در برخی مناطق دورافتاده سومالی یا سودان و سنگال هستند کسانی که از قدیم و ندیم به این عمل زشت دست می‌زنند و هرچه به آنها گفته می‌شود این عمل ضد انسانی و ضد اسلامی است، به خرج شان نمی‌رود و رسم قبیلگی خودشان را دارند. پیش خودم فکر کردم اما اگر واقعی باشد واکنش طبیعی هرزنی که از سرکوب و تبعیض بیزار است، باید همانند هیرسی علی باشد.

***

منتقدین خانم هیرسی علی به درستی گفته اند:

او می‌توانست همچون هموطن خویش خانم واریس دیری این رسم جاهلی را که ریشه در سنن قبیله ای دارد و به دروغ به مذهب ربطش می‌دهند رسوا کند و علیه آن جهانی را بشوراند، چون بلندگوهای بسیاری در اختیار داشت. اما افسوس که صاف بند کرد به اعتقادات مردم و به همین دلیل جواب نگرفت.

در پی حملات تروریستی ۱۱سپتامبر و ترس از اسلام و افراد خشکه مقدس مذهبی، جّو مناسبی را برای اسلام ستیزی به وجود آورده بود و هیرسی علی از این فرصت برای پیشبرد اهداف شخصی خود استفاده کرد. او در کنار هواداران پیم فورتن Pim Fortuyn هرجا می‌نشستند به اعتقادات هزاران مهاجر پناهجو گیر داده و رسماً به دولت های اروپائی اخراج مسلمانان را خط میدادند و اصرار می‌کردند مدارس و مساجد مسلمانان هم باید بسته شود و به مهاجران اجازه ورود به این کشور داده نشود. در پی این تبلیغات شوم، یکی دو مسجد و...در آتش سوخت و خانم هیرسی علی شاید بی آنکه بخواهد هیزم بیار معرکه راسیست ها شد.

او با فیلم تسلیم که تئو ونگوگ Theo van Gogh ساخت، از نزدیک همکاری نمود و بر سر زبان ها افتاد. این فیلم داستان خیالی زندگی زن مسلمانی را به تصویر می‌کشد که آیه‌هایی از قرآن روی شانه‌ و پای او نوشته شده و بر اثر شرایط تبعیض‌آمیز خانوادگی و سخت‌گیری‌های مردان خانواده از خانه می‌گریزد. حرف او این بود که «فیلم تسلیم» روایت ستم و خشونتی است که اسلام باعث و بانی آن است.

با آنتنی شدن او، مجله تایم نامش را درفهرست ۱۰۰ شخصیت با نفوذ جهان قرارداد و نامبرده وقت و بی وقت فیگور چپ گرایانه گرفت و حتی به اشپیگل گفت پیامبر اسلام دیکتاتور و یک منحرف جنسی است.

خانم ایان هیرسی علی با نسبت دادن خشونت های خانوادگی به اسلام و مسلمانی، فراموش می‌کرد که خشونت مزبور تنها محصول اعتقادات و افکار مذهبی نیست و تازه به دین اسلام هم منحصر نمی‌شود. در مذاهب دیگر و حتی در جوامع مدرن غرب نیز خشونت های عریان تری نسبت به زنان مشاهده می‌شود.

 فیلم مستند Domestic Violence اثر جاودانه فردریک وایزمن Frederick Wiseman مستند ساز برجسته آمریکایی که خشونت خانگی را در میان خانواده های آمریکایی به تصویر کشیده، به اندازه کافی گویا است. او در یک مصاحبه اشاره می‌کند که از بیرحمی و بیداد آدم ها نسبت به همدیگر در بهت و حیرتم...

 

من فیلم زیبای چهار زن را که هنرمندان چینی با اشاره به ۴ واقعه، مردسالاری و زن ستیزی را زیر ضرب می‌گیرند، دیده ام. یک نگاه واقعگرایانه به تاریخ و جهانی که زندگی می‌کنیم نشان می‌دهد که ستم بر زن و او را کالا پنداشتن ــ ویژه جوامع اسلامی نیست.

 

فیلم غم انگیز و تکان دهنده Domestic Violence که نیک فریزر در BBC 4 با برنامه Storyville نشان داد و میلیون ها نفر تماشا کردند، ما را باید در خود فرو برد تا دست از ارزیابی شتابزده و نتیجه گیری های سیخکی یا آبگوشتی! برداریم. رگ و ریشه های ستم به زنان در خود ما هم هست!

***

گویا خانم ایان هیرسی با موسسه آمریکن اینتر پرایز، رویهم می‌ریزد...که لابد به عنوان محقق ضد بنیادگرایی اسلامی راهکارهای تازه پیشنهاد کند، درز این خبر مسئله ساز می‌شود... 

چه فعل و انفعالاتی پشت پرده‌است دقیقاً مشخص نیست اما دولت هلند که با انتقادات پنهان روبرو شده، ترجیح داده به جای علم کردن اصل موضوع، اطلاعات دروغی را که نامبرده در آغاز ورودش در کمپ پناهندگی داده و پیش تر خودش بارها و بارها گفته بود که حتی اسمم واقعی نیست ــ به خورد افکار عمومی بدهد و قال قضیه را بکند.

***

جز خود تغئیر، همه چیز در تغئیر است و اسلام و هر چیز دیگر را باید نقد کاری کرد، حتی باید سر به سر خدای صبور و غیور هم گذاشت! اما گرا دادن به تمایلات راسیستی، به نقد که در جوهره اش فضیلت نهفته است، جفا می‌کند.

از استبداد زیر پرده دین باید بیزار بود، اما نمی‌توان هر جنایتی را به دین و آئین مردم نسبت داد. قاتلین مجید شریف واقفی را که به اعتماد یک خلق ضربه زده بودند و یا دادگاه های فرمایشی دهه سی را با اینکه محاکمه کنندگان مانیفست کمونیسم لق لق زبانشان بود، هیچ آزاده ای به مارکسیسم ربط نداد. هم اکنون نیز کمتر کسی است که با تکیه بوش و بلر به اعلامیه حقوق بشر، فراموش کند که آزادی برای آنان جر تجارت نیست.

*** 

در پاسخ یه این سئوالات که آیا افکار ارتجاعی فقط به مسلمانان ختم می‌شود؟ یا هر جا که آزادی ودمکراسی نبوده لانه می‌کند؟ و آیا آنچه در فلسطین و عراق می‌گذرد نیز، نباید محکوم و ریشه یابی شود؟ خانم هیرسی علی، گفته بودند: من خطری جز اسلام نمی‌شناسم.

برای من تا حدودی واکنش های خانم هیرسی علی قابل درک است چون می‌دانم هرجا که تحجر و عقب ماندگی به آزادی و دموکراسی دستبند و چشمبند بزند، قبل از همه زنان هستند که قربانی می‌شوند و در سومالی نیز که جنگ و جهل و فقر، لباس مشیت الهی به تن می‌کند، کلیت جامعه را نقاب و پیچه و مقنعه می‌گیرد.

***

خانم هیرسی علی روشنگری را پیله کردن به دین و آئین مردم فرض می‌کنند و ذکر و فکرشان این است که زن ستیزی تنها ویژه اسلام و اسلام سّد آزادی بیان است ــ...در مصاحبه ای گفته بودند در هر جداسازی یا محدودیتی، شما عامل اصلی را اسلام می‌بینید و بس. در اسلام است که شما حق فکرکردن و کنکاش ندارید...

با توجه به قضاوت ایشان، باید پرسید آیا این خبر که در اسرائیل فروشگاههای مخصوص زنان ایجاد شده که مردان ابدا حق ورود ندارند، شایسته تجزیه و تحلیل هست یا نه؟

 

 

آیا می‌توان بی توجه به آنچه تا کنون در باره هولوکاست نوشته شده، در مورد یهودکشی امثال هیتلر،‌ مته به خشخاش گذاشت و همه چیز، از سیر تا پیاز این ماجرا را گفت؟

در این صورت، پژوهشگری که یهودیان ستمدیده را خواهر و برادر خویش می‌داند و از فاشیستها بیزار است، اما روایت‌های کلیشه ای را از هولوکاست نمی‌پذیرد ــ (آیا) متهم نمی‌شود که با هیتلر و گوبلز زد و بند کرده و یهود ستیز است؟!

در دام فاشیستی ترین و دست راستی ترین گروه های نژاد پرست که جز منافع خود به هیچ اصلی پایبند نیستند و ترجیح می‌دهند فیگور ضد فاندمانتالیستی بگیرند، نیافتیم. قلب تیرگی ها را که حکومت ارتجاعی آخوندی است نشانه بگیریم.

هیستری ضد مذهبی نه تنها خدمتی به روشنگری نمی‌کند، مردم مظلوم ما را هم از خرافات نجات نمی‌دهد.

***

درست است که بین حقوق بشر موجود و تکالیف دینی، (به ویژه تکالیف فقهی در قرائت فعلی)، تعارض های بسیار وجود دارد؟ درست است که عدم تساوی در حقوق بین زن و مرد، عدم تساوی در حقوق بین مسلمان و غیرمسلمان، (خودی و غیرخودی) عدم تساوی در حقوق بین برده و ارباب، (عبد و مولا) جزء مسلمات فقه اسلامی است و شیعه و سنی هر دو روی آن پای می‌فشارند....

درست است که رفتار مرتجعین‌ قمه به دستی که هنوز به دارالاسلام و دارالکفر می‌اندیشند، انزجار برمی انگیزد...

اما... اما دشنه ارتجاع و واپس‌گرائی با هیستری ضد مذهبی غلاف نمی‌‌شود.

***

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

+++++++++++++++++++++++++++

مصاحبه با کارگردان فیلم مستند خشونت خانگی

 

Interview with Frederick Wiseman

Over the course of 35 years, documentarian Frederick Wiseman has captured the essence of the human condition by turning his camera on a remarkable array of American institutions and practices, from a Massachusetts hospital for the criminally insane and the halls of a Philadelphia high school to Neiman Marcus' flagship store in Dallas and basic training in Fort Knox. In March, KCTS airs his latest endeavors, Domestic Violence and Domestic Violence 2, a pair of films that delve deep into the issue and impact of physical and mental abuse in the home. Here, the Emmy winner talks about making these haunting films on the streets and in the women's shelters and courtrooms of Tampa.


What inspired you to focus on the topic of domestic violence
?
I'm absolutely amazed that people can be so cruel to each other. I thought, before I made the Domestic Violence movies, that I'd had a lot of experience and seen a lot, but I was na
. When I heard the women's stories, I was absolutely horrified.

How did the troubling scenes you witnessed affect you
?
There's a difference between when you're shooting the film and when you're editing the film. When you're shooting, it's not that what's going on doesn't register, but you have a job to do and you only have one chance to get a given sequence. So the fact that you're very busy doesn't lessen the horror but you don't have too much time to think about it because you've got to think about the technical aspects of what you're doing. But when I was editing the films, when I had to listen to these stories over and over and figure out how to edit them, I found it really depressing to be immersed in so much misery.

What was the most upsetting thing you saw while filming the Domestic Violence movies
?
There's a sequence in the first part with a beautiful little girl who describes what went on with her parents. And she says something to the effect of wishing her father was dead.

What made you choose Tampa as a setting
?
In Tampa, the county and city are quite well-organized to try and deal with domestic violence. Someone I knew arranged for me to meet the heads of the various agencies that dealt with domestic violence. I went down there and told them what I wanted to do and they said 'okay.' It's very hard to get into a shelter, so I was pleased they had sufficient confidence in me to give me permission.

How did your subjects — the battered women, their abusers — react when you asked if you could film them
?
In the course of eight weeks maybe only one or two people turned me down. Nobody was offended. Toward the end of the shooting, in fact, a group of women came up to me and said they were very pleased to be in the film because they thought it was an opportunity to let other women know about their experiences, and they hoped the movie would be of some help to them.

When the featured women tell their stories, they often do so in a flat, unemotional manner. Why do you think that is
?
I think a lot of them found release in being in a situation where they could talk about it, and hearing that their experiences were not unique made it easier to talk about. Many of them have been putting up with the abuse for so many years, and what is shocking to you and me is ordinary experience for them.

In the world of documentary filmmaking, much has been written about the ways in which the presence of the camera alters subjects' behaviors. Can you address this
?
I wouldn't agree with that. I don't think people are good enough actors to change their behavior. I think if they don't want their picture taken they say no or walk away. I don't know whether people were self-conscious or not, nobody said that to me. But the fact of the matter is, people aren't good enough actors to suddenly become someone different. In my experience, the camera doesn't change people's behavior.

What were the more rewarding aspects of this project
?
I was very impressed with the way that the women were trying so hard to break the cycle of domestic violence. Also, the generosity of the women and the staff in agreeing to participate in the film.

What did you learn, personally, while making these films
?
I became very aware of the difficulty that people have in breaking the cycle, and how often both the perpetrator and the victim are sort of welded to each other in a kind of destructive dance, a kind of mutually destructive dance. How much they need each other and how hard it is to break out of the cycle, and how sad it is for the perpetrator, as well as the victim.

Ultimately, what do you hope to accomplish with films like this
?
I don't have an agenda other than my personal agenda to make as many different kinds of movies as I can about contemporary American life? my goal is to make as good a film as I can

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
همنشين بهار:



[تاریخ ارسال: 21 May 2006]  [ارسال‌کننده: نیما روشن]  [ nimaroshan@hotmail.com ]  
دين ها فقط تکليف ها را ميشناسند . انسان در دين هيچ حقی ندارد. دين ها همه فاقد ارزش اخلاقی ميبا شند. نگاهی کوتا ه به اصول و محتويات قران بخوبی ضد اخلاقی بودن اين دين را نشان ميدهد. در قران ايه های زيادی بر عليه زنان وجود دارد از جمله ايه مشهورواهانت اميزو ضد زن که ميگويد:زنها کشتزارهای شما هستند پس کشتزار های خود را به هر گونه ای که ميل داريد در اختيار بگيريد.:.و همچنين ايه های : قصاص: که همه توهينی ميباشند به ارزش های انسانی در جهان امروز، مخصوصا تائيد اسلام و ديگر دين ها به برده داری و استثمار انسان از انسان که داغ ننگی است بر اين دين ها. محمد پيامبرمسلمانان با بکارگيری خرافات و ترساندن مسلمانان از دنيای ديگر که وجود ندارد ويا به قول خيام: چو رفتی رفتی باز امدنت نيست: سعی ميکرد پايه های سيستم رژيم برده داری و فئودالی خود را محکم تر کند. امروز قبول هر دينی توسط زحمتکشان و کارگران برای مبارزه انها بر عليه ظلم و ستم طبقاتی به هيچوجه مناسب نيست. زيرا تمام دين ها در خدمت ما لکيت خصوصی يعنی سرمايه داری هستند. تنها، پذيرش علم و دانش راه درست برای رهائی از ظلم و ستم و نظام طبقا تی ميباشد.   

[تاریخ ارسال: 20 May 2006]  [ارسال‌کننده: مهتا بهاری]  [  ]  
سلام من اغلب مقالات اقای همنشین بهار را در این سایت می خوانم و به نظرم ایشان فردی بااطلاع و فرهیخته است .اما در مورد این مقاله ایشان راستش زیاد با ایشان موافق نیستم زیرا که قوانین اسلامی در مورد زنان بسیار صریح و مشخص است و جای هیچ پرده پوشی یا توجیهی ندارد.در مورد قوانین ارث ازدواج طلاق مالکیت و دیه و خلاصه همه بی انصافی هایی که برای زنان در ان وجود دارد نه می توان ان را انکارکرد و نه توجیه .بسیار اشکار و مشخص است.اما در مورد این خانم سومالیایی من اطلاع چندانی ندارم که انگیزه ایشان چه می تواند باشد ولی نمی شود به راحتی ادعاهای دیگران را دروغ تصور کرد مثلا در مورد خاطرات تلخ ایشان در کودکی چه بسا این اتفاق افتاده باشد چنانچه در کشور خود ما هم رابطه جنسی با محارم در خانواده های اسیب پذیر بسیار اتفاق افتاده وهنوز هم اتفاق می افتد .که به نظر من باید روی ان تحقیق و بررسی شود.   

[تاریخ ارسال: 19 May 2006]  [ارسال‌کننده: شهره سیدی]  [  ]  
برای نویسنده محترم این مقاله زیبا آرزوی سلامتی و طول عمر دارم. من از داخل کشور خبر زیادی ندارم اما می بینم که در خارج کمتر کسانی هستند که از پول در آوردن و عشق کردن بگذرند و اگر هم حرفی برای گفتن دارند همت کنند مایه بگذارند، مطالعه کنند و عرضه. البته چه بسا هم ببخشید قصد توهین ندارم. چه بسا اصلا بیشتر ما از جهان و جامعه اما پرت باشیم و حرفی هم جز آنچه کلیشه ای گفته میشود نداشته باشیم. آخر چطور میشه که در بیشتر سایت های ایرانی آدم جز آنچه صدبار گفته شده نمی بینه؟ چرا اینقدر سایت های مدعی اپوزیسیون بی ملات و بی نمک شده اند؟ من مادرم و اهل قلم نیستم و صادقانه دستاما بالا میکنم. اما میدانم که بیشتر ما دچار بختک شدیم و سرمون توی لاک خودمونه. در حالیکه دنیا داره مثل برق پیش می ره. بهرحال بار دیگر تشکر خودم را از این نوشته خوب که از آن آموختم عنوان میکنم.   

[تاریخ ارسال: 19 May 2006]  [ارسال‌کننده: علي سالاري]  [ G_alisalari@hotmail.com ]  
نظر به ياداشت هاي نوشته شده بر مقالهً همنشين بهار، بايد واقف بود که سکولاريته با سکولاريزم فرق مي کند، سکولاريته خواهان جدايي دين از دولت است ولي ضديتي با دين و ايدئولوژي خاصي ندارد. ولي سکولاريزم و همانکه دوستان حزب کمونيست کارگري از آن دفاع مي کنند در پي نفي مذهب و حاکميت صد در صد ايدئولوژي مطلوب خودشان است. در حالي که در نظام دموکراسي دولت نه تنها از مذهب بلکه از ايدئولوژي هم بايد جدا باشد. بعبارت ديگه بويژه در مورد ايران بدليل تنوع مذهبي و عقيدتي و نيز تکثر قومي تنها با ارج نهادن و به رسميت حقوق برابر شهروندان، منجمله آزادي عقيده و مذهب براي عموم شهروندان يعني با نهادينه کردن اين تنوع مي توان به دموکراسي رسيد.   

[تاریخ ارسال: 19 May 2006]  [ارسال‌کننده: طاهرشریف زاده]  [  ]  
من ۴ بار این مقاله را خواندم منظورم «ِدشنه‌ِ واپس‌گرائی با هيستری ضد مذهبی غلاف نمی ‌شود...»، واقعش من خودم لائیک هستم اما دوستی داریم که راست میره و چپ میره به پیامبر و علی و امام حسن و همه و همه فحش میده، فحش های خار مادر...من هر چی نصیحتش می کنم بابا جون دست ور دار به گوشش نمی ره. من ولی معتقدم خطا و خیلی هم خطاست ما بیاییم با عقائد مردم سر شاخ بشیم و توهین کنیم.نویسنده محترم این مقاله که هر چی نوشته انصافا دلنشین بوده- راست میگه. همین که جامعه به این نتیجه برسه که مذهب پاشا توی کفش سیاست نکنه یک قدم بزرگ به جلو است. من از این مقاله ای جور فهمیدم که با بد و بیراه گفتن به عقائد مردم دردی دوا نمیشه و نباید همزبان و همدل جریانات راست شد که هر روز صد بار فاندامانتالیسم اسلامی و اسلام سیاسی و...را به کار می برند اما درد مردم را ندارند. در مورد خانم اهل سومالی من هیچوقت نشنیدم که حتی یک بار بیاد و بگه جنگ در عراق ظالمانه است و نباید هلند به ارتش آمریکا کمک کنه. از نظر ایشون خشونت و اسلام همیشه با همند و حتا یک بار نگفت که خشونت ورزی در همه ادیان و جوامع سابقه داشته ، در همین هلند مراکزی هست که زن ها را بعد از آزار شوهرانشون تیمار و دلداری میده و کم هم نیست. خانم هیرسی علی دید بازار علیه مسلمونا گرمه و همه به آنها می توپند و خلاصه بعد از ۱۱ سپتامبر این موضعگیری نون و پست و مقام توش هست الکی گفت عمو و پدرم ودایی ام و...به من تجاوز کردند . من ختنه شدم در بچگی و...که داد و قال خود سومالیایی ها در اومد که آخه زن حسابی چه چور میشه پدر و عمو و دایی ...که مثل حیوان به یه دختر کوچولو تجاوز میکنند مسلمون که هیچ اصلا انسان باشند؟ چرا دروغ میگی؟ و به اسلام نسبت میدی؟ مگه ممکنه چنین چیزای زشتی را آدم های سالم انجام بدهند اونام همه باهم. من مذهبی نیستم اما معتقدم در کشور ما که پر از تنوع قومی و مذهبی است نباید بی گدار به آب زد و گفت مذهب عامل بدبختی ست. خسته تان کردم عذر می خوام و مجددا از این مقاله خوب تشکر میکنم.   

[تاریخ ارسال: 19 May 2006]  [ارسال‌کننده: شیرین صبوحی]  [ shirin_sa@yahoo.de ]  
من فقط یک سئوال از این آقایان مدافع مذهب دارم. چرا خودشان زنهایشان را وادارنمیکنند که چادر بپوشند. حجاب دراسلام هست و درقران به صراحت برآن تاکید شده است . و چهار زن داشتن دراسلام هست . وطلاق حق مرد است . همچنین ازآقای همنشین بهار می پرسم . چرا خانم ایشان چادر نمی پوشد و آرایش میکند ؟ با چه قانون اسلامی اینرا توجیه میکنید . من معتقدم که هرچه که فمینست ها و همین خانم وکیل مجلس هلند بکنند باز برای زنها ی گرفتار مذهب و مردهای مذهبی کم کرده اند. آیا پدران شما بارها مادرتان را کتک نزد که چرا موهایش معلوم شده است یا پای بی جوراب بیرون رفته است و بافلان مرد همسایه صحبت کرده است . آیا شما یا برادر بزرگتان بارها خواهرتان را مورد توهین و تحقیر قرار نداد که چرا روسری ایش کوتاه است و لباس اش نازک است و چرا برای پسری نامه نوشته است و درخیال دوست پسر گرفتن است ؟ من میگویم بروید جمع کنید. شما زن نیستید و نمیدانید که زنان چه اندازه به خاطر مذهب محرومیت کشیده اند. من خودم کودکی ام درزمان شاه بود . حتی شنا کردن یا د نگرفتم چون اجازه شنا در دریا و محل های عمومی را نداشتم. از دست برادربزرگم حتی نمیتوانستم موهایم را کوتاه کنم و یا لباسی را که دوست دارم بپوشم . کجای دنیا این خبرها هست که درایران بوده و هست و صرفا به خاطر مذهب است . کسی از مذاهب هند گفته است . فکر می کنید چیز خوبی است ؟ گرسنه اند و گاو را نمی کشند که بخورند واز گرسنگی میمیرند دررودخانه گنگ هم مرده ها را میشویند هم خاکستر مرده میریزند و هم آبش را برای برکت و سلامتی م نوشند . و هزاران مذهب به جان هم افتاده اند. کشوری که میگویند بهترین دموکراسی را دارد به خاطر همین مذاهب اینقدر عقب مانده است و جز طاعون ووبا و مرگ ومیر نتیجه مذاهبش نیست . کمی عقل داشته باشید   

[تاریخ ارسال: 19 May 2006]  [ارسال‌کننده: پروین رستگار]  [ parvinrastgar@aol.com ]  
دررابطه با اینکه میگوئید درکشورهای غربی هم برعلیه زنها خشونت هست این فرق میکند اولا که تئوریزه نشده است یعنی یک ایدئولوژی مدون پشت اش قرار ندارد. و کتاب و آیه وقران برای توجیه اش نیست. درقران به طور مشخصی گفته شده که زنها اگر نافرمانی کردند کتکشان بزنید . گفته شده است که زنها حجاب داشته باشند. گفته شده است که مردها میتوانند 4 زن داشته باشند . همه اینها وجود دارد و غیرقابل انکار است . درغرب این چیزها نیست. قانون هم ضد زن نیست. یک زنی که اورا مورد خشونت قرار داده اند میتواند برود دادگاه و طلاق بگیرد. مرد اگرزن را کتک زد به زندان می افتد. هزاران محل برای نگاهداری اززنان بدون سرپرست هست. بچه حق زن است مگر اینکه دادگاه تشخیص بدهد که ناتوان از نگاهداری است . زن حق طلاق دارد درست مانند مرد. چه مقایسه بی مایه و بیهوده ای میکنند. اگر اینطور است و کشورهای غربی هم مثل ایران اند برای زنان پس اینهمه جار وجنجالتان برای چیست؟ پس یک باره بگوئید ایران خیلی هم خوبست و مثل سوئد و انگلیس و آمریکا است برای زنان. وقتی میخواهید از مذهب دفاع کنید اینکه بگوئید همان کارهایی که درکشورهای اسلامی برسر زنان میآورند درکشورهای غربی هم هست، سست ترین استدلال است . چر ازن های ایرانی وقتی به غرب می آیند دیگر حاضربه بازگشت نیستند. و اکثرا طلاق میگیرند. چون قانون پشتیبان آنهاست. هزاران انجمن زنان و غیره وجوددارد که زنها را درالویت میگیرند. دانشگا ه های زیادی هست که زنها را بیشتر قبول میکنند وبرای آنها حقوق خاص قایلند. چرا میخواهیم خودما ن را به کوچه علی چپ بزنیم. اگر درزمان شاه نیروهای مبارز همان راه دکتر مصدق را گرفته بودند و بدنبال مذهب نرفته بودند وکسانی مثل طالقانی ، بازرگان ، شریعتی ، آل احمد و مجاهدین مذهب را ازقبر بیرون نکشیده بودند که به آن جان تازه ای بدهند، مطمعنا الان نه درایران و نه درخاورمیانه اثری از بنیادگرایی و اینهمه فجایع بود. اگرفکر میکنید مذهب هنور درایران جایی دارد بروید با جوانان ایران صحبت کنید. ببینید چه نظری دارند. البته توی کشورهای خارجی نشستن و راحت و بدون دردسر لباس پوشیدن و کناردریا رفتن و آرایش کردن و بعد گفتن که درکشورهای غربی هم زن ها را تحت فشار میگذارند، جز جک خنده داری بیشتر نیست . وقتی که درایران دارند دختران را حتی از دانشگاه رفتن محروم میکنند ویک سره منبرهایشان درمورد مانتوی کوتاه و روسری کوتاه است و میخواهند دخترها را خانه نشین کنند. اگر مذهب خوبست، چرا مذهبی ترین گروه اپوزیسیون یعنی مجاهدین خودشان دنبال حکومتی سکولار هستند و معتقدند که بهترین روش حکومتی سکولاریسم است . چرا آقای همنشین بهار از مجاهدین نمی پرسد که این دین مبین اسلام را چرا وارد حکومت نمی کنید و اینقدر دم از سکولاریسم میزنید، یا چرا خود ایشان دائم از سکولاریسم و انقلاب فرانسه و رنسانس و اینها دفاع میکند؟؟؟   

[تاریخ ارسال: 18 May 2006]  [ارسال‌کننده: آريا مهربان]  [ mehrabanto@yahoo.fr ]  
لطفا از اسلام سياسي دفاع نكنيد. سياست به طور خلاصه يعني ارائه راه و روش براي سامان دهي امور يك كشور در سطح ملي كه واقع جيزي جز تامين نيازهاي شهروند و در زمينه هاي مختلف (اقتصادي و فرهنگي و بهداشتي و برنامه ريزيهاي مناسب براي حل مسائل مربوطه در دورهاي زماني كوتاه مدت و ميان مدت و بلند مدت)و يافتن روشها وراه حلهاي مناسب براي تظمين منافع و مصالخ ملي در ارتباط با كشورهاي ديگر و در سطح بين المللي نيست. روشن است كه هر رژيم و حكومتي بسته به ماهيتش،روش ها و راه حل هاي خودش را دارد. آريامهر و امام خمينني كه به انحصار قدرت و حفظ اقتدار خودشان اهميت درچه اول داشت، سياست خودشان را داشتند و روشهاي خودشان را پيش گرفتند، كه همه مي دانيم چگونه بود، اما در حكومتهاي دموكراتيك نبز راه حلها ممكن است كار آمد نباشد مورد انتقاد قرار بگيرد يا حزبي در اجراي اهدافش موقق نباشد و شكست بخورد. در دموكراسي براي احزاب امكان تصحيح اشتباه كسب آراي موافق شهروندان وجود دارد، اما براي شاه و امام و براي حكومتهاي ايدئولوژيك كه حوزه تقدس غير قابل انتقادي وجود دارد كه معمولا پليس سياسي نگهبان تقدس آن است، كفگير به ته ديگ خورد
خشم مردم منفجر شد، ديگر امكان بقا وجود ندارد. بنابر اين بهتر است كه اسلام وارد سياست به مفهموم حوزه قدرت سياسي نشود. جون اولا شكست سياست شكست و اعمال و رفتار سياسيون اسلام گرا به پاي دين نوشته خواهد شد و ثانيا از آن مهمتر اين كه اسلام سياسي در نهايت در پي حكومت ايدئلوژيك با حوزه تقدس خودش خواهد بود كه اين آفت دموكراسي است. نوع خيلي دموكرات اسلام سياسي را كه به قدرت نرسيده رهبرانش به نمونه هاي كم نظيري از خود محوربيني و ديكتاتورمنشي كه نابردباري و پرخاشگري و حرمت شكني دز برابر انتقاد تبديل شدند، گمانم خيلي از ماها در خارج كشور كم و بيش مي شناسيم.
  

[تاریخ ارسال: 18 May 2006]  [ارسال‌کننده: گلوريا سيامکی]  [ gloria2004@yahoo.com ]  
با تشکر بسيار از آقای همنشين بهار.
حقيقت اين است که ارتجاع و واپس گرايی در هر شکلی ميتواند خود را نشان دهد. خمينی ها، بن لادنها و ديگر مرتجعيون اسلامی نماينده اسلام واقعی نيستند. اگر چنين بود پس ميشد کليسای قرون وسطا را برداشت واقعی از دين مسيح دانست. عملکرد دولت فعلی اسرائيل را برداشتی کامل از يهوديت ناميد و استالين را لابد تبلوری از کمونيسم دانست. تاريخ نشان داده که اتفاقا هيچ کدام چنين نبوده و نيستند. در مقابل ارتجاع آنها، هميشه مسيحيان، يهوديان، مسلمانان و مارکسيست های بوده اند که عکس آن را ثابت کرده اند. اگر هم دقت کنيد، چنين تفکراتی، مرزبندی بين انسانها را بر اساس تفکر و انتخاب ايدئولوژی انسان ها ميگذارند. پس وقتيکه
پايه انتخاب افراد بر اساس دين انهاست، فرق بين اين مرتجعين با کسانی که مدعی مبارزه با آنها هستند ولی دقيقا با همين منطق برخورد ميکند، هيچ نيست. هر 2 از يک نقطه آغاز ميکنند و آن تفکيک انسانها بر اساس ايدئولوژی آنهاست. چه آگاهانه و چه نا آگاهانه، در خدمت استعمار قرار ميگيرند که مايل است انرژی ها و توجهات به جای تمرکز بر روی استعمار، بر روی جنگهای زرگری و موضوعای ديگری متمايل شود،
علاوه بر اينکه انسانها نتوانند با يکديگر نزديک و متحد شوند.


  

[تاریخ ارسال: 18 May 2006]  [ارسال‌کننده: اختر اژدر]  [  ]  
من مذهبی نیستم و واقعش دل خوشی هم از اسلام ندارم اما باید احترام خودم را به نویسنده این مقاله ابراز کنم، علتش هم این است که می بینم با موشکافی یعنی همه جانبه نگری به این مسئله پرداخته، جیزی که راستش نه در مجلس هلند به آن اشاره شد و نه تا کنون روزنامه ها نوشته اند. من در روتردام هلند زندگی می کنم. خبر اول همه رسانه های این کشور پرداختن به دروغ هایی است که این خانم سومالیایی در بدو ورودش گفته و خیلی ها در کل کیس پناهندگی و داستان ختنه و تجاوز عمویش و پدرش...تردید جدی کرده اند. البته در محل کارم شنیدم که گویا جورج دبلیو بوش ایشان را دعوت نموده است. امیدوارم فقر فرهنگی و عقب ماندگی های مذهبی جای خودش را به ترقی خواهی و روشن بینی بدهد. ممنون از این مقاله
ضمناً فیلم Domestic Violence که در این مقاله از آن گفته شده، دو قسمت است و هردو تکان دهنده و شوک آور است. آدم نمی نواند این همه خشونت نسبت به زنان را در آمریکا باور کند.
  

[تاریخ ارسال: 18 May 2006]  [ارسال‌کننده: آزادی خواه]  [ Roshan_2006@yahoo.com ]  
کسانی که وارد اینگونه بحث ها میشوند قبل از همه باید مشخص کنند که از نظر آنان چه شرایطی عامل رشد و ترقی و صلح و ثبات وهمزیستی هستند، افکار ارتجاعی فقط به مسلمانان ختم نمی شود حتی در مذاهب وایدولوژیهای دیگر هم افراد و افکار ارتجاعی فراوان است. از طرفی به نظر من: علل ماندگاری رژیم خمینی نیز افکار ارتجاعی چپ مانند حزب توده و اکثریتیهاست که آنزمان با عمده کردن لیبرالیسم با شعارهای انحرافی ضد امپریالیستی نیروهای انفلابی و آزادیخواه را تنها گذاشتند و ... اما کسانی که اسلام را عامل عقب مانده گی میدانند بهتر است جواب دهند که آیا در اتحاد جماهیری شوروی به اصطلاح سوسیالیستی سابق و اردوگاه آنان که نصف دنیا هم در اختیار ایدولوژیشان بود ، مردمشان مسلمان بوده و یا اسلام حکومت میکرد؟ در آمریکای جنوبی چطور؟ در کرهً شمالی و کوبا چطور؟ به نظر من به صراحت میتوان گفت هر جا که آزادی ودمکراسی نبوده و نباشد، دیکتاتوری وهرج ومرج و بنیادگرائی و عقب مانده گی و دزدی وچپاول بیداد خواهد کرد و آن ربطی به دین وعقیدهً و مذهب مردم ندارد. مگر در این کشورهای اروپایی آقایان ضد امپریالیست مساجد و کلیساها را نمی بینند ؟ مگر در هندوستان بیش از 1000 دین و مذهب و مسلک ... وجود ندارد.؟ به همین دلیل تا زمانی که معیار وملاک سنجشها را اعتقاد و التزام به آزادی و دمکراسی قرار ندهیم ، گرفتار مشکلات و توهم زیادی خواهیم شد. و آن چیزی است که قبل از همه آرزو و خواست آخوندها و بعد هم کشورهای تفرقه بیانداز و بچاپ را برآورده میکند.
پسر نوح با بدان بنشست / خاندان نبوتش گم شد_
سگ اصحاب کحف روزی چند / پی نیکان گرفت و مردم شد.
  

[تاریخ ارسال: 18 May 2006]  [ارسال‌کننده: رضا احمدی]  [ ahmadi_reza2001@yahoo.com ]  
به نظر من واکنش طبیعی هرزنی که درچنان شرایط سرکوب و تبعیض قرار بگیرد همین خواهد بود. وقتی که دختربچه ها را ازکشورهای غربی به سومالی می برند تا ختنه کنند. وحتی دراین کشورها حاج آقا های دکتر ومهندس به زنشان اجازه ابراز وجود نمی دهند و بایدبا نقاب و پیچه و مقنعه درانظار حاضر شوند.( مواری که خودم بکرات دیده ام) طرف خودش دکترا دارد و زنش بیسواد است با شش تا بچه و باید با نقاب ازخانه بیرون بیاید. این خانم هرکه هست درکشورهای غربی بسیار محبوب است و سایت اش جزء پربیننده ترین سایت هاست . تلویزیون های آمریکایی بارها نشان اش داده اند و هرجا بخواهد درغرب برود جایش هست. این تقصر او نیست . تقصیر مبلغان دین اسلام است . کسانی که شعارشان مثله کردن و گردن زدن و سربریدن است و زنها برایشان گاو و گوسفند محسوب میشوند. بروید به سخنان آقای جنتی و آقای مصباح و آقای خزیلی گوش کنید و منبر زنده باد خروس را نگاه کنید. دردنیای غرب حداقل دیگر جایی برای اسلام گرایان نیست . واقعیتی است که متاسفانه وجود دارد و همه بخصوص زنها از آن گریزان اند و امکان برگشت هم ندارد . آخرین سنگر اسلام ایران است که آنهم بزودی مسخر بی دینی خواهد شد. آنچه دوهزار سال پیش گفته شده ( درست یا غلط) توسط خدا یا انسان دیگربه کار نمی آید . حقیقت را نمیشود با آه و ناله وافسوس پوشاند. کسی برای شکست اسلام ومسلمین دیگر اشک نخواهد ریخت . باورکنید . دنیا عوض شده است   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.