شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۸ اوت ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نظر پیشه وری درباره مسئله آذربايجان و ايران

سید جعفر پیشه وری

همزمانی جنبش ملی - دموکراتيک ما با خاتمه جنگ بزرگ جهانی موجب گفتگوها و هياهوهای شديدی در بازار سياست جهانی گشته است. نهادهای ديپلوماتيک و مطبوعاتی دول کوچک و بزرگ، اينبار نيز می کوشند جهت تامين منافع خود و برای گل آلود کردن آب و ماهی گرفتن از آن، شايعات حيرت آور و خبرهای شگفت انگيزی درباره نهضت دموکراتيک ما بپزند و به خورد بشريت دهند. نهضت آذربايجان که واقعا امری مربوط به تکامل و تعالی داخلی ايران است، توسط سياستمداران سودجو از پشه ای به فيلی تبديل گردانيده شده و در چشم جهانيان به صورت يک ماجرای عظيم بين المللی در آورده شده است.

سازمانهای مستقيم و يا غير مستقيم مقاماتی که برای در اسارت نگاهداشتن ملتهای ضعيف، مکيدن خون ملتهای عقب مانده و مستعمره کردن کشورهای آنان تلاش می کنند- حتی نمی خواهند از ايجاد يک ماجرای بزرگ جنگی از اين موضوع صرفنظر کنند. ما نمی توانيم نطقهای حسين علاء _ که خود را سفير ايران می داند _ و نطقهای دايه های مهربانتر از مادر _ يعنی نمايندگان انگليس و امريکا در شورای امنيت _ را ساده تلقی کنيم. اينجا، نقض خشن حق ملتهای ضعيف در تعيين سرنوشت خود، توسط نيروهای متحد ارتجاع داخلی و خارجی به شکل خشنی خود نمايی می کند.
علاء با نطق خود به عنوان نماينده حقيقی عناصر خائن و وطن فروش دست پرورده اميرپاليستها در کشورهای ضعيف، از آشکار کردن سيمای حقيقی خود شرم نمی کند. اين رفتار پست او را نيز نمايندگان دول بزرگ، با نقض نزاکت بين المللی سازمان می دهند و از اين طريق حتی از جريحه دار کردن احساسات مردم صلحجوی ايران نيز واهمه نمی کنند.

تلاش علاء برای نگهداشتن مسئله [آذربايجان] را در شورای امنيت- عليرغم انتشار اعلاميه صريح و آشکار دولت ايران مبنی بر تاييد خروج ارتش سرخ از ايران، و اقدام او بر خلاف اطلاعيه رسمی دولت [متبوع] خود، نشان می دهد که در ايران غير از دولت رسمي، دولت ديگری نيز وجود دارد که علاء با اتکاء به آن می کوشد به استقلال و حق حاکميت ملت خاتمه دهد.
خروج کامل نيروهای اتحاد شوروی از ايران چنان حقيقتی است که حتی ديپلماتهايی نيز که شورای امنيت را تا درجه شورای ضد امنيت تنزل داده اند، قادر به انکار صريح آن نيستند. گفتگوهايی که عليرغم اين موضوع در شورای امنيت جريان دارند، فی نفسه کاری بسيار مشکوک و خطرناک است و اين نيز يک حقيقت است. واقعا رفتار آقايانی که در شورای امنيت نشسته اند آن اندازه سبک و بيمزه است که حتی انسانها ساده نيز آغشته بودن اين رفتارها به غرضهای زهرآلود را احساس می کنند. روشن است که ما به عنوان عضوی از عالم بشريت نمی توانيم به سياستهای مرموزی که جهان را به طرف دريای خون جديدی سوق می دهد با خونسردی نگاه کنيم، ولی جانب مورد توجه و علاقه ما اساسا آن بخشی است که مستقيما به وطن ما مربوط می شود.

ما هميشه گفته ايم و اکنون نيز صريحا می گوييم: ما بطور جدی به ايران و تماميت ارضی آن علاقمنديم. اگر از طرفی خدشه ای به آن وارد شود شايد جدی تر و فداکارانه تر از ساکنان ايالتهای ديگر ايران – برای جلوگيری از آن [خدشه] اقدام خواهيم کرد. با اين حال هرگز حاضر نيستيم از دفاع از ملت، زبان و آداب و رسوم و خصوصيتمان – بشرط آنکه کشورمان يعنی ايران را خدشه دار نکند- صرفنظر کنيم. اينجا چيزی که مغاير با قانون و حق حاکميت خلقهای ايران باشد وجود ندارد. برعکس اگر ما خود را با دست خودمان اداره کنيم، چه بسا اين امر بتواند به تکامل و تعالی ايران رشد بيشتری دهد. نهضت ملی ما ديگر از چارچوب ملی خارج شده و مقام پيشاهنگی جنبش دموکراتيک ايران را احراز کرده است. اکنون ديگر عموم مردم ايران شروع به درک اين موضوع و معنای حقيقی آن کرده اند. گفتگوهای آغاز شده در تهران موجب روشن شدن ابهامات و سوء تفاهماتی گشته که دشمنان ما به طرق و بهانه های گوناگون ايجاد کرده اند. اين گفتگوها حسن تفاهمی اساسی ميان خلق آذربايجان و ايرانيان بيرون از آذربايجان بوجود آورده است. اين حسن تفاهمات عليرغم تلاشهای مذبوحانه مرتجعين داخلی و خارجی روز به روز عمق می يابد و نتايج مثبتی می دهد.

در چنين شرايطی هياهوی خارجيان و تلاش آنان برای تبديل اين مسئله ساده به يک مسئله جهاني، جز هدفی پنهانی عليه ايران چيز ديگری نميتواند باشد.
در اين ميان راديوی ترکيه بيشتر از ديگران برای خرابکاری در روندها حرارت به خرج می دهد. لحن اين راديو ما را جدا به فکر وا می دارد. کسانی که تا ديروز از وارد کردن هيچ تهمت و افترايی به ما ابا نميکردند، امروز می کوشند با معرفی آذربايجان به عنوان يک دولت مستقل و با دروغپردازيهای گوناگونی درباره انتشار نهضت ما در سراسر ايران، افکار جهانيان را تيره سازند.

ما در همان روزهای آغاز جنبش دموکراتيکمان نوشته بوديم که "دهان افندی های عثمانی بيهوده آب نيفتد. از اين نمد برای آنها کلاهی نمی شود." آذربايجان هر چه هم که بخواهد به شرط ماندن در داخل ايران می خواهد. بالاخره ما به هر زبان که سخن بگوييم، هر هدفی داشته باشيم، بر اساس ايرانی بودن و ماندن در چارچوب ايران خواهد بود. هر اندازه که تفاهم ميان ما و حکومت مرکزی بيشتر ميگردد، اضطراب و نگرانی آنکارا شدت می گيرد. برخی خبرنگاران امريکايی نيز چندان راضی به نظر نمی رسند. ما رابطه ای حقيقی ميان راديو آنکارا، مخبرين امريکايي، حسين علاء و سخنان نماينده استراليا در شورای امنيت احساس می کنيم، به نظر ما اين رابطه تصادفی نيست. قطعا همه اينها از سرچشمه واحدی آب می خورند و با آموزشهای مشاق (رهبر ارکستر) عمومی معينی است که آنان اين نغمه های ناسازگار روز افزون را سر داده اند.

عليرغم اينها ما در جوار تداوم نهضتی که آغاز کرده ايم، نمی توانيم از تلاش برای حل صلح آميز اختلافاتمان با حکومت مرکزی صرفنظر کنيم. حتی اگر خدای نکرده در نتيجه تحريکات خائنانه عناصر ارتجاعی ايران قرار بر آن شود که مسئله با نيروی سلاح حل گردد، ما باز اجازه دخالت نيروهای بيگانه در امور داخلی خود را نخواهيم داد.
اگر مرتجعين ترکيه می خواهند خلق ترک را به آغوش استعمارگران امريکايی بياندازند، ما حرفی نداريم. ليکن ما در فکرآن نيستيم که خلق آذربايجان را از ايران جدا کنيم. ترکها (1) بفهمند و صدای خائنانه شان را ببرند و ما را به حال خود بگذارند. ما بارها گفته ايم: مسئله آذربايجان بايستی فقط در آذربايجان و دخالت مستقيم خلق آذربايجان حل شود.

اين حق مشروع و قانونی ايران و آذربايجان موضوعی نيست که به شورای امنيت مربوط باشد.
اگر قرار بر آن باشد که شورای امنيت در اختلافات داخلی تمام کشورها دخالت کند، آنوقت ما ايرانيان نيز- باعتبار حضورمان در صفوف ملل متحد- خواهان آن هستيم که بر اعتصابات روز افزون امريکا نظارت کنيم. ما نيز اختيارات گسترده رئيس جمهور امريکا را از يکسو موجب خدشه دار گشتن صلح و امنيت جهانی و از سوی ديگر ضربه ای بزرگ به نظام دموکراسی جهانی ارزيابی کرده، از شورای امنيت تقاضای محدود کردن اين اختيارات را داريم. از آنجا که ما ملت کوچکی هستيم اين قبيل ادعاهای ما می تواند خنده دار به نظر رسد، ولی مداخله استراليا - کشوری که هنوز [حتي] دارای استقلال حقيقی نيست و شايستگی خود به استقلال را نيز نشان نداده است- در امور داخلی ايران که دارای چندين هزار سال تاريخ و استقلال است، اگر مسخره نيست پس چيست؟
سياست نو استعماری امريکا و حرص و ولع آن کشور برای انحصار نفت جهان به هر قيمت، بشريت را به سوی خطرهای بسيار بزرگ سوق ميدهد. اين سياست با جنبش ساده و طبيعی مردم صلحجوی ما نيز مخالف می ورزد. اين مخالفت، برای ما افتخاری در برابر بشريت است و برای آن ديپلماتها و نمايندگان مطبوعات که به اشاره انگشت شرکتهای نفتی حرکت می کنند، يک سقوط اخلاقی است.

ما جماعت شرق نتوانسته بوديم تا شروع اين جنگ، امريکا و تمدن آنرا بقدر کافی بشناسيم. حرکات سبک نظاميان آنان در پايتخت - که حکم مهمان ناخوانده را داشتند- و رفتار کثيف و پست متخصصين مالی آنان در اداراتمان، چهره بی نقاب تمدن مادی ناب و بيروح را بما نشان داد و تمام زحمات مبلغين آمريکا و تبليغات آنرا در چشم مردم ايران کاملا از ميان برد. شرقی ها از آنجايی که به معنويات اهميت بيشتری قائلند، با مشاهده دعواهای مادي- بويژه نفتي- آنان، ناگزير به روی برگرداندن از آنان می شوند. نمايندگانی که در شورای امنيت نشسته اند، مانند ملا نصرالدين ما آنچه را که خود سوار شده اند، به حساب نمی آورند.

کسی هم نمی تواند از امريکايی ها بپرسد که به چه حقی و بر اساس کدام قرار نيروهای امريکا وارد خاک ايران بيطرف شده بود؟ متخصصين آمريکايی با چه صلاحيتی خود را مجاز می دانستند بر خلاف وظايفشان در امور داخلی ايران دخالت کنند؟ شوارتسيکف کيست؟ از جان ايرانيان چه می خواهد ؟ کار های خلاف قانون دکتر ميلسيو و ساير متخصصين امريکايی هنوز از خاطر مردم ايران پاک نشده است. اکنون ما دايه های های مهربانتر از مادر لازم نداريم. ما کشور خود را هزاران سال با دست خود اداره کرده ايم و بعد از اين هم خواهيم کرد. هيچ نيروی خارجی نمی تواند ما را از اين حق مشروع خود محروم کند. حرکت خيانت آميز علاء مسئله تازه ای برای مردم ما نيست. ما از نقشه هايی که نيروهای ارتجاعی تحت حمايت بيگانگان در پايتخت کشورمان اجرا می کنند بی اطلاع نيستيم و دير يا زود بايد تکليف مردم ايران با اين عناصر روشن شود.

اينها می کوشند در ايران دريايی از خون بپا کنند. اينها آدمهای خود فروخته ای هستند که می کوشند استقلال ما را از ميان ببرند و ثروتهای طبيعی ما را به بيگانگان تقديم کنند. حرکت غيرمسئولانه علاء متوجه تاريکتر کردن هر چه بيشتر فضاست. اين امر آشنايان به اوضاع ايران را سخت به فکر کردن وا می دارد. اگر ماموری که علنا با دستورات قوه مجريه رسمی امروز ايران – يعنی حکومت آقای قوام السلطنه - مخالفت می کند، با مقامات پنهانی و غير مسئول مرتبط بوده باشد، در اين صورت مردم ايران در برابر يک رسوايی بزرگ سياسی قرار گرفته است.
اگر اعمال علاء- وزير دربار سابق - واقعا به فرمان مقامات غير مسئول باشد؛ پس او مشروطيت ايران و قانون اساسی ايران را زير پا نهاده است و به نظر ما ملت ايران نمی تواند با اين اوضاع با خونسردی برخورد نمايد. اگر پرده از روی اين کمدی برداشته شود آنگاه کار به جاهای باريکتری خواهد کشيد و به نظر ما اين به سود ايران نيست.
اکنون ايران بايد کشور به تمام معنی دموکراتيکی شود و اين رژيم [دموکراسي] بدون جنگ و خونريزی در سرتاسر ايران عملی گردد. ما اکنون در کنار حفظ آزادی داخلی و ملی خود بسوی اين هدف حرکت ميکنيم. ما برای ماندن در داخل ايران و شريک بودن در سرنوشت ملت ايران هزاران دليل و برهان در دست داريم. خاطر ترکها و ساير دايه های مهربانتر از مادر جمع باشد. آذربايجان هرگز به فکر جدا شدن از ايران نبوده و نخواهد بود. ولی [امور] خودش را خود اداره خواهد کرد.

روزنامه آذربايجان، ارگان فرقه دموکرات آذربايجان شماره 212, 5 شنبه 9 خرداد 1325

1- منظور از ترکها، نه توده ترک، بلکه رهبران ارتجاع وقت ترکيه آن دوره است که در کنار ارتجاع ايران باشکال گوناگون عليه نهضت آذربايجان مبارزه کرد. راديو آنکارا مانند راديو دهلی بلندگوی ارتجاع ترکيه و جهانخواران غرب بود. در صفحات روزنامه آذربايجان به فتنه انگيری های راديو آنکارا اشاره شده است.

***

یاداشت مترجم:

نهضت ملی دموکراتيک آذربايجان در سالهای 24 و 25، ورقی زرين و جاودانه در تاريخ تلاشهای عدالتجويانه و آزاديخواهانه ستمديدگان آذربايجان، ايران و کل منطقه است. ارتجاع ايران برای آنکه از تاثير ايده های عدالتخواهانه و دموکراتيک آن بر روی ساکنان نقاط ديگر جلوگيری کند، از همان آغاز بخشی از خواستهای نهضت، يعنی خواست انجمنهای ايالتی و خودمختاری داخلی آذربايجان را بشکلی تحريف شده برجسته کرد و بعنوان تجزيه طلبی جلوه داد تا بتواند به لشکرکشی صليبی عليه آن بپردازد. زميندارانی که آقايی و «زمينهايشان» ازدست رفته بود، دست در دست سردمداران بازار، اشرافيت گنديده، رجال وطنفروش، ناسيوناليستهای افراطی فارس و... قرار دادند و فرياد واميهنا سر دادند. امپرياليسم امريکا و استعمار انگليس – که بزرگترين دشمنان استقلال ايران بودند، به «وطنخواهان» پيوستند و نهضت در خون دهها هزار دهقان و کارگر و زحمتکش و روشنفکر آزاديخواه غرقه شد...
اينک 60 سال از اين ماجرای خونين می گذرد. بسياری از آنانکه مدعيان آزاديخواهی اند هنوز نمی خواهند و يا شجاعت آنرا نيافته اند که تاريخ مظلوم اين جنبش مظلوم را بازبينی کنند. زهر کشنده ناسيوناليسم افراطي، گاهی عدالتخواهی ها و آزادی طلبی ها را نيز در سايه قرار داده است. 21 آذر هنوز هم قبل از آنکه نخستين اصلاحات ارضی و نخستين برابر حقوقی زن و مرد در شرق ميانه و نخستين حاکميت مردم ساده زحمتکش را تداعی کند، مسئله خودمختاری را بذهن می آورد. هنوز هم شبح «تجزيه»، همچنان مانع از شناخت واقعی اين نهضت عظيم است.
مقاله ای که ترجمه آن تقديم خوانندگان می شود، يکی از صدها و شايد هزاران نوشته و اظهار نظر رهبران و کوشندگان نهضت آذربايجان درباره اتهام تجزيه خواهی است. اين مقاله زمانی نوشته شده است که حسين علا، يکی از بدنامترين رجال آندوران به تشويق تقی زاده مشهور و پشتيبانی نمايندگان انگليس و امريکا، تلاش کرد عليرغم دستور دولت ايران، با طرح مسئله آذربايجان در شورای امنيت، آنرا به مسئله ای بين المللی تبديل کند و زمينه را برای سرکوب جنبش فراهم آورد. پيشه وری که در هر فرصتی می کوشيد توهم آفرينی و توطئه سازيهای مرتجعين داخلی و خارجی را خنثی کند، اين مقاله را همان هنگام بزبان آذربايجانی در روزنامه آذربايجان- ارگان فرقه دموکرات منتشر کرد.
... ترجمه از روی متن منتشر شده در مجموعه «21 آذر» ( چاپ 1340) انجام گرفته است. کلمات داخل [ ] را من برای سهولت درک مضمون به متن افزوده ام.
سيروس مددی

 

منبع: شريه آزاديخواهان آذربايجان ايران. شماره 1، مهر 78




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
سید جعفر پیشه وری:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.