شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۴ ژانویه ۲۰۲۲



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

درباره عزت الله فولادوند (ترجمان فلسفه)

عزت الله فولادوند، متولد ،۱۳۱۴ اصفهان

- مترجم نام آشنای متون دشوار و مهم فلسفی.

- معرف «کارل ريموند پوپر» به مشتاقان فلسفه و اصلاح طلبی و جامعه روشنفکر.

- تحصيلاتش در رشته پزشکی در سوربن فرانسه را به عشق فلسفه نيمه کاره رها کرد.

- اخذ مدرک ليسانس، فوق ليسانس و دکترای فلسفه از دانشگاه کلمبيای آمريکا.

- انتخاب مترجم ممتاز در رشته علوم اجتماعی در سال ۱۳۵۰ به خاطر ترجمه کتاب «گريز از آزادی» .

- برخی از آثار مهم او عبارتند از: جامعه باز و دشمنان آن (کارل ريموند پوپر)، گريز از آزادی (فروم)، فلسفه کانت (اشتفان کورنر)، اخلاق در فلسفه کانت (راجر ساليوان)، خرد در سياست، «کانت، روشنگری و جامعه مدنی» (تأليف)، خشونت و انقلاب (هانا آرنت)، «آزادی و قدرت و قانون» (فرانتس نويمان)، «نقد عقل عملی» ، نيچه و مسيحيت (کارل ياسپرس)، هگل، برج فرازان و... 

***

[...] «عزت الله فولادوند» خيلی ها را به واسطه ترجمه های ناب و نايابش عوض کرده است. کافی است سری به «جامعه باز و دشمنان آن» پوپر که فولادوند با آن ترجمه صريح و راحت الدرک اش آن را به منشور اصلاح طلبی و اصلاح طلبان تبديل کرد، بزنيد تا نقش مهم و پنهانی که او بر اين سالها در ايران داشته است، صحه بگذاريد.

عزت الله فولادوند در آستانه ۷۰ سالگی آنچنان از شور و نشاط جوانی بهره مند است که در ميان هم نسلانش کمتر ديده می شود. مردی متين و گرانمايه که از تمام اخبار و ماجراهای روز آگاه است و به جرأت می توان گفت تمام روزش را صرف دانستن و دانايی می کند.

فولادوند فرزند يک حقوقدان برجسته و قاضی عدالتجويی است که هرگز به چيزی جز عدالت نينديشيد و همين عدالت جويی بود که باعث می شد فولادوند پدر يک جا و يک شهر دوام نياورد و دائماً در سفر و مسافرت و نقل مکان باشد و عزت الله فولادوند هم به همين دليل متولد اصفهان است. فولادوند اما از نژاد و اصالت بختياری خود هنوز هم نهايت بهره را می برد. اصالت گفتار و صراحت لهجه همراه با متانت و منطق موهبتی است که ضمير ناخودآگاه نژادی اش به او عرضه کرده است. پدرش چنان قاضی عدالت پيشه ای بود که پا به هر شهری که می گذاشت، کمتر به حشر و نشر با مردم آن شهر تن می داد و خود فولادوند در اين باره جايی گفته است: «وقتی علت را از پدر جويا می شدم، او به حق نمک و نمک شناسی اشاره می کرد و می گفت: مبادا پرونده ای زير دستم بيايد و مجبور به ملاحظه سلام عليک و آداب و معاشرت شوم.»

عزت الله فولادوند به دليل حسن سليقه پدر، دوران تحصيل خود را در خارج از کشور آغاز و پی می گيرد و با اين همه در سنين ،۱۶ ۱۷ سالگی مجبور به بازگشت به ايران می شود، چرا که دوره بحران اقتصادی بوده است و پدر پر مناعتش ديگر يارای تأمين هزينه های سنگين تحصيل خارج از کشور را نداشته است و او تحصيلات خود را تا پايان ديپلم در ايران و تهران می گذراند و پس از آن برای ادامه تحصيل عازم فرانسه می شود و دو سال تمام در رشته پزشکی در سوربن فرانسه به تحصيل می پردازد و با اين همه در اين رشته دوام نمی آورد، چه اصلاً با روح فيلسوف مسلک و فضيلت مآب او همخوانی ندارد و برای رسيدن به آرزوهايش در رشته فلسفه راهی آمريکا می شود و در دانشگاه کلمبيا در رشته فلسفه شروع به تحصيل می کند و تا دکترا هم پيش می رود و نزد بزرگان فلسفه آن روزگار تلمذ می کند و پس از اتمام تحصيلاتش به ايران باز می گردد و در ايران تدريس و تحقيق و ترجمه خود را آغاز می کند و حاصلش کتابها، مقالات و نوشته هايی است که ذره ذره و قطعه به قطعه ارکستری را به صدا در می آورند که حالا نوای آن را می شنويم و می بينيم و خيلی ها در ايران، پوپر، هايک و ديگرانی چون اين دو را به واسطه ترجمه روان و يکدست پير خلوت گزيده اين دير می شناسند.

با اين همه، حادثه عظيم در شکل گيری شخصيت و منش «فولادوند» کشف امانول کانت است. آشنايی با آرا و عقايد کانت چنان تحول عظيمی در او ايجاد می کند که هنوز هم تحت تأثير آن است. فولادوند از کانت زندگی با نظم و روش معين و دقت در اوقات و ساعات را آموخت و البته خوش مشربی، کسب اطلاعات به روز و دقيق و پشتکار و اراده ای پولادين برای هدر ندادن اوقات گرانبهای زندگی از ديگر ويژگيهايی است که فولادوند از کانت آموخته است و هنوز به آن پايبند است. آنقدر که در جايی گفته است: کانت بزرگترين فيلسوف غرب در فلسفه جديد است و هرچه آشنايی ما با افکار بلند و تحليل های عميق او بيشتر شود، هنوز هم جای کار دارد. به قول «مارتين هايدگر» ما همه زير سايه کانت زندگی می کنيم.

اينکه فولادوند به صداقت اخلاقی و پيروی از مفهوم تکليف و وظيفه اخلاقی پايبند است و مردی اهل صحبت و معاشرت است و مهربان و خيرخواه، ويژگيهايی است که با بزرگترين متفکر متأثر از او يعنی کانت همخوانی دارد. او آنقدر کانت را دوست داشت که پايان نامه دکترايش را هم به او اختصاص داد. فولادوند عاشق خواندن و دانستن است و در اين ميان روزنامه برای او نقش حياتی دارد و معتقد است بهترين چيز برای يک روزنامه نوآوری همراه با متانت است. برای همين هم هست شايد که در جايی می گويد: «اگر در جهانی ايده آل زندگی می کرديم، هيچ روزنامه ای مجبور نمی شد از انتشار بعضی اخبار خودداری کند. برخی رويدادها را بزرگتر يا کوچکتر از واقع جلوه دهد، ياوه گوييها را حقايق جاودان بنماياند، واقعيات بديهی را منکر شود،  سخن حق را به گونه ای در دهها لفاف بپيچاند که ديگر هيچ خواننده متوسطی به معنای راستين آن پی نبرد. داستانهای سطحی و بی پايه زير عنوان گزارشگری تحقيقی ببافد و دهها گناه بزرگ و کوچک ديگری که روزانه شاهد وقوع آنها در رسانه ای مکتوب بوده ايم و هستيم. البته گناهکاری نيز درجاتی دارد: از هرزه درايی و هتاکی و افترا و ترور شخصيت و آبروريزی و جعل خبر شروع می شود تا آهسته آهسته برسد به کتمان و دستکاری و تيترهای گمراه کننده و اغراق.»

«فولادوند» تنها دغدغه جامعه ارتباطات و اطلاعات را ندارد. او نگران مترجمان بزرگ برای ترجمه همه هست و معتقد است مترجم خوب و مترجم بزرگ اين روزها کمتر پيدا می شود. می گويد: از کل ترجمه هايی که در زمينه علوم انسانی، علوم اجتماعی و داستان در هر سال به فارسی ترجمه می شود، تنها ۱۵ و حداکثر ۲۰ درصد قابل قبولند. يعنی غلط های فاحش ندارند و مترجم توانسته مراد نويسنده را به طور قابل فهم به خواننده فارسی زبان منتقل کند. هرچه که نوشته، جنبه ادبی قوی تری داشته باشد، اين درصد، کمتر می شود، چون در همان ۱۵ تا ۲۰ درصد هم باز مترجمانی که قدرت تشخيص ظرايف زبان را داشته باشند، تعدادشان اندک است؛ تا چه رسد به قدرت انتقال سايه روشن معنا.» او معتقد است اوضاع ترجمه وقتی قرار است مترجمی متنی ادبی و فارسی را به زبان های ديگر برگرداند، خيلی بدتر و داغان تر است و می گويد: «به گمان من، از کل مترجمان فعال ما در ايران، در حال حاضر، عده کسانی که بتوانند حتی دو صفحه بدون غلط های صرفی و نحوی و با حفظ روح زبان به انگليسی، فرانسه يا آلمانی مطلب بنويسند، شايد از ۱۰ نفر تجاوز نکند.»

اغلب کتابهايی که فولادوند تاکنون دست به ترجمه آنها زده است، کتابهايی هستند که بيشتر در حوزه فلسفه و درگيری در زمينه علوم اجتماعی و بويژه مباحثی چون آزادی است و او در پاسخ به اين سؤال که چه ارتباطی ميان فلسفه و آزادی می بينيد، می گويد: «ما در جامعه نمی توانيم بنيان آزادی را استوار کنيم، بدون اين که نظريه ای داشته باشيم و در قالب يک نظريه فلسفی بايد فرايند آزادی را پيش ببريم. هم موافقان و هم مخالفان آزادی در جوامع مختلف همواره متکی بر نظريات فلسفی بوده اند. در نظامهای سياسی و اجتماعی اگر می بينيم، پيشرفتی در زمينه آزادی و حکومت مردمی حاصل شده، در آن جوامع هم در چارچوب تئوريها و نظريات فلسفی توانسته اند موفق بشوند.»

او می گويد: «فرض کنيد در غرب نظريه دموکراسی ليبرال متکی است بر نظريات فيلسوفانی مانند جان لاک، مونتسکيو، کانت و ژان ژاک روسو. همين طور در قرن بيستم شخصيتی مثل فردريش تأثيرگذار است. بنابراين دو مقوله يعنی فلسفه و آزادی از يکديگر جدايی ناپذيرند. افراد همواره نظراتی دارند - چه در موافقت وچه درمخالفت با موضوعی - ولی اين نظريات نمی تواند مدون ومنسجم باشد وبه نتايج قابل قبولی برسد مگر اين که دريک چارچوب فلسفی صورتبندی شود ومورد استفاده قرارگيرد.

او معقتد است مطالعه آثار فلسفی تأثيرات بسيار عميقی درجامعه داشته است ومی گويد: «همين که سطح آگاهی عمومی درجامعه ما ، ظرف اين ۲۵ سال گذشته تا اين اندازه افزايش يافته که ما امروز شاهد آن هستيم، ناشی ازهمين مسأله است. يکی از عواملی که دراين فرايند تأثير گذار بوده ، کتابها ومقالات و رساله ها وکوشش روشنفکران ايران بوده که توانست اين انديشه را درمردم پرورش دهد. البته عوامل اجتماعی ، عوامل معيشتی وعوامل سياسی درسطح جهان هم همواره مدخليت دارند ولی آن عوامل هم برمبنای يک آگاهی اجتماعی مؤثر خواهند بود.»

عزت الله فولادوند معتقد است که در ۲۵ سال گذشته دانشگاه های ما نه توليد کننده علم وفلسفه بوده اند و نه مصرف کننده آن. «جريان های عمده فرهنگی، فلسفی عموماً دربيرون از دانشگاه ها نشأت می گيرند. حال که دانشگاه ها ازتوليد علم ناتوان هستند. توقع اين است که استادان - هم خودشان وهم دانشجويان - ازاين جريان نيرومند فرهنگی که درخارج ازدانشگاه توليد می شود وعمل می کند . بهترين بهره را ببرند.» او البته اوضاع ادبيات فلسفی امروز ايران را نسبت به پيش از انقلاب بهتر می داند و می گويد: الآن ادبيات فلسفی ما درايران، نسبت به پيش از انقلاب به مراتب غنی تر و متعالی تر شده است. هم از نظر تأليف برخی کتاب ها وهم از نظر ترجمه کتابهای مهم و متعددی که درسطوح مختلف به زبان فارسی منتشر شده اند. حتی برای نوآموزان هم الآن کتاب های خوبی وجود دارد. منتها انتخاب کتاب برای مطالعه بايد با مشورت اهل فلسفه باشد چرا که وقتی مبتديان از کتاب های خيلی مشکل فلسفی، مطالعات خود را شروع کنند، سرخورده می شوند و آن را رها می کنند.

فولادوند درباره پيشينه ترجمه آثار فلسفی می گويد: «درتمدن اسلامی هيچ دوره ای درخشان تر از دوره ترجمه هايی که از يونانی به عربی می شد، نبوده است واين سابقه بشری نظير نداشته اما اين مسأله تا اواخر قرون وسطی ادامه دارد و از آن زمان به بعد ما درمسائلی توقف کرديم ولی ديگران به بحث وتحقيق ادامه دادند وبه افق های جديد رسيدند.»

بهتر است مهرگانمان را که درباره عزت الله فولادوند است با ديدگاه خسرو ناقد درباره او به پايان ببريم. او درجايی می نويسد: «عزت الله فولادوند از آن دسته مترجمانی است که درگستره ترجمه متون فلسفی نه تنها پيشکسوت اند و پيشرو، بلکه سرآمد کار و حرفه خوداند و در برگرداندن کتابهای فلسفی به زبان فارسی از چنان تبحر وتوانايی برخوردارند که خواننده با مطالعه ترجمه های آنان خود را در دنيای جديد می يابد و افقی تازه دربرابر ديدگانش گشوده می شود. اينان تمام تلاش وتوانايی وترجمه خود را به کار می گيرند تا متن ترجمه ، همسان وهمزات با متن اصلی شود ودرواقع اصل به بدل تغيير نکند، بلکه به جای آن نشيند.»

دکتر عزت الله فولادوند بی گمان درشمار آنهاست. کافی است که به ترجمه های ارزشمند او از آثار فيلسوفان ومتفکران بزرگ جهان نگاه کرد. ترجمه هايی همچون «جامعه باز و دشمنان آن» از کارل پوپر، «خشونت» و «انقلاب» هاناآرنت يا «آزادی وقدرت و قانون» نوشته فرانتس نويمان. فولادوند به نسلی ازمترجمان متون فلسفی تعلق دارد که متأسفانه بيشتر شان ازميان ما رخت بربسته اند (که ايام وعمر او دراز باد) کسانی چون زنده يادان حميد عنايت، محمدحسن لطفی، منوچهر بزرگمهر والبته احمد آرام . کاش لااقل قدر او همت عالی وطبع بلندش را بدانيم.

 

منبع: http://www.iran-newspaper.com/1383/831030/html/




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.