شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷ - ۱۹ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

در تاریخ و فرهنگ اسلامی ، نقد غریبه است ــ کتاب

همنشين بهار

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

از گذشته های دور، مرتجعین تاب تحمل هیچ نوآوری را نداشتند و از این بابت اهل دانش و فضل رنج می‌بردند.

سال ها پیش از انقلاب کتاب «شهید جاوید» که ردیّه های بسیار بر آن نوشته شد، داد و قال عمله‌ استبداد را در آورد و ساواک شاه نیز که حوادث قهدریجان و قتل آیه الله شمس آبادی و گروه مهدی هاشمی (هدفی‌ها) را به آن ربط می‌داد ــ به عمد، موش می‌دوانید و آب را گل آلود می‌کرد.

***

در آن سال ها کتاب شهید جاوید اثر نعمت الله صالحی نجف آبادی به یکی از بحث انگیزترین مسائل تبدیل شد. کسانی که جامعه هزارتوی ما را می‌شناسند و با پیچیدگی های آن سیخکی و کلیشه ای برخورد نمی‌کنند، اگر آن دوران را مرور کنند، به یاد می‌آورند که آخوندهای شکل گرا و محتواگریز، چه قشقرقی بر سر این کتاب در آوردند. کتابی که با خرافات زدایی از داستان عاشورا، آرمان امام حسین را با مبارزه و مسئولیت اجتماعی پیوند زده و اخبار و احادیث غیر مستند و دروغ را زیر ضرب گرفته بود.

 

انگیزه بسیاری از به اصطلاح منتقدین کتاب شهید جاوید، نه روشنگری و ابلاغ حقیقت، بلکه مسئولیت گریزی و فرار از واقعیت بود.

کدام واقعیت؟ دیکتاتوری رژیم شاه که صالحی نجف آبادی با طرح آرمان حسین (مبارزه با ستمگران برای گرفتن قدرت) به آن گوشه زده بود.

شهید جاوید این ایده را بر سر زبانها انداخت که حسین بن علی با علم به کشته شدن به کوفه نرفت. می‌خواست مردم علیه نظام فاسد یزیدی برخیزند و رودرروی حکومت یزیدی، حکومت اسلامی بنا نهند. امام حسین اگرچه به ‌طور کلی خبر از شهادت خودش داشته است‌، اما این که در این سفر (در کربلا) خواهد بود یا نه‌، ‌آگاهی نداشته است‌.

از آنجا که به صراحت زیرآب روضه های معمول و چاخان‌بازی‌های اهل منبر را زده بود ــ همه کسانی که نان را به نرخ روز می‌خوردند و از رنج مردم محروم کک‌شان هم نمی‌گزید و عملاً به رژیم وابسته و دیکتاتور پیشین چشمک می‌زدند ــ رودرروی این کتاب و نویسنده پژوهشگر آن که با شک مقدس به تردیدها دامن می‌زد، موضع گرفتند و گفتند صالحی نجف آبادی، منکر علم امام شده، در برابر کتب اربعه علامت سئوال گذاشته و می‌گوید: «در کتاب اصول کافی نیز همانند مجمع البیان و...بزرگنمائی کم نیست.»

 

آیه الله منتظری، آیه الله زنجانی، محمد تقی جعفری، آقا فیض مسکینی...از جمله کسانی بودند که طعن و لعن آیات عظام (گلپایگانی‌، مرعشی نجفی، لطف الله ‌صافی، فاضل لنکرانی، آل طاها...) را به جان خریدند و حتی علی رغم مخالفت ضمنی آیه الله خمینی با کتاب شهید جاوید، بر آن مقدمه نوشتند.

آیت‌الله گلپایگانی با اشاره به کتاب شهید جاوید گفته بود: «صالحی چند سال قبل کتاب را آورد نزد من و اجازه چاپ خواست‌. من با دقت خواندم‌، دیدم صلاح نیست و اجازه ‌ندادم‌. صالحی گفت‌: اگر آقای لطف الله صافی گفت چاپ نکن‌، چاپ نمی‌کنم‌، ایشان هم مطالعه کرد و صلاح ندانست‌. ولی ناگهان شنیدم چاپ کرده‌. هر کس مقلّد من است حرام است این کتاب رابخواند»

***

ساواک که می‌شنید کتاب شهید جاوید اختلاف زیادی ایجاد کرده، رابطه آیت‌الله طاهری و آیت‌الله خادمی را دراصفهان شکرآب کرده و مابین آیت‌الله منتظری و شیخ حسین ‌لنکرانی دوئیت و تندی پیش آورده به فکر بهره برداری افتاد. با جانبداری از منتقدین می‌کوشید دو گروه را به جان هم بیندازد. چاپ ‌کتاب یا نقدهای آن از سوی ساواک و توزیع آنها، وسیله‌ای برای رسیدن به همین هدف بود.
ساواک در اردیبهشت سال ۵۰ دستور داد بیست هزار جلد از کتاب شهید جاوید چاپ شود تا در تفرقه مؤثر باشد.
دستور مقدّم به ساواک قم این بود: خواهشمند است دستور فرمایید به نحو غیر مستقیم و به‌ طور غیر محسوس بدون این که نامبرده متوجه شود، تسهیلاتی جهت تجدید چاپ کتاب شهید جاوید فراهم آورند. طبعا دستور چاپ ردیه‌ها نیز همزمان داده می‌شد. ساواک در گزارشی هم‌ پیرامون درگیری دو گروه طرفدار و مخالف شهید جاوید نوشت‌: به فرض آن که بین دو جناح‌ موجود درگیری ایجاد شود، به مصلحت است که بدوًا دستگاه‌های انتظامی محل دخالت ننمایند و حتی به اختلافات موجود دامن زده تا بتوان بهره‌برداری لازم را نمود.

 

ساواک که برای تفرقه افکنی و ایجاد مسائل فرعی حتی در یک مورد خود به تکثیر کتاب شهید جاوید و نیز ردیه های رنگارنگ آن، اقدام ‌کرد ــ از انتشار کتاب دیگر نویسنده (عصای موسی) که نقد نقدها بود، جلوگیری نمود.

صالحی نجف آبادی صفحاتی از کتاب را که سانسورچیان رژیم به آن گیر دادند، حذف نمود و نام خود را از صالحی به عبدالله مظلوم تغئیر داد اما باز ساواک دبّه در آورد و در همراهب با آخوندهای مرتجع، از توزیع کتاب جلوگیری کرد.

من البته برخی آراء او را که بوی جمود می‌دهد، [در باب به اصطلاح کفاّر، و...] ابدا نمی‌پذیرم و می‌دانم کتاب شهید جاوید (بدون آنکه نویسنده اش بخواهد) نقطه عزیمت یک مصیبت بزرگ هم بود (شرح خواهم داد) امّا این مانع نمی‌شود که به تفکر انتقادی او، آن هم در حوزه های ممنوعه سلام نکنم.

 

یادم می‌آید شبی با دوچرخه به... می‌رفتم که از بلندگوی یک مسجد شنیدم یکی می‌گوید:

خیال می‌کنید هرآنچه در کتاب الحجه اصول کافی یا مجمع البیان آمده واقعی است ؟ ابدا چنین نیست...

آن روزها تازه از زندان فرار کرده و در خطر بودم اما هرکار کردم خودم را کنترل کنم نتوانستم و با خودم گفتم بروم سر و گوشی آب دهم و ببینم کیست که می‌گوید باید همه چیز را با عقل خودمان و بخصوص با پرسشگری بسنجیم ؟

رفتم و متاسفانه دیدم بیشتر مستمعین خوابند و خّر و پُف می‌کنند.

گوینده پیرمردی بود و کمَکی اصفهانی حرف می‌زد.

از کسی که چای می‌داد پرسیدم ببخشین ایشون کی هستند؟ گفت آقای صالحی نجف آبادی...

***

او نیز همانند آیه الله طالقانی به نقد دامن می‌زد و در ذهن مخاطبانش چرا می‌کاشت.

با آشنایی نسبی با ابوحنیفه و شیخ طوسی که هر دو خلاق و نوآور بودند، دلم می‌خواهد یادآور شوم که نویسنده کتاب شهید جاوید (و البته صاحب پرتوی از قرآن نیز) دست کمی از امثال ابوحنیفه و شیخ طوسی نداشتند.

***

دوستی که با هم در دانشگاه درس می‌خواندیم و می‌دانست اولین نوشته هایم در باره فوتون و «تاکیون» بوده‌است، به من گفت:

پرداختن به کتاب شهید جاوید و صالحی نجف آبادی که خودش آخوند بوده، چه ارزشی دارد ؟ حیف نیست قلمی که در باره قتل عام سال ۶۷، شاهرخ مسکوب، منشور کوروش، و استاد علی تجویدی، و خر ژان بریدان...نوشته و به فیزیک و ریاضی آشنا است ــ به این مسئله بپردازد ؟

پاسخ دادم به دو دلیل:

اول اینکه ما، همه ما به استقلال رأی و تفکر انتقادی نیاز داریم. آنچه نویسنده کتاب شهید جاوید را برجسته می‌کند استقلال رأی و تفکر انتقادی او است.

اما دلیل دوم این است که کتاب شهید جاوید اگرچه باورهای چیره و خرافی را نقد کرد و نظریه ای انتقادی اصلاحی بود اما عملاً سر از ولایت فقیه درآورد و حاصل زحمات نویسنده آن به کام و کیسه کسانی ریخت که استبداد دینی را پی ریزی کردند.

آراء وی که در گذشته نیز امثال آیه الله «محمد جواد غروی» به آن دامن زده بود به پاگیری فکر ولایت فقیه یاری رساند و نقطه عزیمت یک مصیبت بود. مصیبت ولایت فقیه و استبداد دینی.

البته از سالهای دور و بخصوص موقعی که آیه الله خمینی در نامه ای روحانیون را به حضور بیشتر در صحنه فراخواند (سال ۱۳۲۴)، ایده ولایت فقیه جوانه زده بود اما نقش کتاب شهید جاوید تردید برنمی دارد.

***

اگرچه جوهر کتاب شهید جاوید در یک کلام ولایت فقیه به زبان اصلاحات بود اما مراد صالحی نجف آبادی در آغاز جا انداختن ولایت فقیه نبود و وی نمی‌خواست و تصور هم نمی‌کرد بعدها به نام دین شقاوت و کینه خاکم می‌شود.

***

واقعش این است که فکر اصلاح دینی ضرورتاً با ساختار دموکراتیک و ساختار پیشرفته تر در فرمانروایی همراه نیست و موضوع نقد فقهی و اصلاح طلبی دینی همیشه به دموکراسی و فکر باز برنمی گردد.

 

 

نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی، از فضلا و مدرّسان رسمی ادبیات در حوزه علمیه قم بود. او بی‌توجه به سّم پاشی و برچسب های زشت و غیر اخلاقی که شب و روز نثارش می‌کردند، با غلو و غالیان یعنی یک کلاغ چهل کلاغ کردن و بزرگ نمایی سر ستیز داشت و بی واهمه از برچسب های ناروا، بدیهیات جاافتاده را آن هم در حوزه کتب دینی که هرکدام هزار متولی دارد زیر سئوال می‌بُرد.

یک نگاه کوتاه به کتاب «جمال انسانیت» که از سوره یوسف یادکرده، دیدگاه متفاوت او را نشان می‌دهد.

در نشریاتی چون حکمت و سپس مکتب اسلام و معارف جعفری (سال ۱۳۴۷) مقاله می‌نوشت. جزوه «آیا امام حسین خواب دید؟» مربوط به آن دوران است.

دوسال بعد شهید جاوید را نوشت که درآغاز عنوانش «امام حسین، مرد صلح و دفاع خونین» بود.

***

ماجرای کتاب صالحی نجف‌آبادی و با آنچه در قهدریجان گذشت‌، به گونه‌ای خاص به هم پیوند خورد:
صالحی نجف‌آبادی کتاب شهید جاوید را نوشت‌. آیت‌الله ‌منتظری از آن دفاع کرد. برادر سید مهدی هاشمی داماد آقای منتظری بود. سید مهدی هاشمی‌ گروه هدفی‌ها را درست کرد. شمس‌آبادی مخالف شهید جاوید بود. گروه هدفی‌ها او را کشتند.

این چند قضیه که با همدیگر ترکیب شد، بستری را ایجاد کرد که آثارش را پس از انقلاب‌شاهد بودیم.

 

کسانی که بر شهید جاوید ردیه نوشتند:

رفیعی قزوینی در یک متن دو صفحه‌ای‌؛

علامه طباطبائی در رساله بحثی کوتاه در باره علم امام‌؛

سید احمد فهری زنجانی در کتاب سالار شهیدان‌،

سید محمد مهدی ‌مرتضوی در کتاب یک تحقیق عمیق‌تر در موضوع قیام امام حسین (ع‌)؛

سید محمد نوری موسوی،‌ پرتو حقیقت‌، (اصفهان ـ حسینیه عماد زاده ـ در 48 صفحه‌)،
حاج شیخ محمد کرمی (جزوه، ضمیمه جزء دوم شرح نهج البلاغه وی‌)،
محمدتقی صدیقین اصفهانی، حسین و پذیرش دعوت‌، (انتشار در سال 1351)،
محمد حسین اشعری‌، حسین کریمی‌، سیدحسن آل طه / یک بررسی مختصر پیرامون قیام مقدس شهید جاویدحسین بن علی
شیخ علی کاظمی، راه سوم‌، (قم‌، 1391، در 128 صفحه‌)،
میرزاابوالفضل زاهدی قمی،‌ مقصد الحسین‌، (قم‌، 1350، 56 ص‌)،
عطائی‌خراسانی، ‌افسانه کتاب‌ (نقد شهید جاوید)، (بخشی از کتاب 440 صفحه‌ای او)،
محمدعلی انصاری، دفاع از حسین‌، (قم‌، 630 ص‌.)،
عبدالصاحب محمد مهدی مرتضوی لنگرودی، جواب او از کتاب او! ( (288 ص‌)،
شیخ علی پناه اشتهاردی، کتاب هفت ساله ‌چرا صدا درآورد ( (440 ص‌)،
شهاب الدین اشراقی و محمد فاضل لنکرانی،‌ پاسداران وحی‌، (456 ص‌)،
شیخ جعفر صبوری قمی، عقده گشوده‌ (پیرامون کتاب شهید جاوید)

لطف الله صافی گلپایگانی، شهید آگاه‌، (قم‌، 1393 ق‌)


نویسنده شهید جاوید، کتابی با عنوان عصای موسی در نقدِ نقدها نگاشت که به سال ۵۵ ش توسط کانون‌انتشار چاپ شد. پس از آن با فشار رژیم پهلوی‌، صفحاتی از آن عوض شد. سپس با نام راه اعتدال‌ و با اسم مستعار عبدالله مظلوم چاپ شد که همان نیز اجازه توزیع نیافت‌.

مرتضی مطهری، (نقدهای کوتاهی در حاشیه نسخه‌ای از شهید جاوید نوشت که بعدها به چاپ رسید و صالحی نجف‌آبادی نیز پاسخی نگاشت‌.)
(رضا استادی در کتاب بررسی‌ قسمتی از کتاب شهید جاوید / کتاب «جریان ها و سازمان های مذهبی سیاسی ایران در فاصله سال های ۱۳۲۰ – ۱۳۵۷»، رسول جعفریان)

 

نویسنده کتاب شهید جاوید علی رغم کتابی که در باب ولایت فقیه و...نوشت، در غربت و بی توجهی جان داد، در حالیکه به شهادت امثال رفسنجانی و بسیاری از صاحبان قدرت، معلم آنان بود.

 

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
همنشين بهار:



[تاریخ ارسال: 14 May 2006]  [ارسال‌کننده: گ - غفوری]  [  ]  
نوشته دقیق و بسیار خوبی بود. از این که در سایت خوب شما اینگونه مسائل هم طرح می شود و بدون تنگ نظری یا تعصب بررسی می گردد جای خوشحالی است. واقعا از مجاهدین ، و کمسیونی که اسمش را «ادیان و مذاهب» گذاشته اند ، انتظار می رفت به این مسئله اشاره کند و برای ضدیت با حکومت آخوندی هم که شده ، از این محقق ارجمند که این همه از دست رژیم آزار دید، یاد کند.
گمان نمی کنم برای آقای جلال گنجه ای ، پژوهش های صاحب کتاب «شهید جاوید» روشن نباشد . ایشان می دانند که آیه الله صالحی نجف آبادی که معلم صانعی و رفسنجانی و گیلانی و...هم بوده، از عملکرد آنان بیزار بود و همیشه خانه نشین. اما دریغ، دریغ از یک یادآوری... با تأسف بسیار ــ غفوری
  

[تاریخ ارسال: 14 May 2006]  [ارسال‌کننده: ازاده یاری]  [  ]  
مطلب جالب و خواندنی بود و از جهتی تازه.می خواستم به این نویسنده محترم بگویم خوب بود ایشان مطلبی هم در مورد نقد در تاریخ و فرهنگ ایرانی می نوشتند و اینکه چقدر با ما مردم غریبه است.البته اگر شما هم بخاطر این اظهار نظر من و افکارم را زیر سوال نمی برید وبه این گروه و ان دسته وابسته نمی کنید.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.