شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹ - ۲۸ نوامبر ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

برساقه تابیده کنف (سروده‌های زندان) به کوشش ایرج مصداقی
سروده‌های زندان

بر ساقه‌ی تابیده‌ی کنف(سروده‌های زندان)
گردآوری و گزینش: ایرج مصداقی
ناشر: آلفابت ماکزیما، سوئد
چاپ نخست: ۱۳۸۴ (۲۰۰۶  میلادی)

شمارگان: ۱۵۰۰ نسخه


مجموعه شعر سروده‌های زندان با نام «بر ساقه‌ی تابیده‌ی کنف»، در سیصد صفحه، به کوشش ایرج مصداقی و از سوی انتشارات آلفابت ماکزیما در سوئد منتشر شد.

شعرهای این مجموعه‌ی ارزشمند و گرانبها، بازتاب‌دهنده‌ی عزم و اراده‌ی مبارزانی است که پایداری و استقامت ستودنی‌شان پاسدارنده‌ی آرمان‌های پاک و بزرگ انسانی است. بر ساقه‌ی تابیده‌ی کنف، تصویرگر درد و غرور و حماسه است؛  سرود عشق و دوستی و آزاده‌گی است؛ یادمان انسان‌های ساده و بی‌ادعایی است که بی نام و بی‌نشان، در سیاه‌ترین لحظه‌های تاریخ ایران، با تحمل وحشتناک‌ترین شکنجه‌ها، روی در روی رژیم قرون‌وسطایی جمهوری اسلامی ایستادند و به نام آزادی و عدالت سرود زنده‌گی سر دادند.

نه این پرواز نیست
می‌توان با چرخش چشمی

از هفت‌توی این شهر دیو گریخت
آسمان را

تا به یک نگاه کوچاند
از ابر با مه‌گرفته‌ترین اوقات
دست در دست همه‌ی کودکان گمشده‌ی این شهر جن‌زده گذشت
و پرچم بوسه را بر دورترین قله‌ی نقره‌ی مهتاب

مثل شعله‌ای افروخت
از ماه گذشت
کهکشان را چون سنگریزه‌ای به بازی گرفت و بازگشت
در هجوم زنجیر و بند
اشک‌های خاکی خدا را

با آهی شست
و پرواز را، پرواز آموخت

نه، این پرواز نیست
عبور عارفان ستیزه و رزم و لطف
از دروازه‌های گرم نیمه‌ی مرداد
به سرزمینی که گور هر معناست
عبور از سرزمین پرهاست

                         
                               (
سرودهای مرداد ۷ صفحه‌ی ۵۱)

 

 

شعرهای این مجموعه که جملگی در زندان سروده شده است، در چهار بخش با نام‌های «خنیاگران نیلگون»، «زمستان در خورشید»، «درون همین سادگی‌های مرسوم» و «پلنگ و ماه» دسته‌بندی شده است. بخش اول بیش‌تر دربردارنده‌ی شعرهایی است در رابطه با قتل‌عام ۱۳۶۷.
در پاره‌ای شعرها، به بعضی رویدادهای در زندان و یا کسان و یا چیزهایی خاص اشاره شده که در پایان کتاب، در بخش پیوست، در پیوند با هریک شرح کوتاهی آورده شده است.

ایرج مصداقی در پیشگفتاری کوتاه، در پیوند با انگیزه‌ی گردآوری شعرهای این مجموعه و نیز شیوه‌ی حفظ کردن آن‌ها چنین توضیح می‌دهد:

« در طول قتل‌عام [۱۳۶۷] به‌جز یک نفر، تمامی اعضای گروه موسیقی زندان، که کارهای ارزنده‌‌ی بسیاری در ارتباط با تهیه و اجرای ترانه و سرود کرده بودند، و هم‌چنین بسیاری از عزیزانی که یا خود شعر و سرودی گفته و یا سروده‌های دیگر عزیزان در بند را از حفظ داشتند، به شهادت می‌رسند. پیشتر می‌اندیشیدیم: خوب بچه‌ها خودشان هستند و همه چیز را حفظ کرده و به خارج انتقال خواهند داد. اما بچه‌ها رفتند و بسیاری چیزها را با خود بردند. این‌جا بود که وظیفه‌ی من آغاز شد تا داشته‌هامان را حفظ کرده و همه‌چیز را تا آن‌جا که ممکن است، به خاطر سپرده و از آن‌ها نگهداری کنم.»

«شعرهای گردآوری و گزینش شده در این مجموعه، به جز اشعار بخش چهارم، پس از کشتار ۶۷ در زندان‌های گوهردشت و اوین سروده شده‌اند. بیشتر شعرها همان زمان که سروده می‌شدند، در اختیار من قرار می‌گرفتند تا به حافظه بسپارم. شعرها را پنهانی و در دست‌شویی حفظ می‌کردم. معمولاً‌ این کار به سهولت و سرعت انجام می‌‌گرفت. پس از حفظ هر شعر، یکی دو بار در همان‌جا بدون صدا و با شور و هیجان آن را دکلمه می‌‌کردم تا حس شعر را بگیرم. پس از آن چند بار شعر را از بالا تا پایین به دقت نگاه می‌‌کردم تا تصویری از آن را نیز در ذهن داشته باشم. سپس دست‌نوشته‌ها را بخاطر رعایت مسائل امنیتی، از بین می‌بردم...
...
این شعرها همیشه و به هر مناسبتی، چه در خلوت خودم، چه به درخواست دوستی و چه در مراسم‌های مختلفی که در زندان برگزار می‌‌کردیم، بارها خوانده و تکرار می‌شدند. و همین تکرار و تعهدی که نسبت به مراقبت و نگهداری از شعرها در خود احساس می‌کردم، بزرگ‌ترین کمکی بود که آن‌ها از حافظه‌ی من زدوده نشده و در طول دوران زندان، محفوظ بمانند.»

تماشا

 

ما دیدیم
در پیاده‌روهای گذرگه تزویر نشسته بودیم
چشم‌به‌راه توفان سیاه پاییز
تا برگ‌های دلمان را از شاخه بکند

 

نام‌اش را صدا زدند
انگار هم‌نام ستارگان بود
هر قطره‌ی بارانی در آن لحظه

نام او را داشت
و هر نسیمی را می‌شد با نام او صدا زد

 

ما دیدیم
او را که مثل تفاهمی از میان‌مان می‌رفت
و مثل حوصله ما کم کم دور می‌شد
و سوسوی چشم ما را با خود می‌برد

 

بر نگاه ما
دژخیم ابری بسته بود
ابر هرزه‌گردی که نمی‌بارد
هرگز، حتا بر گلوی خدای تشنه نیز

قطره‌ای نمی‌کارد
.
و از پس ابر کور دیدیم‌اش
همیشه برای باور خورشید
نگاه لازم نیست
گاه رستن سبزه‌ای بر جویی
تابش آفتاب را فریاد می‌کند
ندیدی که بی‌زبانان
زبان‌شان را در نگاه بسته‌اند
ندیدی که عاشقان مهجور
در پس حصارها نیز حضور عشق را بوسیده‌اند

 

دیدیم‌اش که می‌رفت
در دست‌اش لبخندی بود
و در اندیشه‌اش

پرنده‌ای رساتر از ترنم چشمه‌ی کوثر می‌خواند
پایش را با درد بسته بودند
آی، چه بی‌صدا فریاد می‌زدیم
کوه‌ها چه بی‌صدا غبار می‌شدند
چراغ‌ها تار می‌شدند

دل‌های‌مان در آرزوی بوسه‌ای به گونه‌هاش
آی، چه بی‌قرار می‌شدند

 

دیدیم‌اش پرید و اوج گرفت
زخمی روشن در روحش بود و
طوقی بر گردن‌اش


برای تهیه‌ی این کتاب می‌توانید با آدرس زیر تماس بگیرید:
irajmesdaghi@yahoo.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
:



[تاریخ ارسال: 05 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: مهدی نورزاد]  [  ]  
فریاد آزادی آدرس ایمیل ارسالی خود را به سه شکل نوشته است.
آدرسش هم مثل ادعاهایش که دائم تغییر می کند عوض می شود.
این بار می گوید که اشعار متعلق به زندانیان شهید مجاهد و مارکسیست است.
کسی نیست به این آدم حالی کند چرا زندانیان مارکسیست اشعار رفقایشان را منتشر نکرده اند؟
تا دیروز حرفی از زندانیان مارکسیست نبود حالا پای آن‌ها هم آمد وسط. حنای شما رنگی ندارد.
قهرمانی که ادعا می کنی نبریده‌ای ممکنه بگی در کدام مبارزه را انجام می دهی.
خوب است که خودت هم متوجه شدی بهتر است سکوت کنی. از اول هم اگر این کار را کرده بودی برای خودت بهتر بود.
آقای صادقی هم توضیحی نمی دهد که چطوری باید به اراجیف شما پاسخ داده می شد.
  

[تاریخ ارسال: 04 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: رضا صادقی]  [ reza_65@yaho.com ]  
اقای فریاد لطفا دیگر این مطالب را ننو یسید من در زندان نبودم واز درست یا غلط مطا لب شما و یا اقای مصدا قی خبر ندارم ولی این را خوب می دانم که اقای مصداقی دیگر خود را هوا دار مجا هدین نمی داند و نسبت به انها مو ضعی انتقا دی دارد اگر گفتا ر شما منطقی و درست هم باشد اب در اسیاب دشمن ریختن است همین طور جواب اقای مصداقی نوعی لج بازی می نما ید و در کل جواب نیست وبیشتر به کل کل شبا هت دارد پس لطفا این مطالب را ادامه ندهید و در امر مبارزه با رزیم کوشا باشیدخون اکبر محمدی ها جواب میخواهد رزیم بی کار نمی نشیند درود بر مبارزان ومجا هدان راه رهائی وازادی مرگ بر رزیمدیکتاتوری اخوندی   

[تاریخ ارسال: 04 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: فریاد ازادی]  [ lraha2000@hotmail.de ]  
دوستان عزیز چرا ترش کرده اید و به جای جواب فحش و نا سزا می گو ئید من فقط چند پر سش داشتم وبا این فر افکنی خود و برید گی خود را توجیه میکنید ایرج با تقلب ونوشتن به اصطلاح خاطرات زندان وانتشار کتاب اشعار زندانیان اعدام شده وشهدای مجاهد وغیر مجاهد میخواهد بریده گی خود از مقاومت را توجیه کند وانهم با ان منیت وکیش شخصیت ونوچه پروری ایرج میخواهد بگوید من مبارزم ان هم سابقه ام 4 جلد کتاب نوشتم و دفتر شعری منتشر کرده ام پس دلیل بر یدنم از مجاهدین خود مجاهدین واعمال وسیاست اشتباه انان است که افراد مبارز وانقلابی مثل من رااز انان جدا میکند دیگر جواب شما را نمیدهم چون جواب پرسشهای مرا با فحش و فرا فکنی وتمامابه اشتباه جواب مدهید بدون انکه به روی مبارکتان بیا ورید که اصل سئوال چه بود   

[تاریخ ارسال: 04 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: فضولباشی]  [  ]  
کاربری با نام فریاد آزادی ابتدا مدعی شده بود که آقای مصداقی در زندان فردی منزوی و گوشه گیر بوده است. بعد از این که کاربر دیگری عنوان کرد که آقای مصداقی مسئول بند و نماینده زندانیان بوده است و پرسید چگونه نماینده زندانیان و مسئول بند می تواند فردی منزوی باشد؟ فریاد آزادی ادعای قبلی‌اش را فراموش کرده و مدعی شد که آقای مصداقی معاون بند بوده است. سؤال من این است بنا به ادعای بعدی ایشان چگونه معاون بند می‌ تواند فردی منزوی و گوشه گیر باشد؟
سؤال بعدی این است افرادی که به مجاهدین پیوسته اند و حتمن مسئولیت شناس بوده‌اند چرا این اشعار را به سازمان متبوعشان نرسانده‌اند؟
به نظر من کاربر مزبور متأسفانه اطلاعاتی نیست. وزارت اطلاعات مسائل خود را در سطح کلان حل می کند و به این مسائل پیش و پا افتاده نمی پردازد. در ثانی برای کتابی که علیه خودش افشاگری می کند تبلیغ نمی کند. فریاد آزادی چنان که از اسمش پیداست دروغگویی است که در هچل افتاده و برای آن که دستش رو نشود به این در و آن در می زند.
صحت و سقم وجود چنین مجاهد خلقی را سازمان مجاهدین بایستی روشن کند.
  

[تاریخ ارسال: 03 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: هم بند سابق ایرج مصداقی]  [  ]  
حضرت آقا اگر اسم شاعران را می‌ دانی زحمت بکش بگو. تو نوشتی که شاعران به جز یک نفر همه اعدام شدند. اسم شاعران اعدام شده را تو تو بنویس. اما به نظر من تو یک دروغ گوی بزرگ هستی. هر کس شعرها را بخونه می فهمه که شعرها مربوط به بعد از قتل عام است. چطوری شاعراش اعدام شدند. خجالت بکش.
اسم چند نفر را ردیف کردن که کاری نداره. صدها اسم تو کتاب ایرج آمده است. تو اگر کتاب ایرج را خواندی چرا نوشتی ۳ جلدی است. هر کوری می‌ دونه که کتاب او چهار جلدی است.
من موقع ورزش دسته جمعی توی گوهردشت با ایرج بودم. غیر از من و ایرج هیچ کسی در خارج از کشور نیست. چرا دروغ میگی. تو کجا آن جا بودی که ببینی کی چه کار کرد.
نوشتی من مجاهد خلقم!‌مواظب باش گنده تر از دهنت حرف نزنی. چه مجاهد خلقی که جرأت نمی کنه اسمش را بگه.
حضرت آقا غلط به عرض شما رساندند. بعد قتل‌عام توی اوین حاج مهدی مسئول آموزشگاه اوین سعید تدین را برای مسئولیت بند انتخاب کرده بود. این انتخاب مشکلاتی را در بند پیش آورده بود. ایرج که از قبل در اوین و گوهردشت مسئول بند بود به نمایندگی بچه‌ها اداره‌ داخلی بند را به عهده داشت و سعید که از طرف حاج مهدی انتخاب شده بود با بیرون برخورد می ‌کرد. ایرج معاون بند نبود. آن موقع نماینده بچه ها بود. حالا اگر تو انتخاب حاج مهدی را بیشتر قبول داری مسئله خودت است. هر چند سعید هم بچه‌ خوب و با محبتی بود.
  

[تاریخ ارسال: 03 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
آقای به اصطلاح فرياد آزادی که خود را به دروغ «مجاهد خلق» می نامی چرا جرات نداری اسم واقعی خودت را بگوئی؟ کدام «هوادار يا مجاهد خلقی» را سراغ داريد که مبارزه با رژيم و دم و دنبالچه هايش را گذاشته باشد و مسئله روزش توهين واتهام زدن به امثال ايرج مصداقی ها باشد؟ اگر هم مامور وزارت اطلاعات آخوندی هستی ( که تمام شواهد نشان از اين دارد) و فکر ميکنی با اين مزخرفاتت می توانی آقای مصداقی را به موضع گيری بر عليه مجاهدين واداری بايد بگويم که حماقت ميکنيد چرا که اگر آقای مصداقی و يا آقای ناظر و ساير آزاديخواهان مستقل از مجاهدين در سرفصلهای مختلف حمايت کرده و ميکنند نه به خاطر اين است که عاشق چشم و ابروی اين و يا آن فرد هستند ، بلکه تنها وتنها بخاطر اصول و پرنسيبهای خودشان ميباشد.پس اينجا هم کور خوانده ايد.
  

[تاریخ ارسال: 03 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: مهدی نورزاد]  [  ]  
آقای فریاد آزادی! شما که دور برداشته بودید چرا بعد از توضیحات دوستان سکوت کرده و دیگر ادعای بزرگی نمی کنید؟ آیا در دوران زندان هم همین قدر شجاعت داشتید؟   

[تاریخ ارسال: 03 Aug 2006]  [ارسال‌کننده:  فریاد ازادی]  [ raha 2000@hotmail.deا ]  
ایرج جان عزیزم باز دوباره که ترش کردی کمی خونسرد باش وسعی کن به انتقادات جواب بدهی نه اینکه باشانتاز کیش شخصت خود را توجیه کنی عزیز یادت رفته که گفته ای مجاهدین امار قتل عا م 67 را به دروغ 30000 نفر اعلام کرده اند یافراموش کرده ای که در جائ در خا طراتت خود را راهبر ورزش جمعی در گوهر معرفی کرده ای در صورتی که تو در اصل با این کار به خاطر منع توسط حاج داوود مخا لفت کردی و در ان شرکت نکردی و وقتی هم که بچه ها کتک خوردند تو حتی از اتاق بیر ون نیا مدی کمی به خود بیا واز منیت وکیش شخصیت دست بردار تو معاون بند بودی نه مسئول وگفته بودی شعرا بجز 1 نفر همگی شهید شده اند پس چرا اسمشا ن را ندادی من شاهد دارم که تو دروغ می گوئی محمد راپوتام اکبر شفقت حسن ظر یف حسین فارسی اکبر بندلی مصطفی و....تعداد زیادی که در اشرف و اروپا هستند مثل دوستت مهر داد کاووسی و....من وزارتی نیستم من مجا هد خلقم عزیز واز دروغ وکیش شخصیت بیزار در ضمن من مثل شما سواد ندارم ولی حافظه ام خوب کار میکند کاش به جای خالی بندی کمی هم کار میکردی ان هم بی منت وتکبردر اصل تو به اشرف درمانی نیاز نه به خاطره نویسی اگرتو راست گو بودی برای توجیه خودچرا به فحاشی روی اوردی مجاهدین واقعی توهین وفحاشی نمی کنند با مهربانی توضیح میدهند ولی شما توضیح ندا ده اید چرا این اشعار فقط به شماو اگذار شده وچرا بعد از 15 سال این مهم به فکر شما رسیده وچرا این اشعار را به وارث اصلی ان یعنی مجاهدین یا هر سازمان دیگر نسپر ده اید لطفا فحاشی نکن انگ هم نزن جواب بده هم اتاقی و هم بندی سابق   

[تاریخ ارسال: 31 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: هم بند سابق ایرج مصداقی]  [  ]  
من هم با ایرج مصداقی هم بند بودم. اگر لازم باشد خودم را معرفی می‌ کنم. به نظرم ذکر چند نکته در پاسخ فردی با نام فریاد ازادی یا بهتر است بگویم فریاد وزارت اطلاعات واجب است.

اگر ایرج منزوی و گوشه گیر بود می شود بگویید چطوری بعد از قتل‌عام در گوهردشت و اوین مسئول بند و نماینده بچه‌ها بود؟

آدم منزوی و گوشه گیر چطوری روزی ۷-۸ ساعت کلاس درس در بند می گذارد. تو هم بند ما بودی و این چیزها را ندیدی.

دست ایرج درد نکنه که شعرها را حفظ کرد. تا چشم مزدوران اطلاعات در بیاد.

آقای فریاد وزارت اطلاعات! بچه‌های زندان همدیگر را خوب می‌ شناسند. بی خودی هم از بچه‌های اشرف مایه نگذار. فعلاً دست کسی به ‌آن‌ ها نمی رسد. اگر ریگی به کفشت نیست چرا بچه‌ هایی که در خارج از کشور هستند را شاهد نمی گیری. ما که تعدادمان بیشتر است.اگر جرأت داری نام یک نفر را ببر که حرف هایت را تأیید کند.
  

[تاریخ ارسال: 30 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: ایرج مصداقی]  [ irajmesdaghi@yahoo.com ]  
آقای فریاد آزادی از غلط‌های املایی و انشایی چند سطر نوشته‌تان می‌گذرم. فکر می‌کنم بهتر است قبل از هر چیز خودتان را معرفی کنید تا معلوم شود بزرگی به چه کسی می‌‌آید. کسی که حتا در یک مطلب چند خطی جرأت نمی‌کند خود را معرفی کند و مسئولیت حرفش را بپذیرد چگونه دم از بزرگی می‌زند؟

آقای فریاد آزادی که با من هم اتاق بوده‌اید چگونه نمی‌دانید من ۱۵ سال است که از زندان آزاد شده‌ام و نه بیش از ۱۰ سال.

شما بایستی در سال‌های ۶۷-۷۰ زندان بوده باشید تا «دیده و اطلاع» داشته باشید که رسالت حفظ شعرها به عهده من گذاشته نشده است! شما چگونه نمی‌دانید که من دهسال حکم داشتم و در سال ۷۰ آزاد شدم؟ داستان آزادی من و چگونگی خروجم از کشور را که تقریباً اکثریت بچه‌هایی که در آن سال‌ها زندان بودند می‌دانند.
من تمام هم‌ اتاقی‌ها که هیچ تمام هم‌بندی‌هایم را که در خارج از کشور هستند به خوبی می‌شناسم و با آن‌ها ارتباط دارم.
از ما بهتران اشتباه به عرض شما رسانده‌اند من ۴ جلد خاطرات زندان نوشته‌ام و نه ۳ جلد. آقای علیرضا نوری زاده مدعی شده بود که کتاب ۳ جلدی مرا خوانده است وگرنه کتاب من ۴ جلد است. شاید شما هم از روی دست ایشان دیده‌اید یا که از هول حلیم در دیگ افتاده‌اید. بهتر است اول آن را ببینید بعد راجع به آن «اظهار فضل» کنید.
من در کجا گفته‌ام که نام شاعران را فراموش کرده‌ام؟ اتفاقاً نام شاعر هر شعر و بسیاری موارد دیگر را به خوبی به یاد دارم. به غیر از شما بازجویان و شکنجه‌گران وزارت اطلاعات هم به دنبال کشف اسامی شاعران هستند. ناراحت نباشید شما در این رابطه تنها نیستید و دوستانی زیادی دارید.
رژیم و مزدوران آن بایستی از این که یک نفر این شعرها را حفظ کرده به خود بپیچند شما که مدعی هستید با من هم‌اناقی بوده‌اید و خلوص نیت دارید چرا اینقدر ناراحت شده‌اید؟
مگر فرد آرام و منزوی نمی‌تواند شعر از حفظ کند؟ شما که قهرمان و لابد پر شر و شور بودید خواستید این کار را انجام دهید. چرا این شعرها را به شما ندادند که از حفظ کنید؟
این بار اگر زندان رفتم سعی می‌‌کنم شعرها را در اتاق پذیرایی و یا اتاق خواب از حفظ ‌کنم تا به شما بر نخورد که چرا در توالت شعر از حفظ کرده‌ام.
لطف کنید فردی را که چنین رسالتی را به دوشش گذاشته بودند معرفی کنید. لطف کنید اگر شهامت و شرافتی در شما هست «ناگفته‌های بسیار» را بگویید. البته من به اندازه‌ی کافی هنوز گفتنی و ناگفتنی دارم. لابد بایستی به شما گفته باشند کسی که ۴ جلد کتاب می‌نویسد فکر بعدش را هم می‌کند.
شما که لالایی بلدید چرا خودتان خوابتان نمی برد. شما که بی ریا و خالص هستید چرا به رسالت خود در «صحنه عمل و پراتیک» نمی‌پردازید. لطفاً به هر کدام از دوستانی که در اشرف هستند و صلاح می‌‌دانید و یا دست‌تان به آن‌ها می‌رسد پیغام دهید مواردی را که گفته‌ام تکذیب کنند. در ضمن بعید می‌دانم آن‌ها نیاز به وکیل و وصی‌ای مثل شما داشته باشند.
  

[تاریخ ارسال: 30 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
آقای ايرج مصداقی با نام حقيقی خويش مسئوليت مقالات وگفته های خود را به عهده گرفته اند،شما چرا حرفها و ادعاهای خود را پشت اسامی مستعار پنهان کرده ايد؟ آيا ريگی در کفش خود داريد؟.
  

[تاریخ ارسال: 30 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: فریاد ازادی]  [ raha 2000@hotmail.de ]  
با عرض معذرت مطلبی که من ارسال کردمم بی نام و نشان ارسال شد خواهشمندم این اظهارات من را پذ یرا باشید و مطا لبم را درج نماید من هم بندی ایرج هستم وانتقا دی به مطالب ایشان داشتم که نوشتارم بی ادرس به اشتباه ارسال شد   

[تاریخ ارسال: 30 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: بش]  [  ]  
باز دوباره این دوست و هم بندی وهم اتاقی عزیز ایرج خان دوباره خواب نما شده اند وبعد از اظهار فظل راجب تیم ملی به زغم ایشان گاف دیگری داده اند ایرج جان لطفا خودت را کمی کنترل کن عزیز ویاد کن گفتمان پدر وپسرش را پسر میپرسد پدر جان بیا دودمان خود را از بزرگان جلوه دهیم پدردر جواب میگوید پسرم برای این کار باید کمی صبر کنیم تا کسانی که ما را میشناسند از این جهان رخت بر بندند اقای مصداقی شما بیش از 10 سال است که از زندان ازادشده اید ودر اروپا بسر میبرید حالا چرا به فکر این رسالت افتاده اید و این رسالت سنگین را که بر دوش شما گذاشت واین چه حافظه است که این همه شعر را یک تنه حفظ میکند ان هم در توالت ایرج تو که حافظه ای به این خوبی داری و3جلد خاطر ه زندان هم نوشته ای چرا نام شاعران را فراموش کرده ای و چرا این رسالت را در صحنه عمل و پراتیک نشان نمی دهی البته این اشعار واین عمل فی نفسه خوب است ولی اگر بی ریا وخا لص باشد ولی تا انجا که من دیدم واطلا ع دارم مم چین رسالتی به شما که فردی منزوی وارامی در اتاق وزندان بودی واگذارنشده بود این مطلب را دوستان دیگر که در اشرف هستند گواهی خواهند داد امید وارم از من رنجیده نشده باشی این فقط انتقادی کوچک از نا گفته های بسیار بود   

[تاریخ ارسال: 11 May 2006]  [ارسال‌کننده: فریال پاینده]  [ feriyal_p_1341@yahoo.com ]  
با سلام این اقا یا خانمی که ادعا می کنند این شعرها دزدی ادبی است حتما همه این شعر ها را خوانده اند وحتما می دانند این سرقت ادبی از کدام شاعر و از چه کتاب شعری گرفته شده است.اگر می دانند دیگران را هم مطلع کنند و اگر نمی دانند اول ادعای خود را ثابت کنند و بعد ادعا کنند.بهتراین است که تلاش های ادبی هم میهنانمان در شرایط سخت در گوشه و کنار جهان راارج بگذاریم به جای اینکه با ایرادهای بی خودی انها را تخطئه کنیم. البته شاید خود اقای مصداقی هم در مورد شاعران این شعرها توضیحی داشته باشند   

[تاریخ ارسال: 10 May 2006]  [ارسال‌کننده: نازی طاهری]  [  ]  
در میان کتاب‌هایی که در صفحه‌ اول دیدگاه معرفی شده‌اند، اثری از سروده‌های زندان نیست؟ مگر آقای مصداقی از همکاران شما نیستند؟
یا اهمیت کتاب‌های معرفی شده بیش از سروده‌های زندان است؟ من از مسائل پشت پرده سر در نمی‌آورم و برای همین نسبت به همه چیز کمی بدبین هستم.
  

[تاریخ ارسال: 08 May 2006]  [ارسال‌کننده: سورینا]  [ syrina1978@hotmail.com ]  
می خواهم بدانم این آقا که انقدر حافظه ی انشتنی دارد چرا اسامی سراینده گان این اشعار را به خاطر نسپارده و تنها به این اکتفا کرده که کسانی این اشعار را سروده اند. تصور می کنم جریانی در پس این فروتنی هوشمندانه نهفته است و غوطه ور در جهل عوام و مخصوصا زیرسبیلی رد کردن خواص دزدی ادبی ظریفی صورت گرفته است.
از آقای مصداقی مصرانه درخواست توضیح دارم که چطور این آقای نابغه ی قرن که چنین حافضه ی افسانه ی دارد هیچ نام و نشانی از سراینده گان به دست خواننده نمی دهد/
نه به خاطر خواننده که تنها به دلیل پاس داشتن انسان درخواست من از مسیولین دیدگاه تقاضای پاسخی از سوی آقای مصداقی ست.
با تشکر
سورینا زرین
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.