شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۶ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جنگجوی سپیده‌ دمان
سخن کوتاه ايرج مصداقي

ایرج مصداقی

«دل‌هایمان در آروزی بوسه‌ای به گونه‌هاش
آی چه بی‌قرار می‌شوند»
شاید ماه دیگر، یا آنطور که وعده کرده‌اند، ۱۲ روز دیگر ولی‌الله فیض مهدوی در میان ما نباشد. که هرگز این‌چنین مباد.
او را غمی نیست چنان که خود بارها گفته‌ است، می‌رود تا جاودانه گردد.
اما برای من همه چیز دوباره تکرار می‌شود، چون روزهای پرالتهاب قتل‌عام ۶۷ در راهروهای مرگ وقتی که عزیزانم را به صف می‌کردند؛ بوسه‌ای از راه دور نثارش می‌کنم و قطره‌ اشکی بدرقه‌ی راهش. صدایش را می‌شنوم، مثل صدای‌ بچه‌هاست در راهروهای مرگ، با همان صلابت و صمیمیت، با همان سادگی و صفا. از روزی که عزیزانم در خاک شدند، مشتاق روییدن دوباره‌ی آن‌ها هر روز به زمینی که از شرم عنابی بود می‌نگریستم و با خود می‌خواندم: «کدام دانه فرو رفت در زمين که ُنرست؟ چرا به دانه انسانت اين گمان باشد؟» حالا با اشتیاق به نهال‌های انسانی رسته پیش‌ رویمان نگاه می‌کنم به نهال «حجت»، به نهال «فیض» به صدای «فیض» گوش می‌سپارم، تنها به شکوه رفتن او نمی‌اندیشم، به تحقیری که از این طریق رژیم بر ما روا می‌دارد نیز می‌اندیشم. می‌دانم خیلی‌های دیگر نیز این صدا را شنیدند و سکوت کردند. شاید «فیض» را از ما بگیرند. اما مایی که می‌‌مانیم، اما شمایی که می‌مانید و سکوت می‌کنید، آیا پس از این جاودانگی، آسوده می‌‌خوابید؟ با شما هستم: «آی‌آدم‌ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید یک نفر در آب دارد می‌سپارد جان» پارسال گنجی قرار بود چند صباحی دیگر زندان باشد، اعتصاب غذا هم کرده بود، یادتان هست چه کردید؟ یادتان هست چه اعلامیه‌ها دادید، چه مقاله‌ها نوشتید، چه کمپین‌ها برگزار کردید؛ چقدر نماینده و ... بسیج کردید؟ از نظر من به خاطر ظلمی که بر گنجی رفته بود، او شایسته ‌حمایت‌ بود. اما آیا شمایی که امروز نظاره‌گر ظلمی هستید که بر ولی‌الله فیض مهدوی می‌رود و سکوت می‌کنید، به ارزش‌هایی که دم از آن می‌زدید پای‌بندید؟ یک بار دیگر اعلامیه‌هایتان را بخوانید، تردیدی نداشتم و ندارم به آن‌چه که می‌گفتید اعتقادی ندارید؟ گنجی و رنجی که او و خانواده‌اش می‌بردند، بهانه بود. شمایی‌که امضایتان را بی‌دریغ خرج می‌‌کنید، چرا در این مورد کوتاهی کرده‌اید؟ ولی‌الله فیض‌مهدوی پس از انقلاب در روزهای پرالتهاب سال ۵۸ دیده بر جهان گشود، در دورانی که گنجی و دوستانش می‌رفتند تا دستاوردهای انقلاب بهمن را به نابودی کشانند. در روزهایی سخن گفتن آموخت که سیاهی و نکبت و خشونت از در و دیوار می بارید، تخت‌های شکنجه و میدان‌های تیر و چوبه‌های دار لحظه‌ای از کار باز نمی‌ایستادند. او هنگامی به مدرسه رفت که کودکان را از پشت میزهای تحصیل به جبهه‌های جنگ و میدان‌های مین گسیل می‌داشتند. او هنوز خود را نشناخته بود که جنگ پایان یافت و هزاران زندانی سیاسی به خاک و خون کشیده شدند. او نظاره‌گر جنایاتی بود که در میهنش و پیش روی چشمانش روز و شب اتفاق می‌افتاد. و البته گنجی و دوستانش نیز در تحمیل این سیاهی و نکبت سهیم بودند، هر چند گنجی بعدها تلاش کرد از آن فاصله بگیرد. هیجده ساله بود که غوغای خاتمی برخاست و فتنه‌ی او خیلی‌ها را با خود برد، حتا آنان که ادعای مبارزه با رژیم را داشتند. اما «فیض» نماینده‌ و فریاد نسلی شد که دیر یا زود سربلندی را به میهن بازخواهد گرداند. در این راه ۵۴۶ روز سلول انفرادی را همراه با شکنجه‌های جسمی و روحی و با دست بند و پابند و چشم‌بند پشت سر گذاشته است. بارها اعدام مصنوعی شده است ولی همچنان فریاد برمی‌آورد که «تن به ذلت و تسلیم» نمی‌دهد، چرا که فکر می‌کند «عدالت و آزادی و دمکراسی مثل تنفس برای هر انسانی حیاتی و لازم است». او ۵ سال زندان را پشت سر گذاشته و همچنان پرنشاط است و امید. او جوایز بین‌المللی را نربود، مدال‌ و قلم بین‌المللی نصیبش نشد، او از ابتدا می‌دانست و می‌داند که جز گلوله، چیزی «نشان سینه‌ی جنگجوی سپیده دمان نمی‌شود». irajmesdaghi@yahoo.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
ایرج مصداقی:



[تاریخ ارسال: 06 May 2006]  [ارسال‌کننده: ر.شاکر]  [ rshaaker@yahoo.com ]  
این چه چشمه جوشانی است که سالهاست خون از آن می جوشد و هنوز هم تمام شدنی نیست؟ پیش از فیض در رگ حجت جاری بود و قبل از او هم در جان و روح هزاران تن از بهترین فرزندان این میهن و تا بعد نوبت به که رسد ... زهی بیشرمی و فریاد از این مظلومیت که نه تنها دشمنش میخواهد به دارش بکشد بلکه جز معدودی دوست یادش نمی کنند. کجایید شمایی که فریادتان برای شکنجه گران سابق به آسمان رفته بود؟ فیضی که سر بر دار میگذارد نزد شما انسان نیست؟ نزد شما لایق دفاع و حتی یاد نیست؟ چگونه دفاع از آن امنیتی سابق و دیگری بنیانگذار وزارت
اطلاعات و آن یکی معاون دادستان کشتار 67 را واجب میدانید و هر سخن ایشان را حلوا حلوا میکنید اما یادی از فیضی که سر به نزدیک دار دارد نمیکنید؟ جدا شرم موهبتی است که بسیاری از شما فاقد آن هستید. جایگاه شما نزد همان جانیان اکنون شرمگین است و این جایگاه لعنت شده برازنده تان باد.
درود بر زندانی مجاهد خلق فیض مهدوی و هزاران هزار شمع شبانه ای که با سوختن خود راه وی را روشن کردند تا که فیض شمع ره چه کسی گردد.
  

[تاریخ ارسال: 05 May 2006]  [ارسال‌کننده: آزاده اصفهانی پور]  [ isfahanipour@yahoo.com ]  
سلام . خدمت آقای جلال که فرموده اند کمتر کسی دیگر مجاهدین خلق را جدی میگیرد خواستم بگویم کاشکی رژیم جمهوری اسلامی هم مثل شما و بقیه مجاهدین خلق را کمتر جدی میگرفت و هوادارانشان را قتل عام نمی کردو یکی یکی به دارن نمی کشید. ولی متاسفانه رژیم جمهوری اسلامی دشمن هشیاری است و برخلاف شما میداند که چه کسیرا جدی بگیرد و نابود کند . کسی که این هشیاری را ندارد شما و امثال شما هستید که حتی در محکوم کردن عمل رژیم قاتل جمهوری اسلامی هم دست از تلاش برای برگرداندن جرم قاتل به گردن مقتول برنمی دارید . همین جا هم که باز ولی الله بعد از حجت و بعداز ولی الله سعید و بعد .... وهمه هم مجاهد دارند برسردار میروند به جای محکوم کردن تام و تمام رژیم سفاک خمینی خر مجاهدین را چسبیده اید که روابطشان درهاله ابهام است. خوبست دستور صادرکنید که جسد حجت و خدای ناکرده زبانم لال ولی الله را هم درپرجم آمریکا بپیجند و درلعنت آباد خاک کنند. اینطور فکر نمی کنید؟؟؟ چون اگر مجاهدین با آمریکا روابط غیرمشروع و غیر مردمی دارند آیا جمهوری اسلامی ضد امپریالیست با این عوامل امپریالیسم بجنگد و بکشد و به دار بکشد کار درستی نکرده است ؟ لطف کنید و جوابتان را هم اینجا بنویسید. .   

[تاریخ ارسال: 05 May 2006]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [ golku81@yahoo.com ]  
با پوزش از مسئول نظرات دیدگاه برای دوباره نویسی. باید این توضیح را اضافه کنم که نظر قبلی من در باره نظرهایی بود که برای مطلب آقای مصداقی نوشته شده بود.این ایرادگیری و پرخاشگری در اکثر نظرات برای مطالب دیگر هم دیده میشود. ما الآن همه ناراحت هستیم و چاره در رنجاندن یکدیگر نیست. بلکه باید دست هم را بگیریم و با بیرون آمدن از انفعال کاری کنیم که رژیم از غلطی که کرده پشیمان شود.منظور من این بود. مطلب آقای مصداقی حرف دل همه ما است . اگر نظر دادن در باره نظرات بر خلاف موازین دیدگاه است میتوانید نظر قبلی مرا نگذارید اما اگر گذاشتید خواهش میکنم این یکی را هم اضافه کنید. ازشما متشکرم.   

[تاریخ ارسال: 05 May 2006]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [ golku81@yahoo.com ]  
خود ولی الله فیض مهدوی که مجاهد هم هست و در بند دژخیمان و در نوک پیکان مبارزه در پیامش به کسی ایراد نگرفته است. تنها حمله اش به رژیم ایران است. بیایید این رااز مبارزین راستین یاد بگیریم. دعواها و ایرادهای ما فقط بهانه است که از کار اصلی در برویم. بیایید کاری به کار دیگری نداشته باشیم. هر کدام به قدر خود هر چه میتوانیم انجام بدهیم. الآن سایت دیدگاه پیام ولی الله فیض مهدوی را به انگلیسی گذاشته است و امیدوارم به زودی ترجمه های دیگر نیز اضافه شود. بیایید اینها را به هر جا که میتوانیم به روزنامه ها -مراکز خبری و سازمانهای حقوق بشر برسانیم.آدرس - تلفن و ایی میل بعضی سازمانهای حقوق بشر اینجا هستند:
http://humanrightsorganizations.blogspot.com

بیایید با هر جا میتوانیم تماس بگیریم و بخواهیم که به دولت ایران باج ندهند و بخواهند که این اعدام متوقف شود. ببینید حتی دادن خبر اعدام به بیرون مسئولین زندان را مشوش کرده است. پس این اقدامات بی فایده نیست. اگر میتوانید با قانونگزاران کشور محل اقامتتان تماس بگیرید و بخواهید که این اعدام را محکوم کنند. دولت ایران فقط زبان منفعت سرش میشود. اگر یکی از کشورهای اتحادیه اروپا تجارت را مشروط به لغو اعدام ها کند پای همه شان می لرزد. بیایید این جام زهر را بهشان تحمیل کنیم.
  

[تاریخ ارسال: 05 May 2006]  [ارسال‌کننده: مفید محمدی]  [ sabzesabzft@yahoo.com ]  
خواستن توانستن است.مامیتوانیم.درصورتیکه به راه مان و به ملت مان ایمان داشته باشیم.خودم
سالهابه این جمله ی زرین بالا عمل کردم و شد.اماکارفردی بردی چندان ندارد.بایدباجمع یکدل و یکزبان همراه شد و باررا به مقصدرساند.که هرچندطولانی مدت به مقصدخواهدرسید. و میدانیدکه / صبروظفر. یاران قدیمند./ وفیض مهدوی هم چون با جمع یکدل هست.فریادش . بگوش همه میرسد.واگرکسی ککش نمیگزد.ریشه ی خلاف انسانیت درخودش هست و حسادت ویاس نمیگزاردکه برای دفاع ازحق دم برآورد. مگربه گله و شکایت و فرافکنی و به نعل و به میخ زدن و عصای زیر بغل قاتلان مردم شدن.وخودرابرای ستمگران دستاربندلوس کردن برای روزمبادا. و همه ی حقیقت را زیرپای دروغ بزرگ وابستگی مجاهدین به شرق و غرب عالم لگدمال نمودن.واز زیربارمسئولیت روشنفکری منفعت طلبانه و کینه توزانه دررفتن.
هرچند . تهمت و توهین به مقاومان بهتر از سکوت است !!به هرحال اینهم یک نوع مبارزه است !!
پس از سالهای دراز زندگی درعمل به وظیفه برایم روشن شد که معنی / میان خق و باطل فقط چهارانگشت فاصله است - به قول مولا علی - / .یعنی چه ؟

آقای مصداقی پس از 10سال زندان و شکنجه. میداند که فیض مهدوی مجاهد است . و این نوشته ی انگیزاننده را عرضه میکند . آنوقت .آیا سزاوار است که دربرابر منطق . بجای دراز کردن رژیم ضدبشر. انگشت اتهام را بسوی فیض و یارانش دراز کنیم!؟ شما اسم این بی مهری و ندیدن حقیقت را چه میگذارید!؟
خودم هم عضو هیچ تشکیلاتی نیستم / با اظهار تاسف / اما این از جوانمردی نیست که بسوی بهترین های موجود سنگ پرتاپ کنیم. و باوجدانی آسوده هم به استراحت و مطالعه بپردازیم و منتظر پیروزی هم باشیم.لااقل از منافق خندان و کوسه ی رسما جانی یادبگیریم که در چالشها. باهم / در باطل شان / متحدند .
بیشک پیروزی از آن مقاومان هست . هرچند بعضی ها خوشش شا ن نیاید و نومید باشند.
  

[تاریخ ارسال: 04 May 2006]  [ارسال‌کننده: جلال]  [  ]  
ننگ و نفرین بر آخوندهای جنایتکار. تا کی می توانند خون آزادیخواهان را بریزند. گور خودشان را می کنند. دلاورانی همچون ولی الله و دیگران برنده این نبردند.
ای کاش این همه خون که ریخته می شد ذره ای بر آنهایی که زنده و وارث این خون ها هستند تاثیر می گذاشت. و قتی که بر سر هر مخالف خودمان و هر غیر خودی می ریزیم و بی دلیل آماج تهمت و افترا قرار می دهیم، باید بدانیم که در نتیجه این سیاست غلط هر روز منزوی تر می شویم و حتی اعدامی های ما هم تنها می مانند. واقعیت این است که این روزها هم مجاهدین و هم سیاست آنها در تنظیم رابطه با آمریکا به گونه ای است که این جریان را در هاله ای از ترید و ابهام فرو برده و کمتر کسی این سازمان را جدی می گیرد.
هواداران مجاهدین هم کاری جز کف زدن و سوت کشیدن برای این تشکیلات و یا فحش دادن به مخالفین ندارند. به نظر من زمان یک تجدید نظر اساسی فرا رسیده است. انتقاد از خود رشد و تکامل می آورد. و دگماتیسم زهر هر تشکیلاتی می باشد.
  

[تاریخ ارسال: 04 May 2006]  [ارسال‌کننده: شهناز شهیدی]  [  ]  
امیدوارم فیض الله زنده بماند، هرچند اعدام هم بشود نخواهد مرد. امیدوارم اعدام دگراندیشان چه فیزیکی از نوع رژیم هایی که می شناسیم و چه شخصیتی که گروه های اپوزیسیون در آن خبره شده اند، با رشد آگاهی همه ما، پایان پذیرد. اگر ما، همه ما، روی هر دو مورد حساس باشیم، جامعه ما جهش بزرگی خواهد کرد. ترور آزادیخواهانی چون دکتر کاظم رجوی یا حجت زمانی و فیض الله...، زشت و مذموم است و وقتی امثال مجاهدین به ترور شخصیت مخالفین خودشان هم پایان دهند ، رژیم پا به گور، پا به گورتر خواهد شد. زنده باد فیض الله .لعنت و نفرین به رژیم آزادی کش آخوندی   

[تاریخ ارسال: 04 May 2006]  [ارسال‌کننده: سیامک سعیدپور]  [ siamaksaidpur@yahoo.com ]  
آن عاشقان شرزه که با شب نزیستند

رفتند و شهر خفته ندانست کیستند


فریادشان تموج شط حیات بود

چون آذرخش در سخن خویش زیستند


مرغان پرگشودهء طوفان که روز مرگ
دریاوموج وصخره بر ایشان بنگریستند


میگفتی ای عزیز سترون شدست خاک

اینک ببین برابر چشم تو چیستند


هر صبح وشب به غارت طوفان روندوباز

آخرین شقایق این باغ نیستند


با سلام ودرود به مجاهد در زنجیر ولی الله قهرمان وهزاران درود بر هر آنکس که این راه و رسم را به او آموخت تا فدا و صداقت را سرلوحهءمکتب خود سازد.بی شک او همچون دیگر یارانش عاشقی است شرزه ، وسری پرشور دارد.

وسلام بر تو ایرج و هر آنکس که صدای مظلومانه خلق اسیر و جوانان سربدارش میشوند.

و درود بر این نسل که با فدای حداکثر، شرایط حاکم بر ایران را طوری تغییر داده اند که رژیمی که چندسال پیش دسته دسته زندانیان را اعدام میکرد حال برای اعدام یک مجاهد چه بهای سنگینی باید بدهد و زندانی حتی پیامش را به جهان میرساند.این چیزی نیست جزضعف وزبونی جلادان و در مقابلش ایستادگی نسل فدا و صداقت.
امیدوارم که دوستان! باز هم به جای پرداختن به اشکالات و ایرادات مبارزین ومجاهدین(که بلاشک بی عیب وایراد نیستند) کمی هم یقهءحاکمان وقاتلان ومسببین این جنایات را بگیرند.البته یادشان باشد که نیاز به پرداخت بها نیز دارد.متشکرم
  

[تاریخ ارسال: 04 May 2006]  [ارسال‌کننده: الدوز]  [ oldooz33@yahoo.com ]  
من با شما کاملا موافقم... سکوت مرگبار ما به راستی که شرم آور است...آیا همانطور که من نتیجه گرفته ام آیا شما نیز فکر نمیکنید که دلیل این سکوت شرمگین این باشد که آقای ولی الله فیض یک مجاهداست و جان بر کف .یعنی کسی است که ممکن است چند هفته دیگر در این جهان نباشد... و با این همه از زندان پیام استقامت و پایداری میدهد... در این زمانه غریب، نازنین های ما باید چان نثار خلق کنند و صدای اعتراضی بر نیایدولی اگر یک نفر حتی همان ها که در شکنجه و کشتار فرزندان ایران زمین شریک ملایان بودند صدای وا حقوق بشرا به آسمان خواهد رسید...این رسم روزگار ماست... قهرمانان خلق را باید در افسانه ها جستجو کرد و یا از آنها فیلم ساخت و با شعر و شعاری یادشان کرد... راهشان و رهروان راهشان موضوعیتی ندارد... وچون از دست ما که کاری ساخته نیست باید به دعا بسنده کرد.. فکر کنم که وقت آن رسیده که از مجاهد خلق ولی الله فیض مهدوی با همان عنوان مجاهدیاد کنیم و به کمک و همراهی یاران و همرزمان او در هر جا که هستند بشتابیم...باشد که در تاریخ آینده لعنت و نفرین نسلهای آینده شامل حال ما نشود... به سکوت پایان دهیم و فرزندان راستین خلق را به رسمیت بشناسیم... به امید آنروز و با امید به آنکه حرفهای به حق شما به گوشها شنوا باشد... با آرزوی نجات جان این قهرمان خلق   

[تاریخ ارسال: 04 May 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
البته بایستی از تمامی امکانات جهت فشار بر رژیم ضد انسانی ملایان استفاده کرد تا از این جنایت جلوگیری کرد اما واقعیت این است که تا این رژیم به حیات ننگین خود ادامه می دهد جان هموطن های ایرانی ما در خطر می باشد و تنها چاره دائم در نابودی و سرنگونی این رژیم جانی است و هر وسیله و هر از نوعی از مبارزه که به تضعیف و نابودی این شیادان کمک کند به شرط اینکه به آینده مردم ما و استقلال و آزادی و پیشرفت آنها صدمه نزد، باید استفاده شود. ایرانیان خارج از کشور باید با مراجعه به سازمانهای انساندوست بین الملل آنها را از خطری که جان این عزیز جان بر کف را تهدید می کند را آگاه کنند و کمپین وسیعی در آگاهی افکار عمومی و افشای فاشیست های حاکم بر ایران را تدارک و عملی کنند. امید است که با کمک افکار عمومی دنیا این رژیم را به عقب رانده و به کمک این مبارز قهرمان برویم.   

[تاریخ ارسال: 04 May 2006]  [ارسال‌کننده: نیما روشن]  [ nimaroshan@hotmail.com ]  
نفرين بر ما که فقط نظاره گر اين همه کشتار و جنايت هستيم و فرياد نيمزنيم!.رژيم کثيف جمهوری اسلامی ۲۸ سال است که ميکشد و سنگسار ميکند. دست وپا قطع ميکند. چپا ول وتجاوز ميکند اما هنوز سر کار است.چرا؟. زيرا اکثريت ما کمتر از هر فرد ديگری در دنيا حاضر است که در راه منافع ميهنش قدمی بر دارد. و تنها زمانی حاضريم در راه مصلحت ميهن خويش گامی بر داريم که به هيچ وجه به منافع شخصی مان لطمه وارد نيايد. اکثريت ما ايرانيان به خوارک. پوشاک و مسکن بيشتر از تفکر اهميت ميدهيم. کسی که برای شان انسانی خويش احترام قائل نشود زير هر بی حرمتی خواهد رفت .اگر خواهان ازادی و دمکراسی هستيم بايد به خود بيائيم. ازادی و دمکراسی بها دارد اگر شها مت پرداخت ان را نداريم حداقل از انسانهای مبارزی امثال ولی الله فيض مهد وی حما يت کنيم که اين بها را با خونشان برای ازادی من و تو و توده های در بند ايران می پردازند. دورد بر چينن انسانهای مبارزی. نيما روشن.



کاربر محترم، انتقاد از خود شما قابل درک است، اما لطفا در صدور حکم، از ضمایر جمع در مورد همه کاربران خودداری کنید.

با تشکر- مسئول ستون کاربران
  

[تاریخ ارسال: 03 May 2006]  [ارسال‌کننده: مهتاب ماکویی]  [  ]  
با سلام اقای مصداقی مطلب شما به غایت تاثر برانگیز بود.به قول ان کاربر عزیز چه کار برای این جوان سلحشور از خود گذشته می شود کرد.شما که از قلمتان مایه می گذارید دستتان درد نکند اما ما به جز دعا برای این جوان چه می توانیم بکنیم ؟شما بگویید.   

[تاریخ ارسال: 03 May 2006]  [ارسال‌کننده: پروانه حقیقت]  [ p-haghighat@yahoo.com ]  
زیبا و اندو هگین نوشته اید. قلب های همه ما غمگین است . چه باید کرد؟ ترسی که بیش از همه هست اینکه به تلافی همه این نوشته ها آن عزیز را بیشتر آزار دهند. آنهایی که درمعرض دستگیری اند باید تا آخرین درجه مقاومت کنند. و یا قبل از دست یافتن به سلاح ، عملی را که تا این درجه محکومیت دارد انجام ندهند.آیا هنوز باید پاسخ همه اشکالاتی را که در مبارزه و مبارزین و گروه ها و اپوزیسیون ها هست را این خون های پاک بپردازند. ما چه باید بکنیم ؟ مسئولیت ما درقبال آنها چیست ؟   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.