شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۳ تير ۱۳۹۷ - ۲۴ ژوئن ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سرنگونی، اصلاح‌طلبی و چند جمله از برتراند راسل
سخن کوتاه ايرج مصداقي

ایرج مصداقی

طی دهه گذشته به منظور حل مشکلات جامعه ایران و حرکت گام به گام به سوی دمکراسی، آزادی، حقوق بشر، حکومت قانون و... حمایت های بی‌دریغی نصیب جناح «دوم خرداد» رژیم شد که خود عامل بسیاری از نابسامانی‌های جامعه ایران بوده است.

پوشش و محمل این حمایت‌ها چه در سطح بین‌المللی و چه در سطح داخلی، حمایت از حرکات اصلاح‌طلبانه و پرهیز از خشونت و قهر که جامعه را به سمت قهقرا می‌برد بود!

محافل مشخص در سطح بین‌المللی و داخلی در توجیه اقدامات خود روی این نکته تأکید می‌‌کردند که با حمایت از خاتمی و جناح او به تقویت آن‌ها در برابر جناح محافظه کار و خشونت طلب رژیم می‌پردازند و جامعه را آماده‌ی تغییرات مثبت می‌کنند!

پس از هشت سال و ارائه‌‌ی انواع و اقسام حمایت‌ها نتیجه‌ای که عاید مردم ایران شد چیزی نبود جز سر بر آوردن فاشیستی‌ترین باندهای رژیم که احمدی‌نژاد آن را نمایندگی می‌‌کند.

همان‌ باندهایی قدرت را در دست گرفتند که تا دیروز به خاطر دور نگاهداشتن‌شان از قدرت هر گونه حمایتی نثار خاتمی و اطرافیانش می‌شد.

نتیجه‌ی حمایت همه‌ جانبه از خاتمی و جناح دوم خرداد موجب بسته شدن راه حتا برای به قدرت رسیدن جناح‌های محافظه کار متعادل رژیم شد. به شرایطی رسیدیم که از سوی «اصلاح‌طلب‌»های وابسته به رژیم، حزب موتلفه اسلامی «معتدل ترین بخش جناح حاكم» معرفی می‌شود.

امیدوار ساختن کاذب مردم به امامزاده‌ای که از ابتدا قرار نبود شفایی دهد باعث سرخوردگی شدید مردم، به ویژه

جنبش دانشجویی، کارگری و به تبع آنان دیگر اقشار جامعه شد.

این انفعال و ناامیدی پس از سرکوب ۱۸ تیر ابتدا در جنبش دانشجویی و سپس در بخش‌های دیگر اجتماع رخ نمود و در انتخابات دومین دوره شورای شهر تهران، هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی و نهمین دوره ریاست ‌جمهوری اسلامی به بارزترین شکل خود را نشان داد.

نتیجه‌ی آن سیاست امروز پیش رویمان است. کشور در لبه‌‌ی پرتگاه قرار گرفته است.

نگاهی به گذشته کنیم:

در طول این سالیان آنان که در مقاطع مختلف به عنوان چوب‌های زیر بغل رژیم به آن خدمت کرده‌‌اند هر از چند گاهی مخالفت خود را با سرنگونی رژیم اعلام داشته و به مردم در مورد خطرات دست زدن به چنین کاری هشدار داده و از بروز هرج و مرج، خشونت، خونریزی، انقلاب، جنگ، ناامنی و... اظهار نگرانی کرده‌‌اند.

آن‌ها سیاست خود را در لباس حمایت از مبارزات غیر خشونت آمیز، اصلاح‌طلبانه و صلح‌جویانه به خلایق قالب کرده‌اند.

اما در نگاه من اصلاح طلبان واقعی و بی غل و غش نمی‌توانند به چیزی کمتر از سرنگونی تام و تمام رژیم بسنده کنند.[1]

سال‌ها پیش برتراند راسل مصلح بزرگ اجتماعی، فیلسوف صادق ضد خشونت و اصلاح طلب واقعی کسی که کارش بیشتر در حوزه‌ی معرفت شناسی بود در سخنرانی که تحت عنوان «اخلاق فردی و اجتماعی» داشت چنین گفت:

« من منکر وجود موقعیت‌هایی نیستم که قانون شکنی در آن‌ها به صورت تکلیف در میاید»

و یا

«تصور می‌کنم همچنین باید پذیرفت که در بعضی موارد، انقلاب توجیه پذیر است. در برخی از حالت‌ها، حکومتِ قانوناً مصدر کار، بقدری بد است که سرنگون کردن آن حتا به خطر هرج و مرج می‌ارزد. این خطر، کاملاُ واقعی است. شایان توجه این‌که موفق‌ترین انقلاب‌ها- یعنی انقلاب ۱۶۸۸ انگلستان و انقلاب ۱۷۷۶ آمریکا- به دست مردانی برپا شدند که وجودشان عمیقاً سرشار از احترام به قانون بود» [2]

آیا حکومت «قانوناً مصدر کار» جمهوری اسلامی «آن‌قدر بد» نیست که نیاز به سرنگون کردن آن باشد؟

آیا چیزی بدتر از این در دنیای معاصر متصور است؟ آیا نمونه‌ی بدتری در دنیا می‌توان سراغ داشت؟

در نظر مخالفان انقلاب و سرنگونی رژیم، شرایط می‌بایستی به چه صورتی باشد که «انقلاب توجیه پذیر» مورد نظر برتراند راسل موجه گردد؟

وقتی‌ که برتراند راسل که با هیچ منطقی نمی‌توان او را «خشونت طلب» نامید در دهه‌ی نهم عمر خویش بانگ بر می‌دارد که سرنگون کردن یک حکومت بد «حتا به خطر هرج و مرج» می‌ارزد، منطق آنانی که تلاش می‌کنند هر طور شده رژیم را سرپا نگاه دارند از کجا آب می‌خورد و روی در کجا دارد؟

وقتی برتراند راسل «خطر هرج و مرج» را «کاملاً واقعی» ارزیابی می‌کند، آنان که مردم را از بروز هرج و مرج و خطرات آن می‌ترسانند آب به کدام آسیاب می‌ریزند؟

به عنوان یک اصلاح‌طلب واقعی و معتقد به حقوق بشر و استانداردهای شناخته‌ شده‌ی بین‌المللی عقیده دارم راه حل سرنگونی جمهوری اسلامی اگر چه دردناک است اما تنها گزینه‌‌ی واقعی برای علاج دردهای جامعه‌‌ی ایران است. آنان که دل در گرو میهن و مردم در بند آن دارند نمی‌توانند به گزینه‌ی دیگری فکر کنند.

Irajmesdaghi@yahoo.com



[1]   انقلاب و سرنگونی رژیم به مفهوم واقعی آن، هیچ‌گاه خواسته‌ی غرب و آمریکا نبوده و از آن حمایت نمی‌کنند. به همین دلیل حمله‌ی نظامی و سقوط رژیم با دخالت مستقیم نیروی نظامی خارجی نمی‌تواند تأمین کننده منافع مردم ایران باشد.

[2]   خرد در سیاست، مقاله‌اخلاق فردی و اجتماعی، صفحه‌ی ۳۰۷، برتراند راسل، ترجمه‌ی عزت‌الله فولادوند، طرح نو،۱۳۷۶.

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
ایرج مصداقی:



[تاریخ ارسال: 07 May 2006]  [ارسال‌کننده: م .راوی]  [ M.rawi@yahoo.com ]  
واضح است که این حاکمان دیکتاتور در ایران هستند که غیر از مسیر سرنگونی راه و روش دیگری را برای رسیدن به آزادی و عدالت و رهائی مردم ایران باقی نگذاشتند. وانگهی مهار بحران سازی های داخلی و خارجی حاکمیت ملایان که در دست و توان نیروی سرنگونی طلب نیست.
اگر تهدید سلاحهای کشتار جمعی و حمایت از تروریستها و صدور بنیا دگرائی را نیز به اهداف و جنایتهای ملایان اضافه کنیم، رژیم خمینی ضمن فقدان عدم مشروعیت سیاسی در داخل، تبدیل به یک تهدید و مشگل جهانی نیز شده است. به نظر من:
راه حل سوم یعنی نه جنگ و نه دخالت خارجی و نه مماشات، بلکه تغییر دمکراتیک توسط مردم ایران تا زمانی اعتبار دارد که مواضع و عکس العمل های داخلی و خارجی، خارج از توان و مواضع اپوزیسیون ایران نباشد. به عبارتی دیگر در این شرایط مشخص مواضع آزادی و دمکراسی خواهی ملت ایران و نیروهای سرنگونی طلب همسو با مواضع سازمان ملل و آمریکا میگردد.
خوب حالا قدرت جهانی در چهار چوب سازمان ملل برای سرنگونی رژیم ملایان پیشی میگیرد. در این شرایط آیا ما با یستی بنشینیم بر سر خود به زنیم که چرا به ما اجازه نمی دهند و یا چرا فقط ما نمی توانیم این رژیم را سرنگون کنیم ؟ سرکوب وخفقانی که در داخل ایران توسط ملایان مستولی کشته همراه با تسلیحات کشتار جمعی میرود حاکمان و استبداد فاشیستی مذهبی را مستحکم و جریتر و وارد جنگ عملی کند. از طرفی ادامهً مماشات استعمار شرق و غرب با رژیم ایران، خود به خود جنگ را به دنبال می آورد و حالا جبهه و صف بندیهای مماشاتگران از یک طرف و جبههً اپوزیسیون و ملت ایران با جامعهً جهانی (سازمان ملل) از طرف دیگر به سرعت متمایز و تمیز داده میشود. به نظر شما ملت ایران و نیروهای سرنگونی طلب چه کار باید کنند؟ سئوال به بیان ساده، اگر جامعهً جهانی و یا حتی آمریکا فردا به مرحله ائی رسید که رژیم ملایان به مثابه تهدید جهانی باید برود پیش اجداد دیکتاتورهای دیگر دوران گذشته، آنوقت ما چکار باید بکنیم؟
تنها رمز پیروزی و ثبات سیاسی آیندهً ملت ایران اتحاد حول محور آزادی ودمکراسی خواهیست.
متشکرم
  

[تاریخ ارسال: 01 May 2006]  [ارسال‌کننده: همایون پاکزاد]  [ homayonpakzadyahoo.com ]  
مقاله جناب مصداقی چند سوال بر انگیخت که مایلم پاسخ بدهند.
1- کدام نیروها الان می گویند که رژیم نباید توسط جنبش سراسری مردم سرنگون شود و فقط شمایید که بر این سرنگونی پا فشاری می کنید؟ این نیروها را برای آگاهی مردم و ثبت در تاریخ افشا کنید.
2- هر چه که برتراند راسل گفته وحی منزل است؟ الزاما اینجوری نیست.
3- منظورتان از هرج ومرج، جنگ داخلی در ایران بعد از حمله آمریکاست؟ اگر نه منظورتان بطور مشخص از هرج و مرج چیست؟ و الا حرکت سازمان یافته مردم وانقلاب اجتماعی در ایران چرا باید به هرج و مرج تبدیل شود؟!
4- الان نیروهایی هستند که علنا در خدمت پنتاگون و برای باز کردن پای استعمار به کشور ما با هردو جناح جنگ یعنی رژیم آخوندی و آمریکا همصدا و شیپور جنگ جنگ می نوازند. در این "هرج و مرج سیاسی" شما کجا اسیتاده اید.
نتکه آخر اینکه هر نیروی نامردمی می تواند سرنگونی طلب باشد تا دیکتاتوری دیگری را جایگزین آخوندها کند. امروز دیگر کافی نیست سرنگون طلب باشیم. باید ضمنا به مردم بگوئیم که کدام نظم را می خواهیم جایگزین کنیم. نه شما و نه جریانی که از آن حمایت می کنید هرگز به این سئوال پاسخ نداده اید.
  

[تاریخ ارسال: 27 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: شیرین امیراحمدی]  [  ]  
من از مقاله‌ی روشنگرانه آقای مصداقی تشکر میکنم.

آقای عزیز اگر می‌توانستند منکر حرف‌های راسل هم می‌شدند.

اگر رویشان می‌شد می‌نوشتند راسل عقل درست و حسابی نداشت.

حالا که نمی‌توانند چنین چیزهایی ببافند حکیم باشی را دراز کرده‌اند.

به هم بافتن مطالب بی سر و ته که هنر نیست.

  

[تاریخ ارسال: 27 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: عزیز]  [ aziznsn@yahoo.com ]  
البته برتراند راسل این حرف را زبانی به زبان آورد که هنوز استانداردی از سازمان مجاهدین در دست نداشت و بی‌فرهنگی ِ اپوزیسیون و عقده‌های سرکوب شده‌ی دیکتاتوری‌های خفته را مشاهده نکرده بود. آقای مصداقی فروریختن رژیم یک پروسه است و بخش مهم تر ادامه‌ی راه آزادی است و این مشکل اساسی است . متاسفم که هنوز از انقلاب‌های قلابی درسی نگرفته‌ایم.
  

[تاریخ ارسال: 26 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
من فکر می کنم که هر ایرانی انساندوست و خیرخواه مردم ایران موافق این مقاله آموزنده باشند و با خواست بر حق آقای مصداقی همصدا برای سرنگونی رژیم جنایت پیشه خمینی خواهند بود. این مقاله بسیار منصفانه عین حقیقت موقعیت ایران را توضیح داده است و تنها راه بهروزی و نجات ایران را به درستی در سرنگونی تمامیت رژیم ملایان و با تمامی جناحهای ضد انسانی آن را مشخص می کند. با تشکر از مبارز دلیر آقای ایرج مصداقی که یادگار یک نسل از قهرمانان جان بر کف مردم ایران می باشند.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.