شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷ - ۱۹ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نترسيد
ديدگاه فقط يک سايت است

علی ناظر

چندي پيش محمد آسنگران مطلبي در انتقاد فراخوان ديدگاه نوشت. نکاتي قابل تعمق در آن بود. البته همانطور که در پاسخ دوم به ايشان گفتم، راه و رسم نقد و بررسي و تحليل آن نيست که ايشان برگزيده اند. اما من شخصا، در بطن نقد ايشان دلسوزي براي مردم و مبارزات آزاديخواهانه مي بينم، هر چند با لحن و نحوهء نوشتاري و منطق ايشان خيلي مخالفم.
اما ديروز مسئوول ستون مقالات به من زنگ زد و مرا به سايتي که خيلي کم به آن سر مي زنم (ايران اينترلينک) ارجاع داد و گفت سايت مربوطه تو را و چند نفر ديگر از امضا کنندگان فراخوان ديدگاه را به مجاهدين وصل کرده است.
با اشتياق رفتم به سر سايت که ببينم اين جماعت چه فرموده اند (جالب تر اينکه سايت ايران ديدبان که معرف حضور همه هست آن مطلب را امروز نقل کرده است). براي خواندن مطلب ايران اينترلينک، اينجا را اول کليک کنيد و بعد اين نوشته را ادامه دهيد.
همانطور که مستحضر هستيد اين جماعت اطلاعاتي، به جز اينکه سعي کرده اند مرا به مجاهدين وصل کنند، نادر ثاني را هم با عکس و تفصيلات عَلَم کرده اند که آي خلق الناس بياييد و تماشا کنيد. نگفتيم که ديدگاه زير بليط مجاهدين است؟ نگفتيم که ... اين هم عکس و مدرک - نادر ثاني، که از امضا کنندگان (پيشنهاد دهندگان) سري اول فراخوان است، از عناصر اطلاعاتي مجاهدين است.
اين جماعت اطلاعاتي به خودشان زحمت نداده اند که سري به ليست 451 نفري امضا کنندگان زده و ته و توي قضيه را در بياورند که اين نادر ثاني کي هست، اهل کدام کشور است، چکاره است،...؟ اگر خودشان يا خط دهندگان شان چک مي کردند، به راحتي مي فهميدند که نادر ثاني آن فردي نيست که اينها در باره اش اينقدر جِلِز و وِلِز مي کنند، بلکه «نادر ثاني امضا کننده» يکي از هواداران پر و پا قرص چريکهاي فدايي خلق ايران است (جهت توجه اين جماعت اطلاعاتي خِنگ – منظور سچفخا، عضو شوراي ملي مقاومت نيست)، نادر ثاني معلم است، نادر ثاني اهل سوئد است و سينه اش را ستبر کرده که هستم و به هواداري از چريکهاي فدايي خلق هم به خود مي بالم. ساده تر اينکه پايهء تمام حرفهاي پر و پوچ در مطلبِ ايران اينترلينک، بر آب سوار است.
اما پيش از اينکه به اصل مطلب اين نوشتار بپردازم، لازم است که يکي دوتا نکته را خيلي روشن بيان کنم.
من هيچ موقع عضو هيچ سازمان و دسته اي نبوده ام. ولي اگر روزي (خداي نکرده) خواستم عضو سازماني بشوم، اصلا از وابستگي به فدايي خلق و يا مجاهدين خلق شرمنده نخواهم بود.
اين جماعت فکسني اطلاعاتي طوري مطلب شان را نوشته اند که گويي ديدگاه به رژيم وابسته شده است. جماعت بي اطلاع اطلاعاتي نمي فهمند که بودن با رژيم، نجس و خيانت و کريه و باعث شرمندگي است و نه بودن با فدائي و مجاهد خلق. وابسته و جيره خوار رژيم شدن قبيح است، و نه وابستگي به مجاهد و فدايي خلق. متاسفانه اين جماعت جدا شده از مجاهدين آنقدر در ضديت هيستريک با مجاهدين هستند که عقل و منطق را فروخته، و بجاي دشمني با رژيم، خود را از مقامي شايسته به دون ترين منصب در گنديده ترين منجلاب کشانده اند. تضاد شما با مجاهدين يک موضوع است، ولي تضادتان با رژيم مي بايستي به همه چيز ارجح باشد. اگر اين منطق ساده را نفهميد، بايد براي شما گريست که چه آسان تلف شده ايد.
خارج از اين موضوع و خنگ بازي اين جماعت اطلاعاتي بي اطلاع، يک موضوع قابل تأمل است.
همه، از مجاهد و فدايي و راه کارگري و حکک و حزب کمونيست و منفردين مستقل مي دانند که ديدگاه فقط يک سايت است. نه مي خواهد زمام امور را به دست بگيرد و نه اينکه مي خواهد عضو گيري کند. خط و خطوطش هم بر کسي پنهان نيست. همه مي دانند که ما به آزادي بيان و انديشه پايبنديم و بر مبناي يک سري موازين خيلي ساده رژيم را افشا مي کنيم. جهت توجه کسي که اولين بار با ديدگاه آشنا مي شود؛ ديدگاه ضديت سازش ناپذير با تماميت رژيم دارد، خواهان سرنگوني جمهوري اسلامي است، و فراسازماني (مستقل از همه کس و تمام نهاد ها) است. با توجه به نکات فوق، سوالي که به ذهن خطور مي کند اين است که چرا يک مرتبه سايت «ايران ديدبان و اقمار» ترس برشان داشته و اينطوري از هول حليم توي ديک افتاده اند؟ تا حالا ده ها فراخوان در ضديت با رژيم صادر شده، چرا اين سايت هاي معلوم الحال اينچنين و تا به آن حد به دست و پا افتاده اند که نوشته شان را بدون چک آخر، و با چنين اشتباه فاحشي منتشر مي کنند؟
يکي از ياران ديدگاه معتقد است که وزارت اطلاعات به اين نتيجه رسيده که مجاهدين به هر حال با راه و رسم ديدگاه موافق نيستند؛ پس اگر وزارت اطلاعات با ايجاد شبهه و دروغ پراکني، بتواند «نيروهاي چپ» و «منفردين» را به «مستقل بودن » ديدگاه مشکوک کرده و ديگر به فراسازماني بودن آن اعتماد نکنند، آنوقت مي تواند يک رسانهء مستقل و سرنگوني طلب را از صحنه خارج کند. تنها اشکال اين تئوري توطئه در اين است که حتي اگر رژيم موفق به انجام اين امر شود، با 70 ميليون نفر ديگر که خواهان سرنگوني نظام جمهوري اسلامي هستند چه خواهد کرد؟
پاسخ من ساده تر است، رژيم دوست ندارد در بين اپوزيسيون اِجماع بوجود بيايد.
تا بحال، اکثر فراخوان ها، در يک محدودهء مشخصي مورد توجه قرار گرفته است. «مستقل بودن» و «فراسازماني بودن» ديدگاه توانسته افراد از اقشار مختلف و باور هاي گوناگون را، بدون هيچ تبليغ و انعکاس در رسانه هاي مختلف و بدون هاي و هوي، و تنها با معرفي فراخوان در سايت ديدگاه، گرد هم آورد. اين اِجماع افراد که ضديتي سازش ناپذير با رژيم دارند و مخالف حملهء نظامي بيگانگان به ايران هستند، براي رژيم و اقمارش هشدار دهنده است.
من اصلا نمي خواهم از متن فراخوان دفاع کنم، چرا که بقول يکي از امضا کنندگان، اگر عجله نمي شد متن پُخته تر ارائه مي شد. اما مي خواهم اين را تأکيد کنم که اگر در اين فراخوان حتي يک خط هم نوشته نشده بود، ولي همين 451 نفر از باورهاي مختلف آن را امضا کرده بودند، باز هم همين قدر جار و جنجال بپا مي کرد. چرا که رژيم تنها به يک دليل به حيات ننگينش ادامه مي دهد – تفرقه بين اپوزيسيون.
اهميت اين فراخوان نه در کميّت و نه در هويت و گذشتهء سياسي امضا کنندگان است، بلکه در اين واقعيت است که سعي کرده بر ديوارِ يخِ حائل بين اپوزيسيون تَرَک ايجاد کند. درد رژيم اين فراخوان بخصوص نيست، درد رژيم فراخوان هاي بعدي، نه فقط از سوي ديدگاه بلکه هر کس و نهاد ديگري است، اگر بخواهند فرهنگ همبستگي را تشويق کنند. به همين خاطر، آنها مي خواهند امضا کنندگان را به هراسانند، که امضا نکنيد، توطئه در کار است! امضا نکنيد اسلام سياسي پشت آن است! امضا نکنيد به نفع امپرياليسم آمريکاست. به نظر من رژيم هراسان شده که اگر يک سايت سرنگوني طلب بتواند 451 امضا جمع کند، چه خواهد شد اگر سازمانها و نهاد هاي سياسي سرنگوني طلب اعلام همبستگي کنند؟ رژيم از همبستگي بين نيروهاي سرنگوني طلب مي ترسد، وگرنه 451 امضا اينقدر بالا و پايين پريدن ندارد.
علي ناظر – 18 فروردين 1385 - ديدگاه

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 11 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: هدایت اشتری لرکی]  [ hedayat@noos.fr ]  
به لطف دیدگاه سری به سیاه چال سایت ایران اینترلینک زدم. راستی سیاه چال است لحظه ای توقف دراین سایت . هرچه خواندم توهین به مجاهد وفدایی ووطن پرستان ایرانی بود. به الله سوگند حتی این هتک حرمت هارادرزمان رژیم پهلوی به عیان نشنیدم. آخر حتی یک بی شرف هم درملاعام برای حفظ ظاهر هم که شده اینگونه هتاکی وفحاشی نمی کند که این سایت بی ادب میکند. گویا این سایت انگلیسی برای این راه اندازی شده که فرهنگ فحاشی را ازغرب به ایران صادرکند. وچه صلاحیتی دارند این بددهنان وگشاده گویان. ای فردی که دهانت مجرای خروج فحاشی است آیا تو با همین دهان آیات قرآن را تلاوت میکنی آیا با همین زبان نماز میخوانی حتم دارم که تو نه مسلمانی نه مسلمان زاده ای آخر بی معرفت حیای ایرانی بودنت کجاست که این چنین به فرزندان دلیر اتن خاک وبوم ناسزا میگویی. راستی یک سئوال هنگامی که این فرزندان برای اسلام وعدالت دربرابر رژیم سفاک پهلوی سینه سپر کردند تووامثال تو کجا بودید بی ستون را عشق کند وشهرتش فرهاد برد
حال با خون این جوانان بقای خودرا بیمه کرده اید بدانید وحتما بدانید که
الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم. لاتلبسوالحق بالباطل. نصرمن الله وفتح قریب. مبارز راه خدا وراه عدالت همیشه پیروز است. یا علی
  

[تاریخ ارسال: 07 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [ zsamani@yahoo.com ]  
من برخلاف نظر آقای ناظر، هیچ جنبه مثبتی در حرفهای مغرضانه جناب آسنگران نمی بینم. ضدیت کور ایشان با جریانات سیاسی دگراندیش ریشه در بدآموری های حزبی ایشان دارد. این ضدیت کار را بدانجا کشانده، که "آسنگران" در یکی از سایت های متعفن آخوندها تبدیل به "آهنگران" گردیده است!
اینهم آدرس [مطلب] آهنگران (آسنگران):
http://www.iran-interlink.org/files/farsi%20pages%2019/didgahandmek040406.htm
  

[تاریخ ارسال: 07 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: هدایت اشتری لرکی]  [ hedayat@noos.fr ]  
یادم میاید وقتی دردانشگاه جندی شاپور مانند همه عزیزان دیگر دانشجوبودم برای تبیین نظرات حکومت اولیه بعدازانقلاب تلاش میکردم.باآنکه هم دانشجو بودم وهم کارمند ساده بانک سپه مع الوصف درترویج امورتعاون هم فعالیت میکردم. بدین حالت که با جمع آوری پول ازطریق همکاران شاغل دربانک سپه شعب اهواز ومساعدت چندین بازاری مسلمان وهمکاری شرکت ملی نفت ناحیه آغاجاری موادخوراکی تهیه وسپس یک تریلی ازآغاجاری میامداهواز بارهاراتحویل وبعد عازم آغاجاری میشد این تریلی مسافتی حدود ۱۳۰ کیلومتررامی پیمود تا به آغاجاری برسد پس ازرسیدن محموله غذایی که حدود ۵ تا ۷ تن میشد دوستان مستقردرآن محل محموله را دریافت بعد آنرا بین مردم نیازمند تقسیم میکردند.دخترخانمی ازگروه چپ از من پرسید چطورشما محبت مردم را به سمت خودجلب میکنید پاسخ دادم به نیازهای آنها توجه میکنیم. خلاصه بگذریم ازاینکه نتیجه آن همه زحمات مایه گردن کلفت تر شدن هاشمی رفسنجانی خبیث وباند اوشد که ازاین بابت تا قیام قیامت خودم را ملامت میکنم اما شاد کردن کودکان خانواده های تنگدست آغاجاری بزرگترین مایه سربلندیم نزدخداشد. شاید ذکر این حکایت ارتباطی با گفته های ناظرنداشته باشد ولی درانتها با مقایسه هردو به یک نتیجه میرسم. کاردیدگاه هرچه باشد چه به نفع رژیم چه به نفع مجاهدیافدایی اما یک اثرجاودان غیرقابل انکار دارد وآن اینکه این سایت کاروانسرایی درکویر سردوخشک است که به من و به امثال من آرامش میدهد تا بتوانم بازهم به راهم ادامه دهم. راه خدمت به مردم ایران وراه مبارزه برای سرنگونی حاکمیت ظلم. فرهاد عزیزمان که روحش شاد باد میخواند الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم. خطاب من به همه شما عزیزان مسافر کویری است که مردی با نام علی ویاران خوبش آرامش گاهی برایمان تدارک دیده تا ضمن خستگی درکردن با هم حرف بزنیم از گذشته هایمان برای هم بگوییم وبرای آینده مشترکمان برنامه ریزی کنیم. همدل هم باشیم وبقول آن خواننده لر کهگیلویه بخوانیم شو درازومه بلند دل نیگره جا. خدا یار همه شما باشد. دست همه تان را میبوسم. یاعلی   

[تاریخ ارسال: 07 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [ golku81@yahoo.com ]  
آقای ناظر عزیز
اول از همه به شما و آقای ثانی و بقیه امضا کنندگان فراخوان دیدگاه و همه کاربران دیدگاه تبریک میگویم که این چنین صدای رژیم را در آورده اید. این نشان میدهد که دیدگاه دیگر یک سایت نیست. از سایت فراتر است. دیدگاه این قدرت را دارد که به شعار" نیروهای سرنگونی طلب متحد شوید" جان ببخشد و دشمن مشترک را این چنین به دست و پا بیندازد.
دیدگاه در مقطع های مختلف دست به اصلاح خودش زده. اشتباهاتش را نقد کرده. جمع بندی کرده و با همه مشکلات باز هم جا نزده و همچنان مستقل و آزادیخواه باقی مانده.
مسئله دوم این است که این سیاست جدید ملاها است که میروند عکس و آدرس مردم را در سایتشان میگذارند که مثلا چشم زخم بگیرند( فردا مامور میفرستیم در خانه تان!!).از طرفی هم به اقمار خودشان نشان بدهند که چقدر دستگاه اطلاعاتشان قوی است!( از اینترنت عکس پیدا میکنیم میگذاریم روی صفحه مان!!!) نمی دانند که دیگر کار از این حرفها گذشته است. 70 میلیون ایرانی به جان آمده از این رژیم متنفرند. حالا اینها 451 نفرشان را می ترسانند که امضایشان را پس بگیرند؟؟؟.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.