شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

امنيت جمعی و منافع ملی ايران

م. راد

  • گرچه به آزادی اندیشه و انتشار نظرات گوناگون بها می‌دهیم امّا مطالب درج شده لزوماً دیدگاه ما نیست.
  • مدعیان صاحب اختیاری جهان، که به دروغ دم از دموکراسی و حقوق بشر می زنند اما ذکر و فکری جز « زد و بند با استبداد دینی » ، یا «جهانی کردن جنگ و جنایت» ندارند ـــ دوست مردم شریف ایران نیستند.
  • ایران خانه ما و قلب ما است امّا دشمنان کلمه که حرث و نسل این میهن مظلوم را به باد داده و « گفتمان » را نیز به صلیب جور و جهل خویش کشیده اند ــ ابدا، آن را نمایندگی نمی کنند. 
  • به قاتلان زندانیان سیاسی مشاوره دادن که چنین کنید و چنان کنید، مرزها را مخدوش می کند با این حال برای پژوهش آقای راد  ارزش قائلم و با اینکه با زبان‌ِ نوشته ایشان موافق نیستم، مطلب زیر درج می‌شود.

با کمال احترام: مسؤول مقالات دیدگاه


وزرای‌ خارجه آمريكا و انگلستان در شرايطی وارد عراق شدند كه تنها در يك شب نيروهای ‌مقاومت بيش از دوازده سرباز آمريكايی را كشتند و سه نفر را به گروگان گرفتند و همزمان مركز فرماندهی ‌نيروهای‌انگليسی را در بصره با موشك مورد حمله قرار داده و طی همين مدت يك هليكوپتر آپاچی را سرنگون و به تعدادی ‌تانك و زره پوش آسيب جدی‌ وارد آورده و مقادير زيادی اسلحه و مهمات را بغنيمت گرفتند كه نشانه تكامل مبارزه مسلحانه بر عليه نيروهای‌ متجاوز خارجی است. هم زمان با آن مانور نظامی ‌گسترده هوايی ، دريايی و زمينی ايران با وسايل بسيار مدرن از جمله موشكهای زير دريائی و اژدر افكن بهمراه قايق های ‌پرنده و مشكهای زمين به هوا در سراسر منطقه خليج فارس شرايط غير قابل بازگشت تازه ای در منطقه خليج فارس ايجاد كرده است كه دووزير خارجه آمريكا و انگلستان را مجبور كرد شتابان خود را به منطقه برسانند كه صحنه گردانان جنگ جنايت كارانه در منطقه خاورميانه هستند.

ايران و موقعيت آن :

مانور نظامی بزرگ در سراسر آبهای ‌ساحلی جنوب ايران نشان ميدهد كه ايران خودرا بعنوان قدرت نظامی برتردر منطقه تثبيت كرده و قادر است از تمامی مرزهای آبی خود بخوبی دفاع كند اين اولين بار است كه پس از حكومت صفويه ايران با قدرت دريايی بزرگ ميتواند از مرزهای‌آبی كشور با قدرت حفاظت كند تاكتيكهای‌ كشورهای غربی طی دوماه گذشته در رابطه با فعاليتهای‌هسته ای ايران نشان ميدهد كه آنها تا حدودی ‌به اين ظرفيت نظامی پی برده بودند برای همين كوشش داشتند تا ايران را ار طريق تطميع و فشار با خود همراه كنند .

ايران برای‌ سال 1385 بودجه ای در حدود  220 ميليارد دلار در نظر گرفته است سرمايه ای بسيار وسوسه انگيز و كمتر كشوری در جهان است كه در تدارك نباشد تا سهمی از آنرا نصيب خود كند ايران منابع انرژی خود را متنوع كرده و علاوه بر نفت و گاز در جنوب كشور ( نفت جای ‌دوم بعداز عربستان سعودی در خاورميانه ) و از نظر گاز مقام دوم در جهان بعداز روسيه و در شمال كشور از مرز افغانستان تا دريای خزر ازمنابع گاز و نفت  ‌بر خوردار است.

 ايران طی  سالهای گذشته سرمايه گزاری ‌فراوانی در بخش نفت و گاز و پتروشيمی‌ انجام داده است و در تلاش است تا با استفاده از غنی سازی‌اتمی بدون وابستگی ‌به كشورهای خارجی پتانسيل توليد انرژی هسته ای خود را بالا ببرد با توجه به انرژی توليدی ناشی از سدسازی ‌وبادی بايد گفت ايران يكی از نادر ترين كشورهای‌ جهان است كه در توليد انرژی و ذخاير آن از تنوع كافی بر خوردار شده است.

اگر وسعت كشور و جمعيت هفتاد مليونی و فارق التحصيلان آن را بهمراه گرايش بسيار گسترده به مدرنيسم كه از ويژگی های ‌مردم كشوراست به آن اضافه كنيم وبا در نظر گرفتن  ذخاير ارزیِ كشور كه تا آخر امسال با ثابت ماندن قيمت نفت در بازار جهانی  به بيش از 50 ميليارد دلار خواهد رسيدميشود نتيجه گرفت كه ايران بعنوان قدرت برتر منطقه تثبيت شده است.

موقعيت اتحاديه اروپا :

كشورهای‌اروپايی با شناختی كه از اوضاع خاورميانه و اشتباهات آمريكا داشتند در تلاش بودند تا با تروئيكای خود ( انگلستان ، فرانسه و آلمان) با ايران بنحوی كنار آيند مضافا به اينكه ايران حاضر شده بود با كشورهای‌غربی از جمله آمريكا برای‌اشغال افغانستان و عراق همكاری همه جانبه ای بكند و حتی‌ نيروی نظامی در اختيار آنها قرار دهد اروپا زمانی پای چنين سياستی رفت كه اميداوار بود بسرعت به وضع كشورهای‌اروپای ‌شرقی پس از تجاوز به يوگسلاوی سرو سامانی بدهد.

 اروپا با قدرت گيری ‌روسيه و نارضايتی گسترده و از دست دادن نفوذ تدريجی خود در اين كشورها نتوانست با قدرت وارد ميدان شود شكست در انتخابات اوكراين و روسيه سفيد و تشييع جنازه بی سابقه مردم يوگسلاوی از رهبر خود دكتر ميلوسويچ كه فرياد ميزدند اسلوبو بتو قول ميدهيم كشور را دوباره خواهيم ساخت و بلبشوی‌ اقتصادی در تمامی ‌كشورهای اروپای شرقی ، فرانسه و اسپانيا و اخيرا آلمان و از همه مهمتر قدرت اقتصادی رو به گسترش چين و روسيه اين فرصت را به ايران داد تا خود را سازمان بدهد و از شرايط پيش آمده بخوبی بهره گيرد.

موقعيت آمريكا :

با تضعيف تدريجی قدرت آمريكا در منطقه خاورميانه و افغانستان و وارد شدن چند قدرت ديگر در رقابتهای جهانی هيچ راهی برای اين كشور باقی نمانده است تا بهر قيمت اول كشورهای اروپايی را با خود همراه كند بنابراين تنها كاری‌ كه می ميتواند بكند جلوگيری از تشكيل اتحاديه اروپااست  تا از وارد شدن يك قدرت اقتصادی و نظامی قدرتمند و مستقل در صحنه جهانی جلو گيری كند.

با برگزاری كنفرانس اخير سازمان انرژی اتمی در وين در رابطه با غنی ‌سازی اتمی ايران و همزمان كنفرانس امنيتی‌ در مونيخ آلمان آمريكا از سه كشور اسكانديناوی دانمارك ، سوئد و نروژ استفاده كرده و با علم كردن هويت مذهبی مسيحی بعنوان ارزشهای ‌كشورهای غربی عملا  تلاش كشورهای اروپايی را برای ارائه آلترناتيو خود درهم شكست  درواقع آنها را در مقابل عمل انجام شده قرار داد.

سه كشور دانمارك و، سوئد و نروژ از كشورهای ‌پادشاهی هستند كه همواره ديگركشورهای‌اروپايی و آمريكا از آنها برای ‌بكرسی نشاندن قطعنامه های خود در مجامع بين المللی‌استفاده كرده وميكنند اين سه كشور هويت اروپايی را ارزشهای مسيحيت دانسته و از اين طريق در تلاشند بين اين مذهب و مذاهب ديگر تضاد ايجاد كنند پرچم هرسه كشور با علامت صليب بزرگ مزين شده است انتشار آگاهانه كاريكاتور های ‌حضرت محمد پيغمبر مسلمانان در جريان دو كنفرانس فوق در واقع حمايت از آمريكا و بر ضد آلترناتيومستقل كشورهای اروپايی بود مسلمانان در مقابله بااين اقدام پرچمهای ‌با صليب كشورهای اسكانديناوی  را زيرپا لگد مال كرده و بدين ترتيب هويت مسيحی كشورهای غربی را تحقير ميكردند.

 محافظه كاران راست مذهبی كه طی سالهای‌اخير در ‌بيشتر كشورهای اروپايی  در حاكميت هستند معتقدند اروپا بدون آمريكا قادر نيست از هويت مذهبی خود و ارزشهای مذهبی ‌كشورهای اروپايی دفاع كند اين نيروها ارزشهای كشورهای اروپايی را با هويت مذهبی خود يكی ميدانند.

در منطقه خاورميانه عملا با شروع جنگ در عراق نيروهای‌ تازه ای پا بعرصه وجود گذاشتند كه نه ميتوان منكر آنها شد و نه ميتوان آنها را نابود كرد از جمله اين نيروها نيروهای ‌مقاومت مسلحانه عراق است كه موفق شده است طی سه سال گذشته بزرگترين قدرت نظامی ‌جهان را بزانو در آورد اين اولين بار است كه يك نيروی مقاومت بدون پشتيبانی يك و يا چند قدرت خارجی و تنها با اتكا به نيروی خود موفق شده است آمريكا در واقع پتانسيل پيمان ناتو را درهم شكند و به آن ضربات مرگ باری ‌وارد كند نبايد فراموش كرد كه تمامی كشورهای‌همسايه عراق بهمراه نيروهای‌اشغال گر از جمله ايران بر عليه نيروهای مقاومت عراق وارد ميدان شده بودند و هنوز در صحنه حضور دارند.

ايران با تجربه مقاومت عراق دريافته است كه قدرت نظامی غرب پوشالی است اگر نيروهای عراقی ‌توانسته اند با وجود عدم پشتيبانی ديگر كشورها به مبارزات  خود ادامه دهند ايران با امكاناتی كه دارد قادر است بخوبی از پس نيروهای نظامی آمريكا بر آيد.

در تركيه امسال برای اولين بار و يك روز زودتر خلق كرد تقريبا يكپارچه جشن نوروز را در سراسر كشور جشن گرفت در تمامی‌ مناطق كرد نشين توده های مردم كرد با لباسهای محلی‌ و با مشعل ويژه خود به رقص و پايكوبی پرداختند و رژيم تركيه قادر نشد از بر گزاری آن جلوگيری كند مردم كرد با آواز من يك كردم و با عكسهای اوجالان رهبر خود جشن نوروز را آغاز كردند.

 دولت نظامی تركيه تنها چند روزپس از اين جشن  با استفاده از سلاحهای شيميائی‌ بيش از هشت چريك كرد را بقتل رساند كه درپی آن هزاران نفر با پليس درگير شده كه تعداد زيادی از جمله چند كودك كشته و ده ها نفر زخمی و هزاران نفر دستگير‌شدند بريدن خلق كرد از پيكر حكومت تركيه ضربه مهلكی‌ به سيستم نظامی ‌تركيه و پيمان ناتو است كه بخوبی ميتواند منجر به گسستگی‌ روابط نظامی با اسرائيل شود و اين بهر رو بنفع تمامی ‌مردم منطقه و به ضرر حكومتهای ‌بی پايه در كشورهای ‌خاورميانه است.

 كردها عملا با جشن نوروز خود رفراندومی‌ در تركيه بر گزذار كردند كه دولت تركيه هيچ راهی جز پذيرش هويت و خودمختای ‌كردستان تركيه ندارد يا بايد همانند آمريكا در عراق پای يك جنگ مسلحانه توده ای‌ برود و يا بايد اين جنبش را برسميت بشناسد بدين ترتيب موقعيت آمريكا بشدت در منطقه متزلزل است.

نقش روسيه در منطقه :

كشورهای‌غربی‌ با ارزيابی نادرست از پتانسيل نظامی و اقتصادی از جمله از نفوذ سياسی خود طی ده سال گذشته فشار زيادی به روسيه وارد آوردند و حتی‌ كوشش كردند تا هويت مذهبی‌آنها را تحت تاثير قرار دهند شروع جنگ يوگسلاوی و تقسيم آنرا بايد در همين چهار چوب مورد بررسی‌ قرار داد كشورهای‌غربی در رابطه با اوكراين حتی ‌تا پای جدايی بخش كاتوليكی آن از بخش ارتدوكس آن رفتند ولی تجربه چند سال اخير نشان ميدهد كه حكومت های كشورهای اروپای شرقی سابق تنها بكمك نظامی و مالی ‌كشورهای غربی قادر بدوام بودند با وضعيت اقتصادی كشورهای‌اروپای غربی حكومتهای ‌فوق بتدريج فرو ميريزند.

 

انتخابات اخير اوكراين بهترين نمونه آن است  تبليغات هيستريكی بر عليه نيروهای چپ در كشورهای اروپای شرقی ديگر خريداری ندارد و كسی ديگر آنرا باور ندارد تمامی‌اين كشورها تا خرخره بدهكارند و همه آنها بايد ده ها سال كار بكنند تا سود بانكی‌ وام های دريافتی توسط دولت هايشان را باز پرداخت بكنند وامی كه تنها چند درصد بوروكرات و تكنوكرات از آن بهره ميبرند و در نازو نعمت زندگی ‌ميكنند در اين شرايط بيشتر اين كشورها به روسيه روی آورده اند كه شكست بزرگی برای ‌سياست های كشورهای غربی بشمار ميرود .

در اين شرايط است كه كشورهای اروپايی در تلاشند تا خود را به روسيه نزديك كنند هر امتيازی را كه روسيه بخواهد در اختيارش می گذارند و اين نشانه قدرت نظامی و اقتصادی روسيه است كه بزرگترين ذخيره منابع نفت و گاز و بسياری از معادن ديگر از جمله طلا را دراختيار دارد دريافت انرژی فسيلی از كشور روسيه كه در نزديكی اروپا قرار دارد و تامين سوخت از كشور روسيه هم از نظر اقتصادی و هم از نظر امنيتی باصرفه تر از انتقال انرژی از خاورميانه و يا شمال آفريقا است .

روسيه توانسته است با سياستهای درست از جمله دفاع استراتژيكی‌ خود را از درگيريهای جهانی محصون نگه دارد ضمن آنكه دچار خيالات واهی ‌در مورد قدرت نظامی نشود روسيه همچنان به مدرن كردن نيروی نظامی خود با آخرين تكنيك ادامه ميدهد و عامل بسيار بزرگی درجلوگيری از بلند پروازيهای‌آمريكا و كشورهای غربی است از طرف ديگر با چين رابطه استراتژيكی دارد رابطه ای ‌كه پس از پيروزی انقلاب اكتبر و از زمان رياست جمهوری ‌دكتر سون ياتسن در سال 1923 شروع شد اين دوكشور در جنگ جهانی دوم همكاری ‌نظامی گسترده ای داشتند و در شكست فاشيسم ژاپن و آلمان نقش تعيين كننده ای بازی كردند همكاری همه جانبه روسيه و چين براساس استراتژی‌ اولويت اقتصادی استوار است كه يكی از دو آلترناتيو تعيين كننده در جهان است.

ايران و دواستراتژی‌ :

با نگاهی ‌به اوضاع اقتصادی و سياسی جهان بدو اولويت استراتژی بر خورد می كنيم كه يكی‌ استراتژی اولويت سياسی است كه اين الويت را كشورهای غربی در دستور كار خود دارند اساس اين اولويت تحميل ارزشهای‌غربی بعنوان برترين هويت با استفاده از ابزار حقوق بشر و دمكراسی است اين تفكر از آنجا سرچشمه ميگيرد كه كشورهای‌غربی‌ در سالهای حاكميت احزاب سوسياليست در بسياری از كشورها از جمله كشورهای اروپای شرقی سيستم مالكيت خصوصی خود را در خطر ميديدند  هويتی كه مورد نظر كشورهای غربی است هويت مذهب مسيحيت است كه به شاخه های مختلفی‌ تبديل شده است كه همگی آنها تنها يك هدف را دنبال ميكنند آنهم حفظ مالكيت خصوصی است.

 برای ‌رسيدن به اين هدف استفاده از هر ابزاری را مجاز ميشمرند اين ديد معتقد است هويت های ‌ديگر از جمله بوديسم ، اسلام و كنفوسيوس ميتوانند در آينده برای ‌كشورهای‌غربی خطر ساز باشند بنابراين تا قبل از آنكه پا بگيرند و بيك قدرت تبديل شوند بايد آنها را نابود كرد اساس تز طرفداران اين نيرو حفظ اين هويت بهر قيمت با تلفيق ميليتاريسم با هويت مذهبی است و تمركز آن دردرجه اول بر عليه نيروهايی‌است كه كار ايدئولوژيكی ميكنند بخصوص آن بخشی كه مالكيت اجتماعی را بر مالكيت خصوصی ترجيح ميدهد طرفداران اين تز را كشورهای‌عضو ناتو رهبری‌ ميكنند.

اين نيرو در شرايط حاضر از پتانسيل اقتصادی و نظامی ‌بزرگی ‌بر خوردار است ولی‌ از نظر سياسی و ايدئولوژيك تقريبا در سطح جهان ايزوله و منفرد است و به جرات ميشود گفت ديگر آلترناتيو ی برای‌ كشورهای ديگر نيست اين نيرو در كشورهايی ‌كه در حاكميت قرار دارند تنها به بخش بوروكراتها و تكنوكراتهای وابسته بخود متكی است كه تعداد آنها بسختی ‌به 15% تا 20% ميرسد با توجه به درهم شكسته شدن قشر متوسط در اين جوامع پلاريزه شدن جامعه بشدت ادامه دارد بخش بزرگی از مردم اين كشورها هرروز فقير تر ميشوند و همين مسئله بر نگرانی ‌سردمداران آنها افزوده است از طرف ديگر حاميان اين تز ديگر باندازه كافی از ‌پتانسيل توليدی كارسازی بر خوردار نيستند.

طرفداران اين تز در رسانه های خود مدام در بوق و كرنا ميدمند كه كشورهای ‌رقيب دارند گوی ‌سبقت را از ما می ربايند و بدين ترتيب مردمان خود را بر عليه كشورهای ديگر بسيج كرده  و آنها را آماده برای‌ فردای ‌جنگ ميكنند بوش رئيس جمهور آمريكا سال پيش مدعی ‌شده بود چون چين مصرف سوختش بالارفته مردم آمريكا بايد پول بيشتری برای ‌مصرف بنزين خود پرداخت كنند بدون آنكه اشاره كرده باشد اين آمريكا بود كه با شروع جنگ در عراق قيمت ثابت 28 دلاری نفت برای هر بشكه را به بيش از 60 دلار رسانده است .

اين نيروها معتقد هستند كشورهای عضو ناتو نبايد اجازه دهند هيچ نيرويی‌از نظر اقتصادی و نظامی بر كشورهای غربی  برتری ‌پيدا بكند تا پيش از اين برتری بايد اين نيرو را با ضربه نظامی متلاشی كرد بر اساس همين تز كشورهای‌عضو ناتو برای بودجه نظامی خود ساليانه برای هر تبعه  خود حداقل 1000 دلار هزينه ميكنند و اين درحالی‌است كه بودجه خدمات اجتماعی آنها تنها يك چهارم بودجه نظامی اين كشورهاست.

طرفداران اين نيرو برای پيشبرد سياستهای خود سياست  حمله پيشدستانه را تئوريزه كرده و قرار بود همزمان بچند نقطه برای نابودی پتانسيل های مخالف موجود مورد استفاده قرار گيرد براساس همين تز بود كه بوش پس از يازده سپتامبر روسيه و چين را بهمراه چند كشور ديگر مورد تهديد اتمی قرار داده بود.

استراتژی الويت اقتصادی : اگرچه اين تز از سالهای‌1972 در چين مطرح شد تا زمينه همكاری‌اقتصادی بين كشورها را فراهم آورد ولی با شرايطی كه در اثر رقابت جهانی بين دوقطب بوجود آمده بود با استقبال مواجه نشد بخصوص كه هردو قطب بر طبل اولويت سياسی ميكوبيدند.

پس از فروپاشی بلوك شرق و بررسی هايی كه اقتصاددانان انجام دادند مشخص شد كه هردو آلترناتيو دوقطب موجود  كار آيی نداشته در نتيجه تلاش تازه ای آغاز شد تا راه سومی مورد تجربه قرار گيرد بدين ترتيب  استراتژی‌ اولويت اقتصادی در دستور كاربسياری ازكشورها قرار گرفت كه هدف اصلی آن‌ همكاری‌اقتصادی بدون هيچ محدوديتی از طرف كشورهای مختلف بود.

 در پروسه تجربه و مشكلاتی كه آلترناتيو الويت سياسی بوجود آورده بود اين استراتژی بسرعت جايگاه ويژه ای ‌در سياستهای جهانی ‌پيدا كرد پيمانهای‌همكاری ‌منطقه آی در سراسر جهان شكل گرفت كه در بيشتر موارد بسيار موفق عمل كرد اين پيمانها در آنجايی موفق عمل كرده و ميكند  كه از منطقه نفوذ غرب خارج شده است.

بجز منطقه خاورميانه كه گره گاه تضادهای‌ جهانی شده و رقابت برای كنترل منابع نفتی بشدت ادامه دارد بقيه كشورها شتابان در تلاشند تا خود را بدانش تكنيكی امروزی مسلح كنند قرار داد های ‌بيشمار اقتصادی كه بين كشورهای مختلف بسته ميشود خود نشانه موفقيت اين آلترناتيو است.

عدم موفقيت كشورهای‌غربی طی سالهای اخير عليرغم سرمايه گذاری ‌كلان در پيشبرد سياستهای خود كه تنها هدف وابسته كردن داشت تا رفع مشكلات اقتصادی كاربری‌آلترناتيو الويت اقتصادی را بيشتر نمايان ساخت بر همين اساس است كه كشورهای غربی ديگر قادر نيستند در هيچ كشوری ‌با انتخابات آزاد طرفداران خود را بر سر كار آورند تمامی‌انتخابات چند سال گذشته در آمريكای لاتين نشان ميدهد كه تز الويت سياسی ديگر نان و آبی برای كشورهای غربی ندارد و اگر آنها همچنان بر روی آن پافشاری كنند باز هم بيشتر منافع خود را بخطر می اندازند و بر تضاد خود با مردم كشورهای ‌ديگر خواهند افزود.

كشورهای روسيه و چين و هند وبرزيل و بسياری از كشورهای جهان  با دخالت كشورهای غربی ‌در امورداخلی ‌ديگر كشورها بشدت مخالف بوده و هرنوع محاصره اقتصادی و عدم همكاری ‌در زمينه تكنولوژی را رد ميكنند و اين خود نشانه غالب شدن تدريجی اين تز و پذيرش آن از طرف اكثريت كشورهای جهان است.

با توجه به دو استراتژی فوق  هژمونی ‌جهان تك ابر قدرتی جای خود را به جهان چند ابر قدرتی داده است  مسئله اتمی ايران و بر خوردی كه در رابطه با آن در سازمان ملل و سازمان انرژی اتمی شده است نشان ميدهد كه هيچ قدرتی به تنهايی ديگر قادر نيست خود را به مردم جهان تحميل كند و توازن نيرو در جهان بهم خورده است بنابراين بايد انتظار داشت اين فاز گذار ادامه يابد و شرايط كنترل متقابل فراهم آيد و از طرفی آلترناتيو های مختلف در عمل خود را محك زنند و اين فرصتی ‌برای ‌كشورهايی همانند ايران است تا بتواند ازآن بنحو ی كه با منافع ملی ايران در تضاد نباشد بهره گيرد.    

ايران در رابطه با دواستراتژی فوق گاهی به ميخ و گاهی بنعل زده است كه نتيجه آن از دست رفتن بسياری از فرصت های اقتصادی‌ در منطقه بوده است رژيم ايران تقريبا در ده دوازده سال اول تحت تاثير استراتژی ‌نخست خود را با همه كشورهای ‌منطقه و جهان و حتی ‌نيروهای سياسی منطقه در گير كرده بود و عملا توان كشور را بهدر ميداد همين جنگ هشت ساله كه بغلط همچنان از آن دفاع ميشود در حاليكه همكاری‌اقتصادی دوكشور ايران و عراق بدون جنگ با آن پتانسيل چهره منطقه را بالكل عوض ميكرد و امروز ما شاهد متجاوزان در مرزهای ‌كشورمان نبوديم.

ايران و عراق امروز دوكشوری بودند با در حدود صد مليون نفر جمعيت با ذخيره طلای سياه بقيمت پانزده سال در آمد ناخالص جهان وتقريبا فرهنگی مشترك بدون اين نفرتی كه امروز بين مذهب شيعه و سنی ايجاد شده است و خسارات جانی ‌و مالی كه بهر دوكشور وارد آمده است اگر چه ايران در چند سال گذشته موفقيت هايی بدست آورده است ولی بدون جنگ و با همكاری‌همسايگان ده ها برابر موقعيت بهتری داشت.

ايران بايد الويت را به همكاری اقتصادی ‌با تمامی كشورها بدهد و بتدريج شرايطی ايجاد كند كه خود را از مهلكه بحران خاورميانه خلاص كند همينقدر كه ايران بتواند روی ‌پای خود بايستد بدون آنكه دخالتی ‌در كشورهای همسايه بكند بزرگترين خدمتی است كه به منطقه كرده است.

رژيم ايران بايد اين موضوع را فهميده باشد نيرويی كه با آمريكا و ساير كشورها متحد ميشود و مردم خود را قتل عام ميكند و آنهارا بمباران اتمی و شيميايی ميكند هرگز نميتواند جايی در بين مردم داشته باشدو قابل اعتماد نيست ايران بايد جنايتكارانی همانند جعفری و بارزانی و طالبانی را بحال خود رها كندهيچ نيرويی نميتوانيد آنها را سالها در پشت ديوار های ‌بتنی  حفظ كند آنها قادر نيستند بدون حمايت آمريكا و انگلستان حتی ‌چند روز دوام آورند اتفاقا امروز منافع ملی ما ايجاب ميكند كه با تمام توان خروج نيروهای ‌متجاوز از افغانستان و عراق را خواستار شويم و دست از حمايت باندهای جانی عراقی بر داريم.

چه بخواهيم و چه نخواهيم شكست آمريكا در منطقه حتمی است ولی بايد فكر آينده راهم كرد بعدمامی مانيم با مليون ها نفر دشمن كه اينك باندازه كافی از نظر مذهبی با ما در تضاد قرار گرفته اند تجارب تاريخی بخوبی نشان ميدهد نيرويی كه با متجاوزان همكاری كند جايی در بين مردم ندارد.

 اگر شما معتقديد كه امامزاده های ‌شما چه در عراق و چه در ايران نورانی هستند و پيش  خداوند جايگاه ويژه ای دارندو خداوند آنها را در حمايت خود دارد بنا براين چه نيازی به گنبد و بارگاه و ضريح طلايی دارند كه اينهمه برای‌آن سينه ميزنيد در حالی ‌كه در قران به وضوح اشاره شده است كسی مسلمان است كه خدا و قرآن و پيغمبر را قبول داشته باشد و تازه برای‌ پيغمبر هم گنبد و بارگاهی درست نشده است كه بايد قاعدتا سرمشق قرار گيرد.

ثبات در كشورهای‌ همسايه ضامن پيشرفت اقتصادی ايران است ايران از پتانسيل انسانی و اقتصادی بزرگی بر خوردار است بايد همه توانائيهای ‌كشورهای همسايه را برای ‌پيشرفت ايران بكار گرفت و اين ميسر نيست مگر پذيرش منافع و استقلال كشورهای همسايه و بدون دخالت در امور آنها كه بايدعملا پذيرفته شود.

ضرورت امنيت جمعی :

شرايط منطقه ‌ برای تضمين منافع ملی ايران بسيار مناسب است  آمريكا در جهان بشدت منزوی است و از نظر داخلی ‌شرايط مساعدی ندارد هرروز بر كسری موازنه آن بيش از يك ميليارد دلار افزوده ميشود اين كشور در منجلاب وحشتناكی در خاورميانه گير كرده است وضع دو هم پيمان آن يعنی تركيه و اسرائيل فاجعه بار است تركيه عملا بدو كشور كرد و ترك تقسيم شده است كه اين به نفع ايران است و اسرائيل هم با خارج شدن شارون از صحنه از آنجا كه سابقه فرهنگی يك ملت را ندارد  همچنان در بحران دست و پا خواهد زد شارون در تاريخ اسرائيل نقش تعيين كننده ای داشت.

 بنابراين شرايط مساعدی برای مذاكره ايران با آمريكا فراهم شده است كه ايران بايد از آن بنحو احسن استفاده كند بخصوص كه خود آنها قدم جلو گذاشته اند اين اقدام بدون شك با پشتيبانی اكثريت كشورهای ‌جهان مواجه خواهد شد و موقعيت ايران را در سطح جهانی تقويت خواهد كرد بخصوص با پيشرفتهای صنعتی كه ايران طی سالهای اخير داشته است از طرف ديگر آمريكا رااز نظر سياسی خلع سلاح خواهد كرد آنچه اهميت دارد اين است كه رابطه ايران با آمريكا تا چه اندازه بنفع ايران است اگر اين مناسبات بتواند تنش منطقه را كاهش دهد بردش بيشتر بنفع ايران خواهد بود تا آمريكا

آمريكايی ها در منطقه دارای منافعی هستند كه بايد آنرا پذيرفت همانطور كه ايران در منطقه منافع دارد در مورد اسرائيل ايران بايد با توجه به سياستهای كشورهای منطقه از جمله فلسطين  اقدام كند بهترين شرايط آن است كه اسرائيل متعهد شود تا تاريخ مشخصی مناطق اشغالی ‌سال 1967 را تخليه كند بدين ترتيب ايران ابتكار عمل را از آن خود كرده است هم اسرائيل را خنثی كرده است و هم بهانه كشورهای‌غربی در مورد نابودی اسرائيل را بهيچ تبديل كرده است.

ايران بايد اين موضوع را درك كند كه ما در كره زمين زندگی ميكنيم و در اين كره هم بيش از دويست كشور وجود دارد كه هر كدام با شرايط ويژه خود و با تجربه ای كه دارند كشور خود را اداره ميكنند در عين حال خواهان رابطه برابر با ديگر كشورها هستند و ماهم نميتوانيم بدون رابطه با آن به حيات خود ادامه بدهيم بنابراين بايد راه حل پراگماتيكی برای آن پيدا كرد ايران هم به اروپا احتياج دارد هم به آمريكا هم به چين هم به روسيه و...... وهم به همسايگان خود بنابراين بنفع منافع ملی ماست كه تضاد خود را با كشورهای ديگر افزايش ندهيم .

 ايران بايد با صدای بلند و علنی بتمامی همسايگان اعلام بكند كه ايران هر گز در امور داخلی آنها دخالت نخواهد كرد و هر گز به آنها تجاوز نخواهد كرد و بر عليه آنها هيچ پيمان نظامی را به امضاء نخواهد رساند. ايران بعلت خطاهايی كه در رابطه با عراق و افغانستان مرتكب شده است هنوز ده ها سال وقت لازم دارد تا آنرا جبران كندو اعتماد كشورهای همسايه را جلب كند.

با توجه به اوضاع جهانی و منطقه ای ‌شرايط ‌بسيار مساعد برای‌ پيوستن به پيمان امنيت منطقه ای فراهم شده است كه چيزی نيست بجز قرار داد عدم تجاوز و عدم دخالت در امور داخلی كشورهای ديگر و همكاری‌اقتصادی كه ايران بايد اين تضمين را از كشورهای ‌غربی وآمريكا و روسيه بگيرد در عين حال كه ايران نبايد لحظه ای‌از دفاع كشور غافل باشد.

 

ايران اكنون ابزار لازم از جمله قدرت اقتصادی و نظامی برای وارد شدن در يك پيمان امنيتی ‌منطقه ای را داراست بنابراين نبايد تا قبل از آنكه دير شود از آن پرهيز كرد و حتی ‌بايد كشورهايی همانند روسيه و چين و هندوستان را تشويق كرد تا شرايط لازم راهرچه زودتر فراهم كنند اين تنها راه جلب اعتماد متقابل است نيروهای اپوزيسون تمركز خود را عمدتا بر روی مبارزه با رژيم ايران گذاشته اند ولی برای دفاع از منافع ملی ‌كشور تا كنون قدمی بر نداشته اند نه مليون و نه ملی مذهبی ها و نه نيروهای چپ جايگاه نيروهای مختلف و همسايگان را در رابطه با منافع ملی كشور مورد بررسی قرار نداده اند برای ساختن كشور ما نبايد تضاد خود را با همسايگان افزايش بدهيم و زمينه را برای فعاليت و بهره بر داری نيروهايی كه بر ضد منافع ملی كشورمان بسيج شده اند فراهم كنيم.

 اين مهم را همه نيروهايی كه كه قلبشان برای‌ مردم كشورشان ميزند بايد بعهده بگيرند و آنرا پيش ببرند الويت اساسی بيرون راندن نيروهای متجاوز از منطقه خاورميانه وكوتاه كردن دست آنها از منطقه خليج فارس است آنها تنها به تقويت عقب افتاده ترين نيروها برای حفظ منافع خود دست ميزنند ومدام در تلاشند تا تضاد بين كشورهای منطقه و نيروهای موجود در آن را افزايش بدهند.

 وظيفه ما تخريب دست آوردهای مردم زحمتكش كشورمان نيست بلكه كمك به آنها برای آبادی بيشتر و زندگی بهتراست در مورد رژيم ايران اين مردم ايران هستند كه بايد در اين مورد تصميم بگيرند كه بماند و يا بايد برود ‌آنچه مسلم است ايران بايد هرچه سريعتر وارد پيمان امنيتی منطقه ای با تضمين عدم تجاوزشود كه شامل كشورهايی ميشود كه دارای منافعی در منطقه خاورميانه هستند تا تنش كاهش پيدا كرده و بجنگ و خونريزی كه حاصلی بجز نابودی سرمايه جانی و مالی و زيربنای اقتصادی كشور و عواقب ناشی از آن ندارد.

 قاره آسيا با پتانسيل بزرگی كه دارد بزودی به بزرگترين ‌قدرت اقتصادی جهان تبديل خواهد شد كشور ما تاريخاً در سرنوشت جهان هميشه نقش مهمی ايفا كرده است بگذاريم كشورما به اتفاق خلقهای آن سهم خود را دراين جايگاه ايفا كند برای اين امر كشور ما نياز بجنگ ندارد بلكه بايد با شتاب هرچه بيشتر در اين راه پيش قدم شده و با اين كاروان همراه شود.

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
م. راد:



[تاریخ ارسال: 11 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: سهند صادق]  [ S.sade@yahoo.com ]  
تضاد ما بین مردم ایران و ناقضین آزادی وحقوق بشر (رژیم ملایان و ارتجاع) اصلی است، ولی تضاد مردم با حامیان و مماشاتگران آخوندها فرعی است. اولی دشمن مردم و زمینه ساز چپاولگران است. به بیان ساده رژیم ملایان تامین کننده منافع فرصطلبان استعماری بوده و هست و مردم ایران را پای استعمار قربانی کرده و ادامه میدهد . ولی دومی معلول شرایط خفقان سیاسی داخل است. و اما در این میان
هنر مردم و مبارزین ایران در این است که طعمه را سالم از دهان گرگها نجات دهد.
لیکن بنظر میرسد آقای م. راد عمداً در دام حافظین ارتجاع افتاده است منتها برای اثبات تئوریهای خود مجبور به ترفند شش تا به تخته و یکی به میخ زدن شده است. به نظر من این روشهای لو رفته کاربرد خود را از دست داده و خریداری ندارد. زیرا تا زمانی که نتوانیم در مبارزه اعتقاد و التزام برای کسب آزادی و دمکراسی را شاخص و معیارهای سنجش اشخاص و جریانهای سیاسی قرار دهیم دچار توهمات و شاید دامهای فراوانی خواهیم شد.
سهند صادق
  

[تاریخ ارسال: 11 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: صابر]  [  ]  
آفرین برمسؤول هشیار مقالات دیدگاه که دست آقای م. راد را خواند و در ابتدای مقاله اش تذکر زیر را نوشت که :اگرچه به آزادی اندیشه و انتشار نظرات گوناگون بها می‌دهیم امّا مطالب درج شده لزوماً دیدگاه ما نیست.
مدعیان صاحب اختیاری جهان، که به دروغ دم از دموکراسی و حقوق بشر می زنند اما ذکر و فکری جز « زد و بند با استبداد دینی » ، یا «جهانی کردن جنگ و جنایت» ندارند ـــ دوست مردم شریف ایران نیستند. ایران خانه ما و قلب ما است امّا دشمنان کلمه که حرث و نسل این میهن مظلوم را به باد داده و « گفتمان » را نیز به صلیب جور و جهل خویش کشیده اند ــ ابدا، آن را نمایندگی نمی کنند. به قاتلان زندانیان سیاسی مشاوره دادن که چنین کنید و چنان کنید، مرزها را مخدوش می کند با این حال برای پژوهش آقای راد ارزش قائلم و با اینکه با زبان‌ِ نوشته ایشان موافق نیستم، مطلب زیر درج می‌شود.» ////در خصوص مقاله "امنيت جمعي و منافع ملي ايران " توسط اقاي م- راد لطفا بروید مقاله "لقمه گلوگير ايران " درج شده در بخش نگاه ويژه سايت ياالثارات ارگان حزب الله ايران را در تاريخ 29 بهمن 1384 بخوانيد و با مقاله فوق مقايسه نمائيد . از شباهت معنائي و تحليلي و مفهومي آن مطلب با مقاله م. راد تعجب میکنید.آدرس زیر:
http://www.ansarehezbollah.org/news/show_news_item.asp?News_ID=915
  

[تاریخ ارسال: 06 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: سهیلا سرمدی]  [  ]  
خوشبختانه مسؤول مقالات دیدگاه در ابتدای نوشته آقای م . راد به صراحت خطاب به م . راد گفته با زبان مقاله موافق نیست .
مسؤول مقالات خطاب به آقای م . راد نوشته به قاتلان زندانیان سیاسی مشاوره دادن که چنین کنید و چنان کنید، مرزها را مخدوش می کند... گرچه به آزادی اندیشه و انتشار نظرات گوناگون بها می‌دهیم اما مطالب درج شده لزوماً دیدگاه ما نیست.
///
امیدوارم توضیح صریح مسؤول مقالات را که نظر من و بسیاری از کاربران دیدگاه هم هست ـ آقای م . راد گرفته باشند و گمان نکنند که با شهر کوران روبرو هستند.



  

[تاریخ ارسال: 06 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet,de ]  
به نظرم آقای م.راد در یک تضاد ساده ای گیر کرده است وآن تضاد بین منافع ملی ومنافع رژیم سیاسی ایران است موضوع خیلی ساده است تمام صحبتهای آقای م.راد رهنمود به رژیم است بدون اینکه به رویش بیاورد مدام به ملاها خط میدهد این یعنی راستروی وبدون اینکه آدم دلش بخواهد یااحیاناٌنخواهد دارد به نفع رژیم کار میکند من که این مقاله را خواندم همهء آنرا درخدمت دشمنان ایران دیدم آقای م.راد مردم مقاوم عراق را که جان بر کف علیه امپریالیسم مبارزه مکند باندهای ارتجاعی وکاگستر میداند ودخالت ج.اسلامی در عراق را توجیه میکند!!!وپایگاه تودهای مجاهدین را که هزاران کشته درمبارزه با رژیم داده اند آگاهانه نفی میکند ...حاشا به مروتت آقای م.راد...!!!هر تحلیلگر سیاسی با اندک معلوماتی این تضاد را میفهمد!!!!!!!!   

[تاریخ ارسال: 06 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: سرسبز]  [ sarsabz_bash@yahoo.com ]  
واقعا بايد به سايت ديدگاه گفت که "دست ننه ام درد نکنه با اين عروس آودنش". مواضع نويسنده اين مطلب درست و در کليات و جزئيات شبيه مواضع هوشنگ اميراحمدي، لابي رژيم جمهوري اسلامي در آمريکاست. اين فرد از ماندن رژيم حمايت مي کند و رهنمودهايش به رژيم در جهت ماندگاري بيشتر است. مقداري هم صغرا و کبري وارد مقاله اش مي کند که حمايت صددرصدش از ماندگاري رژيم را بپوشاند. درج اينگونه مطالب در نشريات و سايتهاي جمهوري اسلامي و حزب توده و اکثريت هيچ مانعي ندارد اما افسوس ميخورم که ديدگاه با پخش اينگونه مطالب ادعاي سرنگوني طلب بودن خودش را خدشه دار مي کند. مگر اينکه ستون جديدي باز کند و در آن نظرات مدافعان رژيم را براي آگاهي خوانندگانش بياورد. اما تصور نمي کنم که سايت بازتاب جا کم آورده باشد که ديدگاه بخواهد کمکش کند.   

[تاریخ ارسال: 06 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [ zsamani@yahoo.com ]  
امنیت جمعی و منافع ملی ایران در گرو سرنگونی تمام عیار نطام ضدبشری جمهوری اسلامی ایران است. نگارنده این مطلب دچار توهمی شدید در مورد ماهیت پلید رژیم آخوندی است و تا زمانی که اینچنین سردرگم در میان جناح های مختلف قدرت های حاکم به بندبازی ناشیانه مشغول باشد، از درک واقعیات جامعه ایران، موقعیت خطیر منطقه خاورمیانه و قانونمندی های سیاست جهانی عاجز خواهد ماند. بن بست فکری جناب م. راد از دیروزی بودن ابدی ایشان سرچشمه میگیرد، در بستر عدم درک شاخص های دنیای امروز شتاب می پذیرد و به سر بر دیوار کوبیدن در فردا ختم می شود. نمونه های بارزی از توهمات ایشان را میتوان از یک سو در عزاداری ایشان در مرگ میلوسوویچ (نوعی از سر بر دیوار کوبیدن) و از سوی دیگر در حسرت ایشان از به آخر خط رسیدن رژیم آخوندی (از دید ایشان رژیمی قدرتمند و حافظ منافع ملی ایران وامنیت جمعی!) مشاهده کرد.   

[تاریخ ارسال: 06 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: علي سالاري]  [ G_alisalari@hotmail.com ]  
آقاي راد را از نزديک نمي شناسم ولي همانطور که در يادداشتي قبلا نوشته بودم، جايگاه فکري ايشان را بين حسن عباسي و داريوش سجادي، که هرکدام وجهي و گوشه اي از خيمهً پاره پارهً "حفظ نظام"رژيم را، بويژه بخش صدور انقلاب آنرا، تغذيه فکري مي کنند.
از آنجا که هدف ايشان "حفظ رژيم" است و نه منافع ملي ايران و ايراني، بهمين دليل در موضعکيري ها نيز دچار تناقض است. بعنوان نمونه:
1- در عراق از "مقاومت مسلحانه" عليه آمريکايي ها دفاع مي کند، ولي در ايران از "مذاکره" و گرفتن پوئنهاي بيشتر. اين موضعگيري يک بام و دو هوا بدرستي آن بخشي از سياست سپاه پاسداران است که مي خواهد عراق را به صحنهً رويارويي و باج خواهي رژيم با آمريکا مبدل سازد.
2- ايران کشوري با بيشترين ترکيب قومي و مذهبي است. اقتدار ايران وايراني، در گراميداشت ميراث کورش، يعني ارج نهادن به اين گوناگوني و تنوع قومي و مذهبي آن رقم مي خورد و بس. حاکمان سياسي که هويت ايراني را به هويت يک مذهب (مثل ساسانيان، صفويان و رژيم کنوني) تقليل داده اند هرگز قادر نبوده اند وحدت و اقتدار پايداري براي ايران به ارمغان آورند. راز ماندگاري فرهنگ ايراني در همين تنوع قومي و مذهبي آنست نه در وحدت قومي و مذهبي.
3- رژيم کنوني بدون احترام به حقوق اقليت ها نمي تواند با همسايگان ايران به تفاهم برسد. بدون از بين بردن شبکه هاي فاصد اقتصادي آخوندي نمي تواند وارد اقتصاد بين المللي شود. بدون رابطه با آمريکا نمي تواند وارد پيمان امنيتي منطقه اي شود و... منظور اينکه آررزوهاي خير خواهانهً آقاي راد با پايه هاي اعتقادي حاکميت کنوني همخواني ندارد و پيشاپيش بر باد رفته است.

روي هم رفته مقالهً تحليلي آقاي راد، که براي پي گيري اهداف سياسي بخش تندروي نظام آسمان وريسمان را بهم بافته و بخشي از واقعيت را خلعت ايدئولوژيک مي پوشاند تا نتيجه گيري مطلوب سياسي خود را بنمايد، جز بدرد همان سپاه پاسداران نمي خورد.

از اينکه سايت سرنگوني طلب اين مقالات جناح فکري تندروي نظام را در صفحه مقالات منتشر مي کند ( فکر کنم در بخش هاي ديگر، مثل از ساير رسانه ها، مناسب تر است) خوب است بشرطي که خوانندگان نيز از آن سرسري عبور نکنند.

بديهي است که بخشي از نيروهاي چپ از مواضع مشترک ضد امپرياليستي در رابطه با عراق! خرسند شوند. ولي فکر مي کنم نيروهاي اپوزيسيون ايران بطور عام به آن بلوغ فکري رسيده اند که دم خروس ملا را هر کجا که باشد تشخيص دهند.
  

[تاریخ ارسال: 06 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: علي سالاري]  [ G_alisalari@hotmail.com ]  
آقاي راد را از نزديک نمي شناسم ولي همانطور که در يادداشتي قبلا نوشته بودم، جايگاه فکري ايشان را بين حسن عباسي و داريوش سجادي، که هرکدام وجهي و گوشه اي از خيمهً پاره پارهً "حفظ نظام"رژيم را، بويژه بخش صدور انقلاب آنرا، تغذيه فکري مي کنند.
از آنجا که هدف ايشان "حفظ رژيم" است و نه منافع ملي ايران و ايراني، بهمين دليل در موضعکيري ها نيز دچار تناقض است. بعنوان نمونه:
1- در عراق از "مقاومت مسلحانه" عليه آمريکايي ها دفاع مي کند، ولي در ايران از "مذاکره" و گرفتن پوئنهاي بيشتر. اين موضعگيري يک بام و دو هوا بدرستي آن بخشي از سياست سپاه پاسداران است که مي خواهد عراق را به صحنهً رويارويي و باج خواهي رژيم با آمريکا مبدل سازد.
2- ايران کشوري با بيشترين ترکيب قومي و مذهبي است. اقتدار ايران وايراني، در گراميداشت ميراث کورش، يعني ارج نهادن به اين گوناگوني و تنوع قومي و مذهبي آن رقم مي خورد و بس. حاکمان سياسي که هويت ايراني را به هويت يک مذهب (مثل ساسانيان، صفويان و رژيم کنوني) تقليل داده اند هرگز قادر نبوده اند وحدت و اقتدار پايداري براي ايران به ارمغان آورند. راز ماندگاري فرهنگ ايراني در همين تنوع قومي و مذهبي آنست نه در وحدت قومي و مذهبي.
3- رژيم کنوني بدون احترام به حقوق اقليت ها نمي تواند با همسايگان ايران به تفاهم برسد. بدون از بين بردن شبکه هاي فاصد اقتصادي آخوندي نمي تواند وارد اقتصاد بين المللي شود. بدون رابطه با آمريکا نمي تواند وارد پيمان امنيتي منطقه اي شود و... منظور اينکه آررزوهاي خير خواهانهً آقاي راد با پايه هاي اعتقادي حاکميت کنوني همخواني ندارد و پيشاپيش بر باد رفته است.

روي هم رفته مقالهً تحليلي آقاي راد، که براي پي گيري اهداف سياسي بخش تندروي نظام آسمان وريسمان را بهم بافته و بخشي از واقعيت را خلعت ايدئولوژيک مي پوشاند تا نتيجه گيري مطلوب سياسي خود را بنمايد، جز بدرد همان سپاه پاسداران نمي خورد.

از اينکه سايت سرنگوني طلب اين مقالات جناح فکري تندروي نظام را در صفحه مقالات منتشر مي کند ( فکر کنم در بخش هاي ديگر، مثل از ساير رسانه ها، مناسب تر است) خوب است بشرطي که خوانندگان نيز از آن سرسري عبور نکنند.

بديهي است که بخشي از نيروهاي چپ از مواضع مشترک ضد امپرياليستي در رابطه با عراق! خرسند شوند. ولي فکر مي کنم نيروهاي اپوزيسيون ايران بطور عام به آن بلوغ فکري رسيده اند که دم خروس ملا را هر کجا که باشد تشخيص دهند.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.