شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷ - ۲۰ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

ديدگاه جاي گردگيري هاي بين اپوزيسيون نيست

علی ناظر

در نقد جديد محمد آسنگران (سفسطه جواب نيست فراخوان پرو آمريکايي را کناربگذاريد - در نقد فراخوان مجاهديني سايت ديدگاه) که دريافت کرده ام؛ايشان به جاي اينکه به اصل مطلب يعني فراخوان ديدگاه بپردازد، به صحراي کربلا زده و نقد خود را به انتقاد از گفتارها، کردارها و پندار هاي خوب و بد مجاهدين تبديل کرده است.
از انجايي که متن نقد ايشان، برخورد سياسي يک عضو کميتهء مرکزي حزب کمونيست کارگري با يک سازمان سياسي ديگر – مجاهدين خلق است، و موشکافانه به بندهاي فراخوان نپرداخته، ديدگاه از درج تمام متن خودداري مي کند.
البته من شکي ندارم که متن در سايت هاي ديگر و رسانه هاي خود حزب منتشر خواهد شد که علاقمندان مي توانند به آن مراجعه کنند.
در همين «نقد»، محمد آسنگران در يک تلاش بي پايه سعي کرده سايت ديدگاه را به مجاهدين وصل کند، برخورد غير اصولي ايشان مرا ياد برخي از هوادار نمايان مجاهدين مي اندازد که ديدگاه را «رژيم گاه» مي ناميدند، و يا فکر مي کردند که اين ره که ديدگاه مي رود به «ترکستان» است.
برخورد محمد آسنگران و هوادارنمايان مجاهدين يک واقعيت را برجسته مي کند -  اين قبيل آدم هاي سياسي، سايت/نهاد مستقل را بر نمي تابند. اگر زورشان نرسد که سايت/نهاد را به خودشان وصل کنند، به آن برچسب زده و سايت و نهاد را متعهد و وابسته به اين و آن رژيم و سازمان قلمداد مي کنند.
در نگرش تماميت خواهان، اگر حرفي زده شود که صد در صد با حرف هاي آنها همخواني نداشته باشد نه تنها مردود است بلکه وابسته و مشکوک هم هست.
همانطور که پيش از اين به هوادارنمايان مجاهدين گفته ام، الان هم به محمد آسنگران مي گويم که تنها دفاع ديدگاه براي اثبات موضع مستقل و غير وابسته اش ، عمل اوست. حال اگر هوادار نمايان مجاهدين مي خواهند سايت ديدگاه را «رژيم گاه» بنامند و عضو کميته مرکزي حزب کمونيست کارگري ديدگاه را هوادار خجالتي مجاهدين، ديگر مي شود مشگل اين دو طيف تماميت خواه. ما در ديدگاه به کارمان که آگاهي رساني (از جمله درج مطالب حکک)، و افشاي رژيم جمهوري اسلامي است، ادامه مي دهيم، و با اين تهمت هاي آبدوغ خياري به حاشيه کشيده نشده و دست به عکس العمل هيستريک نمي زنيم.
براي اينکه براي اين دو طيف تماميت خواه خوب و واضح روشن شود، ديدگاه براي اثبات استقلال خود نه دست به سانسور مي زند که هوادار نمايان مجاهدين خوشنود شوند، و نه به مجاهدين فحش و فضيحت مي کشد که محمد آسنگران را خوش آيد، و «خداي» نکرده نگويد که ديدگاه زير بليط مجاهدين است.
ما در ديدگاه، به اين نتيجه رسيده ايم که اين برچسب هاي بي پايه بهاي استقلال ديدگاه است که مسوولين ديدگاه بايد آن را به پردازند.
در زير، بخشي از يادداشت (نقد به فراخوان ديدگاه) را که موضوعيت داشت و آگاهي دهنده بود درج مي کنم.
بخشي از يادداشت محمد آسنگران:
ضديت با جمهوري اسلامي ديگر معيار راديکاليسم کسي نيست. هنگامي که نيروهاي چپ با هر تعريفي که از اهدافشان داشتند مخالف و در مقابل رژيم اسلامي بودند رجوي کنار خميني و بني صدر و صدام حسين نشسته بود. اکنون از چپ ترين تا راستترين جريانات خواهان رفتن رژيم اسلامي هستند. اما هر جرياني با اهداف و سياستهاي کاملأ متفاوتي اين سياست را دنبال ميکند. همچنانکه فراخوان دهندگان سايت ديدگاه هم دارند به هدف قابل قبول کردن مجاهدين براي آمريکا عليه رژيم طرحشان را تبليغ ميکنند.

از من سوال کرده اند اگر به اين فراخوان نقد دارم چرا طرح بهتري را ارائه نميدهم. فکر نميکنم که نويسندگان فراخوان ندانند سياست ما و طرح ما چيست. ما رسمأ و علنأ اعلام کرده ايم: اين بحران نتيجه شاخ به شاخ شدن دو قطب تروريسم جهاني است. اين جنگ تروريستها است. جنگ تروريسم دولتي به سرکردگي آمريکا و تروريسم اسلامي. گوشه اي از اين جنگ تروريستي را سالها است ما در اسرائيل و فلسطين با اهداف محدودتري شاهديم٬ که تروريسم دولتي اسرائيل و تروريسم اسلامي دو طرف آن هستند. اکنون در ابعادي جهاني جنگ تروريستها ادامه دارد. هر دو طرف اين جنگ لازم و ملزوم يکديگرند. هر دو به اين جنگ نياز دارند که سهم خودشان را در رقابتهاي جهاني بيشتر کنند. براي تعيين سهم خواهي خود هر کدام دشمنان علني و پنهانشان را دارند. آمريکا بعد از جنگ سرد و فروپاشي "سوسياليسم" بلوک شرق احتياج دارد يک بار ديگر استراتژي جهاني خود را در رقابت با قطبهاي اقتصادي رقيب معلوم و تعيين کند. 

اسلام سياسي که مرکز و قدرت آن اکنون در ايران است تلاش ميکند که با سياست ترور و اخيرأ هم دستيابي به بمب اتمي قدرت خود و سهم خواهي خود را به قدرتهاي دنياي امروز و رقبايش بقبولاند.

براي مقابله با جنگ تروريستها همزمان بايد عليه ميليتاريسم آمريکا و عليه اسلام سياسي بود  و بايد براي سرنگوني جمهوري اسلامي از طريق مردم و جنبش انقلابي حي و حاضر موجود اقدام کرد. بايد به جنگ طلبي دولت آمريکا و متحدين آن و آماده سازي شرايط براي حمله به ايران که به معني حمله به مردم بي دفاع و دامن زدن به يک جنگ فاجعه آميز در منطقه است، نه گفت و در مقابل آن متحدانه و قدرتمند ايستاد. بايد اين اوضاع را که  تهديدات جنگي در بين طرفين آغاز شده است، بشدت محکوم کرد. بايد اعلام کرد و اينرا بايد واضح اعلام کرد که اين جنگ تروريستها است و ربطي به منافع مردم ندارد. ولي اين کافي نيست. موضع پاسيفيستي پاسخ کامل به اوضاعي نيست که ميرود به جنگ منجر شود. بايد گفت که يک طرف اين دعوا تروريسم اسلامي است. حکومتي که همين امروز و بيست و هفت سال است يک جنگ تمام عيار را بر عليه مردم در ايران و به نوعي در منطقه به پيش ميبرد. قبل از تهديدات نظامي آمريکا نيز ايران بهشت برين نبوده و مردم در آرامش و امنيت نبوده اند. پس در اين اوضاع بغرنج بايد در عين حال فراخوان سرنگوني فوري حکومت توسط  مردم را داد . مردم ايران کارگران و جوانان و زنان همين امروز در صحنه اعتراض هستند. هر کس ميخواهد به نفع اين جنبش عمل کند، نه به نفع باندها و سکتهايي نظير مجاهدين ، بايد خواهان انزواي ديپلماتيک کامل حکومت ترور و وحشت اسلامي باشد. 

جمهوري اسلامي بايد از سازمان ملل و همه مجامع بين المللي اخراج  شود.

جمهوري اسلامي نماينده مردم ايران نيست. دولتها را بايد وادار کرد خواست مردم ايران براي اخراج جمهوري اسلامي از مجامع بين المللي را بپذيرند.

تمام سفارتخانه هاي جمهوري اسلامي بايد بسته شود.

نبايد اجازه داد که هيج مقام رسمي،  اين رژيم  به عنوان نماينده مردم رسميت پيدا کند.

تمام حسابهاي بانکي سران رژيم اسلامي بايد مسدود شود و گزارش آنرا به مردم بدهند. اين پولها  نتيجه دسترنج مردم ايران است که اينها به جيب زده اند.

در مقابل اين جنگ تروريستي بايد بشريت متمدن را به خيابان آورد با محکوم کردن سياستهاي آمريکا و عليه جمهوري اسلامي از مبارزات مردم ايران بايد حمايت کرد.

آمريکا با دخالت از بالا و با جنگ افروزي ميخواهد هم رقباي خود را رام کند و هم امکان دخالت انقلابي از مردم گرفته شود.

آمريکا ميخواهد از بالاي سر مردم رژيم دست نشانده خودش را در ايران به قدرت برساند.

در مقابل اين سياستهاي امرياليستي و در مقابل حاکميت سياه رژيم اسلامي٬ بايد با قدرت هرچه بيشتري وارد ميدان شد٬ با سرنگوني اين رژيم تروريست عملأ مردم تعيين کننده تحولات سياسي در ايران ميشوند و آمريکا در مقابل اراده قوي مردم کاري از پيش نميبرد.

و.....

اينها رئوس سياست و طرحي است که چند ماه  قبل حزب کمونيست کارگري اعلام کرده است.

بنا بر اين نويسندگان فراخوان سايت ديدگاه از کم اطلاعي و عدم طرح راديکال نبوده که اين طرح را نوشته اند و در مورد نقش تروريسم دولتي آمريکا و اهداف جهاني آن سکوت کرده اند.

جرياناتي که فقط عليه رژيم اسلامي موضع ميگيرند و در مورد نقش آمريکا و متحدينش سکوت ميکنند و يا برعکس جرياناتي که فقط عليه آمريکا موضع دارند و در مورد رژيم اسلامي سکوت ميکنند و نقش اسلام سياسي را در ايجاد اين بحران کم رنگ نشان ميدهند٬ خواسته يا ناخواسته دارند به يک طرف اين دو قطب تروريستي خدمت ميکنند. بشريت متمدن در مقابل اين دو قطب تروريسم جهاني بايد به ميدان بيايند. جبهه و قطب سوم٬ جبهه مردم متمدن و آزاديخواه جهان بايد به ميدان بيايد که شر اين محورهاي جنايت را از سر جامعه کم کنند.

اول آوريل ٢۰۰۶

پايان متن
من مطمئن هستم که محمد آسنگران در کلاس هاي آموزشي حزب کمونيست کارگري با روش صحيح «رديه نويسي» آشنا شده و آموزش ديده اند.
اما رفيقانه به محمد آسنگران يادآور مي شوم که ديدگاه از نقد متمرکز و موشکافانهء ايشان از فراخوان ديدگاه و يا هر مطلب ديگري استقبال مي کند. ايشان حتما آموخته اند که «نقد يک فراخوان/بيانيه»، بايد در بارهء محتوا و بندهاي آن فراخوان باشد؛ و همانطور که پيش از اين خطاب به ايشان نوشتم، بهترين روش «رديه نويسي» اين است که ايشان تک تک بند هاي فراخوان را به نقد بکشند، و براي هرکدام از اين بند ها جايگزيني پيشنهاد کنند. با اين روش، و برخورد با موارد «عيني و اصولي»، نه تنها محمد آسنگران از برخورد «شخصي»  پرهيز کرده، بلکه امضا کنندگان مي توانند به اشتباه خود و يا درستي حمايت خود از يک فراخوان/بيانيه پي ببرند. محمد آسنگران، پس از تدوين فراخوان مورد نظرش، بايد آن را در اختيار همه گان قرار داده و امضا جمع کند، تا تئوري به عمل تبديل شود.
خواست ديدگاه ضربه زدن به رژيم است، حال از طريق فراخوان سايت ديدگاه، يا از طريق «فراخواني بهتر» از سوي محمد آسنگران. بگذاريد رژيم تضعيف شود؛ ديگر مطرح نيست که يک سايت باعث و باني آن است، يا يک حزب (هر چند که اين دو نبايستي در يک حد تأثيرگذار باشند).
ديدگاه هميشه بر اين اصل اصرار داشته که نشر و بيان گويش هاي فکري مختلف به ارتقاء دانش کاربران ياري مي رساند. به همين خاطر، از روز اول تأسيس، ديدگاه از تمام گويش هاي فکري – از راست تا چپ مطلب درج کرده و اگر انتقادي به راه و رسمش وارد بوده آن را پذيرفته است. تا به اينجا من به جز ليستي از شعار، انتقاد سازنده و واردي در شکل و شمايل يک فراخوان از محمد آسنگران دريافت نکرده ام. در عين حال مطمئن هستم اگر ايشان موارد فوق الذکر را در يک فورم متداول عرضه کند، قابل توجه بسياري قرار خواهد گرفت، و برايشان آرزوي موفقيت دارم.
جدا از اين، از محمد آسنگران مي خواهم که دلخوري هاي ايدئولوژيک/سياسي خود با مجاهدين را در رسانه هاي متعدد خودشان که حتما خواننده به اندازه لازم و کافي دارد منتشر کنند؛ چرا که ديدگاه جاي گردگيري هاي بين اپوزيسيون نيست، آنهم با اين لحن و منطق که نه برازنده ايشان است و نه درخور درج در سايت ديدگاه.
علي ناظر – 14 فروردين 1385 (2 آوريل 2006)

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 04 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: siamak]  [ siamaksabouri@yahoo.com ]  
آقای ناظر با سلام

این نوشته شما برای نقد آسنگران است یا مجاهدین؟ مثل آخوندها در هر جمله تان یک گریزی هم به صحرای کربلا زده اید.و یک لگدی به مجاهدین ! مگر نه اینکه اصل موضوع راجع به مقاله آسنگران است دیگر چه نیازی است که با آوردن عبارت " طرفدار نمایان مجاهدین" هی توی سر مجاهدین بزنید؟ بحث طرفداران مجاهدین مقوله دیگری است که جایش اینجا نیست. هرچقدر هم که از این حرفا بزنید بدانید که مجاهدین واکنش نشان نخواهند داد و کار خودشان را که مبارزه ضد رژیم است ادامه خواهند داد. شاهدش هم همین ضدیت های بیمار گونه حزب کمونیست کارگری است که از مبارزه فقط دشمنی بااپوزیسیون جدی رژیم را فهمیدهاند و دیگر هیچ.کاش عددی بودند و قابل توجه! و یک فشاری هم از جانب اینان به رژیم وارد مبامد.اما افسوس که همانکاری را میکنندکه آخوندها دوست دارند. یعنی زدن به دشمن اصلی آخوندها .
با تشکر
  

[تاریخ ارسال: 03 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
ميگويند روزی يک کمونيست نما (که فقط از نمود کمونيست بودن پيراهن چينی و سبيل کمونيستی را ياد گرفته بود)، در جمعی از کارگرانی که برای حقوق و دستمزدشان ميتينگی تشکيل داده بودند، بدون مقدمه پشت ميکروفن می پرد و فرياد ميزند: « من اگر بنشينم، تو اگر بنشينی، چه کسی برخيزد؟». در اين ميان يکی از کارگران در ميان جمعيت هم فرياد می زند: « تو اگر بنشينی، همه برمی خيزند». حال به "رفيق " آسنگران هم بايد گفت : باور کنيد سنگين تريد اگر بنشينيد و بگذاريد سياستمداران کارشان را بکنند .   

[تاریخ ارسال: 03 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: پروانه حقیقت]  [ p_haghighat@yahoo.com ]  
آقای ناظر گوشتان به این اراجیف بدهکار نباشد. ایشان زحمت بکشند بروند برای نوشته هایشان یک وب لاگ درست کنند و آنرا تبلیغ کنند و ببینند چند نفر خواننده دارند تا بفهمند که دنیا دست کی است . مردم از هرقشر و گروه و طبقه ای که باشند شعو ر و قدرت انتخاب دارند. ومیتوانند بگویند چه چیزی درست و چه چیزی غلظ است . معنی دموکراسی هم چاپ دری وری و فحش و بی حرمتی نیست. اگر اینها قدرت بسیج زنان وکارگران و دانشجویان و غیره را دارند چرا اینکاررا درداخل ایران نمی کنند؟ وقتی تظاهرات زنان را که به زحمت 200 نفر جمع شده بودند به سادگی سرکوب کردند یا تظاهرات اتوبوسران ها را ؟ اینها درکدام صحنه درداخل ایران بوده اند؟ چند نفر شهید داده اند؟ چه تعداد زندانی الان دارند؟ چرا اینها را برای مردم روشن نمیکنند که همه بروند طرفدارشان بشوند؟ چرا فقط داد وهوار میکنند و ازهمه طلبکارند؟ کدام نیروی سیاسی به زورو ضرب می آید درسایت دیگری حرفش را بزند؟ حرف های اینها واقعا آدم را میترساند و یاد استالین می اندازد. کدام آدم با شعوری آخر حاضراست وارد حزبی بشود که از همین الان دارد حتی تاریخ را تحریف میکند و دروغ میگوید و میخواهد با زور حرف خودش را به کرسی بنشاند. آخر دموکراسی یعنی اینکه کسی با داد و هوار بتواند حرف و رای دیگران را مخدوش کند. اینهمه خواننده دیدگاه از فراخوانی حمایت میکنند ایشان میگوید چون من پرزورتر داد میکشم به من گوش کنید. ازرو هم که نمی روند. معلوم نیست اینهمه حق بجانبی را از کدام پراتیک بدست آورده اند؟ کسی نیست بگوید جنابان ارجمند میخواهید با آمریکا یا هرکس دیگر بجنگید بفرمائید . بقول شاعر به عمل کار برآید به سخندانی نیست
موفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 03 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: فرشید ف]  [ farshid2525@yahoo.de ]  
این اولین بار نیست که دیدگاه سیاست دو بام یک هوا در پیش گرفته است .مگر همین شما نبودید که آنهمه گردوخاک خرسندی را چاپ کردید . هرکس نداند ما میدانیم که دم دیدگاه به مهدی سامع وصل است ومهدی سامع هم به رجوی . شما یک سانسورچی هستید و برای افکار عمومی ارزش قائل نیستید. شما جوا ب آسنگران را چاپ نمیکنید بعنوان گردگیری ولی خود به گرد گیری نا جوانمردانه میپردازید . شما میگوئید که اسم این کار شما سانسور ودودوزه بازی نیست . شما جرئت چاپ کردن جوابها را ندارید بارها جوابهای مرا در سایت خود نگذارده اید ولی مرتب ایمیل میدهید که مجاهد نیستید و ربطی به مجاهدین ندارید وکجا سانسور میکنید؟ حد اقل دم خروس سایت شما یک بار دیگر بیرون زد   

[تاریخ ارسال: 03 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [ zsamani@yahoo.com ]  
روی سایت حزب کمونیست کارگری (نا حکمتیست) هیچ اثری از مقالات جناب آسنگران در مورد فراخوان سایت دیدگاه یافت نمی شود. در آنجا تنها مطالبی از ایشان در مورد کردستان درج شده اند. وقتی حزبی که ایشان در کمیته مرکزی آن جا خوش کرده اند، هوچیگری های ایشان را در مورد فراخوان سایت دیدگاه انتشار نمی دهد، چرا باید سایت دیدگاه جولانگاه ایشان برای توهین و تهمت زدن به مردم باشد!   

[تاریخ ارسال: 03 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: جواد محمدی]  [ sabzesabzft@yahoo.com ]  
من هنوز متوجه نشدم.که حزب کمونیست کارگری.به چه دلیل عینی.خودرا تنها قدرت جانشین حکومت وقیحان میداند.درحالی که نه قدرت مند هست و نه
مورد توجه . راستش را بخواهد این آقای آسنگران
نه مارکسیست ها و نه هیچ آدم آگاهی. ایشان و حزب شانرا . ایرانی . ملی .
ودلسوزوطن نمیداند .

دلیش هم این است که این حزب تحلیل رفته را فرهنگ ستیز و مذهب ستیز و پاکی ستیز میدانند.
و اصلا نفوذی در خارج و داخل ندارند.
پس چه بهتر انقدر حرف نزنند و ننویسند که از عمل
کار برآید . به نوشتن و سخنرانی ها نیست
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.