شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۶ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نوروز را بهانه ی روزی نو کنیم

کورش عرفاني

korosherfani@yahoo.com باردیگر سالی دیگر. نوروز آیا آورنده ی روزی نو خواهد بود ؟ شاید، به شرط آنکه بخواهیم. برای این منظور نیز انگیزه کم نیست. کافی است به طور مثال به پیام های نوروزی بنگریم. در میان پیام های نوروزی که از جانب شخصیت های مختلف برای ملت ایران ارسال شد یکی بود که نه تنها کمترین شادی و شعفی بوجود نمی آورد بلکه موجبات خشم افروزی نیز می شد. رئیس جمهور رژیم نژاد پرست و ضد بشر رژیم صهیونیستی اسرائیل نیز تلاش کرد تا از این فرصت برای خود آبرویی دست و پا کرده و نزد ایران وجه ای جستجو کند. اما موشه کاتساو، ریس جمهوری بدترین و وحشی ترین رژیمی که تاریخ بشریت از ابتدا تا به حال به خود دیده است، باید بداند که هرگز و هرگز عملکرد پدیده ی شوم و ضد ارزشی به اسم اسرائیل در چشم هیچ ایرانی آزادیخواهی کمترین مشروعیتی نخواهد یافت. هیچ انسان با شرفی هرگز و تا ابدیت تاریخ بجاست جنایت و ظلم هایی را که یهودیان نژادپرست و جنایت پیشه ی صهیونیست در شصت سال گذشته در قبال مردم مظلوم و شریف فلسطین اعمال کرده اند از یاد نخواهد برد. هرگز. هیچ نکته مثبتی در این مجموعه ی شرارت و نکبت سالاری که صهیونیسم و اسرائیل نام دارد نمی تواند سیاهی جنایت های بیش از نیم قرن آدمکشی، ستم گری برنامه ریزی شده و ظلم فکرشده ی آنها به خلق عرب را از یاد برد. درست 4 سال پیش در چنین روزهایی بود که ارتش تربیت شده برای آدمکشی مظلومان، یعنی ارتش متشکل از جنایتکاران حرفه ای اسرائیل، به شهر فلسطینی جنین حمله ور شد و صدها شهروند بیگناه را که در میان آنان زنان و کودکان بی دفاع و مظلوم بودند قتل عام کرد و بعد هم به دست نشاندگان آمریکایی خود، بوش، چنی و رامسفلد، دستور داد که مانع از آن شوند تا سازمان ملل در این باره به تحقیق بپردازد و اسرائیل را به عنوان دولت عامل جنایت بر علیه بشریت معرفی کند. و باز بیاد داریم که چگونه همین اسرائیل ضد انسان در اوج بی رحمی نماد مقاومت خلق قهرمان فلسطین، یاسر عرفات این فرد مبارز و مقاوم که با خود ارزش های ناب انسانی را همراه داشت، محاصره،منزوی و مسموم کرد و کشت. اسرائیل، همچون رژیم آخوندی، به عنوان نمود جنایت سالاری وپدیده ای ضد انسان و انسانیت هرگز نمی تواند کمترین مشروعیتی در چشم هیچ ایرانی باشرف و دردمندی داشته باشد.از همین روی پیام نوروزی رئس جمهور این دولت متشکل از افراد مجهز به ایدئولوژی آدمکشی، فاقد کمترین اهمیت و ارزشی برای ایرانیان و نوروز آنان است. باشد که مردم ایران در سال نو با تکیه بر آگاهی و شجاعت خویش، ایران را از چنگال این شرکای صهیونیسم، یعنی سران رژیم جمهوری اسلامی، آزاد سازند و با بازگرداندن شان و مقام انسانی و یافتن جایگاه شایسته ی یک ملت آزادمنش بتوانند به یاری خلق مظلوم فلسطین بشتابند تا او بتواند خود را از شر پلیدترین و شرورترین حکومت تاریخ جهان نجات بخشد. صهیونیسم اسرائیل، ارتجاع جمهوری اسلامی و امپریالیسم سرمایه داری جهانی هر سه تفاله های مسموم نظام طبقاتی ضد انسانی هستند. بدیهی است که این تنها با نبردی رادیکال و ریشه ای با نظام طبقاتی در ایران و جهان است که می توان روبناهای آن، که همین مثلث شوم صهیونیسم، ارتجاع و امپریالیسم است، را کنار زد. جهانی دیگر ممکن است، تنها نیاز با باور ما دارد. باور به ذات مثبت انسان ها که تحت تاثیر مثلث فوق به سوی جنایتگری، ستمگری و استثمارگری شکل می گیرد. باشد که سال 1385 سال بیداری ایرانیان و سال بازبینی چرایی ستم پذیری فعال یا منفعل آنها باشد. مبارزه ای بنیادین بر علیه نابرابری طبقاتی در تمامی ابعاد و اشکال آن مبارزه ای است دشوار که جز از جانب افرادی آگاه و شجاع برنمی آید. این تنها با تکیه بر درک عمیق ما بر چرایی ها و چگونگی هاست که می توانیم آگاهی لازم برای وارد شدن به چنین مبارزه ای سخت و پر مشقت را بدست آوریم. پس از آن باید به شجاعت و شهامت آغاز، تدوام بخشیدن و به نتیجه رساندن این مبارزه را داشت. آگاهی و شجاعت دو کیفیتی است که هر آزادیخواهی در جهان امروز برای پیوند دادن زندگی و مبارزه در خود پرورش می دهد. فروریختن کاخ جهل و قصر ترس در وجودمان نیازمند آنست که باور داشته باشیم هیچ کس نمی تواند در جهانی انباشته از جنایت و ستم و نابرابری ادعای انسان بودن داشته باشد. یا باید به حیات فیزیکی خود به بهای از دست دادن معنای واقعی انسانیت در خویش ادامه دهیم و یا باید برای انسان باقی ماندن، زندگی را با مبارزه ای برای رهایی بشر از چنگ ستم و استثمار پیوند زنیم. گزینش یکی از این دو تا زمانی که بر این فرایند جهل داریم گزینشی است ناشی از اجبار، اما از زمانی که این واقعیت را شناختیم، بحث انتخاب مطرح می شود. باشد که سال نو سال گذر از جبر انفعال به اختیار کنش گری باشد. * * www.korosherfani.com 22//03/2006 http://www.iranpressnews.com/source/011649.htm

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 23 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: پروانه حقیقت]  [ p_haghighat@yahoo.com ]  
سلام. آقای عرفانی با توضیحاتی که شما داده اید و حکومت صهیونیستی حاکم براسرائیل را وحشی ترین و ضد بشرترین حکومت تاریخ؟( یا تاریخ معاصر؟) نامیده اید آیا تئوری احمدی نژاد را که میخواهد اسرائیل را از صحنه گیتی پاک کند قبول دارید؟ و آیا با توصیف اینکه این رژیم وحشی ترین است ( یعنی از بنیادگرایان حاکم برایران هم بدتراست) تکلیف مردم ایران چیست؟ آیا دشمنشان جمهوری اسلامی است یا اسرائیل ؟ یعنی مردم ایران و ورشنفکران باید کنار بنیادگراها با اسرائیل بجنگند و از اسرائیل بگویند یا با جمهوری اسلامی؟ چون تحلیل شما براین پایه است که مشکل بزرگ خاورمیانه اسرائیل است و نه بنیادگرایی. و اگر مثلا شما مختار باشید که بین جنگیدن دردو جبهه ( جبهه اسرائیل و جبهه بنیادگرایی ) یکی را انتخاب کنید شما اسرائیل را انتخاب خواهید کرد. و اگردرایران بودید حتما در تظاهرات پرچم سوزان جممهوری اسلامی در روز جمعه شرکت میکردید وشعار مرگ براسرائیل میدادید. و دوستان و دشمنان خودتان را هم براین مبنا انتخاب میکردید. چون درهرصورت دز یک آن واحد نمیشود دردو میدان جنگید و انرژیها را باید دریک نقطه متمرکز کرد. درشرایط فعلی خاورمیانه دو جبهه اصلی وجود دارد یکی جبهه بنیادگرایی است به رهبری جمهوری اسلامی و دیگر جبهه ضد بنیادگرایی است که خود به خود منافعش با اسرائیل و آمریکا دریک نقطه متحد میشود. شما روشن نمی کنید که بهرحال تکلیف مردم ایران چیست و درچه جبهه ای باید یارگیری کنند. مشکل این است . و نه تنها فقط درخاورمیانه بلکه درکل جهان . الان حکومت های چپ دنیا درکنار جمهوری اسلامی و بنیادگراها قرارگرفته اند مثل کوبا ، بولیوی ، ونزوئلا و شاید برزیل و چپ های هند و چین و روسیه . درطرف دیگر آمریکا و اسرائیل و کشورهای غربی وطرفدار دموکراسی در کنار نیروهای اصلاح طلب و یا ضد بنیادگرایی اسلامی هستند. مردم ایران باید درکدام جبهه باشند؟ چون در میدان جدی مبارزه باید دوستان خود را داشت و نمیشود شعارهای مترقی داد و لی فراموش کرد که مردم ایران بخصوص از چه چیزی در رنج اند ؟ از اسرائیل یا از جمهوری اسلامی ؟ خوبست درمقاله هایتان ابعاد مختلف این تضادهارا مورد بحث قرار دهید تا درعمل روشن تر شود که شما چه میگوئید. درعراق درحال حاضر چه کسانی دارند مشکل درست میکنند؟ هرچند حمله آمریکا اولین علت نابسامانی هاست ولی آیا نقش بنیادگراهای اسلامی و جمهوری اسلامی درآنجا چیست و عراق و یعنی خاورمیانه را به چه سمت و سویی می برد؟ آیا برنده شدن حماس درفلسطین یک پیروزی است برای نیروهای مترقی یا یک شکست ؟ همه این مسایل درنوشته شما مبهم اند و بنابراین آنرای به یک مقاله احساسی - تحلیلی سال های هفتاد میلادی تقلیل داده اند. موفق باشید   

[تاریخ ارسال: 23 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: مهتاب ماکویی]  [  ]  
وقتی عنوان این مقاله را دیدم به خیال اینکه حرف تازه ایی دارد مشتاقانه شروع به خواندن کردم اما متاسفانه جز شعارهای قدیمی و تکراری توخالی چیز دیگری نیافتم.اقای عرفایی هر کس می تواند نظرش رادر مورد هر مناسبتی بیان کند ما که خدایان روی زمین نیستیم تا همیشه دیگران را قضاوت کنیم و راه درست و نادرست رامشخص کنیم.اگر بودیم و توان اینکار را داشتیم وضع و روزمان بهتر از این بود.حساب مردم یهود با صهیونیسم جداست و پیام رئیس جمهور اسرائیل هم یک پیام شخصی بودبه عنوان یک ایرانی حرف های شما هم بوی حرف های احمدی نزاد را می دهد.چرا همه چیز را به سیاست الوده می کنیم.این را بدانیدکه دنیا با تنفر و خشم وجنگ هرگزدرست نخواهد شد و به صلح دست پیدا نخواهد کرد.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.