شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷ - ۱۹ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

چی میشه که بهار میشه ؟
اعتدال بهاری Equinox

همنشين بهار

 
این بحث در مورد Equinox یا اعتدال بهاری است که گوگل هم در نخستین روز بهار با تصویر متحرکی به آن اشاره داشت.

جشن باستانی نوروز از لحظه اعتدال بهاری شروع می‌شود که ما در ایران به آن لحظه تحویل سال می‌گوییم. اعتدال بهاری که به آن «هموگان ِ بهاری» هم گفته شده، یکی از دو اعتدالی زمین است که در هر سال رخ می‌دهد (اعتدال دیگر اعتدال پائیزی است)
اعتدال بهاری در نیم‌کره شمالی، برابر است با اعتدال پائیزی در نیم‌کره جنوبی
...
پیش از اشاره به موضوع فوق، همدم و همنشین بهار شده و پرسش مهمی را در مورد این فصل زیبا و شورآفرین طرح می‌کنم.
چی میشه که بهار میشه؟
پرسش فوق وراتر از بحث خفتگی گیاهان و شکوفایی بعدی آنها یا کنار رفتن کال و کالوز Callose در آوندهاست. 
بعضی از مواد و هورمونهایی که باعث خواب رفتن گیاهان و جوانه‌ها می‌شوند بر اثر سرمای زیاد تجریه شده و با گرم شدن هوا، آب و اکسیژن به دانه‌ها و جوانه‌ها می‌رسد و سر از خواب برمی‌دارند و پروسه شکوفه دادن و جوانه زدن اتفاق می‌افتد. همچنین می‌دانیم در فصل سرما مایعی به نام «کالوز» راه آوندها و عبور شیره‌های گیاهی را در درختان می‌بندد، در نتیجه برگها زرد و پژمرده می‌شوند و می‌ریزند و درختان ماتم می‌گیرند امّا، با فرا رسیدن بهار این سّد گران به کنار می‌رود و نو از دل کهنه خروج کرده، «کالوز» آب می‌شود و شیره‌های گیاهی قهقهه‌زنان از راه می‌رسند.
...
قطره بارانی که بر گل سرخ می‌لغزد، جوانه لجوجی که بر سرما غلبه می‌کند، آوندهای سرکشی که موانع را از سر راه برمی دارند، گیاه مهربانی که از دل خاک سرَک می‌کشد و به آفتاب سلام می‌کند، چشمه جوشانی که دل سنگ را می‌شکافد، همه و همه، در برابر این زندگی که پارس می‌کند و این زمین که خار می‌خلد و این آسمان که بلا می‌ریزد، فریاد بر می‌آورند: بهار می‌آید هر چند زمستانیان نخواهند...
آری، بهار می‌آید هر چند زمستانیان نخواهند...
اما اصلاً چی میشه که بهار میشه؟ علت وجودی فصل بهار چیست؟
دوستی می‌گفت خب زمستون میره و بهار میشه دیگه...
اما اینکه جواب پرسش نیست. زمستان چرا میاد؟...علت وجودی فصل‌های سال چیست؟
 
دندان زمان گره‌ها را می‌گشاید
حدود ۴٫۵ میلیارد سال از پیدایش زمین می‌گذرد. دندان زمان گره‌ها را گشود و جّو زمین و دیگر شرایط فیزیکی و شیمیایی آن را دچار دگرگونی‌های شگرفی کرد از جمله اینکه لایهٔ اوزون به دور این سیاره تشکیل شد و بقای آن را امکان‌پذیر ساخت. لایه‌ ازون با کمک میدان مغناطیسی زمین مانع از ورود پرتوهای زیان‌بخش خورشید شد. اگر ابن لایه تشکیل نشده بود زمین و هر چه در آنست می‌پژمرد و می‌سوخت. و زمین چاره‌ای نداشت جزاینکه غزل خداحافظی را بخواند و برود!
اما زمین نمرد و عمر طولانی کرد و این بت عیار با بهار و تابستان و پاییز و زمستانش هر دم به‌شکلی درآمد و چهره نمود.
اگر زمین تنوع و گونه‌گونی را هدیه نمی‌کرد، اگر تنها و تنها یک نت را می‌نواخت و همه گلها و میوه‌ها و...فقط یک رنگ و یک طعم و یک شکل داشتند، اگر به جای رنگین کمان، تنها کمانی از یک رنگ داشتیم و رعد و برق و جذر و مد و برف و باران همه در هم حل شده و یک ساز می‌زدند، از روزمرگی و یکنواختی کلافه می‌شدیم و یکنواختی با خودش کرختی و پژمردگی می‌آورد.
 
با تنوع و زیبایی، زمین عشوه می‌ریزد
زمین خلاق است و با چهار فصل و از جمله بهار، هنرنمایی و دلربایی می‌کند. زمین با تنوع و زیبایی‌هایش، عشوه می‌ریزد.
برگردیم سر پله اول، چی میشه که بهار میشه؟ علت وجودی فصل بهار چیست؟ (این سئوال ظاهراً پیش‌پاافتاده می‌نماید اما چنین نیست.)
...
از جمله رازهای پیدایش بهار این است که زمین کج کجَکی می‌چرخد! و همین متمایل بودن زمین باعث تغییر شدت تابش نور خورشید در طول سال و تغییرات آب و هوا در مناطق قطبی و معتدل می‌شود.
محور زمین بر صفحه مداری آن عمود نیست. اگر محور زمین بر صفحه مداری آن عمود بود هیچکدام از فصول سال از جمله بهار به وجود نمی‌آمدند. فصل‌های سال حاصل حرکت انتقالی زمین به‌دور خورشید و متمایل بودن محور چرخش زمین نسبت به صفحه حرکت انتقالی‌ست.

می‌دانیم که زمین نه تنها دور خودش می‌چرخد، به گرد خورشید هم می‌گردد.
حرکت زمین به دور خودش، حرکت وضعی است (که هر ۲۴ ساعت تکرار می‌شود و شب و روز از جمله نتایج آن است) و حرکت زمین به دور خورشید، حرکت انتقالی است که در هر ۳۶۵ روز و ۶ ساعت اتفاق می‌افتد.
...
نکته ظریف این است که محور گردش زمین نسبت به خط عمود بر صفحهٔ گردش آن، کج و کوله است اما...اما این کجی عین راستی است.
زمین در مداری (تقریباً) بیضی شکل به دور خورشید می‌چرخد. مدار زمین در پیرامون صفحه‌ای فرضی بنام صفحه مداری قرار دارد. محور زمین بر صفحه مداری عمود نیست و با آن زاویه می‌سازد. همین به اصطلاح انحراف سبب نامساوی شدن طول روز و شب در زمانهای متفاوت سال در یک نقطه می‌شود.
دقیق‌تر بگویم. محور گردش زمین نسبت به خط عمود بر صفحهٔ گردش آن ۲۳٫۴ درجه انحراف دارد و همین «انحراف»  (یا همین جساب و کتاب دقیق) باعث ایجاد تغییرات فصلی می‌شود.
برای پایدار شدن زاویهٔ انحراف محور زمین، ماه نقش موثری دارد که از آن می‌گذرم.
...
برخلاف تصور بسیاری از ما فصل‌ها به خاطر تفاوت فاصله زمین از خورشید در طول سال به وجود نمی‌آیند (بگذریم که این تفاوت‌ها خیلی هم زیاد نیست)
اگرچه گفته می‌شود زمستان‌های نیم کره جنوبی سردتر از زمستان‌های نیم کره شمالی است و دلیل آن به دورتربودن از خورشید برمی‌گردد، اما اصلی‌ترین دلیل پیدایش فصل‌ها همانطور که گفتم کج بودن محور زمین است.
...
زمین در ابتدای پاییز اندکی به خورشید نزدیک‌تر است و در ابتدای بهار دورتر. در ابتدای پاییز زمین حدود ۱۴۷ میلیون کیلومتر از خورشید فاصله دارد و در ابتدای بهار ۱۵۲ میلیون کیلومتر.
این تفاوت فاصله در مقایسه با گرم شدن و سرد شدنی که به خاطر کج بودن محور زمین به وجود می‌آید تأثیر تعیین‌کننده‌ای در ایجاد فصل‌ها ندارد.
می‌خواهم بگویم پیدایش فصل‌ها نتیجه دوری یا نزدیکی زمین به خورشید نیست. نه تابستان‌ها زمین به خورشید نزدیک‌تر است و نه زمستان‌ها دورتر.
از قضا در تیرماه که در نیمکره شمالی تابستان از راه می‌رسد، خورشید تاقچه بالا گذاشته، پس پسکی از زمین دور و دورتر می‌شود و این زمان در نیمکره جنوبی آغاز زمستان است. اما، هنگامی که نیمکره شمالی زمستان را پشت سر می‌گذارد، با اینکه زمین به خورشید نزدیک تر است اما، در نیمکره جنوبی گرما بیداد می‌کند.
اگر دلیل گرما و سرما دوری و نزدیکی از خورشید بود، تابستان و زمستان در نیمکره شمالی وجنوبی می‌بایست همزمان رخ دهد. پس داستان از چه قرار است؟
دلیل اصلی همان کج بودن محور زمین است که اشاره کردم. این کج بودن تعیین می‌کند که نور خورشید چگونه به زمین برسد و هر بخشی از زمین چه مدت زیر تابش خورشید باشد. روی زمین هم، کج بودن محور زمین موجب تغییر زاویه تابش خورشید شده و فصل‌ها را ایجاد می‌کند.
خلاصه کلام، فصل‌ها به دلیل مایل بودن محور گردش زمین به‌دور خورشید نسبت به صفحه استوا و در نتیجه تغییر طول روز و شدت تابش و دما پدید می‌آیند.
...
در آغاز اشاره کردم که لحظه تحویل سال (نوروز) از لحظه اعتدال بهاری شروع می‌شود. مراد از اعتدال در اینجا، مساوی بودن طول شب و روز است که با فرارسیدن بهار شاهد آن هستیم.

برای فهم دقیق‌تر اعتدال بهاری ابتدا باید اندکی هم که شده با سه کلید واژه‌ زیر آشنا بشویم:
دایره البروج، کره آسمانی و استوای آسمانی
 
دایره البروج The ecliptic
دایره البروج دایره‌ای فرضی در آسمان است که ظاهراً (از دید ساکنان کره زمین) به نظرمی‌‌آید که خورشید در مدت یک سال آن (دایره) را طی می‌کند.
چنانکه ناظری فرضی در خورشید، بتواند نظاره‌گر زمین باشد، مسیر حرکت انتقالی زمین به دور خورشید را هم در مسیر همان دایره البروج خواهد دید. به همین علت، دایره البروج به‌صورت دیگری نیز تعریف می‌شود: محل تلاقی صفحه مسیر حرکت انتقالی زمین با کره آسمانی
دایره البروج شامل ۱۲ صورت فلکی (۱۲ برج) است. (...)...
 
کره آسمانی Celestial sphere
کره آسمانی (سماوی)، کره‌ای فرضی و به مثابه زمینه‌ای است که ستارگان بر آن تصویر شده‌اند. انگار ستارگان و غیرستارگان مانند پونز به تاق آسمان چسبیده‌‌اند. کره آسمانی با کره زمین متحدالمرکز است و بی نهایت بزرگ تر از آن.
 
استوای آسمانی Celestial equator
استوای آسمانی (سماوی) یک دایره فرضی در آسمان و ادامهٔ استواى زمینى (هم‌صفحه با استوای زمین) است.
گویی دایرهٔ عظیمه‌اى است که محل ناظر، یا مرکز زمین در مرکز آن قرار دارد. استوای آسمانی درواقع محل تقاطع صفحهٔ استواى زمین با کرهٔ آسمانى است. 
 
اعتدال بهاری March equinox
در نیم‌کره شمالی (که شامل همه یا بخشی از پهنهٔ بیشتر قاره‌ها به استثناء اقیانوسیه و پیرامون قطب جنوب است)، اعتدال بهاری لحظه‌ای است که خورشید از دید ناظر زمینی از صفحه استوای آسمانی می‌گذرد. توضیح می‌دهم.
دایره البروج با استوای آسمانی یکدیگر را در دو نقطه قطع می‌کنند و خورشید در حرکت سالیانه خود، از این دو نقطه عبور می‌کند. به یکی از این نقاط نقطه اعتدال پاییزی و به دیگری، نقطه اعتدال بهاری می‌گوییم.
نقطه اعتدال بهاری، نقطه‌ای است که در آن خورشید از جنوب استوای آسمانی به شمال آن می‌آید.
معمولاً در تاریخ ۲۰ یا ۲۱ مارس، خورشید در نقطه اعتدال بهاری و در تاریخ ۲۲ یا ۲۳ سپتامبر خورشید در نقطه اعتدال پاییزی است.
...
با اعتدال بهاری (اول فروردین) بهار در نیمکره شمالی و پاییز در نیمکره جنوبی شروع می‌شود. در این دو روز، در همه جای زمین، طول روز و شب مساوی و برابر ۱۲ ساعت است.
خورشید در نوروز هر سال (لحظه تحویل)، در نقطه اعتدال بهاری است.
 

پانویس
بدرالدین چاچی از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هشتم هجری در شعر زیر به مضمون اعتدال بهاری اشاره کرده‌است.
آهویِ آتشین روی چون در بَره دراُفتد          
کافور خشک گردد با مُشک تر برابر
آهوی آتشین، اشاره به خورشید است که به نقطه اعتدالی برج حَمَل (بره) وارد می‌شود و روز (کافور خشک) با شب (مشک تر) با هم برابر می‌شوند.
...
پوزش می‌خواهم که نتوانستم بحث اعتدال بهاری را ساده‌تر از این ارائه دهم. دلیلش پیچیدگی موضوع و نارسایی دانش من است.
«چی میشه که بهار میشه» سئوال نیکویی است. شما را به تأمل پیرامون آن دعوت می‌کنم. 
...
آدرس ویدیو
سایت همنشین بهار 
ایمیل 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
همنشين بهار:



[تاریخ ارسال: 22 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: سینا نعیمی]  [  ]  
نویسنده این مقاله پرسیده است «چرا و چه رمزی است که پس از ۱۴۰۰ سال که از حماسه عاشورا می گذرد، حتی اکنون که اربعین حسین با نوروز پیروز ، مماس شده، مردم ایران که به این جشن باستانی خو دارند و به کوری چشم دشمنان شادی و سرور، خانه تکانی می کنند و سبزه می آرایند ــ از اربعین حسینی هم نمی گذرند و آن را گرامی می دارند؟چرا به هر قیمتی که شده از عاشورا و یاد شهیدان کربلا نمی‌گذرند اما مارکسیست های ما آنچنان که باید و شاید از کمون پاریس یاد نمی کنند؟ امیدوارم مضمون و اهمیت پرسش مزبور روشن باشد...مگر ۱۸ مارس یادآور تولد کمون پاریس و رنج و شکنج انسان های از جان گذشته ای نیست که روبروی ستمگران برخاستند و براي رهائي بشريت مبارزه کردند؟ کو و کجاست گرامی داشت یاد آن همه زن و مرد فداکار کمون پاریس ؟»

به نظر من مردم ما با « قلب » شان [و نه فقط با عقل و ذهن ِ دو دو تا چهارتا] با قلب و عواطف شان ـ به داستان عاشورا می نگرند و آخوندهای مداح صفت هم نتوانسته . نمی توانند با بد دفاع کردن و سوء استفاده از آن، آنها را دچار دافعه کنند. نه همه مردم، بعضی هم کم و بیش اصل مسئله را که رویارویی حسین با اشرافیت نهادینه شده در قدرت یزید بود ــ می شناسند اما متاسفانه نسبت به حوادث تکان دهنده ای مثل کمون پاریس که قدرت توده های مردم را به وضوح نشان داد و دهها سال پیش از قوانین مدرن دم زد ــ برخی از مارکسیست ها بیگانه اند و نباید از این حقیقت تلخ ناراحت شد. یاد کردن از مضمون و جوهر آن فداکاری ها، رویکرد متافیزیکی نیست.
آیا ساده کردن سئوالی که همنشین بهار طرح کرده به «تقدس گرائی مذهبی» و یا ( ربط دادن ) به بهشت و دوزخ و اینکه لابد کسانی که از عاشورا یاد می کنند به خاطر رفتن به بهشت و نرفتن به دوزخ است !!! ...(آیا) پاسخ اصل مسئله را می دهد؟
  

[تاریخ ارسال: 20 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: رضا احمدی]  [ ahmadi_reza2001@yahoo.com ]  
سلام آقای همنشین بهار یاد آوری سالروزها خوبست بشرط اینکه آنهمه یاد گذشته کردن حا ل را درهاله فراموشی پنهان نکند. چرا راجع به تظاهرات دانشجویی درپاریس که هم اکنون جریان دارد نمی نویسید؟ و یا درمور د زندانیان سیاسی ایران که هرروز یکی یکی را دست بسته به دار می آویزند؟ فکر میکنم برای کمون پاریس خود پاریسی ها بهتر است نظر بدهند و سالروز برپا کنند. ما هنوز در گرامیداشت مبارزات 25 ساله گذشته خودمان و درگرامیداشت شهدای این مبارزات هم درمانده ایم . میگویند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است . آیا اینکه کمون پاریس را گرامی تر از مردم ایران از مشروطه به بعد بگیریم خود ش نشانگر از خود بیگانگی ما نیست؟ نمیدانم درپاریس چه میزان اساسا از ایران و انقلابات آن و آنهمه تلاش آن میدانند؟ و هم اکنون هم پاریسی ها ( چه مردم و چه حکومت) چه میزان به آنچه درمیهن ما میگذرد اعتنا دارند و چه میزان از رابطه با حکومت ایران و منافع آن طرفداری میکنند. اگر کسی از تاریخ بخواهد بیاموزد و از کمون پاریس در وهله اول خود فرانسویها هستند که برعکس هرسال به حکومت راست گرا تری رای میدهند. درهرحال موفق باشید   

[تاریخ ارسال: 20 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: سلمان میری]  [  ]  
بسیار خوشحالم که می بینم آقای همنشین بهار دوباره می نویسند. صادقانه بگویم که تا مطلبی از ایشان می بینم شاد می شوم. خداوند او را زنده نگاهدارد و سلامت بدارد و ممنون از این نوشته سراپا عشق. سال نو پر از زیبایی و برکت باد   

[تاریخ ارسال: 20 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: آسو نهرو]  [ a.nahro@hotmail.com ]  
با آرزوی سلامتی و موفقییت هر چه بیشتر، عید نوروز و سال نو 1385 را به تمامی دست اندرکاران سایت دیدگاه و به خصوص به شما هموطن عزیز همنشین بهار، غمخوار مردم مظلوم ایران تبریک گفته و از اینکه در مقالهً قبلی با شما در بخش نظرات برخورد عجولانه و تند داشتم، جداً معذرت میخوام. بر دست و قلم ظلمت شکن و آزادت بوسه میزنم. زنده باد آزادی.
بهار 1385 ملت ایران خجسته باد.
آسو نهرو
  

[تاریخ ارسال: 20 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: خرد صمیمی]  [ piya803@hotmail.com ]  
من یک بار نظر خودم را به لاتین دادم و چون در صفحه آن را نمی بینم حدس می زنم که شاید به این خاطر است. پس یک بار هم با خط فارسی:
سلام به آقای همنشین بهار
متن شما یاد آوری قابل توجهی است. دسستتان درد نکند. اما نکته ای هست که بایستی متذکر شد و آن اینکه مذهب ایدئولوژی است و انسان ها بی آنکه آن را انتخاب کرده باشند به عنوان یک ارثیه تاریخی و اجتماعی از گذشتگان خود آن را تحویل گرفته اند. کمون پاریس اما یک انقلاب بود، انقلابی که انسان ها حتا اگر همان موقع با مذهبشان هم در آن شرکت کرده بودند، اما خودشان تعیین اش کرده بودند. این یک واکنش انسانی کاملاً آگانه و دخالت در سرنوشت خود و جامعه بود.
اما در مورد اینکه حالا این تاریخ به فراموشی سپرده شده است، اولاً مقایسه اش به دلیل پیش گفته، با یک مذهب و مراسم آن به هم ارتباط منطقی ندارد. ضمن اینکه حسین برای آزادی و آزادگی این کار را نکرد بلکه مسئله زنی بنام "قرینب" و رقابت با یزید. این را تمامی علمای اسلامی می دانند ولی اینکه هیچ نمی گویند به فرهنگ شارلاتانی در مذهب و اسلام شان مربوط است.
دیگر اینکه اگر منظورتان چپ ها می باشد که این تاریخ را فراموش کرده اند، باز هم قابل گفتن است که چپ ها از منافع خودشان دفاع کرده اند و دلیلی هم ندارد که از یک تاریخ رفع ستم طبقاتی یادی بجا بیاورند. چپ ها حداکثر کمونیسم را با انقلابات بورژوا دمکراتیکی که در تمامی جهان کرده اند به اتوپی و مسخره تبدیل کرده اند. تمامی احزاب و سازمانهایی نیز که در حال حاضر از کمونیسم حرفی به میان می آورند، هنوز هم معنی اش دفاع از منافع کارگری و کمونیستی نه بلکه همان خواست هایی است که اغلب به جنبش های اجتماعی سرمایه داری پیوند می خورد و هر از گاهی آنها را خرد خرد با خود می برد تا کاملاً دست از این ادعاهای نامفهوم خود هم دست بردارند. برای نمونه اش نگاه کنید به تمامی چپ های سابق ایران از آغاز تا به امروز. همه یا در حکومت ها به نوعی سهیم شدند و یا لااقل سوسیال دمکرات های مؤدبی از کار در آمده اند که بسیاری از آنها حتا این موقعیت را دارا هستند تا با اگر نه کل رژیم ولی لااقل با بخش هایی از آن همصدا شوند چرا که برنامه اشان هم چیزی جز این نبوده است. فرق است میان کمونیسم و موقعیت طلبی چپ ها که حداکثر کمونیسم را به اتوپی تبدیل کرده اند و هر از گاهی هم به نام یک حزب یا یک رهبر سکه می زنند.
گرامی باد یاد و خاطرِه کموناردهای پاریس/ پیش به سوی آینده ی کمونیستی!
و با درود به شما همراه با تبریک سال جدید.

خرد صمیمی
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.