شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷ - ۲۲ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

چرا انفجار حرم «عسگرین» می‌تواند کار رژیم جمهوری اسلامی باشد
سخن کوتاه ايرج مصداقي

ایرج مصداقی

قبل از هر چیز باید دید که انفجار حرم «عسکرین» به نفع چه کسی می‌باشد و چه نیروهایی پشت آن ممکن است باشند؟

برای بررسی این موضوع می‌توان آمریکا و غرب، القاعده‌ و جمهوری اسلامی را به عنوان عاملان و یا پشتیبانان این انفجار در نظر گرفت.

از نگاه من آمریکا و غرب خواهان ایجاد ثبات و امنیت در عراق می‌باشند تا از این طریق بتوانند طرح‌های خود را پیش ببرند. این عمل در واقع برخلاف سیاست‌ و خواست آن‌‌هاست و بالطبع در تضاد بامنافع‌شان می‌باشد.

القاعده تا کنون مسئولیت کلیه عملیات‌هایی را که انجام داده با افتخار پذیرفته و از آن دفاع نموده است. در حالی که در ا رتباط با انفجار مزبور اطلاعیه داده و نقش و یا دخالت خود را تکذیب کرده است. یکی از مشخصه‌های اصلی عملیات‌های القاعده گرفتن تلفات انسانی می‌باشد. در حالی که این بمب‌گذاری به نحوی برنامه‌ریزی و اجرا شد که تلفات جانی در بر نداشت.

رژیم جمهوری اسلامی رژیمی است بحران زا و بحران زی. این رژیم تلاش می‌کند بحران‌های خود را با ایجاد بحران های داخلی و خارجی حل کند و یا بر آن‌ها سرپوش گذارد. عراق در شرایط حال حاضر یکی از برگ‌های برنده رژیم در برابر آمریکا و انگلیس می‌باشد.

با توجه به نیاز رژیم، شرایط عراق و بحران‌هایی که رژیم در آن غوطه‌ور است، این رژیم بیش از هر جریان دیگری از انفجار فوق سوده برده و به دلایل مختلف می‌تواند پشت این انفجار بوده باشد.

شرایط عراق

هر گونه آرامش در عراق و رفتن به سمت ثبات و ایجاد امنیت در عراق برای جمهوری اسلامی همچون سمی خطرناک عمل می‌کند. منافع رژیم در این خلاصه شده است که آمریکا و غرب را در باتلاق عراق درگیر کند

دولت آمریکا پس از انتخابات عراق فشار می‌آورد تا وزارت کشور به عنوان مهم‌ترین و تعیین‌کننده ترین وزارتخانه عراق در دست نیروهای فرقه گرا قرار نگرفته و فردی سکولار در رأس آن گمارده شود. در صورت تحقق چنین امری دست رژیم از یکی از مهم‌ترین وزارت‌خانه‌های تحت نفوذش کوتاه می شود.

برای به کرسی نشاندن چنین هدفی با فشار آمریکا حتا احتمال ائتلاف نیروهای کرد، سنی، سکولار و مستقل و حذف شیعیان هم می‌رفت.

انفجار فوق تمامی معادلات عراق را در هم ریخته و همه چیز را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.

پس از انفجار، بر خلاف دفعات قبلی که رژیم القاعده را مسئول حملات معرفی می‌کرد یک سیاست دوگانه را پیش می‌برد. از سوی عواملش در عراق به تحریک شیعیان و حمله به سنی‌ها می‌پردازد و در تبلیغات رسمی و به ویژه برای ایرانی‌ها، آمریکا، اسرائیل و غرب را مسئول مستقیم این انفجار معرفی می‌کند.

شرایط داخلی

مخاطب اصلی دولت احمدی‌نژاد توده‌های نا‌آگاه و عقب‌مانده ترین اقشار جامعه می‌باشند. برای تهییج آن‌ها نیاز است که غرب و آمریکا را دشمنانی معرفی کنند که شب و روز در حال طراحی حملاتی علیه اسلام و مسلمین می‌باشند.

برای تهییج افکار عمومی علیه غرب ، آمریکا و اسرائیل می‌بایستی نشان داده شود که ارزش‌های معنوی شیعیان و مسلمین هدف حمله قرار گرفته‌اند.

با بحران به وجود آمده و مظلوم‌‌نمایی‌های بعدی رژیم تلاش می‌کند سیاست های اتمی خود را توجیه کرده و حمایت‌های توده‌‌های ناآگاه را کسب کند

سوابق امر

در دوران انقلاب برای شعله ور تر کردن خشم مردم سینما رکس آبادان را به آتش کشیده و ساواک و نیروهای پلیس شاه را مسئول آن معرفی کردند.

این رژیمی است که در سال ۶۶ قصد انتقال مواد منفجره به داخل کعبه (خانه خدا) در مکه را داشته است. بنا به اعتراف آیت الله منتظری مأموران اطلاعاتی و امنیتی برای انتقال مواد منفجره به عربستان این مواد را بدون آن که زائران خانه‌ خدا اطلاعی داشته باشند در ساک‌های ‌آنها جا سازی کرده بود.

پس از عزیمت مریم رجوی به پاریس و تلاش او برای تحرک بخشیدن به فعالیت‌های شورای ملی مقاومت و کسب حمایت‌های بین‌المللی، مقامات رژیم در خرداد ماه ۷۳ و مقارن با سی خرداد که مصادف با عاشورا بود، در یکی از شلوغ‌ترین ساعات بمبی را در حرم امام رضا منفجر کردند با این هدف که مجاهدین را مسئول آن معرفی کنند.

توجه داشته باشید که این شبه نظامیان مقتدا صدر و نیروهای هوادار رژیم بودند که در حرم امام علی در نجف سنگر بندی کرده و از آن‌جا به نیروهای آمریکایی و دولتی عراق شلیک می‌کردند. این نیروها بودند که در حرم «امن» امام علی، کلیددار حرم و مجید خویی یکی از رقبای قدرتمند خود را به قتل رساندند.

توجیهات ایدئولوژیک پشت تصمیم

باید این مسئله را نیز در نظر داشت که مقامات جمهوری اسلامی از توجیهات شرعی مناسب برای انجام چنین جنایتی برخوردار هستند.

آن‌ها می‌توانند این‌گونه توجیه کنند که با تخریب این محل، بقعه و بارگاهی هرچه باشکوهتر به جای آن خواهیم ساخت. آنها به این اصل معتقدند که «الاعمال بالنیات» یعنی نیت پشت عمل را بایستی در نظر گرفت. (با چه نیتی ما کار را انجام می‌دهیم).

در اینجا تخریب با نیت سازندگی انجام می‌‌گیرد. برای بازسازی هرچه بهتر نیاز به تخریب بنای قبلی است. در همین حال با این انفجار نه تنها دشمنان اسلام مفتضح شده و در تنگنا قرار می‌گیرند، بلکه موجب عزت و سرفرازی جمهوری اسلامی شده و در پناه آن پاره‌ای مشکلات مسلمین نیز حل می‌شود.

بلافاصله پس از انفجار جدا از تشکیل ستادهای مختلف بازسازی، مقامات جمهوری اسلامی اعلام داشته‌‌اند که برای حفاظت از حرم از آن‌جایی که در یک منطقه‌ی سنی‌نشین قرار گرفته، می‌بایستی ترکیب جمعیتی دستخوش تغییر قرار گرفته و اطراف حرم به شیعه‌ها داده شود. به این ترتیب امنیت سامرا نیز مانند حرم‌های کربلا و نجف حفظ شود.

 Irajmesdaghi@yahoo.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
ایرج مصداقی:



[تاریخ ارسال: 07 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
اگر بعضی ها با گريه کردن دردشان تسکين مييابد پس بگذار تا بگريند چون ابر در بهاران .....   

[تاریخ ارسال: 06 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: فرهاد جواد زاده]  [ sweetheartfarhad@hotmail.com ]  
خانم شراره و ديگر کاربان ديدگاه که بنده را مورد حملات کور خود قرار داده ايد واقعا بايد بگويم اگر شما مبارزين راه ازادی هستيد بايد برای ازادی گريست!! همانگونه که وقتی رجوی رهبر انقلاب نوين ايران قلمداد ميشود بايد به حال ان انقلاب گريست. شما حتی تحمل انتقاد ساده به خودتان و طرز فکرتان را نداريد و فقط با تهمت و ترور شخصيت ميخواهيد رقيبتان را از صحنه خارج کنيد که البته همين برخورد دگم و غلط شماها و سازمان مجاهدين خلق است که اب به اسياب رژيم اسلامی حاکم بر ايران ميريزد. پس خواهش ميکنم دم از مبارزه نزنيد که اگر قرار باشد مبارز راه ازادی مانند شما و سازمانتان باشد باز هم ميگويم وای به حال ازادی و مردمی که چشم اميدشان به شما باشد.

در اخر بايد برای اندسته از کاربرانی که درک سياسی بهترو بالاتری از امثال اقای فتاحی دارند عرض کنم که اگر صحبت فاجعه سينما رکس ابادان شد فقط خواستم مثالی بزنم که دقيقا گزنده باشد و ما را به ياد انروزها بياندازد که چگونه تحليل سياسی ميکرديم و چگونه با شايعات بيمورد اب به اسياب ارتجاع ميريختيم و باز هم ياداوری باشد که دشمنی کور و بی منطق چگونه ميتواند ما را به نا کجا اباد ببرد که برد؟؟؟!!!!!! و امروز هم مواظب مرتجعينی که هر روز شعارها و ارمانهايشان را به بخل ثمن ميفروشند باشيم.

موفق و پيروز باشيد
فرهاد جوادزاده
  

[تاریخ ارسال: 05 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: علی فتاحی]  [ fatahi-62@yahoo.com ]  
بسیاری اوقات با خواندن نظرات کاربران افسوس می‌ خورم به سطح پایین درک[برخی ازآنها= به توضیح پایانی توجه شود.] . آنها حتی نمی‌ دانند چه می‌ گویند و یا با چه چیز مخالفت می‌ کنند. آقای جواد زاده یکی از آنهاست. اگر سلطنت طلب و هوادار سلطنت پهلوی است این آن‌ ها هستند که روز شب مجیز آمریکا را گفته و دست به دعا برداشته اند که بلکه آمریکا به ایران حمله کنند رژیم را بر بیاندازد و آن ها هم به آلاف و الوفی برسند. غیر از طرح حمله‌ی آمریکا هیچ برنامه‌ دیگری در نظر ندارند. اگر ایشان کمونیست تشریف دارند، این کمونیست‌ ها بودند که بیش از همه شاه را مقصر سینما رکس آبادان معرفی می‌ کردند به نشریات آن زمان کنفدراسیون رجوع شود. بالاخره هم نفهمیدم به نظر ایشان آمریکا مسئول انفجار حرم است یا مقامات جمهوری اسلامی؟ با چه چیزی مخالفت کرده‌اند؟


کاربر محترم، [برخی از]... از طرف من اضافه شده است.

توضیح: شما ممکن است به هردلیلی و بر اساس معیارهای خودتان، نوشته های برخی از کاربران را با"درک سطح پائین" ارزیابی کنید. این مسئله بخودی خود اشکالی ندارد به شرطی که:

1-در آن مورد نظر خود را دقیق و مشخص بیان کنیدالبته اگردر ارتباط با روشن شدن موضوع مقاله ای باشد- که در مورد آن نظرها ارسال شده است- و این کار "برخورد و تهاجم فردی" تلقی نگردد.


2- از عمومیت دادن نظر خود از یک مورد خاص به دیگر کاربران خودداری کنید.


با تشکر، مسئول ستون کاربران
  

[تاریخ ارسال: 05 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: مژگان کاظمی]  [ amsterdam_noord12@yahoo.com ]  
سلام آقای گل کو عزیز، استدلال شما قانع کننده است اما زمان را در نظر نمی گیرید. در آن دوران رژیم در تمام کشورها عملیات تروریستی خود را پیش می برد که نمونه آن همین عراق و حمله به مقرهای ارتش آزادیبخش بود. اما آیا امروز هم همانگونه است؟ رژیم اینروزها در کشورهای دیگر همان سیاست ها را پیش می برد؟ به نظر من بعد از 11 سپتامبر خیلی معادلات و سیاست ها عوض شده است که باید آنها را هم در نظر گرفت. حرف من این است که در تحلیل می شود گفت به نظر من و بر اساس دیدگاه من " رژیم می تواند این کار را کرده باشد". اما شاهین عزیز قاطعانه از اینکه این کار رژیم است می گفت بی آنکه سعی کرده باشد سندی ارائه کند. آقای مصداقی نیز سعی کرده بود از راه تحلیل این مساله را بشکافد که حرف اصلی من این بود که در یک تحلیل جامع می باید همه احتمالات را بررسی کرده و بر مبنای احتمالات انگشت هایمان را نشانه رویم تا کسانی فکر نکنند بی دلیل کسی را مقصر جلوه می دهیم یا قصد تطهیر کس دیگری را داریم.
پاد باشید. مژگان کاظمی
  

[تاریخ ارسال: 05 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: آسو نهرو]  [ a.nahro@yahoo.com ]  
فرهاد جواد زاده، هموطن عزیزم، تمامی چیزهایی که فرموده اید کاملاً درست است ولی از نظر من به یک عامل اساسی که موجب دیده شدن عکس خمینی در ماه شده را فراموش کرده اید بیان کنید ! و آن اینکه اگر شاهنشاه عاری از مهر هم مثل این اروپا و آمریکا و یا کشورهای دمکراتیک مردم ایران را برای نوشتن و خواندن عقاید ونظرات دیگران آزاد می گذاشت و مردم فعالیت سیاسی آزادانه (خارج از درباریها) کرده و رشد سیاسی علمی .... میکردند و به آگاهیهای سیاسی ... رسیده و به جایگزینی مسالمت آمیز و دمکراتیک احترام می گذاشتند، آنوقت نه نیازی به انقلاب بود که خمینی مسیر آزادیخواهانهً آنرا منحرف کرد و نه کسی عکس آن هیولای و حشی را در ماه میدید. یعنی خمینی محصول و زائیدهً یک دورهً طولانی خفقان و استبداد تاجداران بود که از آن خمینی سبز شد. از اینکه به نظر من توجه میکنید خیلی متشکرم.   

[تاریخ ارسال: 05 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: شراره مستشار]  [ sharareh_mostashar@yahoo.com ]  
آقای فرهاد زاده، آخرش معلوم کرديد که اين همه دشمنی شما با مبارزين اين مملکت در کجا ريشه دارد. شاه و شيخ 2 روی سکه استبداد، سرکوب، غارت و چپاول، وطن فروشی، فقر، فحشاء وووو عليه مردم ايران هستند. ملت ايران در گذار به دموکراسی، از روی شاه گذشتند و به زباله دان تاريخ پرتاب کردند، از روی شيخ هم حتما
خواهند گذشت. ديگر دوره سرداران شهيد ستارخان، باقر خان، کلنل پسيان، ميرزا کوچک خان، مصدق، فاطمی و صدها هزار ديگر به سر آمده است. آن موقع که عده ای سرکوب کردند و عده ايی نيز کارشان خاک پاشيدن به چشم مردم ايران بود. اتفاقا اکنون اين ملت در مسير سرنگونی تام و تمام پس مانده های سيستم
آريامهری که فقط عمامه جايگزين شاه کرده اند، سفت و محکم ايستاده تا اين لقمه را در گلوی دزدان ديگر انقلاب تبديل به جام زهر کند. هميشه با خواندن مطالبتان فکر ميکردم که از چه ديدگاهی اين برخورد ها ريشه ميگيرند. ملت ايران هيچ بدهکاری به شاه و پس مانده های آريامهری ندارد. با اميد به اينکه با سرنگونی رژيم کثيف جمهوری اسلامی، جنايتکاران و غارت گران آريامهری نيز در دادگاه های مردم ايران، پاسخگو اعمال خود باشند.
  

[تاریخ ارسال: 05 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: فرهاد جوادزاده]  [ sweetheartfarhad@hotmail.com ]  
اقای مصداقی ايا در سال ۱۳۵۷ هم معتقد بوديد که فاجعه سينما رکس ابادان که در مطلبتان اشاره کرده ايد کار اخوندها و عمالشان بوده است ؟؟ البته فکر ميکنم که شما در ان سال مسبب فاجعه سينما رکس ابادان را رژيم شاه و ساواک ميپنداشتيد و اصلا به ذهنتان هم خطور نميکرد که کار امام ماه نشين و دار و دسته اش باشد!! خلاصه کمی حداقل با خودتان صادق باشيد.

در همان سال سياه همگی شما مثلا روشنفکران فريب خمينی را خورديد و بابت اين کارتان هنوز يک عذر خواهی درست و حسابی به مردم ايران بدهکاريد. امروز هم ديگر باور کردنتان قدری مشکل به نظر ميرسد! کسانی که ديوز سعی در مخفی کردن دستان خون الود مذهب شيعه داشتند و شاه را سگ زنجيری امريکا معرفی ميکردند ! امروز هم خودشان در جهت تطهير دستان همان امريکا قلمفرسائی ميکنند و امريکای جنگ طلب را خواهان ثبات و دمکراسی در عراق نشان ميدهند و البته کيست که نداند هيچ فرقی ما بين رژيم اسلامی حاکم بر ايران و هيئت حاکمه امريکا در جنگ و جنايت نيست .

فرهاد جوادزاده
  

[تاریخ ارسال: 04 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [ golku81@yahoo.com ]  
مژگان کاظمی عزیز- نوشته بودید که آیا رژیم را بیش از حد بزرگ نمی کنید. مگر این رژیم علنا در بمب گذاری هایی مثل خوبار و آرژانتین دست نداشته است؟ مگر اینهمه ایرانی را در خارج از کشور ترور نکرده است؟ تازه آنهم در کشورهای بحران نزده که فقط یک سفارت داشت. چرا نباید در عراق که مرکز عمال ایران است نباید بتواند چنین کاری کند؟ با این هم موافقم که امریکا و اروپا می خواهند به فرقه گرایی دامن بزنند اما دلایلی که آقای مصداقی در مقاله شان می آورند به نظر من نشان میدهد که در این موقعیت نفع ایران در بحران زایی در عراق و نفع امریکا و انگلیس در ماست مالی موقت خرابکاری هایشان با روی کار آوردن یک دولت هر چند آبکی است.شاد و پیروز باشید.   

[تاریخ ارسال: 04 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور(سل تی تی)]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
درود به دوست عزیز ایرج مصداقی عرض کنم قانونمندیهای سرمایه وامروز سیاست میلیتاریسم سرمایه بما می آموزد که تحلیل شما اشتباه است امریکا با سیاست نئولیبرالیستی وسیاست میلیتاریستی طرفدار ثبات در هیچ جای کره زمین حتی آمریکا نیست چون ثبات با گسترش دموکراسی وعدالت اجتماعی وگسترش نهادهای دموکراتیک وبخصوص آزادی بیان واحزاب همراه خواهد بود واین فضا بهترین زیرساختی برای گسترش جنبش طبقهء کارکر وبطبع احزاب کمونیستی طبقهء کارگر خواهد شد که در تضاد وتقابل 180 درجه با سیاستهای میلیتاریستی ونئولیبرالیستی امپریالیسم است آنچه شما ومجاهدین میگوئید سیاست لیبرالیسم درجهان است نه نئولیبرالیسم که ازسال 1970 به بعد به تاریخ سپرده شده است امروز احزاب لیبرالیسم در پشت احزاب نئولیبرالیسم پنهان شده اند آنچه که در روند تکامل سرمایه ثبت است همکاری سینه به سینهء سرمایهء لیبرالیستی با سرمایهء میلیتارستی است تاریخ به عقب بر نمی گردد وهیچ عاطفه ای ندارد با این توضیحات آمریکا مدافع دموکراسی وآرامش در عراق نیست ونمی تواند باشد منافع آمریکا در جنگ است وجمهوری اسلامی بهترین مدافع امپریالیسم جنگی آمریکا در عراق است هم امپر یالیسم آمریکا وهم جمهوری اسلامی مدافع بحران وجنگ وبدبختی برای جهان هستند ودر حین تضاد با هم صمیمانه با هم همکاری میکنند وفقط نیرو از پائین از که این غول کاغذی را از بین می برد وفقط تکیه برتوده هاست که راه مبارزه رابازمیکند همین یعنی سیاست استفاده ازتضادهای امپریالیستی به تاریخ سپرده شده وجواب نمی دهد چون سرمایهء لیبرالی با سرمایهء نئولیبرالی با هم ادغام سده است وهر جریانی دنبال لیبرالها برود تا نئولیبرالها را عقب براند تا فضائی ایجادنماید وراه مبارزه را باز کند جواب منفی می گیرد وپا در هوا می ماند ومضمحل می شود عصر عصر ادغام سرمایه هاست کوتاه سخن اینکه امپریالیسم وهمراه جمهوری اسلامی در همکاری باهم مسجد مسلمانان را منفجر میکنند ویا به محمد پیامبر مسلمانان توهین میکنند تا بحران ایجاد کنند وجنگ ادامه داشته باشد ودموکراسی سرکوب شود وسر مایهء میلیتاریستی افزایش یابد ...سر فراز باشید   

[تاریخ ارسال: 04 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
مسلم است که رژیم ضد بشری آخوندها برای بقای نکبت بار خود یک سیاست دوگانه در عراق را تعقیب می کند و هم از روی کار آمدن اراذل و اوباش حکیم و مرتجعان مقتدا صدر و غیره نهایت بهره را می برد و در جهت حفظ خود از ادامه بحران در عراق و از حملات اعراب قوم پرست و تروریست های القاعده نیز به هر شکل که بتواند مخفیانه حمایت کرده که شاید آمریکا و انگلیس و بقیه کشورهای امپریالیستی را از مقابله نظامی با رژیم خود این ملایان سودجو به پرهیز وا دارد. رژیم آخوندی می تواند از این گونه بمب گذاری ها حداکثر بهره را ببرد اما این بمب گذاری ها می تواند به جنگ داخلی شیعه و اعراب سنی قوم پرست ختم شده و در نتیجه هنگامی که اینها مشغول حمله به یک دیگر هستند مشغول حمله به نیروهای اشغالگر انگلیسی زبان نخواهند بود و چه بسا برای نابودی طرف دعوای خود بیشتر به بغل همین اشغالگران حی و حاظر رفته و چه بسا برای نابودی دشمن خود با آنها بیشتر همکاری کنند. این می تواند یک انگیزه بسیار قوی در دست داشتن سازمانهای اطلاعاتی کشورهای انگلیسی زبان یا عبری زبان در این گونه موارد باشد. این همان سیاست امپریالیست پیر انگلیس است که تفرقه می انداخت و حکومت می کرد! مرتجعان تروریست القاعده نیز در ضدیت کور خود با شیعیان و با اعتقاد به این که شیعیان در خدمت دشمنان آنان می باشند می توانند در این گونه بمب گذاری ها نقش داشته باشند حتی اگر این نقش غیر مستقیم بوده باشد اما با توجه به شکل اخیر این بمب گذاری بعید است که این یکی کار آنها بوده باشد. بهرحال بازنده اصلی این جنگ خانمانسوز مردم بی گناه عراق از شیعه و سنی و کرد می باشند که منابع انسانی و ملی خود را از دست می دهند و متاسفانه اثرات منفی آن تا سالیان طولانی باقی خواهد ماند.   

[تاریخ ارسال: 04 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: مژگان کاظمی]  [ amsterdam_noord12@yahoo.com ]  
برای شاهین

ببینید به نظر من تحلیل کردن با محکوم کردن ارتکاب جرم فرق می کند. شما قاطعانه می گویید کار رژیم آخوندی است اما سندی ارائه نمی دهید. پس پایه بحث و محکومیت رژیم به توسط شما نیز بر تحلیل بنا پده است. حال در تحلیل می توان احتمالات را در نظر گرفت و متهمین خیالی را به یک اندازه مقصر دانست.
رژیم تا قبل از پیروزی عمالش در عراق خواستار بحران سازی بود درست اما حالا چرا نباید ثبات بخواهد؟ مگر عمالش پیروز نشدند؟ حال رژیم در عراق از دولتی با ثبات که سیاست هایش را در منطقه پیش ببرد بیشتر بهره می برد یا از جنگ داخلی؟
رژیم به تنهایی نیست که از این اوضاع بهره می برد. آمریکا و متحدینشان هم هستند. سرپوش بر شکست هایشان و تضعیف مقاومت عراقی. آمریکا نیز از انتخابات عراق خوشحال نبود.
القاعده نیز از این اوضاع سود می برد اما کمتر. تحکیم دولت عراقی به تضعیف القاعده خواهد انجامید. در حال حاضر القاعده تنها در عراق و افغانستان است که زنده است و اگر دولت عراقی حاکم شود کم کم نام القاعده نیز از اخبار پاک خواهد شد.
در بررسی احتمالات حتی می توان گفت که مجاهدین هم از این اوضاع بهره می برند. ثبات دولت شیعی عراقی وابسته به رژیم، می تواند فضا را بر رزمندگان ارتش آزادیبخش تنگ کند. به خوبی هم واقفیم که این عمال هر از چندی تهدید به اخراج مجاهدین از عراق می کنند.
حال اگر با احتمالات جلو برویم می گوییم مجاهدین این کاره نیستند هر چند نفعی در اوضاع داشته باشند. مابین رژیم، القاعده و آمریکا نیز منافع القاعده و آمریکا بسیار بیشتر از رژیم است. با این وصف سوال من این است چرا شما با این قاطعیت می گویید کار رژیم است؟ آیا رژیم را بیش از حد بزرگ نمی کنید؟
موفق باشید مژگان
  

[تاریخ ارسال: 04 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: شاهين ب]  [ shahin_be2002@yahoo.com ]  
به نظر من كار كار خود رژيم آخوندي است
چرا كه قبلا هم اعلام كرده بودند كه مي خواهند عراق را براي آمريكاييها باتلاق كنند . خب چنين هدفي چگونه ممكن است ؟ آيا جز با بي ثبات كردن عراق ؟ رژيم منافع اش در ناآراميهاي داخلي عراق است و هر كس حداقل شناختي از خوي رژيم داشته باشد بي شك به اين نتيجه مي رسد كه اين كار كار رژيم بوده است
بهتر است نگاهي به مقاله عباسي در اين ارتباط داشته باشيد با عنوان

چند خشت خام جهل در يك عمل جاهلانه فرو ريخت و عده اي بي گناه توسط جاهلاني جنايتكار كشته شدند تا جنايتكاران آخوند چند صباحي بيش حكمراني كنند !!؟

http://nejat.9online.fr/s_maa/Abbasi_samerra.html

عباسي در بخشي از اين مقاله بدرستي اشاره مي كند كه
.....صد البته عملي كه با مقبرههاي سامرا كردند محكوم است ولي بايد ديد كه از اين عمل جاهلانه چه كسي و كساني مي خواهند سواستفاده نمايند !؟ من نمي خواهم بگويم كه چون رژيم قصد بهره برداري از اين موضوع را دارد پس اين كار كار خود رژيم آخوندي است !؟ كه البته اين مسئله را هم رد نمي كنم !؟ چون بحث بحث منافع حكومتي و حفظ نظام است . در جايي كه اين حكومت حرمت خون انساني پاس نمي دارد و جنايت مي كند . آيا پايين آوردن چند خشت خام براي اين رژيم كاري دارد ؟ تا بعد معركه گيرد و وا مقدسا سر دهد ؟ و دنبال آن باشد كه عراق را نا امن سازد تا دمكراسي در آنجا شكل نگيرد و بلبشويي برپا شود تا مسئله پرونده هسته اي را سرهم بيارد و با دامن زدن به خشونت و ناآرامي در عراق هزينه نيروهاي بين المللي در عراق را بالا ببرد كه از خير فشار به ايران منصرف شوند !؟ بدتر اينكه تو دل مردم ايران را خالي كنند كه ببينيد سر عراق چه بلايي آمد !؟ چه بسا هم اينطوري باشد و جاهلان عرصه گرداني كنند و با فتنه آخوندي جنگ فرقه اي در عراق شكل بگيرد بعد هم جنگ داخلي و سپس هم تجزيه كه بطبع مردم ايران از چنين سناريوهايي وحشت دارند و بيمناك هستند و اصلا دنبال اين نيستند كه چنين هزينه بالايي در شرايط حاضر بپردازند. از طرف ديگر بايد به خاطر داشت كه عوامل اطلاعاتي همين رژيم آخوندي مگر در مشهد رضا بمب گذاري نكردند ؟ و يا چند سال پيش در مشهد مسجد اهل سنت را رژيم ويران نساخت و همين چند روز پيش حسينه شريعت در قم را زير بولدوزر نبرد.... بطوري كه طي يكي دو روز گذشته هم شاهد بوده ايم عده اي فريب خورده و جاهل حال چه شيعي و چه سني در عراق با ريختن خون انسانهاي بي گناه جنايت آفريدند كه مسئوليت مستقيم آن متوجه حكومتهايي است كه در اين ميان آتش بيار معركه هستند و رژيم آخوندي يكي از اين حكومتهاست . رسول عباسي . نجات

کاربر محترم، متأسفانه بخاطر طولانی بودن، بخش کوچکی از مطلب ارسالیتان حذف شد.
مسئول ستون کاربران
  

[تاریخ ارسال: 03 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: مژگان کاظمی]  [ amsterdam_noord12@yahoo.com ]  
سلام آقای مصداقی

از مقاله تان لذت بردم ولی به نظرم در پایه گذاری بحثتان به خطا رفته اید. من هم معتقد هستم که آمریکا و غرب خواهان ثبات در عراق هستند اما باید دید چگونه به این ثبات دست پیدا خواهند کرد.
اگر با هم هم عقیده باشیم که تا امروز آمریکا و غرب در عراق به هدفشان نرسیده و شکست خورده اند، اگر قبول کنیم که در بیشتر شهرهای عراق آنها مستمرا زیر ضرب نیروهای مقاومت عراقی که بخشی از آنها هم مرتجعین القاعده می باشند هستند پس ایجاد جنگ داخلی و به هم انداختن سنی ها و شیعه ها و تضعیف مقاومت جهت شکست آن، تامین کننده بخشی از سیاست آنها در جهت رسیدن به ثبات مورد نظر می باشد. هر چه این جنگ طولانی تر می شود سربازان آمریکا ضعیف تر و شکسته تر شده و همینطور در داخل آمریکا و کشورهای غربی از حامیان حمله به آمریکا کاسته می شود. خلاصه اینکه برای سیا، آمریکا، انگلیس و متخدان آنها ایجاد این جنگ داخلی راه میان بری یرای رسیدن به ثبات می تواند باشد.

به خاطر افشای جنایت های رژیم در زندان ها و منتشر ساختن کتاب زیبایتان یک خسته نباشید به شما می گویم.
مژگان
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.