شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۳ تير ۱۳۹۷ - ۲۴ ژوئن ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نقض حقوق‌بشر و وظایف ما
سخن کوتاه ايرج مصداقي

ایرج مصداقی

بخش پنجم

نقض حقوق‌بشر و وظایف ما (۵)

فعالیت مدافعان حقوق بشر و حقوقدانان وابسته به رژیم در خارج از کشور

سفیران رژیم که در هیئت مدافعان حقوق بشر و حقوق مدنی به خارج از کشور سفر می‌کنند پیشبرد سیاستی خاص را دنبال می‌کنند. آن ها در سخنرانی‌ها و جلساتی که شرکت می‌کنند به بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران، امکان انجام برخی فعالیت‌ها و راه‌اندازی انجمن‌ها و سازمان‌هایی که تا پیش از این ممنوع بوده اشاره می‌کنند و در همان حال برای آن‌که صحت نظریات خویش را به رخ شنوندگان و منتقدین بکشانند، اندک بودن تعداد زندانیان سیاسی را شاهد می‌گیرند. بدون آن‌که به سیاست رذیلانه رژیم اشاره کنند.

شنوندگان نیز که غالباً سال‌هاست از ایران دور می‌باشند و تا حدودی شیادی و عوام‌فریبی رژیم یادشان رفته و یا اساساً با آن از ابتدا بیگانه‌ بوده‌اند در دام افتاده و به بحث ارقام و آمار با آن‌ها می‌پردازند.

افراد مورد نظر نیز مدعی می‌شوند بسیار خوب اگر راست می‌گویید، لااقل اسامی بخشی از آماری را که از آن دم می‌زنید ارائه دهید. چیزی که اساساً امکان ناپذیر است.

از نظر من به دلایل بسیاری تعداد زندانیان سیاسی در ایران زیاد نیست. این نه به دلیل بهبود وضعیت که نتیجه‌ی یک سرکوب وحشیانه در طول سه دهه گذشته بوده است.

۱- سرکوب گسترده‌ی سازمان‌های سیاسی در ایران و کشتارهای وسیع دهه‌ی ۶۰ منجر به ایجاد ترس و واهمه‌ی شدیدی برای شرکت در فعالیت‌های سیاسی شد.

۲- خروج گروه‌ها و فعالین سیاسی از کشور به علت سرکوب وحشیانه و کشتارهای گسترده باعث به وجود آمدن فاصله بین گروه‌های سیاسی و مردم شد. به این ترتیب ارتباط آن‌ها با توده‌های مردم به سطح بسیار نازلی رسید و دلسردی شدیدی در جامعه نسبت به فعالیت‌های سیاسی پدیدار شد.

۳- نیروهای سیاسی نتوانستند اعتماد مردمی را که در انقلاب ضد سلطنتی ۲۲ بهمن شرکت کرده و از نتایج آن به کلی ناامید شدند دوباره به دست آورند.

۴- نیروهای سیاسی تلاش چندانی برای سازماندهی مردم و نیروهای جامعه از خود نشان ندادند. این هم لایل خاص خودش را داشت. در توانشان نبود و یا آن را بی‌حاصل دیده و در محاسبات خویش منظور نمی‌کردند.

۵- شور و هیجان دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی که جبنش‌های اجتماعی زیادی را در دنیا به وجود آورد، امروزه تبدیل به جو انفعال و سیاست گریزی شده که کشور ما نیز متأثر از آن می‌باشد.

با توجه به واقعیت‌های موجود، مقامات اطلاعاتی و امنیتی رژیم به خوبی می‌دانند که فعالیت‌های سیاسی انجام گرفته در کشور به هیچ وجه جنبه سازماندهی شده و تشکیلاتی نداشته و افرادی که مبادرت به انجام کارهای سیاسی می‌کنند به صورت فردی و نه جریانی دست به چنین اعمالی می‌زنند. به همین دلیل در برخورد با آن‌ها شیوه و راهبرد خاصی را مد نظر قرار می‌‌دهند.

نحوه‌ی برخورد رژیم با فعالین سیاسی و شرکت‌ کنندگان در فعالیت‌های اجتماعی

پس از هر بحران اجتماعی و یا سیاسی در سطح کشور، تعداد بسیار زیادی دستگیر می‌شوند. به آمار دستگیر شدگان توجه کنید. تنها در هر یک از تجمعات و تظاهرات‌های اعتراضی از جمله تظاهرات دانشجویی ۱۸ تیر و مراسم‌های سالگرد آن، اعتصاب کارگران شرکت واحد، اجتماع دراویش قم و ... بیش از هزار تن دستگیر شدند.

اما تعداد زندانیان سیاسی چندان زیاد نیست، چرا؟

کافیست به سیاست رژیم در این رابطه اندکی توجه کنیم.

در ابتدا دستگیر شدگان را تحت فشار، شکنجه و بازجویی شدید قرار داده و هنگامی که افراد دستگیر شده بخاطر تغییر شرایط و ناآشنایی و عدم تطبیق با شرایط جدید و فشارهای وارده به لحاظ روانی با افت روحی مواجه شده و در پایین ترین سطح روحی قرار گرفتند(که طبیعی‌است)، اکثر آن‌ها را با گرفتن وثیقه، ضامن و ... آزاد می‌کنند و تنها تعدادی معدود را برای چشم ترس بقیه و زنده نگاهداشتن خاطره‌ی آن سرکوب در چشم و ضمیر جامعه گروگان نگاه می‌دارند.

به مسئله دانشجویان دستگیر شده در ۱۸ تیر، اعتصاب اخیر کارگران شرکت و احد و ... نگاه کنید عین سیاستی را که توضیح دادم در مورد آن‌ها اجرا شده است، در حالی که هزاران تن در این وقایع دستگیر شده‌ بودند. به جز ۶ نفر بقیه کارگران دستگیر شده‌ی شرکت واحد آزاد شدند.

بسیاری از دستگیر شدگان که در پایین ترین سطح روحی آزاد شده‌اند از ریسمان سیاه و سفید هم می‌ترسند. آن‌ها با تجربه‌ی بازداشت و دستگیری و شکنجه و دوری از همسر و فرزند، مادر و پدر، خواهر و برادر، دوستان و آشنایان و... از نزدیک آشنا شده‌اند و از آن‌جایی که در یک بحران روحی آزاد شده‌اند خود را مرد یا زن مبارزه ندیده و دچار خود کم بینی می‌شوند.

از آن‌جایی که این گونه حرکت‌ها پس از سرکوب اولیه ادامه پیدا نمی‌کند و حمایت‌های سیاسی و اجتماعی را به دنبال ندارد کسانی که در آن درگیر بوده‌اند دچار یأس و انفعال می‌شوند.

آن‌ها با مشکلات عدیده‌ای برای رفتن دوباره سر کار و یا حضور در دانشگاه مواجه شده و مقامات رژیم تلاش می‌کنند تا آن‌جا که مقدور است به تحقیر آنان دست زنند. مثلاً آن‌ها را به شورای اسلامی کار، حفاظت کارخانه و یا شرکت، و یا حفاظت، بسیج و یا نهاد رهبری در دانشگاه و... ارجاع می‌دهند. بازگشت به سرکار و دانشگاه را منوط به موافقت آن‌ها می‌کنند. به نمونه‌‌ی اخیر کارگران شرکت واحد توجه کنید. علیرغم دستور قاضی پرونده شرکت واحد حاضر به بازگرداندن افراد به سرکار خود نیست. بدون تردید مأموران امنیتی رژیم در شرکت واحد در پشت قضایا قرار دارند و تلاش می‌کنند تا آن‌جا که ممکن است کارگران مزبور را مستأصل و درمانده کنند.

با گرفتن وثیقه های سنگین امکانات اقتصادی خانواده را به گروگان خود در آورده و یا با گرفتن ضامن فرد را در محذورات اخلاقی قرار می‌دهند. به این ترتیب فرد و خانواده‌ی او به زندانبان خود تبدیل می‌شوند.

از میان افرادی که آزاد می‌شوند تعداد بسیار معدودی هستند که دوباره گام در راه گذشته می‌گذارند و سیستم امنیتی نیز از چنان قدرتی برخوردار هست که بتواند به اداره‌ی اوضاع پرداخته و کنترل اوضاع را در دست داشته باشد.

 

حال آن که اگر افراد دستگیر شده را در زندان نگاه دارند، پس از مدتی فرد به تطبیق خود با محیط و شرایط جدید پرداخته و با آن خو می‌گیرد. به این ترتیب او آهسته آهسته از بحران روحی خارج شده و به یک شرایط نرمال و قابل قبولی می‌رسد. پس از رفتن به دادگاه و انتقال به بند عمومی و قرار گرفتن در کنار جمع زندانیان او تبدیل به یک زندانی سیاسی می‌شود که می‌تواند مشکلات عدیده‌ای را برای زندانبانان و رژیم به وجود آورد. چیزی که در دهه‌ی ۶۰ به کرات به وقوع پیوست. خیلی از زندانیان سیاسی در دهه‌ی ۶۰ این‌گونه زندانی سیاسی شدند.

از نگاه من آمار و ارقام زندانیان سیاسی در یک نظام کلاسیک و معقول می‌تواند یکی از شاخص‌های وضعیت‌ نقض حقوق بشر باشد. در کشوری که ده‌ها میلیون نفر در زندانی بزرگ به نام ایران محبوسند صحبت از ارقام زندانیان سیاسی به عنوان شاخص نقض حقوق بشر بحثی فرعی و انحرافی است.

در رژیمی که :

- تبعیض جنسی پیش از به دنیا آمدن و از دوران جنینی آغاز می‌شود (در صورت سقط شدن جنین پس از دو ماهگی که روح در آن حلول می‌کند، دیه بر اساس جنسیت جنین تعلق می‌‌گیرد. در این صورت دیه جنین دختر نصف جنین پسر است)

- حقوقان زنان در زمینه‌های مختلف فردی، اجتماعی و قانونی نفی نمی‌شود؛

-  حقوق‌اقلیت‌های مذهبی، قومی و ... روز و شب و به طور سیستماتیک نقض می‌شود؛

-  قوانین قضایی و جزایی‌ بر پایه‌ی قوانین قرون وسطایی بنا شده و قانون، شکنجه، مجازات‌های وحشیانه و تنبیهات توهین آمیز و آزار دهنده را تجویز می‌کند؛

-  افراد از آزادی بیان برخوردار نبوده و حق تغییر مذهب و عقیده خود را ندارند؛

و دهها حقوق به رسمیت شناخته شده اولیه به سادگی زیرپا گذاشته می‌شود، نیازی به چانه زدن بر سر ارقام زندانیان سیاسی نیست. در این جا مجموعه قوانین بر علیه حقوق بشر بوده و ملتی به زندان و اسیری رفته است.

توجه داشته باشید ما از کشوری صحبت می‌کنیم که تعداد کشته‌شدگان و آسیب‌دیدگان تصادفات رانندگی در آن چندین برابر کشته‌‌شدگان و زخمی شدگان غیرنظامی در عراق است. عراقی که اخبار آن روز و شب در کانون توجهات بین‌المللی است و خود ما روز و شب بارها برای مردم عراق و نبود امنیت در کشورشان افسوس می‌خوریم. در کشوری که با برخورداری از درآمدهای هنگفت نفتی جاده‌هایش قتلگاه مردم است حرف از تعداد زندانیان سیاسی نبایستی زد.

ما باید این موارد را برای کسانی که فریب تبلیغات رژیم را می‌خورند باز کنیم.

فعالیت‌های ما در کجا می‌بایستی خود را نشان می‌داد؟

- با وجود نقض گسترده حقوق بشر در ایران، کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل از صدور قطعنامه در ارتباط با ایران خود داری کرده و ایران برای چندمین سال پیاپی از داشتن نماینده ویژه‌ سازمان ملل برای بررسی نقض حقوق بشر محروم است. (صرف وجود نماینده ویژه نشاند‌هنده وخامت اوضاع است)

در صحبت‌هایم با بسیاری از فعالان حقوق بشر، جنبش زنان، دفاع از زندانیان سیاسی و .. متوجه شدم که آ‌ن‌ها حتا اطلاعی از موضوع فوق ندارند و همین که می‌شنوند که مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه‌ای در ارتباط با نقض حقوق بشر در ایران صادر کرده خوشحال شده و جشن پیروزی می‌گیرند. نمی‌دانند که صحنه‌ی اصلی در این پیکار کمیسیون حقوق بشر است و نه کمیته سوم و مجمع عمومی سازمان ملل. 

- با وجود نقض گسترده حقوق کارگران، دولت جمهوری اسلامی در چند سال گذشته در لیست سیاه کشورهای ناقض حقوق کارگران و کنوانسیون‌های بین‌المللی قرار نگرفته است. اکثریت قریب به اتفاق کسانی که خود را مدافع حقوق کارگران و زحمتکشان معرفی می‌کنند حتا نمی‌دانند که در عرصه‌ی بین‌المللی چگونه بایستی از حقوق آن‌ها دفاع کرد. در این رابطه صحنه‌ خالیست.

فعالیت‌ها، افشاگری‌ها، فراخوان‌ها، کمپین‌ها، بیانیه‌ها و ... زمانی کارساز است که از راه درست و پیگیر انجام گیرند و خود را به صورت مادی نشان دهند وگرنه بسیاری از تیرهایی که شلیک می‌کنیم هوایی است و صرفاً در حول و حوش خود سرو صدا ایجاد می‌کند و از کارایی برخوردار نیست.

چند سؤال ساده از خودم و خودمان

آن‌چه در بالا آمد ارزیابی شتابزده‌ای است از آن‌چه گذشته. چه بسا با اندکی تعمق و اندیشه موارد و شواهد بسیاری را بتوان به آن‌ها افزود. اما به نظرم تغییری در اصل قضیه نمی‌دهد. که رژیم در حال توطئه است و ما بایستی هشیار باشیم.

همه ما بایستی در پایان سال به ارزیابی فعالیت‌های خود بپردازیم. در سالی که گذشت ما چه پیشرفتی در امر سازماندهی مردم و نیروهای داخل کشور بر علیه رژیم داشته‌‌ایم؟

آیا فعالیت‌های ما باری به هر جهت بوده است و یا هدف خاصی را مد نظر داشته‌ایم؟

سؤال من این است آیا این نیروها توجهی به بازی حریف هم داشتند یا تصور می‌کردند که در این میان حریفی در بین نیست و یکه تاز میدانند.

آیا بسیاری از نیروهایی که خواهان مبارزه با رژیم و سرنگونی آن هستند به دنبال پروژه‌های طراحی شده از سوی رژیم نمی‌روند؟

ما که خود را مدافع حقوق بشر و دلسوز قربانیان نقض حقوق بشر می‌دانیم در مسیری درست پیش می‌رویم؟

Irajmesdaghi@yahoo.com

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
ایرج مصداقی:



[تاریخ ارسال: 01 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: عليرضا تبريزی]  [ tabrizialireza@hotmail.com ]  
دوست عزيز ، آقای سماواتی! من قبلا چندين بار نوشته بودم که همين طوری " کيلوئی " و بدون فاکتورنمی شود اظهار و نظر کرد!!! از شما دوستانه خواسته بودم لينک هايی را که شما بدان مراجعه می کنيد همراه نظرتان ضميمه کنيد. گويا اين شما هستيد که مطالب ديگران را تا به آخر نمی خوانيد. از شما مجددا خواهش می کنم که اگر ريگی تو کفشتان نداريد ، بابت هر حرفی که ميزنيد سند ارائه دهيد. و هرآنچه را می گوئيد انجام دهيد، فقط به حرف بسنده نکنيد. مگر کاری دارد که لينک های ( خيالی اتان ) را ضميمه کنيد، به نظر هم نمی آيد که از رمز وراز کامپيوتر هم بی اطلاع باشيد!!! لطفا يک نسخه از همان کتابی که وجود ندارد را حتما برای سايت ديدگاه اسکن کنيد و اگر چنانچه زحمتی نيست يک کپی هم برای آدرس ايميل بنده ارسال کنيد، ما که بدمان نمی ـ آيد آگاه شويم!! در غير اين صورت وقت خودتان و ديگران رانگيريد ،چون اظهار ونظرات کيلوئی و بدون فاکتور اهانت به شعور ديگران منسوب ميشود!!!

دوست عزیز، از اعتماد شما به دیدگاه سپاسگزارم، اما توجه داشته باشید که دیدگاه " مرجع حقوقی" نبوده و یا نمی تواند در موضع "قضاوت و داوری" بنشیند. اینکه شما کاربر دیگری را به ارائه سند و فاکت دعوت می کنید بسیار مثبت و مطنقی می باشد. ایشان می تواند جهت اطلاع شما و یادیگر کاربرانی که این بحث را دنبال می کنند مشخصات کتاب را بنویسد.
ح. قهرمان- مسئول ستون کاربران
  

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2006]  [ارسال‌کننده: شاهین سماواتی]  [ shahin_khan110@yahoo.de ]  
با سلام
به نظرم سواد فارسی بعضی دوستان نم کشیده است مگر نه می توانستند بخوانند که من نوشته بودم بیدادگاه نه دادگاه انقلاب . بعد اینکه اگر خواستید کپی این صفحه از کتاب (جمع بندی مواضع ) را برایتان اسکن خواهم کرد وبرای سایت دید گاه ارسال می کنم .تعجب می کنم از کجا می دانید جعلی است ودیگر اینکه حالا عفو بین الملل نه& دیده بان حقوق بشر چه فرقی دارد . گری سیک نه ریچارد پرل من که گفتم این محکومیت ناشی از سیاست مماشات با رژیم اسلامی است . تعجب می کنم چرا جملات را تا انتها نمی خوانید . آرایش جنگی ارتش آزادیبخش را هم خبرش را در نشریه مجاهد خواندم . در مورد کشته شدن هموطن اقلیت مذهبی هم من تابحال آنچه شنیده ام درراهرو های این بیداد گاهها همیشه روزنامه نگارن /دانشجویان / کارگران / وبلاگ نویس ها و..... سرگردان بوده اند آنچه مسلم است دراین بیداد گاهها حزب الهی ها و عوامل رژیم محاکمه نشده اند !!!در مورد مواضع سازمان درمورد حمله آمریکا به ایران هم تا آن زمان که نشریه مجاهد به من میرسید آقای جعفر زاده را نماینده شورای ملی مقاوت در آمریکا معرفی میکرد و صحبت های ایشان را هم به صورت نوشته و هم تصویری دیدم که علنی آمریکا را به حمله به ایران ترغیب میکرد . در انتها باید بگویم که من هیچگونه دشمنی با مجاهدین ندارم و نظرم را در خصوص مسئله حقوق بشر و اینکه مفاهیم مانند حقوق بشر /زندانی سیاسی/ تروریسم و...از سوی غرب مورد سواستفاده در معامعله با رژیم میگردد و غرب واقعا به آن متعقد نیست کماینکه مقاومت مشروع ملت ایران را هم در چهارچوب این معاملات در لیست تروریستی قرارداده است وادامه این بحث به صورت اهانت آمیزرا هم دیگر مفید نمی دانم . متاسفانه رژیم در قدرت تحمل دگر اندیشان را ندارد ما هنوز به قدرت نرسیده اینطوریم وای بحال اینکه به قدرت برسیم . موفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2006]  [ارسال‌کننده: آفرين جنگلی]  [ cutecsharp@hotmail.com ]  
آقای سماواتی، لطفا به سايت مجاهدين رجوع کنيد و موضع آنها را در رابطه با حمله آمريکا به ايران، بخوانيد. بدون اطلاع سخن گفتن، تهمت زدن است. مجاهدين موضع خودشان را تا به حال 1000 بار چه رو به مردم ايران و چه رو به مردم جهان و با استفاده از رسانه های گروهی خود و يا خارجی اعلام کرده اند. و آن مخالفت
جدی و شديد با حمله خارجی و مماشات است. آنها بارها اعلام کرده اند که مردم ايران و اپوزيسيون اين رژيم توان سرنگونی اين رژيم را دارند و تنها بر روی مردم ايران بايد حساب کرد. در ضمن، عفو بين الملل هيچگاه مجاهدين را به نقض حقوق بشر متهم نکرده است. سازمان ديده بان حقوق بشر که سياست گذار اصلی آن آقای گری سيک است، چنين کاری کرد. مردم ايران دفاعيات جانانه گری سيک را در انتخابات اخير از اين
رژيم هرگز فراموش نخواهند کرد که در تلويزيون جمهوری اسلامی نيز نشان داده شد. امروز ديگر در چشم مرد ايران، فرقی بين لاجوردی ها، خاتمی ها، رفسنجانی ها، گری سيک ها، ريشهری ها، محسن رضائی ها، جک استرا و امثالهم نيست. همه در يک جبهه بر عليه مردم ايران قرار دارند و اين را مردم ميداند. افتخار مبارزين و مجاهدين نيز
اتفاقا همين تضاد و جنگ است.
  

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2006]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [ zsamani@yahoo.com ]  
این جناب سماواتی برای توجیه دشمنی اش با مجاهدین، زمین و آسمان را به هم میبافد. از کتابی، که حتی نام آنرا هم بدرستی نمی داند، فاکت نادرست جعل میکند! از مذاکرات محرمانه امریکا با رژیم آخوندی در سویس خبر میدهد!! از آرایش جنگی تانک های ارتش آزادیبخش در نزدیکی مرزهای ایران گزارش می دهد!!!
در اضهار نظرات پیش از این هم، بیدادگاه های رژیم آخوندی را دادگاه های انقلاب نامیده بود! و برای کشته شدگان کذایی اقلیت های مذهبی، که ادعای پوچ آخوندهای ضدبشر است، اشک تمساح ریخته بود!! و خلاصه از موضع یک شمع صلواتی، اقدام انقلابی انفجار بیدادگاه آخوندی را با وقاحت، عمل تروریستی نامیده و آنرا محکوم کرده بود!!!

جناب سماواتی! منبع تمامی اتهامات بی اساس شما وزارت اطلاعات آخوندی است؛
چون آینه تصویر تو بنمود راست ؛
خود شکن، آینه شکستن خطاست.
  

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2006]  [ارسال‌کننده: شاهین سماواتی]  [ shahin_khan110@yahoo.de ]  
با سلام
از شما دعوت میکنم کمی به اظهار نظ زیر توجه کنید ([تاریخ ارسال: 27 Feb 2006] [ارسال‌کننده: جمال فراهانی] [ jamal75de@yahoo.de ]
آقای مصداقی بدرستی ازحيله و ترفندهای آخوندهای قصاب و شکنجه گر و ضد بشر در ضمينه حقوق بشر پرده برميدارند و به اپوزيسيون سرنگونی طلب هشدارهای بجا و مهمی را گوشزد ميکنند. نبايد فراموش که که يکی ديگر از ترفندهای اين آخوندک های مفلوک اين است که مزدورانش را با اسمهای مستعار و با عناوين مختلف روی آنتن ها ميفرستد تا به لجن پراکنی و تهمت و افترا بر عليه اپوزيسيون سرنگونی طلب دست بزنند. اميد است که مسئولان سايت های سرنگونی طلب نيز در اين مورد هشيارانه عمل کنند)
معلوم است که اصلا به مقاله آقای مصداقی ونظر من توجه نکرده ای دوست عزیز آقای فراهانی
اولا :بحث من این بود که به ژست های حقوق بشر آمریکا نباید امید داشت . برای آن هم دلیل دارم این همان آمریکائی بود که وقتی موفق به سرنگونی حکومت صدام شد به ارتش آزادیبخش اجازه داد که تانکهایش را آرایش جنگی دهد ودر نزدیکی مرزهای ایران مستقر کند و بعد با مذاکراتی محرمانه که با رژیم در سوئیس داشت ظرف دو هفته تغییر موضع داد و با بمباران این نیروها آنها را خلع سلاح کرد . این همان آمریکائی است که آقای مسعود رجوی در کتاب جمع بندی مواضع (انتشارات انجمن دانشجویان مسلمان -آلمان 1361)اعلام کرد که رژیم خمینی را سرکار آورد تا نیرو های انقلابی را سرکوب کند پس یا باید آمریکا خوی امپریالیستی اش را تغییر داده باشد یا مجاهدین دیگر خود را نیروهای انقلابی نمیدانند . بجای اینکه دیگران را مزدور بخوانید متن نظرات را با دقت بیشتری بخوانید
  

[تاریخ ارسال: 27 Feb 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
آقای مصداقی بدرستی ازحيله و ترفندهای آخوندهای قصاب و شکنجه گر و ضد بشر در ضمينه حقوق بشر پرده برميدارند و به اپوزيسيون سرنگونی طلب هشدارهای بجا و مهمی را گوشزد ميکنند. نبايد فراموش که که يکی ديگر از ترفندهای اين آخوندک های مفلوک اين است که مزدورانش را با اسمهای مستعار و با عناوين مختلف روی آنتن ها ميفرستد تا به لجن پراکنی و تهمت و افترا بر عليه اپوزيسيون سرنگونی طلب دست بزنند. اميد است که مسئولان سايت های سرنگونی طلب نيز در اين مورد هشيارانه عمل کنند.   

[تاریخ ارسال: 27 Feb 2006]  [ارسال‌کننده: شاهین سماواتی]  [ shahin_khan110@yahoo.de ]  
با سلام
آقای مصداقی
اصولا حقوق بشر بعنوان یکی از کارت های بازی آمریکا و غرب برای تحت فشار قرار دادن کشورهای غیرهمسو است آمریکا خود از بزرگترین ناقضان حقوق بشر است بیش از 10000 کشته غیر نظامی در جنگ عراق آماری است که خود نشان دهنده این مهم است این جنایت جنگی است که دوستان مجاهدتان هم اکنون خواهان تکرار آن درایران هستند . اصولا این ژست های حقوق بشری را نمی توان باور داشت . اگر جمهوری اسلامی با آنها کنار بیاید ومنافع آنها را خوب تامین کند همه این مشکلات حل میشود . کما اینکه قبل از این هم نماینده ویژه حقوق بشر در امور ایران را کنار گذاشتند و آب هم از آب تکان نخورد. همچنین عفو بین الملل هم که سازمان مجاهدین را متهم به نقض حقوق بشر کرد .که از سیاست مماشات با جمهوری اسلامی حکایت دارد .
  

[تاریخ ارسال: 27 Feb 2006]  [ارسال‌کننده: سهراب لهراسپ]  [ sohrab@hotmail.com ]  
آقای مصداقی از کی تا به حال به آمار و ارقام جمهوری اسلامی علاقه مند شده‌اید؟ این حکومت مگر آمار و ارقام دارد؟ بگذارید آن‌ها که دلشان خوش است، سر بر بالین «مهرورزی» بگذارند، مبارزه با این رژیم ارتباطی با «دستة خوش‌باوران»‌ندارد. بر آن‌ها همان خواهد رفت که بر امثال امیرانتظام‌ها و فروهرها رفت. ولی اینبار حواس بعضی‌ها باید جمع باشد که بقیة مردم را هم در تلة این حضرات نیاندازند.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.