شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹ - ۲۸ نوامبر ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تنها صدا است که می ماند. یادی از استاد غلامحسین بنان و «کاروان» ‌ش

بنان و خالقی

"استاد غلامحسين بنان" در ارديبهشت ماه سال ۱۲۹۰ خورشيدی در تهران خيابان "زرگنده" (قلهک)،در خانواده ای متمول و صاحب جاه، به دنيا آمد. پدرش "کريم خان بنان الدوله نوری" و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی ميرزارکنی (رکن الدله) برادر ناصرالدين شاه يا پسر محمد شاه قاجار بود. از شش سالگی بنا به توصيه استاد "نی داود" به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پيانو پرداخت و در اين راه از راهنمايی های مادرش که پيانو را بسيار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولين استاد او پدرش بود و دومين استاد، مرحوم "ميرزا طاهر ضياءذاکرين رثايی" و سوميناستادشمرحوم"ناصرسيف" بوده اند. بنان در سال ۱۳۲۱ خوانندگی را در راديو آغاز کرد، درآن زمان، شادروان روح الله خالقی مسوليت راديو را بر عهده داشت، روزی که بنان با عبدالعلی وزيری جهت امتحان به راديو می روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان می خواهند که برای ايشان قطعه ای بخواند و او « درآمد سه گاه» را آغازمی کند و صبا هم با ويلن او را همراهی می کند. هنوز « درآمد» تمام نشده بود که خالقی به صبا می گويد:"شما نواختن ويولن را قطع کنيد" و به بنان اشاره می کند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مکثی ، با چنان مهارت و استادی « درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می آيد که روح اله خالقی بی اختيار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آينده وی را در هنر آواز درخشان پيش بينی می کند. صدای بنان، بسيار لطيف و شيرين، زيبا و خوش اهنگ بود، کوتاه می خواند ولی درهمين کوتاهی، ذوق و هنر بسيار نهفته است، غلت ها و تحريرهای او چون رشته مرواريد غلطانی، به هم پيوسته و مانند آب روان است. از سال۱۳۲۱ صدای "غلامحسين بنان"، همراه با همکاری عده ای از هنرمندان ديگر از راديو تهران به گوش مردم ايران رسيد و ديری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد و شيفتگان فراوانی در سراسر کشور پيدا کرد. خالقی او را در ارکستر انجمن موسيقی شرکت داد و با ارکستر شماره يک نيز همکاری خود را شروع کرد و از بدو شروع برنامه هميشه جاويد "گلهای جاويدان" بنا به دعوت استاد ارجمند داود پير نيا با آن همکاری داشت. بنان در طول فعاليت هنری خود، حدود ۴۵۰ آهنگ اجرا کرد و انچه که امتياز مسلم صدای او را پديد می آورد، زير و بم ها و تحريرات صدای اوست که مخصوص به خودش است. بنان نه تنها در آواز قديمی و کلاسيک ايران استاد بود، بلکه در نغمات جديد و مدرن ايران نيز تسلط کامل داشت. تصنيف زيبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترين معرف اين ادعاست. غلامحسين بنان به سال ۱۳۱۵ خورشيدی به سمت بايگان در اداره کل کشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شرکت ايران بار که مرکز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب شد. در سال ۱۳۲۱ به تهران آمد و بنا به پيشنهاد مرحوم "فرخ" که وزير خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزير به کار پرداخت.بعد از تغيير کابينه، به اداره کل غله و نان منتقل شد و چندی کفالت اداره دفتر و کارگزينی و مدتی هم مسؤوليت تحويل کوپن نان تهران را بر عهده داشت. در سال ۱۳۳۲ به پيشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زيبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسيقی ملی به کار مشغول شد و در سال ۱۳۳۴ ريئس شورای موسيقی راديو شد. بنان در سال ۱۳۳۶ ه_ش در يک سانحه اتومبيل چشم راست خود را از دست داد. در سال ۱۳۴۶ نيز به عنوان اعتراض بر ابتذال خوانی در راديو،خواندن را کنار گذاشت و زمان "قطبی" به طور کلی از راديو قهر کرد و خانه نشين شد. غلامحسين بنان از ابتدا در برنامه های گل های جاويدان و گل های رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته که رهاورد اين همکاری ها ده ها برنامه گل های جاويدان، گل های رنگارنگ و برگ سبز است و برنامه های متعدد و گوناگون ديگری که از اين خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است. غلامحسين بنان مدت ها بود که مبتلا به ناراحتی جهاز هاضمه شده بود و از طرف ديگر حنجره اش نيز آمادگی بيان نيازهای درونيش را نداشت و به همين دليل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزيد و از صحنه هنر کناره کشيد و ديگر حدود بيست سال آخر عمر را تقريبا فعاليت چشم گيری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز هاضمه او را بيشتر رنجور می کرد و متاسفانه کوشش های پزشکان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگی های "پری بنان" همسر وفادارو مهربانش هم مؤثر نيفتاد و سرانجام درساعت ۷ بعدازظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال ۱۳۶۴ خورشيدی در بيمارستان ايرانمهر قلهک جهان را بدرود گفت. گفتنی است وی در آواز به مکتب علينقی وزيری و روح الله خالقی گرايش داشت و يکی از هنر آموزان آواز در هنرستان موسيقی ملی و عضو ارکسترهای مختلف راديو تهران بود. از جمله آثار او می توان به صفحات گرامافون همراه با نوازندگان مختلف و برنامه های راديويی همراه با ارکستر گل ها و کنوازان آن اشاره کرد. بهترين آثار او عبارتند از آواز ديلمان "تنها"،ماهور با پيانوی "رضا محجوبی"، همايون با "مرتضی محجوبی" و از ديگر تصانيف و قطعات اين هنرمند برجسته می توان به کاروان، من از روز ازل، نوای نی، من بی دل، ساقی، آهنگ از "محجوبی"، ديدی ای مه آهنگ از

"ياحقی"، مشتاق و پريشان، ديدار يار آهنگ از "وزيری"، حالا چرا آهنگ از "خالقی" اشاره کرد. "احمد ابراهيمی" و "کاوه ديلمی" از شناخته شده ترين شاگردان اين هنرمند برجسته به حساب می آيند. "مرتضی نی داوود" نخستين کسی بود که به استعداد او در پی برد، بنان به نواختن ارگ و خواندن تصنيف و گاهی آواز روی آورد. گاهی هم به تشويق مادرش از آموزشهای پسر خاله خود برخوردار می شد. در سال ۱۲۹۶ش در مهمانی بزرگی که بنان الدوله راه انداخته بود، غلامحسين شش ساله به پيشنهاد مادر پشت ارگ نشست و قطعه ای نواخت و تصنيفی خواند.

کودک شش ساله خيلی مورد توجه تحسين مهمانها قرار گرفت، ازآن شب به بعد،که پدر به استعداد پسر پی برده بود،او را پيش استادان بزرگ برای آموزش موسيقی و آواز فرستاد. بنان موسيقی را از " مرتضی نی داوود" و آواز را از "ميرزا ضياء الدين رضايی" فرا گرفت و از آنها نکته ها آموخت و از رديف های موسيقی ايرانی آگاهی کامل يافت. بنان اگر چه در مدرسه ثروت مشغول تحصيل بود. اما بيشتر توجه او به موسيقی و آواز بود. بعدها در انجمن موسيقی ملی با کلنل وزيری مشغول کار شد.بنان در اين انجمن سالهای سال خواننده بود. بعدها از کلاسهای "روح الله خالقی"،"ابوالحسن صبا"و"مرتضی محجوبی" و ديگر هنرمندان بهره ها برد. بنان خود بارها گفته بود که من پيشرفت خود را در موسيقی مرهون صبا و خالقی می دانم. می گويند بنان بم ترين صدای مردانه را داشت و صدای او در رديف آواشناسی،صوت متوسط بود. اما لطافت و قدرت صدا از ويژگيهای آوای او بود.بعدها به صلاحديد"کلنل وزيری" و "خالقی" ،صدايش را پايين تر هم آورد و چنين بود که صدايش گرم و گيرا و دل انگيز شد. " صبا" می گفت:"بعضی تحرير ها را هيچ کس به جز بنان نمی تواند درست بخواند" تحرير در اصطلاح موسيقی به معنی پيچيدگی در آواز ،کشش

صدا ،غلت دادن آواز و پيراستن آواز از خشونت و زوايد است. "فرهاد فخرالدينی" می گويد: "بنان به طرز عجيبی بر صدای خود مسلط بود و من هرگز نديدم نتی را خارج ،يا کم و زياد بخواند." بنان ذر انتخاب شعر و درست ادا کردن آن،بيش از اندازه دقت می کرد و در نتيجه وقتی شعر را می خواند آنچنان را آنچنان تر می کرد.

 بنان در انتخاب شعر و موسيقی ، سخت خوش سليقه بود. " روح الله خالقی" می گويد: "صوت بنان لطيف ترين صدايی است که من در عمر خود شنيده ام" اگر به يکی از تصنيفهای بنان گوش بسپاريم، خواهيم ديد که در اجرای آواز بنان،شکستن کلمه، نابجا خواندن،درنگ يا شتاب بی جا در سرتاسر تصنيف حتی يک بار هم ديده نمی شود. اوج،جای خود را دارد و فرود هم .اينجاست که هنر تبلور پيدا می کندو بنان را در صدر می نشاند. نوع ادای کلمات ،جدا از آواز و همراهی موسيقی هم آهنگ در بيان بنان، خود شعری جداگانه است. "علی تجويدی" می گويد: " مرا

عاشقی شيدا" را هيچ خواننده ای توان اجرا نداشت جز بنان، که آنرا به درستی خواند و اجرا کرد.بنان علاوه بر شعر هايی که از سروده های " رهی معيری" از سروده های "نواب صفا" نيز استفاده می کرد: ياد باد آن همدلی،آن همدمی،آن همرهی ساز محجوبی و آواز بنان، شعر رهی از کارهای به جا مانده بنان می توان به" بوی جوی موليان" در بيات اصفهان که "روح الله خالقی " آنرا ساخته بود اشاره کرد. کار ديگری که نام بنان را بر سر زبانها انداخت و تا امروز هم اعتبار خود را حفظ کرده است تصنيف زيبا و پر مفهوم "من از روز ازل" ساخته استاد" مرتضی محجوبی" در مايه سه گاه است.در سال ۱۳۱۹ ه_ش که راديو تأسيس شد ،بسياری از هنرمندان به راديو دعوت شدند که در صدر آنها بنان بود.که در سال ۱۳۲۱ اين همکاری را پذيرفت و در برنامه "گلهای جاويدان" ،"برگ سبز" و"گلهای رنگارنگ" که به همت شادروان" داوود پير نيا" تهيه و تدوين می شد،عاشقانه به کار پرداخت.پس از آن بود که نام و آوازه بنان در همه جا پيچيد و به عنوان يک آواز خوان و تصنيف خوان حرفه ای از شهرت جهانی برخوردار شد. بنان مردی مبادی آداب ،خوش لباس ،خوش بيان و بذله گو و مجلس آرا بود. موقع آواز خواندن هميشه لبخندی روی لبهای اين هنرمند می شکفت. و می گفت:" اين لبخند،قيافه مرا در هر حال برای بيننده و شنونده آوازم قابل تحمل تر می کند" خانه بنان در بلنديهای جمال آباد شميران ،يادگارهای او را دارد.

شايد هم اکنون نيز بتوان "حالا چرا" را در عشاق و بوسليک ،"امروز مها خويش ز بيگانه ندانيم" را در ابوعطا،"به ياد صبا "را در سه گاه و "همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستی" را در ماهور و هزاران اثر ديگر را را در آن سربالاييها شنيد و لذت برد و هنر سحرآفرين او را تحسين کرد... در سالهای آخر عمر تنها سرگرمی استاد خاطرات گذشته و گوش دادن به نوارهای زيبای خود بود. ياد و خاطره استاد بنان را می توانيد در "نور و نوا" که به ياد او تدوين و پرداخته شده است زنده کنيد و ياد تنديسی بيفتيد که در خانه ،جای او را پر کرده است. سرانجام استاد بنان در ساعت۴۵/۶ بعد از ظهر هشتم اسفند سال ۱۳۶۴ در بيمارستان ايرانمهر به ديار باقی شتافت. روحش شاد

***

تنها صدا است که می‌ماند. 

آوای ملکوتی بنان را به یاد آوریم [قسمت زیر کلیک کیند.]

 ترانه زيبای «دخترک فال بين» از بنان

کاروان    استاد بنان

 

منبع: وبلاگ «دوستداران موسيقي سنتي ايران» عکس ها و ترانه ها انتخاب دیدگاه است




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.