حجت از اعتبارِ زندانیِ سیاسی اعاده حیثیّت نمود!
شهادت قهرمانانه حُجتِ زمانی-از بسیاری جنبه ها و بلحاظ تاثیرات داخلی و خارجی-بنوعی یادآورِ شهادت مهدی رضایی- گُلِ سرخ انقلاب قبلی-بود تا جائیکه میتوان از او بعنوان" گُل سرخ انقلاب بعدی" یاد کرد!
در بزرگداشت و قداست خون شهیدان راه آزادی و عدالت گفته اند: خونی که از سینه شهید بر روی زمین میریزد حاصلخیزترین بذری است که زمینِ بیاد دارد! و در زیر این آسمان کبود و صبور هر قطره خونی که در راه بهروزی انسانها بر روی زمین میچکد-بدور از چشم های نزدیک بین و قضّات عجول-در حافظه و سینه پر راز تاریخِ پیشرفت و تکامل، ثبت گردیده و بی اجر و مزد نخواهد ماند! اگر چه خون تمامی دلدادگان آزادی- که بر سرزمین سوخته ایران بذر افشان شدند- همه در یک خط و در عرض هم، گوهر و ارزشیِ والا و یکسان دارند و خون هیچکس از خون دیگری رنگین تر نیست، امّا بواسطه وجود شرایط خاصی گاه و بیگاه، اثر و پژواک یک خون از قالب و ظرف زمان و مکان خود فراتر میرود و در وضعیتی کاملاً استثنایی به گره گاه و نقطه تلاقی تمامی خونها و گلهایی میشود که تا قبل از او در خلوت و سکوت سیاه چالها ریخته و پرپر شده اند! و بهمین دلیل است که شهادت حجت زمانی میتواند- بطور مضاعف و در ازای هزاران خون بناحق ریخته شده-رژیم جنایتکار آخوندها را رسوای عالم و آدم کند! و رژیم را- برغم تمامی دست بستگی های داخلی و خارجی در اعدام او- در برابر اراده آهنین خود بزانو بنشاند و با شهادت خود افشاگر شقاوت بیحد و مرز جلادان گردد!
امّا حجتِ قهرمان همزمان و بطور موازی موفق شد با تحمل شکنجه های کمرشکن و فوق طاقت عادی بشر و سرانجام پذیرش مرگ سرفراز خود، از اعتبار و منزلّت زندانی سیاسی اعاده حیثیّت نماید! در چند سال گذشته و در دوران خاتمی، رژیم موفق شده بود که در بعد داخلی چهره زندانی سیاسی و در خارج سیمای پناهندگان سیاسی را لوث و خدشه دار جلوه دهد. بهمین دلیل و به یمن توطئه و ترفند های رژیم، زندانی سیاسی عبارت شد از کسانی که بمرخصی میروند، از داخل زندان و با کارت به بیرون تلفن میزنند، اطلاعیه و تحلیل میدهند، با خبرنگاران مصاحبه میکنند و . . .! و یا در خارج پناهندگان خر و خرما خواهی پیدا شدند با دو پاسپورت در جیب! که هم از آخور آخوندها میخوردند و هم از توبره سوشیال کشورهای میزبان! و مجموعه اینها چیزی نبود جزء بی اعتبار و لکه دار نمودن چهره واقعی زندانی و پناهندۀ سیاسی! و در چنین بازار آشفته، که یاس و نا امیدی شعار و تسلیم و زبونی مُد روز شده بود و سکۀ مقاومت بظاهر دیگر خریدار نداشت ناگهان بقول حافظ: ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد و حجت در اوجی فراتر از تعلقِ خاطر به سازمان محبوب خود، یکه و تنها از شرف و حیثیّت همۀ مردم ایران دلیرانه دفاع نمود و با قلمِ قامت و مُرکّبِ خون خود گواهی داد که مام وطن هنوز عقیم و اجاق کور نیست! بلکه بیشتر آتشی است در زیر خاکستر!
با سلام و تعظیم به حجت زمانی
آمریکا