شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷ - ۱۵ دسامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نقض حقوق‌بشر و وظایف ما - بخش سوم
سخن کوتاه ايرج مصداقي

ایرج مصداقی

بخش(۳)

توطئه‌های رژیم و نتیجه‌ی فعالیت‌های ما  

نگاهی به کارنامه و دستاورد بسیاری از نیروهای اپوزیسیون و فعالین سیاسی در زمینه حقوق بشر کنید. بعد از یک سال کار مداوم نتیجه چه بوده است و یا خواهد بود؟ در زیر مروری می کنم به نتایج برخی از فعالیت‌های انجام شده. امیدوارم چیز مهمی از قلم نیافتاده باشد.

-زمینه‌ی آزادی چند وبلاگ نویس فراهم شده؛

-چند نفری از زندانیان به مرخصی فرستاده شده‌اند و یا امکان تماس تلفنی از زندان با خانواده هایشان را پیدا کرده‌اند؛

-چند نفری با وثیقه آزاد شده‌ و شمشیر رژیم بالای سرشان قرار گرفته، به جای آنان چند نفر جدید به زندان رفته‌اند. این بدان مفهوم است که روز از نو و روزی از نو؛

- دانشجویان هر از گاهی دستگیر و آزاد می‌شوند تا هم ما و هم مراجع بین‌المللی دلمان خوش باشد که کاری انجام می‌دهیم و هم رژیم همچنان تیغ برکشیده‌‌اش را بالا سر دانشجویان نگاه دارد و هم از تبعات بین‌المللی آن فرار کند؛

-اجازه دیدار چند وکیل با موکلین‌شان داده شده؛

-چند روزنامه بسته شده در نوبت انتظار دادگاه مانده‌اند و دلشان خوش است که ممکن است به آن‌ها اجازه فعالیت همراه با ترس و دلهره بدهند. این‌بار خودشان مأمور سانسور نشریه و روزنامه‌شان خواهند شد؛

-بیماری و یا فشار روی چند زندانی سیاسی مشخص به اطلاع مجامع بین‌المللی رسانده شده که اتفاقاً‌ می‌تواند مورد بهره برداری رژیم نیز قرار بگیرد. چرا که نشان دهنده تعداد معدود و انگشت شمار زندانیان سیاسی و تحت فشار است که برای یک جامعه‌ی ۷۰ میلیونی در یک کشور جهان سومی امری طبیعی است و یا لااقل نشان‌دهنده بحرانی بودن وضعیت نیست؛[1]

- به چند «فعال سیاسی» تحت بازداشت و یا منتظر دادگاه پاسپورت داده‌اند که از مرزهای قانونی کشور خارج شده و تقاضای پناهندگی کنند؛

رژیم بیکار ننشسته‌ است

در این میان مقامات امنیتی رژیم بیکار ننشسته و به سهم خود در پیشبرد سیاست‌های رژیم حرکت می‌کنند.

-برای مخدوش کردن مرز رژیم و مخالفانش، حتا وابستگان به دسته‌های چماقدار و کسانی که دارای سوابق جنایتکارانه هستند نیز به خارج اعزام شده و مشمول حمایت بخشی از «فعالین سیاسی» قرار گرفته و نامشان در کنار نام فعالان سیاسی و حقوق بشری اضافه شده است؛

- چند نفری را هم که به منظور سابقه‌تراشی برای آن‌ها و یا در جدال باندهای رژیم موقتاً دستگیر کرده بودند برای هدایت افکار عمومی به خارج از کشور گسیل داشته‌‌اند تا به جریان فرهنگ سازی مطلوب رژیم در خارج از کشور بپردازند؛[2]

-حکم زندان چند زندانی که در ابتدا با احکام فله‌ای مواجه بودند در دادگاه تجدید نظر تقلیل یافته است تا کسی فکر نکند که فعالیت‌های ما بی ثمر بوده است. در ضمن به این ترتیب مشروعیتی نیز برای سیستم قضایی رژیم و دادگاه‌های تجدید نظر آن فراهم می‌شود؛

 -چندین بخشنامه‌ی بی بو و خاصیت از سوی رئیس قوه‌قضاییه برای انجام تغییراتی در سیاه‌ترین بخش حاکمیت صادر شده و چندین ماه است که وعده‌ی آزادی دانشجویان زندانی مرتب داده می‌شود. سر‌ آخر هم گفته شده که دو سه دانشجو بیشتر زندانی نیستند؛ [3]

توطئه‌‌‌ی رژیم در بخش فرهنگ و اطلاع رسانی در خارج از کشور

بعد از آن که بخش فرهنگ و تبلیغات در داخل کشور به دست نیروهای امنیتی، اطلاعاتی و نظامی افتاد این بار نگاه رژیم و مسئولان آن به خارج از کشور معطوف شد.

نگاهی کوتاه به آن‌چه در حول و حوش ما می‌گذرد به خوبی نشان می‌دهد که خط هدایت افکار عمومی در خارج از کشور نیز در دستور کار رژیم قرار گرفته است.

با این عمل آن‌ها با یک تیر دو نشان می‌زنند. این‌ بار حرف‌های خود را از زبان کسانی که در خارج از کشور هستند و به عنوان منتقد رژیم شناخته می‌شوند می‌زنند تا به زغم خود مقبولیت بیشتری داشته باشد. در این میان البته سنجیده عمل می‌کنند تا منافع بیشتری نصیب رژیم گردد.

آیا حضور آقایان مسعود بهنود، ابراهیم نبوی، هوشنگ اسدی و... در خارج از کشور بدون برنامه‌ریزی خاصی بوده است؟

ایا راه‌اندازی سایت‌ها، روزنت‌ها و... در خارج از کشور دال بر وجود سیاست خاصی نیست؟ هزینه‌ی آن‌ها را چه کسی و در راستای چه سیاستی تأمین می‌‌کند؟

نگاهی کنید به رشد قارچ گونه تلویزیون‌های ماهواره‌ای وابسته به رژیم. آیا تلویزیون‌های هما، سلام و ... بدون پیش‌بینی خاصی به وجود آمده‌اند؟‌

آیا تأثیری در مخاطبان خود نخواهند داشت؟

irajmesdaghi@yahoo.com


[1]   - زندانیان سیاسی واقعی و تحت فشار به خاطر تنگ‌نظری‌های گروهی و سیاسی کمتر و یا اصلاً مورد توجه بسیاری از مدعیان حقوق بشر قرار نگرفته اند. به نمونه‌‌های سعید ماسوری و به ویژه علیرضا شریعت‌پناه توجه کنید. حجت زمانی را در نظر بگیرید. تعدادی  از سایت‌های اینترنتی مدعی دفاع از حقوق بشر تا ۴۸ ساعت پس از  انتشار خبر اعدام او نیز حاضر به پخش خبر و محکوم کردن آن نیستند. در حالی که خبر عطسه‌ی زندانیان ویژه به سرعت روی سایت‌هایشان بازتاب می‌یابد.

 

[2]    مسعود بهنود در حالی که زحمت هدایت فکری و نظری بخشی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی را می‌کشد! در همان حال از سوی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران رژیم مفتخر به مدال ژورنالیست نمونه هم می‌شود.

 

[3]   پیش‌تر سر مسئله توقف سنگسار و ... چه الم شنگه‌ای به پا کردند و چه نیروهایی در خارج از کشور که روز شب به خودشان تبریک نمی‌گفتند که رژیم را وادار به عقب نشینی کردند و ...!

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
ایرج مصداقی:



[تاریخ ارسال: 22 Feb 2006]  [ارسال‌کننده: نیما روشنا]  [ nimaroshan@hotmail.com ]  
با درود بسيار به اقای ايرج مصداقی: مقاله خيلی اگاه کننده ای بود فقط ميخواستم در بخش فرهنگی مقاله تان نکته ای گفته باشم وانهم در باره تهاجم فرهنگی رژيم فاشيستی جمهوری اسلامی ميباشد.فکر ميکنم هيچ جامعه ايرانی حتی در دورترين نقاط دنيا وجود ندارد که به انواع گوناگون مورد اين تهاجم قرار نگرفته باشد.نمونه ای از اين شيوه ها راه انداختن فستيوال فيلم ويا شرکت در فستيوالهای فيلمهای جهانی است با فيلم سازان نان به نرخ روز خورامثال: کيا رستمی .مخملباف.جعفرپناهی. تهمينه ميلانی.مهرجوئی و.. يا اعزام گروه های موسيقی همراه با اوازخوانانی امثال :شجريان و ناظری و... ازطرق وابزارهای ديگری که اين حکومت تروريستی برای تهاجم فرهنگی استفاده ميکند: تلويزيون.راديو. روزنامه. انجمن ها. کانون های فرهنگی وهنری. بايد مسئله تهاجم فرهنگی رژيم ادمکشان را در خارج جدی بگيريم وسفرای هنری رژيم را افشا کنيم و ايرانيان نا اگاهی که ندانسته در اين گونه برنامه ها شرکت ميکنند را بايد اگاه کرد.بايد به انهاهی که در اين برنامه ها شرکت ميکنند گفت: رفتن به ديدن فيلم فيلمسازان رژيم ويا شرکت درکنسرت اوازخوانانی امثال شجريان هيچ فرقی با شرکت در تظاهرات بسيجی ها ی رژيم در جلو سفارت دانمارک ندارد. با سپاس از اقای ايرج مصداقی عزيز   

[تاریخ ارسال: 22 Feb 2006]  [ارسال‌کننده: شاهين ب]  [ shahin_be2002@yahoo.com ]  
با درودي ديگر به آقاي مصداقي

بسيار اصولي مسئله را مورد بررسي قرار داده ايد و اي كاش هموطنانمان هوشياري پيشه سازند. شايد براي آوردن مصداقهاي مقاله شما بد نباشد با شفافيت اسامي كساني ذكر شود تا مورد مداقحه قرار گيرد . بايد از مدعيان مبارزه با رژيم و از رسانه هاي به اصطلاح مستقل كه تريبون سناريوهاي اطلاعاتي رژيم مي شوند پرسيد كه چگونه است اشخاصي مثل اكبر عطري با بودن در نوبت دادگاه سر از خارج در آورده و رحل اقامت در امريكا مي افكند و يا علي افشاري با بودن حكم زندان رسمي و با بدرقه از كشور راهي اروپا و تحصيل مي شود و بعد اعلام مي گردد كه علاوه بر احكام گذشته چند سالي هم برايش زندان بريدند !!! يا سازگارا از زندان و با مرخصي به خارج از كشور تشريف مي اورند و در لندن پياده شده و از آستين طرحي بيرون مي كشند و بعد هم كه راهي امريكا و مشغول تدريس در دانشگاه !! براستي كه كشورمان با بودن رژيم تبديل به جنگل عجيبي شده است !! در مقابل عده اي اصلا اسمشان در هيچجا مطرح نمي شود و يا كسي مثل زهرا عموجاني همسر عباسي بعد از آزادي از زندان و محكوم بودن به تبعيد و عدم خروج از شهر با اينكه 2 كودكش نيز از كشور خارج شده اند و دو سالي است از فرزندانش دور است و بيش از 4 سال دوري از همسر و با اينكه نصف مدت تبعيد نيز سپري شده و بر اساس مقرارت خود رژيم بايد امكان خروجش از كشور ممكن شود و با بودن وكيلي چون محمدعلي دادخواه هنوز اجازه پيوستن به خانواده را نيافته است و يا بسياري از زندانيان كه مثل زهرا عموجاني از مرخصي و حتي تلفن محروم بودند و هستند و در مقابل عده اي در در دانشگاه تحصيل مي كنند با عنوان زنداني سياسي و عروسي مي گيرند
www.nehzat.org
  

[تاریخ ارسال: 21 Feb 2006]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [ golku81@yahoo.com ]  
آقای مصداقی عزیز
مقاله های شما در زمینه سو استفاده های رژیم و مغلطه بازی هایش بسیار روشنگرانه است.من می خواهم به اینها سنگ اندازی و خوار کردن"اپوزیسیون" را هم اضافه کنم. در حالی که نوشته های ابراهیم نبوی در این سایت و آن سایت می آید دم به ساعت هم مینویسند که اپوزیسیون ایران به درد نمی خورد واگر اینها بروند آلترناتیو نیست! جوانان ایران الآن با سال 57 و 60 همان فاصله ای را دارند که جوانان 57 با سال 32 و کودتا بر علیه مصدق داشتند. اینها می خواهند تاریخ را از زبان خودشان برای جوانان بنویسند تا با سوار شدن بر بی اطلاعی و ترس آنها و با استفاده از انحصار طلبی ها و آسان طلبی های بعضی ها که ادعای مبارزه دارند چند صباحی دیگر بر سر قدرت بمانند. اما نهایت حرف این است که مردم نه فکر اسلام هستند و نه کمونیسم. مردم نان می خواهند و آزادی و کارد به استخوانشان رسیده. هر که پا در میدان بگذارد دوستش خواهند داشت و هر که فقط حرف بزند و با روش" من آنم که رستم بود پهلوان" بخواهد نان مبارزه بقیه را بخورد سرنوشتش از موج سوار اعظم خمینی بهتر نخواهد بود.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.