شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷ - ۱۹ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

باید سر به سر خدای‌ صبور و غیور هم گذاشت ! (همراه با کاریکاتورهای روزنامه دانمارکی از پیامبر اسلام)

همنشين بهار

پیش از پرداختن به کاریکاتور روزنامه دانمارکی یولند پوستن  Jyllands Posten از پیامیر اسلام و حمایت روزنامه سوئدی «اس د کوریرن»، روزنامه نروژی «ماگازینت»، و روزنامه فرانسوی «فرانس سوار»... از آن ــ لازم می‌دانم به مهم‌ترین حادثه‌ای که آدمی را از دوران ماقبل مدرن به دوران مدرن رسانده اشاره ای داشته باشم.

می دانیم که

·    رویکرد بشر به کشاورزی که زندگی‌اش را زیر و رو کرد،

·    کشف اتم که کلید مواد موجود در جهان بود و شناسایی آن دست بردن در پدیده های جهان را ممکن ساخت،

·    شناسایى پدیدار شگفتى بنام «ژن» و دستکاری در ساختکار ژن، که بزرگترین رویداد تاریخى در زیست شناسى است،

·    نسبیت عام و خاص انیشتین، و «نسبیت نگرش انسان از پدیدارهاى جهان و تعریف‌هاى آن» که به ما مى آموزد معناى هر پدیده، پیوندى نزدیک با چشم انداز معنا کننده آن پدیده و زاویه دید او دارد، و بنابراین مطلق نبوده، مو درزش خواهد رفت!

·    پى بردن به وجود ناخودآگاه و نقش آن در رفتارها و کردارهاى انسان بوسیله زیگموند فروید، و...

·    نظریه تکامل چارلز داروین که بنیاد بسیارى از دانش هاى مدرن را دگرگون کرد،

·    اختراع خط و کاغذ (که به نظر ساده می‌رسد، جایگرینش دیجیتال)، اختراع چاپ، چرخ، ماشین، کشف برق، رادیو تلویزیون، سفرهای فضائی، لیزر، میزر، هندسه غیر اقلیدسی، آنتى بیوتیک، کامپیوتر، اینترنت، پاستوریزاسیون، حقوق بشر، و ــ

·    خروج از سلول نمور و تنگ‌ «خود فقط بینی»، و چشم‌گشودن به دشت فراخ و سرسبز دموکراسی ! ـــ همه و همه، بسیار با اهمیت هستند امّا، به نظر شما

مهم‌ترین حادثه‌ای که آدمی را از دوران ماقبل مدرن به دوران مدرن رسانده، کدام است؟

(این که این مسئله چه ربطی به کاریکاتور روزنامه دانمارکی دارد، بعداً اشاره می‌کنم.)

 

شاید پاسخ سئوال بالا «راز زدائی از عالم» باشد که گویا «ماکس‌وبر» هم به آن اشاره کرده است.

 

از خودمان مثال بزنم. نه تنها در ادبیات دینی که محوری‌ترین آن قرآن و نهج البلاغه و صحاح سته و کتب اربعه..است دنیای رازآلود و دست غیبی حضور دارد، در ادبیات کلاسیک و اشعار نامدارانی چون عطار و سنائی و حافظ و مولوی... در سیاست‌نامه ها و اندرزنامه ها (و در گفتمان و پرسمان روزمره اکثر ما) نیز، دستی نامرئی، که علی رغم تدبیری که به کار می‌بریم، تقدیر دیگری را نشانه می‌گیرد ــ هویدا است.

 

کشتی به آنجا می‌رود که باید برود نه آنجا که ناخدای کشتی اراده کرده است. به تدبیر نیست، به تقدیر است...این جهان کوچک در دل یک جهان بزرگتر قرار گرفته و وانهاده نیست...می خوردن من حق ز ازل می‌دانست...

 

در این دیدگاه داستان عاشورا را هنگام تولد امام حسین فرشتگان آسمانی به پیامبر خبر داده بودند. چون هنگام تولد او هر سنگی را که بر می‌داشتند از زیرش خون می‌جوشید !

 

گوئی این حماسه و جانفشانی هیچ ربطی به رویاروئی محمد و امثال ابوسفیان نداشت...

گذشته های دور که هیچ، همین الآن اگر در این به اصطلاح بدیهیات تأمل شود، مرتجعین عمامه دار و بی عمامه تهمت کفر و بی‌دینی و مارکسیست‌گرائی می‌زنند، غافل از این که اندیشه‌ به خود وانهادگی انسان و تاریخ، اندیشه جهان مدرن است و این گوهر، حرف لغو نیست و آسان به دست نیامده است. 

اصحاب تکفیر و تکلیف، غافلند که انسان جدید اندیشه علمی را جدی گرفته و گرچه اندیشه علمی به لحاظ روش، ماتریالیست است و علم، عوامل رازآلود را در محاسبات خود دخالت نمی‌دهد و به قول ملا صدرا پیش آمدن هر رویدادی را مشروط به ماده‌ای و مدتی می‌داند (کل حادث مسبوق بماده و مدّه) ــ اما لزومی ندارد عالمان علوم جدید حتماً ماتریالیست باشند تا از «عالم پر راز» پرده بردارند.

داروین، نیوتون، پاستور، انیشتین و ماکس پلانک...گواه بر این مدعا است. 

 

آری انسان، جهان گذشته خود را وانهاده، دستش را به زانوی خود گرفته و برخاسته است. عقلش را که اساساً «دپو» کرده و در «رفه» گذاشته بود ــ صدا زده و حتی در کار جهان دست می‌برد و در یک کلمه از جهان راززدائی کرده و هرچه را از جنس این عالم نبود، نادیده انگاشته و در محاسبات و تحلیل ها و مدیریت امور دخالت نمی‌دهد.

 

***

اگر مهم‌ترین حادثه‌ای که آدمی را از دوران ماقبل مدرن به دوران مدرن رسانده، راززدائی از عالم بدانیم، هر قدمی که در این راه برداریم نیکو است.

از گذشته‌های دور دیده ایم که شمائل انبیاء و اولیاء را هاله ای از نور و راز گرفته و اساساً روی مبارک شان را به تصویر نمی‌آوردند چرا که کراهت داشته است!

در فیلم محمد رسول الله و نمونه های مشابه صدای پیامبر یا علی ابن ابیطالب دیده می‌شد، ذوالفقار پیدا بود، اما صورت آنها هرگز. این وادی مقدس است و پر حرمت و ابدا دیدنی نیست. درحالیکه در منطق قرآنی، محمد می‌گوید «انا بشر مثلکم...» من هم آدمی هستم عینهو خود شما... در نماز در تشهد گفته می‌شود «اشهد ان محمد عبده و رسوله... » گواهی می‌دهم که محمد (هم مثل خود ما) بنده خدا است...از ملائکه نیست!

 

اگر در برابر بت های زمانه و قیصر بازی های رم، یا زرق و برق امثال خسرو پرویز... زمانی تصویر پردازی و مجسمه سازی و... منع شده، چرا من‌ نوعی در عصر جدید نیز باید به خلاقیت و هنر، دستبند و پابند زنم ؟ آنهم به نام دین.

اگر کلمات تهی نیستند و عبارت «انسان جانشین خدا است» ــ تعارف شاه عبدالعظیمی نیست، اگر خدا مصوّر و خالق هم هست چرا «خلیفه الله» اش نباشد؟ و هر اثر هنری را به نام دین، بت و صنم ببنیم؟

 

***

این ها همه درست اما، با کمال تاسف کاریکاتوریست محترم دانمارکی به جای توجه به ریشه های جهل و ارتجاع، سوراخ دعا را گم کرده و صاف یقه پیامبر اسلام را گرفته تا مثلاً تابوشکنی و روشنگری کرده باشد. در حالیکه دقیقاً آب به آسیاب ارتجاع ریخته و توجه جهانیان را از شکنجه‌گران زندان ابوغریب که از قضا زیرزیره با فاشیست‌های به اصطلاح مذهبی روی هم می‌ریزند و علیه آزادیخواهان دوز و کلک می‌چینند ــ منحرف کرده است.

 

شاید خالق این آثار که با عقل‌گرائی، تقدم حق بر تکلیف، و با لیبرالیسم و سکولاریسم، خو کرده ــ نمی‌داند که اکثر مومنین به پیامبر اسلام، راززدائی را از سیمای پیامبر برنمی‌تابند تا چه رسد به آنکه شاهد برداشت کور و جفنگ هم از او باشند.

 

در زمان کازانتزاکیس وقتی او رمان با ارزش «آخرین وسوسه مسیح» را نوشت، رمان زیبائی که بیشتر از خود انجیل مرا به مسیح نزدیک کرد ــ مومنین مسیحی آنچنان برآشفتند که بعدها حتی اجازه ندادند کازانتزاکیس در گورستان عمومی دفن شود ! حتّی همین حالا که نیم قرن از مرگ او گذشته، مرتجعین مسیحی پشت سرش صفحه می‌گذارند.

 

مرزها را شکستن و به راهبران مورد علاقه هر قومی توهین کردن واکنش بر می‌انگیزد و دیدیم مقاله مثلاً حساب‌شده‌ روزنامه آیندگان در سال ۵۷، چه آتشی برانگیخت.

 

پیامر اسلام در روزنامه دانمارکییک مثال ملموس بزنم. همین الآن اگر کسی در کاریکاتوری مشابه، به جای پرداختن به استبداد دینی در میهن ما، افراد مورد علاقه مردم یا رهبران اپوزیسیون ایران را عامل شکنجه نشان دهد، خودش را مسخره کرده است.  

درست است که در یک جامعه مدرن، دینداری و دین ورزی حق (و نه تکلیف) آدمیان قلمداد می‌شود، و آزادی بیان در یک کشور لائیک به معنای آن است که می‌توان و این حق وجود دارد که تصاویر محمد، عیسی، بودا، یهوه و همه نماد‌های یکتاپرستی را هم ترسیم کرد. درست است که آزادی بیان در سوئد یا دانمارک و نروژ و فرانسه... بر ممنوعیت اسلام در به تصویر کشیدن محمد برتری دارد

درست است که راززدائی از هر آنچه و هر آنکه پیرامون ما است نیکو است و حتی می‌توان و باید سر به سر خدای صبور و غیور هم گذاشت و گفت راه ها و چاه‌ها همان هایی نیست که در برخی کتب دینی آمده، درست است که آدمی واجد حقوقی است که حتی خداوند هم نمی‌تواند آنها را نقض کند امّا...

امّا ضدیت کور با اعتقادات مردم به روشنگری و راززدائی خدمت نمی‌کند.

 

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
همنشين بهار:



[تاریخ ارسال: 11 Feb 2006]  [ارسال‌کننده: محمد مهرپور]  [ mjmehrpoor@yahoo.com ]  
چند نکته را خدمت شما نویسنده محترم عرض میکنم
1- در نوشتن مطالب فراوان دچار پراکنده گویی هستید.
2- بحث راز زدایی از عقاید مردم یا به عبارتی ذنیایی کردن عقاید با توهین به عقاید افراد دو موضوع مجزا می باشد که اصولا ربطی به آزادی بیان ندارد.
3- اما از دیدگاهی دیگر می توات به موضوع نگاه کرد؛ این که اگر قرار بر آزادی بیان است چرا بسیاری از نظراتی که با دیدگاه های عادی غرب مطابقت ندارد دچار سانسور ومبارزه مستقیم قرار می گیرد و....
4- فراموش نکنید که کل این حرکت نه به آزادی بیان ربط دارد, نه به راز زدایی بلکه برنامه ایست در جهت سنجش مرز تحمل همه مسلمانان جهان یعنی 25% جمعیت کره زمین
فراموش نکنید که سلطه بر دنیا فقط سلطه بر اهل فکر نیست, برای سلطه بر دنیا بر همه دنیا باید مسلط شد.
نکته آخر اینکه اروپا در این بازی از آمریکا رودست خورد چون چهره صلح طلب و دموکرات خود را در قبال جنگ طلبی آمرکا از دست داد.
  

[تاریخ ارسال: 08 Feb 2006]  [ارسال‌کننده: شاهين]  [ shahin_be2002@yahoo.com ]  
http://nejat.9online.fr

سه شنبه 18 بهمن ماه سال 1384

فاشيستهاي بسيجي و حكومتي دانشجو نما سفارت دانمارك در تهران را به آتش كشيدند

ديشب مشتي اراذل حكومتي با نام بسيجي دانشجونما به سفارت دانمارك يورش بردند تا توحش رژيم آخوندي را بيش از پيش عيان سازند. نكته جالب آن است كه چنين اقدامي با رفتار هدايت يافتگان حكومتي سوريه در دمشق و بيروت هماهنگ بوده است و جاي پرسش دارد كه چرا اين اعتراضها به نشر كاريكاتورهايي از پيامبر در نشريه دانماركي بعد از 5 ماه كه از اننشار آنها مي گذارد بعمل مي آيد !؟ آيا اين نشان از بازي سياسي به جاي اعتراض عقيدتي ندارد ؟ هر آنكس كه از فضاي عقيدتي در داخل ايران اندكي اطلاع داشته باشد مي داند كه بدترين طنزها و جوكها عليه آنچه از سوي آخوندها توهين به مقدسات عنوان مي شود نقل محافل و مجالس است براي لحظه اي دلخوشي !؟ و صد البته آنچه اينك بعنوان اعتراض به اقدام نشريه دانماركي برپا شده است به خير مسلمانان كه نيست برعكس زيان آن بسيار مشهود است و از سوي ديگر بايد ديد عواقب آن چگونه عليه منافع ملي ما رقم خواهد خورد !؟ آري عليه منافع ملي ما ايرانيان !؟ اين بازي چيزي جز انحراف افكار عمومي مردم ايران از سويي و به دام انداختن تصميم سازان در رژيم نيست !؟ حال اين دام افتادن يا ناخودآگاه است كه توسط بازي برپا شده توسط خود آخوندها علم گشته و يا بازيي است كه قدرتها براي اينها تدارك ديده اند تا آنان به چنين فضاي كاذبي در تصميم گيريها غره شوند و بروند بسوي آنچه مقصود آنان است يعني ستيز با غرب و فرجام آن نيز صدور قرارهايي از شوراي امنيت كه حمله نظامي در پي خواهد داشت كه مسلم براي عده اي مبارك است !!؟ آيا چنين نيست ؟ رسول عباسي . ويژه سايت نجات


...
کاربر محترم، لطفا یک نام خانوادگی برای خود انتخاب کنید.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.