شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۴ اوت ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

چهار فصل ویوالدی، همنشین روح آدمی است.

همنشين بهار

 

گرچه تار فرهنگ شریف و نورعلی برومند و مرتضی نی داود... پیانوی معروفی و روحانی و محمد شمس... آواز طاهرزاده و قمرالملوک و تاج اصفهانی...ترانه‌های بنان و شجریان و مرضیه... سنتور فرامرز پایور و پرویز مشکانیان... کمانچه بهاری و بدیعی، و نی کسائی و سه‌تار عبادی و تنبک حسین تهرانی...هم، در اوج زیبائی است و ما باید بشناسیم و ارج نهیم امّا ــ چهار فصل ویوالدی، The Four Seasons آهنگساز بزرگ دوره باروک که از آشناترین قطعات تاریخ پربار موسیقی اروپا است نیز، همنشین روح آدمی است.

چهار فصل ویوالدی که از محبوبترين قطعات تاريخ موسيقي کلاسيک است، نهرهای روان، آواز پرندگان، پارس سگ‌ها، وزوز حشره‌ها، چوپان‌های جار زننده، تندبادها، رقاص‌های مست، شب‌های خاموش، چشم اندازهای یخ زده، اسکی بازی کودکان بر روی یخ، و روشنی و گرمای آتش، را به نمایش می‌گذارد.

او این اثر را که اشاره مستقیمی به رنگ ها دارد حدود دویست و هشتادسال پیش تنظیم نموده‌است.

 

ویوالدی که نوازندگان مشهوری چون باخ و هندل از او بسیار تاثیر پذیرفته اند، در سال ۱۶۷۸ در ونیز ایتالیا به دنیا آمد و در ۶۳ سالگی در اتریش، غزل خداحافظی را خواند.

آدمی، به ویژه اگر مانند ما، در کوران ابتلا باشد و سیاهی ها در سر راهش کمین کنند و سنگ و خار بیاندازند ــ از شنیدن این نوای سحرانگیز نیز، نتیجه می‌گیرد گرچه سرما کولاک می‌کند امّا، بهار درراه است و از درون شب تار می‌شکوفد گل صبح.

 

اگر پیش‌تر آن را شنیده باشیم آنچه می‌گویم غریبه نیست! امّا یقین دارم صاحبدلی که اولین بار چهار فصل ویوالدی را می‌شنود نیز، بهار و زایندگی را حس خواهد کرد. چهارفصل ویوالدای نیز جار می‌زند: شب همیشه شب نمی‌مونه، صبح میشه آفتاب میاد، رو بوم خونه

بیآئیم این قرآن شریف را هم تلاوت کنیم... و جهار فصل ویوالدی را بشنویم و بنوشیم ! باید این اثر جاودانه را بارها و بارها شنید، 

 

 بهار :

بهار سلانّه سلانّه از راه می‌رسد و با ملودی های زنده ویلن، سلام می‌کند.

انگار آدمی شکوفه دادن درختان و شادی گل‌ها را می‌بیند و می‌بوید ! پرندگان ولوله سر می‌دهند و آمدن بهار را جار می‌زنند،

در قسمت بعد، آسمان آبی را ابرهای سیاه بهاری تیره می‌کنند، آیا اینجا هم زمستان می‌خواهد با بهار سرشاخ شود؟ ابدا، این خبرا نیست ! پس چی شده  ؟ آخرین بقایای برف زمستانی در حال آب شدن است و صدای رعد و برق در آسمان نشان از باران بهاری می‌دهد،

بارون می‌باره، از ابرا داره آسمون می‌باره !

رقص باران با شادی چوپان، با جست و خیز سگ گلّه، و با غوغای پرندگان و سیراب شدن زمین همدمی می‌کند و این همنوازی در قسمت بعد حس می‌شود.

این بخش شباهت بسیاری به ملودی هایی دارد که چوپانان به هنگام گله‌داری با نی خود می‌نوازند .

 

 تابستان :

در این قسمت، موسیقی آرام و سنگین است، چرا؟ چون بهار رفته است! و معلوم هم نیست دیگه بر می‌گرده یا نه ...

در این بخش قُمری و کوکو و فاخته درددل می‌کنند

چوپان و گله اش این پا و آن پا شده‌اند که ناگهان صدای رعد و برق ترسی را بر چوپان و گله حاکم می‌کند. چوپان با گله اش تا می‌آید بجنبد، لشکر غم با علم و کتل و دشنه و تاریکی هجوم می‌‌آورد!

رعد و برق، گله را سراسیمه می‌کند. تگرگ هم تند و تند بر زمین می‌کوبد و هل من مبارز می‌طلبد. چوپان و گله، هر دو در خود می‌روند که این چه بیدادی است؟ زمین امّا می‌خندد چرا که چیزی نشده، تا بوده چنین بوده...

 

پاییز :

پائیز از راه رسیده... فردا و پس فردا هم زمستان خواهد آمد امّا از پس بهار بر نمی‌آید

موسیقی این بخش، نشان می‌دهد که آنچه غمناک است عمیق نیست، آنچه عمیق است غمناک است از همین رو برگ‌های خزان... و، خزان عمر که برف روزگار بر سر و روی ما می‌نشاند هم، غمگین است...و مهر و ماه غبار آلوده... از همین رو، دختران دشت، دختران انتظار، دختران امید، تنگ در دشت بیکران می‌پرسند از میان شما چه کسی غزل امید سر می‌دهد؟

 

زمستان :

هوا بس ناجوانمردانه سرد است...زمستان است اما، باید در برابراین زندگی که پارس می‌کند و این زمین که خار می‌خلد و این آسمان که بلا می‌ریزد ایستاد.... تسلیم بی تسلیم ... بهار در راه است و زبان از سخن گفتن باز می‌ماند ... 

 

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
همنشين بهار:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.