شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«خیانت سکوت» – بخش دوم

علی ناظر

لینک به بخش 1،

 

امروز رسانه ها گزارش می دهند که محمد بن سلمان حمله موشکی حوثی‌ها را «اقدام جنگی ایران تلقی» می کند. این موضعگیری اتفاقی نیست، بلکه بخشی از یک استراتژی است. دو سال پیش در سلسله نوشتاری به ریشه های ترور کور، و نقش عربستان در تشدید بحران در خاورمیانه اشاره کوتاهی داشتم (ریشه یابی «کادرگیری» در غرب – بخش سوم). موضع امروز محمدبن سلمان مؤکد «تز» سه میم [مال، مزدور و مرید] (Mind and, Men, Money ) است. عربستان ظاهرا به این نتیجه رسیده که سه میم برای «عملیات» آماده شده اند: « مال و پول را عربستان و شیخ نشینها تقبل می کنند، سربازان (مزدوران) را کشورهای بی بضاعت آفریقایی، تا به دوران پرورش اندیشه و اذهان [مرید] برسد». دو سال پیش، پارامتر «ترامپ» و همبستری عربستان و اسرائیل، خارج از بضاعت آن تحلیل بود.

 

برخی از فعالین سیاسی بر این باورند که «اگر تغاری بشکند و ماستی بریزد» به نفع پروسه سرنگونی است. در این «تز» چند اشکال دارد. نخست اینکه آن ماست (بخوانیم «قدرت و زمامداری») که قرار است بریزد، روی خاک و خون خلق ستمدیده می ریزد و بجز بیماری برای جامعه سودی نخواهد داشت؛ آن ماست نه خوردنی است و نه می توان آن را بعنوان «مایه» برای ماست بعدی استفاده کرد. دیگر اینکه، آن تغاری که قرار است بکشند (بخوانید ویرانی ایران)، هرچند بر روابط دیپلماتیک-نظامی-اقتصادی جمهوری اسلامی با جهان تأثیر منفی خواهد داشت، اما به یاد داشته باشیم که در این «تز» ارتجاعی، ایران است که باید بشکند تا ماست زمامداری جمهوری اسلامی بریزد، و «کاسه لیسان» به قدرت برسند.

برخی دیگر از فعالین سیاسی بارها و به زبان های مختلف اعلام کرده اند که مخالف حمله نظامی بیگانه به ایران هستند، اما بر این باورند که حمایت از مواضع ترامپ و عربستان، می تواند جمهوری اسلامی را یک گام به سرنگونی نزدیک کند. این دسته از سرنگونی طلبان که بیشتر پیرامون خط شورای ملی مقاومت گرد آمده اند، و می توان این «تز» را در لابلای مقالات آنها یافت، به چند پارامتر توجه نمی کنند که بعدا به آن می پردازم. برای توجه این هموطنان، یک مثال از تاریخ اسلام می آورم.

روایت می شود که در جنگ «صفین»، علی به مصاف معاویه می رود. علی نه تنها چهارمین خلیفه راشدین است، بلکه در مبارزه با جهل و فساد (آن زمان) هم تاریخچه ای روشن دارد. معاویه، به لحاظ شناسنامه مبارزاتی به گرد پای علی هم نمی رسد، و به لحاظ «اصالت قبیله ای» (که برای اعراب مهم بوده) در سطح علی نیست. ساده اینکه، علی برتر از معاویه است. اما، معاویه درک درست از زمانه، سیاست، و مردم شناسی دارد، و به همین خاطر توانسته بخش عظیمی از خطه «اسلام» را به زیر نگین خود در آورد. حال، این دو در برابر یکدیگر صف آرایی کرده اند. شواهد میدانی معاویه را متقاعد می کند که جنگ به نفع علی در حال رقم خوردن است و می خواهد از میدان بگریزد، اما مستشاران معاویه را متقاعد می کنند که متوسل به ترفندی بشود. به سربازان دستور داده می شود که قرانی بر سر نیزه کرده و بگویند «قران» بین علی و معاویه حکمیت کند. در جنگ صفین، قران بر سر نیزه رفت تا بسیاری پشت «احترام و باور» به قران، از هدف اصلی (استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی، نان و مسکن و کار) چشم بردارند. 

امروز، امپریالیزم و ارتجاع، قران بر سر نیزه نمی کند، بلکه پشت سه مقوله مورد احترام تمام سرنگونی طلبان یعنی  «میهن پرستی»، «سرنگونی» و «حقوق بشر» پنهان شده، تا به اهداف خود برسند.

صحبت در اینجا بر سر مفاهیم مورد احترام است و ترفند هایی که به کار برده می شود. در این «جنگ» محتمل، قرانی که جمهوری اسلامی بر سر نیزه خواهد کرد، «دفاع از وطن»، و «احساسات رقیق ناسیونالیستی» است؛ و با این ترفند میلیون ها ایرانی را، برای بقای خود، به خاک و خون می کشاند. قرانی که آمریکا و عربستان بر سر نیزه خواهند کرد تا چشمان ما کور شود، وعده به «سرنگونی» و احترام آمریکا به مفاد «بیانیه حقوق بشر» و حقوق دموکراتیک ملت ایران است. علی در باره معاویه می گفت «این ها نه دین می شناسند و نه قران. من با آنها بزرگ شده ام و آنها را می شناسم». خوبست که به خود یادآور شویم که ترامپ، فاشیزم و ارتجاع، نه آزادی و استقلال می شناسد و نه حقوق بشر. تاریخ ایران با اینها بزرگ شده، و بیش از یک قرن است که از استثمارگران و مرتجعین زخم خورده است. دولت ملی مصدق را همین مدافعین دروغین آزادی و حقوق بشر ساقط کردند، و مجاهدین را در لیست تروریستی قرار دادند. همین مرتجعین دینی در خاورمیانه صدام و داعش را تشویق و اجیر می کردند تا بتوانند «نفت و ثروت ملی مردم ستمدیده خاورمیانه» را به تاراج ببرند. تاریخ بارها شاهد بوده که نه امپریالیزم و نه ارتجاع، مدافع خلق های ستمدیده نبوده اند.

وعده های بولتون و گینگریچ و ترامپ به مانند «هویجی» است که کشاورز بالای سر خرش می گیرد تا بدون دردسرآفرینی «بارکشی» کند. هشدار به آنهایی که دل به فاشیزم بسته اند! آنچه در بالای سرمان نگاه داشته، «هویجی» بیش نیست که هرگز کام خلق ستمدیده ایران را شیرین نخواهد کرد.

همیشه جنگ بین «استثمارگر» و «استثمار شونده» بوده، هست و خواهد بود، و اگر این نکته از خاطرمان رفته، یا پیر و خرفت شده ایم، و یا خود را به نادانی می زنیم.

 

آنچه علی، در جنگ صفین، می خواست بکند را ما باید امروز انجام دهیم، به این «قران» و «هویج» دروغین که توسط دو عنصر پلید «امپریالیزم» و «ارتجاع» در برابر جشمان ما به رقص آورده اند، تاخته و ترفند مردم فریب که «جنگ، آزادی و سرنگونی به ارمغان می آورد» را افشا کنیم. جنگ امپریالیستی هرگز آزادی ستان نبوده، و همیشه ویرانگر است.
جنگ مردم ایران با جمهوری اسلامی، یک جنگ صد در صد ایرانی است که باید تنها توسط مردم ایران آغاز و پایان یابد. «جنگ»ی که با خیزش اجتماعی خلق آغاز شده، و با سرنگونی تمامیت نظام اسلامی به پایان می رسد. حمایت سیاسی آمریکا و ارتجاع منطقه ای نه می تواند و نه لازم است در این امر تأثیر گذار باشد.

 

می دانم که برخی از فعالین سیاسی سرنگونی طلب، با وجود تمام صغری کبری های بالا، هنوز هم بر این باورند که «راهکار» حمایت از ترامپ (بخوانید فاشیزم) ثمر بخش خواهد بود. اما آیا چنین است؟ به راستی چه کسی و با چه تفکری از «جنگ» سود می برد؟

علی ناظر
16 آبان 1396
7 نوامبر 2017

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.





با درود به ملت شریف ایران

باید یکی شویم


باید یکی شویم




گزیده خبرها

ادامه فهرست خبرها...

   



[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.