شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

عراق ایران و لیبی, سه جابجائی قدرت در یک هدف!

کورش طاهري

ریال ایران در برابر انواع و اقسام نرخ ارزهای مواج و ثابت معتبر و دارای ارزش بود. در سالهای 1350 تا 1356 هر دلار برابر 35 ریال تا 45 ریال در بورس های معتبر جهانی محاسبه می شد. ارزش پول ملی هر کشوری در مبادلات جهانی نشانه مهمی از وضعیت اقتصادی/سیاسی و اجتماعی آن کشور دارد. در کنار ارزش ریال پشتوانه ارزی نیز این نشانه را تقویت و نمایان می کند. در دهه 1970 تا وقوع جابجائی قدرت در نظام سیاسی ایران که به انقلاب اسلامی موسوم شد عراق یکی از کشورهای قدرتمند منطقه در کنار ارباب منطقه/ یعنی ایران قرار داشت و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و در راس آنان عربستان سعودی و کمی آن طرفتر در قاره آفریقا لیبی و مصر در مقابل قدرت اقتصادی و رفاه نسبی مردم ایران و عراق عددی محسوب نمی شدند. دینار عراق نیز از ارزهای معتبر بود که در بازارهای جهانی به مانند ریال ایران خرید و فروش می شد و از نوسان کمی در متغیرات اقتصادی  برخورداربود. ولی اینک  در تصویر دیگری/ ریال ایران بعد از روی کارآمدن جمهوری اسلامی و دینار عراق پس از سقوط صدام حسین در بین ارزهای رایج جهان/ در شمار بی ارزش ترین و پائین ترین نرخ برابری و حتی فاقد ارزش مبادله و معامله در مناسبات پولی و نظام بانکی بین المللی قرار دارد و از لحاظ کمی نیز فاقد محتوی کیفی است/ بدین معنی یک صد دلار آمریکا که یک ورقه نازک چند گرمی است در برابر صد و ده هزار تومان ایران (ارش کنونی برابری دلار و ریال) حدود نیم کیلو تا یک و نیم کیلو به نسبت نوع توزیع اسکناس آن وزن دارد !

در ایران/ زمان سلطنت پهلوی فقر و فساد وجود داشت اما دامنه و وسعت آن مثل دوران  جمهوری اسلامی فراگیر نبود و تا قبل از برگزاری جشنهای موسوم به دو هزار و پانصد ساله و زمانی که شاه ایران از کوروش بنیانگذار پادشاهی در ایران می خواست که آسوده بخوابد زیرا وی و دیگران بیدارند/ فقر در ایران وجود داشت اما رفاه اقشار متوسط هم دیده می شد و به همان اندازه و مقدار عراق نیز از وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردار بود!

عبدالکریم قاسم رهبر سوسیالیست عراق به همان سرنوشتی گرفتار شد که مرد بزرگ ایران دکتر محمد مصدق گرفتار آمد با این تفاوت که قاسم با کودتای خونین جان سپرد و بزرگ مرد ایران زمین پس از برکناری از نخست وزیری و محاکمه فرمایشی خانه نشین شد و سالهای پایان عمر را در عزلت گذراند!

كودتاي عبدالكريم قاسم با عقايد  افراطي و چپگرايانه، از يك سو موجب خشنودي مسكو و قاهره و از سوي ديگر  باعث خروج عراق از حلقه بلوك غرب گرديد که قبلا به پیمان بغداد معروف شد. كودتاي قاسم در 1337 كه در درجه  نخست به خروج عراق از پيمان و انتقال مركزيت آن از بغداد به آنكارا  انجاميده بود، ترس شديد شاه ايران را نيز در پي داشت.
روابط نامطلوب دو  كشور با اين كودتا و قوت يافتن پان‌عربيسم و گرايشات افراطي عربي در نظام  سياسي عراق آغاز شد. در اين دوره اختلافات مرزي دو كشور افزايش يافت و  علاوه بر ادعاي حاكميت عراق بر خوزستان، تشكيل جبهه آزادي بخش خوزستان و  مسأله كردها، اختلاف ايدئولوژيك نيز بر روابط دو كشور سايه انداخت.
اگر  چه ايران به فاصله کمی پس از كودتاي قاسم، رژيم وي را به رسميت شناخت ولي اين  اقدام مانع از ابراز سياستهاي تند و خصمانه قاسم نسبت به ايران نگرديد.

عراق در افکار عمومی منطقه به عنوان کشور کودتا معروف شده بود و با سقوط حكومت عبدالكريم قاسم دربهمن 1341 و به قدرت رسيدن رژيم‌هاي  ميانه‌رو عبدالسلام عارف و عبدالرحمن عارف، که یکی در سانحه هوائی کشته شد و دیگری توسط حسن البکر رهبر حزب بعث عراق سرنگون شد تا حدي از تنش موجود در روابط  دو كشور ايران وعراق كاسته شد. .

در زمانی که شاه ایران به عنوان ژاندارم خلیج فارس نام برده می شد موضوع حاکمیت شط العرب و اروند رود بین عراق و ایران بیش آمد و به تبع آن/ محمد رضا شاه ایران  برای گوشمالی عراق قدرت طلب در منطقه از کردهای عراق به رهبری ملا مصطفی بارزانی استفاده کرد تا جنگی چریکی را بر علیه دولت عراق تدارک و پی گیری کنند و سرانجام در یک معامله سیاسی رایج /ایران و عراق سازش کردند و در نهایت در پی این سازش دو حکومت/ کردهای عراق آواره ایران شدند و ملا مصطفی که رهبری عشیره ای و نماینده فئودالیسم در کردستان عراق بود ابتدا به ایران و سپس به آمریکا رفت و همزمان با وقوع جابجائی قدرت در ایران و ابتدای حاکمیت خمینی /وی در آمریکا جان سپرد!

عظیمیه کرج مکانی بود که پسران بارزانی مسعود و ادریس و جلال طالبانی در آن اقامت کنند و ار مواهب امکانات تفریحی و سرگرمی شهرک پردیس در دوران اقامت خود در ایران استفاده کنند.

کنفرانس گوادلوپ فرا رسید و آمریکا و قدرت های صنعتی جهان تصمیم گرفتند که شاه ایران باید برود و خمینی بیآید! عراق صدام حسین این پیام را نشنید و به دنباله روی از سیاست های شوروی سابق که بر اساس تز همزیستی آمیز/ بسیاری از وابستگان ایده ئولوژیکی / افراد  احزاب و حکومت های پیرو  را قربانی کردند ادامه داد.

عراق با پشتوانه فراوان ارزی و منابع نفتی و امکانات بسیار اقتصادی در جهان عرب بیشتازی می کرد که آمریکا و اروپا برای کنترل این شتاب از پنجره وارد شدند و صدام را تشویق کردند تا هواپیماهای ساخت شوروی سابق را برای بمباران مراکز تهران به تهران اعزام کند و این مصادف شد با شروع و ادامه یک جنگ هشت ساله ویرانگر که هم عراق را از نظر اقتصادی و ادامه رفاه اجتماعی فلج ساخت و هم این که به حکومت جمهوری اسلامی این امکان را داد تا با سرکوب مخالفین خود و ایجاد اختناق مردم را در جبهه های جنگ سرگرم کند! نه حزب بعث و نه صدام حسین سنی مذهب از این وقایع درس نگرفتند و با حمله به کویت ایزار لازم برای ایجاد کمربند نظامی دول آمریکا و متحدانش فراهم ساخت و عراق در یک تنگنای شدید اقتصادی/اجتماعی و سیاسی قرار گرفت.

 

اینک بیش از دو دهه است که عراق دچار سرکوب و ویرانی شده است. عراق شاهد چهارجنگ ـ  عراق و ایران، اشغال کویت / جنگ خلیج در سال 1991 و جنگ با نیروهای آمریکائی در جریان اشغال کویت  و سرانجام جنگ به هنگام اشغال عراق توسط نیروهای آمریکائی و متحدان آنان بوده است . افزون بر این ها 12 سال تحریم توسط سازمان ملل، زیر بنای اقتصادی کشور  را تضعیف کرده بود.                                                                  سیاست حزب بعث بر مبنای گرایشات سوسیالیست و توجه به اقشار خرده و متوسط قرار داشت که بخش عمده ای از این سیاست برگرفته از سیاست های شوروی سابق بود و در دوره صدام حسین  این کشور منطقه نفوذ شرکت های اقتصادی فرانسه، روسیه، چین و  کشورهای اروپای شرقی بود اگر چه بعد از جنگ نفت، باوجود تحریم های اعمال  شده علیه عراق، رابطه و تعامل فوق در سطوح پایین تری جریان داشت ولی کماکان  شرکت های وابسته به این نوع کشورها، بیش تر از شرکت های وابسته به آمریکا و  انگلیس با اقتصاد عراق تعامل داشتند.

اما حمله آمریکا به عراق در سال   ۲۰۰۳  و سقوط صدام به معنای تنگ شدن و محدودیت فضا برای شرکت های وابسته به  روسیه، فرانسه، آلمان و چین به عنوان مخالفان حمله آمریکا به عراق بود.
پیشنهاد تشکیل «صندوق یاری به عراق» در قطعنامه پیشنهادی اولیه آمریکا و  انگلیس به شورای امنیت، کنترل درآمدهای نفتی عراق و هزینه کردن آن ها در  چارچوب طرح های مورد تایید آمریکا، امکان کنترل نظام اقتصادی عراق از طریق  صادرات و واردات باعث شد که واشنگتن و لندن نبض اقتصاد عراق را در دوران پس  از صدام به دست گیرند . چنین فضائی به معنای اقتصاد هدایت شده توسط نیروهای مهاجم به عراق معنی دارد و در چنین موقعیتی سیاست توسعه مصرف و کاهش تولید ملی از جمله سیاست های غالب آمریکا و متحدین این کشور در عراق است. آمار و ارقام و شواهد و حقایق نشان داده این است که افزایش بیکاری/ازدیاد فساد اداری و مالی به خصوص در نزد رهبران سیاسی جامعه/عدم سرمایه گذاری در بخش های حیاتی از جمله در کشاورزی و دامپروری/تلفات انسانی تروریسم و پیآمدهای اقتصادی و اجتماعی آن/ حذف کامل  درآمد توریسم از جنبه درآمد ملی به جهت وضعیت جنگی/کمبود جدی و شدید آب وبرق رسانی در کشور و عدم ایجاد تاسیسات زیر بنائی و اشتغال زا/ اتکا شدید به درآمد نفت که تمام مراحل آن از اکتشاف گرفته تا  تولید و فروش و عرضه در اختیار آمریکا  و اسرائیل است/بها دادن به موارد روبنائی برای فریب مردم از قبیل موسیقی /رقص و ترویج تفریحات و سرگرمی های مدل غربی خارج از فرهنگ مردم عراق برای تغییر مدل فرهنگی کشور و... از جمله مشکلاتی است که عراق بعد از صدام حسین با آن در ستیز است.
طبق فضای موجود، اداره نهادهای اقتصادی عمده  عراق نظیر سیستم بانکی، وزارت نفت، وزارت کشاورزی، وزارت  اقتصاد، پالایشگاه ها، آب و برق و... در کنترل مستقیم کارشناسان و نخبگان  اقتصادی و مستشاران آمریکایی قرار گرفت و ساختار اقتصادی عراق جدید بر اساس  محور «همسویی با اقتصاد و منافع آمریکا» تجدید سازمان و احیا شد.
تولید و استخراج نفت عراق نیز به عنوان منبع اصلی درآمد ملی عراق، طبق  سیاست های تدوین شده از جانب آمریکا از سرگرفته شد. درآمدهای نفتی عراق نیز  در حوزه دریافت و پرداخت تحت کنترل مستقیم آمریکا قرار گرفت و شرکت های طرف قرارداد در بازسازی نیز با انتخاب آمریکا،  برگزیده شدند

با  توجه  به ساختار اقتصادی و صنعتی عراق بایستی گفت بیش از ۹۶ درصد درآمدهای  این  کشور به صادرات نفت خام وابسته است. وابستگی بودجه این کشور به  شریانهای  نفت دقیقاً همین رقم را پیش بینی می کند. بودجه سالجاری عراق بر  اساس قیمت  هر بشکه نفت به میزان ۵/۷۶ دلار تنظیم شده است. همچنین میزان  صادرات روزانه  عراق با احتساب صادرات یکصدهزار بشکه نفت در کردستان عراق،  دو میلیون و  دویست هزار بشکه در روز پیش بینی شده است. که این امر با توجه  به آخرین  رکورد تولدی نفت این کشور در ماه دسامبر ۲۰۱۰ عددی واقع بینانه و  بعضاً  بسیار محتاطانه به نظر می رسد.

لازم  به  ذکر است که در بودجه سال ۲۰۱۰ رقم پیش بینی شده برای فروش هر بشکه نفت   ۶۰  دلار تعیین شده بود که در سالجاری این رقم پیش بینی ۲۵ درصد افزایش  داشته  است. در حال حاضر و با توجه به تحولات جهان عرب (در تونس، مصر،  اردن،  الجزایر و یمن) قیمت نفت به بشکه ای بیش از ۱۰۳ دلار افزایش یافته  است که  این میزان رقمی بیش از ۲۶ دلار در هر بشکه برای عراق است ولی پیش  بینی باقی  ماندن قیمتها در همین میزان کاری دشوار است .  زیرا آمریکا و متحدانش صاحب و قدرت دخل و تصرف در نفت و سایر اموال عراق را دارند و شعار دموکراسی کشکی است که مام جلال طالبانی نوکر بیشین مصطفی چمران و مسعود بارزانی حاکم مستبد کردستان عراق/ هر روز در دخمه های گلی برای مردم عراق می سابند!

سازمان بین المللی شفافیت که در برلین آلمان فعالیت دارد در گزارش سالانه خود آماری را در مورد عراق منشر کرد که ادعای دموکراسی و عدالت و بیشرفت در عراق را به طرز شدید و جدی به چالش کشانده است. بر اساس آمار این نهاد/ در میان  کشورهای منطقه خاورمیانه در سال ۲۰۱۰ عراق با  شاخص  مالی ۱۷۸ دارای بیشترین  میزان فساد اداری و مالی بوده است. این شاخص حاکی  از آن است که این کشور  دارای فاصله نامطلوب زیادی حتی با کشورهای همسایه  خود از جمله سوریه،  ایران و اردن دارد. لزوم مبارزه با فساد مالی و اداری  یکی از شعارهای اصلی  گروهها و ائتلافهای مختلف عراقی در انتخابات سال ۲۰۱۰  بود گروههایی که  بسیاری از اعضای آنها خود متهم به سوءاستفاده مالی از  موقعیت سیاسی و  اجتماعی خود در دولت این کشور هست.

 

هرچند  قانون اساسی عراق این کشور را دارای نظامی فدرالی می­داند اما تا کنون  این  تنها منطقه کردستان در شمال این کشور است که توانسته دولت محلی فدرال  تاسیس  کرده و اداره امور خود را در دست دارد و در سایر نقاط عراق چنین سیستمی پیاده و اجرا نشده است.

آن بلائی که بنام دموکراسی و حقوق بشر بر سر مردم ایران و عراق آمد اینک بر سر مردم لیبی نیز آمده است. اگر از مصر و عربستان کنونی بگذریم ایران /عراق و لیبی سه کشور قدرتمند با منابع و ثروت زیر زمینی از جمله نفت محسوب شده اند و پس از فروپاشی بلوک شرق و استفاده ابزاری و تاکتیکی از مردم در روی دادهای سیاسی نظیر اوکراین/قزاقستان و... آمریکا و ناتو بنام نماینده دول غارتگر جهان لیبی را پس از ایران و عراق نشانه رفته اند. ساده نگری است اگر تصور کنیم سقوط شاه ایران بر مبنای انقلاب و جوشش از درون مردم بوده هم چنان که سقوط صدام حسین از چنین جوشش و خروشی در بین مردم برخواردار نبود و در لیبی نیز/ناتو و افراد دست نشانده آمریکا و اروپا است که ماموریت جدیدی یافته اند تا در برابر شریک شدن در حاکمیت سیاسی  ثروت مردم لیبی را هم مانند ثروت مردم ایران و عراق به طرف غرب سرازیر کنند و کشوری ویرانه را ویرانه تر کنند! تردیدی نیست و تاریخ در آینده به آیندگان درس خواهد داد که سه جابجائی قدرت در سه کشور قدرتمند قبلی منطقه با یک هدف مشترک صورت گرفت و آن هدف الهام گرفته از استفاده ابزاری از مردم محلی و افراد دست نشانده و جاسوس به عنوان مشروعیت بخشیدن به اعمال و اقدامات تجاوزگرانه خود است!

 

 

 

منبع سایت دیدگاه

korosh_ims@yahoo.com

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.

             

منبع: سايت ديدگاه

 

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.

 



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از کورش طاهري:




در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.