شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۸ - ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نگاهی جدید به سرمایه و قدرت (1)

عزيز فولادوند

پیر بوردیو  

پیش سخن

مقالۀ پیش رواندیشه پیر بوردیو [1] (Pierre Bourdieu, 1930-2002) و مفاهیم کانونی منظومه فکری او را بر می نگارد. شناختِ این مفاهیم درکی نوین از قدرت، سرمایه، خشونت نمادین و عادت واره (Habitus) به ما می دهد.

مقاله پس از عبور از معرفی مجمل فیلسوف، پیشنیه فکری او را باب کرده به موضوع کانونی یعنی قدرت می رسد. در پایان «سرمایه» از منظر بوردیو کاویده می شود. بحث را در قسمتهای پسین پی می گیریم.

 

 

طرح ِ بوردیو

موضوع تجزیه و تحلیل قدرت، نقش نخبگان، روابط سلطه گرانه و نابرابری اجتماعی در کانون پروژه جامعه شناسی پیر بوردیو نشسته است. این اندیشمند فرهیخته فرانسوی (2002-1930) در طول 20 سال به یکی از برجسته ترین عالمان علم اجتماع تبدیل شد. او جایگاهی رفیع در حوزه تحقیقات اجتماعی بخود اختصاص داده است. انتشار کتاب «تمایز» (La Distinction) در سال 1979 شهرت جهانی را برای او رقم زد. «فلسفیدن» به تنهائی برازنده بوردیو نبود. او به تعهد علمی خویش با ورود به پهنه عمل سیاسی وفاداری نشان داد و از سرشاخ شدن با الیته سیاسی واهمه نداشت. روشنفکری شجاع با نظراتی درخشان در پهنه اجتماعی. بوردیو خواهان پیاده کردن «دمکراسی مستقیم» بود.(direkte Demokratie) [2]

 

در اثر 900 صفحه ای جاویدان خود به نام «فلاکت جهان» (La Misère du monde) چهره فقر و بدختی را از زبان شهروندان فرانسوی فقیرِ حومه پاریس (Banlieue) به تصویر کشاند. گونتر گراس (Günter Grass) در مصاحبه ای با پیر بوردیو در سال 1999 در باره این کتاب چنین می گوید: «در [3]‹فقر جامعه› شما با کمک همکارانتان موفق شده اید که فردیت خودتان را کنار بگذارید و بر درک آدم ها تکیه کنید بدون آنکه ادعای آن را داشته باشید که همه چیز را می دانید: نگاهی به شرایط اجتماعی و موقعیت جامعه فرانسه که می توان آن را به سهولت به سایر کشورها نیز تعمیم داد. سرگذشت هایی که شما در آنجا نقل می کنید مرا به عنوان یک نویسنده وسوسه می کند که از آنها به عنوان مواد خام استفاده کنم. برای نمونه، مطالعه برآن زنی که از روستا به پاریس آمده تا کاری پیدا کند، به ما کمک می کند که مسائل اجتماعی را درک کنیم [...]. این کار بسیار برای من جالب بود. کاش در هر کشوری ما چنین کتابی درباره شرایط اجتماعی آن کشور می داشتیم».

 

بوردیو وقتی از سیاست نولیبرالی حاکم بر جهان می گوید بسیار خشمگین است: «ما فکر می کردیم که خشونت سیاست نولیبرالی کنونی در اروپا، در آمریکای لاتین و در بسیاری دیگر از کشورها، چنان شدید و بزرگ است که نمی توان با تحلیل های صرفا مفهومی آن را بیان کرد. نقد درتأثیراتی که این سیاست بجا نهاده است، نیست.» او در این مصاحبه به نکاتی بسیار ظریف اشاره می کند. او به تحریف مفاهیم توسط صاحبان قدرت ریشخند می زند: «آنها که به جنگ با ترور مشغولند به عنوان تروریست معرفی می شوند. این چیزی است که ما در آن مشترک بوده ایم. به ما براحتی برچسب آدم های «باستانی«، «امل» و «عقب افتاده» ( گونتر گراس: دایناسور) ، درست است، دقیقد: «دایناسور» می دهند .[...]. به ما می گویند شما آدم های «بامزه ای» نیستید. اما [باید قبول کرد] که دوران ما

واقعا دوران بامزه ای نیست! واقعا چیزی برای خندیدن وجود ندارد.» [4]

 

پیشنیه فکری

بوردیو از اندیشمندانی چون ماکس وبر، امیل دورکهایم، آلفرد شوتس، و زبانشناسانی چون فردیناند دو ساسور (Ferdinand de Saussure) تأثر پذیرفته است. او ولی هیچگاه در میدان تئوریک نَلمید. او در زمانی که بعنوان دستیار ِ جامعه شناس نامدار فرانسوی ریموند آرون در دانشکده فلسفه دانشگاه سوربن مشغول بود، دست به تحقیقات وسیع و دامنه داری در زمینه زبانهای بربر و عربی در الجزیره زد. در دروان جنگ الجزاير برای استقلال در طی سال‏های 1958-1962 و هنگامی كه او در ارتش فرانسه خدمت سربازی را می گذراند دست به تحقيقی قومنگارانه زد. در فاصله زمانی 1958 تا 1964بیش از 3000 عکس در رابطه با جنگ و زندگی روزانه مردم بویژه در الجزیره ثبت و گرد آوری نمود. تهاجمات ارتش فرانسه و کوچ دادان اجباری روستائیان الجزایری که موجب تخریب شالوده حیات اقتصادی روستائیان گردید و موجبات شکل گیری پرولتاریای فقیرِ شهری را فراهم نمود نمونه دیگری از تحقیقات جامعه شناختی بوردیو می باشد. اندیشمند فرانسوی در تلاش بود که ايده‏های نظری خویش را با زندگی روزمره هماهنگ سازد. دستگاه نظری او را  می ‏توان «جامعه‏شناسی فرهنگی» و يا نظريه‏ كنش قلمداد نمود.

بوردیو علاوه بر مطالعاتش در پهنه هنر و متدهای متفاوت زندگی انسانها مطالعات ژرفی نیز بر روی سیستم آموزشی و جذب دانشجویان به موسسات آموزش عالی انجام داده است. قشرِ رهبری کننده در دستگاه دولتی و اقتصادی هم از نگاه ِ باریک بین ِ بوردیو پنهان نبود. موضوع مرکزی اندیشه بوردیو پرده برداشتن از روابط پنهان قدرت و سازو کارهایی است که نابرابری در فرصت های زندگی مردم را موجب می گردد. گرچه مدلهای تئوریک او در راستای توضیح نابرابری و ریشه های قدرت در جامعه فرانسه می باشند ولی می توان از این مطالعات به نتایج عامتری رسید. بوردیو در تلاش است، دستگاه تئوریکی را ارائه دهد که قادر به توضیح قدرت و مشروعییت در جوامع دیگر هم باشد. 

حوزه های پژوهشی بوردیو این موضوعات را در بر می گیرد: زندگی بی چیزان، دیالوگ دانشگاهیان و سیاسون، صنعت و فناوری، مؤسسات مذهبی و جذب شهروندان، روزنامه نگاران، فلسفه ی سیاسی هایدگر (Martin Heideger, 1889 - 1976 وغیره.

 

فیلسوف التقاطی مرد عمل

دستگاه نظری بورديو یکدست نیست. شاید بتوان او را فیلسوف «التقاطی» نامید. بسياری از اندیشمندان ِ كلاسيكِ علمِ جامعه مواد خام دستگاه نظری او را فراهم کرده اند. در کانون توجه جامعه‏شناسي بورديو تاكيد بر اهميت عمل و كنش در جهان اجتماعی قرار دارد. برخلاف سنت وبری (عقلانيت) بورديو تاكيد دارد که کنشگران اجتماعی صرفأ براساس ملاك‏های اقتصادی و عقلانی آشكار تصميم‏گيری نمی ‏كنند. انگیزه عمل انسانی فقط در راستای کسب امتیازات مادی نیست. با امری بسیار ناصحیح مواجه ایم، چنانچه انسان را در «قبر ِ طبقه اجتماعی» معیینی ارزیابی نموده و تمامی کنش او را معطوف به دفاع از یک گرایش طبقاتی خاص ببینم.

 

بوردیو مرد عمل است و مدام از «لب به سخن باز کردن» و اعتراض می گوید؛ اعتراض بر علیه ستم، بی عدالتی و سیاستهای لیبرالی و دفاع از عدالت اجتماعی و سوسیالیسم: «قدرت نو لیبرالیسم در آن است که لااقل در اروپا به وسیله کسانی به کار گرفته می شود که خود را سوسیالیست می نامند. حال چه با کسانی چون شرودر [صدراعظم اسبق آلمان] سروکار داشته باشیم، چه کسانی چون بلر یا ژوسپن، این ها آدم هایی هستند که سخن از سوسیالیسم می آورند تا سیاست های نولیبرالی را پیاده کنند» [5]

بورديو نمی توانست به مثابه يك روشنفكر يا يك دانشمند اجتماعی برجِ عاج‏نشين ايفاء نقش نماید. گرچه هیچگاه در چنبره روابط حزبی گرفتار نشد ولی در کانون توجهات سیاسی قرار داشت و فعالییت ‏های او و نگرانیهایش موضوع روز بود.

 

قدرت و سرمایه نزد بوردیو

مبنع «قدرت» در شبکه اجتماعی کجاست؟ آیا قدرت با توزیع سرمایه رابطه ای خطی دارد؟ آیا تنها وفور مال و مکنت منبع «قدرت» است؟ آیا انباشت سرمایه بخودی خود «قدرت زا»ست؟ این پند که «مردم بی چیز را هیچ قدر نباشد.» (قابوسنامه) تا جا معتبر است؟ بوردیو انسان را در جَعبه تَنگ ِ یک طبقه اجتماعی محبوس نمی کند. افراد با عضويت در طبقۀ اجتماعی ارزیابی نمی ‏شوند. هر فرد اندوختۀ بیشماری از «دارائیهای» آشکار و پنهان دارد. شناخت این سرمایه ها می توانند توازن قدرت را بهم زنند. هنرِ بکاری گیری آنها تعیین کننده است.

 

«سرمایه» (capital) در دستگاه نظری بوردیو، با مفهوم متدوال آن در شبکه اقتصادی تفاوتی ماهوی دارد. «سرمایه» نه یک شیئی، کارخانه و منابع هنگفتی از ذخائر ارزی بلکه مجموعه ای از روابط اجتماعی را شامل می گردد. شبکه اجتماعی دوستان، همسایگان، ارتباط با متنفذین، اعتبار اجتماعی، قدرت سخنوری، استحکام کلام، صلابت شخصییت، دانش و خرد، تشکلی سامان یافته، اعتقادی عمیق، زیبائی، مردمداری و مروت همه اینها می توانند منابع  «قدرت» گردند. آن شیخ گوید: «توانگری به هنر است نه به مال» (گلستان).

 

«هرکه را مال هست وعقلش نیست
روزی آن مال مالشی دهدش
وانکه را عقل هست و مالش نیست
روزی آن عقل بالشی دهدش.» (عمادی شهریاری)

 

کثرت ِ مال و مکنت با کسب «قدرت» همیشه رابطه ای مستقیم ندارد. «فقر» فرهنگی گاهأ این معادله را بر هم می زند. بوردیو رویکردهای ساختارگرایانه و کارکردگرایانه در علوم اجتماعی را به چالش طلبیده است. ادبیاتِ ساختارگرایانه و کارکردگرایانه درباره ی موضوع «قدرت» بر پاشنه اکونومیک می چرخد. در این نظرگاه قدرت، تابعی از پول و سرمایه است. خدایگان ِ قدرت، صاحبان زر هستند.

در فرهنگ دهخدا آمده است: مورد ثروت عبارت است از انواع دارائی آدمی از کالا و خواربار و ابزار و ماشین آلات و راه آهن و غیره». این برداشت در اندیشه مارکسیستها (نه مارکس) و هم در تئوری نئوکلاسیک اقتصادی برجسته است.

 

ما این موضوع را پی گرفتیم که بوردیو از سرمایه چیز دیگری می فهمد. مفاهمی چون منافع مادی، سود پولی، سرمایه گذاری تنها اشکال محدودی از «سرمایه» می باشند. او دو نوع مهم از انواع «سرمایه» را طرح می نماید:  «سرمایۀ فرهنگی» (Cultural Capita) و «سرمایۀ اجتماعی». «سرمایۀ فرهنگی» یعنی قدرت شناخت و قابلیت استفاده از کالاهای فرهنگی در هر فرد و آن در برگیرندهٔ تمایلات پایدار فرد است که در خلال اجتماعی شدن در فرد انباشته می‌شوند. شاید بتوان این سرمایه را چنین بیان نمود: شایستگی های رسمی تحصیلی، قدرت استفاده از کسب و بکارگیری کالاهای فرهنگی و توانایی‌های ادبی ـ گفتاری.

 

«سرمایۀ اجتماعی» یعنی برخورداری از ارتباط های اجتماعی گسترده به منظور دستیابی به اهداف خویش. جلب حمایت، برخورداری از ملاءاجتماعی فعال، ارتباط با کانونهای قدرت، محبوبیت اجتماعی از جمله سرمایه های اجتماعی بشمار می آیند.

 

(ادامه دارد)........

 

دکتر عزیز فولادوند

 

کلن/آلمان

مرداد 1390 (ژوئیه 2011)

afoolad@freenet.de

 

-----------------------------------------------------

[1] برای تعمیق مراجعه شود:

        جنکینز، ریچارد، پی‌یر بوردیو، لیلا جوافشانی و حسن چاوشیان، تهران، نی، 1385، چاپ اوّل،

        فونتن، اولیویه و شویره، کریستین؛ واژگان بوردیو، مرتضی کتبی، تهران، نی، 1385، چاپ اول

        بوردیو، پیر؛ نظریه کنش، دلایل عملی و انتخاب عقلانی، مرتضی مردیها، تهران، نقش و نگار، 1380،

        سیدمن، استیون؛ کشاکش آراء در جامعه‌شناسی، هادی خلیلی، تهران، نی، 1388، چاپ دوّم،

        ریتزر، جورج؛ نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر، محسن ثلاثی، تهران، علمی، 1379، چاپ چهارم، ص721

        محمدی اصل، عباس؛ نظریه جامعه‌شناسی، تهران، جامعه‌شناسان،  1388،  چاپ اوّل

 [2] ديمقراطية مباشرة

Direct democracy

این نوع دمکراسی موضوع مفصل مقاله ای جداگانه می باشد. اولین نوع شناخته  شده این فرم از حاکمییت در آتن به ظهور رسید.  در کشور سوئیس عناصر این نوع دمکراسی بکار گرفته شده است. در 26 کانتون سوئیس (ایالت) این نوع دمکراسی تا حدودی زیادی اجراء می گردد.

 [3]  من این ترجمه را (فقر جامعه) دقیق نمی یابم. به باور من «فلاکت جهان» (La Misère du monde) صحیحتر می باشد. معادل آلمانی آن (Das Elend der Welt) است.

 [4] ناصر فکوهی، کارگاه ترجمه فرانسه: گفتگوی پیر بوردیو و گونتر گراس، http://anthropology.ir/node/2168

[5] همانجا

 

 

«یادداشت های هفته»، ویژه سایت دیدگاه نوشته می شوند.

در صورت تمایل به باز تکثیرِ متن، لطفا منبع را «یادداشت های روز سایت دیدگاه» قید نمائید.

 

 



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از عزيز فولادوند:




در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.