شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۲ آوریل ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

خورشید تا کی زیر ابر میماند؟

بصير نصيبي

یادداشتی همگانی

 رونوشت برای هیات امنای ایران ندا( تارنما ویا رسانه تصویری!)

هیئت امنای محترم ایران ندا

 با احترام

 چند ماه قبل اطلاعیه ای زیر عنوان آغاز کار تلویزیون ایران ندا در معرض دید افکار عمومی قرار گرفت این اقدام چه معنایی می توانست داشته باشد جز اینکه موسسان محترم قصد وهدف ونحوه برنامه ریزیشان را قبل از آغاز کارشان در معرض قضاوت قرار می دادند ،چون تلویزیون شما چنین ادعا کرده بود که با اتکا به کمک های مردمی قادر است یک برنامه گسترده را طراحی واجرا کند، مجله ی سینمای آزاد نیز وظیفه داشت که با هیات امنای محترم مسایلی را در این خصوص ودر خصوص نحوه برنامه ریزی یک برنامه تلویزیونی در جمعی که اکثر اعضایش با برنامه نویسی وبرنامه سازی تلویزیون بیگانه بودند رادر میان بگذارد. ما می دانستیم که در جمع شما رضا علامه زاده هم حضور دارد که از ما وسینمای آزاد کینه به دل دارد. دلیل این عداوت وی مربوط است به سفر ناکام علامه زاده به ج. اسلامی آنها که در جریان مسایل تبعیدیان در آن سالها بوده اند ماجرا را به خوبی میداند ،خوانندگانی که در جریان اتفاقات آن سالها نبوده اند( در حدود ده سال پیش ) میتوانند ماجرا را در مطلبی از من با عنوان «روزگار وقیحی است نازنین» در آرشیو مجله الکترونیکی سینمای آزاد با این نشانی بخوانند.

 

http://www.cinemaye-azad.com/archive/archive052.html

اطلاعیه اعتراض آمیز مربوط به سفر علامه زاده وسپردن فیلمنامه ققنوس(با ادعای تهیه فیلمی در باره زنده یاد احمد شاملو)به سفارت ج. اسلامی را 16 کانون فرهنگی،سینمایی وهنری امضاءکردند وسینمای آزآد یکی از امضاء کنندگان متن اعتراضی بود که داغش هنوز بر دل علامه زاده مانده است . در برابر اعتراض جمع ما علامه زاده یک تومار حمایت های وجبی برای خود را فراهم آورد برای اینکه به پوشالی بودن ماهیت اینگونه تلاش ها برای تبرئیه علامه زاده پی ببرید اعتراف وعذر خواهی یکی از امضاء کنندگان-علی کشتگر-را از کتاب دوم خودم با نام «راه کن از قندهار میگذرد» را برایتان انتخاب و نقل می کنم .

رادیو پیک:

«فکر نمیکنید دوران فرقه بازی ورفیق بازی سر آمده،شما در جواب کسانی که سفر علامه زاده را محکوم کرده اند در اعلامیه تان گفته اید اینها شایعه پراکنی می کنند، در صورتیکه این شایعه پراکنی نیست خود علامه زاده گفته  سناریویش را به سفارتخانه ج. اسلامی داده است..

علی کشتگر:

من با این سفر مخالفم ،خیلی هم آقای علامه زاده کار بیخودی کرده که ... این روشن باشه اول. برای اینکه این جوری که نمیشه آقای علامه زاده تا دیروز خیلی موضع دو آتشه داشت ودر باره سراب سینمای اسلامی مینوشت...حالا یک دفعه خواب نما شده میخواد بره داحل...اگر این نامه خواسته باشه اشتباه ایشان راسرپوش بگذاره من معتقدم اشتباه امضاء کرده ام..»

 بدین سبب برای ما تعچب آور نبود که رضا علامه زاده نشریه سینمای آزاد را ضمیمه کیهان شریعتمداری معرفی کرده بود اما تعجب انگیز است که با آرم ایران ندا همان اتهامات واهی علامه زاده را در سایت «از دور بر آتش» زیر عنوان« بصیر شریعتمداری» تکرار می شود. برای من که کلیت نظام جمهوری اسلامی را در یک هدف شریک می دانم وآنهم حفظ نظام نا انسان جمهوری اسلامی، پاسداری ی اندیشه های ارتجاعی جلاد بزرگ خمینی کبیر ، اگر علامه زاده مرا به هر کدام از نشریات دیگر جمهوری اسلامی هم مرتبط می دانست فرقی نمیکرد،کیهان امنیتی یکی از روزی نامه های امنیتی در نظام مافیائیست نه همه آن.

زنده یاد شاملو هم (رضا علامه رندانه خودش را شیفته او وراه وروشش می داند )در جواب اين سئوال که چرا باروزی نامه دوم خردادی «جامعه »مصاحبه نمی کند آگاهانه گفت :

«آخرين باری که بامن تماس گرفتند به آنها گفتم با شما مصاحبه کنم که چه بگويم؛ بگويم که شما بی شرف تر ازروزنامه کيهان هستيد چون لااقل اين يکی فريبم نمی دهدوموضعش را پنهان نمی کند. »

برای من فرقی نمیکند روزی نامه ها وصدا وسیمای ضرغامی به من فحش بدهند ویا از من تعریف بکنند ،من از آن نظام و ستایش هایش هم متنفرم ،چند روز قبل یکی از سینماگران تبعیدی که با نام کوچگ هوتن یادداشتش را منتقل می کنم روی فیس بوک نوشت:

«درود به بصیر نصیبی عزیز

بصیر جان در برنامه هفت تلویزیون جمهوری اسلامی که به مجری گری فریدون جیرانی هر هفته پخش می‌شه و در خصوص سینما ی ایران هست به بنیان گذاران سینما ی آزاد اشاره کرد و اسم و تصویر شما خوب را پخش کرد و هیچ گونه مطلب سیاسی یا منفی‌ رو اعلام نکرد. گفتم در این خصوص این مطلب را به شما بزرگوار عرض کنم

با احترام هوتن»

 جواب من در فیس بوک:

با سپاس از اطلاع رسانی ی  هوتن عزیز.

«فریدون جیرانی عضو سینمای آزاد مشهد بود که در ج. اسلامی هم فیلمساری می کند وهم برنامه سازی ،مهدی صباغ زاده فیلمساز کنونی ، غلامرضا موسوی ، تهیه کننده سینما  ،داریوش ارجمند بازیگر هم عضو سینمای آزاد  مشهد بودند  اما رشد سینمای آزاد مشهد مرهون مسئول آگاهش مهرداد تدین بود که سالهاست از ایران خارج شده ومقیم فرانسه است وبا گروه های موسیقی کار می کند .اما خاطره  فیلم زیبای باران باید ساخته او بیاد میماند همین طور خاطره فیلم دیگرش «ما همراهان» با بازی یکی از اعضاء وهمکاران راستین سینمای آزاد مشهد هادی حسین زاده که انسانی آزاده بود، بعد از انقلاب به چریک های فدایی خلق پیوست بر ضد نظام حمهوری اسلامی وارد کارزار شد بعد از دستگیری  در سال 60بدون محاکمه اعدام شد. در انتظار روزی باید بود که  درتلویزیون ایران یاد این عزیزان گرامی داشته شود آن روز دیگر بساط این نظام برچیده شده است»

 من در باره فحاشی های کیهان شریعتمداری که این سالها بیشتر متوجه باند دیگر حامی رژیم است که بعد از حذفشان از قدرت با احمدی نژاد چپ افتاده اند وزیر چتر سبز سیدی پناه گرفته اند. جداگانه خواهم نوشت . بطور خلاصه بگویم :دیدگاه ها ورفتار های کیهان مصادر ه شده گواهی می دهد که کیهان خود یک تشکیلات امنیتی موازی علم کرده است،چه بسا برای اعزام نیرو به خارج هم راسا اقدام کند .نمونه های بسیار دیده شده که باند های امنیتی خود به شخصی یا کانونی ویا تشکیلاتی که نان خورش هستند ناسزا هم بگوید تا ذهن ها رامغشوش کنند. اما جمعی در اینجا اگر هم نانخور نظام نباشند نانشان را از فحاشی های حسین شریعتمداری میخورند، تا کسی بخواهد به رفتارشان واعمالشان ایرادی بگیرد فوری به استناد ناسراهایی که کیهان نثار شان کرده حق اعتراض را از دیگران سلب می کنندیعنی هرکس مجاز است هر رفتاری بکند ،حتا فیلمنامه اش را به سفارت ج. اسلامی  تقدیم کند، مدعی مبارز با سانسور باشد -با اینکه خودش را به داخل راه ندادند اما کتابش را مامورین سانسور وزارت ارشاد اجازه انتشار بدهند - با حقارت والتماس از نظام تقاضای عفو بکند، خاتمی وکروبی وموسوی را مترقی ارزیابی بکند،دست فیلمساز حکومتی عباس کیارستمی را به گرمی بفشارد و بوی ایران را دردست های خبرنگار جرس مهاحرانی جستجو کند(آن دختر جوان که مثل گیس سیاهِ افشان و کلاه درشکه‌چی‌های دوره نوجوانی ما، دستش هم بوی وطن! می‌داد! و زبانش !زبان شیرین !جوانان داخل ایران بود!- رضا علامه زاده در وصف معصومه علی نژاد-) فقط یکی دو بار از فحاشی های شریعتمداری بهره مند شده باشد ، دیگر نانش تو روغن است و ایراد وانتقاد از او دل شیر میخواهد . همین طور خبرنگاران ونویسندگان نشریات و سایت های اپوزیسیون حق ندارند نظری بدهند ویا انتقادی بکنند که قرابتی با اظهار نظر های نشریات حکومتی داشته باشد فوری جریان هایی مثل هیات امنای ایران ندا از این تشابه حربه ای بر ای مرعوب ساختن معترضین می سازند. در این مورد هم میشود نمونه های بسیاری نقل کرد من به نقل یک نمونه اش بسنده می کنم .همان زمان که« ایران ندا» با لیست کردن نام چند روشنفکر واکثرا وابسته به دوم خردادی های حذف شده از قدرت ادعا کرد میخواهد یک کانال گسترده وپر هزینه را با کمک های مردمی آغاز کنند ،خیلی سریع یک کانال تلویزیونی به نام «من وتو »با دخالت مستقیم گوگوش کارش را آغاز کرد . برنامه ریزی حرفه ای وهزینه های بسیاری که صرف تهیه برنامه ها میشد ومیشود با توجه به اینکه قول !داده اند بزودی کانال 2 راه هم را اندازی کنند در عده ای شگ وتردید ایجاد کرد وروزنامه های حکومتی حامی باند قالب وهمراه آنها کیهان شریعتمداری ادعا کردند این تلویزیون بودجه اش را مهدی هاشمی تقبل کرده واین شایعه که مبداش از کیهان مصادره شده است الان به شدت همه گیر شده وچون شرایط به گونه ایست که مسایل خیلی زود رو می شود واگر در آینده ای نزدیک مشخص شود که این ادعا شایعه نبوده بلکه به خاطر نفوذ کیهان امنیتی در همه ارگان های حکومتی شناسایی وبه دلیل لاس زدن رفسنجانی با باند مغلوب برای بیرون راندن کامل رفسنجانی از دایره قدرت بر ملا شده است، آیا کسی حق ندارد ارتباط «من وتو » باباند رفسنجانی را مطرح کند؟ چرا ؟به این دلیل که نظرش به ادعا های شریعتمداری همخوانی پیدا میکند؟ روزی نامه کیهان به هوشنگ امیر احمدی ، احسان نراقی حتا به مشایی مشاور پرزیدنت !دکتر! احمدی نژاد هم ناسزا می گوید اگر ناسزا گویی کیهان را معیار در ستی وپاکی ومبارزه علیه نظام ج. اسلامی بدانیم این موجو دات ونظایرشان که بسیارند، پاک ترین وصادق ترین ومبارز ترین هستند. ایران ندا وقتی نقد ونظریک مجله سینمایی که متکی براستدلال است را بر نمی تابد وبر خلاف ادعایش که خودش را پیرو اعلامیه  جهانی حقوق بشر وآزادی عقیده وبیان می داند برای بستن زبان محالف ،منتقد رابه روزی نامه های حکومتی وصل می کند پس تفاوت ایران ندا وآن روزی نامه ها در کجاست؟

 وقتی مطلب من که جنبه ی پژوهشی هم داشت آماده شد من قبل از انتشار همگانی آنرا به آدرس اینترنتی شما فرستادم ودر یادداشتی هم که ضمیمه کردم از شما خواستم اگر نسبت به مواضعی که من اتخاذ کرده ام نظر مخالف دارید ،اعلام کنید.قصدم چنین بود که نظر شما را هم در کنار اعتراض خودم انتشار دهم تا خواننده خود با مقایسه استدلالهای من وجواب شما قضاوت کند، هیچ جوابی از طرف جمع شما به من نرسید، مدتی هم گذشت ومن مطلبم را منتشر کردم و همان روز ها هم به یک باره وناگهانی ایران ندا تبدیل به یک سایت شد وبا طرحی که مثلا فیلمسازی آسان را میخواهد ترویج دهد.( این ادعا را در مقاله جداگانه میشکافم) شما به یادداشت همراه به مقاله من بی اعتنا ماندید اما در سایت ایران ندا به من هم اظهار لطف فرمودید ومصاحبه من با یوسف اکرمی را که یوسف با افزودن نمونه های فیلم های دوره های متفاوت سینما در ایران بصورت یک کار گزارشی ومستند در آورده بود با ستا یش یاد کردید ،در صفحه اول تارنمایتان هم عکس کسی که علامه زاده قبلا او ومجله اش را به کیهان شریعتمداری وصل کرده بود چاپ کردید. نکند تشکیلات شما هم هرکی هر کی است. علامه زاده ادعا دارد که من ونشریه ما ضمیمه کیهان تهران است اما سایت مرتبط با ایران ندا آن جملات ستایس آمیز را در وصف «بصیر شریعتمداری» صادر می کند؟ این هم لینک مربوط به انتشار گزارش مستند یوسف اکرمی در ایران ندا.

http://iraneda.net/a/media/954

من تصمیم دارم به منظور مقابله با این شیوه در خارج از مرز های ج. اسلامی که خود نوعی چماقداری محسوب می شود. ( پرونده سازی،برای کسانی که کلیت این نظام را نمیپذیرند ) جلوی این رفتار ها بایستم تا تفکر کسانی که میخواهند زبان وقلم وبیان معترصین رامهار کنند در اپوزیسیون نهادینه نشود. میدانم دست تنها هستم اما چه باک .بهتر میدانم علیه پرونده سازان از مجراهای قانونی به دلیل اتهاماتی که به من ونشریه سینمای آزاد در وبلوگ دور از آتش منتشرشده شکایت کنم امید اینکه نفوذ سبزالهی ها تا آن جا پیش نرفته باشد که استقلال نسبی دادگاههای اروپایی را نیز سلب کرده باشد ، در مطلب توهین آمیزی که قبلا علامه زاده سر هم بندی کرده بود من با یک فرد کینه جوو بلوف زن  و هوچی طرف بودم اما اینبار یا یک جمع 15 نفره طرفم که ادعا دارند هیات امنای یک رسانه هستند وبه موازین حقوق بشر پایبندند؟ اما سوال های من ونشریه سینمای آزاد همچنان مطرح است. وهنوز بی جواب مانده است.

ماده  19اعلامیه حقوق بشر

«هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق  مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد»

به صراحت بگویم مطلب من حتا بیش از انتظار خودم انعکاس داشت .با اینکه همه رادیو تلویزیون ها وسایت هایی  که با مسرت خبر گشایش ایران ندا را دادند از انتشار جوابیه من خود داری کردند ، پس دلیل انعکاس وسیع مطلب چه بود؟ چرا توانست سد اختناق را که حتا دامنه اش به بیرون از مرز های تحت نفوذ جمهوری اسلامی به نفع باند های حامی شبه اصلاح طلبان سرایت کرده بشکند وبه یک مطلب همه خوان تبدیل شود؟

حتا در ایران تحت کنترل نظام مافیایی به نحو گسترده ای پخش شود.

http://www.cinemaye-azad.com/new/25112010/new01.html

 این تجربه باید به ایران ندایی ها هم آموخته باشد ، که دیگر بی، بی ،سی، رادیو فردا، دویچه وله ، ویس امریکا ورادیو زمانه و... و سایت های حامی سبزالهی ها قادر نیستند مانع انتشار حق وحقیقت در سطح وسیع بشوند. تاثیر این مقاله باعث شد  که اتهامات علامه زاده علیه سینمای آزاد ومن دوباره تکرار شود البته این بار از جانب موسسه ثبت شده ایران ندا. اما خورشید تا کی زیر ابر میماند؟

 

 بصیر نصیبی 26 دسامبر 2010

www.cinemaye-azad.com

 

 

 



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از بصير نصيبي:




در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.