شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جانشین خامنه ای چه کسی است؟

کورش طاهري

از روزی که شعار مجتبی بمیری /رهبری را نبینی/ توسط مردم معترض در جریان جنبش موسوم به سبز مطرح شد تا به امروز /موضوع جانشینی خامنه ای بر محور مجتبی فرزند خامنه ای متمرکز بوده است. در این بین/ سفرهای پی در پی خامنه ای به شهر قم به فاصله زمانی دو ماه گمانه زنی در باره موضوع جانشینی وی را تقویت کرده است و گذشته از سید مجتبی خامنه ای/ اسامی دیگری مانند مهدوی کنی/آملی/شاهرودی /مصباح یزدی/موسوی اردبیلی/موسوی خوئینی ها و ... در این گمانه زنی ها مطرح شده است.

حدود چهار سال بیش / در ستون یادداشت روز در مطلبی نوشته بودم که بر خلاف هیاهوی اصلاح طلبان و طرفداران آنان در خارج از کشور/ رفسنجانی/محمد خاتمی و جناح موسوم به اصلاح طلبان دیگر در آینده ایران و نظام جمهوری اسلامی نقشی ندارند و در معادلات بین المللی آن جائی که بحث حضور ابر قدرت ها از جمله آمریکا/روسیه و اروپا در میان است این دو نفر مهره سوخته به حساب می آیند و فقط در محور بازی قرار گرفته اند و جناح امنیتی/نظامی به زودی تمام ابزارها و کانون های قدرت را قبضه خواهد کرد. در این مطلب اشاره کرده بودم که حتی اگر هاشمی رفسنجانی و خاتمی لباس با نقش و نگار پرچم ابر قدرت ها را بر تن کنند باز در آینده ایران نقشی ندارند! اینک از زمان آن مطلب نزدیک به چهار سال سپری شده است و در مطلب یادداشت این هفته /زوایای پیرامون جانشینی خامنه ای و آینده نظام جمهوری اسلامی را مورد بررسی قرار می دهم.

 

در سلسله مراتب و قانون مندی نظام جمهوری اسلامی و آن جائی که موضوع قانون اساسی مطرح است تکلیف رهبری و جانشینی رهبر مشخص شده است از جمله در ماده 107 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چنین آمده است:

اصل ۱۰۷ - خبرگان رهبری

پس از مرجع عالیقدر تقلید و هبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‏الله‏العظمی امام خمینی "قدس سره‏الشریف" که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری درباره همه فقهاء واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت می‌کنند هر گاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می‌کنند و در غیر این صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می‌نمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسوولیت‏های ناشی از آن را بر عهده خواهد داشت. رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.

  • اصل سابق‏‏‏‏: هر گاه یکی از فقهای واجد شرایط مذکور در اصل پنجم این قانون از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شده باشد، همانگونه که در مورد مرجع عالیقدر تقلید و رهبر انقلاب آیت‏الله‏العظمی امام خمینی چنین شده است، این رهبر، ولایت امر و همه مسیولیتهای ناشی از آن را بر عهده دارد، در غیر این صورت خبرگان منتخب مردم درباره همه کسانی که صلاحیت مرجعیت و رهبری دارند بررسی و مشورت می‌کنند، هر گاه یکی مرجع را دارای برجستگی خاص برای رهبری بیابند او را به عنوان رهبر به مردم معرفی می‌نمایند، وگرنه سه یا پنج مرجع واجد شرایط رهبری را به عنوان اعضای شورای رهبری تعیین و به مردم معرفی می‌کنند.
  • اصل 109
  • شرایط و صفات رهبر

در اصل 109 صفات رهبری چنین ذکر شده است

  1. صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه.
  2. عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام.
  3. بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری.

در صورت تعدد واجدین شرایط فوق، شخصی که دارای بینش فقهی و سیاسی قوی‏تر باشد مقدم است.

  • اصل سابق:

شرایط و صفات رهبر یا اعضای شورای رهبری:

  1. صلاحیت علمی و تقوایی لازم برای افتاء و مرجعیت.
  2. بینش سیاسی و اجتماعی و شجاعت و قدرت و مدیریت کفای برای رهبری.                                                                                                                                 طبق این سیستم و قانون مندی /مجلس خبرگان مسئول انتخاب و تعیین جانشین خامنه ای است هم چنان که بعد از مرگ خمینی این مجلس خامنه ای را انتخاب کرد. اما وضعیت کنونی نظام ولایت فقیه با زمان خمینی متفاوت و تحولات داخلی و بین المللی نیز متفاوت تر از دوران رهبری و مرگ خمینی است.                                                                 فرضیه هائی از سوی تعدادی از اصلاح طلبان مطرح شده است که خامنه‌ای تصمیم بر جانشینی فرزندش مجتبی گرفته است و اتاق فکر وی  که شامل افرادی همچون حسين طائب، ضرغامی، سردار مصطفی محمدنجار، حسين شريعتمداری، محسنی اژه ای،آيت الله مقتدايی، شيخ محمد يزدی، سيد احمد خاتمی، علی اصغر حجازی، علی لاريجانی، محمدی گلپايگانی، احمد جنتی /دکترعلی اکبر ولایتی و حسینیان می‌شود طرح جانشینی مجتبی را تهیه و اجرا می کنند                                                                                                                          بر اساس این فرضیه حکومت ولایت فقیه به یک امر موروثی و سلسله خانوادگی تبدیل می شود که سلسله خامنه ای ادامه دهنده نظام جمهوری اسلامی خواهد بود و اصل پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی که به اصل ولایت فقیه معروف شده آمده است که در زمان غیبت مهدی(امام دوازدهم شیعیان که معتقدند در هزار سال قبل پنهان شده است ولی روزی برخواهد گشت و جهان را از گناه پاک خواهد کرد) ولایت امر و امامت  بر عهده فقیه عادل و باتقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است با موضوعیت سلسله خامنه ای تداوم می یابد. چنین فرضیه هائی می تواند مشاهده شود و آزمایش گردد ولی نتیجه ای ندارد! دلیل اصلی این عدم نتیجه گیری چیست؟ پر واضح است که آن مثل معروف در این جا مصداق پیدا می کند که فلانی را به ده راه نمی دادند ولی سراغ خانه کدخدا را می گرفت.! سید علی خامنه ای رهبر کنونی ولایت فقیه مورد پذیرش و مقبولیت اکثریت مراجع و آیت اله های متعدد نظام نیست و روحانیون منتقد در حوزه ها نیز رهبری وی را نمی پذیرند. بر این پایه کلید معمای جانشینی را باید در این عدم مقبولیت جستجو کرد! در نظام اسلامی و به ویژه در مذهب شیعه که گروه ها/جناح ها و مراجع متعدد و موضوع مهمی مانند اجتهاد و مرجعیت ارکان نظام را تشکیل می دهد مانور کردن روی رهبری مجتبی خامنه ای هر چند ممکن است ولی محتمل نیست! جمهوری اسلامی با نظام های سیاسی مثل کره شمالی/کوبا و.. تفاوت های اساسی در ساختار دارد که امکان موروثی بودن حکومت را به حداقل  ممکن می رساند! اگر مجتبی خامنه ای بر بسیج یا سپاه نفوذ دارد دلیلی برای تعیین جانشینی نیست.                                                                                                                                            خارج کردن  هاشمی رفسنجانی از قدرت مطلقه در نظام جمهوری اسلامی و فشار بر اعضای خانواده و طرفداران وی/به معنای حذف بزرگترین گزینه برای جانشینی رهبری بود که توسط جناح اصول گرا و به رهبری محمود احمدی نژاد صورت گرفت.                                                                                                                                                                   می توان به یاد آورد و از حافظه تاریخ کمک گرفت که سید احمد خمینی بعد از انتخاب خامنه ای به عنوان رهبر جدید اعلام کرد که امام خمینی(با تاکید از گفته وی) روزی در جماران گفته است که خامنه ای برازنده رهبری پس از مرگ وی است! هر چند وی قربانی سیاست های رهبر جدید شد و با مسمومیت زهری برازندگی های رهبر جدید را در آینده ندید! خامنه ای در خطبه های نماز جمعه بعد از حوادث انتخابات اعلام کرد که احمدی نژاد به مواضع فکری وی نزدیک است و هاشمی رفسنجانی با وی در این خصوص فاصله دارد(در مورد هاشمی رفسنجانی نقل به مضمون است)!                                                                                                                   تردیدی نباید نکرد که پشت پرده سفرهای خامنه ای به قم و دیدار با آیت اله ها و مراجع سنتی و محافظه کار بر محور سه نکته اساسی متمرکز بوده است. نخست تثبیت جایگاه احمدی نژاد(تعدادی از این مراجع سنتی با اندیشه و طرز تفکر احمدی نژاد در بها دادن به مکتب ایرانی و سهیم کردن تاریخ ایران در تاریخ اسلام مخالف و معترض هستند) /دوم موضوع مرجعیت و اجتهاد خود خامنه ای و سوم موضوع تغیییرات در قانون اساسی!    احمد جنتی دبیر شورای نگهبان و حسینیان از پیشنهاد دهندگان تغییرات در قانون اساسی هستند و در این بین نفوذ سپاه و جناح اصول گرا به رهبری احمدی نژاد بی تاثیر نیستند! در تغییرات قانون اساسی موضوع حذف مجمع تشخیص مصلحت نظام و محدود کردن اختیارات مجلس خبرگان به عنوان مواردی از تغییرات مورد نظر در راس امور پیشنهاد دهندگان است. بی جهت نیست که مصباح یزدی بعد از اطلاع از این موضوع در مصاحبه ای با فصلنامه ي پويا شماره ي 2 از موضع مجلس خبرگان دفاع می کند و در باره مطمئن ترين راه براي انتخاب رهبر می گوید:
     
    اگر بخواهيم ببينيم صد مجتهدي که عادل هستند، مردم به آن ها اعتماد دارند و مي دانند اهل انصاف هستند و با پول و وعده پست و مقام رأي نمي دهند، چه کساني اند، بايد از راه انتخابات وارد شويم. وقتي در بين خبرگان منتخب ملت ، از بين هشتاد نفر مثلا هفتاد و پنج نفر بگويند اين شخص از همه ما بهتر است ، آيا شما ديگر شک مي کنيد ؟!
    بنابراين براي تعيين رهبر ، هيچ راهي اطمينان بخش تر از شهادت خبرگان نيست ؛ البته خبرگان را بايد مردم شناسايي کنند. شوراي نگهبان و مانند ايشان اجتهاد خبرگان را تأييد مي کنند، اما تقوا و درستکاري و مورد اعتماد بودن را بايد مردم تأييدکنند. خود مردم بايد بررسي کنند و بگويند اين ها بيش تر مورد اعتماد هستند. بدين وسيله آن ها خبرگان مقبول مي شوند و چنين خبرگاني هر کس را با اکثريت آراء انتخاب کردند، رهبر و مصداق حاکمي مي شود که امام معصوم عليه السلام فرمود:من او را نصب کرده ام .
    مردم در اين جا وظيفه اي سنگين دارند؛ مي خواهند مصداق آن کسي را تعيين کنند که امام زمان يا ساير ائمه عليهم السلام فرمودند ما او را حاکم قرار داديم و اطاعت او بر شما واجب است. مسئوليت سنگيني است و نمي شود به اصاله الصحه و حسن ظاهر اعتماد کرد!                                                                                                                         یکی از نتایج سفر رهبر به قم دیروز در بیانیه مشترک / مهدوي كني و يزدي در پايان نشست  جامعتين با جمعي از فعالان اصولگرا بروز کرد که نشان از فاصله انداختن در اردوگاه روحانیت سنتی و شکاف بیشتر با رفسنجانی و سردمداران فتنه از جمله موسوی خوئینی ها و موسوی اردبیلی است که از طرف اصلاح طلبان طرد شده به عنوان دو چهره و گزینه برای جانشینی رهبر مطرح شده بودند. کلید بیانیه این دو نهاد در جمهوری اسلامی در ماده 8 بیانیه چرخش خورده و جائی که در این ماده طرفین توافق کرده اند که :

8- خوشبختانه و با عنايت خداوند از آن هنگام كه مردم اداره‌ي امور كشور را به جريان اصولگرا سپردند نمايندگان اين جريان در عرصه‌هاي مختلف، خدمات ارزشمندي را به ويژه به مردم نقاط محروم ارائه داده‌اند و همچنين در سطح بين المللي با قدرت و شهامت از اصول و ارزشهاي اسلامي دفاع كرده‌اند كه همه‌ي اين خدمات به تقويبت اصولگرايي در حوزه‌ي افكار عمومي انجاميده است. جامعه مدرسين و جامعه روحانيت از همه‌ي اصولگرايان خدوم با قاطعيت حمايت مي‌كنند.

در اصل 109 مربوط به صفات رهبری از روحانی بودن رهبر ذکری نشده است و تغییرات در قانون اساسی به منزله باز شدن راه برای محمد احمدی نژاد به عنوان رهبر جدید نظام اسلامی است! شک نکنید که اوباما /چین/روسیه و اروپا از تعیین وی به عنوان رهبر جدید استقبال می کنند!!

احمدی نژاد نماینده جریانی است که اینک تمام ابزارهای قدرت را در حد مطلق در اختیار دارد و قم و حوزه های آن نیز چشم به راه افزایش کمک های مالی بیشتر دولت و رهبر جدید بعد از مرگ خامنه ای هستند!

شرائطی را که احمدی نژاد برای رهبری کنونی در اختیار دارد در خامنه ای و بعد از مرگ خمینی کمتر یافت می شد. آیت اله جوادی آملی از مراجع با نفوذ در قم که از منتقدین احمدی نژاد بود اینک روی خوش به وی نشان داده است و مبلغ و حامی محمود کوتوله شده است! بنظر می رسد آیت اله مهدوی کنی جدی ترین گزینه برای جانشینی خامنه ای شرائط را در اردگاه سنت گرا ها و اصول گرایان به نفع احمدی نژاد فراهم می کند!  شاید تغییر در نظام جمهوری اسلامی جهان را شگفت زده کند!

 

کوروش طاهری

korosh_ims@yahoo.com

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است

 

 



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از کورش طاهري:




در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.