شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۸ ژوئن ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نگاهی به اپوزیسیون بی خطر!

سعيد اطلس (گيل آوا)

روز دوشنبه اول نوامبر خبر دیدار آقایان موسوی و کروبی و بیانیۀ مشترک آنها بطور گسترده ای در رسانه های برون مرزی انعکاس یافت. بخصوص آن بخش از اطلاعیه که در مقابل اظهارات خامنه ای در سفر اخیر اش به قم و اشارۀ وی به واکسینه شدن کشور در برابر میکروب های سیاسی و اجتماعی یعنی مخالفان درونی، با لحنی انتقادی اما مودبانه، این سخنان را بر خلاف مصلحت نظام  ارزیابی می کند.

خشنودی بعضی ها از ابراز مواضع انتقادی موسوی و کروبی نسبت به ولی فقیه که به نظرشان بتدریج می تواند بر اُبهت و اوتوریتۀ سیاسی و مذهبی خامنه ای نزد نیرو های وفادار اش اثر منفی بگذارد، با توجه به ذایقۀ سیاسی شان قابل فهم است، اما اینکه بعضی ها در تلاش اند که با بزرگ نمایی و تیتر سازیهای رسانه ای سرنوشت مردم و جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران را به اینگونه اطلاعیه ها و ملاقات های موسمی آقایان پیوند بزنند و رندانه آنرا را در مسیری که دلخواه جناح مغلوب نظام است، هدایت کنند، باید هشیار بود. باید مردم را در مقابل سئوالات جدی ای قرار داد که بتوانند در تصمیم گیری هایشان با آگاهی و اختیار بیشتر قدم بر دارند. در این رابطه چند نکتۀ زیر را شایان توضیح میدانم  :

1- در مورد اوتوریتۀ رهبر باید توجه داشت که وی اوتوریته اش را از لوله های تفنگ و تخت های شکنجۀ سردارانش مثل طائب و نقدی و رادان و عراقی و غیره می گیرد و نه مردم. در تظاهرات سال گذشته شاهد بودیم که بخش بزرگی از مردم  بپا خاستۀ پایتخت و شهرستان ها مصلحت های مورد نظر آقایان موسوی و کروبی و تاج زاده و خاتمی و دیگر یارانشان را کنار زده و جملگی با دادن  شعارهایی چون مرگ بر خامنه ای، خامنه ای قاتله ولایتش باطله و غیره خواست بخش های بزرگی از ملت را در خیابان ها طنین انداز کردند.

 2- عصارۀ پیام آقایان بغیر از پاسخگویی و رفع اتهامات وارده از سوی خامنه ای به ایشان و دوستانشان در سفر اخیرش به شهر قم، در حد هشدار و توصیۀ دلسوزانه ایست در جهت حفظ مصلحت نظام و تداوم حکومتی که یادگار امام راحل شان است !

 3- نظام ولایت فقیه از اینگونه اظهار نظر های انتقادی بی خطر تا جایی که باعث تحریک عمومی (به خیابان کشاندن مردم به خیابان ها) نشود، متضرّر نمی شود. آقایان دقیقاً با خط سرخ های یکدیگر آشنایی دارند و خود می دانند که ریشۀ اختلافاتشان در کجاست.

4- آیا عجیب نیست که رهبران جنبش میتوانند با هم در قلب پایتخت دیدار داشته باشند و اطلاعیۀ مشترک صادر کنند.
 اصلاً فرض می گیریم که رژیم برای پروراندن اینگونه ابهامات و ایجاد تردید نسبت به آقایان موسوی و کروبی نزد هوادارانشان و حتی کم اهمیت جلوه دادن آنها، اجازۀ چنین دیدار هایی را می دهد. در اینصورت بنا به پیشینۀ این رژیم، آیا تاکنون موردی سراغ داریم که حاکمان سنگدل این نظام در مقابل هر گونه حرکت و گفتار و نوشتاری که ذرّه ای برای حکومت شان تهدید آفرین باشد، بی تفاوت باشند؟ آیا اعتبار و مشروعیت اجتماعی و مذهبی این آقایان از مراجع تقلید و آیات به اصطلاح عظام شیعیان که در چهار چوب وظایف دینی خود (امر به معروف و نهی از منکر) گاه به گاه انتقاداتی را متوّجه حکومتگران می کنند، بالاتر است؟ آیا به آنها رحم کرده اند و یا تاکنون، جایگاه و شان مذهبی آنها مانع از سرکوب و تهدید شان توسط مهره های هار ولی فقیه شده است ؟ آیا هنوز شّک داریم که وقتی پای حیات مافیای قدرت جمهوری اسلامی به میان میاید، در حذف مخالفین جدی، تردیدی به خود راه نمی دهند؟

5- انتقادات بی خطر در رابطه با نظام نامشروعی که آب از سرش گذشته و آبرویی نزد ملت ایران  ندارد، از چند نظر مثبت و یاری رساننده هم است. از جمله باعث فرو ریختن خشم تدریجی مردم بر علیه نظام جمهوری اسلامی و حاکمان کنونی اش می شود و یا در مقابل جناح حاکم رژیم، در درون کشور و صحنه های سیاسی بین المللی، آپوزیسیونی مطرح میشود که می تواند تا حدود زیادی همۀ اپوزیسیون های غیر خودی را تحت الشعاع خود قرار داده و باعث سر گردانی و بی عملی بخشی از نیروهای فعال جامعه شود.

6- برای فهم کردن بیشتر حقایق جا دارد که به سالگردهای امسال از جمله سالگردهای عاشورا، 22 بهمن، 18 تیر، سی خرداد (به خاک افتادن ندا آقا سلطان) و.... نظری بیفکنیم و آنها را با ایّام مشابه شان در سال گذشته، مقایسه کنیم، تا ببینیم که طی این مدت چه کلاهی بر سر مردم رفته است.

سیر تحولات سیاسی در یکسال و چند ماه گذشته در ایران و بررسی نتایج حاصله از مواضع و عملکردها و تصمیم گیری های سیاسی سران یا پیشکسوتان جریان سبز در طول یکسال اخیر، تابلویی را پیش و روی ما می گشاید که در آن اثری از تداوم جنبش و خیزش های مردمی دیده نمی شود. انگار که در یک قرار داد نانوشته و البته با رایزنی ها و توصیه های ریش سپیدان قوم، سناریویی در حال اجراست که از یکطرف با اکتیو نشان دادن اپوزیسیون داخلی، مردم را بدنبال خود می کشاند و از طرف دیگر کانالیزه کردن خشم و قهر  سی سالۀ مردم را راستای حفظ نظام جمهوری اسلامی مد نظر دارد. هر دو طرف دعوای خانگی هم بطور داوطلبانه و با درک موقعیت و میزان ظرفیت های یکدیگر بطور حساب شده ای بر علیه هم گرد و خاک لفظی و رسانهای بپا می کنند! و البته "چاقو دسته اش را نمی برد"

برای رفع پاره ای از ابهامات احتمالی ایجاد شده در اذهان بعضی از خوانندگان این سطور باید اضافه کنم که از نظر نگارنده،

1-      اختلافات خانگی دو جناح غالب و مغلوب رژیم صوری و ساختگی نیست. آما نفس اختلاف بیشتر شخصی و حیثیتی است.

2-      تضیقات و دردسر ها و تهدیدات رژیم نسبت به سران و بخصوص بدنۀ جریان سبز غیر واقعی و ساختگی نیست. چون بحث حاکمیت و قدرت در میان است. همچنین بر اساس شناختی که از دست پروردگان نا نجیب آخوندهای حاکم داریم، آنها به هر کجا که روانه می شوند، چون گراز جز ویرانگری اندیشۀ دیگری در مغز های کوکی شان ندارند.

3-      ولی فقیه رژیم تعمدآ خواستار بوجود آمدن وضعیت کنونی برای حذف یک جناح حکومتی و یا آلتر ناتیو سازی از درون خودی ها نیست. اما حال که وضعیت چنین اقتضا کرده، سعی در استفاده از فرصت های کنونی در جهت تثبیت موقعیت سیاسی خود دارد.

4-      تلاش های فردی بعضی از سران این جریان مثل آقای کروبی در دست و پنجه نرم کردن با راس حاکمیت این نظام حکومتی سر تا پا فاسد، نادیده گرفتنی نبست.

اما جوهرۀ بحث حاضر اینست که:

·         آقای موسوی و دوستانش، کاپیتان های قابل اتکا و اعتمادی برای رساندن کشتی طوفان زدۀ مردم ایران به سواحل امن آزادی و دمکراسی و عدالت و برابری نیستند

·         از هر حرکتی که بتواند در مسیر مبارزات مردم، منجر به تضعیف مافیای قدرت در رژیم ولایت فقیه گردد، باید استقبال کرد. اما نباید اجازه داد که جناح مغلوب و مغضوب رژیم بر مقدّرات مردم ایران چنگ انداخته و سکان دار جنبش سی سالۀ آزادیخواهی مردم باشد.

·         تنها راه حل برای ایجاد تحولات بنیادین سیاسی و حکومتی در کشور و نجات مردم از دست بختک آخوندهای قدرت پرست و تیره مغز، بکار گیری ظرفیت های ملی در چهار چوب یک سازمان کار فعال و دمکرات، در پرتو همبستگی تمامی نیروهای ملی و مردمی است. کاری که راه اندازی و برنامه ریزی اش به هیچ وجه ساده و بدون پیچ و خم نیست. این کار نیاز به دعوت کنندۀ مورد اعتمادی دارد که به ضرورت کار دستجمعی و فرا گیر رسیده باشد و با نظر و رویکردی مثبت برای فراهم آوردن مراحل مقدماتی این کار داوطلب شود. بالا ترین بهای قابل پرداخت برای نیل به این هدف جمعی مردمی و ملی نیز  از خود گذشتگی نیروهای سیاسی و شخصیت های آزادیخواه و دمکرات برای تحمل دگر اندیشی و کار با یکدیگر در جهت رهایی مردم از چنگ هیولایی است که هر چه زودتر حکم تاریخ باید در موردش اجرا شود. تعلل بیش از این به زیان همۀ نیرو های ملی و مردمی و مردم آزادیخواه ایران است که بارها و بارها آمادگی خویش را برای سرنگونی این رژیم در معرض دید و قضاوت جهانیان نشان داده اند.

 

سعید اطلس
16 آبان 1389 مطابق با  7 نوامبر 2010 میلادی  

 

 



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از سعيد اطلس (گيل آوا):




در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.